العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
دوشنبه 3 مهر 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13458      تاریخ : 1393/10/30 09:53:39      بخش : متن خبرنامه دین پژوهان print
كتاب شناسى دين پژوهى خبرنامه دين پژوهان ـ شماره 2 ـ خـرداد و تـيـر 1380
كتاب شناسى دين پژوهى

 

دفاع عن التشيع
السيد نذير الحسنى
دفاع عن التشيع / السيد نذير الحسنى
(قم: الموسسه الاسلاميه العامه للتبليغ و الارشاد, 1421)
اين كتاب در بررسى و نقد كتاب; ((تحول انديشه سياسى شيعه از نظام شورايى تا نظام ولايت فقيه)) نوشته آقاى احمد كاتب, تدوين شده است. مولف ضمن مطالعه اصل كتاب و مصادر و مستندات آن مى گويد; نقش عمده شبهات و تحريفات احمد كاتب غير علمى و تعمدى و اعتماد بر روايات ضعيف است.
اين كتاب توسط سيد كمال الحيدرى مقدمه اى جامع درباره عقايد شيعه مثل; امامت, حصر تعداد ائمه(عليهم السلام), اسامى ائمه(عليهم السلام) و حضرت مهدى(ع), اينكه آيا حضرت زنده است و يا بعدا متولد خواهد شد؟ مطالبى را با توجه به شبهات احمد كاتب نوشته است.
سپس آقاى نذير حسين طى يك مقدمه نسبتا مفصل, به شبهات و ايرادات احمد كاتب و نيز علت ايجاد آن توهمات پرداخته است. وى مى گويد اكثر شبهات احمد كاتب در كتب متقدمين طرح شده و علماى شيعه, مثل مفيد, صدوق, طوسى, سيد مرتضى و ديگران پاسخ داده اند. ليكن در سالهاى اخير همان شبهات با سبك جديدتر همراه با سرو صداهاى زياد, توسط احمد كاتب منتشر شد بدون اينكه در اقوال و شبهات تشيع بكند و حتى نامبرده مشخصات كتابى كه از آنها اقتباس كرده است را نياورده است حتى وى زحمت مطالعه منابع ديگر را به خودش نداده است و لذا تنها از يك منبع استفاده كرده است.
اين كتاب در يازده فصل به صورت زير تإليف شده است: فصل اول موضوعات و وقايع تاريخى كه حتى برادران اهل سنت نيز آنها را قبول دارند مثل انكار علائم ظهور امام زمان, انكار احاديث صحيح, اعتماد بر روايات ضعيف ...
فصل دوم: تحت عنوان كذب عمدى بر علماى شيعه; مشتمل است بر تكذيب علماى شيعه مثل شيخ مفيد, شيخ صدوق, شيخ نوبختى, شيخ طوسى و سيدمرتضى.
فصل سوم كتاب به غلطهاى قبيح احمد كاتب درباره عقل و نقل, معناى اجتهاد و نص و... اختصاص دارد. فصل چهارم به افترإات و اكاذيبى كه مولف به ائمه معصومين(عليهم السلام) نسبت داده است مى پردازد. در فصل پنجم به نظريه شورى مى پردازد و شبهه مولف, در مورد امامت ائمه معصومين(عليهم السلام) و نصب الهى آنها و مسإله شورى را پاسخ مى دهد. فصل ششم كتاب در مورد افتراعات احمد كاتب نسبت به اركان نظريه امامت الهى است. فصل هفتم درباره حصر تعداد جانشينيان پيامبر(ص) (خلفإ اثنى عشر) مى باشد. فصل هشتم در برخى از احكام كه احمد كاتب بدون تحقيق و بررسى به آنها معتقد شده است اختصاص يافته است. فصل نهم كتاب به عدم آگاهى كاتب نسبت به موارد تقيه و علم غيب ائمه اختصاص دارد. فصل دهم به گرايشات فرقه هايى كه احمد كاتب نسبت به آنها گرايش و اعتماد كرده است, اختصاص دارد. فصل يازدهم به برخى نتايج و اهدافى كه احمد كاتب بخاطر آنها كتابش را نوشته است, اشاره دارد.
اين دومين كتابى است كه به منظور جوابگويى و استدلال بر شبهات احمد الكاتب نوشته شده است و كتاب مبتنى بر نام شبهات و ردود توسط سامى البدرى در سال گذشته منتشر شده است.

تصوف چيست؟
(مارتين لينگز)
تصوف چيست؟ / نوشته مارتين لينگز, ترجمه مرضيه (لوئيز)شنكايى و على مهدىزاده.
تهران: نشر مدحت, 1379
مارتين لينگز از جمله هدايت شده گان است كه على رغم تولد در يك خانواده مسيحى, رحمت خداوند شامل حالش شد و اسلام را برگزيد و طريق عرفان را در پيش گرفت. دست به قلم برد و تجربه هاى معنوى خود را در قالب كتاب به پژوهشگران و انديشمندان عرضه كرد. كتابهاى او به چندين زبان متداول دنيا ترجمه شده است و شيوه نگارش وى به سبك قديم زبان انگليسى نزديك است تا شيوه روان و ساده امروزى كه به همين دليل مفاهيم معنوى و روحانى مشروح در كتابهاى ايشان ترجمه اى نه چندان روان را به دنبال داشته است.
مولف پس از اخذ مدرك زبان انگليسى تصدى كرسى زبان انگلوساكسون در ليتوانى را به عهده گرفت, اما علاقه او به تصوف و زبان عربى او را در سال 1939 به مصر كشاند و در سال بعد در دانشگاه قاهره مشغول كار شد. وى مقاله هاى زيادى در دايره المعارف بريتانيكا و نشريات ديگر و كتابهاى متعددى درباره تصوف و دين در خاورميانه و اديان تطبيقى نوشته است.
ترجمه كتاب تصوف چيست برگردان به زبان فارسى با استناد به متن انگليسى است كه با عنوانWhat is sufism به چاپ رسيده است.
ترجمه اين كتاب به زبان فرانسه نيز موجود است كه در مواردى از آن نيز در ترجمه بهره گرفته شده است.
مولف هدف از تدوين كتاب فوق را دسترسى به جواب سوالى مى داند كه عنوان كتاب با آن شروع شده است و اذعان دارد كه در جهان غرب در سالهاى اخير برخى جواب هاى شبهه ناك و دو پهلو داده شده است.
مطالب كتاب در نه قسمت سامان يافته است.
در قسمت اول به اصالت تصوف اختصاص يافته در پاسخ به سوال تصوف چيست؟ مى گويد ((گه گاه تجلى وحى, مانند موجى بزرگ و خروشان از اقيانوس نامحدود به مراحل دنياى محدود, جريان مى يابد وابسته تصوف هم شيوه سلوك و فن انضباط و دانش غوطه ور شدن در يكى از اين مواج و بازگشت به سوى سرچشمه ازلى و ذات لايتناهى است)) و در ارتباط با اصالت تصوف چنين بيان مى كند:
((تصوف همان عرفان اسلامى است و معنايش اين است كه تصوف اصلى ترين و قدرتمندترين جريان آن موج خروشانى است كه وحى اسلامى را تشكيل مى دهد. كاملا واضح است كه تإكيد بر اين مطالب به هيچ روى ناچيز شمردن وحى اسلامى نيست بلكه تإييدى است بر اين كه تصوف هم اصيل و هم ثمربخش است)).
در قسمت دوم كتاب به جهان شمولى تصوف مى پردازد. و با اشاره به ديدگاه كسانيكه مى گويند ((تصوف از قيد مذهب آزاد است)) به خاطر احساس خطرى است كه در رابطه با جهان شمولى بودن تصوف دارند ضمن ممكن دانستن اين دغدغه اشاره مى كند كه ((جزئيت كاملا با جهان شمولى منطبق است و براى درك اين حقيقت در يك نگاه فقط بايد به هنر مقدس نگاه كنيم كه در عين اينكه جزئى است جهانى نيز هست))
در تصوف عنايت و هدف نيل به قداست و ضمن بر شمردن ارتباط هنر مقدس با كار فطرى فردى و سازگارى ميان امر كلى و امر جزئى و هم چنين سازگارى ميان رمز يا نماد دايره با مركز آن بدين مطلب اشاره مى كند ((اگر حقيقت مطلق روشنى بخش نبود چيزى به نام پرتو و حتى شعاع هندسى نمى توانست وجود داشته باشد چه برسد به طريقتى معنوى كه بالاترين مثال و نمونه آن است. بدون نور حقيقى تمام شعاعها و پرتوها و كل هستى ناپديد مى شوند, زيرا شعاع بزرگترين نمادهاست چون نشان مى دهد كه همه چيز به او وابسته است و بنابراين رابطه اى ميان اصل الهى كه تجليات و آفرينش آن وجود دارد و ضمن بر شمردن شعاع به بعد مذهبى عرفان و با اشاره به اسلام و تصوف مى گويد ((در مورد اسلام دين تصوف است كه در پرتو اين نماد هم كل و هم جزء ديده مى شود))
در قسمت سوم به بررسى نگاه صوفيه به كتاب كه در اين منظور قرآن است مى پردازد و مى گويد ((اگر با رجوع به نمادگرائى اصلى مان سوال شود كه موج متلاطم چه شكلى را به خود مى گيرد جواب اين است كه در نهايت شكل كتابى را به خود مى گيرد كه قرآن ناميده مى شود))
صوفيه ضمن صحبت از استغراق در آيه هاى قرآن اشاره به تمركز صوفيان مى كند كه سراسر عمر بر تلاوت قرآن مداومت دارند در اين قسمت با ذكر آيه ها به عنوان الگوى صوفيان مى پردازد به عنوان نمونه ((اهدنا الصراط المستقيم)) اين دعا بارها در نماز تكرار مى شود و در نتيجه رايج ترين دعا در اسلام است در عين حال به ويژه متعلق به صوفيان است. چرا كه آنها به عنوان رهشناس ترين اعضا به جامعه مى توانند گوش جان به اين آيه ها بسپارند. چنان در آن داخل شوند كه گوئى به اصل خود وارد مى شوند)) در اين اينجا ضمن برشمردن آيات و روايات از قرآن و پيامبرگرامى(ص) اسلام و به اين مطلب اشاره مى كند كه سلسله مراتب ارزشهاست كه مى تواند به عنوان ملاكى براى قرار دادن همه چيز در جاى مناسب خود و در عين حال مبنائى كلى براى استنتاج به حساب آيد و در اين جا با اشاره به مسئله قاعدين و مجاهدان و اهل يمن به سلسله مراتب روحانى اشاره مى كند ((نخست صوفيانى كه سالك اند دوم آنهايى كه نسبتا ساكن اند آنان كسانى اند كه ايمان و عمل آنها عطر و بوى تصوف را دارد و سومين دسته اكثريتى كه اهل ظاهر هستند)) و با اشاره به اين كه صوفى به صمت جلو حركت مى كند در اوج سلسله مراتب و نزديك ترين راه به ديدگاه قرآنى است و در نهايت به اين مطلب مى پردازد كه برخى از تعاليم قرآنى فقط براى صوفيان است و بس.
در قسمت چهارم كه تحت عنوان ((پيامبر)) سامان يافته به ارتباط وحى و گيرنده وحى مى پردازد و با تعريف رسول ((رسول به عنوان ملاك اعظم با تجسم انسانى روح مطلق تعريف مى شود)) در مقايسه بين قرآن و پيامبر(ص) اشاره مى كند كه ((درست همان طور كه قرآن در بردارنده تمام جنبه هاى زندگى انسان است, همين طور سرنوشت حضرت محمد(ص) هم چنان ابعاد متنوع استثنايى داشت)) و با تإكيد بر جنبه اخروى حضرت محمد(ص) و اين كه كمال دنيوى حضرت براى جذب آخرت بود اين مطلب را سرمشق اهل تصوف مى داند و با اشاره به معراج پيامبر(ص) مى گويد ((او از صخره اى در اورشليم به طور معجرهآسايى انتقال مى يافت و در آنجا روند خلقتش معكوس گرديد يعنى بدن او در روح, روحش در روح كلى و آن نيز در حضور الهى جذب شده بود. اين ((استهلاك)) طريقت تصوف را ترسيم مى كند)) و در ادامه با اشاره به خانه خدا و ارتباط اين تمركز ظاهرى با تمركز درونى و با اشاره به هدف عاليه تصوف كه مى خواهد دم خدا باشد نه بازدم او... بنابراين با ذكر يكديگر از طريق غرق شدن در وجود پيامبر(ص) را ذكر نامهاى او و مناجاتهاى مربوط به ايشان مى داند.
در قسمت پنجم كه تحت عنوان ((قلب)) بيان شده با اشاره به سير تحول تاريخى تصوف و با نظر به لفظ تصوف و با اشاره به اين مطلب كه صوفيان خود را فقرا ناميدند مى گويد اين واژه صوفى ريشه در قرآن دارد ((خداوند بى نياز است و شما نيازمند)) در ريشه اين مطلب با توجه به معرفت عقلى و قلبى و دريافت قلبى به عنوان مطمئن ترين دريافت اشاره مى كند و اين مطلب را با اشاره به آيات و روايات و اين كه مستقيما بر قلب و سپس بر ذهن و جوهر روحى انسان الهام مى گردد و با تشبه به اين مطلب چنين بيان مى كند ((در معناى روحانى, زمانى كه ذات متعالى موضوع آن است تعيين, نتيجه كشف و شهود و معرفت قلبى است))
در قسمت ششم تحت عنوان ((آموزه عرفان)) با نگاهى به ارتباط عقل و آموزه هاى عرفان اسلامى و ارتقإ قواى نفسانى از جمله عقل به واسطه اسم اعظم به اين مطلب اشاره مى كند كه كلمه لااله الاالله عقل اين چهار كلمه را خلاصه مفهوم حق تعالى مى داند و از نظر قلب و مرتبه تعيين تنها يك اسم جامع است. سپس با اشاره به نظر اسلام در خصوص دوست و اشاره به آيات و بيان نظريه هاى عرفا و غلبه الوهيت اشاره به حديث قدسى مى كند.
((وقتى من او را دوست بدارم, گوش او مى شوم به هنگام شنيدن, و بينائى او مى شوم به هنگام ديدن))
و در قسمت هفتم تحت عنوان ((راه و روش)) با اشاره به اين مطلب كه پرستش و عبادت سبب نزديكى و قرب به خداوند است ضمن نتيجه بندى عبادات و با بر شمردن مسائل شهادت و ويژگيهاى اذكار و عباداتى كه صوفى انجام مى دهد و بيان كشفيات و ويژگى آن و اشاره به قبض و بسط مى گويد ((قبض تلاشى است آغازين براى برقرارى اسلام به عنوان محور آگاهى و ايجاد حركت به سمت آن و چيزى از اين قبض بايد حفظ شود تا بازتاب ملازم خود را كه بسط است كنترل كند, و اين به معنى كم كردن دامنه و وسعت خود نيست بلكه بر عكس براى نجات آن از برگشت به محدوديتهاى دنيوى است)) و ضمن بر شمردن سماعت عارفان به مراحل سه گانه قبض و بسط اشاره مى كند و سپس اشاره به مراقبه و اينكه براى صوفى منبع بزرگ مراقبت و تمركز خود قرآن است.
قسمت هشتم با عنوان ((انحصارى بودن تصوف)) مى باشد و براى تصوف چهار خصوصيت, مركزى, متعال, ژرف و اسرارآميز, دقيق و سخت گير, مى توان بر شمرد كه همه آنها در واژه مقدس خلاصه مى شوند و جنبه انحصارى آن قدرتمند و خطرناك و غريب و ضرورى مى داند.
جنبه انحصارى تصوف را فقط مربوط به سالكانى مى داند كه شايسته اين نام هستند.
اما شگفت اين كه على رغم اين انحصار و ابزار مشمول نيز هست و آن شامل كسانى كه به نوعى قيام بر عليه محدوديتهاى اهل ظاهر داند.
تصوف قدرتمند است بدين لحاظ كه چيزى جز ابزار پيروزى تام و تمام رب مطلق نيست خطربزرگى در تجربه عرفانى در كمين است و بايد عموما از اين تجربه دور نگه داشته شوند و از آنجائى كه اخلاص هدف تصوف است به اين معنى است كه روح تازه وارد بايد نسبتا ناخالص باشد و به خصوص كه يك تازه وارد انگيزه كاملا خالص بعيد است كه داشته باشد و لذا براى كسانى كه فاقد بعضى از مقدمات هستند بهتر است كه وارد اين مرحله نشوند.
ويژگى هايى از ساختار دين اسلام مناسب با اين موضوع است.
خط تمييز ما بين جبر و اختيار كه به يك معنا موازى تمييز بين ((اصحاب يمين)) و ((سابقون)) يعنى رستگارى و پاكدامنى است هم چنين شامل تمييز بين اهل ظاهر و اهل باطن است و اكثر مردم از حداقل راهنماى شرعى مناسب كه معيار رهائى و نجات است برخوردارند و مسئوليت فقها والهيون در همين حوزه قرار دارد. عرفاى اسلامى ـ اين بدون شك به اين دليل است كه ميراث آنها بعد ژرف و متعالى خود را به دست آورند ـ به معنى متداول از تبليغ و وعظ معاف شده اند. و در بعضى شرايط اگرچه نه هميشه مى توانند نظرى كاملا انحصارى اتخاذ كنند تا آنجا كه بگويند: ((يا تصوف را آن طور كه هست عميقا درياب يا رهايش كن)).
قسمت نهم با عنوان ((تصوف در طول قرون)) اختصاص يافته و با نگاهى تاريخى به مسئله تصوف مى گويند احاديث پيامبراكرم(ص) آكنده از مواعظ عرفانى است كه نشان مى دهد كه در حقيقت رسما او اولين شيخ صوفى بود.
خبير مى گويد تمام طريقه هاى عرفانى مسدود است مگر براى كسى كه از گامهاى رسول اكرم(ص) پيروى مى كند و اين دانش آغشته به كلمات رسول خدا(ص) است.
و بعد از پيامبرگرامى(ص) نوبت به عمر و سپس به على ابن ابى طالب(ع) مى رسد كه پيشواى اهل تصوف بودند و در مراحل بعدى از خريصرى, رابعه عرديه, جنبد بغدادى و عبدالقادر دحلاج و جلال الدين رومى و ابومدين و محى الدين ابن عربى در بيان اين مطلب توضيحاتى را در خصوص بعضى از عرفا مطرح كرده در هر حال با توجه به اين كه نويسنده مطالب خود را از منابع مختلف استفاده كرده و در بعضى از موارد با تجره هاى دينى غرب و در برخى از مطالب خويش از منابع اهل تسنن سود جسته لازم است كه با تإمل و تإنى بيشترى به مسائل آن نگريسته شود.
در پايان كتاب پاره اى از واژه ها و اصطلاحات با نمايه آورده شده است.


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد طراح : دریانت