العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
جمعه 8 ارديبهشت 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13548      تاریخ : 1393/11/6 10:22:20      بخش : متن خبرنامه دین پژوهان print
كتابشناسي دين پژوهي خبرنامه دين پژوهان ـ شماره 10 ـ مهر،آبان 1381
كتابشناسي دين پژوهي

 

رابطه فقه و اخلاق
عنايت الله شريفي
استاد راهنما: دكتر احمد بهشتي

يكي از مباحث مهم فلسفه علوم، بررسي رابطه آنها با يكديگر است، در اين ميان بررسي رابطه فقه و اخلاق از اهميتي ويژه اي برخوردار است.
دراين رساله سعي بر آن است كه اين موضوع مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
آنچه در ذيل آمده است اجمال برخي مطالبي است كه در رساله به تفصيل و مستدل مورد بحث و بررسي قرار گرفته است:
1_ رابطه فقه و اخلاق، رابطه تأثير و تأثر است.
يعني فقه و اخلاق، با كمك يكدگير انسان را در رساندن به مدارج عالي و كمالات ياري مي دهند و چنانچه بين اين دو تغاير يا تبايني وجود داشته باشد، انسان را در رسيدن به مدارج و كمالات اخلاقي ناتوان است.
2_ فقه و اخلاق هر دو زير مجموعه حكمت عملي مي باشند و موضوع هر دو عالم رفتارهاي اختياري انسان است ولي حيثيت هايهر يك با ديگري متفاوت است.
در فقه اصل مولويت خداوند سبحان و ضرورت اقدام جهت انجام وظايف بندگي و تكاليف، اصل موضوعي براي تمام فقه مطرح است.

به همين جهت اگر فقيه از ادله لفظي نتواند، تكاليف را كشف كند. ناچار به اصول عملي پناه مي برد ولي در اخلاق رفتار با انديشه انسان از جهت كه انسان است و بايد چگونه باشد و چگونه زندگي كند و چگونه زندگي ارزش مند و مقدس داشته باشد تا به عمال و سعادت نائل آيد، مطرح است.
3_ فقه و اخلاق در منابع اصلي يعني كتاب، قرآن، سنت _ قول، فعل و تقرير رسول خدا _ صلي الله عليه و آله _ و ائمه اطهار عليهم السلام و حكم قطعي عقل كه پيامبر دروني است با هم شباهت دارند ولي در اخلاق، فطرت و گوهر انسانيت به عنوان منبع مطرح است كه در فقه خبري از آن نيست.
4_ فقه و اخلاق در متد و روش استنباط، با هم شباهت دارند، يعني در هر يك از آن دو در مرحله اول به قرآن كريم، سپس به سنت، حكم قطعي عقل و اجماع مراجعه و حكم فقهي و اخلاقي استنباط مي گردد.
ولي روش و متد فقيه و اخلاقي با سنت _ قول، فعل و تقرير معصوم (ع) _ متفاوت است، فقيه در استنباط احكام شرعي روايت كه از جهت سند و متن بررسي مي كند و چنانچه از اين دو جهت اشكال و ايرادي داشته باشد به آن عمل نمي كند و كنار مي گذارد، ولي اخلاقي چون به دنبال كمالات نفساني است به گونه فقها در سند و متن روايات دقت نمي كند و به روايات ضعيف عمل نموده و تكاليف اخلاقي و استنباط مي كند.
5_ اهدافي كه در فقه مطرح است _ يعني تهذيب روح، تزكيه نفوس، اقامه عدل، رعايت مصالح بندگان از جهاتي رنگ و بوي اخلاقي دارند و به گونه اي با مسائل اخلاقي ممزوج شده اند كه تشخيص مرز بين فقه و اخلاق كه دچار مشكل كرده است و مي توان ادعا كرد كه اين اهداف از نوع مسائل اخلاقي هستند ولي در اهداف و غايت فقه، ثواب و عقاب اخروي مطرح است كه در هدف اخلاقي به ثواب و عقاب توجهي نشده است كه فقط به اصلاح و معايب شخص و جامعه مي پردازد.
6_ گزاره هاي فقهي و اخلاقي از ناحيه موضعات كه اعتباري هستند با هم شباهت و از ناحيه محمولات با هم تفاوت دارند.
چرا كه محمولات فقهي، ماهيتي مزدوج و دو رويه واقعي و اعتباري دارند ولي محمولات گزاره هاي اخلاقي داراي ماهيت اعتباري هستند.
7_ فقه و اخلاق در احكام ثابت در مرحله تشريع انشايي و در مرحله تبيين و استنباط اخباري و در احكام غير ثابت و متغيير انشايي هستند.
8_ منشأ الزام در احكام و تكاليف فقهي و اخلاقي، اراده تشريعي خداوند سبحان است نه عقل و فطرت و وجدان و... كه از سوي برخي از صاحب نظران اسلامي ارائه شده است و هر يك از دو علم راهكارهاي ذيل را جهت محقق الزامات معطوف داشته اند.
1_ فرجام اخروي _ ثواب و عقاب
2_ مكافات عمل
3_ نظارت فراگير الهي
4_ تحريك عواطف و احساسات

زنان در قرآن، سنت و تفسير
نگاهي به كتاب باربارا فريير استواسر(1)
مرتضي كريمي نيا
باربارا فرييير استواسر

زنان در قرآن، سنت و تفسير آكسفورد: انتشارات دانشگاه آكسفورد، 1994.ix +206 ص.
موضوع اين كتاب، پژوهش درباره زنان مورد اشاره در قرآن و سنت اسلامي، و مسائل حقوقي مربوط به نقش و جايگاه اجتماعي ايشان در فرهنگ اسلامي است. كتاب حاوي دو بخش اصلي است: بخش نخست به بررسي چهره زنان معروف در تاريخ انبياي پيش از اسلام چون حوا، همسران نوح، لوط و ابراهيم، زليخا، زنان مورد اشاره در زندگي موسي، بلقيس و مريم مي پردازد و سيماي ايشان را از درون قرآن، سنت و تفاسير اسلامي مي جويد. بخش دوم به موضوع همسران پيامبر اختصاص دارد و پس از جستاري در مفهوم امهات المؤمنين در قرآن و سنت، سرانجام به بررسي مسائل بحث انگيز زنان در قرآن و سنت از منظر متفكران جديد مسلمان مي پردازد.
مؤلف اين كتاب، خانم باربارا استواسر، استاد زبان عربي در دانشكده ادبيات عرب دانشگاه جرج تاون در آمريكا است. وي در فاصله سال هاي 1993_ 1999 مدير مركز مطالعات معاصر عربي در همين دانشگاه بود و به مدت دو سال (1998 و 1991) نيز رياست انجمن مطالعات خاورميانه بر عهده داشته است. علاوه بر عضويت در انجمن هاي مختلف در حوزه مطالعات اسلامي، زنان و خاورميانه، از جمله سرويراستاران دو مجله مهم خاورشناسي به نام هاي جهان اسلام و مجله خاورميانه است. و فوق ليسانس خود در رشته مطالعات خاورميانه از دانشگاه كاليفرنياي آمريكا و دكتري خويش را در مطالعات تطبيقي اسلامي و سامي از دانشگاه مونستر دريافت كرده است. از وي به جز اين كتاب و مقالاتي متنوع در مجله هاي آمريكايي، آلماني، عربي و تركي، كتاب ديگري با عنوان The Islamic Impulseمنتشر شده است. مركز مطالعات معاصر عربي (CCAS) نيز به تازگي كتابي از وي با عنوان:

A Time to Reap; Thoughts on Calendars and Mellennialism

منتشر كرده است كه مؤلف در آن، نحوه تكامل تاريخي اسلام، مسيحيت و يهوديت را بررسي مي كند.
عناوين هر يك از فصول كتاب حاضر به ترتيب زير است: قرآن و پيامبران خداوند; حوا; همراهان نوح و لوط; زليخا; زنان پيرامون قصه موسي; بلقيس، ملكه سبا; مريم; امهات المؤمنين در قرآن; امهات المؤمنين در حديث; تفاسير و برداشت هاي جديد اسلامي.
پيشگفتار كوتاه كتاب حاوي گزارشي از سابقه علاقه مؤلف به موضوع كتاب و نيز سپاسگزاري وي از شمار بسياري از پژوهشگران مسلمان و غربي است كه وي را به گونه اي در تأليف كتاب ياري رسانيده اند. پس از آن، مولف در مقدمه دغدغه هاي اصلي خويش در كتابش را در اين پنج نكته مطرح مي كند: 1_ نقل و روايت قرآن از قصه زنان ياد شده در كتاب مقدس از نظر ماهيت، فضا، مضمون، باورهاي كلامي، آموزه هاي اخلاقي و مانند آن عميقاً اسلامي است; 2_ مطالب مربوط به كتاب مقدس در تفاسير اسلامي از اهميت بسيار برخوردارند و به خوبي نشان مي دهند كه مفسران اوليه چگونه و تا چه اندازه اين بخش ها را اسلامي وانمود كرده اند; 3_ تفاسير اسلامي از آن جهت بسيار با ارزش اند كه تمام بحث و جدل هاي عالمان مسلمان بر سر مسائل سياسي و اجتماعي را در خود ثبت كرده اند; 4_ نه تفسير و نه هيچ يك از متون ديگر علوم قرآني را نمي توان به معناي تجزيه و تحليل امروزي، «تفسير» دانست. به بيان ريچارد مارتين اين مطالب عمدتاً شرح و بسط قرآن اند و به معناي نقد ادبي امروز ]در حوزه كتاب مقدس[ حوزه نيازمند (تفسير)اند; 5_ باورهاي ديني بر دو دسته اند: يكي انديشه هاي وحياني كه عيناً به صورت حقايقي ديني حفظ و منتقل مي شوند، و ديگري انديشه هاي تفسيري كه به صورت شرح و بيان از سوي مؤمنان ارائه مي شوند (و غالباً به صورت رسوم و شعاير در مي آيند). از آنجا كه به دليل اوضاع و احوال سياسي و اجتماعي در هر عصر و هر مكان، اين دو دسته باور ديني به شدت با يكديگر پيوند خورده اند، دشوارترين پرسش، بحث در تفاوت ميان انديشه وحياني و انديشه تفسيري خواهد بود.
مؤلف در هر يك از فصول با توجه به پنج نكته پيش گفته، ابعاد مختلف كلامي، فقهي، اجتماعي و تاريخي قصه هريك از زنان اشاره شده در قرآن را در لابه لاي تفاسير قديم و جديد اسلامي جستجو مي كند و همين روش را در بررسي موضوع همسران پيامبر از نظر قرآن و حديث پي مي گيرد. در اين بخش وي بيش از همه به خديجه، عايشه و زينب بنت جحش و ماجراي طلاق او از پسر خوانده پيامبر، يعني زيد مي پردازد و نيز مسأله حجاب در آيات قران را _ كه در اصل به همسران پيامبر فرمان داده شده است _ در تفاسير قديم و جديد بررسي مي كند.
از جمله نكات گفتني تقسيم بندي خاصي است كه مولف در تفاسير جديد اسلامي، از نيمه دوم قرن بيستم به اين سو انجام مي دهد. اين تقسيم بندي شامل سه گرايش تجدد طلبانه، سنت گرايانه و بنياد گرايانه است. شيخ محمد عبده، فضل الرحمان و محمود محمد طه در دسته اول; عالمان رسمي الازهر چون محمد متولي العشراوي و نيز يوسف قرضاوي در دسته دوم; و سيد قطب و پاره اي از اخوان المسلمين متأخر در دسته سوم جاي مي گيرند.
از جمله ضعف هاي عمده كتاب، عدم شمول و جامعيت آن در منابع قديم و جديد اسلامي است. منابع كهن مؤلف تنها شامل كتب روايي و تفاسير مفروف اهل سنت چون تفسير طبري، زمخشري، فخر رازي، جلالين، بيضاوي، ابن كثير، قصص الانبياء كسائي، صحيح بخاري، سيره ابن اسحاق، طبقات ابن سعد مي شود. هم چنين مؤلف در رجوع به منابع جديد، بيشتر از هر جا، مفسران و نويسندگان مصري چون شيخ محمد عبده، رشيد رضا، سيد قطب، محمد حسين هيكل، عايشه بنت الشاطي، محمدالبهي، عباس محمود عقاد، محمد متولي الشعراوي را در نظر داشته است و به ندرت به آثار كساني چون ابوالاعلي مودودي، آفتاب حسين، فضل الرحمان (از پاكستان)، محمود و محمد طه و عبدالله احمد النعيم (از سودان) و يوسف قرضاوي (از قطر) اشاره كرده است. وي با آن كه حتي به آثار فمينيست هاي مسلمان جهان عرب چون ليلا احمد و فاطمه مرنيسي رجوع مي كند، از هيچ يك از مفسران قديم و جديد شيعي و نيز هيچ يك از نويسندگان جديد ايراني يا ترك زبان نامي نمي برد. ميراث كهن شيعي كه در آن زنان بزرگي چون فاطمه و زينب عليها السلام نقش بسيار مهمي ايفا مي كنند و نيز ديدگاه هاي متأخر نويسندگان شيعه يا فارسي زبان ايران درباره جايگاه زن در اسلام، همگي در اين كتاب مغفول مانده اند.

پژوهشي در جريان شناسي تفسير عرفاني(2)
دكتر محسن قاسم پور
چاپ اول، 1381، مؤسسه فرهنگي _ هنري ثمين.

تفاسير عرفاني از آن رو كه سرشار از تعبيرات لطيف ايات الهي هستند، در ميان نحله هاي تفاسير قرآن كريم از جايگاه رفيعي برخوردارند از اين رو شناسايي، تحليل و نقد اين تفسير نگاري ها گامي بلند در تحقيقات روش هاي تفسيري است.
اين كتاب با شرح و تبيين اصطلاحات تفسير و تأويل، ظاهر و باطن، محكم و متشابه و نص آغاز مي گردد. اثر در چهار فصل به سامان رسيده است كه در اينجا به اختصار، فصول كتاب را از نظر مي گذرانيم.

فصل اول: پيشينه تأويل در مكاتب بشري و متون ديني قبل از اسلام

از آنجا كه اهل عرفان عموماً همواره خواسته اند با تأويل ظاهر قران به باطن آن پي ببرند، مؤلف اثر نيز كتاب خود را ابتدا از اين موضوع مهم قرآني آغاز نموده است. مؤلف اظهار مي دارد كه «تأويل متون مذهبي و ديني به قرآن و حديث منحصر نمي شود بلكه در كتب آسماني و ديني پيشين مانند تورات و انجيل هم تأويل صورت گرفته است لذا مي توان گفت تأويل سابقه طولاني دارد». در بخش اول اين فصل ابتدا به سابقه تأويل مكاتب بشري همچون مكتب فيثاغوريان، مدرسه رواقيان، آيين اورفئوس پرداخته شده است. در بخش دوم به طور مفصل به موضوع تأويل در متون ديني قبل از اسلام از جمله تأويل در عهد عتيق و عهد جديد پرداخته شده است. بخش سوم فصل، تأويل (هرمنوتيك) در دوره جديد است كه بسيار مختصر مورد بررسي مؤلف قرار گرفته است.

فصل دوم: سير تأويل پس از اسلام

بخش هاي پنجگانه اين فصل شامل موضوعات زير است: تأويل در مذهب اسماعيليه، اخوان الصفا و تأويل در آيين آنان، تأويل در حكمت اشراقي، تأويل در آثار فلسفي ابوعلي سينا و تأويل در بين صوفيان.
در هر يك از جريان هاي فرهنگي مذكور به معرفي اجمالي عقايد و نوع ارتباط آنان با قرآن و نمونه هاي تأويلات قرآن با آنان پرداخته شده است.

فصل سوم: مباني تفسير عرفاني

مؤلف عمده ترين مباني تفسير عرفاني را در سه مبناي هستي شناختي، معرفت شناختي و زبان شناختي تبيين نموده است. بخش هاي اين فصل عبارت اند از: عرفان و قرآن، ظاهر و باطن، فهم وحي انگارانه و مباني زباني در نگرش تفسيري عارفان.

فصل چهارم: روش شناسي و نقد و بررسي تفاسير عرفاني

صاحب اثر در ابتداي اين فصل ابتدا بسيار كوتاه به پيشينه تفسير عرفاني و گفتاري در خصوص اولين تفسير عرفاني پرداخته است، سپس از آن رو كه تاكنون در تفاسير عرفاني به شيوه هاي مختلف رفتار شده به طور مفصل در (تقريباً نيمي از كتاب) به روش شناسي و نقد وبررس تفاسير عرفاني اهتمام ورزيده است. مولف روش كار خود را در ابتداي اين فصل اين گونه بيان مي دارد: «ابتدا سير تفسير نگاري و تفاسير مهم عرفاني قبل از تفسير قشيري را اجمالا بررسي خواهيم كرد تا به نحوي به پيشينه تفاسير عرفاني قبل از قرن پنجم اشاره كرده باشيم. پس از اين بخش نگاه روش شناختي خود را درباره چهار تفسير مهم عرفاني يعني لطائف الاشارات قشيري كشف الاسرار ميبدي (و در اصل از خواجه عبدالله انصاري) التأويلات النجميه از نجم الدين دايه تفسير القرآن الكريم منسوب به ابن عربي و در اصل متعلق به عبدالرزاق كاشاني به بحث خواهيم گذاشت».
مؤلف محترم علاوه بر گزارش زندگي صاحبان تفسير به برخي تأويلات قرآني آنان پرداخته و نيز نقد و ارزيابي خود را از اين تفاسير به طور مفصل بيان داشته است. اين نقد و ارزيابي ها در پايان فصل نيز به صورت مستقل تبيين شده است.
آخرين مطلب كتاب، بيان «نتايج تحقيق» است كه به نتايج پژوهش حاضر پرداخته شده است. در پايان پس از فهرست آيات، اعلام و فهرست منابع، خلاصه اي از كتاب به زبان انگليسي آمده است. شايان ذكر است استاد مهدوي راد مقدمه اي كوتاه بر اين اثر نگاشته و در آن به ذكر برجستگي هاي اين اثر پرداخته اند.

جمال ولايت در آينه كتاب(3)
محمود طهماسب زاده

سالهاي 1379 و 1380، سال اميرالمؤمنين علي (ع) ناميده شد. طي اين دو سال فعاليت هاي مختلف دولتي و غير دولتي در سراسر كشور شكل گرفت تا شمه اي از ابعاد وجودي مولاي متقيان براي مردم روشن شود و مردم به اين سرچشمه علم و معرفت و ايمان نزديكتر گردند. اين مقاله قصد پرداختن و توصيف و تشريح و ارزيابي فعاليتهاي صورت گرفته در سال امام علي (ع) را ندارد كه از حوصله اين بحث خارج است. طي اين سالها كتابهايي ويژه امام علي (ع) منتشر شد كه از آن جمله مي توان شناخت نامه امام علي (ع)، كتابشناسي امام (ع)، معرفي پايان نامه هاي نهج البلاغه و دانشنامه علوي را نام برد.
جمال ولايت در آينه كتابت يكي از اين آثار است كه نشر آيا در سال 1380 منتشر كرد. نويسنده در مقدمه كتاب مي نويسد: نامگذاري سال 1379 به نام حضرت علي (ع) اهميت ويژه اي به اين سال مي دهد. ابعاد مختلف حيات فردي و اجتماعي آن حضرت از چنان گستردگي برخوردار است كه مباني و اصول مشخصي را در حوزه هاي مختلف فرهنگ و سياست و نيز زندگي شخصي براي پيروان علي (ع) تدوين مي كند. تأكيد امام علي (ع) بر قلم و كتابت كه در جاي جاي خطبه ها، سخنان و نامه هاي ايشان وجود دارد رسالت شيعيان را در فعاليت فرهنگي روشن ساخته است.
اعتقاد به چنين رسالتي از آن جهت مهم است كه در شرايط كنوني نياز به فرهنگي مبتني بر ارزشهاي اسلامي از جايگاه خاصي در جامعه برخوردار است. امروز، به خصوص نسل جوان نيازمند فرهنگي است كه با خاستگاه ديني خود مي تواند آينده مطمئن به ارمغان آورد. در اين چارچوب ضروري است كه در برنامه ها و سياستهاي همه دستگاه ها و نهادهاي فرهنگي به كتاب به عنوان محوري ترين ابزار فرهنگي توجه بيشتري شود.»
در جاي ديگر مي آورد: «كتابشناسي يكي از ابزارهاي مهم اطلاع رساني است. پژوهنده را از كتابشناسي چاره نيست و اين سخني است كه راقم نه از خويشتن آورده باشد كه ابن نديم چندين سده پيش بدان آگاه شده بود و مجموعه اي پديد آورد آيينه گونه تا ديگر پژوهشندگان بي هيچ رنجي در آن بنگرند و از منابع موجود زمان خودآگاه شوند و رنجي مضاعف را براي كوششي كه پيش از آنها به عمل آورده اند برخود هموار نسازند... و از ديگر سوي به اعتبار «كل علم ليس في القرطاس ضاع» با ضبط و حفظ اطلاعات كتابشناختي و معرفي منابع مختلف، آن ها را به اهل علم و معرفت شناسانده تا از اين طريق نيز در حفظ و نگهداري آن آثار كوشش بيشتري به عمل آيد.»
جمال ولايت در آينه كتابت به معرفي كتابهايي كه از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي تا پايان سال 1378 چاپ و منتشر شده است، مي پردازد. نويسنده توضيح مي دهد: «با توجه به اين كه در طول چهارده قرن تاريخ اسلام، كتابهاي بسيار زيادي در ارتباط با مولاي متقيان، عليه الصلوه و السلام، نوشته شده است. استقصاء و آمارگيري دقيق و جامع از آن ها فرصت طولاني را مي طلبد و كار يك ماه و دو ماه و يك سال و چند سال نيست. بدان جهت ما تنها كتابهايي را معرفي كرده ايم كه محدوده زماني آغاز پيروزي انقلاب اسلامي لغايت سال 1378 را در بر مي گيرد.»
اين كتابشناسي بر اساس فهرست الفبا و موضوعي تدوين شده است. هر مدخل موارد زير را در بر مي گيرد: عنوان كتاب، زبان كتاب در داخل پرانتز، نام و نام خانوادگي نويسنده، نام ناشر، محل نشر، سال نشر و تعداد صفحات.
651 مدخل يا عنوان كتاب در اين كتابشناسي در حجم 215 صفحه آمده است.

پيچيدگي عقلي
و اعتقاد بنيادي به خداوند(4)

Alvin Plantinga Basic Belief in God / Intellectual Sophistication and
آلوين پلنتينگا مقاله را اينگونه آغاز مي كند:
«در مقاله استدلال و ايمان به خداوند من سه نكته و سرفصل اساسي را پيشنهاد دادم:
1_ خداوند با من سخن مي گويد.
2_ خداوند نمي پسندد كه من از روي اجبار كاري انجام دهم.
3_ خداوند مي بخشد مرا به خاطر آن چيزي كه مجبور بودم انجام دهم.»
و سپس به 4 اصل ديگري مي پردازد كه در امتداد اين سه نظريه، تبيين كننده ديدگاه وي در رابطه با موضوع مقاله، پيچيدگي عقلي و اعتقاد بنيادي به خداوند مي باشد.

Theism, Atheism, and Rationality
Alvin Plantinga

خداباوري، بي خدايي و خردمندانگي(5)
در مقدمه اين مقاله كه در نشريه Truth Journal به چاپ رسيده آمده است: پروفسور آلوين پلانتينگا كه به عنوان برجسته ترين فيلسوف دين در جهان معاصر شناخته مي شود، نويسنده اين مقاله ارزشمند در حوزه فسلفه دين مي باشد. نويسنده در اين مقاله به بررسي اجمالي تاريخچه انديشه هاي بي خدايي و نيز خردمندانگي مي پردازد و در اين مسير از نظرات كالون، ماركس (Clifford) و ديگر انديشمندان مثال هايي مي آورد.

دايره المعارف اديان جهان
Encyclopedia of World Religions
Wendy Doniger (Editor)

كتاب دايره المعارف اديان جهان چاپ انتشارات مريام. وبستر، از جمله كتب مرجعي است كه در زمينه تحقيقات اديان مورد توجه خاص محققان و دانش پژوهان قرار گرفته است.
اين كتاب با 3500 مدخل جديد در حوزه مطالعات اديان در برگيرنده تازه ترين تحقيقات و پژوهش هاي موثق در زمينه اديان است.
اين كتاب در بردارنده مباحثي تكميلي در سرفصل هاي مختلفي است كه ذكر هر كدام با يادآوري نام مسئول بخش روشن كننده كيفيت علمي آن مي باشد.
اين كتاب كه در سپتامبر 1999 به چاپ رسيده است شامل 1248 صفحه مي باشد.
وفور عكس هاي متنوع و جديد از آيين ها و مراسم مذهبي اديان مختلف از جمله ويژگي هاي برجسته اين كتاب مرجع به شمار مي رود.

فراز و فرودهاي «الامامه و السياسه»(6)
ابن قتيبه در گفت و گو با مترجم آن
هادي محمودي

«الامامه و السياسه» يكي از قديميترين و موثقترين آثار نوشته شده به زبان عربي است. اين كتاب از همان آغاز تأليف مورد توجه ديگر مورخان و محققان قرار گرفته و حتي بخشهايي از آن را در تاريخ طبري و كامل ابن اثير مي توان ديد.
ابو محمد عبدالله بن مسلم دينوري معروف به ابن قتيبه (213 _ 276 ق) نيز در ميان انديشمندان اسلامي داراي ويژگيهايي است. وي در عصر عباسي مي زيست و آثاري اغلب مشهور و ماندگار دارد: «ادب الكاتب» كه كتابي لغوي براي منشيان است; «المعارف» كه اثري تاريخي و دايره المعارف گونه در موضوعهاي متنوع است; «الشعر و الشعراء» كه برگزيده اي از آثار و اشعار شاعران قديم و جديد است; «تفسير غريب القران» كه تفسيري لغوي بر آيات دشوار قرآن است; «تاويل مختلف الحديث» كه مهمترين اثر كلامي ابن قتيبه به شمار مي رود; و «تأويل مشكل القرآن» كه رساله اي است در معاني و بيان و اعجاز قرآن از اين كتابها كه مهمترين آثار ابن قتيبه و از مشهورترين آثار جهان اسلام اند مي توان دريافت كه مؤلف از شخصيت علمي والايي بر خوردار بوده و در تاريخ، تفسير و ادب عرب جايگاه والايي را به خود اختصاص داده است.
از آنجا كه در شناخت ابن قتيبه به ويژه آثار تاريخي وي گامهايي درخور برداشته نشده است، گفت و گوي داشته ايم با مترجم «الامامه و السياسه» (با ترجمه «امامت و سياست») _ سيد ناصر طباطبايي _ درباره رويكرد كتاب امامت و سياست و انگيزه ها و مشكلات ترجمه آن:
«مؤلف در اين كتاب تنها به بيان رويدادها پرداخته است و تقريباً در هيچ جاي كتاب _ مثلاً آنجا كه به موضوع جانشيني رسول خدا(ص) مي پردازد _ دست به داوري و قضاوت نزده است.
از اين گذشته براي من كه فردي شيعي ام بسيار جالب بود كه فردي سني ماجراي سقيفه و رويدادهاي دوران امام علي (ع) را به آن خوبي به تصوير مي كشد و در جاي جاي كتاب خود حق رابه جانب آن امام مي دهد و حتي در يك مورد واژه «امام» را درباره امير المومنين به كار مي برد. البته در اين مورد نيز بايد توجه داشت كه مؤلف از عالمان اهل سنت شمرده مي شود و در بيان پاره اي از وقايع تاريخي راه احتياط پيموده است و چنان كه بايد آنها را به تصوير نكشيده و از نقل پاره اي از حوادث خودداري ورزيده است. اما به يقين مي توان گفت كه وي از آن حوادث بي اطلاع نيست چرا كه برخي از آن موارد را در كتاب «المعارف» آورده است.»

اصلي ترين مشكلات شما در ترجمه اين كتاب چه بوده است؟

ترجمه كتابهايي از اين دست مشكلات مخصوص به خود را دارند. اما در ترجمه كتابي كه حدود 12 سده از تأليف آن گذشته است مي تواند مشكلات خاصي داشته باشد. اما آنچه بيشتر با آن دست به گريبان بوده ام ترجمه پاره اي از روايات كتاب بود كه مثلاً به رسول خدا(ص) ويا امام علي (ع) نسبت داده شده بودند.

به همين خاطر، برخي سخنان نويسنده را در پانوشت كتاب امامت و سياست نقد كرده ايد؟

من سخت بر اين موضوع پافشاري مي كنم كه بايد متن اصلي كتاب براي خواننده پارسي آورده شود و تامي توان از اين كه در حاشيه و يا در مقدمه در برابر مؤلف موضعگيري شود، سخت بايد پرهيز كرد. چرا كه اين باعث مي شود تا براي خواننده پارسي زبان _ كه به يقين به زبان اصلي كتاب آشنايي ندارد اين توهم پيش آيد كه حتماً كتاب چندان موثق و مورد استناد نيست. از سوي ديگر، اين نيز حق مترجم و حتي ناشر است كه براي رفع ابهام از برخي مطالب نويسنده، مواردي در پانوشت براي آگاهي خواننده بياورد.

چرا اصل شعرها در متن ترجمه و به همراه آن آورده نشده است؟

اين كتاب براي كساني ترجمه شده است كه توانايي دسترسي به متن اصلي كتاب را ندارند و معلوم است كه آنان ديگر نيازي به آوردن متن عربي نداشتند. علاوه بر آن كه مترجم با توجه به پيشنهاد ناشر كه وي نيز به همين نكته اشاره داشت از آوردن اشعار خودداري كرد.
چرا در ترجمه، نام اشخاص، مكانها و ديگر اعلام را اعرابگذاري نكرده ايد؟
معمولاً در مورد اعلام و يا اشخاص چنين كاري خيلي كم صورت مي گيرد و ما نيز از آنجا كه فكر مي كرديم مواردي كه ممكن است به صورت اشتباه خوانده شود، در اين كتاب وجود ندارد، از چنين كاري خودداري ورزيده ايم.

به نظر شما نقاط ضعف و قوت «الامامه و السياسه» در كجاست؟

مؤلف در اين كتاب تنها در پي آوردن حوادث و رويدادهاي تاريخي بوده و بنابراين بايد همين هدف بر كار وي نيز سايه انداخته باشد. به گمان مترجم شايد مهمترين ايرادي كه به اين كتاب مي توان گرفت، عدم نقل منابع كتاب است چرا كه مؤلف در سراسر كتاب حتي از بردن نام يك كتاب مأخذ نيز خودداري ورزيده است. اين به خوبي مي رساندكه مولف تنها در صدد بيان حوادث و رويدادها بوده و چندان نيز در پي نقد و داوري درباره منقولات خود نبوده است. از طرف ديگر بعضي از حوادث را دوباره آورده است.
مثلاً رويداد حره كه به فرمان يزيد بن معاويه روي داد دوبار _ يك بار در جلد اول و بار ديگر در جلد دوم آورده شده است. اما در مورد نقاط قوت اين نوشته بايد گفت: ابن قتيبه خصوصاً درباره رويداد سقيفه و مسائل مربوط به پس از فوت پيامبر اكرم (ص) آشكارا مطالب را نقل كرده است بدون آن كه چون برخي از مورخان اهل سنت به طور كنايه به اين مطالب اشاره كند.

موسوعه فقه اسلامي
طبق مذهب اهل بيت (ع)(7)
خالد غفوري
تأليف و تحقيق: مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامي
قم: مؤسسه دائره المعارف، 1423 ه، ج 1، 504، رحلي.

اولين قسمت، مقدمه مفصل كتاب است كه به تحقيق ارزشمندي درباره فقه اهل بيت (ع) در دو محور پرداخته است:
محور اول: تعريف فقه اهل بيت (ع) كه داراي اين نكات است:
اول: تعريف فقه و اجتهاد در لغت و اصطلاح نظر اهل بيت (ع) درباره اجتهاد راي و تاكيد بر مردود بودن آن در قوانين الهي، شدت انكار بر كساني كه دين الهي را متهم به نقص كرده اند و يا در احكام قضات و اهل فتوي معتقد به تصويب شده اند، گرايش منفي اهل بيت (ع) نسبت به ممانعت از نقل سنت پاك نبوي و نشر و تدوين آن پس از رحلت رسول گرامي اسلام (ص) اشاره به عللي كه باعث رونق حوزه راي شد كه يكي از آنها اين است كه شروع مرحله فتوي و راي در اين حوزه ها قبل از تصنيف مجامع حديثي بوده است بدون استنباط از احاديث و تسلط كامل بر آنها بر عكس فقه اماميه كه شروع مرحله اجتهاد فقهي بعد از تكامل و اجتماع احاديث در طي سه قرن صورت گرفته است.
دوم: اشاره به ده مورد از ويژگي هاي فقه اهل بيت (ع).

سوم: تاريخ فقه اهل بيت (ع) و سير تارخي آن در چند مرحله:

الف _ مرحله فقه روايات يا مرحله صدور كه از امام علي (ع) شروع و به امام دوازدهم (ع) ختم مي گردد كه اين مقطع طولاني قريب به سه قرن شده است و به همين دليل فقه اهل بيت (ع) را مشحون از نصوص شرعيه دانسته و براي تبيين وسعت محدوده آن آمار برخي از روات هر امام و مجموع روايات صادره از آنها ارائه گرديده است.
ب _ مرحله فقه اجتهادي يا عصر اجتهاد از اتمام دوران غيبت كبري در سال 339 تا امروز كه شش دوره را پشت سر گذاشته است.
محور دوم: معرفي موسوعه فقهي بر طبق مذهب اهل بيت (ع) كه بحث هاي ذيل را در بردارد:
تعريف اصطلاح «موسوعه». خواستگاه تدوين موسوعه فقهي. ويژگي هاي روش دايره المعارفي و موسوعي. پيشينه تاريخي موسوعه نويسي. بيان روش كلي موسوعه فقهي به طور مفصل و دقيق در عنوان مستقل. تعريف دقيق و مفصل اصطلاح «عنوان» كه مهمترين اساس در تدوين موسوعه عناوين و مقالات هستند. بيان انواع عناوين از جهت ماهيت و مفهوم، ارتباط بين آنها، كيفيت تقسيم آنها در ضمن موسوعه و مبناي آن. تقسيم دقيق و فني عناوين فقهي بر اساس آن مباني به چهار قسم: اصلي، فرعي، تاليفي، دلالي و اشاره اي. بيان چگونگي ترتيب اين عناوين بر اساس روش الفبايي و روش نوشتن مقالات و اقسام اين روشها و عناصر تشكيل دهنده مقالات و مباحث و كيفيت تنظيم و ترتيب آن و سطح خطاب در آنها. و در آخر اشاره به مصادري كه به آنها اعتماد شده تا بيانگر وسعت محدوده مصادر باشد.

ويژگي هاي موسوعه:

1 _ پرداختن به تمام عناوين و مصطلحات فقهي به گونه اي كه چيزي از آنها را فروگذار نكرده است.
2 _ تقسيم بندي عناوين فقهي به شكل فني و منطقي و بر اساس مبناي دقيق و محكم و رعايت تناسب در تفصيل و اجمال و ارجاع بحث ها.
3 _ اشتمال بر بحث هايي كه براي اولين بار در فقه مطرح شده اند، خصوصاً با اين دقت و عمق و ظرافت. همچون عنوان «آداب» كه علي رغم آنكه بحث كوچكي به نظر مي رسد، كوشش فراواني در جمع مطالب آن و چگونگي استنتاج و استخراج آنها به صورت دقيق و عميق و نيز موارد استعمال آن نزد فقها به كار رفته است.
4 _ گردآوري تمام فروع و اقوال در بحث هاي مفصلي چون «آمين» و «آنيه» كه حاكي از تلاش فراوان در جمع آن اقوال است. و نيز در ارائه اقوال و تقسيم و بيان سير تاريخي و صدور آنهادقت و تعميق نظر فراواني به كار رفته كه مي توان جلوه آن را در بحث «حكم التطهير بآنيه الذهب و الفضه» (موسوعه الفقه الاسلامي، ص 350 _ 361). مشاهده كرد و با مقايسه با مشابه خود در كتب فقهي و حوزه هاي علمي ديگر به جلوه روشن تري از دقت نظر دست يافت.
5 _ به كارگيري دقت فراوان در بيان گرايش هاي فقهي. زيرا در بيان اقوال يك مسأله فقط به ظاهر عبارت حكم فقهاء توجه نشده تا شناخت اقوال در همين حد متوقف شود و از صرف ارائه تعداد بسيطي از كلمات فقهاء فراتر نرود، بلكه به ادله و مباني پنهان در پس آن اقوال دقت شده است. و پر واضح كه اين نوع نگرش با بهره مندي از اجتهاد و با توجه به عمليات استنباط صورت گرفته است.
تجلي اين ويژگي را بعنوان نمونه مي توان در بيان گرايش هاي فقهي در حكم «آمين» در نماز ملاحظه كرد كه در ابتدا موضوع فقهاي اماميه به صورت اجمال و همراه با مذاهب فقهي اسلامي ديگر بيان شده و سپس موضع فقهي اماميه را به صورت تفصيل با طرح سوالي درباره اقوال مساله وپاسخ آن از لابلاي مراجعه به كلمات فقهاء استخراج نموده است (همان، ص 284) و اين روش به جهت استناد به منابع، اعتماد به نتيجه را بر مي انگيزاند كه ثبوت دو حكم براي آمين است: حرمت تكليفي و ديگر حكم وضعي كه بطلان نماز است.
6 _ بيان استدلالات از بعد اجتهادي آنها كه عنوان «التطهير بآنيه الذهب و الفضه» نمونه اي از تعميق و تدقيق فراوان در اين جهت است.
7 _ طرح مباحث علمي در موسوعه; زيرا تنها به ارائه گرايش هاي فقهي و استدلالات مربوط آنها اكتفاء نشده بلكه به بعضي از مناقشات هم گاهي اجمالا و گاهي به صورت تفصيل پرداخته شده است.
8 _ صراحت در بيان حقائق علمي و مطالب بدون هيچگونه جانبداري كه اين ويژگي را مي توان در بحث «ائمه» و «آل البيت» به خوبي دريافت; زيرا در ابتدا تمام نظرات مخالف با صراحت و بدون تعصب مطرح شده اند و سپس موضع حقيقي مذهب اهل بيت (ع) هم صراحتاً بيان شده است.
9 _ رعايت تناسب سطح و هماهنگي روش در تمام اقسام و انواع بحث ها كه حاكي از دقت فراوان در تطبيق هماهنگ روش و اسلوب در تمام برنامه هاي موسوعه است.
10 _ برخورداري تمام مطالب و معلومات از ترتيب و نظم خاص در قالب منطقي و به شكل نادري كه در كتابت بحث هاي فقهي و حتي تخصصي بي سابقه است.
11 _ ساختار بيان و خطاب در بحث ها به گونه اي است كه هم از ظهور و وضوح عبارت و هم از پختگي و دقت در مطلب برخوردارند، و با وجود نو آوري در الفاظ، اصالت مطلب مورد غفلت نگشته و در حالي كه با زبان خاص و اصطلاحات فقهي سخن گفته از بيان عرفي هم فاصله نگرفته است.
12 _ موسوعه توانسته است بين مطالب گذشتگان و مسائل عصر حاضر به شكل تخصصي پيوند و ارتباط بر قرار سازد، به اين صورت كه در هر ادعائي سعي شده كه هم به آثار نصوص فقهاء گذشته استناد شود و هم مطالب بيرون آمده از اين نصوص به شكل علمي و نوين ارائه گردد، به طوري كه منعكس كننده سلامت ذوق و فكري است كه موسوعه در برنامه هايش بر آن تكيه دارد و حاكي است از تقارن شامه فقهي با درك صحيح از زمان در بيان مطالب.
و همچنين موسوعه در الحاق نظريات جديد در سطح فقه و اصول به نظريات گذشتگان به صورت توانمند نگريسته و كوشش كرده كه خواننده را به سوي نظرات بهتر هدايت كند.

تنبيه الامه و تنزيه المله

(رساله اي در مردم سالاري ديني و استبداد ديني) (8)
محمد حسين نائيني
تنبيه الامه و تنزيه المله (رساله اي در مردم سالاري ديني و استبداد ديني) | محمد حسين نائيني; به اهتمام: حميدرضا محمودزاده حسيني . تهران: امير كبير، 1381، 178 ص.
رساله «تنبيه الامه و تنزيه المله» نوشته علامه نائيني با مباحثي در باب مشروطيت، اسلام، دولت و ملت تدوين شده است. به زعم مترجم، در اين رساله، علامه نائيني دو هدف اساسي را دنبال كرده است: «1. آگاه كردن مردم نسبت به حقوق و ارزش هايي كه سال ها توسط پادشاهان ستمگر از آنان سلب شده بود و آنها نيز به سبب بي اطلاعي و ناداني، نه تنها درصدد پس گرفتن برنيامده بودند، بلكه هرگز چنين حقوقي را براي خود تصور هم نمي كردند. 2. پاك كردن دامان شريعت مقدس اسلام از لكه ننگي كه بر اثر بي اطلاعي و يا به خاطر اغراض و منابع شخصي به آن نسبت داده مي شد و به غلط اسلام را مخالف حقوق مردم و طرفدار استبداد معرفي مي كرد.» برخي مباحث مطرح شده در رساله عبارت اند از: محدويت حكومت، ميزان محدويت، و مشروطيت، شرايط و وظايف نمايندگان مجلس، قواي استبداد و راه مقابله با قواي استبداد.

قواعد فقه مدني(9)
اسدالله لطفي
چاپ اول، تهران، سمت، 1381، 216 ص، وزيري.

در اين كتاب _ كه متناسب با سر فصل هاي قواعد فقه براي دانشجويان گرايش فقه و مباني حقوق اسلامي تدوين شده _ هفت قاعده فقهي به تفصيل، و چند مسئله فقهي به اجمال بررسي شده است. نويسنده در فصل اول تفاوت قاعده فقهي را با قاعده اصولي، ضابطه فقهي، نظريه فقهي، مسئله فقهي، و قاعده حقوقي مشخص مي كند. مباحث بعدي شامل بررسي هفت قاعده فقهي است كه عبارت اند از: قاعده لاضرر و لاضرار، قاعده غرر، قاعده اتلاف، قاعده مايضمن بصحيحه يضمن بفاسده، قاعده ضمان معاوضي، قاعده شرط فاسد مفسد عقد نيست و قاعده حجيت سوق المسلمين.

امام، اخلاق، سياست
سيد حسن اسلامي

چاپ اول، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، 1381، 294 ص، رقعي.
موضوع اصلي كتاب، بررسي نسبت اخلاق با سياست از ديدگاه امام خميني (ره) است كه در سه بخش فراهم آمده است: بخش نخست نگاهي است به اصول اخلاق نظري اسلامي امام خميني (ره) و آموزه هاي اساسي ايشان در باب اخلاق. بخش دوم تأملي است در باب رابطه اخلاق و سياست. در بخش سوم، از سياست اخلاقي و عناصر اخلاقي در سياست سخن رفته كه عبارت اند از: صداقت، انتقادپذيري و ساده زيستي، كتاب با كتاب نامه به پايان مي رسد.

بررسي نظريه عرفي بودن زبان قرآن
ناهيد دامن پاك مقدم
چاپ اول، تهران، تاريخ و فرهنگ، 1381، 202 ص، وزيري

در اين نوشتار، سعي شده از منظر زبان شناختي، نظريه عرفي بودن زبان قرآن بحث و بررسي شود. بخش نخست با عنوان كليات، شامل موضوعاتي چون تعريف اصطلاحات، پيشينه بحث در ميان مسلمانان و غربي ها و پيشينه آثار منتشر شده در اين خصوص است.
تلاش نگارنده در اين بخش آن است كه منظور خود را از عرفي بودن زبان قرآن، يعني به كارگيري زبان عرب حجاز در عهد رسول خدا(ص)، با تمام ويژگي هاي زبان شناختي آن، نشان دهد. در بخش دوم تعريف نظريه عرفي بودن زبان قرآن، مشخصات مباني و ادله عرفي بودن زبان قرآن بررسي شده است. آخرين بخش كتاب، اساساً در پاسخ گويي به شبهات موجود در باب عرفي بودن زبان قرآن نگارش يافته است. حاصل سخن اين بخش آن است كه پذيرفتن نظريه عرفي بودن قرآن به هيچ وجه به معناي تأثيرپذيري از فرهنگ جاهلي نيست; زيرا قرآن از زبان قوم و تشبيهات و لغات آنها براي تفهيم بهتر مقاصد بلند خود استفاده كرده است. از طرفي ديگر، عرفي دانستن زبان قرآن به معناي كهنگي قرآن و جهاني نبودن تعاليم آن نيست; زيرا قرآن مي تواند تعاليمي براي بشريت در تمام اعصار داشته باشد.

معناي متن;
پژوهشي در علوم قرآن(10)
نصر حامد ابوزيد

مترجم: مرتضي كريمي نيا، چاپ اول، تهران، طرح نو، 1381، 584 ص، رقعي.
«ابوزيد» در اين كتاب كوشيده است مباحث رايج قرآني را از منظري تازه و با نگرش و ذهنيت امروزي ببيند. مراد از نگرش و ذهنيت امروزي، تمامي ابزارهايي است كه امروزه در اختيار داريم. بنابراين كتاب حاضر از يك سو، كتابي سنتي است; يعني هم به موضوعي كهن در ميراث اسلامي مي پردازد و هم مواد و مصالح اصلي آن عمدتاً متون و نظريات تدوين يافته در سنت گذشته ماست. از سوي ديگر اين كتاب اثري مدرن است، بدين معنا كه مي كوشد با به كارگيري نظريه هاي متن شناختي و روش هاي متن پژوهي و زبان پژوهي، قرائتي تازه از علوم قرآن به دست دهد. مهم ترين نظر طرح شده در كتاب حاضر، پيوند متن و واقعيت است كه ابوزيد آن را بر هر متن ممتازي، مانند شاهكارهاي ادبي، ازجمله قرآن، صادق مي داند. كتاب در سه بخش اصلي سامان يافته است. بخش نخست ذيل عنوان شكل گيري و شكل دهي متن در فرهنگ، شامل مفهوم وحي، نخستين گيرنده متن، مكي و مدني بودن آيات و اسباب نزول و ناسخ و منسوخ است. بخش دوم با عنوان ساز و كارهاي متن مشتمل بر اين موضوعات است: اعجاز، مناسبت ميان آيات و سور، غوض و وضوح، عام وخاص و تفسير و تأويل. در بخش سوم تغيير مفهوم و كاركرد متن در نگاه علوم فقه، كلام، قصص قرآني، تأويل بررسي شده است.

تحريف قرآن  (توهم يا حقيقت)(11)
فيض الله عابديني
چاپ اول، تهران، توسعه علوم، 1381، 96 ص، رقعي.

اين كتاب در دو بخش تدوين شده است: در بخش نخست شرحي از معناي لغوي و اصطلاحي تحريف به دست داده شده و در بخش دوم ده عامل كه به نظر نگارنده مهم ترين اسباب توهم تحريف به شمار مي روند، تحقيق و بررسي شده است. اين عوامل عبارت اند از: آميختگي حديث پيامبر(ص) با آيات قرآن; آميختگي نص و تفسير; احاديث جعلي و توجيه ناپذير; دخالت عقل در برابر نص; سوزاندن مصاحف در زمان عثمان و عدم پذيرش قرآن تدويني امام علي (ع)، كتب غير معتبر حاوي احاديث تحريف; عدم انطباق اعراب برخي از كلمات قرآن با قواعد عربي; تعداد قرائت ها; عداوت برخي از مستشرقان.

برهان قرآن(12)
عطاءالله اشرفي اصفهاني
چاپ اول، تهران، اسوه، 1381، 464 ص، وزيري.

كتاب در دوازده فصل و يك خاتمه فراهم آمده است. در فصل اول فلسفه نزول دفعي و تدريجي قرآن مانند مصحف و فرقان، نام گذاري سوره ها، روش تشخيص آيات مكي و مدني، و جمع آوري و اعراب گذاري قرآن، به بحث گذاشته مي شود. مؤلف در فصل پنجم خاتميت و امي بودن پيامبر (ص) را بررسي كرده و در فصل ششم چند آيه قرآني را تفسير مي كند. در فصل هفتم درباره جهان آفرينش بحث مي شود و در فصل هاي پاياني كتاب اين موضوعات مطرح مي گردد: محكم و متشابه، نسخ و بداء، حجيت سنت، عصمت انبياء، علم غيب معصومين، اسباب عاقبت خوب و بد.

اولين روزنامه هاي اسلامي(13)
سيدعلي كاشفي خوانساري

در زمان حكومت مظفر الدين شاه قاجار، اولين روزنامه هاي اسلامي ايران متولد شدند. البته اكثريت روزنامه ها كه قبل از آن منتشر شده بودند هم گرايش هاي مذهبي داشتند، اما نشريه اي كاملاً اسلامي و درباره اسلام نبودند.
در آن روزگار، روحانيون و مبلغان مسيحي به كشورهاي مختلف سفر كرده و مردم را به مسيحيت دعوت مي كردند. اولين نشريه اسلامي ايران با هدف پاسخ دادن به اين مبلغان مسيحي منتشر شد.
«محمد علي لاريجاني» كه روحاني جواني از اهالي آمل بود، در 23 سالگي و در سال 1320 قمري نشريه «الاسلام» را در اصفهان منتشر كرد. اين نشريه از سوي «اداره دعوت اسلاميه» منتشر مي شد تا به اشكال هايي كه مبلغان مسيحي به اسلام وارد مي كردند، جواب بدهد و آنها را به اسلام دعوت كند.
وقتي اولين شماره الاسلام در ماه رمضان منتشر شد، حكومت جلوي انتشار آن را گرفت. چرا كه مي ترسيد بر اختلافات مذهبي دامن بزند و كشورهاي اروپايي را تحريك كند. اما پس از 5 ماه وقفه، شاه اجازه داد نشريه دوباره منتشر شود و به سر دبير آن هم لقب «داعي الاسلام» داد.
اين نشريه تا سال 1324 منتشر شد. سپس محمد علي داعي الاسلام به شهر بمبئي در هند رفت و در آنجا مجله «دعوه الاسلام» را به زبان هاي فارسي و اردو منتشر كرد. تيراژ «الاسلام» 700 نسخه بود.
در پايان حكومت مظفرالدين شاه انقلاب مشروطه به ثمر رسيد. شاه پذيرفت كه مجلس شوراي ملي تأسيس شود و نمايندگان مردم، قانون گذاري كنند. اولين مجلس تشكيل شد و اولين قانون اساسي ايران را تصويب كرد. هنوز چند روزي از تائيد قانون اساسي توسط شاه نگذشته بود كه او از دنيا رفت و پسرش «محمد علي شاه» به جاي نشست.
در دوره ده ساله حكومت مظفرالدين شاه، بيش از 30 نشريه در ايران منتشر شد. تعداد قابل توجهي از اين روزنامه ها به طور جدي به مدرسه ها و دانش آموزان توجه داشتند. قيمت روزنامه ها بين 50 دينار تا حداكثر 500 دينار «نيم ريال» متفاوت بود.
«نوروز» نشريه اسلامي ديگري بود كه بيشتر براي مخاطب نوجوان منتشر مي شد. اين نشريه وابسته به مدرسه اسلام بود كه به حكم آيت الله العظمي «طباطبايي» تأسيس شده بود. چند سالي كه از فعاليت مدرسه گذشت، در سال 1320 قمري «ميرزا محمد كرماني» معروف به «ناظم الاسلام» كه ناظم مدرسه بود، روزنامه نوروز را منتشر كرد. بيشتر مطالب نوروز، مطالب ساده آموزشي با گرايش اسلامي و درباره مدرسه ها بود. اين روزنامه با تخفيف به دانش آموزها فروخته مي شد.
روزنامه نوروز به حضور بچه هاي مسلمان در مدارس وابسته به خارجي ها معترض بود. نوروز تا سال 1322 قمري منتشر شد.
مجله «دعوه الحق» يك مجله مذهبي ديگر در آن زمان بود. شيخ «محمد علي بهجت دزفولي» اين ماهنامه را در سال 1321 در تهران منتشر كرد تا مطالب ساده مذهبي را براي نوجوانان و جوانان به چاپ برساند.
«دعوه الحق» بر خلاف بيشتر روزنامه هاي آن دوره، با چاپ سربي (حروفي) منتشر مي شد. اين نشريه 16 صفحه اي هم به مدرسه ها و دانش آموزان تخفيف مي داد. به مطلبي از اين مجله توجه كنيد:
«خواندن و نوشتن مايه تمييز انسان است از بهايم (حيوانات). هر كه را نوشتن و خواندن نبود از انسانيت بهره اي ندارد. فقط بايد مانند خر باري به دوش كشد و شكمي پر كند... مي بايد عموم مسلمين نوباوگان خود را مهمل (بيهوده) نگذارند و از آغاز صباوت (كودكي) به خواندن و نوشتني باز دارند تا از عمر و زندگاني خود برخوردار شوند. دعوه الحق دو نصيحت به محصلين كه نونهالان گلستان اسلاميت اند مي نمايد. اول آن كه طفل از ابتداي تحصيل بايد سعي نمايد كه صحيح بنويسد. دوم آن سعي بنمايد كه خوانا بنويسد...»
«مجموعه اخلاق» ديگر نشريه اسلامي آن دوران است.

فقه و عقل(14)
ابوالقاسم علي دوست

(براي) پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، تهران، موسسه فرهنگي و دانش و انديشه معاصر، 1381، 236 ص، 2000 نسخه.
عقل به اعتبار نقش استقلالي، در كنار كتاب و سنت و اجماع منبعي مستقل است و به لحاظ كاربرد غير استقلالي، ابزار استنباط احكام از ساير منابع شمرده مي شود.
اين نوشتار، نفس عقل در فقه را به تفصيل بررسي مي كند و مي كوشد ضمن نقد ديدگاه ها مباني، دلايل و نتايج كاربردهاي استقلالي و غير استقلالي عقل، آسيب هاي كاربرد عقل را فقه را روشن سازد.
اين كتاب در چهار بخش تدوين يافته و به ترتيب مباحث كليات عقل، كاربرد استقلالي عقل در استنباط احكام شرعي، كاربرد غير استقلالي عقل و آسيب شناسي و پاسخ به شبهه ها و پرسش ها در آن مطرح شده است.

حقوق و وظايف
غير مسلمانان در جامعه اسلامي(15)
روح الله شريعتي

(براي) مركز اطلاعات و تحقيقات اسلامي، پژوهشكده انديشه سياسي، قم: بوستان كتاب قم، 1381، 400 ص.
طلوع ستاره اسلام و گسترش و انتشار آن از زادگاه خود كه برخورد مسلمانان با اديان، تمدن ها و فرهنگ هاي مختلف را به دنبال داشت، زمينه فكري اين سوال را پديدآورد كه آيا برخورد با صاحبان اديان و فرهنگ هاي مختلف از ديدگاه اسلام چگونه است؟ سپس ارتباط بيشتر مسلمانان با آنان باعث شد كه اين سوال نه تنها در جوامع اسلامي، بلكه در جوامع غير مسلمان و به اصطلاح «اقليت» نيز نزج گرفته و آنان نيز به دنبال ديدگاه اسلام در اين زمينه باشند.
در گذشته پاسخ هايي به اين سوال داده شده كه امروز اين پاسخ ها كافي نيست و بديهي است كه تطبيق مفاهيم سنتي بر مفاهيم جديد، نيازمند بحث و بررسي هاي زيادي است و اين اثر، گامي در تطبيق اندكي از آن مفاهيم و ارائه پاسخ به برخي از معضلات اين موضوع است.

تجربه ديني و گوهر دين(16)
عليرضا قاضي نيا
قم: بوستان كتاب قم، 1381، 304 ص.

بحث تجربه ديني يكي از مهمترين مباحث كلام است. متكلمان مسيحي هسته مسيحيت را نوعي تجربه ديني مي داند. در اين اثر گرايش و عوامل پيدايش آن مورد بررسي قرار گرفته و پيش فرضهاي معرفت شناختي طرفداران آن تبيين شده است.
در فصل اول مبادي تصويري و تصديقي بحث تجربه ديني بيان شده اند. تعريف هاي مختلف تجربه ديني و تقسيمات آن را مي توان در اين فصل يافت. در فصل دوم گرايش هاي متفاوت تجربه گرايي اين كالبد شكافي شده اند و فصل سوم به بحث معرفت شناختي كه تاثيري عميق در مباحث تجربه ديني به طور خاص دارد اختصاص يافته است.

مباني نظري تجربه ديني: مطالعه تطبيقي و انتقادي آراي ابن عربي و رودلف اتو(17)
علي شيرواني
قم: بوستان كتاب قم، 1381، 319 ص.

اكنون گفت و گوي ميان تمدن ها موضوعي جهاني و گريزناپذير شده است و بالطبع گفتگوي بين اديان و حوزه هاي مطالعاتي مربوط به آن را نيز در بردارد. بديهي است مقايسه تطبيقي قوت و ضعف ها را مي نماياند و راه تحقيق را هموارتر مي سازد.
از اين رو، نويسنده كوشيده به بررسي دو جريان فرهنگي _ دين متفاوت، يكي مربوط به حوزه عرفان و تصوف اسلامي و ديگر مربوط به الهيات مدرن مسيحيت قرن بيستم بپردازد. طرفين اين گفت و گو ابن عربي، بنيانگذار عرفان نظري و رودلف اتو هستند.
هدف نگارنده بازخواني منابع اصيل فرهنگ اسلامي با توجه به پژوهش هاي عصر حاضر است.

جهاني شدن و فرهنگ(18)
جان تاملينسون
مترجم: محسن حكيمي

دفتر پژوهش هاي فرهنگي با همكاري مركز بين المللي گفت و گوي تمدن ها، چاپ اول، 1381.
كتاب «جهاني شدن و فرهنگ» نوشته جان تاملينسون، در شش فصل با نام هاي «جهاني شدن و فرهنگ»، «مدرنيته جهاني»، «منطقه زدايي»، «پيام رساني و تجربه فرهنگي»، «امكان جهان وطني» مي كوشد تا مقوله جهاني شدن را كه پيامد مدرنيته مي داند شرح و توضيح دهد.
مترجم در پيشگفتار خود افق هايي از مقوله جهاني شدن را در پيش روي خوانندگان گذاشته است و معتقد است اگر جهاني شدن را پيامد مدرنيته به شمار آوريم آنگاه تناقصي در مورد جهاني شدن فرهنگ نيز روي خواهد نمود. چرا كه از يك سو ابزار ناخودآگاه تاريخ براي از بيخ و بن كندن هرگونه كوته بيني و بي تمدني و توحش به كار گرفته مي شود و از سوي ديگر، هجوم بي امان سرمايه حريص و آزمند و سيري ناپذير در عرصه فرهنگ براي تامين هر چه بيشتر سودهاي خود، ارزش هاي انساني را نابود مي كند.
مترجم كتاب معتقد است كه با موضوع جهاني شدن در جوامع گوناگون، از جمله ايران كه سنت ها در آن از بين نرفته و مدرنيته هم كاملاً روي ننموده است، دوگونه مقابله شده است: الف) مقابله اول كه مي توان آن را «جهاني گرانه» ناميد و عمدتاً از ديدگاه مارشال مك لوهان درباره دهكده جهاني الهام گرفته است. در اين تفكر، جهاني شدن فرهنگ پديده اي جهان شمول به شمار مي آيد كه تمام مرزهاي ملي و محلي و قومي را در مي نوردد و فرهنگ جهاني و يكپارچه را كه در واقع همان فرهنگ غرب است در سراسر جهان مي گستراند.
ديدگاه دوم را مي توان جهاني شدن محلي گرانه ناميد كه جهاني شدن فرهنگ را معادل غربي سازي مي داند و آن را عامل تضعيف دولت هاي ملي برمي شمرد. ديدگاه نويسنده كتاب درباره مقوله جهاني شدن منظر سومي است كه به رفع تناقص ماهوي معضل جهاني شدن نزديك تر است و مي توان آن را «جهاني _ محلي گرانه» ناميد.
اين نظر از يك سو جهاني شدن را پيامد مدرنيته مي داند و آن را براي راه و رسم هاي فرهنگي سرنوشت ساز ارزيابي مي كند; و از سوي ديگر، از نگاه او اين پديده تمام عوارض منفي مدرنيته، از جمله سرشت ناموزون رشد و توسعه را در سطح جهان تعميم مي دهد. به عبارت ديگر، تاملينسون بر اين باور است كه خود جهاني شدن و فرهنگ واكنش ها و سازوكارهايي ايجاد مي كند كه نتيجه آنها باز منطقه اي شدن فرهنگ است. تمامي فصول كتاب حول همين موضوعات دور مي زند و در ضمن آن، مباحثي كه مطرح شد با نكته بيني و شرح بيشتر براي خوانندگان باز گفته مي شود. پي نوشت ها، كتاب شناسي و نمايه اعلام صفحات پاياني كتاب را از آن خود كرده است.

نقد و بررسي و تفسير پيشگوييهاي نوستر آداموس(19)
درباره جهاني شدن انقلاب اسلامي ايران
رسول نيمروزي

قال علي(ع): «كانهم ليوث خرجوا من غابه قلوبهم مثل زبر الحديد...»
(ياران حضرت مهدي(عج) همانند شيراني هستند كه از جنگل بيرون آمده اند، پس در نيمه شب همگي به مكه مي آيند.)
هنگامي كه پل ترنر (Paul Turner) تهيه كننده معروف استراليايي در طي برنامه اي ماهواره اي تحت عنوان: «نوستر آداموس: مردي كه فردا را پيش بيني مي كند.» خطر روزافزون ايران و انقلاب اسلامي ايران براي غرب و تمدن غربي را مطرح كرد و در طي اين برنامه تمام پيشگوييهاي مربوط به آينده را كه نوستر آداموس در بيش از 390 سال پيش از آن تاريخ «آگوست 1989م.» منتسب به ايران كرد، هيچ سياستمداري حرف وي را چندان جدي نگرفت، چرا كه موقعيت ايران در سال 1989 نه تنها به هيچ وجه مناسب نبود، بلكه به واسطه جنگ تحميلي و عواقب ناشي از آن و تحريمهاي شديد اقتصادي بسيار شكننده و حساس بود، ليكن پس از به واقعيت پيوستن واقعه يازدهم سپتامبر در آمريكا كه اتفاقاً در فيلم به صراحت به آن اشاره مي شود (يعني وقوع دو انفجار مهيب و عظيم در New City) همگان شگفت زده و بسيار نگران شدند، به نحوي كه رئيس جمهور نه چندان باهوش آمريكا پس از وقوع اين حادثه به تبعيت از نوستر آداموس ايران را هم يكي از «محورهاي شرارت» در جهان معرفي كرد و از اين طريق بر وحشت و ترس عميق هيأت حاكمه آمريكا از ايران (پرشيا) صحّه گذاشت.
در اين مقاله سعي نگارنده بر آن نيست كه بر پيشگوييهاي نوستر آداموس صحّه بگذارد يا از آن دفاع كند و يا به هر طريق ممكن آن را خز عبلاتي هذيان گويه جلوه دهد، بلكه حداكثر كوشش نگارنده بر آن است كه ديدگاه غرب و تمدن غربي نسبت به پيشگوييهاي شفگت آور نوستر آداموس را مورد بررسي و مداقه قرار داده و اين پيشگوييها كه اغلب راجع به ايران يا كشورهاي اسلامي بوده است را مورد بررسي قرار دهد. البته بايستي در نظر گرفت كه بدون شناخت اين پيشگوي كبير نمي توان حساسيتهاي انسان غربي نسبت به انسان شرقي را شناخت، چرا كه اغلب سياستمداران و متفكران غربي عميقاً به ستاره شناسي، طالع بيني و آينده نگري همراه با ادبيات رمزي (Occult)عميقاً معتقدند و حتي نظريه پرداز معروف هاروارد يعني ساموئل هانتينگتون نيز تئوري برخورد تمدنها (The clsh ofcivilzations) را از نوستر آداموس به عاريت گرفته است. پيشگويي نوستر آداموس درباره واقعه يازدهم سپتامبر و تأثير شگرفي كه بر نگرش و فرهنگ آمريكايي گذاشت مي تواند منجر به تحولي اساسي نسبت به ديدگاه غرب در باب انقلاب اسلامي ايران شود كه نبايستي به سادگي از كنار آن گذاشت.
«... آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافيايي نيويورك؟) خواهد سوخت، آتش به شهر جديد (new city)، نزديك مي شود. (سانتوري 6 ـ قطعه 97) نوستر آداموس».
جالبترين نكته در مورد پيشگوييهاي نوستر آداموس آن است كه بسيار به ندرت وي نام كشوري را به صراحت و آشكارا ذكر مي كند، حال آنكه در مورد ايران (Persia) به صراحت عنوان مي كند كه ايران، جهان را تسخير خواهد كرد. ايران از طريق آناتولي، فرانسه و ايتاليا را فتح خواهد كرد و بالأخره ايران باعث وقوع جنگ جهاني سوم؟! خواهد شد (سانتوري هاي 25/5، 75/10، 29/2، 31/10). در روز چهاردهم دسامبر سال 1503 ميلادي در ناحيه سن رمي فرانسه متولد شد.
خانواده وي از شجره پزشكي يهودي و ايتاليايي الأصل بود. پدر بزرگ وي در شكلگيري و تربيت نوستر آداموس نقش اساسي داشته است و آموزه هاي اشراقي مكتب كاباليستها را مستقيماً به وي تعليم داده است. نوستر آداموس در سن 22 سالگي از دانشگاه بسيار معتبر آن روزگار فرانسه يعني مون پليه در رشته پزشكي فازغ التحصيل شد و براي نجات بيماران از بيماري مرگ سياه يا طاعون، بلافاصله مشغول به كار شد. شاويني، پيرو و مفسر معروف نوستر آداموس درباره وي مي نويسد كه وي سه سال تمام بر روي نخستين اشعار وحي آميز خود كه از آينده و رويدادهاي آن خبر مي آورد كاركرد، و در سال 1555 دفتري را كه در برگيرنده بيش ار سيصد پيشگويي شعر گونه بود به پسرش سزار هديه كرد. سپس در سالهاي بعد مجموعه كاملي از شعر واره هاي نوستر آداموس در 1000 قطعه (يعني 10 سانتوري كه هر سانتوري مشتمل بر 100 قطعه بود) را منتشر كرد. نوستر آداموس برخلاف شايعات واهي و عبثي كه پيرامون شيطان پرستي و خداستيزي به وي نسبت داده اند، فردي عميقاً مؤمن و پايبند به كاتوليستم بود و در نامه اي به پسرش صريحاً متذكر مي شود كه:
«و از زماني كه اراده ذات خداوند متعال بر اين قرار گرفته كه تو فقط در نور طبيعي و در اين نقطه زمين به دنيا بيايي... از آنجايي كه برايم ممكن نيست نوشته اي را به صورت رسمي و كامل برايت به ارث بگذارم. چون بر اثر بي عدالتي و گذشت زمان نابود خواهد شد... چون كه همه چيز تحت اختيار و سلطه قادر متعال و خداوند يكتا قرار دارد.»
نوستر آداموس با اين عبارات صريحاً اشاره به عدم اصالت ادبيات رمزي علم اخترشناسي و طالع بيني نموده است و همه اراده ها را موكول به خواست و اراده خداوند متعال مي نمايد.
بررسي پيشگوييهاي نوستر آداموس درباره «جهاني شدن انقلاب اسلامي ايران»
«شاهزاده عرب، مريخ، خورشيد، ناهيد، شير، حكومت كليسا را از طريق دريا از پاي در خواهد آورد، از جانب ايران (پرشيا) بيش از يك ميليون پرهيزگار به بيزانس و مصر، به سوي شمال هجوم خواهند آورد.»
(قطعه 25/5)
«از كشور عربي خوشبخت (در منطقه غني و ثروتمند اعراب) شخصي قدرتمند و مسلط بر شريعت (حضرت) محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانيا را به دردسر انداخته و برگرانادا (غرناطه) مستولي مي شود. از طريق دريا بر مردم نيكوزيا ظفر خواهد يافت.»
(قطعه 55/5)
«مرد مشرقي از محل استقرار خويش خارج خواهد شد، براي ديدار فرانسه از كوه آپونين خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برفها، درياها و كوهها گذر خواهد كرد و همگان را با عصايش مضروب خواهد كرد...»
(قطعه 29/2)
ادبيات رمز آلود واژه اي است كه به بهترين نحو مي تواند عمق معنايي شعر واره هاي نوستر آداموس را بيان كرد، چرا كه طبق نظر اغلب مفسرين معروف نوستر آداموس يعني اريكاچيتهام، گي بوحك ژان شارل دوفن برون حداقل وقايع ذيل را مي توان بدون هيچ شك و ترديدي از ميان شعر واره هاي رمز آلود نوستر آداموس برشمرد:
آتش سوزي بزرگ لندن در سال 1666 ميلادي، اعدام چارلز اول، به روي كار آمدن حكومت مذهبي كرامول در انگلستان، وقوع انقلاب روسيه، رويارويي استالين و تروتسكي پس از مرگ لنين، اضمحلال رژيم شوروي، اعدام لويي شانزدهم و ماري آنتوانت، به قدرت رسيدن ناپلئون و انتخاب لقب امپراتور توسط وي، به قدرت رسيدن هيتلر و رژيم نازي، به قدرت رسيدن موسوليني در ايتاليا و ژنرال فرانكو در اسپانيا، ترور كندي، سقوط شاه ايران و وقوع انقلاب اسلامي در ايران، ترور كندي، رهبري امام خميني(ره) از فرانسه، (كه دقيقاً عنوان مي نمايد كه رهبر ايران از فرانسه باعث سقوط شاه ايران مي شود)، وقوع حادثه يازدهم سپتامبر و آتشي كه در برجهاي دو قلوي شهر جديد (نيويورك) ايجاد مي شود و بسياري از حوادث تاريخي ديگر از سالهاي 1555 ميلادي به بعد كه حدوداً 450 سال را در بر مي گيرد.
«دو محاصره، در گرمايي سوزان، انجام مي گيرد. آن مرد، از فشار تشنگي، به خاطر دو فنجان مملو از آب، كشته مي شود. دژ نظامي، مملو مي شود، و يك آرمانگراي كهنسال (امام خميني (ره))نشانه هاي نيرا (سرزمين ايران) را به اهالي ژنو (سازمان ملل متحد!؟) نشان خواهد داد.» (سانتوري 4/ قعطه 59)
رهبر پاريس، اسپانياي بزرگ را اشغال مي كند، كشتي هاي جنگي در برابر مسلمانان (محمديها) كه از پارتيا (ناحيه اي در ايران) و مديا (ناحيه اي در ايران) برخاسته اند، مي ايستند. آن مرد، سيكلاد (اروپا) را تاراج مي كند، و آنگاه انتظاري بزرگ در بندر يونان حكمفرما مي شود. (64/3)
در مجموع نوستر آداموس به اين موضوع به صراحت اشاره مي كند كه ايران (پارت، نيرا، پرشيا، مديا) با كمك مسلمانان سراسر جهان از جمله كشورهاي عربي و مخصوصاً سوريه، عربستان سعودي و ليبي حكومت مقتدري را تشكيل مي دهند و پس از جنگي مذهبي كه هسته آن از لبنان شروع مي شود (و عمدتاً بر عليه اسرائيل است) جهان را به تسخير خود در مي آورند و سپس جنگي جهاني و عظيم رخ خواهد داد و جهان نابود خواهد شد. (سانتوري 2/قطعه 91)
در هنگامه دميدن خورشيد، آتش بزرگ، ديده خواهد شد، صدا و روشنايي، در امتداد شمال، ادامه خواهد يافت. در ميانه كره خاك، مرگ و آواي مرگ، شنيده خواهد شد، مرگ از درون سلاحها، آتش و خشكسالي آنان را به انتظار خواهند نشاند.
در خاتمه اين سرزمين به واسطه جنگ جهاني سوم نابود و نامسكون خواهد شد. (سانتوري 2/قطعه 95)
تو اي فرانسه، اگر، از آبهاي ليگوريا گذر كني، خود را، در ميانه دريا و جزاير، در محاصره خواهي يافت، و پيروان محمد، در برابر تو خواهند ايستاد. و به همچنين تو، اي درياي آدرياتيك، استخوان خران و اسبان را خواهي جويد. (سانتوري3/قطعه 23)
آن مرد، با سلاحها و آتش درخشان در نزديكي درياي سياه از پرشيا (ايران) براي تسخير ترابوزان خواهد آمد.
فاروس و ميتيلن به لرزه درخواهد آمد، خورشيد، درياي آدرياتيك را كه مملو از اجساد اعراب است، روشن خواهد كرد. (27/5)
و سپس نوستر آداموس، عواقب جنگ اتمي و نابودي تدريجي جهان به واسطه جنگ جهاني سوم را شرح مي دهد:
«كسوفي در پيش خواهد بود كه از زمان آفرينش گيتي تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسيح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنين ظلمتي به خود نديده است...»
كه در اين مورد آيات مربوط به قيامت در سوره قيامت به ذهن انسان تداعي مي شود:
«فاذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر يقول الانسان يومئذ اين المفر.»(20)
]هنگامي كه بينايي خيره مي گردد، و ماه فرو مي رود، و خورشيد و ماه گردهم آيند، آن روز انسان مي گويد: به كجا فرار كنم؟[
(سانتوري5/قطعه 47)
«مرد والامقامي از تبارعرب به زودي پيش خواهد، تاخت از سوي اهالي بيزانس به او خيانت خواهد شد. از شهر قديمي رودس به پيشواز او خواهند آمد، از جانب هانگري (مجارستان) متحمل آزار بسيار خواهد شد.
(سانتوري2/قطعه 86)
«در حوالي درياي آدرياتيك بر اثر طوفاني عظيم كشتي غرق مي شود و زمين به لرزه درآيد و به سوي آسمان پرتاب مي شود و دوباره فرو مي افتد، در مصر جنبش پيروان محمد افزايش مي يابد و پيكي به (آن سوي مرزها) فرستاده مي شود تا خبر را اعلان كند.»
«... شهرها آلوده و كثيف گشته، باعث اعتراض و شرمساري زيادي خواهد شد، و تاريكي و جهل فقط با درخشش نور از بين مي رود و با تغييراتي حكومت جهل و ظلمت پايان خواهد يافت...»
رهبر اصلي مشرق زمين با شورشهاي زيادي روبه رو خواهد شد، كه اكثراً از طرف شمالي ها و غربي هاي مغلوب شده است، كه عده اي كشته و برخي مورد آزار قرار گرفته اند و بقيه در حال گريزند و فرزندانشان كه از زنان متعددي هستند، زنداني شده اند.
(نوستر آداموس، نامه به فرزند، ص 274)
شاهزاده ليبيايي (كه نماينده حكومت ايران است) در غرب به قدرت خواهد رسيد، يك فرانسوي از اعراب به شدت مكدر خواهد شد، دانشمند اديب (ادبا) با اوضاع خود را وفق خواهند داد، زبان عرب بر فرانسه پيشي مي گيرد...»
(سانتوري 10/قطعه 62)
در نزديكي سور بن جهت حمله به مجارستان قهرماني از اهالي برودها (سياه پوستان) به آنان هشدار خواهد داد رهبر بيزانس، سالون از اسلاوينا، آنان را به شريعت محمد (عربها)(ص) در خواهد آورد.
همچنين نوستر آداموس در سانتوري 10، قطعه 31 چنين مي سرايد كه:
«امپراتوري مقدس به آلمان خواهد آمد، پيروان اسماعيل جايگاه بي مانع خواهند يافت آدمهاي نادان همچنان خواستار كارماني (شريعت كهنه) هستند. تماي حمايت كنندگان (محمد(ص) سراسر گيتي را خواهند پوشاند.»
بنابراين، نوستر آداموس در اغلب سانتوري ها از جمله سانتوري 5 نسبت به فتح جهان به وسيله شريعت حضرت محمد(ص)به غرب و تمدن غربي هشدار مي دهد و به جهانيان اعلام مي كند كه روزي مسلمانان به رهبري ايران و تمدن ايراني بر جهان مسلط خواهد شد كه اين بي شك با گسترش و جهاني شدن انقلاب اسلامي ايران مي باشد.

آزادي در فلسفه سياسي اسلام
منصور ميراحمدي
قم: بوستان كتاب، 1381.

آزادي در تاريخ انديشه و نظريات سياسي جذابيت خاصي دارد و توجه بسياري از متفكران و صاحب نظران را به خود جلب كرده است. در اين باره، سخنان فراواني بر زبان رانده شده و مطالب گوناگوني نگارش يافته است. مفهوم مردم پسندانه و شهرت واژه آزادي و سازگاري طبع و سرشت انساني با آن، از عوامل مهم اين جذابيت است. توصيفات زيادي در قالب نظم و نثر و فيلم و داستان درباره آزادي بيان شده است و گستره توصيفي آن، ديگر موجودات زنده و مظاهر عالم طبيعت را هم در بر گرفته است. اما همين گستردگي معنايي، سبب «ابهام مفهومي» آن شده است; از اين رو همچنان مفهوم واقعي و حقيقي آزادي در پرده ابهام باقي مانده است.
گفتمان هاي گوناگون و رويكردهاي مختلف در انديشه سياسي نيز مزيد بر علت گشته، افزايش «ابهام مفهومي» را در پي داشته است. مباني مختلف درون گفتماني و تأثير اين مباني بر گفتمان هاي ديگر، باعث شكل گيري برداشت هاي مختلف از آزادي گرديده است.
در اين كتاب، بر برداشت خاص فلسفه سياسي اسلام را از آزادي تبيين كرده، مباني خاص و قلمرو ويژه آن را از اين ديدگاه بررسي مي كند. مراد از فلسفه سياسي اسلام در اين پژوهش، آن دسته از مباحث اساسي و بنيادي درباره هستي و انسان است كه مي تواند به عنوان مبنا در بحث از مؤلفه هاي اساسي فلسفه سياسي از جمله آزادي، در نظر گرفته شو د. پيشوند فلسفه در اين تركيب بيانگر زاويه و رويكرد خاص به سياست و پديده هاي سياسي است و پسوند اسلام نيز بيانگر رويكرد خاص به فلسفه سياسي و مباحث بنيادين آن است; از اين رو در اين پژوهش مراد از فلسفه سياسي، فلسفه سياسي محض نبوده، كلام سياسي را نيز شامل مي شود; بنابراين، در اين نوشتار، با توجه به آن دسته از اصول و مباني نظري درباره هستي و انسان كه مي تواند زير بناي اصل آزادي سياسي قرار گيرد، تلاش مي كنيم قلمرو و محدوده آزادي سياسي در فلسفه سياسي اسلام را از اصول و مباني مذكور استنتاج كنيم. بدين ترتيب، مبحث اين نوشتار با نگاهي فلسفي به آزادي، بعنوان يكي از مهم ترين مؤلفه هاي فلسفه سياسي، دنبال مي شود و روش حاكم بر آن نيز روش فلسفي (به مفهوم عام آن) است.
قبل از پرداختن به مباحث اصلي، اشاره اي كوتاه به اين مباحث و بيان سير بحث، مفيد به نظر مي رسد.
پژوهش حاضر از يك مقدمه، سه بخش و يك جمع بندي و نتيجه گيري تشكيل شده است. از آن جا كه هر گونه بحثي درباره مباني و قلمرو خاص آزادي در فلسفه سياسي اسلام، مستلزم تبيين مفهوم آزادي و تحليل آن است، در بخش اول به اين مهم پرداخته شده و با عنوان كليات و مفاهيم، عهده دار تبيين مفهوم آزادي و اقسام آن، اشاره اي گذرا به تحول مفهومي آن در فلسفه سياسي اسلام و تحليل مفهوم آزادي سياسي است. ابتدا مفهوم عام و كلي آزادي و مؤلفه هاي سه گانه آن بررسي شده، سپس اقسام مهم آن بيان مي گردد. با توجه به اين كه بحث اصلي نوشتار حاضر، درباره آزادي در فلسفه سياسي اسلام است، نگاهي هر چند گذرا به برداشت خاص فلاسفه اسلامي از اين مفهوم، لازم به نظر مي رسد; از اين رو در فصل دوم اين بخش ضمن اشاره به ديدگاه ها و آراي برخي از فيلسوفان كلاسيك و جديد اسلامي، تحول مفهوم آزادي و تأكيد خاص اين فيلسوفان بر برداشت خاصي و مصداق و يا مصاديق خاصي از آن را نشان مي دهيم. در مباحث اين فصل روشن خواهد شد كه تاكنون توجه اندكي به تحليل مفهوم آزادي و آزادي سياسي بر اساس مفهوم آزادي و مؤلفه هاي آن خواهيم پرداخت. با انجام اين امر، مقدمات ورود به مباحث اصلي اين نوشتار فراهم مي آيد.
بخش دوم به تبيين مباني آزادي سياسي در فلسفه سياسي اسلام اختصاص دارد كه به اصول و مباني اساسي و بنياديني كه توجيه كننده ارزشمندي آزادي سياسي است مي پردازد. براي تمهيد شرايط و مقدمات لازم جهت ورود به اين بحث، اشاره اي بسياري كوتاه به نحوه طرح اين بحث در فلسفه سياسي ليبراليسم كرده و با رويكردي مقايسه اي، مباني نظري آزادي سياسي در فلسفه سياسي اسلام را بيان خواهيم كرد.
بخش سوم كه در واقع نتايج به دست آمده از بخش دوم است، عهده دار تبيين قلمرو آزادي سياسي در فلسفه سياسي اسلام است. در اين بخش بر اساس مباني مذكور در بخش دوم، به استنتاج قلمرو خاص آزادي سياسي در فلسفه سياسي اسلام پرداخته و در نهايت مهم ترين مصاديق آزادي سياسي و محدوديت هاي آن ها را ذكر مي كنيم.
در پايان با اشاره اي كوتاه به مباحث مطرح شده و نتايج به دست آمده در بخش هاي سه گانه، جمع بندي و نتيجه گيري نهايي از آنها را ارائه كرده و برداشت خاص فلسفه سياسي اسلام از آزادي سياسي را بيان مي كنيم.

اراده خداوند جل جلاله
از ديدگاه فيلسوفان، متكلمان و محدثان
علي اله بداشتي
قم: بوستان كتاب، 1381.

سلام و رحمت و بركات خداوندي بر خاتم پيامبران محمد مصطفي و ائمه هدي كه سمبل خلقت و مشعل هدايتند.
انديشه بشري از معرفت حقيقت كنه ذات الهي به لحاظ اين كه غير متناهي و نامحدود است قاصر است، از اين رو، چاره اي نيست جز اين كه او را با اسما و صفاتش بشناسد، ولي اقيانوس حقيقت اسما و صفات نيز آن چنان عظيم و بي كران است كه انديشه ها در فهم آن مضطرب و زبان ها در بيان آن كند و ناتوان است و چون صفات الهي نيز مثل ذات او نامحدود است و حقيقت آن در انديشه بشري نمي گنجد، آراي متفاوتي در اسما و صفات الهي ظهور كرده است.
آن چه در اين كتاب ارائه شده است تحقيقي است درباره صفات حق _ سبحانه و تعالي _ به ويژه اراده او _ جل جلاله _ كه به گونه تطبيقي بين ملل و نحل مهم تاريخ تفكر اسلامي، يعني متكلمان، محدثان و فيلسوفان طرح شده است. صفات حق تعالي، به خصوص «اراده» او از مباحثي است كه در طول تاريخ اسلام محل نزاع نحله هاي فكري بوده است; تا آن جا كه برخي به انكار هرگونه صفتي براي خداوند برخاسته، گروهي صفات را مستقل از ذات خداوند دانسته، بعضي صفات كمال و جمال را بر محور معناي سلبي بيان كرده و دسته اي ديگر به وحدت مفهومي در صفات قائل شدند.
به همين ترتيب، در مسئله «اراده خدا» نيز اين سؤال ها پديد آمد: آياي خداي سبحان مريد است؟ و اگر مريد است آيا اراده او از صفات ذات است يا صفات فعل؟ و اگر اراده در مرتبه ذات هم ثابت است آيا عين ذات است يا زايد بر ذات؟
آيا اراده او مطلق است و همه هستي را در بر ميگيرد يا گستره آن فقط به برخي حوادث محدود مي شود؟ اگر اراده حق مطلق است پس افعال انسان نيز به اراده او انجام مي شود و اگر افعال انسان با اراده حق تعالي انجام مي شود، پس اختيار و آزادي اراده انسان چه جايگاهي دارد و حوادثي كه شر و قبيح ناميده مي شوند چگونه توجيه مي شوند؟
اين ها و ده ها سؤال ديگر همواره ذهن و زبان جوامع بشري را در دغدغه پايان ناپذير خود فرو برده است اما اين كه سخن حق و ادعاي راستين كدام است بسيار با اهميت است كه بايد با ژرف انديشي در منابع اسلامي و فرهنگ روايي و تأمل در گفتار حكماي الهي و علماي رباني فرا دست آيد.
در نهايت، اين مختصر در پي آن است كه با تضارب آراي حكيمان، متكلمان در محدثان و نقادي آن ها بر اساس انوار آسماني و حكمت برهاني، پاسخي در خور براي اين مسائل ارائه كند.

1_ گلستان قرآن، ش 124.
2_ گلستان قرآن، ش 124.
3_ كتاب ماه «كليات» مرداد 1381.
4_ اخبار دين، شماره 8.
5_ اخبار دين، شماره 8.
6_ كتاب هفته، ش 472.
7_ آيينه پژوهش، ش 75.
8_ آيينه پژوهش، ش 75.
9_ آيينه پژوهش، ش 75.
10_ آيينه پژوهش، ش 75.
11_ آيينه پژوهش، ش 75.
12_ آيينه پژوهش، ش 75.
13_ باران، ش 89.
14_ كيهان فرهنگي، ش 193.
15_ كيهان فرهنگي، ش 193.
16_ كيهان فرهنگي، ش 193.
17_ كيهان فرهنگي، ش 193.
18_ گزارش گفتگو، ش 28.
19_ فصلنامه انديشه انقلاب اسلامي، ش 2.
20_

منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد