العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
جمعه 8 ارديبهشت 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13540      تاریخ : 1393/11/6 09:53:47      بخش : متن خبرنامه دین پژوهان print
كتابشناسى دين پژوهى خبرنامه دين پژوهان ـ شماره 9 مرداد و شهريور - 1381
كتابشناسى دين پژوهى

 

شرق شناسى و دين

نظريه پسا استعمارى, هند و ((شرق عرفانى))
ريچارد كينگRichard king) )
انتشارات را تلجRoutledge) )
كتاب ((شرق شناسى و دين)) بحث گسترده و بهنگامى را درباره معانى ضمنى نظريه پسااستعمارى معاصر در پژوهش دينى پيش كشيده است. ريچارد كينگ به خواننده نشان مى دهد كه چگونه و تا چه حد ممكن است كه ((دين)) در حدود و شرايط مطالعات فرهنگى بازنگرى شود. او با توصيف و بررسى نظريات تعداد زيادى از انديشمندان پساساختار گرا و پسا استعمارى; همچون فوكو, دريدا, گادامر, سعيد و استپواك خواننده را با سلسله اى جذاب از تاملات نقادانه در باب سرشت پژوهش هاى دينى و هندشناسى آشنا مى كند:
((شرق شناسى و دين)) مباحث بسيار مهمى را درباره سرشت دين, آينده تحليل هاى ميان ـ فرهنگى و محتويات بحث شرق شناسانه در تحقيق پيرامون هند مطرح مى كند.
در اين كتاب, دين به مثابه وجهى از فرهنگ تلقى مى شود و مطالعه آكادميك دين, به موازات خطوط مطالعات فرهنگى پيش مى رود. بدين سان, ريچارد كينگ به شمار فراينده انديشمندانى مى پيوندد كه ريشه هاى مدرنيست پژوهش در باب دين را به چالش مى گيرند.
جرالد جى لارسن, استاد دانشگاه اينديانا درباره اين كتاب چنين نوشته است:
((شرق شناسى و دين)) ريچارد كينگ, كوششى خردمندانه و قابل تامل در راستاى سلسله تحقيقاتى است كه به بهترين نحو مى توانند به عنوان ((تحليل گفتمان استعمارى)) توصيف شوند. اين كتاب آن قدر درباره هند و اروپا نيست كه درباره ((خيال پرورىها)) و ((سرهم بندىها)) ى غربى درباره ((هند)) و ((اروپا)) هست. اين كتاب به راستى برازنده عنوان يك ((خود, بازنگرى)) نقادانه و يك ((نسبى گرايى نو))ى بسيار فرهيخته و پر ظرافت است)).
ريچارد كينگ, دانشيار مطالعات دينى در دانشگاه استرلينگ است. او همچنين مولف كتاب هاى ((آدوايتا و دانتاى آغازين و بوديسم)) و ((فسلفه هندى: در آمدى بر انديشه هندو و بوديست)) است.
اين كتاب براى دانشجويان و پژوهندگان و علاقه مندان دين و مطالعات پسا استعمارى و نيز علاقه مندان تاريخ و آينده پژوهش هاى دينى بسيار سودمند و جذاب خواهد بود .



اروپا و اسلام(1)

t, Europe and Islam, University of California press, 1985 p.سichem Dja . * هر چند گستره اروپا, در تئورى, فراتر از مرزهايش كشيده شده است و به عنوان خاستگاه و منباى تاريخى امريكا, استراليا, و حتى اتحاد شوروى را نيز دربر مى گيرد و در زمينه علوم و فن آورى پيشرفت هاى چشمگيرى را در آن جا شاهد هستيم, اما از نظر سياسى, اروپا به لاك خود فرو مى رود, و بر مركزيت غربى اش تمركز مى كند. بدين ترتيب, اروپا در جستجوى هويتى جديد براى خود است. هويتى محدود و خاص مبتنى بر خصوصياتى مشخص كه آن را از تمام چيزهايى كه به بيرون از خودش فرستاده يا در خارج از مرزهايش فتح و مضايقه كرده است, متمايز مى كند.
اسلام و اروپا تمدن هاى تاريخى زنده, با اهداف جهانى, هستند. آنها دگرگونى ها و دگرديسى ها را شناخته اند, آنهاداراى مركز و پيرامون هستند. اين همه مى تواند به عنوان چكيده اى از شباهت هايى كه سرنوشت آنان را به يكديگر پيوند مى زند, و به عنوان توجيهى براى زحمت مطالعه تطبيقى آنان كافى باشد. در حالى كه, تنها طى چهار قرن شاهد خلاقيت در سرگذشت اروپا هستيم, با اين حال گفته مى شود كه سرگذشت اروپا براى تمام بشريت تعيين كننده بوده است. اهميت بارز روابط خارجى در موقعيت چشمگير اروپا بايد توجه ما را به گسترش فرهنگ هاى بزرگ ديگرى معطوف كند كه در مرحله نوپايى اروپا, آن را تغذيه كردند و هزينه توسعه طلبى اش را پرداختند و اكنون, مدرنيته اى را كه به ارمغان آورده است به چالش مى طلبند.
مدت هاست كه مسلمانان محصور ((موفقيت)) صنعتى و قدرت عظيم امپراتورى اروپا بوده و بدين لحاظ راه خود را گم كرده اند. عده اى نيز مفتون انسان گرايى و ليبراليسم اروپا بوده اند. اصلاح طلبان, روشنفكران نو گرا, و ملت گرايان, يكى پس از ديگرى, تصويرى از اروپا ساختند كه بيشتر با مشغله هاى ذهنى شان با دفاع از خود( در مقابل اروپا) و طرد يا تقليد از اروپا رنگآميزى شده است. ولى, از يك سو, تفاوتى كه دنياى اروپايى ـ امريكايى توانسته است در طول زمان بين خود واعمالش قايل شود تا بتواند منطقى بودن آنها را به پرسش بگيرد, و از سوى ديگر ظهور دنياى اسلام, ابتدا در صحنه سياسى و اكنون در قلمرو اقتصادى, و تلفيق جسورانه اى كه اكنون به طور فزاينده اى بين خود آگاهى فرهنگى, كه ريشه در تاريخ دارد, و تحصيل عينى اسباب مدرنيته در قلب دنياى اسلام در حال شكل گيرى است, همه اينها تصورات قديمى از اروپا را كاملا منسوخ كرده است. امروز, روشنفكران مسلمان مى توانند درباره ماهيت اصلى تمدن غرب پرسش كنند و با ديدگاهى نقادانه به مطالعه وضعيت آن بپردازند. آنان مى توانند از فاصله اى به اسلام هنجارى بنگرند و گذشته آن را بدون جزميت عصبى خود متهم سازى, اسطوره زدايى كنند.
به هر حال, اروپا و اسلام اثر ارزنده اى است كه با مطالعه آن مى توان به بينش هاى بنيادى و جديدى از اسلام و اروپا دست يافت. در اين كتاب, مولف مى كوشد تا اسلام را از ديد و نگاه ديگران بررسى كند و تصورات اروپاى مدرن از اسلام را نشان دهد. اين مجموعه در برگيرنده بخش هاى متنوعى همچون روشنفكران فرانسوى و اسلام; دانش اروپايى و اسلام ; اسلام و انديشه آلمانى; اسلام: تمدن, فرهنگ, سياست; اروپا عاملى تاريخى; فرهنگ و مدرنيته; اسلام, غرب و مدرنيته است. بر اين بايد افزود كه هر يك از اين بخش هاى جذاب, شامل زير مجموعه هايى خواندنى و قابل تإمل مى باشد و كتاب با وجود سنگينى مطالبش به شيوه اى قابل فهم و رسا ترجمه شده است .


اسلام و تجدد(2)
مهدى نصيرى

نويسنده: مهدى نصيرى / ناشر: كتاب صبح / چاپ اول: بهار 81.
نويسنده در مقدمه كتاب آورده است:
غرب عالم, در قرون پانزده و شانزده ميلادى, آبستن رخدادها و دگرگونى هاى نظرى و فلسفى شد كه مولود آن مذهب و تمدنى ويژه و از جهاتى متفاوت با همه مذاهب و تمدن هايى بود كه تاريخ بشريت نشان مى داد. آن مذهب و تمدن - كه اكنون مرسوم به تجدد و تمدن جديدى است - بيش از يك قرن است كه بسط و نفوذى عالم گير يافته و هيچ مذهب و جامعه اى از تإثير آن بركنار نمانده است .
جامعه اسلامى و شيعى ما نيز از اين بسط و نفوذ, در امان نبوده و علاوه بر پذيرش مظاهر گوناگون تمدن غرب, پذيراى بسيارى از انگاره ها و آموزه هاى تجدد نيز بوده است .
مهدى نصيرى كه اكنون مسئوليت مجله صبح را به عهده دارد پيش از اين در ميان اهل فرهنگ با عنوان مدير مسئول موسسه كيهان شناخته شده بود. نصيرى در ((اسلام و تجدد)) نه بخش و سه پيوست دارد.
بخش هاى كتاب عبارتنداز: نقد نظريه ترقى و تكامل تاريخ, نظريه تاريخى اسلام, توقيفى بودن علوم معاش. دين و علوم جديد, دين و توسعه, امام زمان (عج) و تمدن جديد, تعارض اسلام و تجدد; استناداتى ديگر, پاسخ چند استدلال بر مطلوبيت علوم و فنون جديد و چه بايد كرد؟
پيوست هاى كتاب نيز ((مرورى بر توانمندى تمدن هاى ما قبل تمدن جديد)), ((بحران تجدد)) و ((تإملى درباره بى طرفى تكنولوژى جديد)) نام گرفته اند.
نصيرى در بخش ديگرى از مقدمه خود آورده است:
تجدد و تمدن جديد با همه ابعاد و ره آوردهايش, محصول خود بنيادى بشر غربى و انحراف تمام عيار او از آموزه هاى وحيانى است و با فرض حضور حاكميت دين به ـ به معناى جامع و حقيقى آن ـ هرگز تمدنى از نوع تمدن جديد ظهور نخواهد كرد. به بيان روشن تر, اگر حاكميت اسلامى با حضور معصوم (ع) و بسط يد او, تحقق و تداوم پيدا مى كرد و حاكم اسلامى, در مقام تمدن سازى بر مىآمد, محصول آن, تمدنى از نوع تمدن جديد و مشابه آن نبود, همان گونه كه با ظهور حضرت بقيه الله الاعظم (عج) و استقرار حاكميت صالحان, نشانى از اين نوع تمدن نخواهد بود .


تدوين دايره المعارف بوديسم در سريلانكا(3)
رايزنى سفارت جمهورى اسلامى ايران در كلمبو

دو هزار و پانصدمين سال درگذشت بودا درسال 1956 واقع شد. همه معتقد بودند كه بزرگداشت اين مناسبت بايد به گونه اى باشد كه آموزش هاى بودا را به جهانيان بهتر معرفى كند.
ميانمار انجمنى را تشكيل داد رياست و محوريت اين انجمن باU.Nu نخست وزير وقت ميانمار بود .
هند با راهنمايى جواهر لعل نهرو تصميم گرفت متون بودايى زيادى مورد بازخوانى و اصلاح مجدد قرار گيرد. هم چنين در هند يك كتاب منتشر شد. اين كتاب با عنوان 2500 سال بوديسم توسط گروهى از نويسندگان, زير نظر پروفسور (پ. و. باپتBapat (. p.v متخصص برجسته تمدن هندى وبوديسم تدوين گرديد.
سريلانكا كه آن زمان سيلان نام داشت .
به اين نتيجه رسيدند كه تدوين دايره المعارف بوديسم به زبان انگليسى بزرگترين خدمتى است كه سريلانكا مى تواند در اين مناسبت انجام دهد .
شوراى بودايى هاى سريلانكاBuddhist council of Srilanka كميته مخصوصى را تشكيل داده كه تصدى تدوين دايره المعارف را عهده دار شود .
اين كميته در اولين جلسه خود آقاى (مالالاسكاراG.P.Malalasekera ( استاد مطالعات بوديسم و پالى و رئيس دانشكده مطالعات شرقى دانشگاه سيلان را به عنوان رئيس كميته و سردبير دايره المعارف انتخاب كرد.
در دهه 1960 هيئت تحريريه دائره المعارف به 17 نفر افزايش يافت كه همگى آنها فارغ التحصيلان دانشگاه پردنيا و در يكى از رشته هاى پالى, بوديسم, فلسفه غربى, فلسفه هند و تاريخ متخصص بودند .
مالالاسكارا در مقدمه دايره المعارف مى گويد: كار سختى را بر عهده گرفته بوديم كه هيچ الگويى براى آن وجود نداشت. در واقع ما پيشگام يك كار جديد بوديم .
دايره المعارف مذهبى و اخلاقHasting خيلى وسيع بود و دايره المعارف اسلامى نيز آشنايى به زبان عربى را لازم داشت تا مورد استفاده قرار گيرد.
بزرگترين و فعال ترين گروه, كميته ژاپنى ها بود كه در دانشگاهToyo شهر توكيو استقرار يافت. كميته ژاپن را آقاى دكتر (ماكاتوگاىMakoto Nagai ( رهبرى مى كرد.
در چين با همكارى دولت كميته اى مخصوص در پكن تشكيل شد كه رياست آن را دكتر (چائويو ـ چوChao pu-chu ( بر عهده داشت. رئيس كميته فرانسوى آقاى دكتر (لين سيللى يوزاتlean sillozat ( بود و در برمه و تايلند و آلمان وايتاليا و هلند نيز كميته هاى كوچكى تإسيس شده بود .
پروفسور مالالاسكار تا سال 1973 در قيد حيات بود و تا آن هنگام با تحصيل كردگان كشورها و كميته هاى تشكيل شده ارتباط نزديك داشت. متإسفانه بعد از مرگ مالالاسكارا اين كميته ها كم كم از بين رفتند .
دايره المعارف بوديسم بايد موارد ذيل را شامل مى شد: دكترين بوديسم, تاريخچه رشد و توسعه آن, شخصيت ها و فرقه هاى بودايى, توضيح مراسم و سنت ها بوديستى در مناطق مختلف, تاريخ نقاشى و مجسمه سازى, معمارى, موسيقى رقص و تئاتر زير نفوذ بوديسم, مراكز زيارتى بوديسم, ادبيات بوديسم در زبان هاى مختلف قديم و جديد, بيوگرافى شخصيت هاى مهم تاريخ بوديسم.
اولين جلد دايره المعارف به عنوان نمونه اوليه در 83 صفحه در سال 1957 به تعداد محدودى چاپ شد و براى صاحبنظران ارسال گرديد تا اظهار نظر نمايند.
اولين جزوه در سال 1961 منتشر گرديد. مالالاسكارا در سال 1967 به سريلانكا بازگشت و وقت خود را تا هنگام مرگ در سال 1973 وقف دايره المعارف كرد. در هنگام مرگ او 12 جزوه از دايره المعارف تدوين و منتشر گرديده بود (سه جلد) از آن هنگام تاكنون 10 جزوه ديگر چاپ و منتشر شده كه روى هم پنج مجلد و نيم از كل دايره المعارف را در بر مى گيرد. اكنون سردبير جديد دايره المعارف از سال 1987 مسئوليت را بر عهده گرفته اما پرسنل لازم را براى ادامه فعاليت در اختيار ندارد.
هيچ بعيد نيست كه در آينده نزديك كار دايره المعارف تعطيل شود .
بوداييان سريلانكا براى آقاى مالالاسكارا احترام زياد قايل اند.
مالالاسكارا در 17 سالگى موفق به اخذ ليسانس از دانشگاه لندن شد و جهت تحرك كنگره بوديسم تلاش زيادى به عمل آورد او موثرترين نقش را در راه اندازى
World Fellowship of Buddust در سال 1950 داشته است .
در زمان نمايندگى سازمان ملل با همكارى دبير كل و نماينده اى از برمه براى بازسازى (لوم دينىLum Dini ( محل تولد بودا تلاش زياد به عمل آورد.
هم چنين در دوران سفارتش در لندن دو كالج بواديى آناندا و نالاندا در زمان او شكوفا شدند و او بود كه با جلب كمك هاى مالى خانواده ها اين دو كالج را به استاندارد بالايى رساند كه اكنون جزء بهترين كالج هاى سريلانكا هستند .


فقدان تحليل و چارچوب روشمند در كتاب شناسى اساطير و اديان(4)
عليرضا حسن زاده

كتابشناسى اساطير و اديان اثر فرخنده حاجى زاده خود نخستين نمونه از كارى است كه در ضرورت انجام آن نمى توان ترديدى داشت. در ايران پيشينه اى قابل تامل و قوى از آثار مرجع شناسى و كتاب شناسى با توجه به تلاشهاى كتاب شناسان فرهيخته و آگاهى چون ايرج افشار وجود دارد. با اين حال در زمينه مورد بحث كتابى خاص تاكنون تهيه و عرضه نشده بود. در واقع مى توان گفت اگر چه تا اين زمان مجموعه هايى چندگانه از فرهنگ هاى اساطير ايران چون فرهنگ اساطيرى ـ حماسى ايران اثر مهين دخت صديقيان, فرهنگ اساطير و اشارات داستانى در ادبيات فارسى اثر محمد جعفر يا حقى و... به چاپ رسيده است و اگر چه برخى از كتاب هاى مرجع شناسى در اديان چون آثارى كه ايرج افشار به تهيه وگردآورى آنها پرداخته است, بخشى از فصول خود را به مباحث اسطوره شناسى, اديان و افسانه پژوهى اختصاص داده اند, اما كتاب مزبور نخستين كتابى است كه هم خود را يكسره و به طور كامل مصروف اين كار كرده است. در اين اثر نام 1262 كتاب براساس فهرست انگلوامريكن بدون ترتيب تاريخى (و بى هيچ تعصب و گزينشى) براساس نام نويسنده درج گشته است. بخش چكيدها نيز به شرح كتابهاى نامبرده براساس شماره ترتيبى كتاب ها مى پردازد. نمايه عنوان و پديدآور (نويسنده) امكان دسترسى بهتر و راحت تر به كتاب را ميسر مى سازد. با اين وجود كتاب مزبور داراى معايب و كاستى هايى است كه نگارنده سعى مى كند به آنها اشاره نمايد. به نظر مى رسد آنچه كتاب مزبور را بيش از همه دچار كاستى و ضعف مى سازد, نظر گاه غير خلاق و سنتى گردآورنده آن درباره مرجع شناسى وكتاب شناسى است. كتاب فاقد نمايه موضوعى است; نمايه اى كه مى توانست راهنماى محققان در دستيابى بهتر و سريعتر به منابع تحقيقى باشد. از سوى ديگر اين منبع فاقد اطلاعات بسيار مهمى چون شمارگان (تيراژ) و دفعات چاپ (شماره چاپ) است. يعنى آنچه امكان كافى و كامل را براى فهم و درك سير محتوايى كتابها در طى دوره هاى گوناگون, مخاطب شناسى, درك جريانهاى فكرى, فرهنگى و انديشگى حاكم بر عرصه توليد كتاب, شناخت گفتمان هاى حاكم بر دانش اسطوره شناسى, و تعامل جامعه (كتابخوانان) و اثر (كتاب اسطوره اى) را ممكن مى سازد. براى مثال, درج نخستين چاپ كتاب هاى محمد مقدم كه در كنار مهرداد بهار از آغازگران اسطوره شناسى در ايران به شمار مىآيد بسيار ضرورى است حال آنكه گردآورنده نخستين چاپ كتاب هاى مزبور را متذكر نمى شود. در مورد كتاب حسن پيرنيا با نام ((ايران باستان)) ما با ضبط تاريخ 1362 درباره اين كتاب مواجه هستيم. اين امر خود ناقض اهميت تاريخى كتاب مزبور و نقش آن در جريانهاى اجتماعى ـ علمى ايران است. يا مى توان به كتاب ((جامعه شناسى خود كامگى)) اشاره داشت كه يكى از پرتيراژترين كتاب ها در زمينه اسطوره شناسى است. اما ما تنها با ضبط سال 1377 اين كتاب رو به رو مى شويم و اين در حالى است كه سالهاى مختلف چاپ كتاب هاى ديگر به طور مرتب(پشت سر هم) درج شده است به تعبير ديگر, ملاك ضبط كتابهاى مزبور تنها سهولت دسترسى و دستيابى گردآورنده به آنها بوده است. اين امر ارزش كتاب را از كتابى تحقيقى تحليلى به كتابى كه صرفا اطلاعاتى را در اختيار نيازمندان نه چندان متخصص مى گذارد, كاهش مى دهد .
از سوى ديگر در اين كتاب آنچنان كه بايد مرز ميان اسطوره, افسانه, قصه مكتوب, ادبيات, فرهنگ عامه, دين و بحثهاى كلامى و فلسفى مشخص نيست .چه چيز باعث شده است تا گردآورنده محترم كتابهايى چون قصه هايى پر ماجراى يوسف و زليخا, هفت اورنگ, سلامان و ابسال و برگزيده شاهنامه يا بحث زرين كوب بر روى تمثيلات مثنوى را كه آثارى ادبى به شمار مىآيند, در زمره كتاب هاى اسطوره اى قرار دهد؟ يا بايد پرسيد كه كتاب درآمدى بر دستور زبان اوستايى آقاى دكتر راشد محصل يا خودآموز خط و زبان اوستايى آقاى هاشم رضى چه ربطى به اسطوره شناسى دارد؟ در بخش دين نيز معيار محكمى در تفكيك و دسته بندى كتابها و چگونگى راهيابى آنها به اين مجموعه به چشم نمى خورد. از يك سوى ما با آثارى كه جنبه جامعه شناسى دارد مانند تاريخ انديشه و نظريات جامعه شناسى از ابتدا تاكنون و اثر فلسفى على اصغر حلبى ((جهان دين و فلسفه)) كه بيشتر مباحث تئوريك و فلسفى را دربر دارد مواجهيم و از سوى ديگر كتابهايى چون امثال القرآن الكريم, يا كتاب هايى درباره عرفان چون ((تجلى و ظهور عرفان نظرى)) اگر به ديگر آثار كتابشناسى نظرى افكنيم مى بينيم كه مشكل مزبور در آثار ياد شده با تقسيم بندى موضوعى و مضمونى كتابها حل شده است. براى مثال در ((فهرست مقالات فارسى)) ايرج افشار عنوان اديان و مذاهب داراى تقسيمات فرعى شامل: كليات, آيين مزديسنا: اصول و تاريخ مذهب زرتشت, زرتشت, تاريخ زرتشت در قرنهاى اخير ـ پارسيان هندوستان ـ آيين مانى ـ آيين مزدك ـ مهرپرستى ـ مسيحيت ـ اسلام ـ اديان ديگر ـ تصوف و عرفان, عارفان و متصوفان مى شود. در همين كتاب در بخش مردم شناسى و نژادشناسى و مباحث اجتماعى عنوان فرعى افسانه و حكايت و در بخش زبان و زبان شناسى عنوان و بخش فرعى زبانهاى پيش از اسلام ديده مى شود. در كتاب شناسى ده ساله (1333ـ1342) كتابهاى ايران اثر استاد ايرج افشار و حسين بنى آدم, كتاب ((دبيره)) از ذبيح بهروز كه خانم فرخنده حاجى زاده آن را به عنوان كتاب ارسطوره اى درج نموده اند, به درستى در بخش زبانهاى ايرانى و زبانهاى پيش از اسلام پارسى باستان, اوستا (پهلوى) آمده است (افشار و بنى آدم 1346 ـ ص 185) يا در همين كتاب, كتاب فرهنگ واژگان اوستا از فيروز آذر گشسب باز در بخش زبانهاى باستانى ايران جاى دارد. در مرجع شناسى ادبى كتاب مزبور (340 و 341) نسخه ها و چاپهاى مختلف شاهنامه ديده مى شود و از همين روست كه به نظر مى رسد در كتاب خانم حاجى زاده آن دسته از كتابهايى كه صرفا جنبه ادبى ـ و نه تحليلى و اسطوره شناختى ـ دارد, اشتباها به كتاب ياد شده راه يافته اند. كتاب ((كتاب شناسى ده ساله كتاب هاى ايران)) بخش اديان علاوه بر ويژگى و ترتيب الفبايى داراى تقسيمات فرعى چون: كليات, تاريخ اديان, خداشناسى, اسلام (متن قرآن ـ ترجمه قرآن ـ تفسير قرآن, درباره قرآن, تاريخ اسلام, تاريخ فرق اسلامى ـ سرگذشتنامه ها (الف ـ جمعى ب ـ منفرد) حضرت محمد (ص), حضرت على (ع), حضرت حسين (ع) و واقعه كربلا و ديگران, مباحث و مطالعات اسلامى, كلام يا احكام, احاديث و اخبار, اشعار مذهبى, كلمات حضرت رسول و ديگران, ادعيه ـ مواعظ ـ داستان هاى اسلامى) تصوف و عرفان, زرتشت و اوستا, مسيحيت, اديان ديگرـ و علوم غريبه به چشم مى خورد. جالب آن است كه در بخش چكيده ها درباره برخى از كتابهاى نام رفته توضيحى ديده نمى شود و ملاك گردآورنده در اين بخش نيز براى شرح كتابها تنها امكان و سهولت دسترسى گردآورنده بوده است. درج سال و شماره چاپ كتابها به ويژه از آن روى در خور اهميت است كه زمينه هاى پيدايى جريانهاى فرهنگى را در قالب كتاب نشان مى دهد. براى نمونه آثار اسطوره شناسى كه به بحث و بررسى داستان ضحاك پرداخته اند, به نيكى با توجه به سال درج كتاب يادآور مباحثى اند كه احمد شاملو در سال 1369 در جامعه روشنفكرى ايران بر انگيخت: ضحاك و مردميان (1370) ضحاك ماردوش (1378) سيرى در شاهنامه اندر كشف ضحاك (1369).
نگاهى به نام نويسندگانى كه آثار آنها از سوى مترجمان به زبان فارسى ترجمه شده به خوبى بيانگر استقبال و يا نياز جامعه به توليد افكار و آراى آنها يا اهميت آثارشان در نزد جامعه است. در اين ميان بيشترين آثار ترجمه شده اسطوره شناسى مربوط به ميرچاالياده مى شود كه 9 عنوان كتاب از وى, با توجه به آنچه در كتاب ضبط شده, ترجمه شده است. نخستين شناساننده الياده در ايران دكتر جلال ستارى بوده است كه در سال 1362 نخستين اثر از وى را ترجمه مى نمايد و از آن پس آثار بسيارى از وى ترجمه مى شود. آثار كارلوس كاستاندا نيز كه جنبه عرفانى ـ اسطوره اى و مردم شناختى دارد با حدود 9 اثر از عمده ترين آثار ترجمه شده در اين بخش است .
در اين ميان 8 اثر از يونگ, 4 اثر از كاسيرر (پنجمين اثر از كاسيرر با عنوان فلسفه صورتهاى سمبليك نيز ترجمه و چاپ شده است), 3 اثر از فرويد نيز ترجمه شده است. آراى دانشمندان مزبور نيز در اسطوره شناسى ايران و كتابهاى مربوط به آن تاثير نهاده است. با توجه به اين اعداد و ارقام به نظر مى رسد كه نگرش روانشناختى و عرفانى و قدسى گرا در عرصه اسطوره شناسى بر نگرش جامعه شناختى و مردم شناختى (چون آثار لوى استروس با 2 اثر و كاسيرر با 5 اثر) پيشى داشته است. البته در اين ميان, رفته رفته آراى اسطوره پژوهانى چون رولان بارت, نرتروپ فراى نيز به شكلى تإثير گذار در ايران مطرح مى شود و اين در حالى است كه اگر اين بحث را به افسانه پژوهى نيز گسترش دهيم, آراى پراپ بر جريانهاى پژوهشى و تحقيقى ايران تإثيرى گسترده نهاده است. در ميان آراى ايران شناسان غربى نيز آثار كريستين سن (8 اثر) مرى بويس (5 اثر), گيرشمن (3اثر), بنونيست (3 اثر) زينر (3 اثر) به ترتيب پر شمارترين آثار را در بردارند. در ميان مترجمان فعال عرصه اسطوره شناسى مى توان به نام اسطوره پژوهان و مترجمان توانايى چون: دكتر جلال ستارى, پاشايى, باجلان فرخى, عباس مخبر, مهران كندرى, ابوالقاسم اسماعيل پور, زنكويى, و... اشاره داشت كه عسگرى پاشايى با ترجمه بيش از 11 اثر درباره فلسفه, اسطوره و آيينهاى شرق (بوديسم, ذن و...) از پركارترين مترجمان دراين حوزه بوده است .
از سوى ديگر, نويسنده كتاب بسيارى از آثار را به دست فراموشى سپرده است كه در اين ميان برخى از آنها داراى اهميت بسيارىاند. براى مثال, قهرمانان بادپا اثر خجسته كيا, روايتى ديگر از دليله محتاله اثر كتايون مزداپور, داستان سرگردانى يك روح اثر سيروس شميسا و... در ميان اين آثار جاى دارند و زمانى كه آثار غير متديك و عوام پسندانه اى چون مهره مهر از پوران فرخزاد و به دنبال روشنايى تاريخ تمدن صد هزار ساله (عزيز طويلى) در كتاب شناسى اساطير و اديان آمده اند, جاى سوال است كه چگونه آثارى ارزشمند, نقش دار و تإثير گذار از قلم افتاده و به دست فراموشى سپرده شده اند؟ البته بايد متذكر شوم كه گرآورنده محترم كتاب از ابتدا ما را در نقد كتاب خويش از اين نظرگاه خلع سلاح فرموده اند و آن اينكه كتاب داراى جلدهاى ديگرى نيز خواهد بود و نام كتاب هاى از قلم افتاده در جلدهاى بعدى خواهد آمد. حال چه ملاك و معيار و متدى كتابهاى جلد بعد را از جلد نخست جدا خواهد ساخت, نمى دانيم و به نظر مى رسد كه در اين باره هم ملاك و معيار سهولت دستيابى به آثار باشد ! از سوى ديگر كتاب داراى غلطهاى چاپى نيز هست كه در همان ذكر ((مشكل)) در مقدمه كتاب مىآغازد (كه عشق آسمان نمود اول, ولى افتاد مشگل ها!)
على رغم همه آنچه گفته شد بايد عنوان نمود كه همواره نخستين آثار به ناچار داراى كاستيهايى نيز خواهند بود و نقد مزبور از ارزش تلاشهاى صادقانه و عاشقانه خانم فرخنده حاجى زاده نمى كاهد و ذكر معايب تنها از آن روى بوده است كه نقد به تعارف آنچنان كه رسم جامعه ماست, برگزار نشود و اميدوارم ايشان كه علاقه وافر و خستگى ناپذيرى به فرهنگ و تلاشهاى فرهنگى دارند, در جلدهاى بعدى كتاب به عرضه آثارى ارزشمندتر توفيق يابند.


تجربه دينى از ديدگاه علامه اقبال
پايان نامه مقطع كارشناسى ارشد فلسفه و كلام اسلامى دانشگاه علوم اسلامى رضوى
شيخ محمد حسنين
تجربه دينى از ديدگاه علامه محمد اقبال, تماس مستقيم ((من بشرى)) با ((من مطلق نهايى)) است. از لحاظ ادله معرفت شناسانه, تنها تفاوت تجربه دينى با ساير تجارب, در درونى, زودگذر, انفعالى, و انتقال ناپذير بودن آن است. به اين معنى, يك رويداد شخصى است كه مى تواند رنگ اجتماعى هم داشته باشد.
حال اگر تجليات آن تجربه دينى با دقت فلسفى و عقلى, مورد ارزيابى قرار گيرد, مى تواند به وحدت اديان بينجامد, محكهايى وجود دارد كه تجربه هاى شيطانى و باطل را از تجربه هاى راستين و الهى, جدا مى سازد كه محك عقلى و فلسفى, بهترين آنهاست. تجربه اى از تجربيات دينى بايد اساس عقايد و باورهاى دينى قرار بگيرد كه تجلياتش مورد تإييد اصول عقلى و فلسفى باشد.
به هر صورت, تجربه دينى, داراى واقعيتى است كه نمى توان در آن ترديدى كرد. تنها تماس مستقيم با حقيقت مطلق هستى مى تواند به انسان عصر حاضر, آزادى روحى را بازگرداند.
به عقيده علامه اقبال, نقادى عميق و فلسفى تجربه بشرى در سطوح متفاوت, نشان مى دهد كه حقيقت نهايى هستى را بايد همچون يك ((من)) يگانه اى كه زنده, خلاق, ابدى, عالم و قادر است, تصور كرد; حقيقتى كه در قرآن ((الله)) نام يافته است. براى تجربه اين حقيقت,
راههايى وجود دارد كه معرفت نفس يا خودشناسى, مهمترين آنهاست. تحليلى عميق از حقيقت روح بشرى, مى تواند در طريق تجربه حقيقت مطلب و نهايى هستى قرار گيرد.
كليد واژگان: تجربه دينى, ((من)) بشرى, ((من مطلق)) نهايى, تجليات تجربه دين
مهمترين اختلاف نظرهاى شيعه و اهل سنت در مهدويت
پايان نامه مقطع كارشناسى ارشد فلسفه و كلام اسلامى دانشگاه علوم اسلامى رضوى
مصطفى اسفنديارى(فقيه)
استاد راهنما: ابراهيم دنيائى
استاد مشاور: مهديزاده
نگارنده در اين رساله مى كشد تا ضمن يافتن مهمترين موارد اختلاف در ديدگاههاى اهل سنت و شيعه در مهدويت, بتواند پاسخهاى دقيق, مستند و مستدلى براى پرسشهايى از قبيل اين كه ((آيا مهدى يك عنوان عام است و يا شخص معين؟)), ((نام او چيست؟ )), ((نام پدرش چيست؟)), ((آيا متولد شده و يا در آينده به دنيا خواهد آمد؟)) و ... بيابد.
برخى از نتايج كلى اين پژوهش, بر اساس مطالعه, كاوش و واكاوى متون متواتر و صحيح دينى - تاريخى و نيز ارائه شواهد مستند و اسناد ارزشمند تاريخى - اسلامى, عبارت است از:
- مهدى موعود(عج), حقيقتى ريشه دار در تمام اديان و از جمله دين مبين اسلام است كه انكار هيچ منكرى را بر نمى تابد.
- برخى آيات قرآن درباره ظهور مهدى موعود(عج) در آخرالزمان تإويل شده است.
- روايات مهدويت, متواتر است و هيچ خدشه و تضعيفى بر آن ها روا نيست.
- روايات متواتر اسلامى, آمدن مهدى معينى را (با اوصاف خاص) بشارت داده است.
- روايات معتبر اسلامى, مهدى موعود (عج) را از ائمه اهل بيت (عليهم السلام) و از خاندان رسول اكرم (ص) برشمرده است.
- روايات ارزشمند اسلامى, مهدى منتظر را از فرزندان حسين بن على بن ابيطالب (ع) مى داند.
- بر اساس روايات معتبر و نيز گواهى بسيارى از عالمان مسلمان از اهل سنت, مهدى موعود (عج), فرزند امام حسن عسكرى(ع) است كه در سال 255 هـ.ق در شهر سامرإ ديده به جهان گشود و تاكنون نيز زنده مى باشد.
كليد واژگان: فوتوريسم, موعود, منتظر, منجى, اصالت, تواتر, مهدى, مهدويت, ظهور, تولد, زنده


تدوين دايره المعارف جديد قرآنى

دايره المعارف موضوعى قرآن در 418 جلد توسط بنياد قرآن كريم در دست تدوين است. ((موضوعات مختلفى در ابن دايره المعارف جديد گنجانده خواهد شد كه انشإالله خواهد توانست جوابگوى بخشى از نيازهاى پژوهشگران قرآنى در كشور باشد)).


برگزيده كتاب شناسى سنت و مدرنيته (5)

برگزيده كتابشناسى ((سنت و مدرنيته)) شامل تعدادى كتاب و پايان نامه در موضوعات زير است كه تا پايان فروردين 81 انتشار يافته اند:
تجدد خواهى (بصورت كلى), تجدد خواهى در ايران اسلامى و جهان اسلام, تقابل يا وجوه اشتراكات سنت و مدنيته, غربزدگى از مفهوم سياسى, فلسفى و يا فرهنگى, اصلاح فكر دينى, پست مدرنيسم (بصورت كلى), احيا و باز سازى سنتهاى فرهنگى كار آمد, و مدرنيته, چگونگى گذار از سنت به تجدد, حفظ هويت فرهنگى و تجدد.
لازم به يادآوريست كه بعضى از منابع تماما در موضوعات فوق و برخى ار آنها داراى بخش يا بخشهايى در موضوعات مذكور هستند:
1. آپيگناسى, ريچارد. پست مدرنيسم (قدم اول). مترجم فاطمه جلالى سعادت. تهران: نشر و پژوهش شيرازه 1380, 176 ص.
2. آرمين, محسن. نسبت دين و جامعه. تهران: موسسه نشر و تحقيقات ذكر, 1378, 309 ص.
3. ابراهيمى دينايى, غلامحسين. جايگاه فلسفه اسلامى در برابر فلسفه مغرب زمين و سنت و تجدد. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1378, 38ص.
4. ابوالحسنس, على. ميعاد با استاد شهيد مطهرى راه تطهير سيماى فرهنگ اسلامى از زنگار غرب زدگى و شرق مآبى. قم: كوثر (بى تا), ص54 .
5. ابوالنصر, فضيل. رويارويى غربگرايى و اسلام گرايى. مترجم حجت الله جودكى. تهران: وزارت امور خارجه, مركز چاپ و انتشارات, 1380 شانزده, 157 ص.
6. احمد, اكبر ص. پست مدرنيسم و اسلام. ترجمه فرهاد فرهمند. تهران: ثالث; مركز بين المللى گفتگوى تمدنها, 1380, 570 ص.
7. احمدى, بابك. مدرنيته و انديشه انتقادى. تهران: نشر مركز, 1373, 312 ص.
8. همو. معماى مدرنيته. تهران: نشر مركز 1377, 367 ص.
9. احمدى, حميد. شريعتى در جهان, نقش دكتر على شريعتى در بيدارگرى اسلامى از ديدگاه انديشمندان و محققان خارجى. تهران: انتشار, 1365 : 327 ص.
10. ازغندى: عليرضا. نخبگان سياسى در ايران. تهران: مركز بازشناسى اسلام و ايران (باز), 1380, 34 ص.
11. اسعدى, مرتضى. ايران, اسلام, تجدد. تهران: طرح نو, 1377, 483 ص.
12. اسميت, گرگورى بروس. نيچه, هايدگر و گذار به پسامدرنيته. ترجمه عليرضا سيد احمديان. آبادان: نشر پرشس, 1380,XXii , 519 ص.
13. الگار, حامد. دين و دولت در ايران: نقش علما در دوره قاجاريه: ترجمه ابوالقاسم سرى. تهران: توس, 1369, داوزده, 455 ص.
14. همو و ديگران. نهضت بيدارگرى در جهان اسلام. ترجمه محمد مهدى جعفرى. تهران: انتشار, 1362, 311 ص.
15. امين. احمد. پيشگامان مسلمان تجددگرا در عصر جديد. ترجمه حسن يوسفى اشكورى. تهران: علمى و فرهنگى, 1376, هفده, 388ص. (عنوان اصلى به عربى: زعمإ الاصلاح فى العصر الحديث)
16. انصارى, مهدى. شيخ فضل الله نورى و مشروطيت: رويارويى دو انديشه. تهران: امير كبير, 1369,
291ص.
17. ايران. وزارت آموزش و پرورش, اداره كل آموزش ضمن خدمت. سيرتفكر جديد در ايران و جهان. تهران: وزارت آموزش و پرورش, اداره كل آموزش ضمن خدمت, 1360, 89 ص.
18. ايران و اقتباسهاى فرهنگى شرق از مغرب زمين. مجموعه مقالاتى زير نظريان رپسار, ترجمه ابوالحسن سروقدم مقدم. مشهد: آستان قدس رضوى, معاونت فرهنگى, 1369, 304 ص.
19. بازتاب انديشه در مطبوعات روز ايران: به قلم جمعى از نويسندگان. قم: موسسه فرهنگى طه, 1380, ج.
20. باقى نصر آبادى, على. انديشه مطهر, مرورى بر شخصيت و افكار استاد شهيد مرتضى مطهرى. قم: منبع, 1380, 200 ص.
20. همو; نگارش, حميد. رمز موفقيت استاد مطهرى. قم: لوح محفوظ; موسسه فرهنگى انتشاراتى امام عصر (عج), 1377, 286ص.
21. برهانى, محمد. احياى فكر دينى. سيد جمال الدين, اقبال, شريعتى. تهران: جزيل, 1380, 352 ص.
22. بهنام, جمشيد. ايرانيان و انديشه تجدد. تهران: فروزان روز, 1357, 192 ص.
23. بهى, محمد. انديشه نوين اسلامى در رويارويى با استعمار غرب. ترجمه حسين سيدى. ويرايش 2. مشهد: آستان قدس رضوى, شركت به نشر, 1377, 488 ص.
24. پارسانيا, حميد. حديث پيمانه, پژوهشى در انقلاب اسلامى. قم: نهاد مقام معظم رهبرى در دانشگاهها, معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى, 1376, 449 ص.
25. پاول, جيمز. گام به گام با جهان فلسفه مدرن: پست مدرنيزم: ترجمه حسينعلى نوذرى. تهران: موسسه فرهنگى پژوهشى چاپ و نشر نظر, 1379, 174 ص.
26. پيامد تاثير گذارى فرهنگ بيگانه بر فرهنگ خودى. گرد آورنده انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامى واحد مراغه. تهران: زعيم, 1380, 24 ص.
27. پيامدهاى فرهنگى و اجتماعى غربزدگى از ديدگاه استاد شهيد مطهرى. توسط معاونت فرهنگى نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاههاى اهواز. اهواز: نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاههاى اهواز, معاونت فرهنگى, (بى تا), 48 ص.
28. تاجدارى, پرويز. ريشه يابى تهاجم فرهنگى. تهران: اتا: 1372, 150 ص.
29. تاجيك, محمد رضا. فرامدرنيسم و تحليل گفتمان و قدرت/معرفت: بحثى در چهره هاى جديد قدرت. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1378, 64ص.
30. تامپسون, جان برو كشاير. ايدئولوژى و فرهنگ مدرن. ترجمه مسعود اوحدى. تهران: موسسه فرهنگى آينده پويان تهران, 1379, 418 ص.
- ترنر, برايان. شرق شناسى. پست مدرنيسم و جهانى شدن. ترجمه غلامرضا كيانى; با مقدمه محمد رضا تاجيك. تهران: فرهنگ گفتمان; رياست جمهورى, مركز بررسى هاى استراتژيك, 1380, 380 ص. تقليد, اقتباس. هيات تحريريه موسسه در راه حق. تهران: موسسه در راه حق, 1378, 12ص.
31. جانسون, هورست ولدمار. پست مدرنيسم. ترجمه شهره شريفى. تهران: فرآيند, 1379, 95 ص.
32. جاودان, محمد على. در تحليل استعمار فرهنگى. تهران بنياد بعثت, سازمان تبليغاتى همگام با انقلاب اسلامى, 1358, 98 ص.
33. جعفريان, رسول. ذهنيت غربى در تاريخ معاصر. قم: رسول جعفريان; دانشگاه اصفهان, حوزه فرهنگ و معارف اسلامى, 1365, 152ص.
34. همو. مرورى بر زمينه هاى فكرى التقاط جديد در ايران[.بى جا:] رسول جعفريان 1366, ص 119. تهران: سازمان تبليغات اسلامى, مركز چاپ و نشر, 1367, 167 ص.
35. جعفرى تبريزى, محمد تقى. بن بست امروزى بشر و گردآورى, تنظيم و تلخيص محمد رضا جوادى. تهران: پيام آزادى, 1378, 276 ص. (عنوان روى جلد: بن بست امروز بشر).
36. جنكز, چارلز. پست مدرنيسم چيست؟ترجمه فرهاد مرتضايى. گناباد: نشر مرنديز, 1374, 84ص.
37. جواهرى محمد رضا. حديث بيدارى مسلمين, سيدجمال مصلح عالم اسلام پيشگام در مبارزه با غربگرايى. مشهد: محقق, 1377, 112 ص.
38. جهانبگلو, رامين. ايران و مدرنيته: گفت و گوهايى با پژوهشگران ايرانى و خارجى در زمينه رويارويى ايران با دستاوردهاى جهان مدرن. ترجمه حسين سامعى. تهران: نشر گفتار, 1379, 186ص.
39. همو. مدرن ها. تهران: نشر مركز, 1379, 252ص.
40. همو مدرنيته, دموكراسى و روشنفكران: تهران: نشر مركز, 1374, 136ص.
41. همو. نقد عقل مدرن مصاحبه رامين جهانبگلو با 20 تن از صاحبنظران و فيلسوفان معاصر. ترجمه حسين سامعى. تهران: فرزان روز, 1376, دوازده, 370ص.
42. جيمسون, فردريك, و ديگران. منطق فرهنگى سرمايه دارى متإخر (مقالاتى درباره پست مدرنسيم). ترجمه مجيد محمدى, فرهنگ رجايى, فاطمه گيوه چيان. تهران: هرمس, 1379, 200ص,.
43. حائرى, عبدالهادى. نخستين رويارويى هاى انديشه گران ايران بادو رويه تمدن بورژوازى تمدن غرب. تهران: امير كبير, 1367, 635 ص.
44. حجاريان, سعيد. جمهوريت, افسون زدايى از قدرت. با مقدمه محسن آرمين. تهران: طرح نو, 1379, 842 ص.
45. حداد عادل, غلامعلى. فرهنگ برهنگى وبرهنگى فرهنگى. تهران: سروش, 1368, 76ص.
46. حسينى بهشتى, عليرضا. پساتجدد گرايى و جامعه امروز ايران. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1377, 81 ص.
47. حق دار, على اصغر. فراسوى پست مدرنيته, انديشه ى شبكه اى, فلسفه سنتى و هويت ايرانى. تهران: شفيعى, 1380, 368ص.
48. همو. گفتمان فرهنگى-سياسى خاتمى. تهران: شفيعى, 1378, 145ص.
49. حقيقى شاهرخ. گذار از مدرنيته, نيچه, فوكو, ليوتار دريدا. تهران: آگاه, 1379, 207ص.
50. حقيقى, مانى, گرد آورنده. سرگشتگى نشانه ها, نمونه هايى از نقد پسامدرن. مقالاتى از بودريا, و ديگران. مترجمان بابك احمدى, و ديگران. تهران: نشر مركز, 1378, 368ص.
51. حكيمى, محمود. خود روشنفكرى بينى و چند مقاله ديگر. با مقدمه على شريعتى. گرد آورى و تنظيم محمد بديعى. قم: تشيع, 1357, 168ص.
52. حيدرى, ليث. تمدن غربى, تمدن اسلامى و غربگرايى. مترجم فضل الله حسينى. تهران: شلوك, 1381, 210ص.
53. خاتمى, محمد. احياگر حقيقت دين. گرد آورنده امير رضا ستوده. تهران: ذكر, 1378, 240 ص.
54. خرم, مسعود. هويت. تهران: موسسه فرهنگى انتشاراتى حيان, 1376, 375.
55. خمينى, روح الله, رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران. روشنفكرى و روشنفكران در ايران از ديدگاه حضرت امام خمينى قدس سره. جمع آورى و تدوين موسسه فرهنگى قدر ولايت. تهران: موسسه فرهنگى قدر ولايت, 1377, 2ج در يك مجلد.
56. داورى, رضا. اوتوپى و عصر تجدد. تهران: نشر ساقى. 1379, 83ص.
57. همو. سير اجمالى در انديشه پست مدرن. تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1378, 70 ص.
58. همو. شمه اى از تاريخ غرب زدگى ما (وضع كنونى تفكر در ايران). تهران: سروش (انتشارات صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران), 1363, 169ص.
59. همو. فرهنگ, خرد و آزادى. تهران: نشر ساقى, 1378, 424 ص.
60. دژاكام, على. نسبيت معرفت دينى در انديشه استاد مطهرى. تهران : نشرقادر, 1378, 189ص.
61. همو. نوانديشان مسلمان در انديشه هاى استاد مطهرى. تهران: قطران, 1379, 332 ص.
62. دشتى, محمد. مذهب روشنفكرى (نقدى بر تفكر ضرورت و اصلاح بازسازى دين). قم: موسسه تحقيقاتى اميرالمومنين (ع), 1373, 144ص.
63. رابيسنون, ديو. نيچه و مكتب پست مدرن. ترجمه ابو تراب سهراب, فرزان نيكوكار. تهران: نشر و پژوهش فرزان روز, 1379, 67ص.
64. ربانى گلپايگانى, على. ريشه ها و نشانه هاى سكولاريسم. محقق كانون انديشه جوان. تهران موسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر, 1379, 112ص.
65. رجايى, فرهنگ. معركه جهان بينى ها در خرد ورزى سياسى و هويت ما ايرانيان. ويرايش2. تهران: احيإ كتاب, 1376, ب, 323ص.
66. رزاقى, احمد. رويكرد روشنفكرى در دين, فرهنگ و سياست. تهران: تإويل, 1379, 243 ص.
67. رفيع, جلال. فرهنگ مهاجم, فرهنگ مولد (در باب فرهنگ و متعلقات آن). تهران: اطلاعات, 1373, 473ص.
68. رودريكس, كريس; كارات, كريس. مدرنيسم (قدم اول). ترجمه كامران سپهران. تهران: نشر و پژوهش شيرازه, 1380, 176ص.
69. روياررويى فرهنگى ايران و غرب در دوره معاصر. مجموعه مقالات. تهران: سروش, 1375, ج.
70. زرشناس, شهريار. تإملاتى درباره روشنفكرى در ايران. تهران: برگ, 1373, 214ص.
71. زرگرى نژاد, غلامحسين; رئيسى طوسى, رضا. سيد جمال الدين اسد آبادى: انديشه ها و مبارزات. ويراستار علمى حسن يوسفى اشكورى, ويراستار ادبى امير رضايى. تهران: حسينيه ارشاد, 1376, 427ص.
72. زكريايى, محمد على. درآمدى بر جامعه شناسى روشنفكرى دينى. مقدمه سعيد حجاريان. تهران: موسسه انتشارات آذريون, 1378, 416ص.
73. ستارىجلال. درقلمروفرهنگ. تهران: ويس, 1366, 280ص.
74. ستارى جلال. هويت ملى و هويت فرهنگى (بيست مقاله در قلمرو تاريخ و فرهنگ).
75. ستيز با تهاجم فرهنگى غرب. تاليف دفتر عقيدتى سياسى فرماندهى معطم كل قوا. تهران: رامين, 1375, 148ص.
76. سعيد, ادوارد. نقش روشنفكر: ترجمه حميد عضدانلو. تهران: نشر نى, 1380, 175ص.
77. سيف زاده, حسين. مدرنيته و نظريه هاى جديد علم سياست. تهران: نشر دادگستر, 1379, 352ص.
78. شايگان, داريوش. آسيا در برابر غرب. تهران: امير كبير, 1373, 302ص.
78. شفيعى سروستانى, اسماعيل. تهاجم فرهنگى و نقش تاريخى روشنفكران غرب زده. تهران : كيهان, 1374, پانزده, 279ص.
79. شفيعى سرو ستانى, اسماعيل. جوان, فرهنگ و زندگى. تهران: نشر موعود عصر, 1380, ج.
80. شفيق, منير. اسلام رو در روى انحطاط معاصر. ترجمه غلامحسين موسوى. تهران: موسسه تحقيقاتى نهضت جهانى اسلام, 1363, سى و هشت, 295 ص.
81. شيرازى, على. نقد انديشه ها. قم: فيضيه, 1379, 144ص.
82. صالحى, صلاح الدين. مدرنيسم و دين. ويراستار محمود اسماعيلى. تهران: صلاح الدين صالحى,
1380, 61ص.
83. ضميران, محمد. انديشه هاى فلسفى پايان هزاره دوم. تهران: شهر كتاب; هرمس1380, 230ص.
84. همو; عبادى, شيرين. سنت و تجدد در حقوق ايران. تهران: گنج دانش, 1375, 262ص.
85. ظهيرى, مجيد گردآورنده. مدرنيته, روشنفكرى و ديانت (مجموعه مقالات و گفتگوها). مشهد. دانشگاه علوم اسلامى رضوى (معاونت پژوهش), 1380, 525ص.
86. عثمانى, محمد تقى. تجددگرائى از ديدگاه اسلام. ترجمه محمد قاسمى, (بى جا) : محمد قاسم قاسمى, 1370, 34ص.
87. عدالتى, منوچهر. فرهنگ, تبادل و تهاجم فرهنگى. (تهران) : واقفى, 1378, 184ص.
88. عقاد, عباس محمود. اسلام در قرن بيستم. ترجمه حميدرضا آژير. مشهد: آستان قدس رضوى, بنياد پژوهششهاى اسلامى, 1369, 160ص.
89. علوانى, طه جابر. اصلاح تفكر اسلامى, مدخلى به ساختار گفتمان اسلامى معاصر. ترجمه محمود شمس. تهران: نشر قطره, 1377, 156ص.
90. علوى تبار, عليرضا. روشنفكرى, ديندارى, مردم سالارى. تهران: فرهنگ و انديشه, 1379, 200ص.
91. عليپور, محمد حسن. جمهوريت ناتمام. تهران نشر قطره, 1379, 228ص.
92. عليجانى, رضا. نوگرايى دينى, نگاهى از درون. تهران: انتشارات انسان, 1380, 321ص.
93. عنايت, حميد. انديشه سياسى در اسلام معاصر. ترجمه بهإ الدين خرمشاهى. تهران: خوارزمى, 1365, 354ص.
94. همو. شش گفتار درباره دين و جامعه. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1369, 106ص.
95. فاستر. جورج مكلاند. جوامع سنتى و تغييرات فنى. ترجمه مهدى ثريا, تهران: كتاب فردا, 1378, 398ص.
96. فراستخواه, مقصود. دين و جامعه (مجموعه مقالات). ويراسته حسين ناظم. تهران انتشار, 1377, 662ص.
97. فرجى. محمد تقى: دين سياسى و سياست دينى, اسلام و سكولاريسم. تهران: بنياد حكمت و انديشه, 1376, 297ص.
98. فردرو. محسن, و ديگران. جامعه و فرهنگ (مجموعه مقالات). تهران: آرون, 1380, 377ص. (ج. 3).
99. فوزى تويسركانى, يحيى. مذهب و مدرنيزاسيون در ايران. تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامى, 1380, 484ص.
100. قائمى, على. اسلام و مدرنيسم. قم: ارشاد, 1358, 103ص.
101. قره باغى على اصغر. تبارشناسى پست مدرنيسم. تهران دفتر پژوهشهاى فرهنگى, 1380, 456ص.
102. قطب, محمد. بيدارى اسلامى. ترجمه صباح زنگنه. تهران اطلاعات, 1374. 219ص.
103. قلمرو فرهنگ. تهران: وزارت فرهنگ و هنر, دفتر مطالعات و برنامه ريزى فرهنگى, (بى تا), 162ص.
104. قوچانى, محمد. دولت دينى, دين دولتى. گفتگوى محمد قوچانى با حسن يوسفى اشكورى و ديگران تهران سرايى, 1379, 208ص.
105. كديور, محسن. دغدغه هاى حكومت دينى. تهران: نشر نى, 1379, 883ص.
106. كسرايى, محمد سالار. چالش سنت و مدرنيته در ايران از مشروطه تا 1320. تهران: نشر مركز, 1379, هشت, 503ص.
107. كسلر, آلن. ايدئولوژى در روابط بين الملل در دنياى مدرن. ترجمه محمود عبدالله زاده. تهران: دفتر پژوهشهاى فرهنگى; مركز بين المللى گفتگوى تمدنها, 1380, 350ص.
108. گنجى, اكبر. تلقى فاشيستى از دين و حكومت. تهران: طرح نو, 1370, 280ص.
109. گنون, رنه. بحران دنياى متجدد. ترجمه ضيإ الدين دهشيرى, تهران: اميركبير, 1372, 195ص.
110. لاين, ديويد. پسامدرنيته. ترجمه محسن حكيمى. تهران: آشيان, 1380, 176ص.
111. مجتهد شبسترى, محمد. هرمنوتيك, كتاب و سنت, فرآيند تفسير وحى. تهران: طرح نو, 1357, 267ص.
112. مددپور, محمد. تجدد و دين زدايى در فرهنگ منور الفكرى ايران ار آغاز تا پايان عصر قاجار. (بى جا) : سالكان, 1372, 378ص.
113. مددپور. محمد. سير تفكر معاصر. ويرايش 2. تهران: وزارت آموزش و پرورش, موسسه فرهنگى منادى تربيت, 1379, 5 ج. (ج. 1. زمينه هاى تجدد و دين زدايى. -ج. 2. تجدد و اصلاح دين در انديشه هاى سيد جمال الدين اسد آبادى. -ج. 3. تجدد و دين زدايى در انديشه هاى ميرزاملكم خان ناظم الدوله و ميرزا عبد الرحيم طالبوف-. ج. 4. تجدد و دين زداى در انديشه هاى ميرزا فتحعلى آخوندزاده. ج. 5. تجدد و دين زدايى در انديشه هاى ميرزاآقاخان كرمانى. -).
114. مرديها, مرتضى. دفاع از عقلانيت; تقدم عقل بر دين, سياست و فرهنگ. تهران: نقش و نگار, 1379, 232ص.
115. مصباح. محمد تقى. تهاجم فرهنگى. تحقيق و نگارش عبد الجواد ابراهيمى. قم: موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (س), 1378, 176.
116. مطهرى, مرتضى. استاد مطهرى و روشنفكران. گرد آورى اكبر رحمتى. تهران: صدرا, 1373, 152ص.
117. مودوى, ابوالاعلى اسلام و تمدن غرب. ترجمه ابراهيم امينى. تهران: كانون انتشار, 1356, 318ص.
118. ميرزايى, منصور. شبيخون فرهنگى: تعاريف مظاهر, شيوه ها, نمودها, ضرورت وراهنماى مقابله با آن. تبريز: احرار1377, 269ص.
119. ميلانى, عباس. تجدد و تجدد ستيزى در ايران. تهران: نشر آتيه, 1378, 328ص.
120. نجفى, موسى. حوزه نجف و فلسفه تجدد در ايران. تهران: موسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر; موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران, 1379, 2ج. (ج. 1. تحولات تاريخى-انديشه سياسى. ج. 2. متن كامل رسائل سياسى حوزه نجف).
121. ندوى, ابوالحسن. نبرد ايدئولوژيك يا ارزيابى تمدن غرب. ترجمه و اقتباس محمد تقى ثقفى, على اكبر مهدى پور. قم, محمد ثقفى; على اكبر مهدى پور, 1370, 384ص.
122. نصر, حسين. جوان مسلمان و دنياى متجدد. ترجمه مرتضى اسعدى. تهران: طرح نو, 1373, سيزده, 399ص.
123. نصيرى, مجيد. اسلام و تجدد. تهران: كتاب صبح, 1380, 399ص.
124. نوذرى, حسينعلى. پست مدرنيته و پست مدرنيسم تعاريف, نظريه ها و كار بست ها. تهران: نقش جهان, 1379, 821ص.
125. هدايتخواه, ستار. تهاجم فرهنگى (ابعاد, ويژگيها, عوامل و زمينه ها و راههاى مقابله با آن). خراسان: معاونت پژوهشى اداره كل آموزش و پرورش, كارشناسى امور فرهنگى و هنرى, 1371, 82ص.
126. هودشتيان, عطا. مدرنيته, جهانى شدن و ايران. تهران چاپخش, 1380, 239ص.
127. يثربى, يحيى. ماجراى غم انگيز روشن فكرى در ايران. تهران: موسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر1379, 408ص.
128. يوسفى اشكورى, حسن. نوگرايى دينى, نقد و بررسى جنبش اسلامى معاصر. تهران: قصيده, 1377, 430ص.
129. يونسكو. راهبردهاى علمى توسعه فرهنگى. ترجمه محمد فاضلى. تهران تبيان, 1379, 392ص.
پايان نامه ها
130. آلمال, فرنگيس. "بررسى و عوامل موثر بر شكل گيرى هويت فرهنگى دانشآموزان سال سوم دبيرستان منطقه 5 آموزش و پرورش تهران". پايان نامه كارشناسى ارشد (امور فرهنگى). دانشكده علوم اجتماعى, دانشگاه علامه طباطبايى, 1375, 250ص.
131. بالغى, محمد على. "زمينه هاى تاريخى-اجتماعى عدم تحقق مدرنيته (تجدد) در ايران. "پايان نامه كارشناسى ارشد (جامعه شناسى). دانشكده علوم اجتماعى, دانشگاه علامه طباطبايى, 1374 - 1375, 225ص.
132. براهوئى, نرجس خاتون. "اصول گرايى اسلامى ايران و تإثيرات منطقه اى آن". پايان نامه كارشناسى ارشد (علوم سياسى). دانشكده حقوق و علوم سياسى. دانشگاه تهران, 1373 - 1374, 247ص.
133. پيمان فرخ, محمد. "تاثير تمدن فرانسه در تجدد ايران". پايان نامه كارشناسى ارشد (علوم اجتماعى. دانشكده ادبيات و علوم انسانى, دانشگاه تهران, 146ص.
134. تقوى مقدم, مصطفى. "مدرنيسم و ديندارى در ايران"پايان نامه كارشناسى ارشد (علوم سياسى). دانشكده علوم اقتصادى و سياسى, دانشگاه شهيد بهشتى, 1373, 115ص.
135. حجازى, فاطمه. "جنبش مشروطيت در ايران و نهضت روشنفكران. پايان نامه كارشناسى ارشد (علوم سياسى). دانشكده علم اقتصادى و سياسى, دانشگاه شهيد بهشتى, 1355, 203ص.
136. خليفانى, محرم. "انديشه تجدد خواهى (در ايران) از 1299ش. تا". 1306 ش. "پايان نامه كارشناسى ارشد (تاريخ). دانشكده علوم انسانى, دانشگاه تربيت مدرس, 1375, 161ص.
137. رحمانيان, داريوش. "جنبش جمهورى خواهى در ايران (1302ش. ) ". پايان نامه كارشناسى ارشد (تاريخ). دانشكده ادبيات و علوم انسانى, دانشگاه شهيد بهشتى, 1371 - 1372, 286 ص.
138. رياضى, ابوالحسن. "بازتاب فضايى تاثيرات متقابل نوگرايى (مدرنيسم) و سنت در شهر مورد منطقه 12 تهران". پايان نامه كارشناسى ارشد (جغرافيا). دانشكده علوم زمين, دانشگاه شهيد بهشتى, 1375, 228 ص.
139. زرگرى نژاد, غلامحسين. "تحول انديشه هاى سياسى در دوره قاجار (از آغاز تا پايان دوره ناصرى) ". پايان نامه دكترا (تاريخ). دانشكده علوم انسانى, دانشگاه تربيت مدرس, 9181373 ص. (2ج).
140. سنائى راد, رسول. "بررسى چگونگى مشاركت روشنفكران در جنبش انقلابى و نظام اسلامى از ديدگاه امام خمينى (ره) ". پايان نامه كارشناسى ارشد (جامعه شناسى). دانشكده علوم اجتماعى, دانشگاه علامه طباطبايى, 1374-75, 170ص.
141. شاهنگيان, محسن. "حكومت آتاتورك و سياست تجدد خواهى در تركيه "پايان نامه كارشناسى ارشد (معارف اسلامى و علوم سياسى). دانشكده علوم سياسى و معارف اسلامى, دانشگاه امام صادق (ع), 1369.
142. غلامرضا كاشى, محمد جواد. "گفتمان دمكراسى در ايران, ذهنيت تجدد پيرامونى و بحران مشروعيت دولت مدرن در ايران". پايان نامه دكترا (علوم سياسى). دانشكده حقوق و علوم سياسى, دانشگاه تهران, 285ص.
143. فلاح, فيروزه. "موانع فرهنگى در توسعه سياسى دوران قاجار تا مشروطه". پايان نامه كارشناسى ارشد (علوم سياسى). دانشكده علوم اقتصادى و سياسى, دانشگاه شهيد بهشتى, 1373, 170ص.
144. قنبرپور ديزبنى, على. "بررسى نقش روشنفكران در انقلاب مشروطيت". پايان نامه كارشناسى
ارشد (معارف اسلامى و علوم سياسى). دانشكده علوم سياسى و معارف اسلامى, دانشگاه امام صادق (ع), 1370, 359ص.
145. كرمى, قاسم. "حقوق جزا در آينه سنت و مدرنيته". پايان نامه كارشناسى ارشد (حقوق جزا و جرمشناسى). دانشكده حقوق, دانشگاه شهيد بهشتى, 1378, 142ص.
146. كسرائى, محمد سالار. "چالش سنت و مدرنيته با تاكيد بر زمينه هاى اجتماعى از مشروطه تا 1320". پايان نامه دكترا (علوم سياسى). دانشكده حقوق و علوم سياسى, دانشگاه تهران, 1378, 362ص.
147. لطفيان, على. "بررسى عملكرد روشنفكران از 1320تا 1357 (دوره پهلوى دوم". پايان نامه كارشناسى ارشد (معارف اسلامى و علوم سياسى). دانشكده معارف اسلامى و علوم سياسى, دانشگاه امام صادق (ع), 1374, 328ص.
148. مددپور, محمد. "اصلاح دين در آثار ميرزا فتحعلى آخوندزاده". پايان نامه كارشناسى ارشد (كتابدارى و اطلاع رسانى). دانشكده علوم تربيتى, دانشگاه تهران, 1370, 525ص.
149. معين علمدارى, جهانگير. "تحول گفتار و جابجايى پارادايمى, ارتباط آن با تحول مفاهيم در انديشه سياسى". پايان نامه كارشناسى ارشد (علوم سياسى). دانشكده حقوق و علوم سياسى, دانشگاه تهران, 1372, 117ص.
150. مهديزاده طالشى, مهدى. "انديشه هاى سنت و تجدد در مطبوعات ايران در مجله هاى كيان, فرهنگ توسعه, نامه فرهنگ". پايان نامه كارشناسى ارشد (ارتباطات). دانشكده علوم اجتماعى, دانشگاه علامه طباطبايى, 1375, 259ص.
151. مهدى زاده علوى, حسن. "تاثير آرإ جديد بر گفتمان سياسى سنتى ايران (در قرن نوزدهم ميلادى) ". پايان نامه كارشناسى ارشد (علوم سياسى). دانشكده حقوق و علوم سياسى, دانشگاه تهران, 1375, 156ص.
152. مير منتهايى, مجيد. "علوم جديد در تفكر نو انديشان ايران عصر ناصرى " (1313 - 1264 ق) ". پايان نامه كارشناسى ارشد (تاريخ). دانشكده ادبيات و علوم انسانى, دانشگاه شهيد بهشتى, 1371- 72, 351ص.
153. ميرى, محمدرضا. "نقش و تاثير اصلاح طلبى دينى بر روابط ايران و عربستان. "پايان نامه كارشناسى ارشد (علوم سياسى). دانشكده حقوق و علوم سياسى, دانشگاه تهران.
154. يونسى, مصطفى. "پسامدرنيت و سياست". پايان نامه كارشناسى ارشد (علوم سياسى). دانشكده اقتصاد وعلوم سياسى, دانشگاه شهيد بهشتى, 1373, 106ص.

1- پل فيروزه, / شماره سوم / بهار 1380.
2- موعود / شماره 32.
3- فرهنگ و تمدن آسيا / سال دوم / شماره 11 / تيرماه 1381.
4- كتاب ماه دين / شماره 57-56 / خرداد و تير 1381.
5- پل فيروزه/ شماره سوم / بهار 1381


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد