العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13450      تاریخ : 1393/10/30 09:46:09      بخش : متن خبرنامه دین پژوهان print
تجربه دينى خبرنامه دين پژوهان ـ شماره 2 ـ خـرداد و تـيـر 1380
تجربه دينى

 

چكيده: مسإله تجربه دينى, از جمله مسائلى است كه امروزه براى جامعه فرهنگى ما مسإله اى گشوده و مورد توجه است. در اين اقتراح, از معناى تجربه دينى و ربط و نسبت آن با عرفان, ايمان و گزاره هاى دين سخن به ميان آمده است. همچنين از حجيت معرفت دينى و ارتباط آن با دين شخصى و دين نهادينه شده تاريخى بحث شده است. عوامل تسهيل كننده و موانع وقوع تجربه دينى و نيز آثار و پيامدهاى تجربه دينى بر شخصيت و منش صاحب تجربه از ديگر مسائلى است كه در اقتراح مطرح شده اند. شركت كنندگان در اين اقتراح, آقاى مصطفى ملكيان و آقاى محمد لگنهاوزن بوده اند كه به جهت رعايت اختصار, نظرات آقاى ملكيان را در اينجا منعكس مى كنيم.
تجربه دينى لااقل در مورد سه پديده به كار مى رود:
1. آگاهى مستقيم و غير استنتاجى و حضورى نسبت به خدا يا امر متعالى يا امر مطلق يا معنوى;
2. پديده هايى روان شناختى و معنوى كه بر اثر خودكاوى بر آدمى مكشوف مى شود و از نظر متدينان تنها با فرض و قبول يك موجود فوق انسانى به نام ((خدا)) يا نام هاى ديگر قابل تبيينند;
3. مشاهده دخالت مستقيم خداوند در حوادث خارق عادت و شگفت انگيز; مثل معجزات, كرامات, استجابت دعا و مانند آن.
در هر سه نوع, شناخت مستقيم و مشاهده اى در كار است و از همين رو ((تجربه)) ناميده مى شوند و هر سه نوع بنابر ادعاى متدينان, مويد بعضى از گزاره هاى دينى و مذهبى اند.
تجربه دينى خاستگاه دين نهادينه و تاريخى است. همچنين تجربه دينى مى تواند مبدإ دين شخصى باشد; يعنى همه انواع سه گانه تجربه دينى مى توانند موجب شوند تا يك فرد به طور آگاهانه و خود خواسته به احكام و تعاليم يك دين در ساحت نظر و عمل التزام پيدا كند.
اما درباره اينكه آيا تجربه دينى مى تواند مقصد (1) دين شخصى باشد, بايد گفت هر سه نوع تجربه دينى مى توانند نتيجه (= يكى از معانى مقصد) دين شخصى باشند; اما در مورد هدف (= معناى ديگر مقصد) بايد گفت كه تجربه دينى از نوع دوم نمى تواند هدف باشد; ولى آن دو نوع ديگر مى توانند.
اگر ايمان را به معناى تسليم به يك حقيقت تصديق شده بپنداريم, تجربه هاى دينى مى توانند منشإ ايمان باشند. اگر ايمان را به معناى تصديق بعضى از عقايد جزمى و يا قبول اين عقايد بگيريم, تجربه هاى دينى مى توانند منشإ ايمان شوند. اما اگر ايمان را به معناى اعتقادى فراتر از شواهد موجود بگيريم, تجربه هاى دينى مى توانند ايمان را به علم كه شإن معرفتى والاترى دارد, ارتقا دهند.
عوامل تسهيل كننده تجربه دينى متفاوتند. از جمله آنها, سنخ شخصيتى افراد است. مثلا سنخ روانى ((كنش پذير ـ درون گرا)) بيش از سنخ هاى ديگر مستعد تجارب دينى اند. برخى طريقه هاى عملى, مانند راه ((يادآورى)), راه ((يكسويگى)), راه برخوردارى از آگاهى ((ناب)) و مانند آن نيز به حصول تجربه هاى دينى كمك مى كنند; اما هيچ كدام از اينها علت كافى براى تجربه هاى دينى نيستند. عوامل وقوع يا عدم وقوع تجارب دينى هنوز به چنگال علم درنيامده اند.
بزرگترين مانع وقوع تجربه دينى, عامل عقيدتى و معرفتى, يعنى علم زندگى scientism) ) است. علم زندگى, اعتقاد به جهان بينى اى است كه به ناحق و با گذرى روان شناختى, نه منقى, از علوم تجربى جديد به دست آمده است. علم زدگى با تشكيكى كه در امكان حصول تجربه دينى و نيز در اعتبار و حجيت معرفت شناختى آن مى كند, تقريبا همه زمينه هاى معرفتى, عاطفى و ارادى لازم را براى جد و جهد در طريق نيل به اين نوع تجربه در آدمى نابود مى كند. به همين دليل است كه انسان متجدد modern) ), در قياس با انسان سنتى, تجارب دينى كمترى دارد.
اما در مورد اينكه آيا باورى كه ناشى از تجربه دينى است, اعتبار و حجيت معرفت شناختى دارد يا نه, بايد گفت پاسخ آن بستگى دارد به موضعى كه در معرفت شناسى در باب مسإله توجيه اتخاذ مى كنيم. اگر نظرگاه ما بيرونى گروانهexternatisy) ) باشد, كه وثاقت گروى (reliabilism) (2) يكى از مشهورترين آنهاست, استعداد بيشترى براى پذيرش اعتبار و حجيت باور ناشى از تجربه دينى وجود دارد. اما اگر نظرگاه مادرونى گروانهinteralist) ) باشد, كه مبنا گروى (foundationalism) (3) و پيوستگى گروى (coherentism) (4) از مشهورترين آنهايند, در اين جهت استعداد كمترى وجود دارد; هر چند كم يا بيش امكان موجه بودن باور ناشى از تجربه دينى بر اين اساس نيز وجود دارد.
حال اگر تجربه دينى حجيت معرفت شناختى داشته باشد, آيا مى توان آن را پشتوانه باورهاى دينى قرار داد؟ در پاسخ به اين سوال بايد به چند نكته توجه داشت: يكى سنخيت تجربه دينى با باور دينى است; ديگر اينكه تجربه چه كسى پشتوانه باور چه كسى باشد و كدام نوع تجربه دينى مى تواند پشتوانه باور دينى باشد.
برخى, مانند مايلز, معتقدند كه تجارب دينى در عين اينكه اصل وقوعشان مورد ترديدى نيست, پشتوانه هيچ باور دينى اى واقع نمى شوند. به گمان من, اين قول قابل دفاع نيست و مى توان قائل شد كه پاره اى از تجارب دينى, باور بعضى از اشخاص مى تواند پشتوانه برخى از باورهاى دينى واقع نمى شوند. از سويى; خود صاحبان پاره اى از تجارب دينى جدا و قويا معتقدند كه در جريان تجربه دينى, واجد علم يا معرفت خاصى نسبت به عالم واقع شده اند و باورى كه از اين علم يا معرفت خاص ناشى شده است, در زمره انكار ناپذيرترين باورهايى است كه در طور عمرشان داشته اند. حال اگر چنين باورى عين يكى از گزاره هاى دينى باشد, چگونه مى توان پشتوانه بودن آن تجربه دينى را براى اين باور و گزاره دينى نپذيرفت؟ البته تا اينجا اين پشتوانه بودن براى خود صاحب تجربه است.
از سوى ديگر, كسانى كه خودشان صاحب تجربه دينى نيستند, مى توانند به طور غير مستقيم و استنتاجى و استدلالى, پاره اى از تجارب دينى را پشتوانه برخى از باورهاى دينى تلقى كنند; بدين نحو كه بگويند: شيوع تجربه هاى دينى خاص به حدى است كه مانند تجربه هاى حسى احتمال تواطى بر كذب گزارشگران و دروغ گويى همه آنها منتفى است; بنابراين صدق اخلاقى گزارشگران محرز است. اما براى اثبات صدق منطقى و مطابقت اعتقاد گزارشگران با واقع, بايد تجارب دينى را از سنخ علم حضورى خطاناپذير يا لااقل هم رتبه ادراكات حسى قائليم, براى آنها نيز قائل شويم. البته طى هر يك از اين دو طريق, خود نيازمند دليل است.
در مورد پيامدهايى كه تجربه دينى بر منش و شخصيت صاحب تجربه دارد, در يك كلمه مى توان گفت كه تجربه دينى نوعى رضايت باطن بسيار ژرف در شخص صاحب تجربه پديد مىآورد.
نقد و نظر (نشريه بازتاب انديشه)
دقت نظرهاى نويسنده محترم در اين بحث آموزنده است. نكات فراوانى درباره تحليل تجربه دينى و معرفت حاصل از آن در اين نوشتار كوتاه وجود دارد. اما هم چنان كه خود نويسنده نيز اذعان دارد, برداشت هاى متفاوتى از تجربه دينى, ارتباط آن با ايمان, معرفت دينى و... وجود دارد. بسته به نوع نگاه ما به مفهوم تجربه دينى, دايره معرفت بشرى, مسإله توجيه و مفهوم ايمان و باور دينى و شرايط حجيت آن, سرنوشت مباحث مطرح شده در اين اقتراح نيز تغيير مى كند; بنابراين نمى توان در اين بحث تنها يك مبنا را مد نظر داشت. اما تذكر نكاتى چند به جهت باز شدن بيشتر فضاى تإمل و بررسى براى خوانندگان گرامى خالى از فايده نيست:
1. هم چنان كه دكتر لگنهاوزن در همين اقتراح تذكر داده است, مفهوم تجربه دينى دايره اى گسترده تر از احوال و مكاشفات عرفانى دارد و تجربه عرفانى, نوع پيشرفته تجربه دينى محسوب مى شود. ادگار سفيلد برايتمن نيز مى نويسد: ((تجربه دينى هرگونه تجربه اى است كه هر انسانى در ارتباط با خدا مى تواند داشته باشد. تجربه دينى نوع يا كيفيت يگانه اى از تجربه نيست; بلكه روش يگانه اى براى درك تجربه است.)) (5) به نظر آقاى لگنهاوزن تجربه دينى شامل تجربه اى معمولى و عادل هم مى شود; كافى است كه چيزهاى معمولى را با توجه به خدا ببينيم.
2. به نظر مى رسد غير از آنچه نويسنده محترم در باب عوامل تسهيل كننده تجربه دينى گفته است, كه البته مدعى استقراى تام نيز نبوده است, بايد به خود زندگى دينى و عمل به شريعت نيز توجه داد. عمل به شريعت, خود نوعى انضباط روحى و درونى ايجاد مى كند كه اگر با تقليد منظم و تإمل و تفكر همراه شود, مى تواند تجربه آفرين گردد.
3. نويسنده, بزرگترين مانع حصول تجربه دينى را عاملى معرفتى, يعين علم زدگى, شمرده است بى شك اين عامل نقشى بسيار اساسى و جدى دارد و اگر نتوانيم آن را بزرگترين مانع بشماريم, لااقل از بزرگترين موانع به حساب مىآيد.
اما در كنار اين مانع, مى توان به موانع عملى نيز اشاره كرد. يكى از بزرگترين موانع حصول تجربه هاى دينى كه در روزگار ما نيز شدت يافته است, كثرت اشتغال به امور اين جهانى است كه بر اثر پيچيده شدن زندگى اين زمان و تو در تو شدن روابط معاش انسان ها پديد آمده است. زندگى متجددانه در عصر صنعت آن چنان انسان را به خود مشغول داشته است كه براى وى فرصتى باقى نمانده تا در خود فرود رود و زمينه حصول تجربه اى برايش فراهم آيد.
همچنين در بعد نظرى, ماده گرايى فلسفى و نيز ماده گرايى اخلاقى پشتوانه نوعى زندگى صرفا زمينى شده اند و انسان را به كلى از آسمان و حيات معنوى بريده اند. ماده گرايى زمينه هاى معرفتى و عاطفى و ارادى لازم را براى حصول چنان تجربه هايى از ميان برده است.
4. تنوع پيامدها و آثا تجربه دينى بر شخصيت و منش صاحب تجربه اجازه نمى دهد كه آنها را در يك كلمه خلاصه كنيم و آن را نوعى رضايت باطن ژرف به شمار آوريم. البته ترديد نيست كه رضايت باطن ژرف يكى از مهمترين و شايد مهمترين اثر تجربه دينى باشد; اما آثار ديگر تجربه دينى را نبايد ناديده گرفت. رضايت باطن يك اثر روانى است كه در كنار آن آثار روانى ديگرى مانند احساس يگانگى شخصيت, محبت به همه انسان ها, بلكه به مه موجودات, استحكام شخصيت و تزلزل ناپذيرى آن, قدرت نفوذ در ديگران و اثر گذارى بر آنان و... نيز پديد مىآيد. افزون بر اين آثار روانى, مى توان به آثار معرفتى نيز اشاره كرد كه در رإس آنها معرفت خداوند قرار دارد. همچنين به دست آوردن حكمت و بصيرتى عميق و كم شدن ميزان خطاهاى انسان در تشخيص صواب از ناصواب و يافتن راه از چاه, از ديگر پيامدهاى معرفتى تجربه هاى دينى است. بديهى است كه مدعى نيستيم تمام اين آثار و نتايج بر همه انواع و مراتب تجربه دينى مترتب مى شوند; بلكه مقصود اين است كه تجربه هاى دينى در پاره اى موارد, بويژه مراتب بالا و والاى آن, چنين آثار و پيامدهايى را دارند. آنچه مى توان به طور عام تر و رايج تر در اكثر موارد تجربه دينى يافت, نوعى اطمينان و آرامش درونى است كه در پى اغلب تجربه هاى دينى, از پايين ترين مراتب آن, همچون حال خوشى كه در دعا يا نماز براى انسان پديد مىآيد, تا بالاترين مراتب آن, همچون مكاشفات والاى عرفانى و تجربه هاى رويت خداوند, پديد مىآيد و شايد اين آرامش و طمإنينه با آن رضايت باطنى اى كه آقاى ملكيان اشاره كردند در يك افق واقع شوند.

1 ـ مقصد دو معنا دارد: الف) هدف: چيزى كه عامل, از انجام دادن عمل خاص, وصول به آن چيز را طلب مى كند; خواه در واقع به آن برسد يا نرسد, ب) نتيجه: چيزى كه عامل پس از انجام دادن عمل خاص و بر اثر آن عمل به آن چيز مى رسد; خواه آن چيز را طلب كرده باشد يا نه.
2 ـ اين نظريه كه يكى باور وقتى موجه است كه حاصل يك فرايند مجاز باشد. حتى اگر خود صاحب باور خبر نداشته باشد كه چه چيزى باور او را موجه مى سازد.
3 ـ مبنا گروى, معرفت را به دو دسته بزرگ تقسيم مى كند: الف) باورهاى مبنايى يا اساسى كه بدون اينكه مبتنى بر باورهاى ديگر باشند, موجهند; ب) باورهاى بنايى يا غير اساسى كه با ابتناى بر باورهاى مبنايى و از طريق يك سلسله استنتاجات يا استدلالات معتبر و قوى توجيه مى شوند.
4 ـ بر طبق نظريه پيوستگى گروى, موجه بودن يك باور بستگى دارد به درجه پيوستگى آن با ساير باورهاى شخص.
5 ـ اين مطلب را آقا لگنهاوزن در همان اقتراح از كتابPhilosophy of Religion A برايتمن نقل كرده است.


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد