العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
شنبه 7 اسفند 1395
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13569      تاریخ : 1393/11/7 13:53:45      بخش : متن خبرنامه دین پژوهان print
رهنمودها و رويكردهاى دين پژوهى‏ خبرنامه دين پژوهان ـ شماره 12 ـ بهمن ، اسفند 1381
رهنمودها و رويكردهاى دين پژوهى‏

 

فراخوان نظريه‏ پردازى و نوآورى  روشمند مقام معظم رهبرى(1)
(در پاسخ به پيشنهاد جمعى از دانش‏ آموختگان حوزه علميه)

رهبر معظم انقلاب اسلامى با تأكيد بر لزوم تبديل «توليد نظريه و فكر» به يك ارزش عمومى و ضرورت تجليل از نظريه سازان و نو آوران، حوزه و دانشگاه را به تشويق و نهادينه كردن جنبش «پاسخ به سؤالات، مناظرات علمى و نظريه‏پردازى روشمند» فرا خواندند.
حضرت آيت الله خامنه‏اى با پاسخ مثبت به پيشنهاد جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علميه تصريح كرده‏ اند:
... از شما و هم فكرانتان در حوزه و دانشگاه مى‏خواهم كه اين ايده‏ها را تا لحظه عملى شدن و ثمر دادن، هر چند دراز مدت، تعقيب كنيد، نه مأيوس و نه شتابزده، اما بايد اين راه را كه راه شكوفائى و خلاقيت است به هر قيمت پيمود. اين انقلاب بايد بماند و برنامه تاريخى و جهانى خويش را به بار نشاند و همين كه اين عزم و بيدارى و خود آگاهى در نسل دوم حوزه و دانشگاه نيز بيدار شده است همين كه اين نسل‏ از افراط و تفريط، رنج مى‏برد و راه ترقى و تكامل را نه در «جمود و تحجر» و نه در «خود باختگى و تقليد، بلكه در نشاط اجتهادى و توليد فكر علمى و دينى مى‏داند و مى‏خواهد كه شجاعت نظريه ‏پردازى و مناظره در ضمن وفادارى به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه، بيدار شود و اراده كرده است كه سؤالات و شبهات را بى پاسخ نگذارد، خود، فى نفسه يك پيروزى و دستاورد است و بايد آن را گرامى داشت و آنگاه كه نخبگان ما نقطه تعادل ميان «هرج و مرج» و «ديكتاتورى» را شناسائى و تثبت كنند، دوران جديد آغاز شده است.
... «آزادى تفكر، قلم و بيان» نه يك شعار تبليغاتى بلكه از اهداف اصلى انقلاب اسلامى است. و من عميقاً متاسفم كه برخى ميان مرداب «سكوت و جمود» با گرداب «هرزه گويى و كفر گويى» طريق سومى نمى‏شناسند و گمان مى‏كنند كه براى پرهيز از هر يك از اين دو بايد، به دام ديگرى افتاد.
... متاسفانه گروهى بدنبال سياست زدگى و گروهى بدنبال سياسى زدايى، دائما تبديل فضاى فرهنگى كشور را به سكوت مرداب گونه يا تلاطم گرداب آور، مى‏خواهند تا در اين بلبشو فقط صاحبان قدرت و ثروت و تريبون، بتوانند تاثير گذار و جريان ساز باشند و سطح تفكر اجتماعى را پايين آورده و همه فرصت ملى را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسايند و درگيرى‏هاى غلط و محيط قبيله‏اى يا فرهنگ فاسد بيگانه را رواج دهند و در نتيجه صاحبان خرد و احساس، ساكت و مسكوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان، بر كنار و در حاشيه مانده و منزوى، خسته و فراموش شوند. در چنين فضايى، جامعه به جلو نخواهد رفت و دعوى‏ها، تكرارى و ثابت و سطحى و نازل مى‏گردد، هيچ فكرى توليد و حرف تازه‏اى گفته نمى‏شود.
... براى علاج بيمارى‏ها و هتاكى‏ها و مهار هرج و مرج فرهنگى نيز بهترين راه، همين است كه آزادى بيان در چار چوب قانون و توليد نظريه در چار چوب اسلام، حمايت و نهادينه شود. بنظر مى‏رسد كه هر سه روش پيشنهادى شما يعنى تشكيل 1) «كرسى هاى نظريه‏پردازى» 2) «كرسى‏هاى پاسخ به سؤالات و شبهات» و 3) «كرسى‏هاى نقد و مناظره»، روش هايى عملى و معقول باشند و خوبست كه حمايت و مديريت شوند بنحوى كه هر چه بيشتر، مجال علم، گسترش يافته و فضا بر دكانداران و فريبكاران و راهزنان راه علم و دين، تنگ‏تر شود.
... من بر پيشنهاد مى‏افزايم كه اين ايده چه در قالب «مناظره هاى قانونمند و توام با امكان داورى» و با حضور «هيئت‏هاى داورى علمى» و چه در قالب تمهيد «فرصت براى نظريه سزان» و سپس «نقد و بررسى» ايده آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمى حوزه و دانشگاه، تنها محدود به برخى قلمروهاى فكر دينى يا علوم انسانى و اجتماعى نيز نماند بلكه در كليه علوم و رشته هاى نظرى و عملى (حتى علوم پايه و علوم كاربردى و...) و در جهت حمايت از كاشفان و مخترعان و نظريه سازان در اين علوم و در فنون و صنايع نيز چنين فضايى پديد آيد.
... اينجانب... از شوراى محترم مديريت حوزه علميه قم مى‏خواهم هم با اطلاع و مساعدت «مراجع بزرگوار و محترم» و با همكارى و مشاركت «اساتيد و محققين برجسته حوزه»، براى بالندگى بيشتر فقه و اصول و فلسفه و كلام و تفسير و ساير موضوعات تحقيق و تاليف دينى، و نيز فعال كردن «نهضت پاسخ به سؤالات نظرى و عملى جامعه»، تدارك چنين فرصتى را ببينند. از شوراى محترم انقلاب فرهنگى و بويژه رياست محترم آن نيز مى‏خواهم كه اين ايده را در اولويت دستور كار شوراى براى رشد كليه علوم دانشگاهى و نقد متون ترجمه‏اى و آغاز «دوران خلاقيت و توليد» در عرصه علوم و فنون و صنايع و بويژه رشته هاى علوم انسانى و نيز معارف اسلامى قرار دهند.
... اميدوارم كه مراحل اجراء اين ايده، دچار فرسايش ادارى نشده و تا پيش از بيست و پنجمين سالگرد انقلاب، نخستين ثمرات مهم آن آشكار شده باشد. 

 

حوزه و دانشگاه در دهه سوم انقلاب اسلامى(2)

مسئله مهم در دهه سوم، تشكيل حكومت دينى و راه‏كارى براى وحدت به مفهوم همدلى و همكارى دو نهاد علمى در كشور است. امروز براى ايجاد شكاف‏هاى مذهبى بين شيعه و سنى و شكاف‏هاى نژادى ميان اقوام و نژادهاى مختلف در كشور، به خصوص شكاف‏هاى صنفى در رأس آن تفرقه ميان حوزه و دانشگاه برنامه‏ريزى و سرمايه گذارى كلانى انجام گرفته است و اگر كمى بى‏دقتى بكنيم و قضيه را ساده بگيريم، قافيه را خواهيم باخت. بايد از دستاوردهاى آن ارواح پاك و آن‏ها كه خون دل خوردند و خون دادند، حراست كنيم.

تلاش‏هاى نسل اول و دوم حوزه و دانشگاه‏

تلاش‏هايى كه به نسل اول حوزه و دانشگاه در زمان معاصر مربوط بوده عبارت است از: هدف‏گذراى براى ارتباط حوزه و دانشگاه، ايجاد تفاهم بيشتر درك متقابل در جهت رفع سوءتفاهم‏ها، آشنايى با روش‏هاى هم‏ديگر، آشنايى با علوم و محيط آموزشى يك‏ديگر و نزديك شدن صفوف هم‏ديگر در مبارزه با استبداد و ستم و استكبار. اين تلاش‏ها به ثمر نشست و حاكميتى را برانداخت و حاكميت جديدى با اهداف و مبانى جديد به ثمر نشست.
اما نسل دوم حوزه و دانشگاه كسانى بوديم كه در دو دهه گذشته زحماتى كشيديم و سرمايه‏گذارى‏هاى كلانى كرديم و نسبتاً موفق بوديم، گرچه ضعف‏هاى زيادى داشتيم و نتوانستيم بعضى از مسايل را طى دو دهه گذشته، يعنى در دو دهه آغاز حكومت دينى به درستى حل كنيم؛ هر چند مسائل مهمى را حل كرديم، ولى مسايل حل‏نشده مهمى هم باقى است. علت آن نيز روشن است، چون نظام‏سازى از نظام‏براندازى به مراتب سخت‏تر است؛ چند بار انقلاب كردن از يك بار درست حكومت كردن آسان‏تر است.
امروز نوبت به نسل سوم حوزه و دانشگاه مى‏رسد كه پس از اين، كار خود را شروع خواهند كرد. بايد گام سوم را در نهادينه كردن ارزش‏هاى انقلاب و تكميل اين پروژه بردارند. اين گام گامى بسيار مهم است. اگر اين گام به درستى برداشته نشود ،همه زحمات نيم قرن گذشته و دو نسل گذشته بر باد خواهد رفت و عقب‏گرد بسيار وحشت‏ناكى خواهيم داشت. اگر ما شكست بخوريم و نتوانيم به تجربه ساختن جامعه دينى و وعده‏هايى كه داده ايم، عمل كنيم و نتوانيم پروژه حكومت دينى را درست پيش ببريم، مطمئن باشيد كه چندصد سال ديگر بايد طول بكشد و مجاهدت‏هاى بزرگى انجام پذيرد و تازه دوباره به اول خط برسيم. بنابراين، موضوع بسيار حساسى است. البته نوع برنامه‏ريزى و هدف‏گذارى براى نسل سوم حوزه و دانشگاه پيچيده‏تر و مهم‏تر است. هر چند اصول مشتركى ميان اين نسل و دو نسل قبلى وجود دارد، ولى شعار اين دوره بايد اين باشد «ساده‏انديشى نظرى و راحت‏طلبى عملى در حوزه و دانشگاه ممنوع است».

مقايسه حوزه و دانشگاه امروز با قبل از انقلاب‏

آن وقت‏ها آرزو مى‏شد كه طلبه‏ها اهل قلم و اهل تفكر اجتماعى باشند و مسايل زمانه را بشناسند. امروز ده‏ها مؤسسه تحقيقاتى و صدها فاضل روشن‏انديش و اهل قلم و فكر در حوزه وجود دارد. دانشگاه امروز هم از دانشگاه سى سال پيش به مراتب دينى‏تر، مردمى‏تر، زنده و دردمندتر است.
مبادا شما را از دانشگاه و نسل دانشجو بترسانند كه اين توطئه‏اى پيچيده است. بهترين و پاك‏ترين استعدادها و بچه‏ها در همين نسل سوم، در دانشگاه‏ها حضور دارند كه اگر به درستى با اين‏ها ارتباط برقرار شود و درست گفت و گو شود، بهترين سربازان اين نهضت خواهند بود كه اين‏گونه هم هستند.
از جهاتى اين نسل از دو نسل قبلى مستعدتر هستند، زيرا در ميحط گندآبى كه نسل اول پيش از اقنلاب رشد كرده‏اند، نبوده‏اند. وضعيت فعلى در نسل سوم به تيغ دو لبه‏اى مى‏ماند. اين فرصتى «له» يا «عليه» ما، هر كس زودتر بجنبد و دقيق‏تر و صحيح‏تر عمل كند اين فرصت «له» او خواهد بود، و اگر كسى غفلت كرد، اين فرصت «عليه» او خواهد بود. بنابراين همه چيز به زحمات ما و شما بستگى دارد نبايد ترسيد و مأيوس شد و نبايد خسته و مردد بود. اگر ما تجربه جامعه‏سازى جديد را بر اساس دين درست پيش ببريم، يعنى كارى كنيم كه در دهه سوم و چهارم اين نظام به آبرويى براى اسلام تبديل شود، و اگر حوزه و روحانيت بتواند از عهده وعده‏هايى كه به مردم داده و بر اساس آن مردم ده‏ها هزار نفر از جوانان خود را به جبهه‏ها فرستادند، به طور نسبى علم كند، حتماً آينده بسيار درخشانى در سطح جهانى و در كل جهان اسلام در انتظار ما است.

نقش حوزه و دانشگاه در تمدن‏سازى‏

واحد زمانى در تاريخ تمدن‏ها هر ده سال است و چند دهه طول مى‏كشد كه يك تمدن و فرهنگ و جامعه جديد پى‏ريزى شود. براى برپايى تمدن غرب كه امروز بر تمام دنيا حاكم است، دست‏كم پنج قرن وقت صرف شده است، اين صرف وقت و زحمات از اين طرف نيز بايد كشيده شود. اين پديده انقلاب را مى‏توان به رنسانس اسلامى تبديل كرد تا حوزه و دانشگاه هر كدام نقش خود را در اين رنسانس ايفا نمايند. جرقه آن نيز دو سه دهه زده شده و شروع شده است و كوچك‏ترين اشتباه در حوزه و دانشگاه زير ذرّه‏بين تاريخ قرار خواهد گرفت.
ملت‏هاى زيادى منتظر هستند كه از روى دست شما نسخه ‏بردارى كنند و جامعه جديدى بر همين اساس بسازند. بايد ترم آموزش جهانى را تكميل كرد و درس حكومت و جامعه ‏سازى را پس از درس انقلاب به درستى ياد داد و جامعه‏اى ساخت كه از زير فشار عادات و خرافاتى قديم رها شود و در عين حال به دام آفات دنياى مدرن غرب نيفتد.
امروزه مديران كشور تقريباً همه از آن كرسى حوزه و دانشگاه وارد عرصه هاى حاكميت شده و مى‏شوند. هيچ‏وقت حلقه نظر و عمل اين قدر به هم نزديك نشده بود و اگر يك فكر قوى در دانشگاه يا حوزه توليد بشود، به فاصله كوتاهى وارد حاكميت مى‏شود و عملى مى‏گردد.

توليد فكر و علم‏

اگر حوزه و دانشگاه در پروژه توليد علم، هر كدام به تناسب خود و در توليد حرف‏هاى تازه و طرح‏هاى علمى شكست بخورند، حاكميت نيز شكست خواهد خورد، زيرا حاكميت چيزى از خود ندارد. چنانكه هم‏اكنون نيز در بعضى از جهات حاكميت معطل مانده است؛ يعنى نمى‏دانند چه بايد بكنند. به طورى كه ده سال به نسخه هاى غربى عمل مى‏شود، و چند سالى به نسخه هاى شرقى، سپس يك سرى نسخه هاى جديدى مى‏آيد و به آن عمل مى‏كنند. علت آن هم اين است كه جاهايى كه بايد كار مى‏كردند، كم كار كرده‏اند ؛ يعنى نظريه هاى بومى و خودى بايد در حوزه و دانشگاه توليد مى‏شد و در اختيار حاكميت قرار مى‏گرفت، ولى اين نظريه‏ها توليد نمى‏شود.
بسيارى از اجتهادهاى ما اجتهادهاى سرگردانند و اجتهاد سرگردان، يعنى اجتهاد بدون هدف. به عبارتى تمام زحماتى كه بايد كشيده شود كشيده مى‏شود و با اخلاص هم تمام مصالحى كه بايد جمع‏آورى شود، براى ساختن يك بناى جديد صورت مى‏گيرد، اما اين مصالح معمارى نمى‏شود و اين مطالب كنار هم چيده نمى‏شود. از اين رو ما مصالح زياد داريم و انسان‏هاى زحمتكش هم زياد هستند، ولى ساختمان نداريم.
حوزه و دانشگاه اتاق فرمان نهادهاى علمى كشور هستند؛ بعضى آنقدر استعداد دارند كه مانند بمب استعداد هستند، ولى چون مديريت نمى‏شود و چند سال مى‏گذرد، اين استعداد سائيده مى‏شود و انرژى آن كم مى‏شود؛ انگيزه‏ها نيز با رفتن سن جوانى و نشاط و گرفتارى زندگى و فرزندان ضعيف مى‏شود. توليداتى كه در غرب صورت مى‏گيرد، حتى در حوزه‏ى الهيات، از توليد كل جهان اسلام ده‏ها برابر بيشتر است. اين را نمى‏گويم كه احساس حقارت و يا ترس كنيم، بلكه براى اين است كه به خودمان بياييم. هم در حوزه و هم در دانشگاه بايد يك كرسى آزاد براى مباحثه و طرح مباحث مختلف وجود داشته باشد كه به صورت كنترل‏شده و با نظارت بزرگان، فضلاى حوزه و دانشجويان مستعد را به آن تشويق كنيم تا در حوزه هاى مختلف علمى باهم بحث و گفت و گو كنند، زيرا هيچ علمى بدون مباحثه جدى و غير تشريفاتى رشد نمى‏كند.

چند پيشنهاد در همگرايى حوزه و دانشگاه‏

يكم. مواظب باشيم كه بدنه اصلى حوزه و دانشگاه درگير مسايل فرعى و حاشيه‏اى و دعواى جناحى نشود، زيرا وقت دانشجو و طلبه ارزش دارد و بايد اين انرژى را در راهى مصرف كرد كه به كار مردم بيايد.
دوم. حوزه و دانشگاه به گونه‏اى عمل نمايند كه در برابر غرب نه به دام سكولاريزم بيفتند و نه به دام طالبانيزم؛ به عبارتى راهى را نشان دهند كه نه سلطنت از نوع شرقى است و نه از نوع دموكراسى غربى. راهى را انتخاب كنند كه نه جامعه مدنى عقب‏افتاده است، و نه تكنولوژى بدون آرمان غربى؛ راهى كه نه انزواى رهبانى باشد و نه شهوت‏پرستى و نفسانيت، نه فقر مفرط و فلاكت و نه سرمايه‏گذارى افسارگسيخته، نه تهجير و قشرى‏گرى، بله راه خلاقيت، توليد، اجتهاد، نوانديشى و در عين اصول‏گرايى و اصالت‏خواهى و حفظ نصوص اسلام و ارزش‏هاى محورى و راه عمل‏گرايى بدون عمل‏زدگى.
سوم. وحدت بايد به گونه‏اى فهميده شود كه در عين وحدت تنوع هم وجود داشته باشد؛ يعنى بايد بتوانيم وحدت در كثرت و كثرت در وحدت را طراحى كنيم و راه تفاهم و حسن ظن در عين حفظ نظر و بحث و اختلاف نظر، يعنى اگر صدايتان بالا رفت، كسى احساس نكند كه در حال دعوا هستيد.
چهارم. مباحث و نقد نظرهاى يكديگر قاعده‏اى داشته باشد. و قرائت‏هاى جديد و مسلمات را در پى نداشته باشد؛ مثلاً قرائت جديدى در توحيد پيدا شود كه خدا يكى نيست؛ نه يك عددى و نه يك غير عددى. پس بايد جلوى اين گونه نوانديشى‏ها را گرفت، زيرا چنين كسى مانند ديوانه‏اى است كه پشت فرمان ماشين مى‏نشيند. نوانديشى، طرح سؤال، مباحثه، فكر و نظر بايد باز باشد؛ يعنى بايد بابى در اين زمينه باز شود كه به نظر من، به حمايت بزرگان، مراجع و مديريت حوزه نياز دارد تا ان شاءالله اين كار صورت بگيرد تا راه مردم‏گرايى و مردم‏سالارى بدون عوام‏زدگى و عوام‏فريبى باشد؛ راه آزادى بدون هوچيگرى و هرج و مرج‏طلبى، و دفاع از امنيت بدون سركوب آزادى‏هاى مشروع باشد.
(خلاصه‏اى از سخنرانى دكتر رحيم‏پور ازغدى در همايش وحدت حوزه و دانشگاه، در تالار همايش دارالشفاى قم كه به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه برگزار شده بود.)

 

دين، حوزه و رسانه هاى نوين(3)

على لاريجانى‏

دكتر على لاريجانى رياست سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران در پنجاه و هفتمين گفتمان دينى كه به همت مركز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه علميه قم، در سالن اجتماعات مدرسه فيضيه برگزار شد، با موضوع «صدا و سيما و ارزش‏هاى دينى» سخنرانى كرد. ايشان با اشاره به جايگاه حوزه علميه قم براى اسلام و آينده اسلام در جهان، آن را بسيار پر اهميت توصيف كرد و گفت: شايد امروز بيش از هر زمان ديگرى نيازمند حضور انديشمندانه علماء و دانشمندان اسلامى در عرصه هاى مختلف، از جمله در رسانه‏ها هستيم. وى افزود: وقتى صاحب نظران حوزه در صدا و سيما حضور پيدا مى‏كنند، هاله از فكر و انديشه صحيح اسلامى را در بخش‏هاى مختلف ايجاد مى‏كنند كه انديشه هاى اسلامى را در جامعه صيانت مى‏كند. وى ادامه داد: اگر ديروز تفكر روشنفكرى ما آغشته به نوعى گرايش ماركسيسم بود، امروز تفكرهاى ديگرى وجود دارد كه بايد نحله هاى آن را شناخت و به نحو دقيقى به آنها پاسخ داد و روشن گرى كرد. ايشان اضافه كرد: پيچيدگى كه در نحله هاى فلسفى امروز وجود دارد، كار را خيلى سخت‏تر از گذشته مى‏كند. ماركسيسم يك فلسفه بى بنيادى بود كه طرفدارانش بيشتر با سر نيزه آن را اداره مى‏كردند، اما تفكرات سكولار و ليبراليستى در دنيا امروز در قالب نحله هاى خوش آب و رنگ در عرصه هاى مختلف ارائه مى‏شود و پاسخ گويى به اين‏ها خود، احتياج به شناخت اين نحله‏ها دارد و اين جز از حوزه هاى علميه بر نمى‏آيد كه دسترسى كافى به منابع دارند.
دكتر لاريجانى قبل از اينكه به موضوع اصلى بحث (راديو و تلويزيون و ارزش‏ها) بپردازد، مقدمه‏اى را بيان كرد. وى در اين مقدمه اظهار داشت: پديده راديو و سپس تلويزيون در سده هاى اخير با پيشرفتى كه در تكنولوژى حاصل شده بود، در غرب به وجود آمد و اين دقيقاً مقارن بود با تغيير مشى فكرى در غرب، يعنى گرايش سكولاريستى در قبل از رنسانس. طبعاً اين زادگاه باعث شده بود كه همان مبناى فكرى كمك كند كه يك جايگاهى براى راديو و تلويزيون تعريف، و حدود كارى آن تئوريزه شود، مثلا راديو و تلويزيون در زمينه اطلاع رسانى مطرح شد و سپس ورود به صحنه مسايل دينى را از شرح وظايف راديو و تلويزيون حذف كردند. ايشان بيان داشت: همه نظريه‏پردازى هايى كه در غرب درباره راديو و تلويزيون و رسانه‏ها وجود دارد و نيز بعضى از صاحب نظران اين رشته در داخل كشور كه در مورد آن بحث مى‏كنند، مى‏گويند قلمرو دين مربوط به راديو و تلويزيون نيست. البته ممكن است كه يك كشيش در رسانه، روز يكشنبه نيم ساعتى سخنرانى كند، اما عرصه كار در همه شئونات كاملاً جدا از دين است. آقاى لاريجانى به بخش‏هاى مهم در سياست گذارى‏ها اركان تئورى در راديو و تلويزيون مختلف دنيا اشاره كرد و گفت: يك بخش اطلاع رسانى است، بخش ديگر تقويت فرد گرايى است و بخش سوم مربوط به گسترش نظريه سكولاريز است. وى در اين زمينه افزود: هر چند آنها مى‏گويند كه ما ايدئولوژى نداريم و اصلا رسانه‏ها بايد از ايدئولوژى جدا باشد، اما كاملا تفكر سكولاريزم را دنبال مى‏كنند. وى بخش چهارم را اين گونه تبيين نمود: بخش لذت گرايى به عنوان يك ركن است و در نظام‏هاى غربى به عنوان يك اصل در آمده است. شايد تعجب كنيد كه الان در غرب يك ركنى در فيلم سازى و برنامه هاى تلويزيونى، استفاده از سكس است و هر وقت بخواند به بحث آرامش بخشى بپردازند، از اين زاويه نگاه مى‏كنند و به وسيله اين روش در هر فرصتى، لحظه‏اى فرد را از خودش جدا مى‏كنند تا يك لذت آنى به او بدهند. ايشان خشونت در سريال‏هاى غربى را بخش ديگرى از كارهاى آنها نام برد و افزود: براى اين بخش تئورى ايجاد كرده‏اند كه به وسيله آن فوران احساسات و خلجانات ذهنى جوان‏ها را تخليه كنند.به اضافه اينكه ذهن‏ها را معطوف به سمت‏هاى ديگرى بنمايند. آقاى لاريجانى گفت: تبديل راديو و تلويزيون و رسانه ‏ها به يك قدرت، نكته ديگرى است كه غرب دنبال مى‏كند و با توجه به بحث جهانى كردن، از راديو و تلويزيون استفاده مى‏كنند. وى گفت: در بحث جهانى سازى از جهات سياسى و فرهنگى و اقتصادى استفاده مى‏كنند. وى گفت: در بحث جهانى سازى از جهات سياسى و فرهنگى و اقتصادى استفاده مى‏شود و ادبيات آن را اين گونه ساخته‏اند كه به دنبال دهكده جهانى هستيم و مى‏خواهيم همه همسان شوند، ولى در انتهاى قضيه جهانى سازى، قدرتى است كه مى‏خواهد بگويد در بعد اقتصادى، يكسرى كشورها مانند آمريكا و كشورهاى اروپايى، هسته مركزى اند و كشورهاى ديگر پيرامونى هستند و تصميم‏گيرى براى جهان مربوط به كشورهاى هسته‏اى است و اگر كشور كوچكى در خاور ميانه مى‏خواهد تصيميم‏گيرى كند و تكنولوژى داشته باشد يا موشك بسازد، بايد به او گفت فضولى موقوف! زيرا اين كشورهاى هسته و مركزى مى‏باشند كه در مركزيت عالم قرار دارند و بايد اينها جهت دهى اصلى را داشته باشند. دكتر على لاريجانى با اشاره به نوشته شصت نفر از دانشمندان آمريكايى كه با صراحت بيان كرده بودند فرهنگ آمريكا فرهنگ برتر است، گفت: در زمينه فرهنگى نيز اين هدف را دنبال مى‏كنند كه راديو و تلويزيون‏هاى جهانى مأمور اين كار هستند. ايشان سپس به چالش‏هاى نظرى در راديو و تلويزيون داخلى كشور پرداخت و گفت: رويكرد يكسرى از صاحب نظران داخلى و نيز صاحب نظران خارجى به راديو و تلويزيون، رويكرد غربى است، هر چند بعضى از آنها با ظاهرى اسلامى اين مطالب را بيان مى‏كنند. آنها مى‏گويند مأموريت يك رسانه، دين نيست و شما اشتباه مى‏كنيد كه يك برنامه دينى را در راديو و تلويزيون مطرح مى‏كنيد، زيرا اين رسانه اصلا براى كار دينى ساخته نشده است و رسانه‏ها مبلغ دينى نيستند. ايشان اضافه كرد: اين افراد تئورى‏هاى مختلفى را نيز ارائه مى‏كنند و نيز گروهى ديگر در داخل از زاويه‏اى ديگر بررسى مى‏كنند و مى‏گويند اين رسانه زاييده دوران مدرنيته است و كاركرد آن نيز به اين منظور است و شما از چيزى كه براى كار ديگرى ظرفيت دارد و گنجايش فكر الهى را ندارد، كاركرد ديگرى بر او تحميل مى‏كنيد و اين ميسر نيست. وى ادامه داد: آنها كه اين سخنان را مى‏گويند گاهى از روى دلسوزى نيز اين مطالب را مطرح مى‏كنند و معتقدند كه تبليغ حقايق الهى در قالب رسانه، موجب مى‏شود كه آن حقايق متنازل يا تخريب گردد. رئيس سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى خاطر نشان كرد: ما اين دو نظريه را مورد نقد قرار داديم تا توانستيم در اين زمينه صاحب نظريه باشيم. در نظريه اول، اين سخن كه رسانه به دليل اينكه در غرب ساخته شده و متعلق به دوران مدرنيته است، نمى‏تواند با دين نسبت داشته باشد، خيلى حرف منطقى به نظر نمى‏آيد، يعنى در دوران مدرنيته خيلى چيزها به وجود آمده است و اين سخن را بايد بررسى كرد كه آيا الزام منطقى دارد يا نه؟ اين سخن از مبناى منطقى و عقلايى برخوردار نيست و ما براى آن مبناى عقلايى نيافتيم، مخصوصا در آن قسمتى كه از بخش‏هاى هنرى استفاده مى‏شود. وى در نقد نظريه دوم، مبنى بر اينكه نمى‏شود حقايق دينى را كما هو حقه، در راديو و تلويزيون بيان كرد، گفت: در اين مورد ترديد نداريم كه نمى‏توانيم شأن آن را بيان كنيم، اما صورت‏هاى متنازل آن را مى‏توانيم داشته باشيم. همان حقايقى كه در كتاب‏ها نوشته مى‏شود، در تلويزيون نيز با رويكرد هنرى مى‏شود، اين گونه نگاه كرد. ايشان با طرح اين سؤال كه چرا بايد در حكومت دينى تئورى رسانه غربى را وصله خودمان بكنيم، اظهار نمود: ما بايد ببينيم در تئورى دينى و حكومت اسلامى، رسانه چگونه بايد كار كند. برداشت ما اين است كه رسانه بايد مبناى اصلى خودش را بيدارى و آگاهى قرار بدهد و اين در شئونات مختلف اطلاع رسانى و كارهاى هنرى و نيز در زمينه هاى سرگرمى، امكان‏پذير است و بايد از اين ابزارها براى امر بيدارى استفاده كرد. اگر ما قايل هستيم كه دين، هم در ساحت اجتماع و هم در ساحت فرد، افراد و اجتماع را به سعادت مى‏رساند، نقطه كانونى آن بايد راديو و تلويزيون باشد و اين رسانه به اين نكته توجه داشته باشد. وى گفت: جدا سازى غربى‏ها بر اساس مبناى خودشان درست است، ولى ما بايد آن را با تئورى خودمان از نظر حكومت اسلامى سازگارى دهيم. آقاى لاريجانى بخش‏هاى تئورى رسانه حكومت اسلامى را در بخش نمادها، شعارها، مباحث نظرى و استفاده از ساختار هنرى نام برد. وى در مورد نمادها گفت: هميشه نمادها سوگيرى‏هاى يك بخش را نشان مى‏دهد. اگر ما حجاب را در تلويزيون رعايت مى‏كنيم، نوعى سمت‏گيرى است. ايشان با اشاره به ذكر صلوات بر محمد و آل محمد، بعد از بسم الله الرحمن الرحيم، بيان داشت: اگر عرب‏هاى اهل تسنن بعد از بسم الله صلوات بر محمد و آلش مى‏فرستند، چرا ما ايرانى‏هاى شيعه اين كار را نكنيم و لذا ضمن مشورت با بخش‏هاى خبرى، اين مطلب را اجرا كرديم. وى با تقبيح تعبير برخى از افراد كه اين كار را جمود پنداشته‏ اند،

اين عمل را نمادى اسلامى توصيف كرد و در رابطه با شعارها ياد آور شد: يك رسانه نمى‏تواند بدون شعار باشد و گاهى اين شعار در بطون رسانه است و گاهى ظاهر مى‏شود. وى گفت: مباحث نظرى بايد متناسب با شرايط روز تعريف شود و با مسلك بيان مى‏شود. وى بيان كرد: راديو و تلويزيون كه مى‏خواهد در مقام بحث نظرى درباره دين باشد، كاملا بايد به روز باشد، چون رسانه راديو و تلويزيون يك رسانه روز آمدى است و همچنين مسايل هنرى اين گونه است. ايشان گام بعدى در رسانه حكومت دينى را شناخت ارزش‏ها و ضد ارزش‏ها دانست و سپس به شناخت طبقات مخاطبين اشاره كرد و اظهار داشت: دين فوق العاده مهم است و ما بايد ببينيم چه رويكردى با مخاطبين داريم تا بخواهيم در مورد دين سخن بگوييم. زيرا مخاطب دبيرستانى با دانشگاهى و افراد ديگر متفاوت اند وى ادامه داد: ما به نظريه توسعه از نظر راديو و تلويزيون رسيديم، يعنى نمى‏توانيم فقط يك شبكه يا دو شبكه داشته باشيم، زيرا هر چند يك شبكه خيلى خوب و با كيفيت بالا و مفيد هم باشد و جامعه را به سمت درستى از رسانه به سوى دين سوق دهيم، ولى اين سؤال هميشه هست كه اين رسانه و اين شبكه براى كدام مخاطب سخن مى‏گويد. براى اين موضوع بايد پاسخ داشت و الا نمى‏شود جامعه را اقناع كرد. وى افزود: نگرش سنجى و تحقيقات ميدانى بايد صورت بگيرد و فرهنگ غالب جامعه، شناخته شود تا از زبان آن فرهنگ استفاده نماييم. شناخت تمايلات مردم و همساز شدن با آنها مهم است. دكتر لاريجانى گفت: از نظر شناخت تحولات و آسيب‏هاى اجتماعى بيش از ده آسيب اجتماعى بيش از ده آسيب را شناسايى كرده ايم و از مجموع اين كارها به دو چيز رسيده ايم: يكى مدل رسانه‏اى، دوم اولويت‏ها. وى از نظر مدل رسانه‏اى و ارزش‏هاى دينى گفت: استفاده از ايام و ساعات پيك را دنبال مى‏كنيم كه از اين ساعات و ايام حداكثر استفاده شود، مثلا پخش سريال‏ها در شب است و از ابزارهاى هنرى در عرصه دين استفاده مى‏شود. وى اضافه كرد: از نظر مدلى كه ما ترسيم كرده ايم، صحيح نيست هر چه فيلم و سريال است، در بخش سرگرمى باشد. در زمينه طنز و موسيقى نيز اين گونه است و مى‏توانيم در زمينه هاى مختلف سمت‏گيرى دينى داشته باشيم. وى افزود حتى با موسيقى پاپ هم مى‏توان محتواى دينى را القا كرد، زيرا موضوعاتى مانند عدالت خواهى و نظم داشتن و توجه به اقرباء بخشى از دين است. ايشان در مسئله تمركز در
حوزه كودك و نوجوان گفت: در اين زمينه سرمايه گذارى كرده ايم و ساختن فيلم‏هاى انيميشن، هر چند بسيار سخت و پر هزينه است. با تأسيس بخشى به نام «صبا فيلم» مأموريت ساخت فيلم‏هاى انيميشن را به آن بخش واگذار كرديم و فيلم هايى از قبيل حضرت ابراهيم، حضرت على و نيز براى شهداى انقلاب، شهيد مطهرى، باهنر، رجايى و غيره ساخته شده و در حال ساخت است. وى با بيان اينكه ارزش‏هاى دينى بايد تعريف شود، به بحث اقناع مخاطب اشاره كرد و افزود: بحث ديگر در برنامه هاى صدا و سيما، اقناع مخاطب است. اگر شما مى‏بينيد كه افكار شهيد مطهرى بين جوانان بيشتر نفوذ دارد، به علت اين است كه متدولوژى ايشان با ديگران متفاوت است، زيرا وى اول نظريات مختلف را مطرح مى‏كند، مثلا ماركسيسم را از خودشان بهتر تبيين مى‏نمايد، سپس اشكالات آن را مى‏گويد تا فرد موضوع را بچشد. وى اضافه كرد كه در راديو معارف و راديو فرهنگ و شبكه چهار سيما، مباحث دين‏شناسى مطرح مى‏شود و با بيان نظرات مخالف و آزادى بيان، مى‏توان مباحث چالشى و بحث‏انگيز را مطرح كرد و اين روش و متد جواب مى‏دهد كه ديگران بيايند و سخنان خودشان را بگويند.

آقاى لاريجانى خاطر نشان كرد كه بحث ديگر در صدا و سيما، معرفى الگوهاى مكتبى، مانند معصومين است. هر چند ما نمى‏توانيم قدر معصومين را حقاً بشناسيم، ولى اين الگوها بايد در رسانه تبلور پيدا كنند و تا آن حدى كه مى‏توانيم، بايد دنبال كنيم و در اين زمينه با ساخت فيلم‏هاى امام حسين و سريال حضرت يوسف و حضرت موسى كه در حال ساخت است ، صاحب سبك شده ايم، دكتر لاريجانى با اين بيان كه بعضى از روحانيون، سناريو نويس بعضى از فيلم نامه‏ها هستند، گفت: حوزه علميه قم يك نعمت است و بايد بين طبقه روحانى و هنرمند علقه ايجاد كرد.
گفتنى است كه در پايان جلسه دكتر لاريجانى رياست سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى به سؤالات حاضرين پاسخ گفت.

توليد نرم‏افزارهاى علوم قرآنى
(چالش‏ها و چشم ‏اندازها)(4)

سيد مهدى تقوى(5)

با گسترش روزافزون فن‏ آورى‏هاى نوين اطلاع‏رسانى و جايگاه و منزلتى كه استفاده از آن در بين مخاطبين خود اعم از مخاطبين عادى و يا تخصصى پيدا كرده است، ضرورت پرداختن به محمل‏هاى جديد اطلاعاتى توسط توليدكنندگان اطلاعات بيش از پيش به چشم مى‏خورد. فزونى لحظه‏اى اطلاعات، تنوع درخواست‏ها، ظهور شيوه هاى جديد تبادل و تعامل اطلاعات، گسترش صنعت ارتباطات و شبكه‏ها، رفتن به سوى جامعه الكترونيكى و دنياى ديجيتال را اجتناب‏ ناپذير كرده است. در اين راستا دست‏اندركاران توليد نرم‏افزارهاى علوم و معارف قرآنى به منظور اشاعه مفاهيم و معارف قرآن كريم در سطوح مختلف جغرافيايى (ملى، منطقه‏اى و بين‏المللى)، كاربران (تخصصى و عادى)، رده سنى (كودكان و نوجوانان، جوانان و بزرگسالان) و گرايش (آموزشى و پژوهشى) در چند ساله اخير دست به اقداماتى شايان توجه زده‏اند و در طول ده ساله اخير با حضور در نمايشگاه هاى بين ‏المللى قرآن كريم و يا نمايشگاههاى استانى نسبت به عرضه محصولات خود اقدام كرده‏اند و هم‏اكنون مى‏توان چنين ادعا كرد كه استفاده از محصولات فرهنگى توليد شده مؤسسات و شركتهاى‏ يادشده جايگاهى در سبك هزينه خانواده هاى ايرانى باز كرده‏اند و مورد استقبال قرار گرفته است. ولى بنظر مى‏رسد با توجه به موارد و نكاتى كه در پى به آن اشاره مى‏شود مشكلاتى فراروى توليدكنندگان اين حرفه در كشور وجود دارد كه اگر توسط دستگاههاى مرتبط موضوعى به آنها به درستى پرداخته نشود رسيدن به بن‏بست حتمى است و براى خروج از آن، كه ضرورتى اجتناب‏ناپذير است انجام دادن اقداماتى كه اشاره مى‏شود حياتى است.
اگر به توليد نرم‏افزارهاى علوم و معارف قرآنى بصورت سيستماتيك نگريسته شود لازم است چرخه اطلاعاتى زير در سطح ملى، منطقه‏اى و بين ‏المللى همواره مورد توجه توليدكنندگان قرار گيرد.
در شرايط كنونى نقش اكثر مؤسسات و شركت‏ها، در شناخت نيازهاى استفاده‏ كنندگان به عنوان محورى‏ترين محصولات رايانه‏اى در شرايط كنونى بسيار كم‏رنگ است. شناسايى نيازهاى استفاده‏كنندگان و تعيين روش تقرب آنها به نرم‏ افزارها و گروه هاى سنى و نيز رده هاى تحصيلى گوناگون در سطح ملى و فراملى به عنوان كارى پژوهشى، مورد توجه اكثر دست‏ اندركاران قرار نگرفته است. دلايل عمده اين بى‏توجهى را مى‏توان چنين بيان كرد:
الف - مؤسسات فاقد نيروهاى پژوهشگر متخصص براى رفع اين نيازها هستند.
ب - انجام پژوهش مستلزم صرف وقت و هزينه است و غالب مؤسسات توانايى انجام آن را ندارند.
ج - مؤسسات ضرورت انجام پژوهش در اين زمينه را احساس نكرده‏اند.
د - پاره‏اى از مؤسسات و شركتهاى توليدكننده نرم‏افزارهاى علوم و معارف قرآنى، مؤسسات انتفاعى هستند كه با هدف فروش كالا و كسب سود بيشتر و تنها نزديك به زمان برگزارى نمايشگاه بين‏المللى قرآن كريم تشكيل مى‏شوند (و گاه غير رسمى و غير ثبتى) و پس از حضور در نمايشگاه و كسب پول، تعطيل مى‏شوند. اين گونه شركتها كلاً به فكر اشاعه مفاهيم قرآنى نيستند و صرفاً به توليد نوعى كالا كه به زمان كمترى نيازمند باشد و تجارت آنرا دنبال كند و سود بيشترى عايدشان كند، مى‏انديشند.
ه - شناسايى نياز مخاطبين در گروه هاى سنى و تحصيلى مختلف، بالطبع رويكرد شركتها را به سمت و سوى توليد محصولات متنوع با نيازها سوق مى‏دهد كه براى تحقق بخشيدن به آنها اعتبارات مالى كلانى نياز است كه اكثريت شركتها توان تهيه و انجام آن را ندارند.
و - هزينه هاى توليد اطلاعات در محيط الكترونيكى سنگين است لذا شركتها به سوى توليد محصولاتى روى مى‏آورند كه اطلاعات الكترونيكى شده آن توسط مؤسسات و يا دستگاههاى ديگرى توليد شده است و آنها از طريق قانونى و يا غير قانونى، نسبت به استفاده از آن اطلاعات بسنده مى‏كنند.
ز - هزينه توليد محصولات براى مخاطبين فراملى هزينه هاى سنگين ديگرى نظير ترجمه آثار را دربر دارد كه كمتر مؤسسه‏اى به تهيه و پرداخت آن هزينه ‏ها قادرند.
از اين رو مى‏توان چنين نتيجه گرفت كه توليد محصولات رايانه‏اى در حوزه علوم و معارف قرآنى توسط اكثر شركتها يا دوباره‏كارى است و يا سليقه‏اى و بطور نظرى و بدون پشتوانه پژوهشى صورت گرفته است. به عنوان مثال دهها نرم‏افزار در زمينه چگونگى قرائت و تجويد و تفسير قرآن كريم (كه در بسيارى از موارد اطلاعات آنها يكى است و فقط در طراحى صفحات گرافيكى و يا امكانات جستجو و به عبارت ديگر بهره‏گيرى از تكنيك‏هاى نرم افزارى مختلف متفاوت است) توليد مى‏گردد ولى در بسيارى از زمينه‏ها بويژه توليد نرم‏افزارهاى قرآنى موضوعى، داراى فواصل خالى توليد فراوانى هستيم. به عبارت ديگر در توليد محصولات رايانه‏اى در حوزه علوم و معارف قرآنى، شرايط لازم است كه توليدكننده مهندس قابلى در حوزه علوم رايانه‏اى باشد تا محصول توليد شده رغبت استفاده از آن را در كاربران فراهم كند و شرط كافى و لازم، احاطه آن موسسه به علوم و معارف قرآنى است؛ كه تلفيق اين دو باهم محصولى جاودانه مى‏آفريند كه هم در شكل و هم در محتوا جايگاه ويژه خود را در اذهان مخاطبين خود ايجاد خواهد كرد.
در اين جا نقش دستگاههاى متولى و سياستگذار، نقش كليدى و انكارناپذير است. دستگاه‏هايى كه مسئوليت سياستگذراى، برنامه‏ريزى، نظارت، كنترل، هدايت، ارزيابى و ارزشيابى اينگونه فعاليت‏ها را در سطح كشور به منظور رونق اين حرفه در سطح ملى و فراملى بر عهده دارند چنانچه به وظيفه خطير خود خوب عمل ننمايند در تمامى ابعاد شناسايى نيازهاى استفاده‏كنندگان و به تبع آن، در توليد محصولات رايانه‏اى قرآنى خلل وارد آمده و صرف بيهوده وقت، انرژى، نيرو و امكانات در داخل كشور شده و حضور در مجامع فراملى را ضعيف مى‏كند.
تا شناسايى دقيق نيازهاى استفاده‏كنندگان از نرم‏افزارهاى علوم و معارف قرآنى تعيين نگردد و در برنامه زمان‏بندى شده‏اى رسيدن به آن نيازها سياستگذارى نشود، نمى‏توان شاهد شكوفايى، رشد، خلاقيت، نوآورى و توليد محصولات جديدى بود كه ضمن رفع نيازهاى مخاطبين خود، مخاطبين جديدى را بر آن بيفزايد و گامى در جهت اشاعه مفاهيم و معارف قرآنى برداشته شود. اين امر نياز به برنامه ريزى دقيق و حساب شده دارد.
اينجاست كه نقش دستگاههاى متولى و سياستگذار در حوزه علوم و معارف قرآنى - چه در بخش دولتى، چه در بخش حمايتى و چه در بخش نهادها مدنى - روشن مى‏گردد.
هم‏اكنون در كشور، دستگاههاى مختلفى نظير وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سازمان تبليغات اسلامى، سازمان حج و زيارت و اوقاف و امور خيريه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، حوزه هاى علميه، دارالقرآنهاى دستگاههاى دولتى و غير دولتى، مساجد و نظاير آن در خصوص اشاعه مفاهيم قرآنى دخيل هستند. كه بسيارى از آنها بدون توجه به ديگرى و ايجاد ارتباط و هماهنگى با يكديگر برنامه‏هايى را در دستور كار خود قرار داده‏اند و هنوز شماى عملياتى چگونگى سياستگذارى در خصوص جمع‏آورى، سازماندهى و اشاعه مفاهيم قرآنى سطور واحد و با هماهنگى يكديگر ترسيم نشده و نقش و جايگاه هر كدام از اين دستگاهها تبيين نشده است كه بسيارى از دوباره‏كاريها، موازى‏كاريها، كاهش كيفيت توليد محصولات و... نشان و نماد نپرداختن به اين موضوع اصلى است. حاصل اين عدم هماهنگى در سرفصل‏هاى زير خلاصه مى‏شود:
الف - توليد محصولات تكرارى، انجام دوباره‏كارى و در نهايت صرف بيهوده وقت، انرژى و هدر دادن سرمايه.
ب - عدم تدوين سياستهاى حمايتى مالى و در نهايت ركود در توليد محصولات رايانه‏اى اين حوزه از لحاظ كمى‏
ج - عدم تدوين روش‏هاى نظارتى و در نهايت حضور قارچ گونه شركتهاى سودجو كه جو بى‏اعتمادى را در جامعه گسترش مى‏دهد.
د - نبود رويه تدوين دستورالعمل شيوه مبادلات فرهنگى و در نهايت عدم حضور قوى و جدى در مجامع منطقه‏اى و بين‏المللى كه صرفنظر از ضررهاى مالى و اقتصادى فراوان ناشى از عدم اجراى صحيح مناسبات اقتصادى در دنياى اقتصاد اطلاعات، زيان‏هاى سياسى و فرهنگى را نيز بدنبال داشته و خواهد داشت.
ه - عدم تدوين استانداردهاى لازم و نظام ارزشيابى بمنظور توليد محصولات كيفى و برتر و در نهايت ركود كيفى محصولات توليد شده.
و - عدم تدوين سياستهاى توليد اطلاعات بويژه بمنظور اشاعه آنها در سطح بين‏المللى با هماهنگى دست‏اندركاران و نهادهاى متولى.
ز - عدم تدوين و تبيين حدود و ثغور هر يك از متوليان اين حوزه و نحوه هماهنگى آنها با يكديگر.
ح - عدم تدوين سياست‏هاى اشاعه مفاهيم قرآنى و اعلام آن به شركتها و مؤسسات در احقاق حقوق مالكيت معنوى آثار خود.
ط - فقدان برنامه منسجم تدوين شده ارتقاى سواد اطلاعاتى، سواد كامپيوترى و رسانه‏اى مخاطبين در گروه هاى سنى و مقاطع تحصيلى مختلف.
ى - فقدان برنامه منسجم و حساب شده بمنظور تكميل و تجهيز مراكز فرهنگى عمومى نظير كتابخانه هاى عمومى و مساجد به ابزار و تجهيزات رايانه‏اى و نيز نرم‏افزارهاى قرآنى جهت گسترش مخاطبين.
ك - فقدان نهادهاى متولى بمنظور آشنايى مؤسسات و شركتها با قوانين و ملاحظات بين‏المللى و ارائه خدمات مشورتى به آنان.
ل - فقدان نظام نظارتى بمنظور ارزيابى مستمر عملكرد و توليدات مؤسسات، شركتها و نهادهاى قرآنى جهت كنترل آنها و اصلاح رويه‏ها.
م - فقدان نظام‏نامه پژوهشى در حوزه علوم و معارف قرآنى و در نهايت عدم توانايى هدايت و راهبرى فعاليت‏هاى قرآنى در اين زمينه.
و تا زمانى كه تصميم‏گيران و متوليان در سطح كشور به موارد فوق بطور جدى نپردازند توليدات اين رشته با رشد و آهنگى كند به پيش خواهد رفت.

خروج از بن‏بست توليد، ضرورتى اجتناب‏ناپذير

يكى از عواملى كه مى‏تواند باعث رشد و توسعه محصولات فرهنگى در اين حوزه گردد و توليد محصولات جديد با خلاقيت و عشق و علاقه وافر دنبال شود، انجام مبادلات فرهنگى و حضور جدى در مجامع منطقه‏اى و بين‏المللى است. عليرغم اينكه بيش از 50 شركت و مؤسسه فرهنگى در كار توليد نرم‏افزارهاى علوم و معارف قرآنى فعال هستند معهذا كشور ما حضور فعالى در مجامع مذكور ندارد. علل اين وضع نيز متفاوت است و مهمترين آنها عدم تمكن مالى شركتهاى توليدى بويژه در بخش خصوصى بمنظور تحمل هزينه هاى حضور در خارج از كشور، عدم رعايت استانداردهاى لازم بمنظور توليد پاره‏اى از محصولات اين شركت‏ها و مؤسسات و عدم رعايت حقوق مؤلفين است كه لازم است چاره‏انديشى فورى و جدى گردد.
گشوده شدن بازارهاى جهانى بر روى توليدات نرم‏افزار داخلى كه بخشى از آنها كاملاً قابل رقابت با محصولات مشابه خارجى آن و حتى بهتر از آنها مى‏باشند، بازار وسيعى است كه مى‏تواند حركت جدى را در پايدار ماندن اينگونه فعاليت‏ها در كشور گردد. با توجه به سواد اطلاعاتى و سواد كامپيوترى و رسانه‏اى مخاطبين داخلى و نيز عنايت به وضعيت اقتصادى اكثريت خانواده‏ها، امكان بهره‏گيرى از فن‏آوريهاى نو در منازل همه‏گير نشده است و درصد پائينى را دنبال مى‏كند بهمين دليل بهره‏گيرى از منابع الكترونيكى نيز متأثر از در اختيار داشتن آن فن‏آوريهاست لذا توليدكنندگان واقعى قرآنى با فروش محصولات خود به خانواده‏ها برگشت سرمايه‏گذارى انجام شده را بسيار دير بدست آورده يا ضرر مى‏دهند چون هزينه هاى توليد يك منبع الكترونيكى بسيار زياد است. (برعكس منابع چاپى) كه عمدتاً توليد اطلاعات، اين هزينه را بخود اختصاص مى‏دهد و چنانچه مؤسسات توليدى اصلى و واقعى مورد حمايت قرار نگيرند و صرفاً اتكا به بازارهاى داخلى نمايند دير يا زود به تعطيلى كشيده خواهند شد. پس بنظر مى‏آيد ضرورت حياتى دارد براى زنده ماندن در اين ميدان ضمن قبول اصل حمايت از سوى متوليان امر، ناگزير به تلاش در كسب سهم خود از بازارهاى جهانى مى‏باشيم.
حضور در مجامع خارجى نيز بدون شناخت صحيح سليقه هاى مخاطبين در كشورهاى مختلف و درك صحيح و درست از قوانين و مقررات بين‏المللى آب در هاون كوفتن است و نه تنها داروى شفابخش نيست بلكه سمّ مهلك است كه نه تنها سودى حاصل نمى‏شود، ضررهاى زيادى نيز هم به مؤسسه و در نهايت به كشور وارد خواهد ساخت. در اين راستا مى‏توان از تجربيات و نظريات رايزنان محترم فرهنگى سفارتخانه‏ها كمك گرفت و با تشكيل نهادى حقوقى در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى كه پاسخگوى نيازهاى اطلاعاتى و حقوقى توليدكنندگان بويژه در جنبه حقوق بين‏الملل باشد، كمك مؤثرى به توليدكنندگان اين محصولات نمود. برگزارى جلسات و ميزگردهاى تخصصى به منظور ارزيابى و سنجش آشنايى با سليقه هاى مخاطبين برون‏مرزى، از جنبه هاى مختلف محتوا، رويكرد توليد، نكات فنى توليد، گرايش‏هاى توليد مورد نقد و بررسى قرار گرفته و رهيافت براى توليدات آتى مؤسسات و شركتها فراهم گردد. از حيث تأمين محتوا، فقدان ترجمه هاى ملى (بالاخص انگليسى علوم و معارف قرآنى) زمينه تعامل و مبادلات فرهنگى را تضيعف كرده است كه لازم است توسط دستگاههاى متولى، فكرى اصولى و زيربنائى در اين خصوص بنمايند. تهيه و تدوين نظام و ساز و كار مناسب بازاريابى و توزيع محصولات رايانه‏اى در اين حوزه به عنوان تكميل چرخه گردش توليد اطلاعات و مصرف محصولات يكى از مهمترين عناصر حمايت از توليدكنندگان داخلى است.

پس چه بايد كرد؟
 پيشنهادها:

1. متولى اصلى سياستگذارى، نظارت، برنامه‏ريزى، ارزيابى و ارزشيابى شركتها و مؤسسات توليدكننده نرم‏افزارهاى علوم و معارف قرآنى و نيز محصولات آنها تعيين و معرفى گردد.
2. ايجاد ارتباط متقابل متولى اصلى با ساير متوليان تدوين و تبيين گردد. به عبارت ديگر چرخه گردش فرايند كارى توليد محصولات رايانه‏اى با رعايت تمامى جهات ترسيم و نقش هر دستگاه در آن ديده شود بطوريكه اين نقوش در يكديگر تداخل نداشته باشند.
3. دستورالعمل‏ها، رويه‏ها و آئين‏نامه هاى مورد لزوم كه در متن مقاله به آنها اشاره رفته است تهيه و تدوين گردد.
4. صندوق حمايت از توليدكنندگان نرم‏افزارهاى علوم و معارف قرآنى تشكيل و آئين‏نامه آن تدوين گردد.
5. انجمن خادمان قرآن كريم در حوزه رايانه‏اى علوم و معارف قرآنى تشكيل گردد.
6. ضوابط خريد آثار توليد شده مؤسسات و شركتهاى رايانه‏اى در اين حوزه بويژه خادمان برگزيده قرآن كريم و تقديرشدگان آن تدوين و به مرحله اجرا درآيد.
7. استانداردهاى توليد نرم‏افزارها تدوين و به مبادى ذيربط آن ابلاغ گردد.
8. ساز و كار مبادلات فرهنگى محصولات نرم افزارى در اين حوزه در سطح مجامع منطقه‏اى و بين‏المللى تهيه و تدوين گشته و به مرحله اجرا درآيد.
9. پژوهش‏هاى كاربردى در خصوص شناسايى نيازهاى مخاطبين داخلى و خارجى انجام گردد و نتايج آن در اخبار توليدكنندگان قرار گيرد.
10. سياست‏هاى حمايتى از توليدكنندگان محصولات رايانه‏اى در حوزه علوم و معارف قرآنى بويژه در بخش مؤسسات خصوصى تدوين و ابلاغ گردد.
11. مركز ترجمه ملى منابع علوم و معارف قرآنى ايجاد گردد. از طريق ايجاد مركز ملى، تهيه اطلاعات مورد نياز توليدكنندگان محصولات الكترونيكى راه‏اندازى گردد. (با حمايت و سرمايه‏گذارى بخش دولتى).
12. سياستها و روش‏هاى توزيع و حضور مؤسسات منتخب در نمايشگاه هاى منطقه‏اى و بين‏الملى تهيه و تدوين گردد و ساز و كار مناسب آن تعيين و به مورد اجرا گذاشته شود.
13. نهاد حامى مؤسسات توليدكننده نرم‏افزارها در بخش‏هاى مختلف حقوقى بويژه بين‏المللى و حفظ مالكيت معنوى اثر تأسيس و ياور مؤسسات در حل اختلافات در سطح ملى و فراملى گردد.
14. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به عنوان متولى فرهنگ عمومى جامعه، بمنظور ارتقاى سواد اطلاعاتى، سواد كامپيوترى و رسانه‏اى مخاطبين برنامه ريزى نمايد. اين امر از طريق برگزارى نشست‏ها، ميزگردها، توليد محتواى آموزش غير حضورى و الكترونيكى، كارگاه هاى آموزشى و نظاير آن مى‏تواند عملياتى گردد.
15. كتابخانه هاى عمومى تحت پوشش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به ابزار، لوازم و فن‏آورى‏هاى نوين در حد استفاده كاربران هر كتابخانه تجهيز گشته و با ارسال منابع اطلاعاتى الكترونيكى انتخاب شده ضمن حمايت از توليدات داخلى، زمينه‏ساز استفاده از آنها را براى عموم مردم فراهم كرده و گامى در جهت ارتقاى سواد كامپيوترى و رايانه‏اى استفاده‏كنندگان برداشته شود.
16. وام توليد به توليدكنندگان محصولات رايانه‏اى در اين حوزه در سقفى قابل قبول كه بتوان حداقل يك محصول را توليد كرد پرداخت گردد. 


ضرورت تشكيل شبكه اطلاع‏رسانى  معارف اسلامى در ايران(6)

عباس حرّى‏

از جمله افتخارات تمدّن اسلامى تكيه فراوان آن بر كتاب، علم‏اندوزى و مفاهيم وابسته و متعلّق به آنهاست. كتاب نه تنها خود معجزه اين آيين تلقى مى‏شود، بلكه بر استفاده از آن، حتى در معانى به ظاهر نامتعارف، اصرار شده است. «قلم» به عنوان ابزار توليد كتاب، و «ما يسطرون» به عنوان تجلّى معانى و مفاهيم مندرج در كتاب تا اوج قابليّت سوگند خوردن ارتقا مى‏يابد و اوج الوهيّت خداوند با تعليم با قلم تصويرمى شود كه خود تأكيد بركتاب است، و «علم» به مثابه منشأ شكل‏گيرى كتاب و منتهاى فراگيرى از كتاب، در چهارمين مرتبه از فراوانى (750 بار) در قرآن كريم، پس از كلمات كليدى پربسامدى چون اللّه (2800 بار)، ربّ (950 بار) و ايمان (755 بار)(7) قرار مى‏گيرد.
احاديث و روايات فراوانى درباره اهميّت و ارزش كتاب و نوشتن و خواندن در متون و منابع موجود است. در بخش پرثمر تاريخ اسلام، بزرگترين دانشمندان جهانى پرورش يافتند، كتاب‏ها نوشتند، شاگردها پروردند، و تا رأس هرم انديشمندان زمان صعود كردند(8)، و بسيارى از عالمان دوران را ريزه‏خوار خوان معرفت خويش ساختند. مساجد با حلقه هاى درس و بحث خود با كتابخانه‏ها چنان درهم تنيد(9) كه بيشتر به مجامع و محافل علمى و محلّ تعاطى‏ انديشه‏ها مى‏مانست. گويى كه سجده عالمانه و برخاسته از آگاهى نسبت به عظمت خداوند در چنين مكان‏هايى زيبنده‏تر و سزاوارتر مى‏نمود. سلاطين، حكّام و وزيران با تأسيس كتابخانه، براى خود فخر مى‏آفريدند، كه انديشه زمان آن را فخرمى شمرد و فرمانروايان پيوسته بر آن بوده‏اند كه حمايت انديشه عصر را به سوى خود بخوانند.
درباره مفاخر تمدن اسلامى از اين بابت بسيار گفته‏اند و نوشته‏اند و تكرار همان گفته‏ها و نوشته‏ها نيز على الظاهر بر مجموعه هاى پيشين افزوده است و باز هم خواهد افزود. امّا از آن همه «فضل پدر» ما را «چه حاصل» آمده است؟ آنچه اكنون در دست داريم، چيست؟ اين كه ما به دنبال تلاش‏هاى آنها چه كرده ايم و در چه نقطه‏اى از هرم تمدّن جهانى ايستاده ايم، خود مقوله ديگرى است. سؤال اين است كه آنچه آنها كرده‏اند و نوشته‏اند و بعدها بر آن مجموعه افزوده شده، در كجاست؟ چگونه نگهدارى مى‏شود؟ چگونه مى‏توان به آنها دست يافت؟ و آنچه را امروزيان كرده‏اند، چگونه مى‏توان بازشناخت؟
حقيقت امر اين است كه پيوند ميان تلاش‏هاى علمى و فرهنگى مسلمانان جهان از كيفيّت مطلوبى برخوردار نيست. مفهوم «تعاون» كه چنان با قدرت و صلابت بر مسلمانان نازل شد، اكنون داراى كمترين تجلّى عملى است. گويى تكرار آن نوعى مصونيّت اُمّى پديد آورده است. چه ابهامى در «تعاونوا على البرّ و التقوى» است؟ و كدام «برّ» و نيكويى برتر از دانش‏آموزى، معرفت‏اندوزى، و داد و ستد دانش و اطلاعات ميان امّت اسلامى است؟
دانش و اطلاعات موجد در زمينه علوم اسلامى كه در متون و منابع مضبوط است و در نقاط مختلف نگهدارى مى‏شود، بسيار دشوارياب‏تر از گذشته است. موانع دستيابى به اين مجموعه از دانش و اطلاعات، برخى به دليل وجود مرزبندى‏هاى سياسى، و بعضى ناشى از قيد و بندهاى سازمانى، مديريّتى و بعضاً انحصارطلبانه است، كه طبعاً بعضى از آنها موانع بيرونى و بين‏المللى و برخى موانع درونى و ملّى است. گرچه اين موانع تنها بر سر راه داد و ستد اطلاعات و معرفت دينى نيست و ناظر بر كلّ اطلاعات و دانش در حوزه هاى علوم و فنون است،(10) ليكن آنچه در اين مختصر مورد نظر است منحصراً علوم و معارف اسلامى است، و مشخصاً علوم قرآنى، حديث، فقه و اصول، كلام، حكمت، رجال، و حوزه هاى وابسته و نيز فهارس مرتبط با آنهاست.

وضعيّت موجود در ايران‏

بى‏ترديد، نخستين شرط براى برقرارى تعاون و داد و ستد اطلاعاتى در مقياس منطقه‏اى يا بين‏المللى، حضور جدّىِ نظامى تعريف شده در مقياس محلى و ملّى است.(11) در ايران، به عنوان يكى از كشورهاى اسلامى، سازمان‏هاى متعدّدى به تلاش در زمينه دسترس‏پذير ساختن اطلاعات اسلامى مى‏پردازند(12) كه پيودى با يكديگر ندارند و همچنين رابطه‏اى جدّى نيز با مراكز مشابه بين‏المللى برقرار نكرده‏اند. اين سازمان‏ها ممكن است كلاً يا بعضاً به مسائل مربوط به دانش و اطلاعات اسلامى بپردازند كه مى‏توان از مراكزى در مشهد، قم، تهران، تبريز، اصفهان، شيراز و شهرها و استان‏هاى مختلف ديگر نام برد. امّا مراكز تحقيقاتى فرهنگى و نيز كتابخانه هاى مرتبط با آنها عمدتاً در سه شهر قم، مشهد و تهران مستقر است. طبق بررسى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم در سال 1372، تعداد 65 مركز تحقيقاتى فرهنگى در قم به مطالعه و تتبع اشتغال دارند و تعداد 27 كتابخانه نيز در اين شهر فعّال است، كه از اين ميان به جز معدودى، بقيه با مطالعات اسلامى ارتباط دارند.(13) در مشهد نيز 25 مركز فرهنگى و 28 كتابخانه به فعّاليت اشتغال دارند.(14) در تهران بيش از 14 مركز مشخصاً به مطالعات اسلامى مى‏پردازند.(15) ليكن مراكز و كتابخانه هاى متعددى وجود دارد كه بخش قابل اعتنايى از فعّاليت‏ها يا مجموعه آنها به علوم اسلامى تعلّق دارد. تعداد منابع موجود در كتابخانه هاى اين حوزه از 325 جلد تا 000/531 جلد متغير است. متخصصّصان كتابدارى و اطلاع‏رسانى به ندرت در اين كتابخانه‏ها به فعّاليت مشغولند، و همكارى و داد و ستد ميان اين مراكز و كتابخانه‏ها، حتّى در ميان واحدهاى مستقر در يك شهر نيز چندان معمول نيست.
گام‏هاى اخيرى كه در زمينه رايانه‏اى كردن اين اطلاعات برداشته شده، مسؤوليت هماهنگى سازمان‏هاى مرتبط با اين امر را بيشتر كرده است؛ به عنوان مثال، تعداد 107 بانك اطلاعاتى در قم و تهران ايجاد شده كه همگى به ذخيره اطلاعات مختلف در حوزه معارف اسلامى مى‏پردازند. مرورى بر اين بانك‏هاى اطلاعاتى نشان مى‏دهد كه به ميزان 33 درصد همپوشانى در محتواى بانك‏ها وجود دارد. اين بجز همپوشانى بانك‏ها به دليل تعريف نشدن حدود و ثغور موضوعى هر يك از آنهاست، و گرنه درصد همپوشانى فراتر خواهد رفت.
در اين مراكز، گرچه كارهاى موازى و تكرارى انجام مى‏شود، ليكن فعّاليت‏هاى سودمندى نيز صورت گرفته كه مى‏تواند در نظامى هماهنگ مورد استفاده كليه اين مراكز و ساير سازمان‏هاى علاقه‏مند قرار گيرد. اما چنين اقدامى مستلزم داشتن برنامه‏اى جامع براى ايجاد هماهنگى ميان اين گونه فعّاليت‏ها جهت بهينه‏سازى اطلاع‏رسانى اسلامى است، و اين هماهنگى‏ها تنها با حضور نظامى تعريف شده براى اين منظور ميسّر است. چنين نظامى را مى‏توان به اعتبارى، «شبكه ملّى اطلاع‏رسانى» ناميد، و ناگزير بايد علاوه بر ايجاد ارتباط ميان اعضا، شرايط هماهنگى ميان مراكز عضو شبكه را نيز پديد آورد، و اين خود مستلزم تعريف تشكيلاتىِ شبكه است.
درك درست نسبت به چنين نيازى، در واقع چند سال پيش در حوزه علميه قم احساس شد. در سال 1369 به سفارش مركز تحقيقات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، طرحى براى ايجاد نظام اطلاع‏رسانى اسلامى تهيه و تدوين گرديد كه در آن ضرورت‏ها و برنامه هاى نظامى هماهنگ براى اطلاع‏رسانى در حوزه گسترده معارف اسلامى عنوان شده بود. اين طرح، البته هيچ‏گاه به طور جامع تحقق عملى و اجرايى نيافت، اما يك سلسله برنامه هاى مقدماتى و ملزومات امر به طور مجزا به اجرا درآمد، كه تدوين اصطلاحنامه علوم قرآنى، به عنوان بخشى از اصطلاحنامه علوم اسلامى، معاجم گوناگون، راهنماهاى مراكز فرهنگى در يكى دو شهر از آن جمله‏اند.
امّا از آن زمان تاكنون قريب 6 سال مى‏گذرد و در اين فاصله، وقايع مهم و تعيين‏كننده‏اى در اطلاع‏رسانى اسلامى پديد آمده است، كه از جمله به موارد زير مى‏توان اشاره داشت:
1. تأسيس مراكز جديد كه فعّاليت خود را در حوزه دانش‏هاى اسلامى آغاز كرده‏اند؛
2. اجراى برنامه هاى جديد در مراكزى كه قبلاً وجود داشته‏اند؛
3. تشكيل بانك‏ها و پايگاه هاى اطلاعاتى رايانه‏اى در زمينه معارف اسلامى.
اين رويدادها، طبعاً ضرورت هماهنگ كردن فعّاليت‏ها را محسوس‏تر كرده است، و دلايل اين ضرورت نيز خود ناشى از افزايش يافتن همين مراكز يا فعاليت‏هاى آنهاست؛ زيرا هر چه تعداد اين حركت‏ها افزايش يابد، به همان نسبت بيم دوباره‏كارى و صرف هزينه و وقت و نيروى مضاعف فزونى خواهد گرفت.

چند پيشنهاد

براى پرهيز از نارسايى و ناهماهنگى‏هاى پيشگفته، لازم است سياست و برنامه واحدى بر حوزه اطلاع‏رسانى حاكم باشد تا تعيين وظايف مراكز، پردازيش اطلاعات مرتبط با اين حوزه، و چگونگى ارائه خدمات در اين زمينه تابع سلايق شخصى يا سازمانى نباشد.
نظام اطلاع‏رسانى اسلامى، در عين استقلال موضوعى، زيرمجموعه‏اى از نظام ملّى اطلاع‏رسانى كشور است و بايد از الگوها و ضوابط مقبول دست كم از جهات فنّى و ساختارى، تبعيّت كند. در عين حال، به اعتبار اين كه نظام‏هاى فرعى، خود ويژگى‏هاى هر نظام و سيستمى را دارا هستند، لازم است مستقلاً به موارد زير عنايت شود:
- شورايى متشكّل از مديران مراكز مهمّ اطلاع‏رسانى اسلامى تشكيل گردد. در تركيب اين شورا لازم است كه متخصّصان اطلاع‏رسانى و تحليل سيستم نيز لحاظ شوند.
- اين شورا با تشكيل كميته هاى كار، سياست و برنامه واحدى را براى فعّاليت‏هاى مختلف در اين حوزه طراحى و به مراكز عضو ابلاغ كند.
- شوراى نظام اطلاع‏رسانى اسلامى ناگزير مى‏بايست براى مسائل مهم زير تعيين تكليف كند:
1. محلّ دبيرخانه شورا و وظايف اعضاى شورا و آيين‏نامه هاى اجرايى كار را پيش‏بينى كند؛
2. اجراى برنامه هاى پژوهشى و خدماتى اطلاع‏رسانى اسلامى را مشخصاً؛ تعريف و به عنوان وظايف مراكز، به تناسب اهداف آنها به ايشان ابلاغ كند؛
3. ايجاد هرگونه مركز يا اجراى هرگونه برنامه جديد در اين زمينه با نظر و تأييد اين شورا صورت گيرد؛
4. ايجاد يا استمرار پايگاه هاى اطلاعاتى به تناسب وظايف مراكز، ميان آنها تقسيم و در هر مورد تنها يك پايگاه اطلاعاتى ايجاد شود، ولى تمام مراكز در تقويت پايگاه‏ها - صرف نظر از محل استقرار آنها - تلاش كنند، تا از تكرار پايگاه هاى مشابه، جدّاً جلوگيرى شود؛
5. با رهنمودها و برنامه هايى كه از سوى شوراى نظام ارائه مى‏شود، مراكز با يكديگر ارتباط و همكارى دوجانبه داشته باشند، و موجودى هر مركز بتواند با تساهل مديريتى و سازمانى، مورد استفاده ساير مراكز قرار گيرد؛
6. نرم‏افزارهاى رايانه‏اى مناسب براى هر مقوله از كار، تعريف و براى استفاده در فعاليت‏هاى مشابه در مراكز اطلاع‏رسانى اسلامى توصيه شود؛
7. زبان موضوعى رسمى، استاندارد شده، و منضبطى براى سازماندهى اطلاعات و متون و منابع اسلامى از طريق طراحى، تهيه، و گسترش اصطلاحنامه هاى مناسب ايجاد و براى اجرا ارائه شود؛
8. شرايط فنّى و تجهيزاتى ارتباطات الكترونيك (از قبيل استفاده رايانه، امكانات پست الكترونيك و نظاير آنها) با توجّه به تناسب شبكه هاى موجود يا پيش‏بينى شده براى كلّ نظام تسهيل گردد.
تنها در چارچوب چنين پيش‏بينى‏هايى است كه مى‏توان اميدوار بود نظام اطلاع‏رسانى اسلامى همچون پيكرى واحد عمل كند و بتواند هم در نظام كلان اطلاع‏رسانى كشور جايگاه مشخصى به خود اختصاص دهد و هم در مقياس بين‏المللى به داد و ستد اطلاعاتى با ساير جوامع و مجامع اسلامى بپردازد.

 

آسيب‏هاى مؤسسات و مراكز پژوهشى حوزه هاى علميه(16)
خلاصه‏اى از سخنرانى آيت الله استادى
در نمايشگاه مراكز علمى پژوهشى حوزه علميه قم‏

آسيب‏هاى عرصه پژوهش

كارهاى فرهنگى را نمى‏توان با پول اندازه‏گيرى كرد. اين كه گفته مى‏شود، كار فرهنگى بازده مادى دارد يا خير؟ حرف غلطى است. اما اين سخن نبايد موجب شود كه هزينه هاى زيادى صرف شود و بازدهى نداشته باشد. بازده فرهنگى به تناسب هزينه‏ها باشد. بعضاً هزينه هاى فراوانى صرف مى‏شود، ولى بازده مناسب فرهنگى ندارد. اين دليل كه كار انجام شده كار خيلى خوبى است و يك كار علمى و دينى است، مجوز صرف هزينه هاى فراوان نيست. كنگره‏ها و سمينارهايى كه بازده علمى ندارند، بايد مورد بررسى قرار گيرند آيا هزينه هاى مصرف شده در آن، بازده فرهنگى مناسب داشته است يا خير؟
آسيب ديگر مؤسسات پژوهشى رقابت در گرفتن امكانات است. مراكز علمى از نظر ديانت بايد به مؤسسات بالاتر از خود كه كارهاى بسيار خوب علمى انجام داده‏اند، نگاه كنند و از نظر امكانات و جذب هزينه‏ها بايد به مراكزى كه از خودشان پايين‏تر هستند، بنگرند، زيرا همه پولى كه در اختيار اين گونه مؤسسات قرار مى‏گيرد، از بيت المال است و هر چه كمتر از آن برداشته شود و بازده بيشتر باشد، بهتر خواهد بود البته معناى اين حرف آن نيست كه خسّت به خرج دهيم و بگوئيم: تا امكانات نباشد، كار انجام نشود. اين انديشه كه «آن‏ها عرضه دارند و از همه جا هزينه و امكانات مى‏گيرند فكر خوبى نيست.
تأسيس مؤسسات جديد با عملكرد موازى، آسيب ديگرى در مراكز پژوهشى است. بعضى از همكاران يك مؤسسه، به صرف داشتن انتقادات جزئى در مجموعه كارى خود كه قابل حل نيز هست، به فكر مى‏افتند كه خود مؤسسه جديدى تأسيس كنند كه در واقع همان كارهاى مؤسسه قبلى را انجام مى‏دهد.
كار بايد براى رضاى خدا انجام گيرد و افراد بايد تلاش كنند تا كارهاى نيمه تمام ديگران تكميل شود، اگر كارهاى نيمه تمام ديگران را دوباره از اول شروع كنيم و آن را به نام خود ثبت كنيم، كار درستى نيست و موجب از بين رفتن هزينه، وقت و نيروهاى زيادى مى‏شود.
هم چنين آفت ديگر يك مؤسسه يا يك محقق اين است كه به خاطر ضعف كوچكى در يك كتاب يا يك اثر، گرفتار دوباره كارى شود.
گزارش زدگى چهارمين آسيب مؤسسات پژوهشى است. حضرت امام خمينى‏رحمه الله در بعضى از بيانات خود مى‏فرمودند: «چرا كارهايتان را عرضه نمى‏كنيد و چرا كارهاى انجام شده را به مردم نمى‏گوييد تا مردم در جريان كار قرار بگيرند». اما مؤسسه‏اى مدام جزوه فعاليت‏هاى خويش را ارايه مى‏دهد و همه مطالب جزوه تمجيد و تعريف از مؤسسه مربوطه باشد و گاه در آن جزوه مطالبى يافت مى‏شود كه بى‏اعتمادى به گزارش در پى داشته باشد، در دراز مدت به ضرر آن‏ها خواهد بود.
قاعده گزارش دادن به نحوه صحيح اين گونه است كه هر كس همان مقدار كارى كه انجام داده است، بيان كند و آن را خوب منعكس نمايد، و اگر نقاط ضعفى مشاهده مى‏كند، خود آن مؤسسه نقاط ضعف خويش را تذكر دهد.
همانگونه كه در فرهنگ دينى ما از فرد فردِ مسلمانان خواسته شده كه امور خود را محاسبه نمايد، از مؤسسات و مراكز علمى هم اين محاسبه خواسته شده؛ يعنى مؤسسات هر سال خود را ارزيابى نمايند و به نيازهاى جامعه توجه كنند. تنها چاپ يك كتاب و انتشار آن در بعضى از مراكز و انبار شدن مابقى آن، مشكل امور فرهنگى كشور را حل نمى‏كند. از اين رو هر مؤسسه‏اى بايد ارزيابى كند كه چقدر در جامعه نفوذ كرده است.
مراكز تحقيقاتى زيادى وجود دارد كه تمام سعى آن‏ها اين است كه اثر و كتاب را به مرحله چاپ برسانند و پس از آن ديگر كارى ندارند كه چه اتفاقى مى‏افتد. بعضى از مجلات ما نيز دچار اين نقطه ضعف هستند و بعضاً با تيراژ بالا مجله خود را منتشر مى‏كنند، اما وقتى وارد كارهاى آن‏ها مى‏شويم و در جريان امر قرار مى‏گيريم، مى‏بينيم كه مثلاً از دو يا سه هزار نسخه چاپ شده فقط دويست يا سيصد عدد آن به دست جوانان و دانشگاهى‏ها مى‏رسد و مابقى در گوشه و كنار و يا در انبار نگهدارى مى‏شود. اين نقطه ضعف بسيار مهمى است. مؤسسات و مدير مسئول‏ها و يا سردبيرها بايد دور هم جمع شوند (به خصوص مراكزى كه براى جوانان و قشر دانشگاهى قلم مى‏زنند) و چاره‏اى بينديشند تا اين مجلات در اختيار جوانان و دانشگاهى‏ها قرار بگيرد. اكنون با كمى پيگيرى مشاهده مى‏شود كه مجلات دينى در دانشگاه‏ها بسيار كم است و گويا اصولاً بنا نبوده كه در آن مكان‏ها پخش شود.
اما اين كه خودمان بگوييم، خودمان بنويسيم و خودمان بخوانيم، شايد براى خودمان مؤثر باشد، ولى به حال جوانان مفيد نخواهد بود.
البته اگر انسان منصفى كارهاى انجام شده در حوزه هاى علميه و مؤسسات و مراكز پژوهشى حوزه علميه قم را ببيند و تلاش انجام گرفته را بررسى نمايد، اعتراف مى‏كند كه حوزه علميه روند تكاملى خود را طى مى‏كند و اين طور نيست كه حوزه در خواب و از مسايل جامعه غافل باشد، بلكه كارهاى بسيار مهمى صورت گرفته است و كارهاى خوب و مفيدى نيز انجام شده است كه موجب سربلندى حوزه است. 

پى نوشت ها:
1) پگاه حوزه، ويژه حوزه هاى دينى، ش 6.
2) پگاه حوزه / ويژه حوزه هاى دينى / ش 5.
3) پگاه حوزه / ويژه حوزه هاى دينى / ش 6.
4) گلستان قرآن / ش 143.
5) مسؤول بخش رايانه‏اى نمايشگاههاى بين‏المللى قرآن كريم.
6) ره آورد نور / ش 1.
7) برداشتى از كتاب «اطلاع‏رسانى نظام‏ها و فرآيندها»، تأليف دكتر عباس حرّى.
8) عبّاس حُرّى، مرورى بر اطلاعات و اطلااع‏رسانى (نشر كتابخانه، تهران 1372)، ص 97 - 98.
9) محمد مكّى سباعى، تاريخ كتابخانه هاى مساجد، ترجمه محمد عباسپور و محمدجواد مهدوى، (بنياد پژوهش‏هاى اسلامى، مشهد 1373)، خصوصاً ص 87 - 128.
10) اُلى محمد عبدالحميد، «برنامه هاى اطلاعاتى جهان اسلامى»، ترجمه عباس حرّى، در شبكه اطلاع‏رسانى در كشورهاى اسلامى (دفتر پژوهش‏هاى فرهنگى، تهران 1369)، ص 4 - 8.
11) همان، ص 10 - 20.
12) على عسگرى يزدى، «ضرورت اطلاع‏رسانى در حوزه هاى علميه»در مجموعه مقالات اوّلين سمينار كاربردى مراكز و سازمان‏هاى پژوهش فرهنگى و اطلاع‏رسانى (سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، تهران 1370)، ص 90.
13) راهنماى مراكز فرهنگى شهرستان قم (مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى، قم 1372).
14) راهنماى مراكز فرهنگى مشهد مقدس (دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى، قم 1372)، پلى‏كپى.
15) شوراى پژوهش‏هاى علمى كشور، گزارش ملى تحقيقات سال 1371، تهران: 1372.
16) پگاه حوزه، ويژه حوزه هاى دينى / ش 5.

منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد