العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
جمعه 8 ارديبهشت 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13542      تاریخ : 1393/11/6 09:55:22      بخش : متن خبرنامه دین پژوهان print
همايش ها خبرنامه دين پژوهان ـ شماره 9 مرداد و شهريور - 1381
همايش ها

 

كنفرانس منطقه اى در حوزه ى ((علوم اجتماعى و انسانى از ديدگاه اسلامى))

برپاكننده: موسسه ى جهانى انديشه ى اسلامىIIIT) ) و سازمان اسلامى تربيت و علوم و فرهنگ (ايسسكو)
با همكارى دانشگاه لبنان
بيروت 15ـ14 دسامبر 2002
با توجه به اتفاق نظر بر اين امر كه علوم اجتماعى و انسانى مسلط بر جهان اسلام در عصر حاضر, بازتاب وضعيت مسلط در ديروز و امروز مغرب زمين است و اين علوم در غرب به گونه اى بنا نهاده شد كه تكاملى تاريخى و ملازماتى اجتماعى در پى داشت, امورى كه بسيارى از آنها خاص زمان و مكانى بود كه اين علوم در آن زاده شده بودند. بنابراين علوم مذكور ويژگى ها, اخلاقيات و صفاتى دارند كه آگاهى از آنها ضرورى است و جايگاه ويژه اى در تكوين واقعيت فكرى, فرهنگى و تمدن جهان امروز كسب كرده اند كه به هيچ بهانه اى نمى توان از آن غفلت كرد. نه به بهانه كوشش در تقدم راه علوم طبيعى و كاربردهاى فرهنگى آن و نه با دليل لزوم جهت گيرى به سمت علوم شرعى و دينى.
اگر جهان اسلام به دلايل درونى و ذهنى به دگرگونى در نگرش خود و روش هاى تعامل با علوم انسانى واجتماعى معاصر نياز دارد, اين علوم بنابر دلايل عينى كه به بحران هاى واقعى مربوط مى شود, چه در سطح روش, چه موضوع و چه در سطح تجربه و اجرا, خود به دگرگونى و توسعه نيازمند هستند. بى گمان نقش عقل مسلمان در فهم ماهيت بحرانها و هدايت كوشش ها به سوى تعامل با آن, چيزى نيست كه بتوان از آن بى نياز بود به ويژه در اين دوره كه گفتگو و مواجهه ى بين فرهنگها و تمدن ها برجسته تر شده است .
سطح تجربه و خبرگى جوامع اسلامى در گسترش علوم اجتماعى و انسانى از ديدگاه اسلامى, متفاوت است به گونه اى كه تبادل اين تجربيات و بهره گيرى از آنها همچنين تلاش براى توسعه ى برنامه اى مشترك ميان دانشمندان و پژوهندگان در نهادهاى علمى ودانشگاهى سراسر جهان اسلام ضرورى مى نمايد تا از رهگذر اين همكارىها در پروژهاى علمى, كوشش لازم براى تحول و گسترش در علوم اجتماعى, انسانى و پرورشى براساس ديدگاهى اسلامى يكپارچه شده و توسعه اى راستين در جوامع اسلامى روى دهد .
اهداف كنفرانس
1ـ درك واقعيت علوم اجتماعى و انسانى در عالم اسلام و نسبت اين واقعيت با علوم مذكور در بستر فرهنگى و تمدنى ديگر جوامع.
2ـ كشف جهت گيريهاى فكرى, فرهنگى و انسانى و نظريه هايى كه در جهان امروز به نسبت بقيه رواج بيشترى دارند, به ويژه آنچه كه به پارادايم هاى تشكيل دهنده ى اين علوم, روشها و اصطلاحاتشان مروبط مى شود .
3ـ روشن كردن مسإله ى روش در علوم اجتماعى و انسانى و بيان ماهيت روش علمى و كاربردهاى آن در عرصه ى علوم مختلف .
4ـ بيان افق هاى محتمل براى بحث در علوم انسانى و اجتماعى در جهان اسلام مانند: تاثير مفاهيم و نظريه هاى پوزيتويستى و اهميت بازخوانى انتقادى وآگاهانه ى آنها, اولويت بحث درباره ى واقعيت هاى اجتماعى و اقتصادى فرهنگ اسلامى, مشكلات آن و رابطه ميان جنبه هاى تكاملى آن و پاگذاشتن در عرصه هاى مادى, اخلاقى و معنوى .
5ـ بيان جايگاه علوم اجتماعى و انسانى در نظام معرفتى اسلامى و پيوند آن با مقاصد الشريعه و ارزش هاى حاكم در دين اسلام و چگونگى كاركرد مقاصد الشريعه در گسترش اين علوم.
6ـ شناسايى و تحليل دلايل عدم ظهور يا شكوفايى علوم اجتماعى و انسانى در ميراث تمدن اسلامى .
7ـ شناسايى, تحليل و ارزيابى كوشش هاى صورت گرفته جهت يافتن مبانى اسلامى براى علوم اجتماعى و اسلامى در بيست و پنج سال گذشته .
محورهاى كنفرانس
1ـ واقعيت علوم اجتماعى و انسانى در جهان اسلام: جايگاهى كه اين علوم در برنامه توسعه بشرى و اجتماعى, نيز در موسسات علمى و دانشگاهى به خود اختصاص داده اند, و ماهيت اين علوم در صورت امروزى و مسلط شان به اعتبار ميزان وامگيرىشان از فرهنگ بيگانه و اصالت اسلامى.
2ـ تجربه هاى گوناگون كه براى اعمال ديدگاه اسلامى در تعامل با علوم اجتماعى و انسانى در سرزمين هاى اسلامى صورت گرفته است .
3ـ جايگاه علوم اجتماعى و انسانى نظام معرفتى اسلامى; نظريه هاى مربوط به تشكيل علوم از ديدگاهى اسلامى .
4ـ دلايل ضعف آشكار در پژوهش هاى علمى و روش شناختى در عرصه هاى اجتماعى و انسانى در ميراث تمدن اسلامى .
5ـ مسإله روش در علوم اجتماعى و انسانى; انديشه يگانگى روش علمى يا تكثر آن, مفهوم علمى بودن در علوم اجتماعى ديدگاه اسلامى نسبت به بحران روش شناختى در اين علوم .
6ـ نظريه هاى علوم اجتماعى و انسانى مسلط و جهت گيرىهاى فرهنگى و ايدئولوژيك.
7ـ مقاصد شريعت اسلام در علوم اجتماعى و انسانى, كاركرد مقاصد الشريعه و ارزش هاى حاكم آن در تحول و گسترش علوم اجتماعى و انسانى و فهم واقعيت اجتماعى و انسانى و تحول آن .
از كليه اساتيد و صاحب نظران كه در اين زمينه آمادگى همكارى و ارائه مقالات مى باشند دعوت مى شود با در نظر گرفتن محدوديت زمانى در اسرع وقت با يكى از آدرسهاى ذيل تماس حاصل نماييد.
1ـ دفتر تهران:
تلفن: 6416399 ـ فاكس: 6497431
صندوق پستى 3651 ـ 15815
2ـ دفتر مركزى موسسه:
Internatinal Institute fo Islamic Thiught
P.O.Box: 669
Herndon,VA 201, USA
Phine:(1-703)4711133/FaxB(1_703)4713922
URL:http://wwwiiit.org/E-mail:iiit@iiit.org

چگونگى شكل گيرى و اجراى
همايش هزاره سوم(1)

بى شك درك مقوله فرهنگ از يكسو و دقت در برنامه ريزى و تنظيم درست و بهينه روشهاى اجرايى از ديگر سو, ضرورتى انكارناپذير است كه بدون آن نمى توان به صحت نتايج اقدامات اطمينان داشت, به ويژه آن كه سرعت تغييرات در عرصه فناورى رسانه هاى مدرن ارتباطى موجب شد تغييرات پر شتاب اجتماعى, سياسى و فرهنگى در سطح جهان و روابط ملتها و دولتها به وجود آيد. اين تحول عظيم و پيچيدگى مستتر در آن, ضرورت شناخت همه جانبه و دقيق مسائل درونى و بيرونى آن را براى روبه رو شدن كارساز و به هنگام و حتى تاثير گذارى مطلوب قطعى مى سازد.
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى با آگاهى و درك اين دگرگونى در روابط فرهنگى و تعاملات انسانى در عصر فناوريهاى نو به نو و به عنوان متولى رسمى برقرارى روابط فرهنگى از سوى جمهورى اسلامى ايران با دولتها و ملتهاى جهان, جهت رساندن پيام فرهنگى معنوى انقلاب عظيم اسلامى ملت ايران به گوش جان تمام انسانها, تلاش مى ورزد تا به ويژه در آستانه تحول تازه در درون سازمان از تمام ظرفيتهاى بالفعل و بالقوه كشور بهره لازم را ببرد.
براى دستيابى به اين هدف و مقصود, ايجاد تعاملى كارساز بين حوزه هاى فرهنگى و پژوهشى سازمان با چهره ها و گنجينه هاى فرهنگى كشور به منظور بهره گيرى از فكر و توان آنان جهت به ثمر رساندن ماموريتهاى سازمان و نيز ارزيابى دقيق وضعيت موجود, مورد نظر سازمان است. بدون شك يكى از راه هاى نزديك شدن به فرهيختگان توليدگر فكر و سازندگان فرهنگ, برگزارى نشستهاى علمى با برنامه ها و موضوعهاى مشخص است كه البته چنين گردهمايى هايى به درك مبانى زير بنايى در تنظيم روابط فرهنگى يارى مى رساند. لذا پيشنهاد گرديد كه سلسه نشستهاى تخصصى به منظور تبيين مبانى و اصول ((تدوين استراتژى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران در خارج كشور)) طراحى گردد. طراحى همايش ((هزاره سوم, جهان فرهنگى يا فرهنگ جهانى؟)) اولين اقدام در اين زمينه محسوب مى شود.
براى اين كه تمام صاحب نظران و متخصصان حوزه هاى فرهنگ و علوم انسانى, در جريان كار براى مشاركت فعال در اين همايش قرار گيرند, از طريق فراخوانى عمومى يا تماس نزديك با افراد رإىمند, موضوع هاى همايش به اطلاع رسيد. سرانجام مقرر شد كه برگزارى همايش به صورت نشستهاى تخصصى حول يازده محور ذيل برگزار گردد:
1- تحولات ديپلماسى فرهنگى آمريكا در قرن20 و روند تداوم آن در قرن 21 .
2- جايگاه فرهنگ در نظام بين الملل .
3- تبادل فرهنگى و رسانه هاى نوين .
4- ديپلماسى فرهنگى در عصر جهانى شدن .
5- فعاليتهاى فرهنگى خارج كشور و امنيت ملى .
6- جايگاه تبليغات دينى در فعاليتهاى فرهنگى خارج كشور .
7- ديپلماسى و فرهنگ .
8- جايگاه زبان و ادبيات فارسى در فعاليتهاى فرهنگى خارج از كشور.
9- جايگاه مطالعات اسلامى در فعاليتهاى سازمان در خارج از كشور.
10- جايگاه گفتگوى اديان در فعاليتهاى فرهنگى .
11- جايگاه روابط علمى, آموزشى در فعاليتهاى سازمان.
براى اطلاع رسانى در سه سطح برنامه ريزى شده است:
1- درون سازمان: سايت همايش در اينتهرانت سازمان شكل مى گيرد تا مديران و همكاران سازمان بتوانند با رجوع بدان از اخبار, مباحث و رويدادهاى همايش مطلع گردند.
2-انتشار خبرنامه براى قرار دادن اخبار همايش در اختيار مسولان نهادهاى مختلف اما مرتبط با وظيفه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى, شركت كنندگان و انديشمندان.
در اين خبرنامه, اخبار و اطلاعات همايش همراه با گزارش نشستهاى تخصصى و مقالات دريافتى چاپ مى شود.
3- شبكه 4 سيماى جمهورى اسلامى ايران, تمام برنامه هاى نشستها را ضبط مى كند و در موقع مقتضى اقدام به پخش آنها براى عموم علاقه مندان خواهد كرد. ضمن اينكه اخبار مربوط از طريق روابط عمومى سازمان در اختيار تمام رسانه هاى ارتباط جمعى قرار خواهد گرفت.


همايش سه روزه درباره تصوف و عرفان

سمينار سه روزه درباره تصوف و عرفان, پس از تلاش چندين ماهه مركز ملى هنرى ايندراگاندىFor Art Indira Gandhi National Center با شركت استادان و محققان دانشگاه هاى مختلف هند با سخنان پرفسور ان.آرشتىN.R.Shety در سال 80 برگزار شد.
رئيس دانشگاه همدرد كه به عنوان مهمان ويژه د راين سمينار دعوت شده بود در مراسم افتتاحيه گفت اين گردهمايى در زمان مناسبى برگزار شده است زيرا دو كشور هند و پاكستان در آستانه برخورد با هم قرار دارند و جهان امروز محتاج صلح و آرامش است. صلح وآرامش پيامى است كه در آموزش هاى عرفاى بزرگى همچون بلبل شاه و ميرسيد على همدانى كه از سرزمين هاى اسلامى به هندوستان آمدند, موج مى زند. جامعه مسلمانان و هندوها قرن ها با صلح و صفا در اين سرزمين با يكديگر زندگى كرده اند ولى حدودا ازيكصد سال پيش برخوردهاى فرقه اى در شبه قاره هند به وجود آمده است. اصولا در گذشته هاى دورتر ميان مردم درگيرى مذهبى و فرقه اى وجود نداشته و يا قابل توجه نبوده است. پيام برابرى و تحمل و بردبارى پيام اسلام است. توجه همه مذاهب به خداوند است. و جنگ مذهبى فرقه اى ناشى از تنگ نظرى است .
آقاى اوصاف على از محققان عرفان اسلامى طى سخنان كوتاهى گفتند: من به دليل علاقه به تصوف و عرفان اسلامى مسافرت هاى زيادى به آسيا, افريقا و اروپا كرده ام ولى هنوز از عمق مسايل عرفانى بى خبر هستم. ايشان ضمن اشاره به يكى از مسافرت ها به لندن, افزودند: يكى از علماى متصوفه در ملاقاتشان با من گفتند: تصوف و عرفان يك بحث آكادميك و دانشگاهى نيست, عرفان يك تجربه معنوى و دينى است كه هر فرد عارفى در دل و وجود خويش آن را درك مى كند و آن حالات معنوى قابل تجربه است ولى كاملا قابل بيان كردن نمى باشد, هر چند مسئله از بحث و گفتگو نيز بى نياز نيست.


همايش

گفت و گوى تمدن ها از منظر جوانان
گفت و گو ميان تمدن ها و فرهنگ ها نه تنها بهترين روش براى تسهيل شناخت و ارتباط متقابل بيشتر است بلكه معيار مناسبى براى پاسخ هاى مشترك به مسائل بزرگ حال و آينده مى باشد كه در اين ميان تعامل انديشه ميان انديشمندان و صاحب نظران فرهنگ ها و تمدن ها گوناگون از ضروريات اين رهيافت است و در اين عرصه جوانان به عنوان نيروى فعال و خلاق آينده ساز هر جامعه از جايگاه ويژه اى برخوردار مى باشند. لذا به منظور ايجاد فضاى سالم, صميمى و علمى براى تعامل فكرى جوانان جهان در اين زمينه, جمهورى اسلامى ايران, همايش بين المللى گفت و گوى تمدن ها از منظر جوانان را برگزار مى كند. از كليه جوانان انديشمند, صاحب نظر و علاقه مند دعوت مى شود تا با ارائه مقاله در يكى از موضوعات زير در اين همايش علمى ـ فرهنگى مشاركت نمايند.

محورها :

الف ـ ضرورت هاى طرح و گفت وگوى تمدن ها:
1ـ گفت و گوى تمدن ها راهى به سوى صلح فراگير و امنيت جهانى;
2ـ گفت و گوى تمدن ها راهى به سوى حيات سالم جهانى;
3ـ گفت و گوى تمدن ها و گسترش تمدن ها;
4ـ گفت و گوى تمدن ها و پديده جهانى شدن;
5ـ گفت و گوى تمدن ها و تحقق حقوق بشر;
ب ـ زير ساخت هاى شكل دهنده تمدن:
1ـ تمدن و فرهنگ زير ساخت ها (دين, سياست, علم و...) تفاوت ها و تشابهات ;
2ـ چيستى و چرايى گفت و گوى تمدن ها ;
3ـ گفت و گوى تمدن ها در گستره تاريخ;
ج ـ موانع تحقق گفت وگوى تمدن ها:
1ـ سلطه گرى و انحصارطلبى;
2ـ تعارضات سياسى, اقتصادى و فرهنگى;
3ـ حق ناعادلانه وتو;
4ـ عدم وجود مدارا و مروت;
د ـ متقضيات گفت و گوى تمدن ها:
1ـ شرايط و شيوه گفت وگوى تمدن ها;
2ـ لوازم گفت و گوى تمدن ها (كلامى و غير كلامى).
ه' ـ نقش نهادها, سازمان ها و... در تحقق گفت و گوى تمدن ها ;
1ـ دين و گفت و گوى تمدن ها ;
2ـ سياست گفت و گوى تمدن ها ;
3ـ انديشمندان, صاحب نظران و گفت و گوى تمدن ها ;
4ـ سازمان هاى بين المللى گفت و گوى تمدن ها ;
5ـ مراكز علمى (دانشگاهى ـ دينى) و گفت و گوى تمدن ها ;
6ـ هنر و گفت و گوى تمدن ها ;
7ـ ورزش و گفت و گوى تمدن ها ;
ملاحظات:
1ـ زمان و مكان همايش: مهر 1381 (اكتبر 2002) ايران ـ تهران;
2ـ آخرين فرصت ارسال مقاله 30 تير 1381 (20 جولاى 2002);
3ـ مقاله حداكثر در 20 صفحهA4 و حتى المقدور به زبان فارسى, انگليسى و عربى نوشته شود;
4ـ خلاصه اى حداكثر 3 صفحه اى به همراه مختصرى از سابقه علمى ـ تحقيقاتى نويسنده ارسال شود;
5ـ مقالات ارسالى تايپ شده و حتى الامكان ديسكت كامپيوترى آن به دبيرخانه ارسال شود;
6ـ كليه مقالات دريافتى در كميته هاى علمى همايش مورد بررسى قرار خواهد گرفت و از نويسندگان مقالات برگزيده, جهت ارائه مقاله دعوت به عمل خواهد آمد.
دبيرخانه همايش
اداره كل امور اجتماعى و ايرانيان خارج از كشور
آدرس دبيرخانه: ايران ـ تهران ـ صندوق پستى 191-15655
تلفن: 7-9821853704+ فاكس98218842339:+

همايش

((سنت, سنت گرايى و سنت گرايان معاصر))
شهرام يوسفى فر
در روزهاى 7 و 8 اسفندماه سال 1380, همايش ((نقد تجدد از ديدگاه سنت گرايان معاصر)) در محل دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران برگزار گرديد. در اين همايش, حدود 25 سخنرانى در موضوعات و محورهاى گوناگون سنت گرايى معاصر دنيا, قرائت گرديد. در ادامه گزارشى از مضامين سخنرانى هاى ارائه شده براى اطلاع علاقه مندان تقديم مى گردد. لازم است گفته شود كه همايش مزبور به همت فرهنگستان هنر جمهورى اسلامى ايران, دانشگاه تهران, انجمن حكمت و فلسفه, موسسه توسعه دانش و پژوهش ايران برگزار گرديد.
دكتر محمود بيناى مطلق; در موضوع ((فريتهوف شووان و وحدت درونى اديان)) به بررسى سنت به عنوان پديده هاى با منشإ الهى, و باور سنت گرايان به ((حكمت خالده)) به عنوان لب تمام اديان الهى, كه هر سنتى تجلى از اصل مزبور است, پرداختند. به نظر ايشان ديدگاه متافيزيكى به طور كلى بر دو اصل: 1- (آتماAtma ) و بسيار (ماياMaya ) استوار است. از اين دو اصل است كه در زمينه اديان از سويى يگانگى و وحدت درونى و از سوى ديگر كثرت صور آن ها ناشى مى شود. در ازوتريسم از تعالى حقيقت (وحدت درونى) و در اگزوتريسم از جلوه هاى خاصى از اين حقيقت يگان سخن به ميان مىآيد.
دكتر فروزان راسخى; در گفتار خود با عنوان ((روش مطالعه اديان از ديدگاه فريتهوف شووان, ضمن اشاره به روند جهانى شدن بحران هاى علمى و معنوى, به ضرورت مطالعه اديان و اجتناب ناپذيرى تقرب متفكران و متدينان به يكديگر تإكيد كردند. به نظر ايشان روش هاى مطالعات مقايسه اى بين اديان مرسوم در محافل علمى, رويكردى نامتناسب و ناكارآمد در راستاى تحقق اهداف مورد اشاره, به شمار مى رود. وى در ادامه به طرح و ارزيابى نظريه شووان درباره روش مطالعه اديان بر اساس اثر مهم وى ((وحدت متعالى اديان)) و نقادى و ارزيابى روش هاى رايج مطالعه اديان در دنيا پرداختند.
دكتر سعيد بيناى مطلب; در بحث خود ((فريتهوف شووان و زيبايى)) ابتدا مبانى متافيزيكى زيبايى در نزد شوون را به عنوان متفكرى سنت گرا مورد بررسى قرار داده و سپس به تبيين برخى زواياى انديشه وى درباره زيبايى پرداخت.
دكتر محمد نقى زاده; در گفتار ((نقش هنر مبتنى بر تفكر سنتى در تعالى انسان)) ابتدا به اهميت و تإثير تفكر سنت گرايى در خروج از تفكرات مدرنيستى و هنر جديد اشاره و مقايسه اى اجمالى بين نتايج مترتب بر رواج تفكرات فعلى و تفكرات سنت گرايان پرداختند. وى سپس بر لزوم تبيين واژه ها و معانى و مفاهيم سنت و تجدد و هنر جهت احتراز از خلط مفهومى و انديشه اى تإكيد كردند. در ادامه به بررسى رابطه هنر با جهان بينى ها و تإثيرپذيرى هنر از جهان بينى, بررسى مفهوم هنر در عالم سنت و عالم تجدد و تفاوت هاين گرشيدو حوزه مزبور پرداخت.
دكتر هادى نديمى; ((بحران هويت, در آمدى بر آسيب شناسى زبان و انديشه در هنر معاصر ايران)). دكتر نديمنى در ابتدا به تعلق انديشه به ذهن كه بخشى از آن الهى و بخش هايى ديگر كه انسانى است اشاره كرده و انديشه را در جست و جوى ((تعادل)) به عنوان قانن طلايى در عالم و طبيعت ذكر كرد. به نظر دكتر نديمى انسان در تعادل موجود براى ورود به تعادلى برتر خروج مى كند. اين حالت بينابينى در تعادل است كه بحران ناميده شده و البته امرى طبيعى است. نكته در اين است كه خروج از تعادل هميشه مطلوب نيست, و گاه مانند وضعيت امروزه غرب كه در بحران وارد شده و در آن زيست مى كند و همه عالم را نيز به خود فراخوانده است. تفكر سنت گرايى محصول چنين وضعيتى است كه راه كارهايى از سوى آنان براى خروج از بحران مزبور چاره جويى شده است.
ايشان در پايان اشاره كردند بازگشت به سنت, بنا بر عزم جمعى و معرفتى حكيمانه, راه خروج از بحران موجود است.
دكتر محمدرضا ريخته گران; ((ديدگاه كوماراسو آمى درباره مبانى هنر)). ايشان ابتدا با تقسيم بندى مباحث هنرى به 3 حوزه: يونانى, نظريه مبتنى برexpersion كه بر بيان و اظهار مبتنى است, و نريات محورى و شكلى هنر, به بررسى آرإ كوماراسوآمى درباره نظريه يونانى هنر پرداخت. در نزد يونانى ها نهنرnimesis گفته مى شد كه در زبان فارسى به تقليد, محاكات و تشبيه ترجمه شده است. به نظر افلاطون اصل در تحقق, عالمى كه اصالتا متحقق است, عالم مثل است و از آن جا است كه در عالم هنر تقليدى كه هنرمندان به دست مى دهند, تقليدى از امور واقعى و اشيإ واقعى است. به دليل آن كه اشيإ واقعى عالم خود تقليدى و مرتبه تنزل يافته اى از مرتبه ((اصل)) و ((حكمت)) نيست. اين نظر, حاكى از كم لطفى افلاطون به هنر است.
اما در نظر ارسطوnemisis , هنرمند با اخذ عناصرى از واقعيت, تخيلى هنرى خود imagiration خود را شروع كرده و از واقعيت تقليد مى كند. اما اين كپى واقعيت نيست, بلكه ظهور عامل جديدى خواهد بود. در واقع به نظر ارسطو, مقام هنر, مقام زندگى زمينى بشر است و در هنر با زيبايى از حيث ظهورش در اين عالم مواجهيم.
دكتر ريخته گران در ادامه به بررسى نظر كوماراسوآمى درباره مناسبت بين اثر هنرى و واقعيت مى پردازد: كه هنر تنها تقليدى از كار خدايان است, هر هنرى كه متحقق مى شود نوعى عمل بر مبنا و الگوى فضل الهى است. به نظر كوماراسوآمى شخص هنرمند ابتدا بايد به مقام ديانا (مقام ديدار) برسد تا تموجات ذهنى وى پايان گيرد. در آن مقام بى مقامى, شهودهايى كه متحقق مى شود در مرتبه هنر تنزل مى بايد. در نتيجه شخص با ديدن صورت هاى اين عالم, معناهايى را كه متجسم مى كند در مى يابد.
دكتر اكرمى; ((معمارى دينى از ديدگاه تيتوس بوركهارت)). ايشان در آغاز گفتار خود با اشاره به اهميت هنر و معمارى سنتى در ايجاد زندگى معنوى در انسان, آشنايى با مبادى هنر و معمارى سنتى, كه اصول سنت, حكمت و عرفان است را مهم برشمردند. در هنر دينى محتويات اثر هنرى و نحوه به كاربردن آن اهميت دارد. در نزد انسان سنتى همه امور انعكاسى از امر مقدس است و تفكيكى در امور دينى و غير دينى ندارد. در حالى كه در نزد انسان مدرن چنين نيست و از آغاز رنسانس بود كه گسست و روح معنويت و نفس روح دينى آغاز گرديد.
مهندس قيومى; ((معمارى با ذكر و فكر (يادداشتى در مناسبات عملى ذكر با معمار و فعل معمارى))). ايشان با اشاره به اينكه انسان در عالم سنتى در هواى ذكر زيست كرده و محيص او با مبدإ نسبتى نزديك تر داشته و در نتيجه پيوسته به ياد عهد نخستين خود مى افتد, به بررسى جايگاه معمار و نقش او در خلق معمارى مرتبط با ذكر و فكر پرداخته, و جايگاه انسان معمار در دنياى سنتى كه با فلسفه زندگى به خلق آثار اقدام مى كند, پرداخت. به نظر ايشان, انسان براى نيل مجدد به وطن مإلوف خود بايد مسيرى را كه از اين عالم خاك مى گذرد را طى كند و اين امر جز با ياد دائم و ميل مسمر براى نيل به آن ممكن نيست. لذا ذكر و نسبت با آن ((ياد)) است كه اين امر معنا مى يابد. معمارى نيز تداوم ذكر است و لذا مددكار طى طريق مذكور, ذاكر به معمارى مى پردازد چون به فعليت رساندن استعدادهاى خداداده را از لوازم طى طريق مى داند.
دكتر محمود عباديان; ((سنت, تجدد و هنر)). دكتر عباديان وجود سنت در جامعه انسانى را ((يك شرناگزير)) كه بيانگر تداوم, انتقال و فراسپارى در زندگى آدمى است, به شمار آورد. سنت بسترى است كه موجود انسان زنده با تكيه بر آن به همه چيز در گفتار, رفتار و احساس روى مىآورد. در تاريخ اجتماعى كشورهاى دنيا, دو گونه تإثير عملكرد حاصل از سنت و تجدد ديده مى شود: يكى حركت بالنسبه پويا و ديگرى كند و بطئى.
دكتر غلامرضا اعوانى; در ((معناى سنت)). ايشان در ابتدا با بررسى تبارشناسانه مفهوم سنت در قرآن, و تعبير دين الهى به سنت, اشاره كرد. وى درباره مفهوم سنت اظهار داشت ((سنت هر آن چيزى است كه ريشه در وحى دارد, حقيقت وحى الهى است.)) حقيقت الهى در بستر زمان, مكان, فوق زمان در مراتب مختلف بوده و به اين عالم محدود نمى شود. اصل وجود در سنت الهى است. ((سنت تحقق بخشيدن به اين حقيقت الهى است.))
دكتر اعوانى شاخص هاى مفهوم سنت را واجد چهار شرط مى داند: 1- وجود منبع الهام يا وحى الهى براى سنت; 2- يك بركت الهى است نسبت به تمام عالم و ابنإ بشر; 3- سنت يك روش براى تحقق است (يعنى انسان را به مواقفى هدايت مى كند كه حقايق نازل شده از وحى را در خود فعليت ببخشد) و 4- تجسم سنت در آرإ و عقايد و بلكه در تمام ابعاد وجودى انسان (هنر, علوم, تمدن و ...)
دكتر بابك عالى خانى; ((دين زردشتى از نظرگاه جاودان خرد)), دكتر عالى خانى ابتدا با طرح اين مسإله كه از سنت زردشتى آثار قابل توجهى باقى مانده است, اشاره كردند كه بايد بر اساس تعليم طريقت متإخر, به بازكاوى و تفسير مدارك بسيار عتيق متعلق به دين زردشتى اقدام كرد. اين نكته خود پاسخى است بر اينكه چرا سنت گرايان بزرگ معاصر به صورتى مستقل و مستقيم به سنت زردشتى نپرداخته اند. در واقع اندك شمار بودن پيروان دين زردشتى در قياس با ساير اديان بزرگ و نيز وجود اين پيش فرض در نزد سنت گرايان معاصر كه سنت زردشتى را فاقد طريقت زنده لذا فاقد مدارك عرفانى قابل توجه دانسته اند.
دكتر غلامحسين ابراهيمى دينانى; ((حكمت جاويدان يا خميره ازلى از نظر سهروردى)). دكتر ديناى با استناد به قول خداوند كه ((هو الاول و الاخر و ظاهر و الباطن و هو به كل شى عليم)) به بررسى مسئله سنت و تجدد پرداخته و وجود هرگونه تقابلى بين اين دو مفهوم را نفى كردند. (خدا به همان معنى كه اول است به همان معنى آخر است).
ايشان در بخش ديگرى از سخنان خود با استناد به سفر مولانا:
خلق بى پايان ز يك انديشه بين
گشته چون سيلى روانه بر زمين
به نقد نظريه ماركسيستى تقدم طبيعت بر انديشه پرداخته و نظريه رقيب مبنى بر تقدم انديشه بر جاده و جسم را مطرح كردند. وى در ادامه تإكيد كردند وى در ادامه تإكيد كردند ((اگر ماده نظامى درونى دارد, آن نظام مولود يك انديشه است, يعنى خلق بى پايان ظهور انديشه است.)) در نتيجه هر پيشرفتى به شرطى ترقى محسوب مى شود كه داراى هدف و جهت مشخص باشد.
وى در ادامه با نقد طرز تلقى كه بازگشت به گذشته تاريخى را تجويز مى كند, آن را غير مكن دانسته و سنت را حضور دائمى و ائمه در حال حاضر و زمان ما, تعبير كرد. در واقع حكمت جاودان همان حضور پيامبر در هر عصر و از جمله در حال حاضر و آينده است. اولين انسان حضرت آدم بود كه پيامبر و داراى حكمت جاودان بود و تجليات حكمت مزبور در نزد پيامبران مختلف ظهور كرده است.
دكتر مصطفى محقق داماد; ((اجتهاد, سنت و تجرد)), ايشان در بخش اول گفتار خود به مسئله اى اساسى در اديان معروف پرداخت: اينكه همه اديان كه داراى شريعت يا مجموعه قوانينى مى باشند, با مشكلى مواجه اند: از يك سو مسئله زمان دار بودن قانون و از سويى اين ادعاى شريعت كه برخى قوانين خود را لايتغير مى داند, و اين وضعيتى متعارض است. نهاد اجتهاد در اديان پاسخى به اين مشكل بوده است. در نتيجه در درون اين نهاد نيز تعارضى به شكل تعارض بين سنت و تجرد, به ويژه در عرضه برداشت از متون مقدس پديدار شده است.
دكتر محقق داماد در ادامه به بررسى مورد ظهور اين مسئله در بحث دو روحانى يهود به نقل از كتاب تلمود, پرداخت. به نظر ايشان در شريعت يهود غلبه با جريان ((فهم مجتهدين از شريعت)) است كه امروزه نيز تداوم دارد. يعنى به نظر آن ها بايد ((حكم خداى امروزين)) را فهم كرد. وى در ادامه بحث خود به بررسى وضعيت سنت گرايى و تجددگرايى در دو مكتب فقاهت اسلامى يعنى اهل تسنن (قائلين به اصل تصويب يعنى خدا هيچ حكم ثابت از ما ندارد بلكه فهم مجتهد همان حكم خدا است) و مكتب فقهى اماميه ((قائل به ثابت بودن حكم خدا, و اينكه مجتهد بايد به آن حكم برسد), پرداخت. به نظر ايشان اين دو طرز تفكر تعارض بين سنت و تجدد در مكتب اسلام در اجتهاد است.
دكتر پرويز اذكائى; ((سنت گرايى و نگره تاريخى)), گفتار دكتر اذكائى بر محور نقدى كه بر كتاب ((حقيقت و روايت, درباره انديشه هاى نابهنگام عين القضات همدانى)) تإليف دكتر حميد دباشى (استاد دانشگاه كلمبيا) ارائه مى كرد, استوار شده بود. ايشان در دو محمر نقد روشى و مضمونى را بر كتاب وارد دانسته و با نقد و رد روش هرمنوتيكى در مطالعات جديدى, آن را تلاشى براى احياى نهادهاى تباه شده و سنت هاى كهن دانست: ((هرمنوتيك چيزى را بر نمى اندازد يا تغيير نمى دهد, بلكه تنها آن را از طريق روايت فردى تفسير مى كند.))
ايشان در بخش ديگرى از گفتار خود به روش ((تاريخ عقلى)) مولف تاخته و تلقى وى از تاريخ را كه تصورى تك خطى و كرنولوژيك است را نقد مى كند: ((تاريخ از نظر وى ترتب و تتابع پديده هاى روبنايى است, لذا با مبانى زيرساختى كه عوامل جبرى و تعين هاى آن ها است كارى ندارد. مولف تحليل مشخص از وضع مشخص در ظرف زمانى ندارد. ))
دكتر هادى شريفى; ((مراتب آگاهى در نزد فريتهوف شووان)), ايشان با اشاره به حقيقت دوگانه انسان كه از يك سو پا در زمين و از سويى با آگاهى خود سر بر عرش دارد, منشإ آگاهى دوگانه انسان را كه آگاهى بر جسم و دنياى جسم (به عنوان نازل ترين مرتبه آگاهى انسان) و آگاهى برتر كه روحانى و عقلانى (از منبع وحيانى و مميز انسان و حيوان) است, اشاره كرد. به نظر فريتهوف شووان ((انسان نه از نظر طبيعت هبوط كرده اش, بلكه در كمال فطرى و اصلى اش تجلى خداست, او عرصه ظهور عقل است كه منعكس كننده روح كلى و عقل الهى است. انسان هستى خدا را منعكس مى كند, عقل الهى به انسان عقل, اراده آزاده مى بخشد و بنابراين ويژگى ها انسان از حيوان به نسبت مطلق جدا مى شود, تنها عقل انسان است كه به خدا مى رسد.))
دكتر مهدى زمانى; نقد فلسفه جديد از ديدگاه رنه گنون و شوون. دكتر زمانى با اشاره به مواضع سنت گرايان در نقد اصول دنياى متجدد, به بررسى نقدهاى آنان از فلسفه جديد پرداخت: كه ((... فلسفه هاى جديد بى آنكه به داده ها و مصالح اوليه اى كه از منبعى فوق عقل جزئى حاصل مى شود توجه داشته باشند, قصد كشف واقعيت را دارند.)) به قول شوود ايراد اصلى آن ها در اين زمينه ((فقدان درك شهودى واقعيت و بالنتيجه فقدان مفهوم تناسب در نزد آن ها است.))
دكتر مصطفى ملكيان; ((نقدهاى شووان بر فلسفه جديد)). دكتر ملكيان نقدهاى شووان بر فلسفه جديد را در دو دسته كلى: الف - نقدهايى كه مشترك الورود بر همه نحله هاى فلسفى جديد (مكتب كاتب, اگزيستانسياليسم), وارداند; ب - نقدهاى اختصاصى به يكى از فلسفه هاى جديد. دكتر ملكيان به نقدهاى عام شوون پرداخت. به نظر شوون بين فلسفه و مابعدالطبيعه مغايرت وجود دارد و همين امر مدخلى مهم براى وارد كردن نقدهاى او بر فلسفه هاى جديد است. او اظهار مى دارد كه ما داراى نيرويى درونى به نام نيروى استدلال گر يا عقل استدلالى هستيم. كار اين نيرو, استدلال و استدلال استنتاج گزاره جديد از گزاره قديم بدون توجه به مفروض يا معتقد بودن آن ها, است. دغدغهReason اين است كه آيا از گزاره قديم به گزاره جديد مى توان رسيد يا نه, لذا فقط به اعتبار منطقى استدلال و نه صحت آن توجه دارد. اين كار منطق صورى وreason است. اما به جزreason چيز ديگرى به نامintelect (عقل شهودى) هست كه به شهود مستقيم و بى واسطه حقيقت توجه دارد. به نظر شوون انسان جديدintelect را فراموش كرده و فقط بهintelect توجه دارد. اگر انسان نقطه آغاز خود را به جاى منطق, بر شهود قرار دهد, با مابعدالطبيعه سروكار دارد.
اميررضا مهديه; ((هستى و مراتب وجود در آثار سنت گرايان معاصر)), مهديه بحث خود را در محورهايى ارائه كرد; الف - بيان تطبيقى مراتب وجود در نزد برخى از سنن; ب - ابعاد وجود مراتب عالم فراتجلى; ج - تكوين و آفرينش و وجوه پدرى و مادرى خلقت ; د - شرط ظهور در زمان و مكان; هـ - ذكر نمونه هايى از نگرش انسان سنتى به جهان.
وى با ذو مرابت دانستن واقعيت در نزد سنت گرايان به اين نكته اشاره كرد كه ((عالم محسوس با توجه به كثرت بى پايان و تنوع بى شمارش, آئينه اى است كه عالم معقول را در هر يك از حوزه ها و قلمروهايش مى توان مشاهده كرد و هر يك از علوم جهان شناختى راستين در واقع تصوير اصول مابعدالطبيعى در حوزه اى خاص از طبيعت است. معرفت راستين از حكمت به جهان شناسى و از درون به بيرون مى رود. لذا شناخت حقيقى عالم طبيعت, بدون معرفت عالم الله ممكن نيست.)) از منظر سنت, عالم تصوير حقيقت ازلى و آئينه آن است, لذا جهان شناسى مبتنى بر آن نمادين بوده و طبيعت و اشيإ آن علائمى اند كه يادآور عالم قدسى بوده و وسايلى براى نيل به كشف و مشاهده اند, نه وسايلى براى تعيش و منابعى براى مطالبه.
سيد حسين آذركار; ((مرورى بر آرإ رنه گنون درباره صنعت جديد)). وى در ابتدا با طرح اهميت و ابعاد پديده علم و تكنولوژى جديد همچون بخشى جدايى ناپذير از عالم متجدد, بر نقادىهاى سنت گرايان از مقوله علم و تكنونوژى جديد متمركز گرديد. در اتبدا ويژگى هاى صنعت جديد را طرح و سپس به بررسى تبيين متافيزيكى اى كه رنه گنون بر اساس سنت هاى الهى از اين پديده به عمل آورده, اشاره نمود. وى بحث هاى اصلى خود را در دو محور سامان و ارائه كرد: الف - نسبت صنعت جديد و تمدن جديد غرب; ب - تبيين متافيزيكى صنعت جديد.
دكتر سعيد على تاجر; ((چيستى رمز سنتى)). دكتر على تاجر با اشاره به بحران دنياى متجدد در عرصه معنا و استعمال واژه ها و مفاهيم سنتى, به طرح و ارزيابى مسئله رمز در معانى سنتى پرداخت. وى با بررسى معانى رمزى و ويژگى هاى آن, شيوه انديشيدن در روح رمزانديش, مسئله انتقال يابى مفاهيم و صورت هاى رمزى به اذهان مخاطبان هنرى, مقايسه رمز سنتى با ديگر انواع طرق پيام رسانى و جانشينى رمزها به جاى يكديگر, پرداخت.
دكتر شهران پازوكى; ((بنيادانديشى و سنت گرايى)), دكتر پازوكى در ابتدا با ذكر مقدماتى تاريخى درباره مفهوم بنياد انديشى در تاريخ جديد غرب و مناسبات آن با مدرنيته و مذهب پروتستان, به سه جريان اصلى كه از بستر تفكر پروتستان در منازعه با مدرنيته رشد يافت اشاره كرد.
الف - الهيات آزادانديش (تنزل دين به طرح اخلاقيات) ب - جريان بنيادگرا (وفادارى و قائل به اصول اوليهfoundemental مسيحيت), ج - نئوتئولوژى يا نئوارتدوكسى (قرائت جديد از سنت). و سپس به پيدايش جريان بنيادگرايى مسيحى در دهه 1920 در امريكا و سپس اطلاق آن نام به ساير جنبش هاى دينى پرداخت. وى در ادامه به بررسى تفاوت هايى كه در ميان جريان سنت گرايى و بنيادانديشى وجود دارد پرداخت:
الف - بنيادگراها بعد معنوى و عرفانى دين را نفى و دين را منحصر به شريعت مى دانند. در حالى كه در نزد سنت گراها اديان حائز سه بعد طريقت, شريعت و حقيقت است.
ب - در بنيادانديشى تفسير ظاهرى و قشرى از كتاب مقدس ارائه و از هرگونه تإويل در دين پرهيز مى شود. در نزد سنت گراها چون زبان كتاب مقدس و دين را سمبوليك و داراى باطن مى دانند, لذا بحث سمبوليك بر ايشان بسيار مهم است.
ج - فهم متفاوت از مسئله رجوع به سنت كه دچار تباهى شده است. بنيادانديشان برداشتى قشرى و ظاهرى از سنت دارند. اما سنت گرايان سنت را به معناى وسيع آن كه از مبدإ الهى جارى و در قلب اين سنت دين قرار دارند فهم مى كنند.
د - سنت گرايان به كثرت اديان قائل اند. آنان هر دين را جلوه اى از تحقق سنت مى دانند. لذا قائل به وحدت متعالى اديان هستند. در حالى كه بنيادگراها به دين انحصارى و بر حق خود پافشارى مى كنند.
هـ - در نزد بنياد انديشان با جلوه هاى استحسانى دين و هنر مخالفت مى شود. در حالى كه در نزد سنت گراها مسئله هنر و نسبت ذاتى آن با دين, به عنوان هنر مقدس مطرح است.
و - على رغم پرهيز شديد سنت گراها از ايدئولوژيزه كردن دين, بنيادانديشان دين را منحصر به مجموعه عقايد كلامى و شرعى كرده و با قدسى زدايى آن در راستاى مقاصد سياسى به كار مى گيرند.
ز - در بنيادانديشى بر عملActive) ) تإكيد شده و در تفسير ايدئولوژيك از دين به عمل فكر مى كنند, در حالى كه در نزد سنت گرايان با دركى جدىتر از سنت, به سلوك عرفانى نيز بهإ داده مى شود.
ك - بنيادانديشان به حيثيت تاريخى دين قائل نبوده و قصد زدودن بدعت حاصل شده را دارند, لذا شعار احيإ عين فرهنگ و تمدن گذشته را مى دهند. اما سنت گراها با قول به ادوارى بودن تاريخ, دوره مدرن را عصر ظلمت و از علائم آخر زمان مى دانند.
حجه الاسلام قنبرى; ((تعارض سنت و تجدد در دنياى معاصر)). وى در ابتدا با تذكر اينكه در تعارض ايجاد و تحول مفاهيم گسترده اى
پديد آمده است, كه براى فهم درست از مبانى انديشه معاصر, بايد تاريخ تحول مفاهيم و انتقال آن ها از سنت به دوران جديد را فهم كرد. در ادامه به تعيين ويژگى هاى انسان مدرن به عنوان ووه تمايز با انسان سنتى پرداخت: الف - التفات عظيم انسان مدرن به علم تجربى; ب - رشد علوم عملى; ج - صنعت; د - سطح زندگى بالا; هـ - خصلت اقتصادى انسان جديد; و - زندگى سكولار; ز - اومانيسم; ك - فردگرايى ; ل - عقل گرايى; م - عقيده به دموكراسى ليبرال.
قنبرى در ادامه گفتار خود به بررسى نظريه ارنست شوماخر, از اقتصاد دانان سنت گرا و كتاب ((كوچك زيبا است)) وى پرداخت. وى با تقسيم بندى كل نظريات مربوط به اقتصاد توسعه به 4 دسته كلى: الف - نظريات معطوف به عملكرد درونى جوامع (تئورى مدرنيزاسيون يا نوگرا); ب - نظريه معطوف به عوامل خارجى (امپرياليسم); ج - نظريه معطوف به عملكرد متقابل عوامل درونى و برونى (تئورىهاى نوامپرياليسم); د - نظريه معطوف به توسعه نيافتگى در عملكرد عوامل درونى و عوامل خارجى جوامع تئورى توسعه نابرابر, تئورى خود محورى در چهارچوب مرزها (گروبر). قنبرى تئورى شوماخر را در قالب تئورى گروبر دسته بندى و به تشريح تئورى ((توسعه خود محور)) پرداخت. سئوال اصلى اين نظريه كه چگونه بايستى جوامع توسعه نيافته خود را از قيموميت جوامع پيشرفته صنعتى نجات دهند, را طرح كرد. پاسخ شوماخر چنين است كه جوامع مزبور بايد جهت معرف شخصى خود با تكيه بر منابع داخلى يا توليد درون زا به توسعه خود محور دست يابند. بايد با استفاده از منابع محلى, ساخت صنايع براى توليد وسايل توليدى, بسط تكنولوژىهاى موجود و كشف تكنولوژى درون زا, برنامه ريزى در جهت افزايش بازدهى كشاورزى, برنامه ريزى در جهت توليد صنعتى كالاهاى صنعتى, به اين مهم دست يافت.
دكتر زهرا رهنورد; ((گفتمان هاى زنان در نحله هاى سنت گرا و مدرنيته)), ايشان در ابتدا با اشاره به تفاوت منظر بحث خود با سنت گرايان به طرح مسئله گفتمان زنان در در حوزه سنت و تجدد پرداخت. وى با بررسى جايگاه زن در جامعه سنتى, به تإثير منافع انسان ها در تعريف از انسان در حوزه سنت اشاره كرد. در سنت بر اساس نگرش هاى سنتى يعنى بر اساس معيار تفاوت از زن تعريف ارائه مى شود. وى در آسيب شناسى چنين تعريفى از منظر پست مدرن ها وارد بحث شد كه ((سامان يابى گفتمان ها در تمامى قلمروها از جمله معرفت بشرى, تقسيم شغل ها, بر اساس سامان يابى قدرت)) صورت مى گيرد. بنابراين در سنت ما نابرابرى و تبعيض به صورت سازمانى و نهادى, زنان را به سوى بهره كشى و وضعيت نابرابر با مرد سوق مى دهد.
دكتر منصوره كاويانى; ((انسان در دايره هستى و زمان, گفت و گوى ميان سنت و مدرنيته و ديدگاه كوماراسوآمى)). وى در ابتدا در بررسى رابطه سنت و مدرنيته اشاره كرد انسان در دايره هستى و زمانى بينى سنت و مدرنيته به گفت و گو است. براى فهم گوهر سنت و برابر نهاد ان مدرن, بايد آموزه هاى بنادى اين دو منش را از ديدگاه فلسفى, هستى - زمان بررسى كرد. اساس اين آموزه گونه اى سامان فيزيكى چيزها و گونه اى سامان فيزيكى در يك به هم پيوستگى زمانى هستى دارد.
دكتر محمد لگنهاوزن; ((چرا سنت گرا نيستم)). وى در ابتدا با بررسى تاريخچه ظهور سنت گرايى در غرب, از آن به عنوان ((عكس العمل جديد اروپايى ضد مدرنيسم)) ياد كرد. وى در ادامه به نقادى جريان سنت گرا پرداخته و نقد خود بر آن ان را بر ((نقادى سنت گرايان از مدرنيسم)) استوار ساخت. وى با اشاره به دعاوى مهم سنت گرايان در باب پلوراليسم دينى بر حق بودن نهادهاى فرهنگى جوامع سنتى به ارزيابى آن موارد پرداخت.
دكتر لگنهاوزن در ايراد به پلوراليسم دينى, چند نكته را متئكر گرديد: اول - سستى قرائت و تغيير آنان از متون مقدسه اديان جهان, كه بر اساس نوعى الهام و شهود عقلى استوار است. در واقع فرض سنت گرايان اين است كه اديان ماهيت باطنى مشترك داشته و لذا متون مقدس بايد به گونه اى تفسير شوند كه به اين ماهيت مشترك برسند. اين مصادره به مطلوب است. وى متذكر شد كه بايد متوجه نقص اصلى پروراليسم دينى (ناسازگارى تعاليم اديان با هم) بود.
دوم - نقد سنت گرايان از مدرنيسم, كه بر اين فرض استوار است كه غفلت از حكمت خالده به مصائب مدرنيته انجاميده است. كه اين يك ادعاى على است و بسيار ساده انگارانه.
نقد ديگر آنان بر سنت گرايى نتيجه اين برداشت است كه ((صورت هاى اجتماعى محصول عقايد غالب))اند. لذا نهادهاى اجتماعى ماقبل مدرن را مولود عقايد سنتى دانسته و آن را تجليل مى كنند, در نتيجه چنين عقيده اى بسيارى از كاستى هاى آن دوره موجه ديده مى شود.
دكتر يحيى يثربى; ((سفسطه ما در نقد تجدد)). دكتر يثربى مقوله نقد ايرانى ها از تجدد در دوره معاصر را نوعى سفسطه دانست. علت در ناتوانى پيشگامان تفكر و انديشه جامعه از فهم درست غرب بوده است. در نتيجه ميراث روشن انديشى ما نزديك به صفر داشته, و از سويى با روش انديشه كه الفباى تمدن جديد غرب است كارى نداشته و هيچ گاه آن را جدى و به كار نگرفته ايم, به اين ترتيب, تفكر, همچنان در فضاى ادبيات و تخيل قرار دارد.
دكتر حسين سوزنچى; ((انديشه استاد مطهرى در باب جمع سنت و تجدد)). دكتر سوزنچى در ابتدا متذكر شدند, استاد مطهرى از زمره سنت گرايان محسوب نمى گردد, اما با آنها از نوعى قرابت دارد. به عنوان نمونه ايشان در زمان معاصر از سنت اصيل در برابر هجوم تجدد دفاع كرده و سعى در احياى آن داشته است. همچنين مى توان به تفاوتى كه بين ايشان با سنت گرايان وجود دارد اشاره كرد. استاد مطهرى در سنت, بيشتر بر دين و ديندارى تإكيد دارد و هدفش حفظ دين در دنياى مدرن است, در حالى كه در نزد سنت گرايان, تمامى مظاهر سنت مطرح است.


همايش هديه به خدا(2)

دانشگاه الزهرا, با همكارى مركز گفتگوى تمدن ها اقدام به برگزارى همايش سه روزه با حضور كودكان پيروان اديان مختلف ايران, اعم از زردشتى, مسيحى, يهودى و مسلمان نمود كه در آن كودكان پيرو اديان مختلف با نوشتن نامه هايى به خداوند, بر مفاهيم مشترك اديان تإكيد كردند.
در اين مراسم كه در دانشگاه الزهرا برگزار شد اساتيد, محققان و صاحب نظرانى حضور داشتند كه به ايراد سخنرانى پرداختند.


همايش گفت و گوى اديان در آلمان(3)

ميان دانشگاه پوتسدام آلمان, دانشگاه الزهرا و موسسه گفتگوى اديان, سمينارى سه روزه از تاريخ هشتم تا دهم ژوئيه در محل دانشگاه پوتسدام واقع در حومه برلين برگزار شد كه در آن 19 نفر از اساتيد و پژوهشگران آلمانى و ايرانى با ارائه مقالات متعدد در حوزه مطالعات دين به بحث و گفتگوى علمى پرداختند.
دكتر كارن اريچگروزينگر رئيس دانشكده اديان با ارائه مقاله اى تحت عنوان ((بشر تجسمى از خدا)) به بررسى مفهوم و جايگاه بشر در ميان دين يهود و عرفان آن پرداخت.
دكتر سيلويا پالوز نيامى نيز با ارائه مقاله اى در زمينه عرفان اسلامى به بررسى نظريه انسان كامل و مرورى بر نظريات ابن عربى پرداخت.
در اين سمينار دكتر سيد امير اكرمى با مقاله مفهوم انسان در اديان, دكتر ابراهيم سلطانى با مقاله سير تغييرات مفاهيم اسلامى, دكتر جوان با مقاله مشخصه گفتگوى بين اديان از ديدگاه اسلامى و خانم ملكه آقا بزرگى با مقاله تاريخچه گفتگوى اديان در صدر اسلام و همچنين خانم فهيمه موسوى نژاد مدير موسسه گفتگوى اديان با مقاله ضرورت گفتگوى اديان شركت داشتند.

سومين نشست موسسه گفت و گوى اديان با اقليت هاى دينى(4)

موسسه گفتگوى اديان در راستاى برگزارى جلسات گفتگو با پيروان اديان مختلف در ايران, سومين نشست خود را با همكارى انجمن كليميان تهران در تاريخ 9 تيرماه در محل اين موسسه برگزار نمود.
در اين مراسم هارون يشايايى رئيس انجمن كليميان تهران, دكتر يونس حمامى لازار, حجه الاسلام طالبى و دكتر سيد امير اكرمى به ايراد سخنرانى پرداختند و در آن ضمن تإكيد بر گفتگوى اديان به ذكر راهكارهاى عملى و موانع موجود ميان گفتگوى اسلام و يهوديت پرداختند.
هارون يشايايى رئيس انجمن كليميان تهران در سخنان خود تإكيد كرد كه درگيرىهاى ميان مسلمانان و يهوديان در صدر اسلام همواره بزرگ تر از ان چه بوده, جلوه كرده است و ما بايد با نگاهى علمى و كاوشگرانه حقيقت آن مسائل را بدون پيش داورى درك كنيم. دكتر اكرمى نيز در بخشى از سخنان خود پيرامون راه هاى گفتگو ميان اسلام و يهوديت با تإكيد بر وجود قرائت هاى گوناگون از متون دينى گفت: ترديدى نيست كه قرائت هاى متفاوت از دين در برخى اوقات راه را بر گفتگوى اديان مى بندد و برخى اوقات نيز راه را براى گفتگو هموار مى سازد, ما بايد به آن نوع از قرائت نظر داشته باشيم كه با تكيه بر متون اصلى دين روحيه گفتگو را تقويت مى نمايد و اين قرائت هاى متفاوت مشكل مشترك اسلام و يهوديت است.

جشنواره فيلم هاى مذهبى در آمريكا(5)

به گزارش خبرگزارىCNN سومين جشنواره بزرگ معنويت و فيلم در بوستن آمريكا برگزار شد, در اين مراسم كه از سوى مركز مطالعات رسانه اىPau Line در محل دانشگاهMarymounth برگزار گرديد, بسيارى از تهيه كنندگان, نويسندگان, كشيشان و نيز دست اندركاران امور تهيه فيلم حضور داشتند.
دكتر فرانك فراستFrank Frost) ) يكى از موسسان و مديران جشنواره در رابطه با موضوع اصلى اين مراسم گفت: به طور كلى موضوع اصلى مورد بحث در اين جشنواره را مى توان در يك كلمه خلاصه كرد و آن كلمه ((اميد)) است. ما در نظر داريم هم چنان كه به سوى آينده پيش مى رويم اين نكته را نيز همواره مد نظر داشته باشيم كه فيلم و سينما اگر با معنويت هماهنگ باشد مى تواند يكى از نقاط مهم و اميدبخش در زندگى بشرى محسوب شود.
يكى از بخش هاى اصلى اين جشنواره تإكيد بر نمايش فيلم هايى بود كه به روابط دوستانه ميان اديان مى پردازد و آنها را به درك تفاهمى مشترك دعوت مى نمايد.

1- هزاره سوم / شماره 1 / تير 81 / سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى.
2- اخبار دين / شماره 7 / شهريور 81.
3ـ همان.
4ـ همان.
5ـ همان.


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد