العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
شنبه 6 خرداد 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13556      تاریخ : 1393/11/6 11:02:18      بخش : متن خبرنامه دین پژوهان print
اخبار دين پژوهي خبرنامه دين پژوهان ـ شماره 11 ـ آذر، دى 1381
اخبار دين پژوهي

 

حاصل پژوهش هاي فرهنگي سال ([1])

معاونت پژوهشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كه از سال 1380 به مؤسسه پژوهشي فرهنگ، هنر و ارتباطات تبديل شد. عهده دار اجراي برنامه هاي هفته پژوهش بود. بر اساس آئين نامه پژوهش فرهنگي سال فراخواني پيش از پايان هر سال (دي ماه) به وسيله درج آگهي در مجلات و نشريات معتبر داخلي و خارجي از مراكز تحقيقاتي و دانشگاهي و محققان آن مراكز براي ارائه طرح هاي پژوهشي خود به دبيرخانه پژوهش فرهنگي سال دعوت به عمل مي آيد.

از معيارهاي گزينش پژوهش هاي رسيده به دبيرخانه پژوهش فرهنگي سال مي توان به بديع بودن موضوع تحقيق، اعتبار علمي روش ها و فنون پژوهشي، بررسي سوابق جامع نظري و تجربي تحقيق، اعتبار منابع و ارجاعات، رعايت معيارهاي لازم در تدوين گزارش، انتشار مقاله يا مقالات از آن تحقيق در نشريات داخل و خارج از كشور و يا عرضه آن در گردهمايي هاي مختلف اشاره كرد.

همچنين در ماده هشتم آئين نامه اين دبيرخانه موارد ديگري همچون امكان بهره برداري از نتايج تحقيق در برنامه ريزي هاي فرهنگي و اجتماعي كشور و با كمك به افزايش دانش آن رشته و راهگشا بودن آن در تحقيقات بعدي و توفيق در تحليل موضوع و استنتاج منطقي موضوع به عنوان ملاك ارزيابي آثار پژوهشي ذكر شده است.

ارزيابي آثار پژوهشي ارسالي در سه عرصه انجام مي شود و پس از بررسي اجمالي پژوهش ها و كسب يك رأي مثبت از ميان دو رأي اعضاي هيأت داوران، طرح هاي تحقيقاتي، به مرحله دوم كه به وسيله همه اعضاي هيأت علمي مورد بررسي قرار خواهند گرفت، راه مي يابند.

اين آثار در مرحله دوم بر اساس معيارهاي موضوعي ماده هشتم آئين نامه پژوهش فرهنگي سال، امتيازاتي را كسب مي كنند و هر طرح پژوهشي با كسب سه چهارم امتيازات كامل هيأت داوران به مرحله سوم راه مي يابد. از ميان تحقيقات مورد بررسي، با اتفاق رأي هيأت داوران بر پژوهش بيشترين امتياز را كسب كرده باشد، در شور نهايي با انتخاب پژوهش هاي نمونه اعطاي درجه يك و دو نيز مشخص مي شود و اهدا لوح تقدير رياست جمهوري به آثار برگزيده و لوح تقدير وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به آثار تشويقي صورت مي گيرد.

نخستين دوره

در سال 1375 در پاسخ به اعلام فراخوان اين دوره، 2000 اثر رسيده به دبيرخانه بررسي شد و همچنين آثار انجام شده پنج سال گذشته نيز مورد ارزيابي قرار گرفت. از ميان 2000 اثر ارسالي 12 اثر به عنوان آثار برگزيده و 11 اثر نيز به عنوان آثار تشويقي انتخاب و معرفي شدند. آثار رسيده در گروه هاي فرهنگي و اجتماعي 5/37 درصد، فرهنگي و ديني 65/24 درصد، فرهنگ مردم 17 درصد، فرهنگ و رسانه ها 4/15 درصد و فرهنگي و ادبي 85/5 درصد بودند.

دومين دوره

در مقايسه با دومين دوره پژوهش فرهنگي سال كه در سال 1376 برگزار شده بود و در پاسخ به اعلام فراخوان 1100 اثر تحقيقي از سوي 85 مركز علمي، دانشگاهي و فرهنگي دولتي و غير دولتي و همين طور پژوهشگران مستقل به دبيرخانه پژوهش فرهنگي سال ارسال شده بود، اين آمار تفاوت هايي داشت.
از ميان آن آثار 10 اثر به عنوان برگزيده و 20 اثر به عنوان اثر تشويقي انتخاب و معرفي شدند.
پس از بررسي و ارزيابي، اين پژوهش ها، در هشت گروه به تناسب رشته هاي تخصصي دسته بندي شدند. در صد آثار رسيده در گروه فرهنگي، ديني 64/28 درصد، فرهنگي اجتماعي 18/24 درصد، فرهنگي، ادبي 84/11 درصد، تاريخ و جغرافياي انساني 87/8 درصد، فرهنگ و رسانه، 22/7 درصد، فرهنگ نامه ها 70/7 درصد، فرهنگي، هنري 85/6 درصد و فرهنگ مردم 83/4 درصد بود.

سومين دوره

از سومين دوره پژوهش فرهنگي سال كه در سال 1377 برگزار شد، مي توان به عنوان اولين دوره اي نام برد كه پژوهش هاي انجام شده همان سال مورد ارزيابي قرار مي گرفت. در اين دوره براي اولين بار بخش بين المللي براي ارزيابي، انتخاب و معرفي برترين پژوهش ها و پايان نامه هايي كه در سطح بين الملل و در فاصله سال هاي 97، 92 ميلادي انجام شده بود، راه اندازي شد و فعاليت خود را آغاز كرد. پژوهش هاي بين المللي به وسيله ايرانيان و خارجيان با موضوعاتي درباره فرهنگ ايران صورت گرفته بود.
يكي از معيارهاي ارزيابي پژوهش هاي بين المللي پرداختن فرهنگ، هنر و ادب و ساير مسائل اجتماعي و تاريخي ايران است.
در سومين دوره پژوهش فرهنگي سال كه 300 اثر از سوي 57 مركز علمي پژوهشي و فرهنگي دولتي و غير دولتي و همين طور دانشگاه ها و محققان مستقل در بخش داخلي شركت كرده بودند، سه اثر به عنوان پژوهش برگزيده معرفي شدند و هفت اثر نيز مورد تشويق واقع شدند.

آثار شركت كننده در سومين دوره پژوهش فرهنگي سال از نظر موضوعي در 9 گروه مورد ارزيابي قرار گرفتند كه ميزان درصد آثار رسيده عبارت از فرهنگي، اجتماعي 85/25 درصد، علوم تربيتي 40/12 درصد، ادبي 7 درصد، هنري 27/9 درصد، ديني 90/13 درصد، فرهنگ مردم 15 درصد، رسانه ها 42/10 درصد، تاريخ ايران 59/2 درصد، جغرافياي ايران 2 درصد است.
همچنين در بخش بين المللي اين دوره نيز 400 اثر مورد بررسي قرار گرفت كه از اين تعداد 3 اثر برگزيده شد و آثار پژوهشي دو پژوهشگر به عنوان اثر تشويقي انتخاب و معرفي شد. درصد آثار شركت كننده در بخش بين الملل به تفكيك گروه هاي اجتماعي از قرار 35/33 درصد، ادبي 55/9 درصد، ديني 52/9 درصد، هنري 25/14 درصد، فرهنگ مردم 52/9 درصد، فرهنگ و رسانه ها 30/14 درصد، علوم سياسي 52/9 درصد بود.

چهارمين دوره

چهارمين دوره پژوهش فرهنگي سال نيز كه در سال 78 برگزار شد از ميان 440 اثر رسيده به دبيرخانه پژوهش فرهنگي سال 7 اثر برگزيده و 13 اثر تشويقي از بخش تحقيقات داخلي معرفي شدند.
درصد آثار پژوهشي رسيده حاكي است كه در گروه فرهنگي، اجتماعي 34/17 درصد، تربيتي 39/14 درصد، ادبي 76/14 درصد، هنري 33/10 درصد، ديني 54/12 درصد، فرهنگ مردم 79/4 درصد، رسانه ها 43/11 درصد، تاريخ 53/5 درصد، جغرافيا 69/3 درصد، انقلاب اسلامي و امام خميني 20/5 درصد آثار شركت داشتند.
در بخش بين المللي چهارمين دوره پژوهش فرهنگي سال نيز چهار اثر به عنوان بهترين پژوهش برگزيده و 5 اثر تشويق شد. آثار شركت كننده در اين بخش نيز با موضوعاتي همچون اجتماعي با ميزان 12/12 درصد، ادبي 24/24 درصد، ديني 13 درصد، هنري 66/16 درصد، فرهنگ مردم 54/4 درصد، رسانه ها 57/7 درصد، سياسي 54/4 درصد، تاريخ 3 درصد، جغرافيا 5/1 درصد، انقلاب اسلامي و امام خميني 57/7 درصد بودند.

پنجمين دوره

پنجمين دوره پژوهش فرهنگي سال در سال 1379 در حالي آغاز شد كه در پاسخ به فراخوان دبيرخانه پژوهش فرهنگي سال تعداد 334 اثر در بخش داخلي به وسيله داوران مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفتند و از ميان آثار 10 اثر به عنوان برگزيده و از ميان آثار 10 اثر به عنوان برگزيده و 12 اثر به عنوان اثر تشويقي معرفي شدند و مورد تقدير قرار گرفتند.
تعداد آثار شركت كننده در پنجمين دوره پژوهش فرهنگي سال كه در چهارچوب گزينش دبيرخانه قرار گرفتند در موضوع اجتماعي 61 اثر، در موضوعي علوم تربيتي و روانشناسي 62 اثر، در موضوعي ادبي 40 اثر، در موضوع هنري 27 اثر، در موضوع ديني 45 اثر، در موضع فرهنگ مردم 19 اثر، در موضوع علوم ارتباطات و رسانه ها 26 اثر، در موضوع تاريخ 27 اثر و در موضوع جغرافيا 27 اثر بود.
همچنين در بخش بين المللي اين دوره 650 اثر كه در كشورهاي اروپايي و آمريكايي با موضوع هاي مختلف در حوزه علوم انساني ايران ارزيابي شدند كه از اين ميان تعداد سه اثر برگزيده شد و 3 اثر نيز به عنوان پژوهش تشويقي مورد تقدير قرار گرفت. در بخش بين المللي گروه هاي تاريخ با 33/33 درصد، اجتماعي با 22/22 درصد، ادبي با 66/6 درصد، رسانه ها با 11/11 درصد، عنري با 55/5 درصد، ديني با 55/5 درصد و جغرافيا با 55/5 درصد حضور داشتند.

ششمين دوره

در سال 80 ششمين دوره پژوهش فرهنگي سال با 548 اثر پژوهشي ارسالي در بخش داخلي برگزار شد. در اين دوره 5 اثر به عنوان اثر پژوهش برگزيده معرفي شدند و 19 اثر نيز به عنوان آثار تشويقي مورد تقدير قرار گرفتند.
در ششمين دوره نيز درصد آثار شركت كننده به تفكيك گروه هاي اجتماعي با ميزان 73/12 درصد، علوم تربيتي با 65/15 درصد، ادبي 98/13 درصد، هنري 29/6 درصد، ديني 39/9 درصد، فرهنگ مردم 63/5 درصد، باستان شناسي 54/3 درصد، رسانه ها 7/6 درصد، تاريخ 77/8 درصد، جغرافيا 47/6 درصد و علوم سياسي 47/6 درصد بود.
بخش بين المللي ششمين دوره پژوهش فرهنگي سال نيز شاهد حضور علمي 252 اثر در حوزه هاي مختلف علوم انساني بود كه اين پژوهش ها در فاصله سال هاي 1995-2001 ميلادي انجام شده بود. از ميان آثار رسيده در بخش بين الملل 7 اثر برگزيده و 5 اثر تشويقي مورد تقدير واقع شدند.
درصد آثار شركت كننده در بخش بين الملل در گروه هاي اجتماعي 81/38 درصد، ادبيات 21/9 درصد، ديني 64/2 درصد، فرهنگ مردم 55/8 درصد، رسانه ها 32/1 درصد، تاريخ 26/30 درصد، جغرافيا 66/0 درصد و هنر 24/7 درصد بود.

هفتمين دوره

هفتمين دوره پژوهش فرهنگي سال در شرايطي فعاليت خود را آغاز مي كند كه عده اي برگزاري چنين دوره اي را سطحي مي پندارند.
اما عده اي نيز برگزاري مستمر چنين دوره هايي را باعث استمرار و تقويت تحقيق دانسته و از آن به عنوان عوامل فرهنگ سازي خاطر نشان مي كنند.
به گزارش دبيرخانه پژوهش فرهنگي سال، سال 600 اثر داخلي از سوي 80 مركز علمي، پژوهشي دولتي و غيردولتي براي شركت در هفتمين دوره پژوهشي فرهنگي سال رسيده است كه از اين تعداد 7 اثر برگزيده خواهند شد و 12 اثر نيز از كشورهاي چين، يونان، تاجيكستان، آلمان، آمريكا، فرانسه، انگلستان، سوئد، كانادا، نيجريه، مالزي، سوريه، لبنان، آلباني و ژاپن به دبيرخانه ارسال شده است. در اين بخش از مجموع 35 اثر پژوهشي كه درباره فرهنگ ايران نوشته شده است تعداد 6 اثر برگزيده خواهند شد و 5 اثر مورد تشويق قرار خواهند گرفت.
در هفتمين دوره پژوهش فرهنگي سال آثار از نظر ميزان سهم پايان نامه هاي مقاطع مختلف دسته بندي شده است. گزارش ارسالي دبيرخانه حاكي است 2/39 درصد از طرح هاي رسيده به گزارش هاي پژوهشي مربوط مي شود و 5/10 درصد از پژوهش ها نيز به پايان نامه هاي دوره دكترا و 50 درصد از اين طرح ها به پايان نامه هاي دوره كارشناسي ارشد اختصاص دارد.
هفتمين دوره پژوهش فرهنگي سال در بخش هاي ادبي، هنري، فرهنگ مردم، مطالعات علوم اجتماعي، تاريخ و جغرافيا، رسانه ها و پژوهش هاي ديني برگزار مي شود.

پژوهش هاي اسلام شناسي ([2])

كيومرث اميري
(رئيس مركز بازشناسي اسلام و ايران)

در دو دهه گذشته، جنبشي به نام جنبش اسلام خواهي يا به تعبير غربيان، بنيادگرايي در پاره اي كشورهاي جهان جلوه كرده است و در آن مسلمانان و گروه هاي اسلامي در صدد تحقق پاره اي از احكام و اصول اسلامي در كشور خود و يا جهان بر آمده اند. اين حركت كه با تعبير اسلامي كردن (Slamisition) بيان مي شود در كشورهايي مانند سودان، پاكستان، الجزاير، مصر، لبنان، اندونزي، عربستان، افغانستان و ... به انحاء و شيوه هاي گوناگون به مرحله اجرا درآمده است. همزمان با دولت ها، برخي از رهبران گروه ها و احزاب اسلامي و روشنفكران مسلمان نيز در جهت اثبات و يا تحقق آن جد و جهدي نشان داده اند. در همان حال، بر خلاف شماري از دولت هاي اسلامي و رهبران احزاب و گروه هاي مسلمان، در كشورهاي اسلامي گروه ها و اشخاصي نيز هستند كه با انديشه اجرا و تحقق احكام اسلامي موافق اند ولي آن را با شرايط امروز جهان منطبق نمي دانند و تعبير و شيوه و برداشت خاص خود را از اين مقوله ارائه مي دهند.

در كنار اين دسته كه اساساً با چهره اسلام سياسي در تمامي ابعاد آن مخالفند و بر آن هستند كه نبايد دين را وارد حوزه سياست كرد. اين عوامل موجب شده تا توجه غربيان و حتي نسل جوان كشورهاي اسلامي به انديشه هاي ديني بيشتر شود. پژوهش گران، روزنامه نگاران و نويسندگان غير مسلمان نيز براي فهم اسلام گرايي و اسلام تحقيقات و بررسي هاي بسياري را انجام داده اند و مسلمانان نيز براي ارايه ديدگاه هاي خود بر نفي اتهامات در اين بازار پررونق معرفي و نقد و دفاع و مخالفت از اسلام و كوشش براي تحقق احكام آن، همواره اين پرسش اساسي را مطرح مي كنند كه كدام اسلام مورد دفاع و مخالفت قرار مي گيرد. آيا محل تحقيق و دفاع و مخالفت روشن است. گاه مي بينيم پژوهشگران غير مسلمان، اسلامي را معرفي و نقد مي كنند كه بسياري از مسلمانان نيز آن گونه اسلام را بر نمي تابند يا گونه اي از اسلام را مورد نقد قرار مي دهند كه اسلام نيست بلكه رفتار مسلمان است و نمي توان آن را به پاي انديشه هاي اسلامي نوشت.

در كنار اين مسائل، نكته ديگري كه چهره مي نمايد اين نكته است كه امروزه، فقيهان به گونه اي و از منظري خاص، منظر فقاهت و اصول و علوم ديني مانند روايات، كلام و تفسير، درايه، رجال و ... اسلام را معرفي مي كنند و بر آنند كه وجه فقهي را بر لباس اسلاميت بپوشانند و گويي دين اسلام، در اين اصول خلاصه مي شود. در كنار اين، آنان اسلام عرفاني و اسلام فلسفي و اسلام فرق مختلف اسلامي را مي بينند. براي هر پژوهنده علاقه مند، اين پرسش اساسي مطرح مي شود كه بايد كدام اسلام را مبناي قضاوت و داوري قرار داد. آيا اسلام گروه هاي تندروي مصري نمايانگر انديشه هاي اسلام است و يا اسلام وهابي هاي سعودي. آيا بايد انديشه هاي ابوالاعلي مودودي را نماد اسلام دانست يا امام خميني را؟ و پرسش هايي از اين دست.

به اين مسائل، بايد افزود پژوهش ها و آثاري كه نويسندگان غربي درباره اسلام و مسلمانان منتشر مي سازند. آيا بايد آثار خانم آن ماري شيمل، مونتگمري وات، هانري كربن، پطروشفسكي، نيكلسون، لويي ماسينيون را هم بايد به عنوان شناخت از اسلام پذيرفت يا نه؟ چنانكه پاره اي از نويسندگان مسلمان، پژوهش هاي همين متفكران را به عنوان سند اسلام شناسي راستين بر ديده مي نهند.

براي آن كه بتوان در اين آوردگاه فكري و جهان تشتت انديشه، اندكي از غبار تيرگي فروكاست، تصميم گرفتيم مركز بازشناسي اسلامي و ايران را با هدف شناسايي و معرفي انديشه ها و آموزه هاي اسلامي آن گونه كه واقعاً اسلام واقعي است تأسيس كنيم. پس هدف اساسي از تشكيل اين مركز، بازنماياندن موارد انحراف و تيرگي در شيوه هاي مختلف اسلام شناسي و نشان دادن چهره راستين اسلام است.

از طرف ديگر، سرزمين كهنسال ايران، پيش و پس از اسلام، سرزمين انديشه ها و مردان بزرگ بوده است. اين كشور اهورايي پيش از اسلام نيز داراي دين بوده و مردمان آن با آسمان پيوندي به ايران، ايرانيان يكسره دل بدين آئين آسماني نهادند و حسب حال و مقتضيات فرهنگ و تمدن و سرشت خويش، اسلام شيعي را پذيرا شدند. استلزامات پذيرش اين گونه از اسلاميت در بين ايرانيان سبب شد كه آن ها برداشت خاص خود را از پيامبر، جانشينان، احكام و مفسران حقيقي كتاب آسماني داشته باشند. البته اين پنداشت با پنداشت اكثريت مسلمانان تفاوت دارد. بررسي ها نشان مي دهد كه ايرانيان خدمات بسيار گران سنگي به فرهنگ و تمدن اسلامي داشته اند و بدون ايرانيان بالندگي و تكامل فرهنگ و علوم اسلامي چندان آسان نبوده است، از اين رو، بين اسلام و ايران در طول تاريخ 1400 ساله، سه گونه تعامل پديدار شده است.

تعامل اول، از نوع همزيستي و همراهي اسلام و ايران با يكديگر است. در اين تعامل، هم اسلاميت بر صدر مي نشيند و هم ايرانيت از حرمتش كاسته نمي شود. اسلام، ايران را بر كشيده است و ايران به اسلام مدد رسانيده است.
در نوع دوم، رويكرد اسلام منهاي ايران، يا ايران منهاي اسلام است. پژوهشگر اسلامي بر آن است كه نبايد به عامل ايرانيت پرداخت و تنها بايد از نگاهي ايدئولوژيك به اين رابطه نگريست و هرگونه آثار و جلوه هاي مدنيت و انديشه و فرهنگ باستاني ايران را به كنار مي نهد و از آن تبري مي جويد و بر آن است كه تنها بايد بر اسلام تكيه كرد.
اين ديدگاه افراطي از لوازم اين تلقي غافل است. ديدگاه افراطي گري مقابل اين رويكرد، تلقي ايران منهاي اسلام است. اين ديدگاه هم اسلاميت را به كنار مي نهد و تنها به فرهنگ ايران باستان تكيه مي كند و معتقد است كه اسلام در ايران منشأ تحول و پيشرفت نبوده است.
گروهي كه بر آن بودند زبان فارسي را از واژگان عربي بپيرايند و با اسلام مخالفت ميورزيدند، پيروان اين ديدگاهند.
بدين سان، مي بينيم كه درباره رابطه اسلام و ايران هم مسائل و ابهاماتي وجود دارد. هدف دوم از تأسيس اين مركز آن بود كه به روابط ايران و اسلام در وجه مختلف پرداخته شود و پاره اي از انحرافات و ديدگاه هاي نادرست را بنماياند. افزون بر دو هدف فوق، لازم بود كه ايران امروز با ايران معاصر يا به تعبيري ايران پس از انقلاب يا ايران سياسي و همچنين ايران فرهنگي و تاريخي كه پديد آورنده شخصيت هاي بزرگ و شاهكارهاي جهاني مانند مثنوي مولانا، ديوان حافظ، گلستان و بوستان سعدي، شاهنامه فردوسي، رباعيات خيام و جغرافياي ايران معرفي و شناسانده شود و اين چنين، اين مركز بر بنياد سه هدف فوق پديد آمد.

در پاسخ به اين پرسش كه آيا چنين مراكزي در زمينه دين پژوهي هم وجود دارد، بايد گفت در كشور مالزي، مركزي به نام بازشناسي انديشه هاي اسلامي با حمايت دولت مالزي و براي تلفيق انديشه اسلامي با فرهنگ والايي بنياد گرفته است، ولي در كشورهاي ديگر و حتي در كشور مالزي چنين مركزي با اين هدف وجود ندارد.

آيين نامه  مؤسسات آموزش عالي حوزوي
مصوب پانصد و هفتمين جلسه مورخ 29/05/1381 شوراي عالي انقلاب فرهنگي

شرح:

مقدمه

به منظور تحقق اهداف والاي حوزه علميه و تحقق مصوبات شوراي عالي حوزه علميه قم، مؤسسات آموزش عالي حوزوي كه در اين آيين نام «مؤسسه» ناميده مي شوند با اهداف زير تأسيس مي شود.

تعريف: مراد از مؤسسات آموزش عالي حوزوي مؤسساتي است كه منحصراً از طلاب علوم ديني گزينش مي نمايند و برنامه هاي آموزشي منطبق با برنامه هاي شوراي عالي حوزه علميه قم مي باشد.

ماده 1: اهداف مؤسسه:

الف ـ گسترش فرهنگ و معارف اسلامي.
ب ـ مطالعه و تحقيق در علوم انساني و معارف اسلامي و تربيت دانشمندان و محققان متعهد.
ج ـ تربيت طلاب و فضلاي مستعد براي مقابله با انديشه هاي انحرافي و التقاطي.
د ـ تربيت مدرس، محقق، مبلغ اسلامي و متخصص در رشته هاي علوم انساني به منظور تبيين معارف اسلامي و تأمين نياز جامعه اسلامي.
هــ تربيت نيروي انساني متخصص و متعهد براي مراكز مختلف آموزشي.

ماده 2:

مؤسسه داراي شخصيت حقوقي مستقل است كه بر اساس ضوابط و آيين نامه هاي مصوب شوراي عالي حوزه علميه قم و در چارچوب مفاد آيين نامه فعاليت داشته و رئيس آن نماينده قانوني مؤسسه در مقابل مراجع ذي صلاح و اشخاص ثالث مي باشد.

ماده 3: اركان مؤسسه:

1ـ مؤسس يا هيئت مؤسس
2ـ هيئت امنا
3ـ رئيس مؤسسه
4ـ شوراي مؤسسه

ماده 4: مؤسس يا هيئت مؤسس:

صلاحيت مؤسس يا هيئت مؤسس توسط شوراي عالي حوزه علميه قم احراز مي گردد.

ماده 5: وظايف و اختيبارات مؤسس يا هيئت مؤسس:

1ـ تدوين و پيشنهاد تغييرات اساسنامه مؤسسه به شوراي عالي حوزه علميه قم.
2ـ كسب امتياز و مجوزهاي لازم از شوراي عالي و ساير مراجع ذي صلاح.
3ـ فراهم كردن مقدمات و امكانات لازم براي شروع كار مؤسسه.
4ـ تعيين آن عده از هيئت امنا كه بايد از طرف مؤسس و يا هيئت مؤسس تعيين شوند و عزل هر يك از آنها.
5ـ پيشنهاد فضلا و اعضاي هيئت امنا به شوراي عالي حوزه علميه قم.
6ـ نظارت بر فعاليتهاي مؤسسه براي تحقق اهدافي كه به منظور آن تأسيس شده است.
7ـ تصويب پيشنهادهاي هيئت امنا در خصوص توسعه مؤسسه و فعاليتهاي آن و ارسال آن به شوراي عالي حوزه علميه قم.

ماده 6:

هر مؤسسه آموزش عالي حوزه اي پس از كسب مجوز تأسيس داراي يك هيئت امنا متشكل از 5 تا 9 نفر با تركيب زير خواهد بود كه براي 4 سال انتخاب مي شوند. انتخاب مجدد اعضا بلامانع است.
1ـ حداكثر سه نفر از اعضاي هيئت مؤسس و در صورتي كه مؤسس شخصيت حقوقي باشد به معرفي مؤسس.
2ـ سه تا پنج نفر از فضلاي شناخته شده حوزه علميه با تصويب شوراي عالي حوزه علميه قم.
3ـ نماينده شوراي عالي حوزه علميه قم.
تبصره 1: در تركيب هيئت امنا لزوماً حضور يكي از مؤسسين و نيز نماينده شوراي عالي حوزه علميه قم ضروري است. تبصره 2: هر هيئت امنا داراي يك رئيس به انتخاب اعضا خواهد بود.
تبصره 3: نحوه اداره جلسات هيئت امنا بر اساس آيين نامه داخلي خواهد بود كه در اولين جلسه هيئت امنا تهيه و به تصويب مي رسد.

ماده 7: وظايف و اختيارات هيئت امنا:

1ـ پيشنهاد رئيس مؤسسه به شوراي عالي حوزه علميه قم.
2ـ تصويب اساسنامه مؤسسه كه از طرف رئيس مؤسسه پيشنهاد مي شود.
3ـ تصويب بودجه جاري و عمراني و تحقيقاتي مؤسسه.
4ـ تعيين خزانه دار و حسابرس رسمي براي مؤسسه.
5ـ تأييد حسابها و ترازنامه سالانه مؤسسه با توجه به گزارش حسابرس مؤسسه.
6ـ جذب هدايا و كمكهاي نقدي و غير نقدي از اشخاص حقيقي و حقوقي.
7ـ تصويب مقررات استخدامي و تعرفه حقوق و دستمزد و مزايا.
8ـ پيشنهاد تأسيس شعب يا انحلال واحدها به هيئت مؤسس.
9ـ تصويب آيين نامه تشكيل شوراي مؤسسه.
10ـ تصويب اخذ وام.
11ـ تصويب تعداد پذيرش طلاب كه از طرف رئيس مؤسسه پيشنهاد مي گردد.

تبصره 1: تعداد پذيرش طلاب در هر سال و دوره تحصيلي بايد به تأييد مديريت حوزه علميه قم برسد.
تبصره 2: هر گونه تغيير در اختيارات و وظايف هيئت امنا بايد به تصويب شوراي عالي حوزه علميه قم برسد.
12ـ پيشنهاد ضوابط و نحوه گزينش طلاب و اساتيد براي تصويب به شوراي عالي حوزه علميه قم.
13ـ تنظيم و تصويب آيين نامه داخلي هيئت امنا.

ماده 8: رئيس مؤسسه:

رئيس مؤسسه مسئول اداره كليه امور مؤسسه مي باشد كه به پيشنهاد هيئت امنا و پس از تأييد شوراي عالي براي مدت پنج سال منصوب مي شود.
تبصره: پذيرش استعفاء و يا عزل رئيس مؤسسه پس از تصويب هيئت امنا با حكم رئيس هيئت امنا خواهد بود.

ماده 9: وظايف و اختيارات رئيس مؤسسه:

1ـ اداره كليه امور مؤسسه.
2ـ اجراي مصوبات مديريت حوزه علميه قم و هيئت امنا.
3ـ تهيه و تنظيم و پيشنهاد بودجه سالانه مؤسسه به هيئت امنا براي مؤسسه.

ماده 10: شوراي مؤسسه:

اختيارات و وظايف شوراي مؤسسه و همچنين كميسيونهاي تخصصي آن حسب مورد طبق ضوابط معمول در مؤسسات آموزش عالي تا شوراي عالي حوزه علميه قم تعيين خواهد شد.
تبصره: تركيب اعضاي شوراي مؤسسه و وظايف آن مطابق آيين نامه تهيه و به تأييد شوراي عالي حوزه علميه قم خواهد رسيد.

ماده 11:

الف ـ آيين نامه هاي مربوط به امور آموزشي، امتحاني و انضباطي و شرايط پذيرش علمي طلاب و مدت دوره تحصيلي توسط رئيس مؤسسات و پس از تأييد هيئت امنا به تصويب مديريت حوزه علميه قم مي رسد. ب ـ اختيار تصويب سرفصل ها و مواد درسي رشته هاي تحصيلي (موضوع مصوبه جلسه 502 مورخ 22/5/81 شوراي عالي انقلاب فرهنگي) به شوراي عالي حوزه علميه قم تفويض شده است.
ج ـ اعطاي مدرك و دانشنامه مؤسسه مطابق مصوبه جلسه 268 مورخ 3/11/74 شوراي عالي انقلاب فرهنگي خواهد بود.

ماده 12: انحلال مؤسسه:

انحلال مؤسسه بنا به پيشنهاد هيئت مؤسس و تصويب شوراي عالي حوزه علميه قم امكان پذير خواهد بود و پس از تصويب، هيئت تسويه مركب از سه نفر كه دو نفر به انتخاب هيئت موسس و يك نفر به انتخاب شوراي عالي حوزه علميه قم تشكيل و با رعايت مقررات قانوني امر تسويه را به عهده خواهند داشت. پس از تسويه، واگذاري اموال و دارائيهاي باقيمانده حسب تشخيص شوراي عالي حوزه علميه قم به حوزه علميه قم انتقال داده خواهد شد.
تبصره: در صورت تصويب انحلال، هيئت مؤسس با هماهنگي مديريت حوزه علميه قم موظف است كليه تعهدات مربوط به طلاب موجود در آن را تا اتمام دوره تحصيلات آنها به نحو مطلوب به انجام برساند.
ماده 13: كليه امور مربوط به مؤسسات آموزش عالي حوزوي خواهران توسط مركز مديريت حوزه هاي علميه خواهران و با ضوابط مندرج در اين آيين نامه انجام خواهد شد.
ماده 14: هر گونه تغيير يا اصلاح در مواد اين آيين نامه به پيشنهاد شوراي عالي حوزه علميه قم و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگ امكان پذير خواهد بود.
آيين نامه فوق مشتمل بر 14 ماده و 8 تبصره در جلسه 507 مورخ 28/8/81 به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد.

سپرده گذاري  در بانك هاي آمريكايي ([3])

دكتر قرضاوي

سپرده هاي سرمايه گذاري عرب و مسلمان در بانگهاي آمريكايي نزديك به يك تريليون دلار است كه بهره سالانه آن بيش از 126 ميليارد دلار مي باشد.
اخيراً برخي از اين سرمايه گذاران به ويژه سرمايه گذاران عربستاني تصميم گرفته اند سپرده هاي خود را از اين بانكها خارج كنند.
اگر انگيزه اين افراد فرار از تعقيب جمعيتهاي خيريه و بانكهاي اسلامي از سوي دادگاههاي آمريكايي جهت تأمين خسارتهاي وارده به بازماندگان حوادث 11 سپتامبر 2001 باشد، اين افراد بهتر است بدانند كه مسأله سپرده گذاري آنان بعد عقيدتي و فقهي دارد و از بعد سوء استفاده هاي آمريكايي از ثروتهاي عربي و اسلامي فراتر مي رود. فقها معتقدند كه سپرده گذاري در بانكهاي آمريكايي محل اشكال است و در رأس اين فقها علامه دكتر شيخ يوسف قرضاوي است كه سپرده گذاري در چنين بانكهايي را از لحاظ شرعي و به خاطر حمايت مطلق آنان از صهيونيسم اشغالگر حرام مي داند.
شيخ قرضاوي از سرمايه گذاران عربستاني و عرب خواست سرمايه ها و سپرده هاي خود را از بانكهاي آمريكايي خارج كنند. وي مي افزايد: از آنجايي كه آمريكا نخستين حامي و شريك استراتژيك رژيم اشغالگر صهيونيست مي باشد لذا سپرده گذاري در بانكهاي آن به منزله همكاري و كمك به اسرائيل تجاوزگر در ادامه اشغال سرزمين مقدس اسلامي و كشتار مسلمانان ساكن آن مي باشد.
دكتر قرضاوي همزمان با صدور تازه ترين فتواي خود مبني بر حرمت سپرده گذاري در بانكهاي آمريكايي، شك دارد كه آمريكا به صاحبان سپرده ها اجازه دخل و تصرف در اموال خود بدهد.

شيخ قرضاوي همچنين باز پس گرفتن سپرده هاي مسلمانان از بانكهاي آمريكايي را نوعي جهاد عليه ستمگران و شيوه ديگري از تحريم و محاصره آمريكا و رژيم صهيونيستي دانسته و مي افزايد امريكا نخستين كشوري بود كه تحريم و محاصره را به عنوان يك اهرم فشار بر خصمان خود در دنياي امروز به كار گرفت و جا دارد كه مسلمانان نيز با پس گرفتن سپرده هاي خود از بانكهاي آمريكايي، اين دشمن امت اسلامي را تحريم كرده و به آمريكا و هم پيمانانش پاسخ رد بدهند. چون به گفته قرضاوي، حضرت علي (ع) فرموده است: دشمنان تو بر سه قسمند:

1. كسي كه دشمني او براي تو آشكار است.
2. دوست دشمن تو نيز دشمن توست.
3. دشمن دوست تو نيز دشمن توست.
آمريكا امروز از دوستي با دشمن ما فراتر رفته و در حمايت از آن به حد جان نثاري رسيده است و امت اسلامي كه جمعيت آن به 3/1 ميليارد نفر رسيده است بر طبق دستور اسلام مي تواند با تحريم آمريكا و هم پيمانانش ضربه مهلكي به آنان وارد كند. وي تأكيد مي كند طبق دستور اسلام در چنين مواردي اگر مسلماني بتواند كالاهاي آمريكا و اسرائيل را تحريم كرده و به جاي آن از كالاهاي ديگر كشورها استفاده كند، اما اين روش را عملي نكند به راستي مرتكب كار حرام شده و گناهي بزرگ برگردن گرفته و نزد مردم نيز خوار خواهد شد چون آمريكا با تكيه بر فروش اين كالاها و سودهاي كلان آن سرمايه گذاريها، توانسته است اينچنين حمايتهاي بي دريغ خود را بر اسرائيل ارزاني دارد.

وي از تمام مسلمانان و سپرده گذاران عرب خواست با پس گرفتن سپرده هاي خود از بانكهاي آمريكايي به برادران مسلمان خود كه با خون و جان خود از سرزمين اشغال شده مسلمانان و نخستين قبله مسلمين و جايگاه معراج پيامبر (ص) دفاع مي كنند، كمك كنند.
به نوشته دكتر حسن علي دبا در روزنامه قطري الرايه، شيخ قرضاوي معتقد است سپرده گذاري در بانكهاي آمريكايي نوعي همكاري در گناه و تجاوز به مسلمانان است در حاليكه خداوند مي فرمايد: در كارهاي نيك و تقوا با يكديگر همكاري داشته باشيد و چون اين اموال را در اختيار آمريكا قرار دهي پس تو در گناه آمريكا و تجاوز به كشورهاي اسلامي و ارائه كمكهايش به رژيم صهيونيست اشغالگر كمك كرده اي در حاليكه مي داني كمك به اسرائيل هم بي چون و چرا نامحدود است.

شكايت عليه نويسنده فرانسوي  به جرم اهانت به اسلام([4])

4 سازمان اسلامي عليه يك نويسنده فرانسوي كه به اسلام توهين كرده است، شكايت مي كنند. روزنامه قطري الشرق در تاريخ 3 / 6 / 1381 به نقل از شبكه اينترنتي (نيوزنت) مي نويسد: مجمع جهاني اسلامي (وابسته به عربستان) و امام مسجد پاريس در ميان شكايات كنندگان مي باشند.

آقاي دليل ابوبكر امام جماعت مسجد پاريس مي گويد: ميشيل هوليبيك، رمان نويس فرانسوي در كتاب خود Plat Forme(جايگاه) به نقل از يك شخصيت ديگر مي نويسد: هنگامي كه خبر كشته شدن يك تروريست فلسطيني به گوشم مي رسد، به وجد مي آيم.
هوليبيك اخيراً به خاطر نوشتن كتاب Atomised (نابودي) جايزه كتاب سال جهان (به ارزش 62500 دلار) دريافت كرده است.
گفته مي شود كتاب دوم او يعني Plat Forme (جايگاه) اباحيگري را ارج نهاده و درباره حمله به كاباره توريستي مي گويد اين كار توسط توريستهايي كه گمان مي رود مسلمان هستند، مي باشد.
اگر از همه اين اهانتهاي هوليبيك به اسلام چشم پوشي كنيم بايد بدانيم كه وي در سال گذشته هنگام عرضه كتاب «جايگاه» خود در گفتگويي با مجله لير فرانسه اعلام كرد: «.. قرائت قرآن افسردگي مي آورد و اسلام (به نظر او) تهي ترين اديان است» اين اظهارات هوليبيك موضوع اصلي شكايت عليه او را تشكيل مي دهد.

آقاي دليل ابوبكر امام جماعت مسجد پاريس مي گويد: هوليبيك از روي قصد، به اسلام توهين كرده و واژه هاي شرم آوري به كار برده است و بنابراين بايد مسؤوليت گفته هاي خود را بپذيرد.
امام جماعت مسجد پاريس مي افزايد: اينگونه اظهارات، قوانين تسامح ديني را نيز نقض كرده و احساسات و كينه توزيهاي نژادي را تحريك مي كند.
وي تأكيد مي كند اگر يهودي بودم به خاطر يك دهم اين اظهارات هم عليه اوليبيك شكايت مي كردم، لذا بيش از اين نبايد تسامح ديني اسلام را مورد سوؤ استفاده قرار داد.
وكيل مدافع هوليبيك مي گويد: اين جريان، شباهت زيادي به جريان سلمان رشدي دارد و بيم آن دارم كه هوليبيك ترور شود.

جنجال آفريني عليه اسلام  در دانشگاه هاي آمريكا

يكي از دانشگاه هاي آمريكا كه اخيراً خواستار تدريس كتابي درباره «ديدگاههاي اوليه اسلام» است، جنجال شديدي ميان محافظه كاران مسيحي و مراكز علمي به پا كرده است.
به نوشته روزنامه الوطن چاپ قطر در تاريخ 3/6/1381، مسيحيان اين تصميم دانشگاه ايالت كاروليناي شمالي را مغاير با قانون اساسي آمريكا دانسته و معتقدند تدريس اين كتاب به ويژه پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 (20 شهريور 1380) منجر به مطالعه بيشتر دانشجويان درباره اسلام و سرانجام احتمال روي آوردن آنان به اين دين مي شود.
آقاي فيض الرحمن سخنگوي شوراي مسلمانان آمريكا ضمن استقبال از تدريس اين كتاب آن را گامي در راه ازادي آكادمي تلقي كرده و تأكيد كرد: لازم است دانشجويان اين كتاب را با دقت بخوانند چون اسلام دين يك پنجم جمعيت جهان است و نمي توان از آن چشم پوشي كرد.
اين در حالي است كه يك جمعيت محافظه كاران مسيحي در ماه مي گذشته عليه دانشگاه كاروليناي شمالي شكايت كرده و خواستار جلوگيري از رسيدن اين كتاب به دست دانشجويان كه تعداد آنها بالغ بر 3500 مي باشد، شد. اما دادگاه اين شكايت را رد كرد. از سوي ديگر سخنگوي اين دانشگاه گفت: ما براي دين مشخصي تبليغ نمي كنيم و اين كتاب توسط كميته اي از استادان برجسته نوشته شد تا اوضاع آشفته پس از حوادث 11 سپتامبر را آرام كنند.
كتاب «بررسي تحليلي ديدگاههاي اوليه قرآن» با اشاره به آرامش موجود در ميان مسلمانان خاطر نشان مي كند اين آرامش برگرفته شده از ايمان به غيب و اثر نبوت در آنان است. نويسنده كتاب «مايكل سيليس» از دانشگاه هاروارد پنسلوانيا است كه اشاره اي به تفسير قرآن نيز مي كند.

اختلاف بين عقلاي مسلمين  در اصول نيست ([5])

در ديدار حجت السلام و المسلمين نعماني مشاور بين الملل دبير كل مجمع و مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با دكتر محمد سيد طنطاوي شيخ الازهر مصر در «مشيخه الازهر» مورخ 8 آبان سال جاري، ديدگاههاي دو طرف در مورد ضرورت وحدت اسلامي در جهان امروز، و به كارگيري شيوه اعتدال و تقريب مذاهب بيان گرديد.
شيخ الازهر در اين ديدار با بيان اينكه امروز در شرايطي قرار داريم كه دنيا پر از آدم هاي حيوان صفت است و هر فردي به دنبال منافع خود است، گفت: افكار متعصب و تند، راه به جايي نخواهند برد و انديشه معتدل به موفقيت خواهد رسيد و ما بايد در اين زمينه متحد و هوشيار باشيم.
وي افزود: گوينده لا اله الا الله و محمد رسول الله (ص) مسلمان است و ما بايد با آنها همكاري داشته باشيم تا امت واحده بسازيم، اگر چه آنها در مصر، ايران، شرق و غرب باشند. مسلمان امامي با ديگر مسلمانان در اصول و اركان دين اسلام اختلاف ندارد.
شيخ الازهر مصر همچنين اظهار داشت: مذاهب مخلتف از قبيل حنفي، مالكي، شافعي و حنبلي نيز با هم اختلاف هايي دارند كه اين اختلاف ها در زمان پيامبر هم بوده كه منشأ آنها اجتهادهاي گوناگون است.
وي در ادامه خاطر نشان كرد كه اختلاف بين عقلاي مسلمين در اصول نيست و اختلاف ها در فروع نيز به حقيقت و رضاي خداوند و وفاق همگي منتهي خواهد شد.
حجت الاسلام و المسلمين نعماني با اعلام اين مطلب كه اختلاف ها و اجتهادها اغلب مفيد و سازنده است و اميدواريم كه خداوند بر عقلاي مسلمانان بيفزايد، در اين ديدار گفت: مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي به جايگاه خاص علماي الازهر و متفكرين مصري واقف است و روح دوستي و محبت بين متفكرين و ملت دو كشور ايران و مصر بيش از پيش شده است.
در اين ديدار سيد هادي خسروشاهي، سفير جمهوري اسلامي ايران نيز حضور داشت، ايشان مباحث نخستين ميزگرد سال گذشته در مصر پيرامون تقريب بين مذاهب اسلامي را به زبان فارسي ترجمه كرده و در يك كتاب شامل بخش عربي و فارسي و به همراه يك جلد كلام الله مجيد كه به خط نستعليق نوشته و در ايران چاپ شده است از سوي حجت الاسلام و المسلمين نعماني به شيخ الازهر مصر تقديم كردند.

انتقاد آيت الله تسخيري
از پخش برنامه هاي شبكه تلويزيوني المستقله

كانال تلويزيوني المستقله در ماه مبارك رمضان گفتگوي پرخاشگرانه و تفرقه انگيزي در بين شيعه و سني ترتيب داده كه در آن آقايان ابوزهرا نجدي و تيجاني از يك طرف آقاي ابومنتصر بلوچي (عنصر ضد انقلاب و ايراني مقيم لندن كه با دستگاه هاي جاسوسي غرب ارتباط دارد) كه از وهابيت دفاع مي كند در سويي ديگر، با هم به بحث و جدل و مناظره وارد مي شوند و بحثهايي را مطرح مي كنند كه موجب فحاشي، كينه توزي، ضديت با طرف مقابل و تفرقه انگيزي در جهان اسلام مي گردد.

در همين راستا دبيران كل مجمع جهاني اهل بيت و تقريب مذاهب اسلامي و معاون بين المللي دفتر مقام معظم رهبري پخش اين گونه برنامه ها را در ارتباط با توطئه هاي استكبار جهاني در ضديت با وحدت جهان اسلام دانستند و آيت الله تسخيري نيز در برنامه (معا علي الهوا) كه بصورت زنده در تاريخ يكشنبه 10 / 9 / 81 از شبكه برون مرزي سحر پخش گرديد حضور يافتند و كار شبكه تلويزيوني المستقله را مورد نكوهش قرار داده و خواستار تعطيلي اين برنامه شدند.

انتقاد مشاور رئيس جمهوري ازبكستان
از بي توجهي به ترجمه قرآن ([6])

مشاور رئيس جمهوري ازبكستان از بي توجهي به ترجمه متون قرآن و انجيل طي سال هاي استقلال در اين كشور به شدت انتقاد و آنها را داراي اشتباهات فاحش ارزيابي كرد.
گزارش خبرنگار ايرنا در اين رابطه حاكي است در نشست علمي ـ تحقيقاتي كه با عنوان «نقش دين در جامعه و راه هاي ايجاد ثبات در آن» از سوي دانشگاه اسلامي تاشكند طي سه روز گذشته برگزار شده بود درباره مسائل مربوط به اديان مختلف و روابط پيروان اديان شانزده گانه در اين كشور گفت و گوهاي كارشناسي به عمل آمد. در نشست كارشناسي اين كنفرانس «ظهرالدين حسن الدين اف» گفت: طي يك دهه پس از استقلال ازبكستان فعاليت هاي مربوط به ترجمه قرآن و انجيل در ازبكستان به يكباره افزايش يافت ولي بي توجهي هاي عمده اي در اين ارتباط صورت گرفته است. وي همچنين درباره احتمال نيات تفرقه افكنانه انتشاردهندگان متون غلط قرآني و انجيلي در ازبكستان، نسبت به عواقب آن هشدار داد. در ادامه كار اين كنفرانس كه با حضور شخصيت هاي مختلف علمي و تحقيقاتي تشكيل شده بود، سخنرانان پيرامون عناويني چون «ترجمه هاي قرآن و انجيل به زبان روسي و ازبكي» و «بررسي متون مذهبي منتشر شده در ده سال پس از استقلال ازبكستان» مقالاتي ارائه دادند.

تأسيس شورايي براي نظارت بر قدس ([7])

روحانيون سه دين توحيدي اسلام، يهوديت و مسيحيت به دعوت اسقف اعظم كانتربري در اوايل دسامبر در منطقه اي واقع در حومه لندن گردهم آمدند. شركت كنندگان در اين گردهمايي با تأكيد بر اين نكته كه قدس متعلق به هر سه دين اسلام، يهوديت و مسيحيت مي باشد، با انتشار بيانيه اي اعلام كردند كه خواستار تشكيل شورايي متشكل از نمايندگان اين سه دين هستند تا اداره امور قدس و ديگر اماكن مقدس را به آن ها بسپارند.

فتواي آيت الله فضل الله درباره گفتگو ([8])

آيت الله سيد محمدحسين فضل الله از علماي برجسته لبنان فتواي وجوب گفتگو با غرب را داد. در اين فتوي آمده است: «امروز علما و روشنفكران مسلمان واجب است كه به منظور آگاه سازي مردم «بالحكمه و الموعظه الحسنه و الجدال بالتي هي أحسن» از چهره واقعي اسلام سخن گويند، اين گفتگو بايد بر پايه هاي فرهنگي اسلام كه محبت و تمدن و عقلانيت از آن ها جداناپذير است، صورت گيرد. گفتگو با تمدن هاي ديگر بايد به روش علمي و انساني باشد.»
ايشان همچنين از جنبش هاي اسلامي خواست كه در راهكارهاي خشونت آميز خود كه به هيچ وجه از لحاظ شرعي توجيهي ندارد تجديدنظر نموده و سعي كنند راه هاي شرعي و هماهنگ با واقعيت هاي موجود را براي تقابل با دشمنان برگزينند.

فتواي جديد الازهر درباره بانك ها ([9])

مجمع تحقيقات اسلامي الازهر كه بالاترين هيأت فقهي الازهر است، با اكثريت آرا اعلام كرد كه سپردن اموال به بانك ها و دريافت سود ثابت در مقابل آن ها بلامانع است. اين تصميم جديد در چارچوب گردهمايي ماهانه اي كه مجمع تحقيقات اسلامي برگزار مي كند، گرفته شده است. شرط مطرح شده براي اين عمل فقط سرمايه گذاري بانك ها در اموري است كه از لحاظ شرعي مانعي نداشته باشد. همچنين اين مجمع تصميم گرفت كه هيأتي به رياست شيخ الازهر محمد دهد تا فتواي شرعي اين تصميم را تهيه و اعلام نمايد.

نگراني واتيكان
از افزايش مدعيان ظهور حضرت مريم ([10])

بر اساس گزارش منتشر شده در روزنامه ايتاليايي لارپو بليكا در تاريخ 31 اكتبر، واتيكان از افزايش ادعاهاي ظهور حضرت مريم بر افراد و ديگر معجزات اثبات نشده اي ابراز نگراني كرد. به همين منظور مجمع دكترين ايمان به رياست كاردينال روتزينگر در حال تهيه و تدوين سندي جهت تنظيم اين موضوع پيچيده است. بر اساس اين سند، اسقف هر حوزه خليفه گري موظف است تا در صورت بروز شايعه ظهور حضرت مريم به تحقيقات لازم پيرامون شرايط و نحوه وقوع امر پرداخته و صحت و سقم آن را اعلام نمايد. كليسا نگران آن است كه اين افراد مردم را به اعتراض و شورش عليه كليسا فرابخوانند. گفتني است كه طي 90 سال يعني از سال 1905 تا 1995، كليسا با 11 مورد ادعاي ظهور موافقت كرده و به 184 مورد ديگر جواب منفي داده است.

پيام واتيكان به مناسبت عيد فطر
به مسلمانان جهان ([11])

فيتز جرالد رئيس شوراي پاپي ديالوگ بين اديان با انتشار پيامي به مناسبت عيد فطر دستيابي به صلح جهاني را بزرگترين هدف براي دو دين اسلام و مسيحيت برشمرد.
وي در اين پيام كه با عنوان «مسيحيان و مسلمانان در مسير صلح» منتشر گرديد، ضمن اشاره به اوضاع جنگي به عنوان زخم هاي عميق بشري به ويژه در خاورميانه، آسيا و آفريقا، وظيفه اصلي اديان را تربيت مردم به صلح و آموزش آنان براي اداره بحران ها و ممانعت از تبديل آن به درگيري ها دانسته و انتظار جامعه و دولت ها از اديان را در همين زمينه برشمرد.
در اين پيام آمده است: ما به عنوان معتقدين به خداوند واحد به وظيفه خود در برقراري صلح واقف هستيم. مسيحيان و مسلمانان معتقدند كه صلح قبل از هر چيزي يك هديه الهي است و به همين دليل جوامع مربوطه براي صلح به دعا و نيايش مي پردازند.

الزام شركت روحانيون مسلمان
در دوره هاي آموزشي فرهنگ هلندي ([12])

به گزارش BBC در تاريخ بيست و هشتم نوامبر دولت هلند روحانيون مسلمان اين كشور را ملزم به شركت در دوره هاي آموزشي كرده است كه در آن اين افراد بتوانند به خوبي با ويژگي هاي فرهنگي جامعه هلند از جمله آزادي استعمال مواد مخدر، ازدواج همجنس بازان و نيز كشتن به واسطه ترحم، آشنا شده و آن را درك نمايند.
هلند نخستين كشور اروپايي است كه از مهاجران مسلمان مي خواهد در اين دوره ها كه تحت عنوان دوره هاي تلفيق فرهنگي ناميده شده است، شركت كنند و 300 ساعت نيز تحت آموزش زبان هلندي قرار گيرند.
اين مسأله مورد اعتراض جمعيت هاي مسلمان در هلند قرار گرفته است اما اداره مهاجرت هلند اعلام كرده است كه در صورت عدم گذراندن اين دوره ها افراد مذكور را از كشور اخراج خواهد كرد.

درگيري هاي خونين در نيجريه ([13])

پس از آن كه گروه هاي با نفوذ اسلامي در شمال نيجريه، حكم اعدام يك خبرنگار زن را به واسطه توهين به حضرت محمد در جريان مسابقات انتخاب دختر شايسته، اعلام كردند، درگيري هاي خونين در نيجريه ميان مسيحيان و مسلمانان به اوج خود رسيد. تا آنجا كه رهبران مسيحي نيجريه نيز پيروان خود را به انتقام از مسلمانان فراخواندند.
در جريان اين درگيري ها بيش از دويست نفر كشته شدند و عذرخواهي مكرر نويسنده مذكور از مسلمانان نيز تأثيري در كنترل خشم آن ها نداشت.
نمايندگي هاي روزنامه (This Daily) كه مقاله اين روزنامه نگار را چاپ نموده بود در تمام مناطق مورد حمله و هجوم مسلمانان خشمگين قرار گرفت و اگر چه بارها از جامعه مسلمانان عذرخواهي كرد اما روحانيون صادر كننده حكم مرگ در مصاحبه هاي مكرر اعلام كردند كه هرگز حكم خود را پس نخواهند گرفت و نويسنده مذكور شامل عفو نخواهد شد. اين در حالي است كه شوراي شريعت در عربستان سعودي در يك موضع گيري رسمي اين روزنامه نگار را مستحق عفو دانست و رئيس جمهور نيجريه نيز قول داد كه در صورت لغو حكم مرگ، وي را به گونه اي ديگر تنبيه كند. كارشناسان معتقدند اين مسأله تأثيري مستقيم بر انتخابات آتي رياست جمهوري در نيجريه دارد. جرج بوش رئيس جمهور آمريكا در پيامي خطاب به رهبران اسلامي سراسر جهان، كه تحت عنوان بمب مقدس منتشر شد، اعلام كرد كه بحث بنيادگرايي اسلامي همچون يك بمب خطرناك جهان را تهديد مي كند و از رهبران اسلامي خواست كه خود آن ها براي خنثي كردن اين خطر اقدام كنند، تا دنيا شاهد حادثه ديگري نظير يازدهم سپتامبر نباشد. وي برقراري روابط آمريكا با رهبران اسلامي را منوط به عملكرد آن ها نسبت به اين ماجرا دانست.

نامه يك پژوهشگر ايراني به كوفي عنان
چرا «بيم از جهاني شدن» داريم؟

«عالي جناب! سخن امروز، جهاني شدن است. چرا نبايد به فكر آن باشيم كه تمامي بشريت را به سوي مبدأ ژرف تري هدايت كنيم؟
راه اساسي رسيدن به وحدت جهاني، اعتقاد و ايمان است. ايماني كه از منشاء والاتري اخذ شده باشد. در چنين شرايطي است كه امكان گفتگو و تفاهم بين انسانها پديد مي آيد.»
غلامرضا تبريزي، نويسنده و پژوهشگر مسائل اجتماعي ـ فرهنگي در نامه اي خطاب به كوفي عنان، دبير كل سازمان ملل متحد كه درباره جهاني سازي و عواقب آن با عنوان «بيم از جهاني شدن» نوشته و نسخه اي از آن را در اختيار دبيرخانه كنگره دين پژوهان كشور قرار داده، همچنين آورده است: «عالي جناب! امروزه انفجار اطلاعات، گسترش روز افزون تكنولوژي، تسخير كرات آسماني، زمين و ساكنان آن را با نقشه اي از پيش طراحي شده به سوي نظريه دهكده جهاني سوق مي دهد، نظريه اي كه مي توان از آن به تناسب هدفي كه دنبال مي كند تفسيرهاي متفاوتي را به عمل آورد.»
در بخش ديگري از اين نامه آمده است: «جهاني شدن از يكسو مي تواند مطلوب و از ديگر سو به زيان بشريت باشد. بي شك دهكده جهاني مطلوب، بر اساس اشتياق دولتهاي بزرگ و قدرتمند به سلطه جويي كه هيچگاه حد و مرزي را نمي شناسد استوار نيست. بلكه اساس آن بر رفع دشواريهايي است كه همه جهان را فراگرفته است. بنا نهادن يك دهكده جهاني بر اساس حذف تمام گرفتاريهاي بشر حاضر مستلزم به كارگيري عقل تفاهمي است نه تخاصمي.

تبريزي، نويسنده نامه به كوفي عنان، دبير كل سازمان ملل، ضمن يادآوري اين نكته كه «هم اينك كشورهاي صاحب قدرت و نفوذ، كه داعيه دار دموكراسي و حقوق بشرند، با اين حال همين كشورها به تنها اصلي كه معتقدند پايه امپراتوري جهاني است، حكومتي كه بر اساس زور و كشور گشايي و ديكتاتوري استوار است.» افزوده است:
«اكثر كشورهايي كه فرياد صلح، عدالت، دموكراسي و حقوق بشر سر مي دهند، حتي در سازمان ملل جايي كه انسان ها به منظور دست يافتن به صلح پايدار گرد هم آمده اند در برابر تصميم اكثريت حق «وتو» براي خود حفظ كرده اند. حقي كه با چشم پوشي از حاكميت اكثريت بر سرنوشت خويش براي خود به دست آورده اند.»
در اين نامه تأكيد شده است: «آقاي رئيس چه تضميني وجود دارد كه برقراري نظام جهاني با وضعيت كنوني باعث نخواهد شد كه مردمان كشورهاي توسعه نيافته از خفقان حكومتهاي استبدادي و وحشت محلي به چنگال ديكتاتوري جهاني گرفتار آيند؟»
در بخش ديگر نامه، نويسنده، يادآور شده است: «عالي جناب! مفهوم جهاني شدن اصطلاحي زيباست كه در بطن خود وحدت را نشان مي دهد اما لحاظ كردن شرايط كشورها و ملتها، اديان، فرهنگها و تمدنها خود موضوعاتي پيچيده اند كه عدم حل آن ها مي تواند، جهاني شدن را به يك تجربه تلخ و دردناك در هزاره سوم مبدل كند. براستي اگر روند جهاني شدن بر پايه عقل تفاهمي استوار باشد به نتيجه اي مطلوب مي انجامد.»

در پايان اين نامه سه صفحه اي، كه تاريخ 5 آوريل 2002، را دارد، غلامرضا تبريزي، خطاب به دبير كل سازمان ملل آورده است: «سازماني كه شما در رأس آن قرار داريد مي تواند به عنوان تبلور اراده بشر در جهت ايجاد تفاهم و همدلي مفهوم پيدا كند. تفاهمي كه بر پايه ايمان به صلح و دوستي و برابري استوار باشد نه بر زور و سرنيزه و اراده نظامي.»

اولين جشنواره بين المللي  موسيقي مذهبي

اخيراً در شهر ويژون فرانسه، اولين جشنواره بين المللي موسيقي مذهبي با حضور شهردار اين شهر و سفير ارمنستان در فرانسه افتتاح شد.
در اين جشنواره كه با مساعدت دبير كل يونسكو و يا شعار «صلح و سازش» برگزار شد سه گروه موسيقي از مراكش، ارمنستان و ايتاليا به ترتيب به اجراي موسيقي مذهبي اسلام، مسيحيت و يهوديت پرداختند.
چهره هاي سياسي، مقامات دولتي و منتقدان نام آور هنري در اين فستيوال بين المللي حضور داشتند و از نزديك شاهد هنرنمايي اين گروههاي موسيقي بودند.
موسيقي به عنوان هنري كه نه تنها در زمانه ما بلكه در اغلب دوران زندگي بشر در بين انواع ديگر هنرها بيشترين مخاطب و بالاترين تأثير را دارد. مي تواند به عنوان ابزاري كارآمد در گفتگوي فرهنگها و تمدنها و نيز تعامل پيروان اديان و مذاهب مورد استفاده قرار گيرد.
در ديالوگ بين تمدنها و اديان كه هر كدام متعلق به سرزمين خاصي از اقصي نقاط جهان با آداب، رسوم و زبان هاي مختلفند نيز «آنگاه كه زبان از گفتن باز مي ماند، موسيقي آغاز مي شود.»
بخش مهم و قابل توجهي از ميراث موسيقي جهاني، گونه اي از موسيقي است كه تحت عناوين موسيقي مذهبي، موسيقي كليسايي و موسيقي عرفاني شناخته مي شود. بسياري از آثار جاودانه موسيقي كلاسيك كه ساخته بزرگان نام آور اين عرصه از قبيل بتهوون، موتسارت و بالاخص باخ است به شاخه موسيقي كليسايي و مذهبي تعلق دارد.
با عنايت به گستره مخاطبان موسيقي و زبان جهاني كه آن تمامي مرزهاي جغرافيايي و عقيدتي را در مي نوردد، به نظر مي رسد توجه كارشناسي و عميق به اين عرصه مهم فعاليت هنري انسان، با حفظ شئون فرهنگ اسلامي و آداب ملي و بومي ما، واجد قابليت هاي پرشماري در جهت برقراري ارتباط مؤثر با فرهنگها و تمدن هاي جهاني است.

جاي نمايندگان موسيقي مقامي و عرفاني ايراني كه آشكارا شكل مذهبي و ديني دارند در اين جشنواره بين المللي موسيقي مذهبي خالي بود و بنظر مي رسد حضور شايسته آن ها مي توانست گامي مهم در معرفي فرهنگ و تمدن ايراني و توانايي ها و ذخائر هنري باشد كه در اين گونه از موسيقي موجود است.

ليبرالم، اما مسلمانها را بيشتر متحد خود مي دانم!

يك نويسنده انگليسي در مقاله اي با عنوان «چگونه غرب گم شد؟» به نقد تسامح بيش از حد جوامع ليبرال در مسائل اجتماعي و اخلاقي پرداخت. ملاني فيليپس با اشاره به فراگير شدن استفاده از موارد مخدر در هلند مي گويد:

هلندي ها مهاجران را مسئول همه گير شدن مواد مخدر و جرايم مي دانند، اما مهاجران مسئوليتي در اين زمينه ندارند. در حقيقت ليبراليست هاي هلندي كه با روش نادرست خود تسامح مواد مخدر را دامن زدند مسئول افزايش استفاده از مواد مخدر و جرايم مربوط به آنند كه در نهايت به چنين معضل اجتماعي تبديل شده است. اين سياستي ليبراليستي نيست. آسيب رساندن به افراد و جامعه هيچ گاه در اصول ليبراليسم قرار نداشته است. به همين صورت، آزادي هاي جنسي به خانواده هاي از هم گسيخته، قلب هاي شكسته، و از بين رفتن امنيت و اعتماد منجر شده است.
به علاوه، در قلب ليبراليسم، حق آزادي عقد قراردادهاي خصوصي قرار داشت. اما حمله ليبراليست ها به بنيان خانواده، قرارداد ازدواج را شديداً سست و بي معني كرده و قابليت افراد را براي ايجاد فرداي بهتر و مطمئن براي خود و فرزندانشان نابود كرده است.
من به عنوان كسي كه هميشه مدافع چنين ارزش هاي ليبراليستي بوده ام، مسلمانان را بيشتر متحد خود مي بينم. انتقاد آنان از وضع موجود در تقابل با بي تفاوتي غرب است.
مسلمانان به درستي از فروپاشي اصول اخلاقي در غرب انتقاد مي كنند، زيرا از بين رفتن اصول اخلاقي باعث شده كه جرايم، استفاده از مواد مخدر، طلاق و بي بندوباري افزايش يابد.
آنان حق دارند كه از نابودي تقدس و تبديل جوامع به نوع مصرفي آن وحشت داشته باشند. آنان به درستي بي معنايي و تهي بودن جامعه دنيازده، فخرفروشي چنين جامعه اي و فلج شدن بنيان هاي آن را نشانه مي روند.
به همين دلايل است كه خيلي ها به بنيادگرايي در مسيحيت، يهوديت و نيز اسلام روي مي آورند. اين نشان دهنده كاوش براي يقين، اصول و اميد در جهاني است كه اكثر مردم در جهت نابودي آن تلاش مي كنند. اين نقطه اتكا در جامعه اي است كه به تمام اصول سنتي پشت پا زده است. به همين دليل است كه اسلام به عنوان ديني كه هنوز افراد زيادي به آن مي گروند، چنين پايگاه محكمي در جوامع اقليت مسلمان دارد.
نويسنده كه خود معتقد به نظريه جنگ تمدنهاي هانتينگتون است و بر ضرورت برخورد با مسلمانان در غرب تأكيد وبشدت از نظريه هاي بيگانه ستيزي حمايت مي كند در عين حال معتقد است: اسلام مجدداً ظهور كرده است و خطري كه از جانب آن غرب را تهديد مي كند توسط زوال دروني غرب از بابت افول اخلاقيات، گسستگي سياسي و خودكشي فرهنگي تشديد مي شود. ليبراليسم كلاسيك بر اين اساس بود كه آزادي ليبرال بر اساس خويشتنداري اخلاقي استوار است. حتي جان استوارت ميل (Jogn Stuart Mill)عقيده داشت كه يك جامعه آزاد در صورتي كه اصل خويشتنداري خود را از دست دهد به خطر خواهد افتاد. آزادي بي حد و مرز فردي خطري براي آزادي است زيرا در آن احساس مسئوليت نسبت به ديگران قرار نمي گيرد. اما جامعه ليبرال ما به اين نتيجه رسيده است كه هر نوع خويشتنداري و محدوديتي ظالمانه است. به همين دليل است كه ليبراليسم تبديل به مجوزي براي آسيب رساندن به ديگران شده است.

بازي هاي رايانه اي «يا مهدي»
زمينه اي براي اهانت به ساحت مهدويت

چندي است لوح فشرده اي توسط كمپاني هاي آمريكايي به نام «جنگ بعدي» در بازارهاي مختلف جهان از جمله ايران و تهران به سهولت در دسترس كودكان و نوجوانان قرار گرفته است.
نفت در منطقه استراتژيك خليج فارس را نشان مي دهد كه كاركنان آمريكايي آن به اسارت نيروهاي مسلمان درآمده اند; لذا مضمون اصلي اين بازي توجيه حاكميت آمريكا در خليج فارس و تروريست جلوه دادن مسلمانان است. پوشش افراد «يورشگر» برگرفته از پوشش رزمندگان لبناني است و نيروهاي مسلمان در هنگام كشت نابود كردن دشمنان خود و حتي انفجار هواپيما، لفظ «يا مهدي» و «الله اكبر» را به كار مي برند.
مسؤولان هر چه زودتر بايد بر توزيع اين گونه لوح هاي فشرده نظارت داشته و براي جلوگيري ازر اهانت به مقدسات و تخريب چهره واقعي اسلام كه دين صلح است، اقدامات ضروري را لحاظ كنند.

متخصصان شرعي بايد  نسبت به حضور زنان اظهار نظر كنند ([14])

مهندس مهرعليزاده گفت: در پي تحولي كه ايده آل ما به نظر مي رسد، بانوان مي توانند به غير از رشته هاي ورزشي كه محدوديت شرعي و محدوديت فيزيكي ندارد به همان شدتي كه آقايان در صحنه حضور دارند، نيز حضوري مستمر داشته باشند. به گزارش ايسنا، رييس سازمان تربيت بدني در ادامه ي نشست خبري روز گذشته خود با نمايندگان رسانه هاي گروهي، در پاسخ به اين سوال كه آيا معاونت ورزش بانوان منحل خواهدشد و انجمن هاي آن زير نظر فدراسيون هاي ورزشي به فعاليت خود ادامه خواهند داد؟ اظهار داشت: اين مقوله در ابتدا به عنوان يك تفكر اوليه مطرح شد، اما به هر حال اگر ما بخواهيم ورزش بانوان را متحول نماييم نيازمند تحولي ساختاري در اين زمينه هستيم چرا كه هر تحولي در قوانين و مقررات سازمان ذيربط را بايد ساختار سازماندهي آن سازمان پاسخ دهد كه در اين راستا قصد داريم مطالعه اي را در خصوص تحول ساختاري ورزش بانوان انجام دهيم. وي گفت: حتي من به معاونت ورزشي بانوان پيشنهاد داده ام كه بدنبال شناسايي ورزش هايي باشند كه با يك طرح و ايده ي جديد با محدوديت هاي موجود در بخش بانوان مطابقت داشته باشد. مهندس مهرعليزاده با تاكيد بر اين كه معاونت ورزش بانوان با زير نظر گرفتن انجمن هاي ورزشي همانند فرداسيون هاي كوچك ادامه ي فعاليت مي دهند، توضيح داد: با اين توصيف روش ديگري كه بر اساس آن انجمن هاي ورزشي زير نظر فدراسيون هاي ورزشي فعاليت كنند نيز مورد بررسي قرار گرفته كه هنوز به هيچ گونه نتيجه ي قطعي نرسيده ايم. اين تفكر زماني متواند به نفع ورزش بانوان باشد كه در تقسيم بندي بودجه، بودجه اي كه به فدراسيون هاي ورزشي تعلق مي گيرد به گونه اي مساوي ميان ورزش بانوان و مردان، تقسيم شود. اما برخي افراد نيز معتقدند با انجام چنين اقدامي و قرار گرفتن ورزش بانوان زير نظر فدراسيون هاي ورزشي امكان دارد توجه كمتري به بخش ورزش بانوان مبذول شود. وي ادامه داد: ما بر اساس تفكري كه بر حذف معاونت بانوان تاكيد دارد، اين كار را انجام نمي دهيم. چرا كه در ميان معاونان سازمان تربيت بدني بايد نماينده اي براي دفاع از حوزه ي بانوان وجود داشته باشد. اما به لحاظ تقسيم بندي بودجه اي، بايد تفكري بيانديشيم كه انجمن بانوان زير نظر فدراسيون هاي ورزشي بودجه بگيرند. اما اين تفكر تنها به صورت يك ايده مطرح شده است كه هنوز به نتيجه ي خاصي نيز نرسيده ايم. معاون رييس جمهور در خصوص حضور بانوان در ميادين ورزشي و خصوصا استاديوم هاي ورزشي بزرگ اظهار داشت: ما بايد شرايطي را ايجاد نماييم كه به لحاظ مسايل فرهنگي شرايط براي حضور آحاد جامعه (مردان و زنان) در ورزشگاهها مهيا شود. در اين ميان براي حضور بانوان در ميادين ورزشي بايد مسايل شرعي را نيز در نظر بگيريم. كه طبيعتا ما تخصص در اين زمينه نداريم و با اين توصيف متخصصان شرعي بايد نسبت به حضور زنان اظهار نظر كنند. وي افزود: اما براي ايجاد فضاسازي مناسب جهت حضور بي دغدغه ي مردان و زنان در ورزشگاهها پيشنهادهايي را به مديران باشگاهها ارايه داده ايم كه بر اساس آن سازمان هايي زير نظر باشگاهها مانند انجمن هواداران تشكيل شود تا بر اين اساس شعارهايي كه با مسايل اخلاقي مطابقت داشته باشد را در ميادين ورزشي مطرح كنند. رييس سازمان تربيت بدني در خصوص ايجاد شرايط لازم براي حضور بانوان در ورزشگاه آزادي گفت: در بازسازي استياديوم ورزشي آزادي تهران بخشي را براي حضور خانواده ها اختصاص داده اند كه به اين ترتيب حضور خانواده ها مي تواند به عنوان گام اول براي حضور بانوان منظور شود، اما اين امر نيز مشروط به نداشتن مشكلات شرعي مي باشد.

1- فرهنگ و پژوهش، ويژه هفتمين دوره.
2- فرهنگ و پژوهش، ويژه هفتمين دوره.
3- پيك تقريب، پيش شماره 1.
4- پيك تقريب، پيش شماره 1.
5- پيك تقريب، پيش شماره 1.
6- گلستان قرآن، شماره 118.
7- اخبار دين، شماره 9، دي 81.
8- اخبار دين، شماره 9، دي 81.
9- اخبار دين، شماره 9، دي 81.
10- اخبار دين، شماره 9، دي 81.
11- اخبار دين، شماره 9، دي 81.
12- اخبار دين، شماره 9، دي 81.
13- اخبار دين، شماره 9، دي 81.
14- ايسنا، 20 بهمن 81.

منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد