العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
جمعه 8 ارديبهشت 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13488      تاریخ : 1393/11/2 10:10:04      بخش : متن خبرنامه دین پژوهان print
كتابشناسي دين پژوهي خبرنامه دين پژوهان ـ شماره 4 ـ مهــر و آبان 1380
كتابشناسي دين پژوهي

 

معرفي اجمالي عقائدالحقه
العقائد الحقة. آيت الله سيداحمد موسوي خوانساري،
يكي از آثار ارزشمندي كه در بحث عقايد به رشته تحرير در آمده كتاب "العقائد الحقة" اثر مرحوم آيت الله العظمي سيداحمد خوانساري است.
معظم له سال 1309 قمري در خوانسار متولد شد و در همان به فراگيري علوم حوزوي پراخت. بعد به اصفهان و آن گاه به نجف اشرف رفته و از محضر بزرگاني چون شيخ شريعت اصفهاني و آخوند خراساني و سيدمحمدكاظم يزدي -رضوان الله عليهم- بهره مند گرديد و به درجه اجتهاد رسيد. وي پس از بازگشت به ايران و درگذشت آيت الله العظمي بروجردي يكي از مراجع بزرگ تقليد شد، ولي در عين حال زندگي بسيار ساده و بي تكلفي داشت، به طوري كه تا لحظه وفات در منزل استيجاري مي زيست.
اين در حالي بود كه وجوهات فراواني از سوي مقلدينش براي او ارسال مي شد.
آيت الله خوانساري مجسمه تقوا و فضيلت و اخلاق كريمه بود و از فرط تواضع و احترام نسبت به افراد، هيچ گاه در حضور مردم به جايي نكته نمي داد و كليه ميهمانان و بازديد كنندگان خويش را تا در منزل مشايعت مي نمود. خصوصيت بارز ديگر ايشان عشق زياد به حضرت اباعبدالله الحسين(ع) بود به گونه اي كه در مجالس عزاي آن مظلوم شديداً مي گريست.
اين فقيه و اسوه فضايل و تقوا در 27 ربيع الثاني سال 1405 قمري دارفاني را وداع گفت و مردم ايران و كليه مقلدينش را در سراسر جهان داغدار كرد.
از اين فرزانه برجسته تأليفاتي ارزشمند به رشته تحرير در آمده كه عبارتند از: جامع المدارك در شرح مختصر نافع; مجموعة الرسائل; كتاب الصلاة و...

يكي از آثار ارجمند آيت ا لله خوانساري العقائد الحقه است كه درباره مبدأ و معاد و ساير اصول شيعه به طور استدلالي از راه عقل و نقل و به طريق اهل كلام و محدثين و به زبان عربي نگاشته شده است.
اين كتاب در چهار بخش كلي (مبحث توحيد، مبحث نبوت، مبحث امامت و مبحث معاد) تنظيم شده است كه متأسفانه فاقد فهرست و عناوين دقيق و جزيي در متن كتاب است، و تنها به چند عنوان كلي اكتفا شده است. براي همين، محقق كتاب، داخل كروشه عناوين لازم را مطرح كرده است.
بحث توحيد، حدود 8 صفحه، بحث نبوت (عامه و خاصه) حدود 13 صفحه و بحث امامت (كه طولاني ترين بخش اين كتاب را تشكيل مي دهد) حدود 216 صفحه و بحث معاد حدود 20 صفحه را به خود اختصاص داده اند.
در مبحث توحيد به اثبات صانع و صفات كماليه حق پرداخته و در پايان موضوع عدل و حسن و قبح فعلي (كه ميان اشاعره و اماميه و معتزله معركه آرا بوده) بحث شده است.
در مبحث نبوت به دو طريق به ضرورت وجود پيامبر استدلال شده، سپس تفاوت ميان نبي و رسول را بيان كرده و آنگاه درباره نبوت رسول الله(ص) و معجزات ايشان سخن به ميان آمده است. از صفحه 32 تا صفحه 35 درباره احتياج به معجزه و چند شبهه و پاسخ آنها بحث شده، ولي محقق كتاب فقط عنوان "وجهة الحاجة الي المعجزة" را براي اين چند صفحه مطرح كرده است كه بايستي در چاپ دوم تصحيح شود.
در مبحث امامت درباره عناوين زير بحث شده است:
اثبات امامت; اثبات امامت علي بن ابي طالب و ائمه(ع) پس از ايشان، (با روايات خاص و عام) معجزات و كرامات ائمه (البته معجزات از امام چهارم به بعد مطرح شده است); بحث مفصلي در حدود 58 صفحه درباره امام مهدي(ع) مي باشد كه طولاني ترين موضوع اين قسمت را تشكيل مي دهد.
در مبحث معاد، به اثبات و پاسخ به شبهاتي كه پيرامون معاد مطرح شده پرداخته و با آيات و روايات استدلال شده كه بدن عنصري انسان در آخرت محشور مي شود.
نكته اي كه نبايد فراموش شود، آن است كه مؤلف گران قدر در مبحث امامت پس از بحث درباره ضرورت نياز به امام، رواياتي پيرامون خلافت و ولايت حضرت علي(ع) عنوان كرده و در شش صفحه بعدي رواياتي را درباره امامت تمامي ائمه(ع) - نه ويژه هر كدام - مطرح كرده است، ولي محقق محترم عنوان آن شش صفحه را "ذكر النصوص علي الائمة واحد بعد واحد"
مطرح كرده كه دقيق نيست و بايد تصحيح شود.
از صفحه 47 تا 52 درباره اخبار مربوط به ا مامت حضرت سجاد(ع) سخن به ميان آمده است، ولي برخي از آنها نصوص عام و مربوط به خلافت همه ائمه است كه بهتر بود در قسمت قبل، كه از روايات مربوط به خلافت همه ائمه سخن به ميان آمده) درج مي شد. مثلا در صفحه 48، روايت ابن عباس از رسول خدا(ص) آمده است: "في حديث انه(ص) قال لعلي(ع) انت امام امتي و خليفتي عليها بعدي، مثلك مثل الائمة من ولدك بعدي مثل سفينة نوح، من ركبها نجاد و من تخلف عنها غرق و مثلكم كمثل النجوم كلما غاب نجم طلع نجم الي يوم القيامة.
در همان سفح و صفحه 49 و 50 احاديثي از اين قبيل چند بار ذكر شده كه بهتر بود در بخش قبل عنوان مي شد و در اين بخش تنها به روايات مخصوص حضرت سجاد(ع) اكتفا مي گرديد.
العقائد الحقة نخستين بار توسط مكتبة الصودق به چاپ رسيد، ولي فاقد تحقيق بود. اما اين مهم توسط پژوهش گر توانمند جناب آقاي باقري بيدهندي به انجام رسيد و نقصان هاي موجود در آن در حد امكان مرتفع شده است.
كارهايي كه محقق محترم در اطراف اين كتاب انجام داده، به شرح زير است:
1. آوردن آيات و احاديث و روايات تاريخي كه در كتاب به آنها شاره شده;
2.ويرايش و تصحيح متن;
3. توضيح و ترجمه پاره اي از اصطلاحات و عناوين متن;
4. شرح تعدادي از مطالب مهم كتاب;
5. قرار دادن فهرست هاي فني: شاتمل فهرست آيات قرآني، اعلام، كتب، مصادر تحقيق و موضوعات كتاب;
6. تكميل عناوين و فهرست متن كتاب،
7. ترجمه اي از مؤلف كتاب.
براي محقق ارجمند، ناشر و همه احياگران علوم محمدي(ص) آرزوي توفيق بيش تر را آرزومنديم.


وحي به شيوه ي آمريكايي!!
نقدي بر كتاب گفت وگو با خدا
رضا نجفي
بازخواني تفسيري كتاب همانند "گفت وگو با خدا" اثر نيل دونالدوش (ترجمه توراندخت تمدّن) از همان گام نخست با مشكل مواجه مي شود. نخستين مشكل اين است كه، "آيا ما با كتابي مذهبي و ديني سر و كار داريم و يا با كتابي روانشناسي؟".
نويسنده ي اين اثر ادعا مي كند: "اين كتاب توسط من به رشته ي تحرير در نيامده، اين كتاب به من حادث شده ... اين كتاب آخرين تجلي و ظهور آيات خداوندي در عرصه ي پديده ها بر من بوده است كه من از آن به عنوان آمريخ سخن نام مي برم". سپس نويسنده توضيح مي دهد كه چگونه نامه اي گلايه آميز براي خدا مي نويسد و در ادامه، پاسخ هايي از سوي خداوند به او جاري مي شود و وي به صورتي ناخودآگاه و غيرارادي اين پاسخ ها را مي انگارد. در پايان نويسنده مدعي است كه اين كتاب، نتيجه اين گفت وگوي كتبي با خداوند بوده است. به همين دليل، ظاهرا بايد كتاب ياد شده را كتابي مذهبي دانست. اما با نظر به محتواي كتاب و بحث هاي مطرح شده در آن، به نتيجه ي ديگري مي رسيم.
نويسنده، خود متذكر شده است: "اين كتاب، به طور صريح و روشن، درباره ي جنسيت، قدرت، پول، فرزندان، ازدواج، طلاق، كار، سلامتي، آينده و گذشته ... همه و همه بحث مي كند" از اين حيث، اثر ياد شده را بايد در زمره كتب روانشناسي عامه پسند و يا به اصطلاح "كتب رموز موفقيت" بگنجانيم.
نكته ي جالب تر آن كه، پديده روانكاوي كاربردي كه خود ساده شده ي روانشناسي اروپايي بود، بار ديگر به خلق پديده اي ساده تر و عامه پسندتر كمك كرد; اين پديده نوظهور را بايد پديده "كتب روانشناسي عامه پسند" يا "كتب رموز موفقيت" ناميد.
در جامعه آمريكايي كه عمده ترين هدف آن، دست يافتن به پيروزي هاي اقتصادي است، كتاب هايي به چاپ رسيد كه به زبان ساده و عامه پسند، به راه حل هايي براي دست يافتن به موفقيت هاي شغلي و كاري مي پرداخت. در اين آثار هيچ نشاني
از بحث هاي تئوريك وجود نداشت. زبان و نثر آن آنقدر ساده و خوشخوان بود كه يكي از دلايل اصلي پرخواننده بودن اين آثار است.
در درجه اول، اين آثار صرفاً به حوزه فعاليت هاي شغلي و اقتصادي تعلق داشت. حتي كتاب بسيار موفق ديل كارنگي كه در سال 1936 به چاپ رسيد، با اين هدف نگارش يافت كه به خوانندگان كمك كند تا در محيط كار تجارت، تأثير بهتري به ديگران بگذارند و از اين راه به موفقيت هاي شغلي و اقتصادي بالاتري دست يابند. اين كتاب در ايران با نام نادرست "آيين دوست يابي" به چاپ رسيد.
اما به تدريج بازار كتاب، از اين گونه آثار اشباع شد و نويسندگان دريافتند كه مردم جداي از نيازهاي مادي و مشكلات اقتصادي، با مشكلات روحي متعددي نيز دست به گريبان هستند. از اين مرحله به بعد، كتب "رموز موفقيت" كوشيدند، نسخه هايي براي خوشبختي روحي و معنوي خوانندگان خود بنويسند.

گفت وگويي آمريكايي با خدا
به گمان نگارنده اين سطور، آمريكايي بودن كتاب مورد بحث، جاي تأمل دارد. بار ديگر يك آمريكايي كار ساده سازي و عامه پسند ساختن مباحثي جدي را بر عهده گرفته است. پس از اشباع حوزه روانشناسي، اكنون نويسنده حوزه POP Psycologyمي خواهد گستره متافيزيك و الهيات را براي خوانندگان به صورت غير جدي بگشايد و لابد POP Religionابداع كند.
نويسنده به خوبي مي داند كه هموطنان او، بر خلاف پنداري كه در كشور ما شايع است، بسيار دلبسته و معتقد به ديانت مسيح هستند. از اين رو، به گمان تثبيت اين مقوله، براي او خوانندگان فراواني به همراه خواهد داشت، زيرا ايمان مذهبي عامه آمريكايي ها گاه تا سرحد خرافات نيز پيش مي رود. با توجه به اين مسأله است كه نويسنده صورت روانكا را رها مي كند و بر پله اي بالاتر از روانكاوي مي نشيند، او مي خواهد نقش يك پيامبر را ايفا نمايد.
ديگر كتاب او، كتابي روانشناختي نيست، گونه اي كتاب مقدس و انجيلي جديد است. به همين سبب نويسنده در جاي جاي كتاب به تلويح و يا به تصريح، ادعا مي كند، خداوند اين كتاب را براي عموم خوانندگان به واسطه تحرير كننده اش فرستاده است. نويسنده آشكارا براي كتاب خود شأن و ارزشي بالاتر از كتب روانشناسي و ... در نظر گرفته است و همچون پيامبري ادعا مي كند كه قرائت اين اثر مي تواند زندگي ما را زيرو رو كند و به ما توفيقي فوق العاده و حتي توفيقي ماوراء الطبيعه ببخشد.
نويسنده با زيركي همه پيامبران دروغين منتي بر سر خواننده مي نهد و مي نويسد: "زندگي من روند آرام تري داشت اگر سكوت اختيار مي كردم. ولي اين كتاب به اين دليل بر من حادث نشد. با وجود ناراحتي ها و دردسرهايي كه اين اثر ممكن است برايم به وجود آورد (ممكن است كافر، حقه باز و متظاهر ناميده شوم، چون با اين حقايق درگذشته آشنايي نداشته ام و يا اصولا آدم مقدسي نبوده ام، امكان ندارد راهي را كه آغاز كرده ام، متوقف سازم...) او براي ما نمي نوسيد، جداي از دردسرهاي احتمالي چه حق التاليف باد آورده اي، به يمن خوانندگان ساده دل آمريكايي و غير آمريكايي نصيب او خواهد شد.
نويسنده گاه به صورت تلويحي، نقش پولس قديس و يا آگوستين قديس را براي خوانندگان ايفا مي كند، انسان دور از ايماني كه، ناگهان نور رحمت الهي بر دلش تابيدن مي گيرد و او از گناهكاري رو سياه به قديس مقرب تبديل مي گردد. سودمندي اين نقش آن است كه خواننده را شگفت زده نمي كند. چرا نويسنده اي كه نه در سلك روحانيون است و نه گذشته اي مذهبي و متشرع داشته است، ناگهان ادعاي پيامبري مي كند؟
اما نويسنده از يك امر غافل است، خدايي كه با او سخن مي گويد، خدايي امريكايي است، او درباره مسايلي بحث مي كند كه فقط براي خواننده امريكايي جذاب است مي توان نام روانكاو مشهوري را بر گوينده سخن ها گذارد و همچون بحثي
روانكاوانه آن را بازخواند. البته نويسنده زيرك، رنگ و لعاب و ظاهر مذهبي بحث ها را نيز از ياد نمي برد.
امّا تناقض هاي بحث از ديد خواننده هوشيار دور نمي ماند. براي نمونه در جايي خداي مورد ادعاي نويسنده مناسبي همچون، كتاب ها، خاخام ها و كشيش ها را نامعتبر مي شمارد و تنها منبع موثق را احساسات دروني انسان مي داند. در اينجا محل اختلاف هميشگي حوزه دين و روانشناسي، بار ديگر رخ مي نماياند.
نويسنده با بياني شبه مذهبي، شريعت را نفي كرده و چيزي را پيش مي كشد كه همكاران روانكاو وي مطرح مي كنند: گرايش دروني. او به رغم ظاهر مذهبي كتاب از زبان خدا مي گويد: "خداوند هرگز درست يا غلط، بايد يا نبايدي وضع نكرده است". او همچنين از جهنم تفسيري روانشناختي ارايه مي كند و معناي مكاني آن را كه در آن گناهكاران كيفر مي بينند، منكر مي شود.
بينش نويسنده و خودگرايي ليبراليستي او آشكارا وجهه اي غير مذهبي دارد او مي نويسد: "اين را بدان كه تو وضع كننده قانون براي خودت هستي... هيچ كس ديگري هرگز در مورد تو داوري نمي كند، چرا و چگونه پروردگار آنچه را خودش خلق كرده مورد داوري قرار دهد و بد بنامد؟"
نويسنده حتي تشكيك هاي معروف مذهبيون را هم به نام خدا بازگو مي كند. او گناه نخستين آدم و حوا را نعمتي خدادادي به شمار مي آورد.
نويسنده بنا به سنت مألوف همكاران خود، كه در اين گونه آثار التقاطي آراي مسيحي، بودايي، روانشناختي و... را ارايه مي كنند، در برخي موارد، از بودا و آموزه هاي هندي سخن به ميان مي آورد.
مانند بسياري از متون دروغين مدعي وحي، در اين اثر نيز گاه نويسنده با خدا نه درباره او كه درباره خداوند سخن مي گويد و خداوند نيز نه درباره خود، كه درباره خداوند به مثابه موجودي جداي از خود بحث مي كند. خداوند كتاب، گويي بر همه چيز عالم نيست زيرا بسياري اوقات از چيزهايي سؤال مي كند كه قاعدتاً پروردگار بايد خود از آن آگاه باشد. برخي اوقات نيز اين موجود شگفت زده مي شود و... نويسنده، هرگز از خداوند درباره خود و سرنوشت اخروي خود سؤال نمي كند. او از خداوند فقط چيزهايي را مي پرسد كه در كتب روانشناختي و مانند آنها، يافت مي شود. البته نويسنده به فكر بازار آثار بعدي خود نيز هست و به ما وعده مي دهد كه پاسخ اين گونه پرسش ها را در كتاب هاي آتي خواهد داد. گويا خداوند تا مدت ها با ايشان گپ دوستانه خواهد داشت!
سرانجام، اين انجيل جديد نيز، خواه ناخواه، به آنجا مي غلطد كه كتب همسنخ وي فرو غلطيده اند: كوشش براي ارايه راه هاي عملي و كاربردي در زندگي روزمره! اين كتاب مقدس پايان قرن بيستم، تمرين هايي براي انجام دادن، ارايه مي كند و از ما مي خواهد آنها را به كار ببنديم و حتي آنها را "كار آزمايشگاهي" مي نامد و اعلام مي كند، اين كتاب براي كلاس ها و يا گروه هاي مطالعاتي ايده آل است. و سپس شما مانند كتاب هاي "حل المسائل" در پايان كتاب پاسخ پرسش هاي اضافي، را مي يابيد.
در پايان تذكر اين نكته لازم است كه نگارنده اين سطور منكر فوايد اين كتاب نيست. بي گمان آموزه ها، تمرينات، گفته هاو نكته هاي ارزشمند فراواني براي خواننده ميان مايه در اين اثر يافت مي شود (و اصولا آيا اثري وجود دارد كه به طور كلي از نكته هاي مثبت خالي باشد؟)، هدف از اين گفتار نه بي ارزش نشان دادن اين اثر، كه كوششي براي نماياندن ارزش راستين اين اثر و ادعاي آن بود.
نگارنده بر اين اعتقاد و باور نيست كه چنين آثاري كاملا نامفيد و خطرناك هستند، بلكه بر آن است كه خواننده را از ساده نگري و سطحي انديشي باز دارد. اين گونه آثار را بايد تا آن حد جدي گرفت كه هستند و نه بيش از آن. گرچه بسياري از گفته ها و باورهاي نويسنده بر حق است، امّا به نظر من همواره بي صداقتي و تحميق، اگرچه براي ارايه آموزه هاي راستين و موجه باشد، ولي در نهايت به باطلي ديگر ختم خواهد شد.
پس اين كتاب و هر كتابي را بخوانيم و قدرش را بدانيم و بي آن كه در دام ساده لوحي و ساده انديشي گرفتار آييم، گوهرهاي هر اثر را برچينيم و خزعبلات ديگر آن را به دور اندازيم.
زيرا بر هر خرد خرده گيري زيبنده نيست كه بي تأمل و تشكيك، هر آنچه به او عرضه مي دارند، بپذيرد و به كار بندد، كه بي نقد و تشكيك هر آموزه درست و نيكي، به يقين باطل و گمراه كننده اي تبديل خواهد شد.


تفسير موضوعي قرآن
A Thematic Connentary on the Qur'an
نوشته شيخ محم الغزالي، ترجمه آشور ا.شميس، ويراسته زينب علوي، چاپ اول، قطع وزيري، 816 صفحه، از انتشارات مؤسسه جهاني انديشه اسلامي (lllT) دفتر لندن، لندن، انگلستان، 1412هجري=2000ميلادي، 95/24دلار.
شيخ محمّد غزالي (1335ـ1416 هـ.ق) نامي آشنا براي ايرانيان معاصري است كه با دنياي امروز عرب و تأليفها و مؤلفان اسلامگراي آن آشنايي دارند. در شماره اخير (43) كتاب ماه دين نيز كتابشناسي توصيفي اين دانشمند مصري آمده است. اين كتاب ترجمه انگليسي همان اثري از غزالي است كه به نام "نحو تفسير موضوعي لسورالقرآن الكريم" منتشر شده و ترجمه فارسي آن نيز توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامي انتشار يافته است.
كتاب حاضر بر آن است تا اين نكته را مطرح سازد كه تفسير موضوعي چيزي است غير از تفسير موضعي. تفسير موضعي درباره يك آيه يا مجموعه اي از آيات است در حالي كه تفسير موضوعي به بررسي كل سوره، ابتدا و انتهاي آن، ارتباط آيات و
انسجام دروني سوره مي پردازد. در اين كتاب كوشش بر آن است كه ارتباط ابتدا وانتهاي سوره با يكديگر و در تأييد يكديگر مطرح و رابطه آنها كشف شود.

حقوق و آزاديهاي سياسي در شريعت
الحقوق و الحريات السياسيه في الشريعة الاسلامية، نوشته دكتر رُحَيّل محمّد غزايبه، چاپ اول، قطع وزيري، 560صفحه، از انتشارات المعهد العالمي للفكر الاسلامي (lllT)، دفتر اردن و دارالمنار، عمان، اردن، 1421هجري = 2000ميلادي.
اين كتاب كوششي است فقهي و روزآمد با روشي كاملا علمي به منظور طرح ديدگاهي اسلامي براي حقوق مختلف سياسي از ديدگاهي شرعي و با زبان روز كتاب مقايسه هايي نيز با ديگر انديشه ها را به همراه دارد.
كتاب در 3باب و 13فصل به بررسي اين مسائل مي پردازد: معني حق و آزادي; جنسيت و قوميت و جايگاه و تأثير آن در حقوق سياسي; حق انتخاب شدن; حق انتخاب كردن; حق تشكيل احزاب و گروهها و مخالفت; حق شورا; آزادي عقيده; حق مردم در نظارت بر حاكميت و ارزيابي و كنار نهادن آن; نظارت و تضمينهاي ديني، اعتقادي، قانوني و قضايي; اقتدار و منشأ آن; و آراي عمومي.
رحيل محمّد محمود غراييه داراي دكتراي فقه و اصول از دانشگاه اردن و استاد برخي دانشگاههاي اين كشور است.

عدالت اجتماعي در اسلام
Social hustice inlslam
نوشته: دينا عبدالقادر، چاپ اول، قطع رقعي، 236 صفحه، ناشر: مؤسسه جهاني انديشه اسلامي (lllT)، Herdon، ويرجينيا، آمريكا، 1421 هجري=2000ميلادي، 95/14دلار.
خانم دينا عبدالقادر داراي دكتراي علوم سياسي از دانشگاه ميرلند ايالات متحده است و در دانشگاههاي مريلند، ماساچوست و برخي شهرهاي ديگر آمريكا تدريس كرده است.
مؤلف در اين كتاب بر آن است تا از طريق دو اصل "مقاصد" و "مصالح" و از طريق پيوند ميان فقه و واقعيت در صحنه عمل، اين نظريه را مطرح مي سازد كه ارتباط متقابل و تعامل ميان مقاصد و مصالح، ضرورتي اجتناب ناپذير و ابزاري مهم براي روش شناسي علوم اجتماعي و پديده هاي اجتماعي است.
كتاب با مقدمه اي از دكتر طه جابرالعلواني پژوهشگر نامدار معاصر آغاز مي شود. فصلهاي هفتگانه كتاب به اين قرارند:
فصل 1. فعاليت اسلامي در بررسي يك نظريه: مرور متون; فصل 2. فعاليت اسلامي: ارتباط ميان شريعت و انتظارات مسلمانان; فصل 3. طرح پژوهشي: ارتباطيابي ميان قانون اسلامي و نارضايي فعالان اسلامي; فصل 4. جايگاه گفتمان ديني در مصر امروز; فصل 5. جايگاه گفتمان ديني در الجزاير امروز; فصل 6. جايگاه گفتمان ديني در تركيه امروز; فصل 7. سطوح فردي تفكر; 8. علم تجربي و دين: قوانين آفرينش; 9. نتيجه.
مالك بدري استاد روانشناسي در مؤسسه جهاني انديشه اسلامي و تمدن در مالزي و مؤلف آثاري چند از جمله "بحران هدفها"ست.


خلافت انسان
The Vicegerency of Man, Between Revelatian and reason:
A Critique of the Dialectic of the Text, Reason, and Reality
از مجموعه: Islamic Mrthodology
نوشته: دكتر عبدالمجيد النجار، ترجمه دكتر عارف عطاري، چاپ اول، قطع رقعي، 108صفحه، ناشر: مؤسسه جهاني انديشه اسلامي (lllT)، Herndon، ويرجينيا، آمريكا، 1420هجري=2000ميلادي، 95/9دلار.
اين كتاب، بحثي درباره عقل و وحي به عنوان دو پايه اساسي انديشه اسلامي است. هدف اين كتاب، توضيح ارتباط عقل و وحي است و نشان دادن اين كه با پذيرش و ويژگيهاي متمايز هر يك از آنه، هر دو دست به دست يكديگر مي دهند، تا تصويري درست از جهان واقعيت به انسان ارائه كنند.
كتاب حاضر با مقدمه اي داراي تخصص در اصول دين از دانشگاه الازهر قاهره است. او در دانشگاههاي شمال آفريقا و خاورميانه نيز تدريس داشته است.
كتاب حاضر با مقدمه اي از دكتر طه جابرالعلواني از چهره هاي سرشناس جهان عرب و اسلام آغاز مي شود و داراي يك مقدمه، يك مؤخره و چهارفصل است.
فصل اول، چهارچوبهاي نظري و عقيدتي خلافت; فصل دوم، خلافت; فصل سوم، نقش عقل در فهم متن وحياني; و فصل چهارم، نقش عقل در اجراي متن وحياني نام دارد.


معضل منابع در سيره نگاري پيامبر
محمدكاظم رحمتي
اشاره: جديدترين كتابي كه درباره سيره نگاري پيامبر(ص) در غرب تدوين يافته، مجموعه مقالاتي است كه در كنفرانس سال 1997، در دانشگاه نايمخن ـ هلند (University of Nijmegen) ارائه شده است. سرويراستار اين كتاب هارالد موتوزكي (Harald Motzki) از معروف ترين حديث پژوهان و سيره نويسان اروپايي است كه ديدگاههايش به گونه اي تجديد نظر در روش هاي افراطي مستشرقان پيشين به شمار مي آيد. مشخصات كتاب شناختي اين اثر چنين است:
توجه به شرح حال پيامبر در غرب همزمان با نخستين ترجمه قرآن به زبان لاتين در سال 1142م آغاز گرديد. در اين سال به دستور، پيتر جليل، راهب ديركلوني، ضمن ترجمه قرآن، كتابي با عنوان نسب الرسول نگاشته سعيدبن عمر را نيز به لاتين ترجمه كردند. اين كتاب همراه با ترجمه قرآن، بيش از چهارصد سال، تنها منابع مهم مسيحيان در شناخت اسلام بوده است. همزمان با ترجمه هاي جديد از قرآن، مترجمان به شرح و بيان احوال پيامبر پرداختند. اين آثار با صرف نظر از كم دقتي در ترجمه ها، حاصل روحيه جدلي و مغرضانه كشيشان مسيحي در رد اسلام بوده اند و به همين دليل كمتر تمايل به ارائه تصوير راستين شخصيت پيامبر داشته اند. اين روند همچنان ادامه يافت و حتي در اوايل قرن بيستم، زماني كه سِرويليام موير اثر چهار جلدي خود با عنوان The Life of Muhammadرا مي نگاشت، بار ديگر گفت. در اين ميان توجه به شرح حال پيامبر و سيره از جايگاه خاصي برخوردار است.
در سال 1980م در استراسبورگ، نخستين همايش پژوهش در تاريخ اسلام با تكيه بر سيره پيامبر برگزار گرديد. مجموعه مقالات اين سمينار تحت عنوان حيات محمّد (La vie du prophete) به ويراستاري توفيق فهد به چاپ رسيد. در اين سال ها متداول ترين متن براي شرح حال پيامبر دو كتاب ويليام مونتگمري وات با عنوان محمّد در مكه و محمّد در مدينه بوده است. دومين اثر حاوي مقالات نگاشته شده در باب سيره، كتابي با عنوان The Life of Muhammadبه ويراستار اُري روبين مي باشد. اين مجموعه اي حاوي پانزده مقاله از آثار كلاسيك (مربوط به مستشرقان اوايل قرن بيستم) و فعلي شرق شناسان مي باشد. اين كتاب در سال 1994م توسط ناشر معروف Verioiumمنتشر گرديده است. كتاب حاضر يعني معضل منابع در سيره نگاري پيامبر، جديدترين اثر در زمينه مطالعات سيره شناسي است. اين كتاب مجموعه ده مقاله، ارائه شده در كنفرانس سال 1997 در دانشگاه نايخمن اين كتاب نخست بايد از جريان جديد در رويكرد محققان غربي به منابع اسلامي سخن گفت.
نگاه ساده دلانه و پوزيتويستي اوايل قرن نوزدهم در پژوهش سيره پيامبر با نگارش آثاري توسط جان ونزبرو تحت عناوين "مطالعات قرآني" و "محيط فرقه اي" با چالش هاي جدي روبرو گرديد. ونزبرو در كتاب "محيط فرقه اي"، آثار اسلامي را "تاريخ نجات" دانست و با ارائه مباحث متعددي، از عدم اعتبار آنها به عنوان منابعي قطعي و موثق براي شناخت تاريخ گذشته سخن گفت. اين روند، با نگارش كتاب هاجريسم توسط مايكل كوك و پاتريشياكرون تشديد گرديد. البته بايد به اين نكته توجه كرد كه اين افراد، آشنايي محدودي با منابع اسلامي ندارند و نبايد سخنان آنان را از سر ساده لوحي يا عدم آشنايي با منابع دانست. به عنوان مثال مايكل كوك در كتابي كه به تازگي منتشر كرده است، به بررسي تاريخي مسأله امر به معروف و نهي از منكر پرداخته، به تفصيل زواياي اين موضوع را مورد بررسي قرار داده است. استفاده وي از منابع متعدد كهن اسلامي، به راستي اعجاب آور است. با توجه به چنين قضايي، كتاب حاضر يعني
مشكل منابع در سيره نگاري پيامبر تلاش دارد تا به نحوي به اين چالش پاسخ دهد.
نخستين مقاله اين مجموعه را اُري روبين نگاشته و در آن به بررسي و مقايسه روايات ناظر به جنگ بدر و حديبيه پرداخته است. مقاله دوم به قلم ماركوشولر، به بررسي مرويات محمدبن كلبي، محدث و مفسر مشهور درباره يهوديان مدينه اختصاص دارد. در مقاله سوم، آدريان لايتز به بررسي رابطه سيره و حديث پرداخته است. مقاله چهارم راجع به مغازي موسي بن عقبه و تأليف گرگور شوئلر است. مغازي موسي بن عقبه يكي از منابع مهم براي مورخان و محدثان اسلامي در تأليف كتب سيره بوده است. اين اثر اكنون از بين رفته، امّا منقولات متعددي از آن در كتب مختلف موجود است. سال ها قبل، نسخه اي خطي حاوي بيست روايت از اين كتاب توسط يكي از محققان منتشر گرديد و يوزف شاخْت با نقد وثاقت آن، بر ترديد در وثاقت متون اسلامي تأكيد كرد. گرگور شوئلر در نوشته خود به نقد و بررسي برخي نظريات شاخْت در مورد وثاقت مرويات موجود پرداخته است.
"سيرت اهل كساء" تأليف دكتر ماهر جرّار، تنها مقاله اين مجموعه مي باشد كه نگاهي به سيره نگاري شيعيان داشته است. كوشش آقاي جرّار، بازسازي مرويات منقول از كتاب المبتداء و المبعث و المغازي، ابان بن عثمان بحلي از علماي بزرگ اماميه مي باشد. لازم به ذكر است كه روايات مروي از اين عالم را حجت الاسلام رسول جعفريان جمع آوري و به چاپ رسانده است. با اين حال نوع نگاه ماهر جرّار متفاوت و مقاله وي خواندني است. مجموعه اين پنج مقاله بخش نخست كتاب حاضر را تشكيل داده اند كه در آن به بررسي مسأله وثاقت خود منابع پرداخته شده است.
بخش دوم كتاب بررسي هايي درباره وثاقت خود حوادث تاريخ است. نخستين نوشتار اين بخش را ميخائيل لِكِر از سيره پژوهان پر اثر نگاشته و در آن به بررسي وثاقت خبر مربوط به انعقاد پيمان بين انصار و قريش قبل از هجرت پيامبر پرداخته است. مقاله مفصل بعدي اين مجموعه، بررسي درباره قتل ابوحقيق نگاشته هارالد موتزكي است. آندرياس گرك در مقاله بعدي اين كتاب، به بررسي روايت عروة بن زبير از ماجراي حديبيه پرداخته است. نوشتار كوتاه، امّا پر محتوا رابرت جي هويلند، به بررسي نگاشته هاي جدلي مسيحيان و نخستين تلقي هاي آنها از پيامبر و قرآن پرداخته است. در اين حوزه به جز مقاله كوتاه چاپ شده در مجموعه مقالات استراسبورگ، اثر قابل ذكر ديگري در دسترس نيست. آخرين نوشته اين مجموعه، تذكرات اَندرو ريپين در مورد پيامبر و قرآن در تلقي قرن آينده است. فهرست اعلام و كارنامه علمي مؤلفان در آخر كتاب آمده است.


سيره نگاري پيامبر اسلام در غرب
مرتضي كريمي نيا

سيره و تاريخ زندگاني هر يك از پيامبران بزرگ چنان با روح و آموزه هاي اساسي دينشان عجين شده است كه شناخت دقيق هر يك از آنها بدون ديگري ناممكن، و يا دست كم، ناقص است. اين نكته علاوه بر اديان بزرگ ابراهيمي چون يهوديت، مسيحيت و اسلام، در پاژه اي از اديان شرقي چون بوديسم، به نحو ضعيف تري صادق است، اما آنچه در اين مقال مهم است، سيره نگاري پيامبر اكرم در فرهنگ اسلامي و بررسي مشكلات و محدوديت هاي آن از چشم غريبان است .
بررسي هاي علمي و آكادميك درباب سيره پيامبر اكرم در غرب از اواسط قرن نوزدهم آغاز شد. بيش از اين، البته كتاب ها و رديه هاي عليه دين اسلام و شخصيت پيامبر اكرم (ص) در قرون وسطي تهيه و منتشر شده بود. معروف ترين آنها مجموعه طليطله يا تولدو است كه حاوي ترجمه لاتيني ناقصي از قرآن كريم و چند رساله در حديث و سيره از جمله مسائل عبدالله بن سلام بود. مجموعه طليطله، به گفته خانم دلورني، به همت و دستور پيتر مقدس يا پي ير محترم (1092 ـ 1156)،، راهب دير كلوني در فارنسه فراهم آمد و او خود نيز چند متن احتجاجي عليه اسلام در اين مجموعه گنجانيد. نموه هاي ديگر از اين گونه كتاب ها، آثار يوحناي دمشقي (قرن هفتم و هشتم). پطرس آلفونسي (متولد حدود 1062) ـ يهودي اسپانيايي كه به مسيحيت گرويده بود ـ ويليام تربپولي (قرن سيزدهم)، نيكلاس كوزائي (1401 ـ 1464) و نيز مقدمات و حواشي بيشتر ترجمه هاي قرآن است كه از ابتدا به قصد ابطال و سخيف كردن دين اسلام نوشته شده اند و گاه مؤلفان آنها كوشيده اند برتري شخصيتي و ديني حضرت عيسي بر پيامبر اكرم (ص) را در آثار خود اثبات كنند.
اطلاعات صحيح راجع به سيره پيامبر در قدم نخست از منابع اصيل اسلامي اخذ مي شد، اما ناقلاني غير مسلمان كه مدتها در حاكميت مسلمانان زندگي كرده بودند، آن را در اروپا منتشر مي كردند. اينان هيچ گاه نگران دقت در نقل مطالب نبودند، بلكه به عكس مي كوشيدند تصويري منفي از پيامبر اسلام ارائه دهند. همين اطلاعات مغلوط و مجمول به دست دانشجويان و پژوهشگران غربي در قرون وسطي رسيده است كه هيچ گونه تسلطي بر منابع اصيل اسلامي نداشته و از سوي ديگر غالباً در صدد جدل و ابطال حقانيت دين اسلام بوده اند.
بدين سان مهمترين نقاط و فرازهاي زندگي پيامبر اسلام را دو دسته در اروپاي قرون وسطي پراكنده ساختند: از يك سوء بيزانسي هايي كه از طريق شامان اسلام را مي شناختند و از سوي ديگر، مسيحيان اسپانيا كه در تحت حكومت اسلامي زندگي كرده و به نام "مستمربون" شناخته مي شدند; در اين ميان اما، بي ترديد، مهمترين منبع اطلاعاتي مسيحيان اروپا به زبان اسپانيويي بود. اگر از چند مورد استثنايي صرف نظر كنيم، مجموعه تمام سيرهايي كه از زندگي پيامبر اسلام در قرون وسطي نوشته شده اند، همگي داراي غرض و گرايش واحدي بودند: ايشان مي خواستند اثبات كنند كه حضرت محمد (ص) بنا به شهادت زندگي و اعمال و اقوالش نمي توانسته است پيامبري راستين باشد: بنابراين كتاب وي مجموعه اي از اعمال و تراوشات
ذهني انساني است و اسلام در خوش بينانه ترين قضاوت، جعل ناقصي از دين مسيحيت است !
پس از قرون وسطي آهنگ توجه به دين اسلام، ترجمه قرآن و سيره نگاري پيامبر در ميان غريبان بيشتر شد و ـ همچنان كه اشاره شد ـ بررسي هاي علمي و آكادميك درباب سيره پيامبر اكرم در غرب از اواسط قرن نوزدهم آغاز شد. نخستين اثر جامع و علمي در شرح حال و زندگي پيامبر اكرم، كتابي است به آلماني از گوستا و وايل با عنوان: محمد، پيامبر (خدا): سيره و مذهب او. مؤلف اين كتاب علاوه بر استفاده از آيات قرآن كريم، در تدوين سيره نبوي به منابع اسلامي متاءخر از قرن ششم هجري رجوع كرده است. ديگر آثار مربوط به اين دوره عبارتند از: سيره و تعاليم محمد بر مبناي عمده منابعي كه تاكنون مغفول مانده است، در سه جلد، نوشته آلويس اشپرنگر در سالهاي 1861 ـ 1865 ; گفتاري در تاريخ اسلامي، نوشته راينهارت دوزي در سال 1879; و حيات محمد در چهار جلد، تاليف ويليام موير در سال 1861. تا آن زمان، منابع اوليه اسلامي در سيره نگاري، هنوز در دسترس غربيان نبود، اما در دهه هاي پاياني قرن نوزدهم و نيمه اول قرن بيستم، برخي نسخ مخطوط از منابع قديم سيره و تاريخ اسلامي كشف، و با ويرايش و تصحيح غربيان منتشر شدند; بنابراين، در طول قرن بيستم، چهار منبع اصلي از ميان تواريخ و سيره نگارهاي اسلامي در دسترس پژوهشگران غربي قرار گرفت. اين منابع عبارت اند از: مغازي واقدي ; سيره ابن هشام; طبقات ابن سعد; و تاريخ طبري. در طول قرن بيستم، مراجع اصلي غربيان در شناخت سيره نبوي علاوه بر قآرن كريم و برخي از صحاح سته، اين چهار كتاب بوده است.
نخستين محققان غربي درباب سيره نبوي، چندان نگران اين مساله نبودند كه كهن ترين منابع اسلامي در اين حوزه، دست كم دو تا سه قرن پس از رحلت پيامبر اكرم تدوين شداند، چرا كه تمامي اين كتب حاوي روايات و سلسله اساتيدي بود كه به ادعان مؤلفان
آن كتب، به زمان هاي بسيار متقدم مي رسيد و غالباً به فردي شاهد ماجرا از صدر اسلام منتهي مي شد. سيره نويسان غربي، البته، نيك آگاه بودند كه در ميان اين روايات گاه تناقض، آثار و نشانه هاي جعل، اغراق، و انواع تعصبات و غرض ورزي هاي فرقه اي و مذهبي وجود دارد ليكن بر اين اعتقاد بودند كه يك ذهن نقاد و تيزبين سرانجام مي تواند دريابد كه در تك تك حوادث صدر اسلام واقعاً چه روي داده است. در سال 1890 ايگناز گلدتسيهر با انتشار جلد دوم كتاب مطالعات اسلامي نخستين شوك را بر اين ديدگاه خوش بينانه وارد ساخ. وي در اصل مي خواست اين نكته را مطرح و ملل كند ه اغلب متون حديثي، اعتقادات، باورها و منظومه فكري دوره هاي متاءخر از صدر اسلم را بازگويي مي كنند، چرا كه در اين فضا و در دوره هاي متاخر ساخته و تدوين شده اند ; لذا اين متون را نبايد منبع و مرجع تاريخي در تدوين سيره پيامبر (ص) و تاريخ صدر اسلام دانست.
برخي از مورخان و سيره نويسان غربي در اوائل قرن بيستم روشن شكاكانه گلدتسيهر را برگفته و در پژوهش هاي خود راجع به زندگي پيامبر اكرم (ص) به كار بستند از منظر اين مستشرقان، چارچوب شكلي سيره و ترتيب تقويمي آن برآمده از روايات اسلامي است و چنانچه اين چارچوب و تقويم تاريخي را كنار بگذاريم، اشارات تاريخي به سيره پيامبر كه در قرآن آمده است، چندان اطلاعي به مورخ و سيره نار غربي نمي دهد. اين شكاكيت تمام عيار و افراطي راه البته تنها معدودي از محققان سيره و قرآن و حديث در غرب پذيرفتند.
از سوي ديگر، ترديدهاي گلدتسيهر در منابع روايي و تاريخي اسلام با واكنش ايي از جبهه مقابل مواجه شد. نخست خانم نبيه ابوت در كتاب مطالعاتي در پاپيروس هاي عربي، جلد اول: متون تاريخي ; جلد دوم: تفاسير قرآني و روايات، و سپس فواد سزگين در كتاب تاريخ ادبيات عرب، جل اول: علوم قرآني، حديث تاريخ، فقه، كلام و تصوف تا 430 قمري ديدگاه گلدتسيهر را مردود ساختند. خانم ابوت برسنت مداوم اعراب در كتابت شعر، تاريخ و حديث ـ حتي از دوره جاهليت تاكيد مي كند و فؤاد سزگين با تاريخ گذاري برخي متون روايي و تفسيري پيش از قرن دوم و سوم همچون نسخ القرآن زهري و تفسير ابن عباس ـ قدمت و وثاقت منابع كهن اسامي را اثبات مي كرد.
در نيمه نخست قرن بيستم چندين كتاب در شرح حال و سيره پيامبر اكرم (ص) در غرب منتشر شد كه مؤلفان آنها در مقدمه يا مؤخره كتاب خود به اعتبار مشكوك يا متزلزل روايات سيره و مغازي اشاره مي كردند اما، با وجود اين، چندان بر اين نكته اصرار نميورزيدند، بلكه كتب خويش را بر مبناي مفاهيم و باورهاي كلي برآمده از همين روايات سيره و مغزي تدوين مي كردند، مهمترين كتاب از اين دست را رژي بلاشر، مترجم فرانسوي قرآن كريم و محقق در فقه اللغه و ادبيات عرب در سال 1952 تاليف كرده است. كتاب وي مساله محمد يا معماي محمد نام دارد كه در آن فصل مهم و سودمندي درياب "سيره نگاري انتقادي" آمده است .
درست در همين زمان، يعني در نيمه قرن بيستم، يوزف شاخت، مستشرق هلندي و از جمله سرويراستاران دائرة المعارف اسلام (ويرايش دوم، ليدن، انتشارات بريل)، در كتاب خويش با عنوان مباني فقه اسلامي بار ديگر اعتبار و اصالت حديث در قرن نخست هجري را مورد خدشه قرار داد. از صحابه مي رسند، در واقع محصول تحولات سياسي، فقهي و كلامي قرن دهم هجري اند و ارزش تاريخي عصر پيامبر را ندارند. دغدغه اصلي شناخت ـ كه بر روش شاكانه گلدتسهير تكيه مي كرد ـ مبادي فقه اسلامي و به ويژه جايگاه شافعي در تحولات فقه اسلامي بود. شناخت واكنش هاي فراوان در ميان مستشرقان و محققان اسلامي داشت. از ميان غربيان و يليام منتگري وات در مقدمه كتاب محمد در مكه اين راي را مردود شمرد; اما از همه معروف تر محمد مصطفي اعظمي بود كه به تفصيل در دو كتاب انگليسي خود و نيز در كتاب دراسات في تدوين السنة النبوية نظريه شناخت را مورد انتقاد قرار داد.
در دهه هاي هفتاد و هشتاد ميلادي، چندين كتاب درباب سيره پيامر و تاريخ اسلام منتشر شد كه مؤلفان آنها ديدگاه هاي گلدتسيهر و شاخت را به گونه اي منسجم تر پذيرفته و ارائه مي كردند. وجه مشترك همه ايشان در اين بود كه در باز سازي سيره پيامبر اكرم و حوادث قرن نخست هجري روايات منقول را به عنوان منبع تاريخي قبول نداشتند. از ميان ايشان، جان و نزبرو در كتاب محيط فرقه اي با روش خاص خويش، يعني تحليل ادبي
حديث و متون حديثي، هرگونه باسازي تاريخي درباب حوادث صدراسلام را كنار مي گذارد. وي نخستين بار اصطلاح "تاريخ نجات" را در توصيف متون و صنايع كهن اسلام به كار برد و معضل منابع را به جدي ترين صورت مطرح كرد، به اعتقاد وي، برخلاف تصور پيشينيان، منابع كهن اسلامي درصدد بيان "آنچه واقعاً در صدر اسلام روي داده است" منابع كهن اسلامي در صدد بيان "آنچه واقعا در صدر اسلام روي داده است" نيستند، بلكه صرفاً نشان مي دهند كه مؤلفان متاءخر آنها چه مي انديشيده اند. بنابراين ،ما شايد هرگز نتوانيم دريابيم كه در واقع چه روي داده است ; همه آنچه مقدور ماست، اين است كه بدانيم به اعتقاد نسل هاي متاءخر ـ آن چنان كه در "تاريخ نجات" ثبت شده ـ چه اتقاف افتاده است. از سوي ديگر د7و شگارد و نزبرو، به نامهاي پاتريشيان كرون و مايكل كوك در كتاب مشترك و افراطي شان، هاجريسم، كوشيدند به گونه اي بازسازي بيروني در تاريخ صدر اسلام دست بزنند. ايشان در اين راه افراطي خود، عمدتاً بر منابع غير اسلامي، چون كتبيه ها، سنگ نبشته ها و شواهد سكه شناختي از محيط پيراموني جهان اسلام تكيه كردند كه هر چند ذره اي اعتبار منابع اسلامي را نداشتند،
اما به نظر شواهد و مداركي بي طرف و خنثي مي آمدند، افراط ايشان چنان اوج گرفت كه ديگر وثاقت متن قرآن كريم را، حتي در بازنمايي تعاليم و مواعظ پيامبر اكرم، نيز مورد ترديد قرار مي دادند، با اين حلقه از مستشرقان و سيره نگاران غربي، آخرين و معتبرترين منبع در ثبت تاريخ صدر اسلام، يعني قرآن كريم، نيز از دسترس خارج شد و، در نتيجه، امكان تدوين سيره اي از پيامبر اكرم عملاً منتفي شد.
امروز سيره شناسي پيامبر اكرم در غرب بر سر دو راهي مانده است: از يك سو بدون نقادي منابع سيره نمي تواند به تدوين تاريخچه اي از زندگي پيامبر اكرم دست بزند و از سوي ديگر، چون به نقادي متون و منابع كهن اسلامي مي پردازد، از تدوين سيره و تاريخ زندگاني عاجز مي ماند. حال آيا محقق غربي راه برون شوي از اين تنگنا پيش روي خود دارد؟ هارالد موتزكي (Harald Motzki)، از حديث پژوهان غربي كه اخيراً مجموعه مقالاني درباب سيره را ويرايش و چاپ كرده است، در مقدمه كتاب خود اظهار خوش بيني مي كند. به اعتقاد وي منشأ اين خوش بيني آن است كه ترديده هاي گذشتگان در اعتبار و وثاقت
منابع اسلامي، خود از جهات متعددي خدشه پذير است. وي نواقص كار پيشينيان را چنين بر مي شمارد:
الف) فقدان بررسي هاي سيستماتيك درباب نقد منابع روايي سيره پيامبر. نخستين تدوين كنندگان سيره نبوي در غرب، هر آنچه كه به نظر خود صلاح مي دانسته اند، از منابع روايي اسلامي گزينش كرده اند و مطالعات نقدي درياب سيره و مقايسه و تاريخ گذاري اين نقل ها و روايات مختلف، پيش شرط اصلي بهره گيري از آنها به عنوان مصادر تاريخ است .
ب) روش هاي ارزيابي و سنجش اعتبار روايات سيره تاكنون مورد كمترين مداقه قرار نگرفته اند. تقريباً هيچ گونه ملاكي در مقايسه متن روايات وجود نداشته است، و تحليل اسناد روايات نيز، با وجود اندك پيشرفت هايي كه در يكي دو دهه اخير داشته است به ندرت درباب روايات سيره مطرح شده است .
ج) به دليل اين دو نقيصه، بحث و مناقشه درباب اعتبار منابع در سطحي بسيار انتزاعي، و نه بر مبناي خود روايات سيره مطرح شده است. ترديد و شكاكيت غربيان نسبت به اعتبار اين منابع، در دامن بحث هاي مربوط به روايات، فقهي پرورده شده است. برخي مدعي اند كه يافته هاي اين حوزه را مي توان به روايات سيره نيز تميم داد و عده اي نيز با اين امر مخالفت مي كنند; ليكن هيچ يك به تفصيل در جزئيات مساءله و بر مبناي خود منابع سيره تحقيقي نكرده است.
د) بحث در رابطه محتمل ميان قرآن به مثابه منبعي تاريخي و روايات فقه، سيره و تفسير آلوده به اظهار نظرهايي كلي شده است كه خود بر مبناي مطالعه در نمونه هاي خاص و جزئي شكل گرفته اند و اعتبار اين اظهارات خود جاي چون و چرا دارد .
ه) كتاب هايي كه تاكنون در شرح سيره و تاريخ زندگي پيامبر اكرم (ص) تاليف شده اند، دامنه اي محدودي از منابع را دربر مي گيرد; اين منابع (واقديآ ابن سعد، ابن هشام، طبري)، تنها و تنها مجموعه روايات سيره تدوين يافته از قرن سوم هجري هستند. روايات موجود در منابع متاخر هنوز به گونه اي روشمند و سيستماتيك بررسي، و با روايات كهن تر مقايسه نشده اند. بر اين ها بيفزائيم شماري از منابع تازه ـ از نوع كهن يا متاءخر ـ كه در دهه هاي اخير منتشر شده و در دسترس محققان قرار گرفته اند، اين منابع كه شايد تنها نامشان براي محققان غربي آشنا بوده است، مبناي مطالعه و تحقيق در روايات سيره نبوي را به نحوي چشمگيري تقويت مي كند و چه بسا بر پاره اي نقاط مبهم در اعتبار منابع سيره پرتويي تازه افكنند.

دانشنامه قرآن

Jane Dammen Mc Auliffe (ed), Encyclopaedia of the Qur'an, vol.
I, A-D, Brill, Leiden 2001.
"دانشنامه قرآن" (EQ)كتابي است كه درباره اصطلاحات و مفاهيم و شخصيتها و نام امكنه و مسائل تاريخي قرآن و تفسير نوشته شده و قرار است در پنج مجلد از طرف مؤسسه انتشاراتي بريل در هلند، همان مؤسسهاي كه ناشر دائرة المعارف اسلام (EI)به زبان انگليسي و فرانسه است و جلد اول آن كه مدخلهاي حروف A و Dاست در ماه گذشته از چاپ بيرون آمد. باقي مجلدات نيز قرار است بتدريج تا آخر امسال منتشر شود. اين دانشنامه قرار است كه مجموعاً حدود هزار مدخل داشته باشد و همچنانكه از جلد اوّل گن پيداست مدخلهاي بعضي بلند است و بعضي كوتاه. نويسندگان مقالات اشخاصي مختلف و از كشورهاي اروپايي و آمريكا هستند. در ميان مشاوران و نويسندگان، محققان مسلمان از جمله نصر ابوزيد و محمد اركون هم هستند. نام دو سه نويسنده ايراني هم در ميان نويسندگان ديده مي شود.
مدخلها بر حسب كلمات انگليسي و صورت انگليسي اسامي است. مثلا مقاله رؤيا ذيل "Dreams" آمده است و مقاله "هارون" (برادر موسي) ذيل "Aaron". سر ويراستار و بسياري از نويسندگان آمريكائي اند و املاء كلمات هم به انگليسي آمريكائي است (african - American) نوشته شده است. در عوض مقالات ابوبكر و ابوطالب هر يك در هفت - هشت سطر و مقاله علي بن ابي طالب در يك صفحه.
اهميت اين دانشنامه در مقالاتي است كه درباره مفاهيم قرآني و تاريخي و اجتماعي قرآن نوشته شده است. اين مقالات نسبتاً بلند است و اغلب به بخشهاي متعدد تقسيم شده است. مثلا مقاله "كتاب" (Book) داراي شش عنوان فرعي است كه عبارتند از: كتاب و علم الهي، كتاب و قضاي الهي، كتاب و وحي، اهل كتاب، ام الكتاب، قرآن به عنوان كتاب. در اين نوع مقالات ابتدا
خود مفهوم تعريف شده است. مثلا در مقاله "ركوع و سجود" ( Bowing andprostrition) ابتدا گفته شده است كه ركوع دولا شدن است از روي احترام و سجود گذاشتن پيشاني بر روي زمين است در حالت پرستش و نيايش. در تعريف نان (Bread) هم گفته اند موارد خوراكي است كه از آرد و خمير كردن و پختن آن تهيه مي شود. اين تعريفها اغلب بديهي است و به نظر توضيح واضحات مي آيد. تصاويري هم در اين مجلد هست كه مربوط به دو مقاله "خط عربي" (Arabic Script) و "بسمله" (Basmala) است.
مدخلهاي جالب توجهي در اين مجلد ديده مي شود، از جمله مدخلهاي "امت و ملت" در قرآن ( Community andSocity)، "جمع آوري و تدوين قرآن" (Collection of the Qur'an)، "كامپيوتر و قرآن"، "ارتداد" (Apostasy)، "معراج" (Ascension)، "جهان شناسي قرآن" (Cosmology)، "كشاورزي" (يا فلاحت) در قرآن" ( Agriculture andVegetation)، "كبر" (Arrohance)، به قلم نصر ابوزيد، و "هنر معماري" در قرآن (Art and Architecture).

وارثان پيامبر
در عهد خلافت مأمون
Michael Cooperson, Classical Arabic Biography:
the heirs of the prophets in the age of al-Ma'mun.
Cambridge University Press, 2000.
ISBN 0521661994.
اگر بگوئيم شعر "آرشيو عربها"ست، بايد بگوئيم شرح حال نويسي (بيوگرافي) هم آرشيو مسلمانان است. در منابع مختلف عربي ترجمه احوال صدها هزار شخصيت مختلف از محدّث و فيلسوف و طبيب و سپاهي و عاشق و مجنون و عالم و محقق و غيره، اعم از مرد و زن، مسلمان و غير مسلمان، ثبت شده است. بعضي از اين ترجمه ها يا بيوگرافيها بلند است مانند سيره هاي پيامبر(ص) و بعضي كوتاه، و بعضي خيلي كوتاه، در حد دو سه سطر، و گاهي فقط اسم اشخاص است. كتابهاي تراجم يا بيوگرافيها هم انواع و اقسام مختلف دارد. يك نوع آن كتابهايي است كه اسم آن تاريخ يك شهر خاص است (مثل تاريخ بغداد، يا تاريخ نيشابور) ولي در واقع اينها هم شرح حال يا ترجمه اشخاصي است كه در اين شهرها زندگي مي كردند يا در آن مدتي اقامت كرده اند. در اين كتابها سعي بر اين بود كه اشخاص برجسته را معرفي كنند كه حافظ سنتهايي بودند در علوم و معارف مختلف (مانند محدثان، فقهاي مذاهب مختلف، اطباء، صوفيان، فلاسفه، فلاسفه و غيره). مايكل كوپرسون در كتاب "بيوگرافيهاي كلاسيك عربي" (وارثان پيامبر، يعني علما، در عهد آگاهي همگان بسيار مفيد است. عناوين فصول آن به اين شرح است: 1) پيشينه كتي
به نگاري; 2) كتيبه نگاري در ايران باستان; 3) كتيبه نگاري در دوره ميانه. در هر يك از اين فصول مباحث متعددي مورد بحث و برسي قرار گرفته است.
توفيق دست اندركاران دفتر پژوهشهاي فرهنگي را در راه ارائه آثار خود در شناسايي موضوعات و مسائل مختلف ايران زمين آرزومنديم.

اسطوره اهل حق
اسطوره اهل حق. نوشته ايرج بهرامي. تهران. نشر آتيه. 1378. 150ص + تصاوير. با مقدمه عبدالحسين نوايي.
كتاب كوچكي است درباره آداب و مراسم و آيين اهل حق يا آيين "يارسان". در زمينه پيروان اين طريقه و اعتقادات آنان اطلاعات كمي در دست است و كتابها و رسالاتي كه درباره آنان تأليف شده بسيار اندك است. علت اصلي آن است كه معتقدان و پيروان اهل حق يارسان بيشتر از روستائيان و صحرانشينان و ايلات و يا سوداگران خرده پا و پيشهوران شهري هستند و به علت تعصب حاضر نبوده اند هيچ گونه اطلاعاتي در اختيار افرادي كه معتقد به مسلك آنان نبودند قرار دهند. ليكن مستشرقان خارجي و ايران شناسان در باب هويت تاريخي اهل حق مطالعاتي انجام داده اند و مقالاتي نوشته اند; هر چند اطلاعات آنان نيز به حد كافي و كامل نيست. از اين رو تدوين و انتشار كتاب ياد شده كه مختصر و پرمطلب است براي معرفت بر احوال اين گروه از هموطنان ما كه در نواحي غربي ايران به ويژه در پيرامون كرمانشاه و ايلام زندگي مي كنند اقدامي در خور تحسين است.
اين پژوهش، غير از مقدمه دكتر نوايي و پيشگفتار مؤلف، مشتمل بر چند بخش است: 1) اهل حق از ديدگاه مستشرقين و سيّاحان بيگانه; 2) حضرت علي(ع) از ديدگاه مستشرقين و سيّاحان بيگانه;
3) نگرش بر مهر و مهرپستي در ايران و روم باستان; 4) بحثي پيرامون شخصيت تاريخي مهر; 5) حضرت علي(ع) و مهر سوشيانس; 6) نتيجه گيري. نويسنده به انتهاي اثر خود يكي از رسالات مفيد اعتمادالسلطنه، وزير انباعات عصر ناصري، را به نام "تحقيق در مذهب و طريقه علي اللهي كه به نصيري و غالي و اهل حق نيز معروف مي باشند" كه تاكنون به چاپ نرسيده بود افزوده است.
سيد علي آل داود


? چكيده رساله هاي دكتري
دانشگاه امام صادق (ع)

ولايت فقيه و
ديدگاههاي مربوط به آن
يعقوبعلي برجي
"ولايت فقيه"، همزاد فقه است كه متناسب با شرايط سياسي و اجتماعي دوره هاي مختلف، مراحل مختلفي از رشد و بالندگي را طرح كرده است. در دوره آغازين اجتهاد (مرحله اول) اصل ولايت فقيه از نگاه فقيهان، امري مسلم تلقي مي شده است و بر مبناي همين اعتقاد پذيرش ولايت از جانب سلاطين جور را به عنوان استيفاي بخشي از حقوق پذيرا مي شدند. در مرحله دوم (عصر صفويه) به علت روي كار آمدن حكام شيعي صفوي و تغيير وضعيت شيعيان از اقليت تحت فشار به اكثريت حاكم، اوضاع سياسي براي نظارت فقيهان در مساله ولايت فقيه مساعدتر گرديد. محقق كركي به صراحت "ولايت عامه انتصابي فقيه" را ارائه داد. پس از اين محقق نوانديش، نظريه ولايت فقيه، به عنوان قاعده فقهي در كتابهاي "قواعد فقهي" راه پيدا كرد و آراء محقق نراقي محور بحث و گفت وگو قرار گرفت و نخستين بار دو ديدگاه در مسأله ولايت فقيه پيدا شد: يكي ديدگاه "ولايت انتصابي عام فقيه" و ديگري ديدگاه "ولايت محدود فقيه".
در مرحله چهارم (دوره مشروطه) نيز همان دو ديدگاه كه از زمان محقق نراقي ظهور كرده بود طرفداران خود را داشت. در مرحله پنجم معمار بزرگ انقلاب، امام خميني (قدس سره)، هم ابتكار تبيين نوين و جامع از ولايت فقيه را در عرصه نظر به عهده گرفت و هم براي نخستين بار نظامي مبتني بر ولايت فقيه را در ايران برپا ساخت. در اين مرحله، آن ديدگاه انتقادي كه معتقد به ولايت فقيه در امور حسبيه بود ادامه پيدا كرد و فقيهاني همچون آيت الله حكيم و آيت الله خويي از آن دفاع كردند. همچنين در اين دوره ديدگاه سوم و چهارمي با عنوان هاي "ولايت انتخابي فقيه" و "نظارت فقيه" پا به عرصه نهاد.


احكام حكومتي و ضوابط آن
دكتر سيد علي حسيني
"حكم حكومتي" چگونه حكمي است و به هنگام تزاحم با احكام شرعي آيا بر آنها مقدم مي شود يا خير؟
مباني صدور و ضوابط احكام حكومتي كدام است؟ آيا فقيهان شيعه در اين باره نظريه اي ابراز داشته اند يا خير؟ در پاسخ به پرسش هاي ياد شده، ضمن تعريف حكم و انواع گوناگون آن و نقل و نقد تعريف هاي مختلف و پيشنهاد تعريفي قابل قبول، حكم حكومتي، نوع مستقلّي از احكام دانسته شده كه نه "اوّلي" است و نه "ثانوي"، و فرق اصلي آن با احكام ياد شده، منشاء صدور آن است كه رهبري حكومت اسلامي است نه شارع مقدّس، هم چنين تقدّم اين احكام بر مسايل فقهي به معناي تقدّم مصاديق اهم بر مهم است نه به معناي ناديده گرفتن احكام شرعي يا كم توجهي به اسلام، بلكه در واقع نوعي تحقق بخشيدن به احكام متغير اسلام است كه راز جاودانگي فقه اماميه و توانايي آن را در رويارويي با مسايل نو پيدا در همه زمان ها و مكان ها مي نماياند.
"مصلحت"، "عدالت" و "اجراي احكام شرعي"، ضوابط احكام حكومتي هستند. در اين باره اين مشكل همچنان رخ مي نمايد كه مصلحت به چه معناست و مرز مصلحت انديشي تا به كجاست؟ از سخنان فقيهان استفاده مي شود كه مصلحت به معناي منفعت و سودي است كه - هر چند غير مستقيم - به عموم مردم برسد و اين با "مصالح مرسله" كه در فقه اهل سنّت از منابع استنباط احكام شرعي است، تفاوت دارد.
احكام حكومتي كه در لابه لاي مطالب فقيهان طرح شده در سه مرحله تطور يافته است; بدين سان كه شيخ مفيد و شيخ طوسي آن را در فقه پي نهادند، شهيد اول در آن تحول آفريد و در سايه ديدگاههاي فقيهان عصر صفوي و وحيد بهبهاني، صاحب جواهر رابطه آن را با مصلحت نماياند و امام خميني طرحي جامع درباره آن در انداخت.
عدالت نيز سرنوشتي مشابه داشته است. در فقه احكامي درباره سلطان عادل مطرح شده كه تنها شيخ طوسي به مفهوم آنها اشاره اي داشته است. در آستانه ظهور صفويان و در زمان حكومت آنان ابعاد جديدي از عدالت مطرح شد و نهضت هاي دوران قاجار زمينه طرح مسايلي نو از آن را فراهم آورد. امام خميني و گروهي از معاصران به مفهوم عدالت توجه بيشتري نشان دادند و رابطه عدالت و حكومت را روشن تر تبيين كردند.
بي شك عدالت مهمترين ضابطه احكام حكومتي و خط قرمز مصلحت انديشي است. درباره مفهوم آن اگر چه اختلاف نظر وجود دارد و گفته مي شود كاربردي نيست، ليكن درباره عدالت به عنوان ضابطه حكومت، در فقه و روايات، نكاتي وجود دارد كه در مرحله عمل راه گشا مي نمايد.
مشكل ديگر در اين باره روايات فرواني است كه به گونه اي از آنها احكام حكومتي فهميده مي شود كه در هم تنيده با ديگر روايات، يكجا در مجامع روايي ضبط شده اند. از آن جا كه اين روايات نمي توانند مستند احكام فقهي قرار گيرند، بايد ضابطه اي براي شناخت آنها معين گردد. در اين باره شيهد اول و ثاني و امام خميني نظريه هايي ابراز داشته اند و مشهور فقيهان، اصل را تبيلغي بودن آنها دانسته اند. اجراي اين اصل در ابوابي از قبيل جهاد، خمس، انفال، حدود و ابوابي از اين دست ببس دشوار مي نمايد.

بررسي تطبيقي جاوادنگي معاد با تكيه بر آراء صدر المتالهين شيرازي و پرايس
رضا اكبري
بحث جاودانگي از اهميتي فراوان در ميان انسانها برخوردار بوده و مي باشد. اهميت اين بحث سبب ارائه نظريات متعدد از سوي متدينان و ملحدان در رد يا قبول معاد يا كيفيت آن گشته است. در رساله فوق از ميان نظريات بي شماري كه در اين حيطه وجود دارد، و نظريه صدرالمتالهين شيرازي و پرايس (از فيلسوفان مسيحي معاصر) بررسي شده است تا علاوه بر توصيف، تحليل و نقد در نظريه، وجوه اشتراك و افتراق آنها معلوم شود. از آنجا كه بحث جاودانگي بر مباني مهمي همچون ملاك شخصيت (self)، ملاك اين هماني شخصيت (Personal Identity)رابطه نفس و بدن problem) (Mind-bodyو شعور (consciousness)بنا شده است توضيحاتي در باب هر يك از اين مسائل كليدي ارائه شده است. در بحث ملاك اين هماني
شخصيت، ملاك حافظه (Memory criteria)، ملاك نفس (soul criteria)و ملاك بدن (body criteria)توضيح داده شده است. در بحث رابطه نفس و بدن نيز نظرياتي همچون رفتار گروي (behaviorism)كاركرد گروي (functionalism)، اين هماني نوعي (type Identity theoaory)، اين هماني مصداقي (Token Identity Theaory)مدل كامپيوتري ذهن (Computeral model of mind)آورده شده است. بخش شعور نيز شاهد نظرياتي همچون حذف گروي (eliminativism)رازآميز گروي (Mysterianism)، تعالي گروي (transandantalism)و ... مي باشد. هر چند كه اين رساله به بررسي تفصيلي دو ديدگاه صدرالمتالهين شيرازي و پرايس پرداخته است اما براي روشن شدن چارچوب بحث، نظريات فيلسوفان و متكلمان ديگر نيز به صورت خلاصه ذكر شده است; به عنوان مثال اين رساله حاوي نظريات فيلسفوفان و متكلماني همچون ابن سينا، خواجه نصيرالدين طوسي، غزالي، جويني، اشعري، سوئين برن(Swinburn)، هيك(Hick)، اولن (Olen)و اين وگن (Inwagen)مي باشد. در طرح اين نظريات نيز تلاش بر آن بوده كه اشتراكات سنت قديم و سنت جديد به نمايش گذاشته شود و سنت قديم با زباني نو، بازخواني گردد.
رساله مذكور در تاريخ 4 مهر 1380 در دانشكده الهيات دانشگاه تهران با درجه عالي و نمره 19 به تصويب هيات داوران رسيده است.


نهضت هاي مذهبي نوين (چالش و واكنش)
New religious movements (Challenge and response)

نويسنده :برايان ويلسون Bryan Wilson (Editor)
ناشر: روتلج Routledge
سال نشر: 1999
تاكنون در زمينه با نهضت هاي نوين مذهبي، مقالات بسياري ارائه شده و تحقيقات متعددي صورت گرفته است، هدف اصلي كتاب مورد بحث، كه انتشار آن از جمله فعاليت هاي مؤسسه مركز اروپايي فلسفه و حكمت شرقي است، ارائه پاسخ اساسي و قانع كننده به چالش هايي است كه نهضت هاي نوين ديني با آنها مواجه هستند.
كتاب حاضر كه از كتب منتشره توسط انتشارات روتلج مي باشد، در 13 فصل و 284 صفحه، به تحقيق در رابطه با كشورهايي پرداخته است كه بيشتر تحت تأثير اين نهضت ها قرار گرفته اند، ضمن اينكه سعي شده تا عكس العمل آنها در رابطه با اين جنبش ها نيز مورد سنجش و بررسي قرار گيرد.
اين كتاب مجموعه اي ارزشمند براي دانشجويان و محققاني است كه در زمينه دين و مذهب فعاليت مي كنند و رد آن اهداف ذيل دنبال مي شود:
1- اهميت و ارتباط اديان جديد
2- تأثيرات متقابل اديان نوين و اقتصاد، قانون، رسانه هاي جمعي، سلامت رواني، دين سنتي و نقش زنان
3- مطالعات بنيادين و اساسي در خصوص اديان جديد در برزيل و ايتاليا
4- گسترش، نفوذ و تأثير جنبش ها و نهضت هاي مخالف با مذهب در آلمان، آمريكا و انگلستان
5- معرفي فعاليت هاي جنبش هاي نوين از قبيل هاري كريشنا و...
تمام كساني كه به نوعي در نگارش اين كتاب دست داشته اند. از جمله كارشناساني خبره و قابل اطمينان در اين زمينه محسوب مي شوند. برايان ويلسون نويسنده اين كتاب، تاكنون كتب متعددي در اين زمينه به رشته تحرير در آورده است.
در واقع مي توان ادعا نمود، كتاب حاضر براي هر فردي كه به دنبال درك جامع و كاملي از اديان نوين و حوادث مربوط به آن ها است، نيازي اساسي محسوب مي شود. در اينجا به چكيده اي از مطالب حائز اهميت موجود در كتاب اشاره مي نماييم:
خلاصه فصل اول: نهضت هاي مذهبي نوين: وقوع و اهميت در عصر ما جنبش هاي مذهبي نوين پديده اي جهاني محسوب مي شوند. نتايج حاصل از چنين نهضت هايي كه در غرب، پس از جنگ جهاني دوم ملموس تر شده اند. با گذشته تفاوت بسياري يافته و نه تنها بر يهوديت و مسيحيت بلكه بر ساير اديان چون هندوييسم، بواييسم، اسلام و... تأثير گذارده است. بنا به اعتقاد پروفسور باركر اهميت آماري و احصايي نهضت هاي مذهبي نوين، به اندازه اهميت فرهنگي و اجتماعي آنها نيست. بلكه در حقيقت نتيجه آنها محسوب مي شود.
خلاصه فصل دوم: شرقي شدن غرب
در اين فصل كه به قلم پروفسوركابن كاسل نگاشته شده، به تغييرات فرهنگي ناشي از شكل گيري اين نهضت ها اشاره شده است. بنا به اعتقاد او همزمان با تنزل تجربيات و عقايد دين مسيح، اديان شرقي در هر دو جنبه سنتي و پذيرفتن تمدن غرب به پيشرفت چشمگيري نائل آمده اند.
سخن اصلي در فصل دوم، اين است كه بر خلاف گذشته، در حال حاضر غربي ها نيز به اين عقيده شرقيان كه خداوند وجود دارد و همه بايد پروردگار يكتا را بپرستند، روي آورده اند.
خلاصه فصل سوم: موفقيت و عصر نوين نهضت: تأثير مثبت اقتصاد رواني
گر چه علم اقتصاد يكي از تقسيمات نهادين جامعه مدرن است، ولي امروزه برخي اديان در نطر دارند حتي بدون در نظر گرفتن اقتصاد، به هر ترتيب ممكن، به پيروان خود راه دستيابي به موفقيت و كاميابي را بياموزند. در اين فصل دكتر هيلاس با در نظر گرفتن اقصاد رواني، راه حل هايي را پيشنهاد نموده است كه همگي منجر به رسيدن به اهدف عالي و رهايي از قيد و بند جسماني مي شوند. وي همچنين ارتباط با فرهنگ مديريت تجاري، جامعه تطبيقي را توضيح داده است. علاوه بر اين، در اين بخش ضمن توجه به اين امر كه توانايي انسان الهي و ذاتي است، نه اكتسابي، به رابطه ميان مشكلات موجود و توانايي انسان در حل آن اشاره شده است.
خلاصه فصل چهارم: بعد قانوني جنبش ها و نهضت هاي مذهبي نوين
نهضت هاي مذهبي براي اجراي شيوه هاي خود با موانعي از قبيل طرز اداره كردن كشروهايشان مواجه هستند. قانون شامل قواعدي است كه در جامعه منعكس و مطرح شده اند ولي متأسفانه دادگاه ها آن را به طور يكسان و شايسته به كار نمي گيرند، در نتيجه مردم از حركت هاي مذهبي نوين درك جامع و كاملي ندارند. گرچه به طور سنتي گفته مي شود كه قانون و شريعت در رابطه با مسايل بي طرف هستند، ولي گاهي ميان قاون و جنبش هاي مذهبي نوين اختلافاتي پديد مي آيد. دادگاه ها به منظور حل و فصل اختلافات، قانون مي نويسند، پس بايد در اين راه، همواره فقه و قانون الهي را به عنوان يك الگو مد نظر داشته باشند و در قضاوت هاي خود بي طرف بوده و به نژاد و جنسبت و... توجهي نداشته باشند. سخن اصلي در اين فصل اين است كه دين و سياست و كشورداري بايد همدوش با يكديگر گام بردارند، نه اين كه در امور يكديگر مداخله نمايند.
خلاصه فصل پنجم: رسانه هاي جمعي و نهضت هاي مذهبي نوين
بسياري از مردم نسبت به نهضت هاي مذهبي نوين، برخورد خصمانه اي دارند، چون در اين مورد از طريق رسانه هاي جمعي، اطلاعات نادرستي به آنها منتقل شده است. در اين فصل پروفسور بكفورد، روزنامه نگاران، محققان و علاقمندان به اين امر را مورد خطاب قرار داده و مسؤوليت خطير آنان را گوشزد نموده است، زيرا رسانه هاي گروهي همان طور كه مي توانند نقش سازنده و مؤثري داشته باشند مي توانند به عنوان ابزاري براي گمراهي مردم به كار برده شوند.
خلاصه فصل ششم: نهضت هاي مذهبي نوين و سلامت رواني
همان طور كه مي دانيد سلامت رواني جامعه از اهميت ويژه اي برخوردار است. تحقيقات محققان نشان داده است، نهضت هاي مذدهبي نوين در زمينه سلامت رواني نقش بسزايي دارند. در اكثر حركت هاي مذهبي نوين، حمايت هاي ديني بسيار قوي بوده و در جهت كاهش استرس و فشارهاي رواني گام بر مي دارند. به عنوان مثال حركتهاي مذهبي نوين برنامه هايي در

جهت حمايت هاي اجتماعي دارند و براي كاهش فشارها و استرس هاي مختلف طرح هايي را - حول محور دين و مذهب - ارائه نموده اند. نگرش مثبت، اصلاح رفتاري، دامن زدن به جنبه هاي مثبت و... از جمله طرح هاي ارائه شده اين نهضت ها به منظور كاهش استرس است.
خلاصه فصل هفتم: زنان در نهضت هاي مذهبي نوين
در اين فصل، دكتر پاتيك به بررسي مشكلي پرداخته كه در حال حاضر معنويت و روحانيت با آن مواجه هستند، يعني محدوديت هايي كه زنان در راه پيشرفت و ترقي خود دارند. در نهضت هاي مذهبي نوين، بر نقش مؤثر زنان در دين و ارزش حقيقي كه مذهب براي زنان قائل شده است، تأكيد بسيار مي شود، در حالي كه اديان شرقي سعي در ضعيف نشان دادن زن و موقعيت او دارند و اديان غربي نيز زنان را بسيار سنتي معرفي مي كنند، در واقع در هيچ يك از آنان به نقش واقعي تزنان اشاره نشده است. يكي از مهمترين اهداف نهضت هاي مذهبي نوين، نشان دادن توانايي ها و نقش سازنده زنان در امور مختلف است.
خلاصه فصل هشتم: نهضت هاي مذهبي نوين و كليساها
از ميان تمامي مؤسسات موجود در جامعه، كليساها بيش از همه در معرض برخورد با حركت هاي مذهبي نوين قرار دارند. مسلماً هم كليسا و هم نهضت هاي نوين مذهبي در رابطه با يكديگر عكس العمل نشان مي دهند. ولي چالش هاي پديد آمده ميان آنها غير قابل اجتناب نيست. نخستين گام مفيد و سازنده در رفع اين چالش ها اين كه در رابطه با كليسا و نهضت هاي مذهبي جديد بايد بسيار دقيق و نكته سنج بود و نبايد عملي ناشايست از هيچ طرف سر بزند. دوم اين كه بايد بين اديان قديمي و جديد، تواضع و فروتني وجود داشته باشد و پيروان هر دو طرف بپذيرند كه هيج يك ا ز آنها - چه قديم و چه جديد- نمي توانند مدعي شوند وحي و الهام تنها مختص آنان است. در حقيقت آنها بايد همگام و به موازات يكديگر گام بردارند، نه در جهت عكس هم.
خلاصه فصل نهم: دامانهور; اجتماع جادويي در ايتاليا حدود 20 سال از تشكيل گروهي به نام دامانهور مي گذرد و طي اين دو دهه، فعاليت آنها معطوف به مطالعات پژوهشگرانه بوه است. اين فصل به بحث در اين مورد پرداخته است كه برخي
نهضت هاي مذهبي نوين مانند دامانهور داراي نگرش تأثيري منفي بر افراد مي باشند. نمونه اين جنبش بيشتر در كشورهايي ديده مي شود كه تظاهر مي كنند يكپارچه كاتوليك هستند. البته اين بدين معني نيست كه همه اين جنبش ها از مسيحيت و فرقه هاي مسيحي نشأت مي گيرند، بكله منشأ اصلي آنها ذات بيمار برخي انسان ها است.
خلاصه فصل دهم: جنبش هاي مذهبي نوين ژاپني ها در برزيل
اين فصل به بررسي اثرات حركت هاي مذهبي نوين يك كشور در كشور ديگر پرداخته است. به عنوان مثال يكي از اين جنبش ها توسط مهاجران ژاپني، در برزيل، رواج يافته است. اين جنبش از جنبش هاي موفق محسوب مي شودو دليل اين موفقيت نيز بر پايه وفق يافتن آنها با شرايط جديد است. در حقيقت آنها تنها در برخي موارد، فرهنگ و آداب و رسوم قديمي خود را با نظام هاي ارزشي جديد هماهنگ كرده و برخلاف برخي نهضت ها هنوز اجازه دخالت و القاي شرايط جديد در مواردي چون هنر، موزيك، ادبيات و... را نداده اند و در مقابل سعي در القاي آداب و رسوم خود به كشورهاي آمريكاي لاتين را نيز ندارند.
خلاصه فصل يازدهم: پيروان مراسم مذهبي
اين نهضت از ايالات متحده برخاست و به تدريج دامنه آن به ساير فرهنگ هاي غربي نيز گسترش يافت. در حقيقت اين حركت در پايخ به نهضت هاي آسيايي كه پس از جنگ جهاني دوم در اروپا رواج و نفوذ يافته بود تشكيل شد. شعار اصلي اين نهضت اين است كه همه انسان ها از يك خانواده محسوب مي شوند، چرا كه همگي آنها فرزندان پروردگار هستند. يكي از مهمترين فعاليت هاي اين نهضت، ايجاد مراكز حمايت از خانواده است.
خلاصه فصل دوازدهم: پاسخ به نهضت هاي مذهبي جديد در آلمان شرقي پس از اتحاد دوباره دو آلمان
گرچه ممكن است چالش هاي ناشي از نهضت هاي ديني نوين، شبيه به هم باشند، ولي طرز مقابله با آنها در كشورهاي مختلف متفاوت است. اين فصل به بررسي اين مطلب پرداخته است كه پس از برداشته شدن ديوار و اتحاد دو آلمان بحث تازه اي به نام (Jugendeskten) به معني فرقه هاي ويرانگر، توسط كليسا آغاز گرديد و ميان شهروندان آلمان غربي براي خود جايي پيدا نمود، ولي به تدريج دامنه آن به آلمان شرقي نيز كشيده شد و با الحاق و اتحاد دو آلمان به صورت يك بحث كلي در آم د. در نهايت، همكاري اجتماعات و انجمن هاي سياسي با مقامات كليسا باعث شد، بحث فرقه هاي ويارنگر با الگو گرفتن از غرب، در كليه نقاط ايالات فدرالي جديد، گسترده شد. بنابراين با توجه به آگاهي سياسي نهضت هاي مذهبي نوين ديگر كسي نمي تواند مدعي شود، ديواري كه در گذشته دو آلمان را از يكديگر جدا مي كرد، باعث جدايي افكار و عقايد دو آلمان با يكديگر شده است.
خلاصه فصل سيزدهم: جنبش ضد ديني انگليس
خاستگاه بسياري از جنبش هيا مذهبي جديد موجود در انگلستان به ساير كشورها بر مي گردد، ولي اصل نهضت ضدفرقه اي كم و بيش مربوط به خود انگلستان است. بر اساس تحقيقات دكتر چري سايدز، حتي برخي پيروان اين نهضت به كليساي اوانجليكاي مسيحي اوليه مربوط مي شوند. به غير از جنبش تئوسوفي، ساير نهضت هاي مذهبي جديد در انگلستان، هدفي واحد را دنبال مي كنند، اين هدف نابودي و مبارزه با انحرافات وارد شده در دين مسيح است. نهضت هاي مذهبي نوين براساس اهدافشان، پيروان متفاوتي دارند، برخي از آن ها بيشتر جوانان را جذب كرده اند و برخي مسن ترها و حتي برخي نيز خانه دارها را تحت تأثير فعاليت هاي خود قرار داده اند. حتي پيروان بعضي از اين نهضت ها براي كسب موفقيت بيشتر به صورت گروهي به كشور ديگري مهاجرت مي نمايند. گاهي ابن فرقه ها آثار و نتايج مخربي نيز براي پيروان خود به بار مي آورند. به عنوان نمونه باعث مي شوند آنها شغل خود را از دست بدهند، توسط افراد تحصيل كرده جامعه طرد شوند و يا باعث شوند كودكان آنها آداب و رسوم اجدادي خود رانياموزند و...
در خاتمه بايد خاطر نشان ساخت نهضت هاي مذهبي نوين، هر چه كه هستند، نبايد مغاير با آزادي مذهبي و رعايت حقوق بشر باشند. عكس العمل كليساي انگلستان بااين حركت هاي نوين بسيار عقلاني بود. آنها برخي عوامل مشكل آفرين در اين نهضت ها را حذف نمودند و با تبعيض هاي غيرعادلانه در هر زمينه به مخالفت پرداختند. در حال حاضر اين حركتها به طور فزاينده اي گسترش يافته اند و افراد زيادي را جذب خود نموده اند. لازم به ذكر است كه رسانه هاي جمعي نيز در انتشار افكار و عقايد و اهداف اين جنبش ها نقش بسزايي ايفا مي نمايند، چرا كه هم مي توانند در اين زمينه مفيد واقع شوند و هم مضر. پس بايد از مسؤوليت خطيري كه بر عهده دارند، آگاهي كامل داشته و به نحو شايسته فعاليته هاي خود را به انجام برسانند.


نشريه تخصصي مطالعات اسلامي
Journal of Islamic Studies
نشريه مطالعات اسلامي آكسفورد - اين نشريه تخصصي كه در نوع خود از معتبرترين نشريات علمي و تحقيقاتي در زمينه مطالعات اسلامي است، از سوي مركز مطالعات اسلامي دانشگاه آكسفورد منتشر مي شود.
در معرفي كه از سوي اين مركز براي نشريه فوق ارائه شده است، عنوان گرديده كه اين مجموعه با در نظر گرفتن طيف وسيعي از مطالعات اسلامي در زمينه هاي مختلف از جمله تاريخ، جغرافي، علوم سياسي، اقتصاد، مردم شناسي، جامعه شناسي، فلسفه، روابط بين الملل، محيط زيست و توسعه... قصد دارد تا جدي ترين و علمي ترين تحقيقات انجام شده در زمينه هاي مورد نطر را به چاپ برساند، همان طور كه تاكنون نيز چنين كرده است.
تمركز اصلي مطالب مندرج در اين نشريه، بر روي پژوهش هاي انجام شده در سرزمين هاي اسلامي و جهان اسلام توسط دانشمندان مسلمان و نيز اسلام شناسان معتبر جهان است.
نشريه مطالعات اسلامي آكسفورد در نظر دارد تا بستري براي ارائه انديشه هاي متفاوت و تبادل نظر ميان انديشمندان، در زمينه مطالعات اسلامي فراهم كند.
سردبير نشريه، دكتر "فرحان احمد نظامي" استاد دانشكده magdalenاز دانشگاه آكسفورد است. اين نشريه همچنين از همكاري 18 اسلام شناس مشهود دنيا بهره مي برد كه برخي از آن ان عبارتند از:
- پرفسور ظفر انصاري از دانشگاه اسلامي بيب المللي، استانبول / تركيه
- پرفسور جان. ال. اسپورتيو از دانشگاه جرج تاون / آمريكا
- پرفسور يوزو ايتاگاكي از دانشگاه توكيو / ژاپن
- پرفسور سيدحسين نصر از دانشگاه جرج واشنگتن / آمريكا
- دكتر يوسف القراودي از دانشگاه قطر
- پرفسور فرانسيس رابينسون از دانشگاه لندن
- پرفسور آن ماري شميل از دانشگاه هاروارد
- پرفسور صبرا از دانشگاه هاروارد
محققان و انديشمندان از سراسر دنيا مي توانند مقالات تحقيقي خود را در زمينه اي ياد شده به آدرس اين مركز ارسال نمايند تا پس از بررسي هاي لازم و در صورت برخودرادي از شرايط مطلوب، در اين نشريه به چاپ برسد.
مقالات مذكور بايد داراي ويژگي هايي باشد كه در سايت اين مركز عنوان گرديده است. از جمله اين ويژگي ها اين است كه مقالات بايد به زبان انگليسي نوشته شده باشد و بيش از هزار كلمه نباشد.
آدرس اينترنتي كه مي توان از طريق آن مقالات را براي چاپ در نشريه ارسال كرد عبارت است از:
Publications a oxcis.ac.uk
همچنين آدرس پستي اين مركز نيز به شرح زير مي باشد:
Oxford center for Islamic
George street
Oxford oxl 2AR
U.K
Tel: +44 (0) 1865 2787 30
Fax: +44 (0) 1865 2489 42


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد