العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
سه شنبه 25 مهر 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13479      تاریخ : 1393/11/2 09:20:03      بخش : متن خبرنامه دین پژوهان print
اسلام دين ناشناخته خبرنامه دين پژوهان ـ شماره 3 ـ مرداد و شهريور 1380
اسلام دين ناشناخته

فته نامه اشپيگل, مجله كثيرالانتشار آلمانى در شماره 23 مورخ 2 / 6 / 2001, صفحه هاى 158 تا 180, در گزارش مفصلى با عنوان ((محمد(ص) كيست؟)) به بيان تحولات تاريخ اسلام از زمان پيدايش تا دوران حضار, در مراحل شكوفايى و قهقرا مى پردازد بخش قابل وجهى از اين گزارش به پيامبر اسلام و تاريخ زندگانى ايشان مربوط است. مقاله به تفصيل در صدد جستجو ريشه هايى برآمده است كه مسبب اعراض بخش زيادى از مردم آلمان از اسلام و مسلمانان است. نويسنده معتقد است كه برغم تنوع برداشتها و اشكال مختلفى كه از اسلام در نقاط مختلف جهان وجود دارد, در مطبوعات و رسانه هاى آلمانى چهره اى خشن, افراطى و سختگير از اسلام مسارق اين خشونتها و رفتارهاى افراطى است. مقاله به نمونه هاى متعددى از بهره برداريهاى اشاره مى كند كه به منظور برآوردن مصالح شخصى و يا حكومتى, دين اسلام و پيامبر را تفسير كرده اند. بيان تفاوتهاى اسلامى بخشهاى ديگر اين مقاله را تشكيل مى دهند. كوششهايى كه طى دهه هاى اخير براى تحقق بخشيدن به يك نظام اسلامى از سوى برخى از كشورها و جريانهاى اسلامى دنبال شده است در معرض ارزيابى و نقد مقاله قرار گرفته است. از آنجا كه اين هفته نام در تكوين و تلقى افكار عمومى در آلمان نقش بالنسبه تعيين كننده اى دارد لازم دانستيم فقرات مهم ن را ترجمه كنيم و در اختيار علاقمندان قرار دهيم. اساسا لازم است كه مسلمانان خود را در آينه برداشت ديگر هم ببينند و بدانند كه در سرزمينهايى ديگر, از زبان ديگران درباره آنان چه گفته شده است. بالطبع مواجهه اسلام با تمدنها و فرهنگهاى ديگر تبعاتى پديد مىآورد كه مطالعه و بررسى آنها ما را از قابليتها و امكانات آن بيشتر مطلع مى كند و بسترهاى نظرى مناسبى براى تداوم سازنده اين مناسبات پديد مىآورد. اشپيگل و مقاله مفصل آن در خصوص اسلام, گزارشى ((از ديگران)) در خصوص فرهنگ و تمدن ما است.
دين اسلام براى ما ناشناخته ترين اديان جهانى است خواست و واخواست ميان يك دين و پيروانش بيش از هر دينى در اسلام ملاحظه مى شود. ناظران غربى با سردرگمى شاهد پيشروى اسلام هستند. آيا قرآن با طرح ((جهاد مقدس)) تهديد گر ما است يا اين كه داعى به انعطاف و مدارا است. پژوهشگران اطلاعات قابل توجهى را در خصوص زندگى و افكار حضرت محمد(ص) منتشر كرده اند.
باريكه غزه ـ مناطق خودگردان فلسطينى ـ اتاقى در محوطه پشت يك ساختمان: مردى كه دوربين ويدئويى متوجه اوست با آرامش مى گويد: ((من به ارتش نظامى حماس تعلق دارم و يكى از دوازده تنى هستم كه در عمليات شهادت طلبانه و انتحارى شركت مى كنم. )) وى اين عبارات را در حالى بر زبان مىآورد كه آثارى از لزش ناشى از ترس در صدايش ملاحظه نمى شود. در روى ميز چوبى زه در مقابل او قرار دارد سه سلاح جنگى چريكى قرار دارد. بر روى ديوارهاى برهنه اتاق تنها سه پرچم سبز كه نشان اسلامند به چشم مى خورد. ((شهيد)) آياتى از قرآن را قرائت مى كند و سپس دوربين ويديويى متوقف مى شود.
اين فيلمى از وداع يك مسلمان است كه پس از مرگش منتشر شد. در تاريخ 27 ماه مارس سالجارى ((دياطارى)) 19 ساله در حالى كه مواد انفجارى به خودش بسته بود ايستگاه اتوبوسى را در اورشليم منفرج كرد و خود بلافاصله كشته شد. تنها يك معجزه باعث شد كه هيچ اسرائيلى كشته نشود. اما حاصل اين عمليات بر جاى ماندن 30 زخمى اسراييلى بود. لااله الاالله, محمد رسول الله عباراتى است كه مسلمانان در هنگام نماز درباريكه غزه بر زبان جارى مى سازند.
صحنه اى ديگر: (نويسنده در اين بخش اشاراتى به اقبال جوانان اسپانيايى به اسلام دارد ـ م) پس از گذشت 500 سال از سقوط حكومت اندلس در جنوب اسپانيا جوانان اندلسى به طور فزاينده اى به اسلام روى مىآورند. شمار اعضاى جامعه جديد مسلمانان در غرناطه بالغ بر بيش از 500 تن مى گردد. در مجموعه اندلس بيش از 7000 پيرو پيامبر اسلام زندگى مى كنند كه در 30 مسجد و مرز اسلامى از ميراث حكومت اسلامى اندلس در جنوب اسپانيا مراقبت و محافظت مى كنند و اين گرايش در حال تشديد است. در خيابانهاى اين شهر بوى دلنواز عسل, بادام بوداده, روغنهاى معطر به مشام مى رسد. اماكن عرضه مشروبات الكلى به قهوه خانه هايى تبديل شده اند كه در آنها مى توان به جاى نوشابه هاى الكلى چاى معطر نوشيد. رستورآنهابا عرضه غذاهايى چون حريره و ديگر اطعمه خاص شمال آفريقا رهگذران را وسوسه مى كند. نقاشيهايى كه بر روى ديوارهاى خانه ها شهر ترسيم شده اند, چهره جهان اسلام را به نمايش مى گذارند. در كارگاههاى سراميك شهر, مسلمانان كوزه ها و ظرفهاى سفالين تزيين شده به زمينه اى از نقش پرندگان و سيبهاى مخصوص غرناطه را توليد مى كنند. اميليود سانتياگو, مورخ اسپانيايى در خصوص ميراث فرهنگ اسلامى در اندلس مى نويسد: حاكميت اسلام بر اندلس, دوران طلايى ما بود كه قرين با پيشرفت و انسانيت بود. لااله الاالله, محمد رسول الله عباراتى است كه مسلمانان در هنگام نماز در غرناطه بر زبان جارى مى سازند.

زنده ترين و پوياترين دين در جهان
در يك تلقى, اسلام دعوت به مقاومت عليه اشغالگرانى است كه سرزمينى را با خشونت در تصرف خود در آورده اند. اين دعوت با استفاده از ابزارهاى تروريستى از سوى مسلمانان اجابت مى شود. در تلقى ديگر اسلام بسترى است براى محبت و همزيستى با ديگران. قطع نظر از اين دو تلقى به هر حال اسلام زنده ترين و پوياترين دين در ميان اديان جهانى است. آيا شمار مسلمانان جهان, كسانى كه آموزه هاى حضرت محمد(ص) را پذيرفته اند بالغ بر 2 / 1 ميليارد و يا 3 / 1 ميليارد تن است؟ در اين خصوص اطلاعات روشنى در دست نيست. اما يك نكته در اين ميان مسلم است و آن اين كه سرعت رشد هيچيك از جوامع دينى به پاى سرعت رشد اسلام نمى رسد. بسيارى اسلام را به منزله دينى تلقى مى كنند كه از استعداد ويژه اى بر آتش افروزى برخوردار است و آن را چون كمربند بزرگ و دامنه دارى مى يابند كه مخاطرهآميز و تهديد كننده است. اين اسلام ابعاد گسترده اى دارد: از سنگال تا سوماترا, از سوماليا تا جينجيانگ. در اين حوزه گسترده تقريبا يك پنجم ازجمعيت جهان رو به قبله در مكه دارند.
در اروپاى غربى نيز شمار كسانى كه در سلك مسلمانان در مىآيند و عمدتا مهاجرانى هستند كه از كشورهاى شمال آفريقا, آسياى جنوب شرقى و تركيه در اين سرزمينها به سر مى برند, به سرعت در حال افزايش است و در حال حاضر بالغ بر 15 ميليون تن است 8 / 2 ميلون تن در آلمان مسلمان هستند و اين روند رو به تزايد است. در بيش از 30 كشور مسلمانان اكثريت جمعيتى آن كشورها را تشكيل مى دهند. شمار مسلمانان در هند به عنوان يك اقليت 140 مليونى است در بسيارى از اين كشورها اسلام كه در لغت به معنى تسليم در برابر خداست, دين رسمى به حساب مىآيد. برخى از كشورهاى مسلمان در شمار كشورهاى غنى جهانند (مانند بورنثى در خاور دور و امارات در منطقه خليج فارس) و برخى دگير از سرزمينهاى اسلامى در شمار كشورهاى بسيار فقير و تهيدست (مانند سومالى در آفريقا و بنگلادش درآسيا). زمامداران اين كشورها نيز متفاوتند. در حالى كه در عربستان شاه فهد محافظه كار حاكميت دارد, در كشورى مانند ليبى قذافى تندرو و عصبى مزاج حاكم است. در مصر مبارك با ديدگاههاى فارغ از جزميتهاى دينى درنظامى مبتنى بر حاكميت اراده يك فرد حكم مى راند و در افغانستان ملاعمر, اين جنگجوى از پشت كوه بر آمده. در عراق نيز صدام حسين اين ديكتاتور سفاك حاكم است كه در پى همه آوردى با آمريكا است و در تمناى اين است كه ساير برادران مسلمانش را در مقابله با غرب به ميدان بكشاند.

در صلح و آشتى با همسايگان
غالب مسلمانان جهان خوشبختانه در چارچوب اصول و قوانين دشوار دين اسلام با خويش و با همسايگانشان در صلح و آشتى زندگى مى كنند. البته جهان كم بهره از زمامداران تند و تيز و خشن نيست. آيت الله خامنه اى, قدرتمندترين مرد در دولت اسلامى ايران در اين خصوص با بيانى برافروخته و خشمگين مى گويد: ((قرآ در يك دست و شمشير در دست ديگر. به اين ترتيب پيامبر ما رسالت دين اسلام را تحقق بخشيده است. اسلام ايمان و اعتقاد آنانى است كه قائل به مبارزه و انتقام گيرى هستند)) (هيچ ماخذى براى اين نقل قول نيامده است ـ م). شيخ سعيد شعبان در لبنان مبارزان خود را به جهادى مقدس فراخوانده است: ((پيشروى ما آغاز شده است. اسلام سرانجام آمريكا و اروپا را تسخير خواهد كرد. تنها راهى كه بارى اين جهان بحران زده و فرو رفته در ترديد باقى مانده اسلام است)).

خصم جديد براى غرب
پس از فروپاشى روسيه كمونيست كه در منظر كشورهاى غربى ((سرزمين شرارتها)) بود, سياستمداران و روزنامه نگاران غربى در اشكالى خام و با بزرگ نمايى و گرته بردارى از رويدادهاى جارى در خاور ميانه در صدد بر مىآمدند خصم جديد براى كشورهاى غربى بسازند و از بنياد گرايى اسلامى نام بردند. روزنامه زود دويچه تسايتونگ با نگرانى و ترس در اين خصوص نوشت: مسلمانان در صدد برآمده اند آخرين سنگرهاى رفاه, آزادى و دمكراسى را به تسخير خود در آورند. ساموئل هانتينگتون, استاد دانشگاه هاروارد حتى قائل به اين شد كه منازعات خونينى كه در مرزهاى سرزمينهاى اسلامى با غرب جريان خواهد يافت, غير قابل اجتناب است. وى دور نمى دانست كه مقابله ميان فرهنگها منجر به بروز جنگ جهانى گردد. آيا مجوزى براى تفسير متون قرآنى در جهت اقتضائات دوران جديد وجود دارد؟ آيا پيروان خودش را به اجبار به مبارزه عليه پيروان ساير اديان دعوت مى كند؟ آيا احكام مربوط به بريدن دست دزد و يا اعمال مجازاتهاى سنگين عليهزنان خاصى و يا تعقيب نويسندگان مرتد ازلوازم جدايى ناپذير اعتقاد به اسلام و قرآن است؟ حضرت محمد(ص), اين فرزند انسان, (در مقابل حضرت عيسى كه فرزند خدا بر وى اطلاق مى گردد) كه كلام الهى بر وى وحى شده است مشخصا در اين موارد چه گفته است؟
البته آنانى هم كه از دعوت پيامبر اسلام سرباز زدند و در شمار معتقدان به وى درنيامدند نسبت به عظمت كار حضرت محمد وتاريخ بزرگى كه رقم زد ترديد روا نمى دارند. كمتر كسى چون اين تاجر مكى ط چند سال چنين تحولاتى ايجاد كرد. اقداماتى كه تمامى نظامهاى موجود را بهچالش گرفت و در همه چيز دگرگونيهايى پديد آورد. كمتر كسى است كه در اروپا طى سالهاى دراز اين چنين مداوم مورد تعرض مطبوعات و رسانه ها در اشكال جديد و قديمش قرار گيرد. دشمنان پيامبر اسلام وى را((فريبكار)) و حتى ((ضد مسيح)) خوانده اند. دانته (1321 ـ 1265) در كتاب كمدى الهى نوشته است كه او در حين گذار از دوزخ پيامبر اسلام را ديده و او را ((متلذذ)) و ((شكمباره)) توصيف كرده است. ولتر در سال 1741 در بخشى از يك تئاتر با عنوان ((جزميت, يا محمد, پيامبر)) پيامبر اسلام را ((قاتل)) و ((جاه طلب)) معرفى كرده است. ديده رو از اصحاب دايره المعارف فرانسه در سال 1775 پيامبر اسلام را ((بزرگترين دشمن عقل سليم)) دانسته است. از منظر كارل بارت متكلم آلمانى (1938) خداى پيامبر اسلام در شمار ((بتها)) قرار دارد. حتى در ادبيات عاميانه به پيامبر اسلام و رسالتش توهين روا داشته شده است. در آثار كارل ماى (نويسنده آثار ادبى خيالى درباره سرخپوستان و يا مشرق زمين ـ م) فرضى به نام حاجى حالف عمر نامبرده شده است كه مظهر بلاهت و عقب ماندگى است.

قداست جاودانى
نمونه اى كه در فرهنگ اروپايى با اين تلقى از پيامبر اسلام مخالفت ورزيده است, يوهان ولفگانگ فن گوته است. اين ملك الشعراى آلمان كه در سلك پرهيزكاران و جزميون اهل كليسا نيست, قرآن را خوانده است و حتى مكتوبى رابه عنوان ((تراژدى محمد)) طراحى كرده است. گوته در نوشتارى به عنوان پيش درآمدى بر كتاب ((ديوان غربى ـ شرقى(( در سال 1819 در قالب عبارت تحريكآميزى نوشت كه ((او اين ظن را منتفى نمى داند كه وى خود يك مسلمان است)). گوته چندان عميق به متن قرآن نپرداخته است. وى قائل به تلخيص قرآن بود و آن را ((تكرارى بى انتها)) مى ديد. كليساى كاتوليك در اجلاس 1442 مسلمانان را ((آتش افروزان جاودان)) خوانده بود.
بيش از500 سال طول كشيد تا اسلام و مسلمانان به عنون يك دين توحيدى خويشاوند با مسيحيت در سال 1964 در دومين اجلاس كاتوليك بهره مند از ((قداستى جاودان)) خوانده شدند. اخيرا (چند هفته پيش) پاپ در دمشق براى نخستين بار وارد مسجد شد. هنوزهم واكنش آلمانيها را در هنگام موجهه با اسلام ترس است. تصوير ذهنى از پيامبراسلام صورتى موجد دشوارى و پريشانى براى آنان است. براساس نظر خواهى كه ((موسسهامنيدEmnid (( انجام داده است, ميزان كراهت آلمانيها از پيامبر اسلام همتراز تنافرشان از قاضى محكمه مسيح, پيلاتوس است كه حكم به تصليسب وى كرد. 52 درصد از آلمانيها ازدواج با مسلمانهارا رد مى كنند و تنها تحت شرايط بسيار خاصى آن را مى پذيرند, در حالى كه ميزان اين اعراض از ازدواج با بوداييها ويهوديها به ترتيب 46 و 30 درصد است.
و ازدگى آلمانيها از اسلام در مقايسه با ساير اديان به مراتب بيشتر است. اين در حالى است كه ميزان آگاهى آنها از حضرت محمد(ص) بسيار كم است. تنها 1 درصد از آنها قرآن را تورق كرده اند, اما تقريبا همه آنها مى گويند كه مايلند در اين خصوص اطلاعات بيشترى بدست آورند. پژوهشگران و محققان سراسر جهان در خصوص پيامبراسلام به دانسته هايى مى رسند كه اعجاب برانگيز و محركند. زبان شناسان به كالبد شكافى و تجزيه علمى زبان قرآن روى آورده اند و اخيرا توجهشان را بر روى نسخه اى از قرآن كه در يمن كشف شده است و پس از مدتها ممنوعيت تازه امكان دسترسى به آن را يافته اند, متمركز كرده اند. جامعه شناسان به وارسى ساختارهاى اجتماعى متقدم در شبه جزيره عربستان روى آورده اند. تاريخ شناسان و تبار شناسان در جستجوى تبار و ريشه هاى پيامبر اسلام بر آمده اند.
اشپيگل در ادامه اين مقاله با طرح اين پرسش كه پيامبر اسلام كى بود و سر سر به مهر اسلام چيست به تاريخ زندگى پيامبر, ظهور اسلام در عربستان, ويژگيهاى طبيعى, جغرافيايى, فرهنگى, اجحتماعى و قومى اين منطقه مى پردازد تجربه و حيانى پيامبر اسلام را چنين توصيف مى كند:
محمد(ص) در يك شب پر هيجان ((نشان نبوت)) و نخستين وحى الهى را دريافت كرد. اين عقيده همه مسلمانها است در مقابل غير مومنين به وى (در تفسيرى طبيعى) مى گويند, محمد(ص) ازقوامى ذهنى ممتازى برخوردار بود اين خصايص از وى يك انقلابى خود آگاه و رهبرى دينى و سياسى پديد آورد. دريافت ((حقيقت)) براى او با رنج و درد بسيارى همراه بود, كسى كه از منظر بسيار از پژوهشگران مطالعات اسلامى امى و بى سواد بود. پيامبر اسلام جبرئيل را در مقابل خود يافت. فرشته وحى با تمام قوا او را در بغل گرفت. نفس در سينه پيامبر حبس شد و نتوانست در مقابل درخواست جبرئيل كه از وى مى خواست عبارت ((اقرا باسم ربك)) را بخواند, واكنشى نشان دهد. بارى ديگر جبرئيل عرصه را بر وى تنگ كرد و گفت:((بخوان به نام پروردگارت)) محمد دريافت كه مى بايست اين عبارات را ادا كند و به اين ترتيب عهده دار رسالت خدا گرديد. رسالت او رها ساختن آدميان از الحاد, خودخواهى و شقاوت بود. و اينها همه براى اين است كه آدميان دچار دوزخ نشوند و از بلاياى جهنم مصون بمانند محمد(ص) هيچگاه مدعى نبود كه پسر خداست. در تلقى اسلام اين برابر نهادنها در مقابل خداى جل و علا موكدا محكوم شده است .هنگامى كه برخى از مردم مكه از پيامبر اسلام خواستند كه نبوتش را از طريق اعجازى تاييد كند, به آنها توجه داده شد كه پيامبر اسلام نمى تواند بر روى آب راه برود, نمى تواند افليج را به راه رفتن وادارد و نان را به اضعاف تكثير كند. پيامبر اسلام خود مذعن بود كه نخستين پيامبر نبوده است. وى خود را در سلك پدر نخست انبيإ ابراهيم و حضرت موسى و عيسى مى دانسته است.

اشپيگل در بخشى ديگر به بيان برخى از تفاوتهاى ميان اسلام و مسيحيت مى پردازد:
براى تمامى حوزه هاى زندگى مسلمانان قوانين ظرفى و خاصى وضع شده است. از مسواك زدن گرفته تا غسل پس از جماع. الله در اسلام, خداى چيزهاى كوچك هم هست. ارنست گلزEmst Gellner فيلسوف انگليسى در اين خصوص مى گويد: اسلام حاوى ((طرحهايى براى انتظام اجتماعى است.)) اسلام تفاوتهاى بسيارى با مسيحيت و يهود دارد. در انجيل يوحنا عيسى مسيح در محكمه پيلاتوس گفت: ((قلمرو من در اين جهان نيست.)) در اسلام ميان دين و قدرت دنيوى جدايى وجود ندارد. مدينه شهر حكمروايى پيامبراسلام بوده است. شهرى كه پيامبر اسلام طرح مدنى خود را در آن اجرإ كرد. قلمرو پيامبر اسلام در اين جهان هم هست. براى قائلين به برخوردارى پيامبر اسلام ازمشى نظرى و اجرايى بلكه انقلابى, مماشات پيامبر در خصوص برخى از سنن رايج در دوران حاكميتش مايوس كننده است. از وضع فقراى جامعه را بهبود بخشيد, اما بردگى را به طور مطلق ملغى نكرد. در اين ارتباط مواضع پيامبر اسلام در مساله استفاده از خشونت بسيار پيچيده است. به عنوان مثال هن؟امى كه پيامبر موقعيتش را درمدينه تثبيت كرد, در صدد از ميان برداشتن راه و رسم راهزنى بر آمد. اما برخلاف اين مشى, خود در يكى از ماهاى حرام كاروانى از مكه را مورد تعرض قرار داد و قانون صلح در ماههاى حرام راشكست قرآن در سوره بقره آيه 217 ايناقدام پيامبر را چنين توجيه كرده است: قل قتال يه كبير و صد عن سبيل الله و كفر به والمسجد الحرام و اخراج اهله منه اكبر عندالله و الفتنه اكبر من القتل.
مثال ديگر: گرچه مواضع پيامبر اسلام در خصوص زنان مترقى به نظر مى رسد, اما در عين حال او نماينده جامعه پدر سالار است. او به مساله عدم تساوى جنسها در جامعه عربستان توجه داشت است. اما آن را كاملا از ميان برنداشت.

اشپيگل در خصوص مناسبات پيامبر اسلام و يهوديان در مدينه مى نويسد:
محمد(ص) پيش از آن كه در صدد فتح مكه برآيد, لازم بود مساله يهوديان را در مدينه حل و فصل كند. سلوك پيامبر اين باور را در يهوديان پديد آورده بود كه اسلام شكل كمال يافته دين يهود است اما يهوديها قائل به نبوت پيامبر اسلام نبودند. آنها معاهدات فيما بين خود و پيامبر را نگاه نمى داشتند و از آن عدول مى كردند. پس از اين پيامبر جهت قبله مسلمانان را از اورشليم به مكه متوجه ساخت و حضرت ابراهيم را تماما متعلق به خود دانست و وى را مسلمان اول خواند. محمد (ص) مى گفت كه ابراهيم حجرالاسود را از مكه در خانه خدا وضع كرده و در آنجا نماز خوانده است و به اين ترتيب اين نكته را برجسته ساخت كه اسلام تنها تكمله اى بر يهود نيست بكله مبدا تمام اديان توحيدى است. احتمالا پيامبر از سوء قصدى كه يهوديها تدارك كرده بودند, جان سالم بدر برده است. اين رفتار با تبعيد خونين آنها مكافات شد. بعد از اين يهوديان و مسيحيان در شمار ((اهل كتاب)) قلمداد شدند و از امتيازاتى برخوردارشدند. آنها با پرداخت جزيه در حمايت جامعه اسلامى قرار گرفتند.

مجله سپس به مساله زنان پيامبر مى پردازد و مى نويسد:
تعدد زوجات پيامبر اسلام نوعى ديپلماسى محسوب مى شد. وى 13 زن گرفت كه بسيارى از آنان بيوه بودند اين ازدواجها باعث پيوستن بسيارى از قبايل عرب به پيامبر شد. حرم براى پيامبر اسلام متضمن لذت والم بود. پيامبر در تاريخ 8 ژوئن 633 در گذشت و 9 زن از همسران وى در كنار آرامگاهش حاضر بودند. قرآن حجاب زنان را به منظور معرفى آنان به عنوان مسلمان و مانع از ايجاد مزاحمت براى آنان خوانده است. (سوره 33 آيه 59,... ان يعرفن فلا يوذين) در گيريها و جنگهاى دوران پيامبر اسلام منجر به بيوه شدن شمار زيادى از زنان مكه شده بود. برخى ازكنيزهاى شهر ناچار به خودفروشى روى آورده بودند. محمد(ص) از اين وضع اظهار ناراحتى كرد و تعدد زوجات را جايز شمرد, اما نه بيشتر از چهار تا.
پيامبر جانشينى را براى خود معرفى نكرد. وى اطمينان داشت كه رسالتش تداوم خواهد يافت. در آخرين ساعات از عمرشان تصويرى از آينده اسلام را به يارانشان ارائه دادند. وى همواره از تلاشى مسلمانان بيمناك بود. ((يهوديان به 71, مسيحيان به 72 فرقه و شما 73 ملت خواهيد شد.))
هنوز 30 سال از وفات پيامبر اسلام نگذشتهبود كه در اسلام شكافى عميق پديد آمد. برخى از مومنان, على(ع) عموزاده پيامبر ار تنها جانشين به حق وى دانستند و پس از قتل على(ع) در سال 661 اين گروه از اكثريت مسلمانان جدا شدند. غالب اين شيعيان تا امروز منتظر بازگشت امام دوازدهم هستند كه درقرن نهم غيبت كرده اند. اين اقليت كه تحت فشار قرار دارند با توجه به معتقداتشان در خصوص شهادت و خود آزاريهاى خونينشان (اشاره به قمه زنى برخى از شيعيان در مراسم عاشورا و تاسوعاى حسينى ـ م) در زمره گروههاى بسيار جزمى و متعصب اسلامى قرار مى گيرند. اين شهرت تاكنون نيز باقى مانده خاست. در تهران فقهاى شيعه به عنوان جانشينان امام دوازدهم حكوم مى كنند. (امام) خمينى از جمله مشهورترين آنها رهبر انقلاب اسلامى ايران و بسيار پرهيزكار بود.
شيعيان نيز به قرآن استناد مى كنند, اما در مساله حديث ميان آنان و اكثرين سنى اختلاف وجود دارد. همه احاديثى كه مورد قبول اهل سنت است از سوى شيعيان پذيرفتنى نيست. آنها بسيارى از اصحاب پيامبر را صحابى واقعى وى نمى شمردند. تا حدود نيم ميليون حديث از پيامير اسلام در ميان مسلمانان جارى است. اما تنها 9000 تا از آنها عموما پذيرفته شده است و در اين ميان قطعا برخى هم ساختگى هستند.

مقاله سپس به مفهوم ((جهاد مقدس)) و اختلاف برداشتهايى كه در اين خصوص ميان غربيها متداول است مى پردازد:
در سوره 61قرآن چنين آمده است: ان الله يجب الذين يقاتلون فى سبيله صفا. شركت در جنگ براى مسلمانان بهره هاى دوگانه دارد. ضمن برخوردارى از غنايم جنگى از پاداش و اجر اخروى نيز برخوردار خواهند شد. كسى كه در جهاد فى سبيل الله كشته شود, بلافاصله دروازه هاى بهشت با تمام چيزهاى جذابى كه در آن براى مومن ملاحظه شده است بر وى باز مى گردد. از اين آيات و آيات مشابه نمى توان استنابط كرد كه قرآن مسلمانان را به جنگها مقدس عليه ديگران فراخوانده است. آن چه كه در بادى امر از ((جهاد)) به ذهن متبادر مى گردد, چيزى نيست جز كوشش و مجاهده براى تحصيل ايمان. جنگ در معنى متداولش در زبان عربى واژگان خاص خودش را دارد. زمانى براى مسلمانان جهان به معنى جنگ, تكليف شمرده مى شود كه از سوى دشمنان خارجى مورد تعرض قرار گيرند. آلبرشت نوتNoth Albrecht اسلام شناس در اين خصوص مى نويسد: در صورتى كه مصالح جامعه اسلامى متضمن عقد قراردادهاى صلح دراز مدت با كفار باشد, چنين رفتارى هيچگاه از سوى مسلمانان مورد مخالفت قرار نمى گيرد. حتى قرآن مسلمانان را از انجام اقدامات انتحارى منع كرده است. ((ولا تلقوا بايديكم الى التهلكه)). در خصوص آمادگى جامعه اسلامى براى مصالحه مى توان به فتوايى اشاره كرد كه فقهاى دانشگاه الازهر مصر در خصوص قرارداد صلح كمپ ديويد منتشر

كردند. بر مبناى اين نظر معاهده نامبرده مجاز شمرده شده بود. پيروزى و توسعه جهان اسلام هم از رهگذر شمشير و هم از طريق تبليغات متقاعد كننده مسلمانان صورت گرفته است.

در اين جا مقاله به تاريخ فتح سرزمينهاى مختلف از سوى مسلمانان اشاره مى كند:
پيشروى سپاهيان اسلام به اروپا در سال 732 توسط كارل مارتلKarl Martell در پشت دروازه هاى پايتخت فرانسه متوقف شد و به اين ترتيب اهالى پاريس نتوانستند از افكار مترقى و رهبرى مبتنى بر تساهل اسلام بهره مند شوند. زيرا در آن زمان اين قلمرو پيامبر اسلام نبود كه دچار قهقهراى علمى و فرهنگى بود, بلكه جهان غرب مسيحى در وضعى ارتجاعى و عقب مانده مى زيست. در روزگارى كه در آلمان و فرانسه آلودگيها و گرسنگى جان انسانها را مى گرفت در شرق اسلامى بيمارستانها و داروخانه هاى عمومى فعال بودند. خليفه بغداد كتابخانه اى حاوى كتابهاى يونانى و لاتين تاسيس كرده بود. در مناطق كردبا و غرناطه در اسپانيا هنر و معمارى اسلامى باعث شكوفايى شده بود و مسلمان در آن جا مبانى پژوهشهاى رياضى, نجوم و شيمى را وضع كرده بودند. فريدريش دوم شاه فرهيخته (1194 تا 1250) در اقامتگاهش در منطقه سيسيل پالرمو دانشمندان عرب را بر گرد خود جمع آورده بود. در آن روزگار اگر دانشمندان مسلمان آثار ارسطو را منتشر و تفسير نكرده بودند, غرب به زحمت مى توانست خبرى از ارسطو بيابد. مسلمانان بودند كه كالاهايى از قبيل كاغذ, قطب نما و باروت را از شرق دور به اروپا آوردند. و خود مخترع و مبتكر علومى چون هواشناسى بودند. آن چه جهان اسلام به اروپا آورد و يا واسطه انتقال آن شد باعث مساعد شدن شرايط زندگى گرديد.... فرهنگ يهود در دوران اسلامى در منطقه اورشليم به شكوفايى در خورى رسيد. در هيچ زمان ديگرى چنين مجالى براى يهوديان فراهم نبود. خليفه دوم, عمر مومنان مسيحى و يهودى را با اطمينان خاطر دعوت كرد تا با مسلمانان در صلح و سلم همزيستى كنند. درسال 691 عبدالملك در اورشليم بناى القدس را گذاشت تا يادآور معراج پيامبر اسلام با براق باشد. پس از مكه و مدينه قدس مهمترين مكان براى مسلمانان است جنگجويان صليبى اين مدارا و تساهل مسلمانان را در هنگام تسخير اورشليم در سال 1099 با خونريزى لجام گسيخته اى پاسخ دادند. در كنار اين, حاكم شدن تصلب و جمود فكرى بر جهان اسلام از جمله دلايل اضمحلال مسلمين بود. هنگامى كه ابن رشد, اين فيلسوف عربى ـ اسپانيايى در اروپا مورد توجه و اقبال قرار گرفته بود, كتابهايش در ميان مسلمانان به آتش كشيده مى شدند. زمان بسيارى طول كشيد تا قاره كهن اروپا چگونگى مناسباتش را با اسلام تنظيم كرد و از آن به عنوان امكانى براى تجديد و نوزايى بهره مند شد. متعاقب آن اروپا در قرن شانزدهم به پيشرفتى فوق العاده نايل شد: ايجاد اصلاح در مسيحيت, شكوفايى هنرى دوره رنسانس و تحولات علمى به سبب انديشمنان فارغ از جزمهاى كليسايى مانند كوپرنيك.

دوران زوال امپراتورى اسلام و مستعمره شدن بسيارى از كشورهاى اسلامى بخشهاى بعدى مقاله اشپيگل را تشكيل مى دهد.
ادو اشتاين باخ,Udo Steinbach مدير موسسه شرق شناسى آلمان مى گويد: ((مسلمانان اين ميراث دوران فرهنگ بزرگ و اخلاف حاكم قلمرو غنى اسلام اكنون اين نكته مولم را دريافته بودند كه مهار ترقى و علم ازدست آنها در آمده است و اين ديگران هستند كه آن را ديكته مى كنند.)) در حالى ك غرب مسيحى در تدارك ساخت بناى جهان صنعتى بود, مسلمانان خود را وازده و در محاصر يافتند و با توسل به جايگزينهايى درصد بر آمدند خود را احيا كنند. امر دائر شده بود ميان تجديد سازمان و يا ارتجاع, انتقاد سازنده از خويش و يا توسل به اقدامات خشن. پس از شكست امپراتورى عثمانى در جنگ جهانى اول نسلهاى جديد مسلمان درصدد برآمدند از طريق ايدئولوژيهاى وارداتى مانند ناسيوناليسم يا سوسياليسم دوباره آن مجد گذشته را زنده كنند.
نويسنده در ادامه به تلاشهاى نافرجام كمال آتاتورك و جمال عبدالناصر كه مقوله دين اسلام را در فعاليتهايشان از محوريت بر كنار كرده بودند اشاراتى دارد. تفريط اين رهبران با افراد گروههاى اسلامى تندرو مانند اخوان المسلمين پاسخ داده شد.

اشپيگل در ادامه به رويداد اكتشاف نفت در كشورهاى عربى مى پردازد:
نفت كه مى توانست به عنوان سلاحى كارآ عليه غرب استعمارگر به كار گرفته شود و تحولى در شرايط عقب مانده صنعتى و اقتصادى اين كشورها داشته باشد, كمكى به روال ليبرال شدن كشورهاى اسلامى نكرد. غرب نيز با توسل به منابع جايگزين انرژى و اعمال سياستهاى صرفه جويى عملا كارآيى اين گونه ابزار را از كشورهاى اسلامى گرفت.
عدم تفاهم در ميان رهبران كشورهاى اسلامى و جاه طلبى آنان باعث شد كه حتى منابع نفتى در اين كشورها مايه بروز جنگهاى داخلى در ميان كشورهاى مسلمان گردد: در سال 1990 صدام حسين براى تصاحب اين منابع به كويت حمله ور شد. به درخواست كشورهاى عربى, غرب در اين مساله مداخله كرد وبا موافقت آنها نيروهايش را در نزديكى شهرهاى مكه و مدينه مستقر كرد و به اين غائله خاتمه داد. صدام حسين, ديكتاتور بغداد پيش از اين به عنوان رهبرحزب دولتى سوسياليستى در عراق با بسيارى از روحانيون مسلمان در افتاده و آنها را تحت تعقيب و ايذإ قرار داده بود. طى حدود 10 سال جنگى را عليه صدور انقلاب اسلامى ايران به رهبرى (امام) خمينى رهبرى كرد. اما با تحول شرايط, همين صدام دوباره با اسلام روى آورده است و خود را به خاطركسب منافع سياسى داعى وحدت مسلمانان مى داند.
مقاله سپس از مدلهاى حكومتى اسلامى كه طى دهه هاى گذشته تحقق يافته اند, نام مى برد و عدم كارآيى آنها را در انسجام بخشى مسلمانان و ايجاد اميد به تحول شرح مى دهد و سپس از كوششهايى نام مى برد كه از سوى برخى از انديشمندان مسلمان براى ايجاد تلائم ميانحقوق بشر غربى و حقوق بشر اسلامى صورت گرفته است.


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد طراح : دریانت