العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
چهارشنبه 22 آذر 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13610      تاریخ : 1393/11/8 12:24:17      بخش : متن خبرنامه دین پژوهان print
گزارش پنجمين آئين بزرگداشت پژوهشگران برتر حوزه دين‏ خبرنامه دين پژوهان ـ شماره 16 و 17 ـ سال سوم شماره 4 و 5 - بهمن و اسفند 1382
گزارش پنجمين آئين بزرگداشت پژوهشگران برتر حوزه دين‏

پنجمين اجلاس «تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين» در آستانه ميلاد مسعود حضرت ثامن الحجج على بن موسى الرضا(ع) با حضور انديشمندان اسلامى، پژوهشگران دينى و مسؤولان علمى و فرهنگى با همت دبيرخانه دين‏پژوهان كشور و همكارى اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان خراسان در تالار قدس كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى برگزار شد و طى اين مراسم از پژوهشگران برتر حوزه دين در رشته‏هاى مختلف تقدير به عمل آمد.
در ابتداى اين مراسم پس از تلاوت آياتى از قرآن و سرود مقدس جمهورى اسلامى ايران، حضرت آيت اللّه سيد عز الدين حسينى زنجانى طى سخنانى ضمن تسليت به ملت، دولت و بازماندگان زلزله اخير بم، خواستار تلاش همه افراد و نهادهاى مردمى و دولتى براى رفع مشكلات و كاهش آلام مجروحين مصدومين و مصيبت زدگان حادثه ياد شده گرديد.
وى با اشاره به بركات انقلاب اسلامى در عرصه‏هاى گوناگون جامعه، اجلاس پرشكوه دين‏پژوهان را از ثمرات آن شمرد و ضمن اشاره به جايگاه و اهميت ولايت و امامت معصوم در مكتب تشيع تأكيد فرمود كه مى‏بايست از امكان و توان موجود، در نشر فرهنگ اهلبيت بيشترين بهره را گرفت.
در ادامه همايش، حضرت آيت الله محمدهادى معرفت نيز در سخنانى، اسلام و مبانى اسلامى را جايگاهى براى پرواز فكر و ايجاد انگيزه براى انديشيدن و انديشمند شدن دانست و افزود: رسالت قرآن كه منشأ علوم مختلف است و براى به‏دست آوردن علوم گوناگون انگيزه ايجاد مى‏كند، اين است كه مسلمانان را به انديشيدن وا مى‏دارد، پس شما محققين در راستاى همين هدف قرار گرفته‏ايد.
آيت الله معرفت خاطرنشان كرد: تحقيق روش خاصى دارد و پژوهش محصول فكر انديشمند و محقق است، درست مثل متاعى ارزشمند كه عرضه مى‏شود، اين عرضه بايد با تقاضا مطابقت كند و با شرايط جامعه سنجيده شود.
وى افزود: بعضى چون راه درست تحقيق را نمى‏دانند يك مطلب را غلط ارايه مى‏دهند كه با اين مسأله سوژه به‏دست دشمنان مى‏دهند.
در ادامه اين همايش يك روزه، محمدجواد صاحبى دبير شوراى برنامه‏ريزى دين‏پژوهان كشور و دبير همايش تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين، طى سخنان كوتاهى هدف دبيرخانه دين‏پژوهان كشور از برگزاردى اين همايش‏ها را شناسايى و معرفى پژوهش‏هاى مفيد، علمى و مورد نياز كشور، و نيز ايجاد همگرايى وتعامل ميان پژوهشگران حوزه دين، اطلاع رسانى و بررسى محتوايى آثار و پژوهش‏هاى دينى پيش از انتشار دانست.
دبير همايش تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين، در تعريف پژوهش دينى، گفت هر پژوهشى كه با انگيزه و صبغه دينى انجام مى‏شود تخصصاً پژوهش دينى تلقى نمى‏شود، بلكه مراد از پژوهش دينى تحقيقاتى است كه مبتنى بر هدف، فرايند و منابع دينى باشد. وى افزود: پژوهش‏هاى امسال در حوزه فرهنگ، هنر و اجتماع انجام گرفته و با سرنوشت جامعه و عصر ما نسبت و ارتباطى برقرار كرده و مشكلات و نيازهاى علمى و فكرى مورد نياز جامعه را مد نظر قرار داده‏اند. دبيرخانه دين‏پژوهان كشور نيز در طى اين چند سال با انتشار خبرنامه دين‏پژوهان و برگزارى چنين نشست‏ها و جشنواره‏هايى در ايجاد همدلى و بسترى مناسب براى تعامل ميان محققان علوم دينى تلاش مى‏كند.
محمدجواد صاحبى در ادامه به ارائه گزارش مختصرى از پژوهش‏هاى رسيده و نحوه ارزيابى آن‏ها پرداخت و افزود: در پنجمين دوره مراسم تجليل بيش از 300 اثر پژوهشى به دبيرخانه همايش رسيد كه از اين تعداد اثر دريافت شده 130 اثر به مرحله بررسى و داورى رسيد و 42 اثر پژوهشى موفق به كسب بيش از 80 درصد امتيازات لازم شده‏اند كه از اين تعداد 21 اثر به عنوان پژوهش‏هاى منتخب اين دوره شناخته شده و از آن‏ها تقدير به عمل خواهد آمد.
در ادامه اين همايش وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى به ايراد سخنرانى پرداخت و گفت: زندگى عمومى هيچ‏گاه جداى از علم نبوده و نمى‏تواند باشد، پيدا كردن حق و يافتن حق يكى از اهدافى است كه همه علاقه‏مندان به ديانت به دنبالش هستند، شايد كلمه تحقيق در اين حوزه زيباتر و رساتر باشد از كلمه پژوهش، زيرا در مورد پژوهش ما تلاش مى‏كنيم براى يافتن حق گامى به جلو برداريم و نامعلوم بودن نتيجه آن از ويژگى‏هاى پژوهش است. در حالى‏كه در تحقيق اين گونه نيست. محقق از همان آغاز در جستجوى حق و حقيقت است و بدان تعلق خاطر دارد.
وى افزود: زندگى مؤمنانه اقتضا مى‏كند كه ما به امور مقدس حساسيت داشته باشيم و چنين حساسيتى است كه ما را به پژوهش و تحقيق رهنمون مى‏سازد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى ادامه داد: چارچوب‏هاى زمانى و مكانى مقدس، بستر بسيارى از مناسبات علمى را در طول تاريخ فراهم كرده است كه اين التزام به مكان و زمان مقدس و اجراى احكام شريعت منشأ شكل‏گيرى علوم متفاوتى در تمدن اسلامى شده است.
مسجدجامعى با بيان تفاوتى كه همگان در حوزه تفكرات دينى به آن اذعان دارند گفت: تفاوت‏ها اين است كه اسلام در حوزه تفكرات دينى خلاصه نمى‏شود بلكه حوزه دين ابعاد وسيع‏تر از مناسبات فردى را در بر مى‏گيرد و از اين حيث تحقيق دينى، حوزه و ساحت گسترده‏اى را در بر مى‏گيرد.
احمد مسجدجامعى با بيان اين‏كه امروزه پژوهش در حوزه دين نه يك امر جنبى بلكه يك امر اصلى و محورى شده است، آن را از بركات انقلاب اسلامى برشمرد و افزود: در موضوعاتى كه در اين جلسه و در چهار سال گذشته مطرح شده انبوه مسايلى را مى‏بينيد كه برخاسته از نيازهاى انسان امروز است در حالى‏كه در گذشته اين تكثر و گستردگى نبود، پس پژوهش يك محور اصلى و اساسى است و كسانى بايد به آن بپردازند كه به اين اصول محورى پايبند هستند.
وى در خاتمه براى نهادينه شدن جشن‏هاى رضوى و بهره‏مندى مردم ديگر شهرها از اين جشن‏ها، احداث مجتمع فرهنگى و هنرى امام رضا(ع) را در بم پيشنهاد كرد.
در پايان اين همايش، بيانيه هيأت داوران قرائت شد:

بيانيه هيأت داوران پنجمين مراسم‏ «تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين»

خداى را سپاس مى‏گوييم كه به ما توفيق داد تا پنجمين اجلاس تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين را در آستانه ميلاد حضرت ثامن الحجج على بن موسى الرضا(ع) و در جوار بارگاه ملكوتى آن بزرگوار در حضور جمع كثيرى از انديشمندان، عالمان، فرهيختگان و پژوهشگران دينى برگزار كنيم.
بى‏ترديد علوم انسانى و معارف دينى، اشرف علوم و معارف است. نياز بشر امروز به شناسايى جوهر و حقيقت دين و آموزه‏هاى آن، به ويژه در عصر صنعت كه خشكى و خشونت ماديت، روح و عواطف انسانى را خسته و تشنه معنويت گردانيده است، تلاش براى بازشناسى و بازسازى انديشه دينى واحياى معارف اسلامى و نجات بشريت از سرگشتگى و ازخودبيگانگى را ضرورى و فورى ساخته است. از سوى ديگر در سرزمين بزرگ ايران اسلامى كه فرهنگ و سياست و حكومت آن با آموزه‏هاى دينى پيوندى ناگسستنى يافته است، هرگونه كشف و ابتكارى در ساحت معارف اسلامى مى‏تواند در جامعه تأثيرگذار و حتى سبب تغييرات و تحولات ژرف در عرصه‏هاى گوناگون آن گردد.
روشن است كه ما سهم پژوهش‏هاى بنيادى درباره علوم و معارف دينى و احياى ميراث كهن علمى و فرهنگى را كه مى‏تواند منبع و مرجع محققان قرار گيرد انكار نمى‏كنيم ولى با در نظر داشتن پديده جهانى شدن و توسعه فن‏آورى اطلاعاتى و پرسش‏هايى كه روياروى انديشه اسلامى قرار گرفته است بر ضرورت و اولويت پژوهش‏هاى دينى كاربردى روزآمد اصرار مى‏نماييم.
به همين جهت، دبيرخانه دين‏پژوهان كشور، پنجمين دوره پژوهش‏هاى برتر حوزه دين را با رويكرد فرهنگ، هنر و اجتماع به سمت پژوهش‏هايى سوق داد كه نسبتى ميان نيازهاى امروز جامعه ايرانى با معارف و آموزه‏هاى اسلامى برقرار نموده‏اند.
برگزارى اين مراسم با همكارى و همراهى ستاد جشن‏هاى ميلاد حضرت امام رضا و نهادها و شخصيت‏هاى علمى و فرهنگى استان خراسان در اين شهر مقدس و مكان شريف كه نماد علم و دين و عشق و عرفان است، نشان از اعتقاد راسخ دست‏اندركاران به وجود پيوند وثيق ميان دين و دانش و فرهنگ و اجتماع دارد.
به هر حال هيأت داوران و شوراى علمى دبيرخانه دين‏پژوهان كشور ضمن تشكر از همه پژوهشگرانى كه آثار خويش را به دبيرخانه ارسال كرده‏اند و با سپاسگزارى از محققان و صاحب‏نظرانى كه مراحل گوناگون بررسى و داورى آثار دريافتى را به عهده داشته‏اند از حضور مراجع، علما و فرهيختگان دينى كه در اين مجلس باشكوه حضور يافته‏اند قدردانى، و با توجه به هدفگذارى‏ها و اولويت‏هاى يادشده آثار ذيل را برگزيده است:

در بخش قرآن و حديث:

* پژوهش «مديريت از منظر كتاب و سنت» اثر «جناب حجت الاسلام سيد صمصام الدين قوامى» به جهت «استقصاى منابع، نوآورى و خلاقيت در بحث، روزآمدى و توجه به نيازهاى نظام اسلامى».
* پژوهش «نقد و بررسى آراى طبرى در جامع البيان» اثر «سركار خانم دكتر سيمين‏دخت شاكرى» به جهت «تحقيق درباره ويژگى‏هاى متن تفسير طبرى، به‏كارگيرى شيوه نقد علمى، ساختار منطقى، روزآمد كردن متون كهن و نظريات دانشمندان اسلامى».
* پژوهش «مواجهه آيات و روايات با جنبه منفى فرهنگ‏پذيرى»، اثر «جناب حجت الاسلام آقاى على اسدى» به جهت «بهره‏گيرى مناسب از آيات و روايات درباره مشكلات، مسائل و چالش‏هاى فرهنگى جامعه اسلامى».

در بخش فقه و حقوق:

* پژوهش «آراى عمومى، مبانى اعتبار و قلمرو» اثر «جناب آقاى دكتر محمود حكمت‏نيا» به جهت «ساختار مناسب، انسجام مطالب، براهين محكم و توجه به نيازهاى نظام جمهورى اسلامى ايران».
* پژوهش «جايگاه شورا در حكومت اسلامى» اثر «حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى دكتر كاظم قاضى‏زاده» به جهت «بهره‏گيرى از منابع اصلى، ارائه گزارشى تحليلى از نظريه‏هاى علماى اسلامى و توجه به نيازها و چالش‏هاى فكرى عصر حاضر».
و در رتبه بعدى:
* پژوهش «رابطه فرد و دولت در نظريه‏هاى ولايت فقيه» اثر «حجت الاسلام جناب آقاى شريف لك‏زايى» به جهت «انتخاب موضوع، نوآورى در بحث، استناد به منابع معتبر، و توجه به نيازهاى جامعه اسلامى».
* پژوهش «ارتداد، توهين به مقدسات و آزادى بيان» اثر «جناب حجت الاسلام آقاى سيد حسين هاشمى» به جهت «انتخاب موضوع، روزآمدى و توجه به نيازهاى نظام اسلامى، بهره‏گيرى از منابع اصلى و استدلال و تحليل مناسب و پاسخ به پرسش‏هاى عصر حاضر».
* پژوهش «منابع قانونگذارى در حكومت اسلامى» اثر «جناب حجت الاسلام سيف الله صرامى» به جهت «نوآورى و روزآمدى، رعايت معيارهاى علمى در گزارش از منابع و نصوص، فصل‏بندى و به‏كارگيرى نثر و نگارش مناسب».

در بخش دين و علوم اجتماعى:

* پژوهش «نهاد خانواده در اسلام» اثر «جناب حجت الاسلام حسين بستان نجفى» به جهت «رعايت معيارهاى علمى در تدوين، بهره‏گيرى از منابع اصلى، استدلال و تحليل و توجه به مقتضيات و نيازهاى جامعه كنونى».
* پژوهش اسلام، سنت، دولت مدرن» اثر «جناب حجت الاسلام آقاى دكتر سيد على ميرموسوى» به جهت «بهره‏گيرى از منابع دست اول، توجه به چالش‏هاى فكرى جهان معاصر و جامعه اسلامى، رعايت معيارهاى علمى و نگارشى».
* پژوهش «روانشناسى اجتماعى با نگرش بر منابع اسلامى» اثر جمعى از پژوهشگران دينى، زير نظر «جناب حجت الاسلام آقاى مسعود آذربايجانى» به جهت «نوآورى در بحث، استناد به منابع معتبر، تحليل مستدل و پاسخگويى به نياز جامعه دينى».
* پژوهش «چيستى فلسفه سياست در حوزه تمدن اسلامى» اثر «جناب آقاى محمد پزشكى» به جهت «نوآورى و خلاقيت در بحث و بررسى، رعايت معيارهاى علمى در تحقيق، فصل‏بندى و استفاده از ادبيات و سبك نگارش مناسب».
* پژوهش «مراتب ظهور فلسفه سياست و تمدن اسلامى» اثر «جناب آقاى دكتر موسى نجفى» به جهت «نوآورى در بحث، بهره‏گيرى از منابع اصلى و استدلال و استنتاج متناسب با هدف».
* پژوهش «تقدير معيشت» اثر «جناب حجت الاسلام دكتر على اكبر كلانترى» به جهت «انتخاب موضوع و عنايت به نيازها و ضرورت‏هاى جامعه اسلامى، خلاقيت در تبيين و تحليل و استنتاج».
* پژوهش «نظريه تحول در اسلام» اثر «جناب حجت الاسلام آقاى على ذو علم» به جهت «نوآورى در انتخاب موضوع و تحليل محتوا، تتبع در نظريه‏ها، توجه به مقتضيات جامعه كنونى و پاسخ به پرسش‏هاى برخاسته از تحولات انقلاب اسلامى.
در بخش دين و علوم تربيتى:
* پژوهش «تربيت دينى» اثر «جناب حجت الاسلام دكتر محمد داودى» به جهت «تتبع كافى، تبيين و تحليل عالى، روزآمدى و بهره‏گيرى از نثر معيار و تناسب ساختار و فصل‏بندى».

در بخش اخلاق و عرفان:

* پژوهش «عقل و اخلاق از ديدگاه غزالى و هيوم» اثر «جناب آقاى دكتر حسين‏على شيدان شيد» به جهت «خلاقيت در تحقيق و تطبيق نظريه‏ها، روزآمدى و استناد به منابع پرشمار دست اول».

و در رتبه بعدى:

* پژوهش «تطبيقى ميان حكمت عرفان ابن عربى و انديشه‏هاى دو حكيم مكتب ودانته هندى» اثر «جناب آقاى دكتر ابوالفضل محمودى» به جهت «نوآورى، استدلال قوى و تبيين و تحليل موضوع».
* پژوهش «اخلاق نقد» اثر «جناب حجت الاسلام دكتر سيد حسن اسلامى» به جهت «انتخاب موضوع، پاسخ به نياز جامعه علمى، استدلال و تحليل قوى، بهره‏گيرى از نثر معيار و سبك نگارش مناسب با موضوع». البته رساله ديگرى از اين پژوهشگر تحت عنوان «دروغ مصلحت‏آميز» حائز رتبه گرديده است ولى نظر به تعلق اثر به سنوات گذشته، از فهرست خارج گرديد.

در بخش فلسفه و كلام:

در اين بخش رتبه نخست احراز نشد، و در رتبه بعدى:
* پژوهش «ايمان‏گروى» اثر «جناب آقاى دكتر رضا اكبرى» به جهت «نوآورى و خلاقيت در انتخاب موضوع و تحليل محتوا، تبيين و شفاف‏سازى مدعا، به‏كارگيرى مناسب مثال‏ها».
* پژوهش «پديدارشناسى دين» اثر «جناب آقاى دكتر محمود خاتمى»، به جهت «ابتكار در گزينش موضوع، (زيرا كه نخستين گام در زمينه ياد شده مى‏باشد) و در عين حال بهره‏گيرى از منابع اصلى به ويژه م‏آخذ خارجى و نثر و ادبيات مناسب فارسى».

معرفى برگزيدگان پنجمين مراسم «تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين»
 

سيد صمصام الدين قوامى‏

متولد 1334، با تحصيلات حوزوى در حد اجتهاد و تحصيلات دانشگاهى ليسانس مديريت صنعتى، مدرس سطح عالى حوزه (بيش از 20 سال) فلسفه اخلاق براى مقطع كارشناسى ارشد طلاب غير ايرانى.

فعاليتهاى پژوهشى:

- پايان نامه فقهى قاضى تحكيم و ذكوريت قاضى‏
- دهها مقاله در مجلات گوناگون در مقوله‏هاى حكومت و اخلاق اسلامى و به شكل مشخص در فصل نامه حكومت اسلامى‏
- كتاب مديريت از نظر كتاب و سنت‏
- جزوه درسى آداب المتعلمين( براى طلاب غير ايرانى)
مدير مسئول و صاحب امتياز فصلنامه نخل شهداد

سيمين دخت شاكرى‏

متولد 1339 داراى كارشناسى رشته جامعه از دانشگاه تهران، كارشناسى ارشد با رتبه اول از دانشگاه تهران و دكترا از دانشگاه آزاد، آن هم با رتبه اول.
در نمايشگاه قرآن در ماه رمضان 1382 همين رساله رتبه دوم را كسب نمود، و مقاله ايشان كه سياق در تفسير طبرى است در فصل نامه علمى پژوهشى الزهرا به چاپ رسيده است كه هم اكنون به عنوان يكى از اعضاى هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى واحد شمال مى‏باشند.

محمود حكمت نيا

متولد 1342، دانش آموخته حوزه و مشغول به تحصيل در سطح خارج حوزه و داراى مدرك كارشناسى ارشد حقوق خصوصى از دانشگاه تربيت مدرس و مشغول به تحصيل در مقطع دكترا، وى هم اكنون مدرس دروس حقوقى در مركز تخصصى فقهى و قضايى حوزه عليمه قم و مجتمع آموزش عالى قم بوده و مديريت گروه فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى را به عهده دارد.
ازآثار قلمى نامبرده مى‏توان به اصطلاح نامه اصول فقه و علوم قرآنى نام برد كه به صورت گروهى انجام گرفته و توسط انتشارات دفتر تبليغات اسلامى انتشار يافته است. همچنين آراى عمومى و اعتبار آن و مسؤوليت مدنى و فقه شيعه از ديگر آثار وى مى‏باشد كه مراحل پژوهش آن به پايان رسيده است.

سيّد حسين هاشمى‏

متولد1344 داراى تحصيلات حوزوى خارج حوزه و تحصيلات دانشگاهى كارشناسى ارشد حقوق جزا و جرم‏شناسى.
ايشان با گذراندن دوره تحصيلى در رشته فقه و حقوق، با توجه به علاقه شديدى كه به امر پژوهش و نويسندگى داشت، در دو رشته مرتبط حوزوى و دانشگاهى در طول ده سال گذشته تحقيق جدى را آغاز كرد و حاصل اين تلاش، تأليف كتب و مقالاتى است كه بيشتر آنها در مجلات معتبر حوزوى و دانشگاهى به چاپ رسيده و بعضى ديگر نيز در شرف چاپ و انتشار مى‏باشد.
از آغاز سال 1380 تاكنون، از اولين شماره مجله علمى و فرهنگى«رواق انديشه»، به عنوان سردبير اين ماهنامه، انجام وظيفه نموده و هم اكنون با همت ديگر همكاران پرتلاش و محققان ارجمند، بيست و پنجمين شماره آن به اهل فرهنگ و انديشه، عرضه نموده است.
در سال 1381 در هفته پژوهش، از سوى وزارت علوم تحقيقات و فن آورى، به عنوان پژوهشگر نمونه برگزيده شده.
به منظور كارآمدى و كيفيت بخشيدن به فعاليت‏هاى پژوهشى و آموزشى خود، ضمن آشنايى و مهارت كامل در به كارگيرى ابزارهاى پژوهشى نوين رايانه‏اى، به دو زبان عربى و انگليسى در حد مكالمه و ترجمه متون تخصصى، و به زبان فرانسه در حد فرانسه عمومى تسلط دارد.

سيف اللّه صرامى‏

متولد 1342، از دانش آموختگان حوزه و مشغول به تحصيل دروس خارج حوزه علميه، داراى مدرك فوق ليسانس الهيات و معارف اسلامى از مركز تربيت مدرس دانشگاه قم.
تأليفات: احكام حكومتى و مصلحت، احكام از ديدگاه اسلام و حقوق بشر، حسبه يك نهاد حكومتى، جايگاه قرآن در استنباط احكام، منابع قانون‏گذارى در حكومت اسلامى، مبانى آراى رجالى، حقوق مردم در حكومت با عنايت خاص به ديدگاه امام خمينى(ره).

محمد ستوده آرانى‏

متولد 1341، ورودى سال 1363 در رشته علوم سياسى دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، و سال 1367 در رشته روابط بين الملل در مقطع كارشناسى ارشد در دانشگاه تهران با رساله پژوهشى در باره شيوه‏هاى نفوذ و سلطه فرهنگى در «روابط بين‏الملل». پذيرفته شده اولين دوره دكترى روابط بين الملل دانشگاه تهران در سال 1367، با تدوين رساله، تحولات نظام بين الملل و سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران».
نامبرده هم اكنون عضو هيأت علمى مؤسسه آموزش عالى باقرالعلوم(ع) مى‏باشد.

حسين بستان‏

متولد 1347 از دانش آموختگان حوزه، مشغول به تحصيل خارج حوزه، عضو هيأت علمى پژوهشكده حوزه و دانشگاه. داراى مدرك كارشناسى ارشد جامعه‏شناشى از پژوهشكده حوزه و دانشگاه.
محورهاى اصلى تأليف و تحقيق ايشان عبارتند از:
جامعه‏شناسى خانواده، جامعه‏شناسى جنسيت (مطالعات اجتماعى زنان)، فلسفه علوم اجتماعى و جامعه‏شناسى دين. در مورد محور نخست، كتاب «اسلام و جامعه‏شناسى خانواده» تدوين گرديده كه آماده چاپ است. در مورد محور دوم، كتاب «نابرابرى و ستم جنسى از ديدگاه اسلام و فمينيسم» كه پايان نامه اصلاح شده ايشان است به تازگى منتشر گرديده و طرح «اسلام و جنسيت» نيز هم اكنون در حال انجام است. در مورد سوم مقالاتى نوشته شده و در دو طرح به نام‏هاى «علم و علم دينى» و «روش استفاده از متون دينى در علوم اجتماعى» مشاركت داشته. در مورد محور چهارم نيز كتابى را با عنوان «وبر و اسلام» با همكارى برخى ديگر به فارسى ترجمه كرده و ايشان پاورقى‏هاى توضيحى و انتقادى اين كتاب را تدوين نموده است.

حسينعلى شيدان شيد

متولد 1343، عضو هيات علمى گروه فلسفه و كلام مؤسسه پژوهشى حوزه دانشگاه.
داراى تحصيلات حوزوى: شركت در درس خارج، نيز اتمام دوره عمومى موسسه در راه حق، و دوره دين‏شناسى موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره) و تحصيلات دانشگاهى: كارشناسى حقوق قضا، از مجتع آموزش عالى قم(1372).
كارشناسى ارشد فلسفه(غرب)، از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران(1357).
دكتراى فلسفه(غرب)، از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران(1381).
داراى تأليفات(چاپ شده و چاپ نشده):
جايگاه مردم سالارى در انديشه سياسى ميرزاى نايينى و امام خمينى(ره)/ «تعاليم ملاصدرا»(ترجمه)/ طالع ماهيّات در آسمان هستى/ عقل و اخلاق از ديدگاه غزالى و هيوم‏

مسعود آذربايجانى‏

متولد1342، از دانش آموختگان حوزه علميه ، داراى مدرك كارشناسى ارشد الهيات و معارف اسلامى از مؤسسه امام خمينى (ره)- قم،1371، كارشناسى ارشد روانشناسى بالينى از موسسه پژوهشى حوزه و دانشگاه، 1379، دانشجوى دكتراى كلام از مركز تربيت مدرس دانشگاه قم و عضو شوراى عالى تربيتى مركز جهانى علوم اسلامى.
سوابق تحقيقاتى:
1. روانشناسى باورهاى دينى/ مجرى و محقق‏
2. روانشاسى سلامت با نگرش به منبع اسلامى ج 1 و ج 2 (ترجمه و تأليف) / سمت / 1378
3. روانشناسى اجتماعى با نگرش به منابع اسلامى ج 1 و ج 2 (ترجمه و تأليف) / سمت / 1381
4. روانشناسى عمومى (تأليف) / نهاد نمايندگى ستاد قم / 1375
5. اخلاق اسلامى (تأليف) / معاونت اساتيد نهاد نمايندگى / 1379
6. مفهوم ايمان در قرآن كريم (پايان‏نامه كارشناسى ارشد الهيات)مؤسسه امام خمينى (ره) قم / 1379
7. آزمون جهت‏گيرى مذهبى به تكيه بر اسلام (پايان‏نامه كارشناسى ارشد روانشناسى بالينى) پژوهشكده حوزه و دانشگاه قم / 1380

محمد داوودى‏

متولد 1345، داراى فوق ليسانس علوم تربيتى از پژوهشكده حوزه و دانشگاه و دكتراى فلسفه از دانشگاه تربيت معلم و مشغول به تحصيل در دروس خارج حوزه.
فعاليت‏هاى علمى و پژوهشى:
تأليف كتاب «تربيت دينى در سيره معصومين(ع)» زير نظر عليرضا اعرافى.
ترجمه كتاب «در باب استعدادهاى آدمى» زير نظر آقاى خسرو باقرى .
مشغول به تأليف كتاب «نقش معلم در تربيت دينى».

محمد پزشكى‏

متولد 1346، از دانش آموختگان حوزه و مشغول به تحصيل خارج حوزه و داراى مدرك كارشناسى و كارشناسى ارشد از مؤسسه آموزش عالى باقرالعلوم(ع) و عضو هيأت علمى مؤسسه آموزش عالى باقرالعلوم(ع) مى‏باشد كه از ايشان تاكنون يك كتاب در زمينه انقلاب اسلامى - بصورت گروهى - به چاپ رسيده است و كتاب چيستى فلسفه سياسى در حوزه، تمدن اسلامى به زودى منتشر خواهد شد. همچنين مقالات متعددى در فصلنامه علوم سياسى (هفت مقاله)، فصلنامه معارف اسلامى (يك مقاله) همايش‏هاى حوزه و دانشگاه: امام خمينى (ره) و انديشه حكومت اسلامى و مردم سالارى دينى (سه مقاله) منتشر شده يا خواهد شد. و سه مقاله در حال نشر در فصلنامه تخصصى روش‏ها (ويژه حوزه علميه خواهران) و مجموعه انديشه‏هاى سياسى پژوهشكده انديشه سياسى اسلام مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى از آثار ايشان مى‏باشد.

سيد حسن اسلامى‏

متولد 1350، از دانش آموختگان حوزه كه هم اكنون بيش از هفت سال است در دروس خارج حوزه شركت مى‏نمايد و علاوه بر آن داراى مدرك دانشگاهى كارشناسى ارشد در رشته مدرسى معارف اسلامى (گرايش فلسفه و كلام)در سال 1379 و مشغول به تدوين رساله مقطع دكترى كلام جديد (گرايش فلسفه دين) در دانشگاه قم مى‏باشد.

توانايى‏هاى علمى:

ايشان به زبان‏هاى انگليسى و عربى در حد مكالمه و ترجمه متون تخصصى مسلط بوده و نوشته‏هاى متعددى از اين زبان‏ها ترجمه كرده است. بيش از يك دهه است كه مستمراً به كار ترجمه مشغول بوده. محصول اين مدت فعاليت ترجمه‏اى، ده مقاله علمى از زبان انگليسى و بيست مقاله، و هشت عنوان كتاب از عربى بوده است.
عمده فعاليت علمى ايشان مصروف تحقيق و تأليف بوده است كه نتيجه آن تاكنون تأليف چهل و شش مقاله و يازده عنوان كتاب بوده است.
در سال 1380 تحقيق ايشان با عنوان «امام، اخلاق، سياست» از سوى دبيرخانه دين پژوهان كشور برگزيده شده و به آن جايزه ويژه رياست جمهورى تعلق گرفت. در همان سال مقاله ديگرى با عنوان «امر به معروف و نهى از منكر از ديدگاه امام على(ع) كه براى دانشنامه امام على از ايشان به عنوان مقاله برتر شناخته شد و به آن لوح تقديرى تعلق گرفت. در سال 82 نيز تحقيق ديگر ايشان با عنوان «اخلاق نقد» از سوى دبيرخانه دين پژوهان برگزيده شد. و در همان سال نيز كتاب «امام، اخلاق، سياست» از سوى دهمين سال كتاب دانشجويى برگزيده شد.

ابوالقاسم محمودى‏

متولد 1338، از دانش آموختگان حوزه، داراى مدرك كارشناسى ارشد الهيات و معارف اسلامى از مركز تربيت مدرس دانشگاه قم و دكتراى اديان و عرفان تطبيقى‏آثار منتشره فردى يا گروهى:
1 - فلسفه و كلام اسلامى (ترجمه از عربى)
2 - سه سنت فلسفى (ترجمه از انگليسى)
3 - حقيقت دينى در عصر ما (ترجمه از انگليسى)
4 - جستارهايى در كلام جديد (تأليف گروهى)
5 - تجربه دينى نوع بشر (ترجمه از انگليسى آماده انتشار)
6 - شالوده فلسفه دين (ترجمه از انگليسى به صورت گروهى، در حال انتشار)

رضا اكبرى‏

متولد 1347، داراى مدرك تحصيلى كارشناسى ارشد رشته فلسفه و كلام از دانشگاه امام صادق(ع) و مدرك دكترا در رشته فلسفه و كلام از دانشگاه تهران، عضو هيأت علمى دانشگاه امام صادق(ع).

كتاب و مقالات تدوين شده:

برخى از مقالات نگاشته شده عبارتند از (فقط به برخى از مقالاتى كه در مجلات معتبر علمى ترويجى يا علمى پژوهشى منتشر شده اشاره شده است)
1 - مبنا گروى سنتى از منظرى ديگر: مجله‏نامه مفيد
2 - ادراك حسى، واقع‏گروى مستقيم و غير مستقيم: مجله ادبيات و علوم انسانى دانشكده ادبيات دانشگاه سيستان و بلوچستان‏
3 - وجود ذهنى از منظرى ديگر: خردنامه صدرا
4 - اتحاد عاقل و معقول از منظرى ديگر: خردنامه صدرا
5 - رابطه نفس و بدن از ديدگاه ملاصدرا: خردنامه صدرا
6 - سوئين برن اصل زود باورى و تجربه دينى: قبسات‏
- كتاب منتشر شده: كتاب جاودانگى (در كنگره دين پژوهان در مرحله پروژه، به عنوان پروژه برگزيده انتخاب شده است)
- پروژه‏هاى انجام شده:
1 - جاودانگى: پژوهشكده فلسفه و كلام‏
2 - ايمان گروى: پژوهشكده فلسفه و كلام‏
3 - درآمدى جديد به منطق جديد: دانشگاه امام صادق(ع) در سه جلد منتشر خواهد شد.

على ذوعلم‏

متولد 1334، داراى تحصيلات دانشگاهى در مقطع كارشناسى رشته «برنامه ريزى»، و تحصيلات حوزوى در دروس خارج فقه و اصول، عضو هيأت علمى پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى.
زمينه‏هاى مطالعات تخصصى در موضوعات انقلاب اسلامى، مباحث قرآنى و مطالعات فرهنگى.

آثار و تحقيقات منتشر شده:

چكيده درس‏نامه ريشه‏هاى انقلاب / جرعه جارى (گردآورى) / انقلاب و ارزش‏ها / نگاهى به مبانى قرآنى ولايت فقيه / نور الافاق (تصحيح و تحشيه) / چهل گام / سير مطالعات اسلامى (سما) / كارنامه 20 ساله.

برخى مقالات منتشر شده:

آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى از ديدگاه امام خمينى (ره) - عوامل پيروزى انقلاب اسلامى ايران - تساهل و تسامح از زاويه‏اى ديگر - منشور علامه اقبال در برابر غرب - تحجر از ديدگاه استاد مطهرى - تحجر، تجدد و سنت - آينده فرهنگ اسلامى در جهان اسلام...

تحقيقات منتشر نشده:

مختصات جامعه اسلامى از نگاه قرآن - هندسه معرفتى اسلام - نظريه تحول در اسلام - كارآمدى رهبرى ولايى در تجربه جمهورى اسلامى ايران.

موسى نجفى‏

متولد 1341، داراى دكتراى علوم سياسى و عضو هيئت علمى و مدير گروه انديشه سياسى اسلام پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى.

مدارك تحصيلى:

كارشناسى علوم سياسى - دانشكده حقوق و علوم‏سياسى - دانشگاه‏تهران - 1366، كارشناسى ارشد علوم سياسى - دانشكده حقوق و علوم سياسى - دانشگاه تهران - 1370، دكتراى تخصصى علوم سياسى (گرايش انديشه سياسى) - تهران پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى - 1379.
1 - تأليف كتاب‏
1 - كتاب انديشه سياسى و تاريخ نهضت حاج آقا نورالله اصفهانى،
2 - كتاب انديشه تحريم در تاريخ سياسى ايران،
3 - كتاب حكم نافذ آقا نجفى،
4 - كتاب بنياد فلسفه سياسى در ايران عصر مشروطيت،
5 - كتاب انديشه دينى و سكولاريسم در حوزه معرفت سياسى و غرب‏شناسى،
6 - كتاب سده تحريم تنباكو،
7 - كتاب تأملات سياسى در تاريخ تفكر اسلامى در 5 جلد
8 - كتاب تأملات سياسى در تاريخ تفكر اسلامى - جلد دوم‏
9 - كتاب مؤلفه‏هاى انديشه سياسى امام خمينى (به مناسبت صدمين سالگرد تولد امام خمينى در سال امام خمينى)
10 - كتاب تعامل ديانت و سياست در ايران‏
11 - مقدمه تحليلى تاريخ تحولات سياسى ايران (دين، دولت، تجدد)
12 - جريان‏شناسى و فلسفه سياسى در تاريخ معاصر ايران‏
13 - حوزه نجف و فلسفه تجدد در ايران‏
(اختلاف بنيادين آزاديخواهان پيرامون كلمه حريت و فلسفه آن در گستره اصلاح‏طلبى اسلام با غرب)
14 - تاريخ معاصر ايران - سال سوم آموزش متوسطه‏
15 - مدخلى بر تاريخ انديشه سياسى در اسلام و ايران‏
16 - تاريخ تحولات سياسى ايران (بررسى مؤلفه‏هاى دين - حاكميت - مدنيت و تكوين دولت - ملت در گستره هويت ملى ايران)
17 - مؤلفه‏هاى هويت ملى در ايران، مجموعه مقاله‏هاى گروه انديشه سياسى اسلام‏

سيدعلى ميرموسوى‏

متولد 1346، از دانش آموختگان حوزه و مشغول به دروس خارج حوزه، مسلط به زبانهاى عربى و انگليسى. عضو هيأت علمى گروه علوم سياسى دانشگاه مفيد و مدير گروه علوم سياسى آن دانشگاه. داراى مدارك تحصيلى:
- ليسانس علوم سياسى از دانشگاه تهران،
- كارشناسى ارشد روابط بين الملل از دانشگاه تهران،
- دكترى علوم سياسى از دانشگاه تهران،

2 - پايان نامه‏

1 - 3) كارشناسى ارشد: عوامل موثر بر چالشهاى حقوق بشر در ايران، استاد راهنما دكتر ناصر هاديان، استاد مشاور دكتر هادى سمتى، 1374.
2 - 3 - دكترى: اسلام سنت دولت مدرن (نوسازى دولت و تحول در انديشه سياسى شيعه) - استاد راهنما آقاى دكتر حسين بشيريه - اساتيد مشاور آقاى دكتر داوود فيرحى و آقاى عميد زنجانى - تير ماه 1381.
3 - فعاليت‏هاى پژوهشى‏
1 - كتابشناسى توصيفى اسلام و روابط بين الملل - مركز تحقيقات استراتژيك - 1373
2 - كتابشناسى توصيفى اسلام و عدالت اجتماعى - مركز تحقيقات استراتژيك - 1374
3 - آسيب‏شناسى انديشه سياسى شيعه - پژوهشگه فرهنگ و انديشه - مشترك - 1375
4 - مبانى حقوق بشر از ديدگاه اسلام و ديگر مكاتب پژوهشگاه فرهنگ و انديشه - مشترك - 1377.
5 - انديشه‏هاى سياسى در اسلام و ايران (درسنامه) - دانشگاه مفيد - در حال اجرا.
6 - مبانى نظرى حقوق بشر از ديدگاه اسلام و ديگر مكاتب، با همكارى دكتر حقيقت تهران، موسسه معاصر، 1381.

على اسدى‏

متولد 1348، از دانش‏آموختگان حوزه علميه و از گروه مؤلفين و ارزيابان دايرةالمعارف تخصصى قرآن كريم مركز فرهنگ و معارف قرآن، داراى مدرك كارشناسى ارشد الهيات و معارف اسلامى از مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره).

آثار در دست نشر:

- افسانه اساطير در قرآن(نقد نگارشهاى اسطوره‏اى به قرآن)
- سوختگان عشق(تحليل تطبيقى و انتقادى روايت‏هاى تاريخى و تفسيرى اصحاب اخدود)

معرفى برخى آثار برگزيده پنجمين مراسم «تجليل از پژوهشگران برتر حوزه دين»

مديريت از منظر كتاب و سنت‏

سيد صمصام‏الدين قوامى‏

از مقولات اصلى حكومت اسلامى، مديريت اسلامى است كه كشف و اجراى دقيق آن مايه كارآمدى نظام دينى خواهد بود.
تحقيق حاضر در سه بخش به اين مهم پرداخته است:
بخش اول: ضمن تعاريف و كليات بيان پيشينه مديريت پژوهشى اسلامى به پردازش پارادايم مديريت اسلامى اختصاص يافته است.
اين پردازش مبتنى بر شش مقدمه است كه هر كدام از يك متفكر بزرگ اسلامى اتخاذ و اقتباس شده است. اين پارادايم محصول تعامل مديريت عقلايى با آموزه‏هاى دينى است آموزه هايى كه بيانگر ارزشها و روشهاى مديريتى‏هستند و در پرتو مديريت رحمانى(مديريت خداوند) و مديريت‏هاى نبوى و علوى در مدينه و كوفه به دست مى‏آيند.
بخش دوم: مربوط به مديريت منابع اسلامى است كه از فصل‏هاى ماهيت مديريت منابع انسانى تاريخچه آن و نظريه اسلام در مديريت منابع اسلامى با عنوان تئورى رشد و مديريت رحمانى. تجزيه و تحليل شغل فرايند برنامه ريزى نيروى انسانى، فرايند كارمنديابى، فرايند انتخاب، مديريت حقوق و دستمزد و نظام پاداش، تعيين شايستگى كاركنان، انفصال، گامهاى برنامه ريزى آموزشى، انضباط و اصلاح رفتار سازمان تشكيل شده عمده‏ترين فصل آن پردازش تئورى رشد و مديريت رحمانى است كه بر اساس دو اصل رشد و رحمت ترميم مى‏شود.
بخش سوم: در باره وظايف مديريت مى‏باشد كه از فصل‏هاى برنامه ريزى، سازماندهى، رهبرى، انگيزش، نظارت و كنترل تنظيم شده است.
در خاتمه اشاره‏اى به ابعاد كاربردى مديريت رحمانى مى‏شود كه محور اول آن دانشگاه فقه حكومتى است كه خروجى آن مديران و حاكمان نظام اسلامى خواهند بود و در حقيقت متخصصان حكومت اسلامى مى‏باشند. محور دوم طراحى ساختار حكومت بر معيارهايى چون مركزيت مساجد و امارت و امامت است كه در تحقيق جداگانه به تفصيل آن همت مى‏شود.
رويكرد اين تحقيق بر قابليت دو منبع نورانى وحى و عصمت نسبت به پاسخ گويى به مسايل مديريتى است، همانند قابليتى كه در پاسخگويى به انواع مسايل اعتقادى، اجتماعى، قضايى و جهادى نشان داده شده است و دانشمندان اسلامى با طرح سئوالات خود و جامعه از اين دو منبع عظيم پاسخ‏هاى خود را يافته‏اند.
بر اين اساس تمام مباحث ادارى و مديريتى بدون تحميل هر نوع پيش فرض به شكل سئوال طرح مى‏گردند و فقهيانه به جستجوى پاسخ آن از كتاب و سنت پرداخته مى‏شود.
منابع پايه تحقيق جوامع تفسيرى، فقهى، روايى، و تاريخى است و همچنين سير حكومتى نبوى و علوى منابع پيرو عبارتند از مجموعه آثار مديريت علمى، مجموعه آثار حكومت‏شناسى اهل سنت معروف به نظام الحكيم و همچنين نسل كتب مديريت‏شناسى شيعى مشهور به نسل مديريت اسلامى.
اين تحقيق شروعى بر يك جنبش بازگشت به خويش است كه مبتنى بر اعتماد به ميراث غنى وحى و عصمت و استفاده از تجارب عقلانى مى‏باشد و به حكومت محكم، اصيل و مترقى منتهى مى‏شود و زمينه‏اى است براى مديريت پژوهانى كه با نگرش و نگارشى نوين و متين راهى نو و هوايى تازه را در اين عرصه به تجربه آورند(ان شاءالله).

آراى عمومى، مبانى اعتبار و قلمرو آن‏

محمود حكمت نيا

رجوع به آراى عمومى و اعتبار آن از موضوعات مهم سياسى، حقوقى و فقهى است كه داراى ابعاد نظرى و كاربردى است. پذيرش اعتبار آراى عمومى بر ساختار و سازمان‏دهى حكومت تأثير به سزايى دارد.
جمهورى اسلامى ايران در اصول متعدد قانون اساسى وجوب رأى مردم را در امور عمومى كشور لازم مى‏داند و براساس آن نهادهاى مهمى را تأسيس نموده است. با اين حال از آراى عمومى و اعتبار آن به طور مستقيم در منابع معتبر فقهى ذكر و بيان نيامده است. همين امر موجب شده است كه در متون فقهى ماهيت، اعتبار و حوزه كاربرد آن به خوبى نمايان نشده باشد و با توجه به اصول موضوعه، ساختار و مبانى فقهى، پرسش‏هاى زيادى در باره ماهيت، اعتبار و مبناى اعتبار و امور قابل ارجاع به آراى عمومى در بُعد قانون گذارى، اجرايى و قضايى مطرح شود. پژوهش حاضر در نظر دارد تا با روشى مطلوب، ابعاد مختلف آراى عمومى را كاويده و اعتبار آن را در ساختار فقهى بيابد. به اين منظور پژوهش با دو رويكرد روش شناسانه سامان يافته است. روش اول، دستيابى به اعتبار از راه بررسى مبانى نظرى برون فقهى از يك سو و ادله عمومى مطرح در فقه از سوى ديگر است. روش دوم ناظر به حوزه‏هاى كاركرد رأى و نگرش حقوقى و فقهى به هر حوزه است.
همچنين از آنجا كه اعتبار آراى عمومى در نظريه‏ها، مكاتب و نظام‏هاى حقوقى - سياسى نيز مطرح بوده، نويسنده تلاش كرده است با رويكرد تطبيقى، ابعاد مختلف آراى عمومى را در آنها يافته و زمينه‏اى مناسب پژوهش در حقوق اسلامى را فراهم آورد.
باتوجه به اين امور، پژوهش حاضر به صورت زير سامان يافته است:
پس از بيان اهميت و ضرورت پژوهش و بيان مسائل و ساختار تحقيق در مقدمه، بخش اوّل به كليات اختصاص يافته است. در اين بخش ابتدا مفهوم، ماهيت و انواع رأى و اصطلاحات وابسته از قبيل بيعت و شورا مورد بررسى قرار گرفته است. در ادامه تلاش گرديده تا ابعاد آراى عمومى در حوزه علوم اسلامى به خصوص ابعاد فقهى و اصولى آن بررسى شود، و سپس با مرور بر نظريه‏هاى مشروعيت و حاكميت از يك سو و ماهيت انسان و به خصوص مقام خليفه‏اللّه بودن او از سوى ديگر، رابطه اعتبار آراى عمومى با هر يك از آنها تبيين گردد اين بخش زمينه ورود به مبانى و ادله اعتبار آراى عمومى را در بخش دوم فراهم مى‏آورد.
بخش دوم اختصاص به مبانى و ادله عمومى اعتبار آراى عمومى دارد. قسمت مبانى ناظر به مهمترين نظريه‏هاى و مكاتب سياسى - حقوقى است. در اين قسمت قرارداد گرايى با چهار قرائت آن، منفعت گرايى و ابزار گرايى مورد بحث قرار گرفته است و سپس در قسمت ادله عمومى در حقوق اسلامى به شورا به عنوان دليل عام اعتبار پرداخته شده و ديدگاه‏هاى گوناگون در باره آن مورد نقد و بررسى قرار گرفته است. بررسى اعتبار از راه مبانى و ادله عمومى اعتبار در عين مفيد بودن و ارائه زير ساخت‏هاى آراى عمومى، در حوزه درون فقهى كارايى كامل ندارد. به همين خاطر ورود به حوزه‏هاى كاركرد رأى اجتناب‏ناپذير بوده است. بخش‏هاى پايانى نوشتار به اين امر اختصاص يافته است. در اين بخش ابتدا جايگاه آراى عمومى در قانون گذارى مورد نظر قرار گرفته و با توجه به ماهيت قانون، فقه از يك سو و ماهيت قانون گذارى، و حوزه شيوه قانون گذارى از سوى ديگر، جايگاه آراى عمومى در آن ترسيم گرديده است.
بخش پايانى نوشتار جايگاه آراى عمومى در حوزه زمامدارى و قضايى را مورد تحليل و ارزيابى قرار داده است.
وضعيت حقوقى زمامدارى در دوره غيبت، روايات انتخاب و ماهيت و اعتبار بيعت، نهاد وكالت، و «نظريه تلازم حق نظارت و انتخاب» بنيانهاى شناخت جايگاه آراى عمومى در امر زمامدارى به شمار مى‏آيد.
همچنين شناخت ماهيت قوه قضاييه و امر قضايى از يك طرف و وضعيت سيستم قاضى مأذون از سوى ديگر، زمينه نقش آراى عمومى در انتخاب دادرسان و دادرسى و هيات منصفه را فراهم مى‏آورد.
تمام پژوهش حاضر تلاشى است بر بررسى روشمند شناخت اعتبار آراى عمومى و حوزه‏هاى مربوط به آن كه خود مى‏تواند زمينه ساز تحقيق كاربردى گردد كه در آن با توجه به آموزه‏هاى مديريت و نظام ادارى، ساختار و نهادها و قواعد موجود نقد و بررسى شده و زمينه اصلاح و تكميل آنها فراهم گردد.

ارتداد، توهين به مقدسات و آزادى بيان‏

سيدحسين هاشمى‏

از جمله مباحث رايج در سالهاى اخير در ميان نسل جوان و محافل دانشگاهى، مسئله ارتداد و توهين به مقدسات و رابطه اين دو با حقوق بشر و آزادى بيان است. در اين خصوص ضرورت دارد كه نسل جوان به ويژه قشر دانشگاهى اولاً با آن دسته از احكام فقهى مربوط به ارتداد كه مرتبط با موضوع آزادى بيان است و نيز فلسفه اين احكام آشنا گردند.
و ثانياً اين قوانين را قوانين مربوط به ارتداد در برخى كشورهاى غربى به ويژه كشور آمريكا و انگليس مقايسه نمايند.
عمده‏ترين پرسش‏ها در اين تحقيق عبارت است از اين كه:
1- آيا طرح شبهات علمى و ابراز شك و ترديد در مبانى دينى موجب تحقق ارتداد مى‏گردد؟
2- آيا انكار ضرورى دين در صورتى كه ناشى از يك بحث نظرى و علمى باشد موجب تحقق ارتداد است؟
3- آيا پذيرش احكام ارتداد در اسلام به معناى نفى آزادى بيان و عقيده نيست؟ آيا پس از انتخاب دين اسلام حق تغيير دين از اشخاص سلب مى‏شود؟
4- فلسفه جرم ارتداد و توهين به مقدسات چيست؟ آيا جرم انگارى ارتداد و توهين به مقدسات از ديدگاه اسلام يك عنوان مستقل و ذاتى است. و يا عنوان مشير؟ بدين معنى كه ارتداد بدانجهت جرم است كه موجب اضرار به غير و اختلال در نظم و اخلاق عمومى است و يا اساساً يك حكم سياسى و حكومتى است؟
همچنين از ديدگاه حقوق برخى از كشورهاى غربى كه توهين به مقدسات و احياناً ارتداد را جرم دانسته‏اند آيا به دليل برخورد با نظم و اخلاق عمومى است يا توجيه ديگرى دارد؟ و آن دسته از كشورهايى كه حكم ارتداد و يا توهين به مقدسات را از حقوق خود حذف نموده‏اند به دليل احترام به حقوق بشر بوده است و يا كمرنگ شدن نقش دين ؟
5 - آيا لازم است حكم به ارتداد و اجراى آن(حتى در موارد توهين به مقدسات) تحت نظارت حكومت اسلامى باشد يا هر كس مى‏تواند خود اقدام به آن نمايد؟
در مقام پاسخ به پرسش‏هاى ياد شده، اين تحقيق فرضيه‏هاى زير را دنبال مى‏كند:
1- طرح شبهات علمى و ابراز ترديد و نقادى مبانى و ضروريات دينى كه ناشى از شبهه باشد، موجب ارتداد نيست مگر آن كه با انگيزه ايجاد اختلال در نظام اسلامى و وارد نمودن ضربه بر ساختار «جامعه دينى »باشد. همانگونه كه در كشورهاى غربى آزادى بيان در صورت صدمه به ساختار «جامعه دموكراتيك» در قانون و يا در عمل مورد قبول نيست.
2- آزادى بيان حتى به مفهوم غربى آن نيز مطلق نبوده و داراى استثنائاتى است و در أسناد بين المللى مربوط به حقوق بشر هم محدوديت هايى براى آزادى بيان وجود دارد.
3- ارتداد از ديدگاه اسلامى شرايط تحقق دقيق و دشوارى دارد كه به راحتى امكان‏پذير نيست و حكم به ارتداد و اجراى آن حتى در مورد توهين به مقدسات بايد تحت نظارت حكومت اسلامى باشد.
4- ارتداد به معناى نفى و انكار اصول مسيحيت از جمله انكار خداوند، حضرت مسيح و كتاب مقدس در نظام حقوق «كامن لا» در شمار جرايم محسوب مى‏گردد. اگر چه حقوق دانان غربى معتقدند كه «در عمل»، دادگاه‏هاى انگلستان فقط در مورد «توهين به مقدسات مسيحيت» از اين قاعده استفاده نموده و در عمل با ارتداد برخورد مجرمانه ندارند اما در تئورى، هنوز هم (BLasphemy) را به گونه‏اى گسترده تعريف مى‏كنند كه شامل «ارتداد» نيز مى‏شود.
بنابراين، اصل مسأله ارتداد هم اكنون نيز در برخى از كشورهاى پيش رفته غربى مانند انگلستان داراى اعتبار حقوقى و قانونى است و جالب توجه اين كه، كشور انگليستان به عنوان پرچمدار نظام حقوقى «كامن لا»، از اين قاعده فقط براى دفاع از مقدسات دين مسيحيت و نه ساير اديان الهى حمايت مى‏نمايد و اين درحالى است كه اين كشور حكومت مبتنى بر مذهب ندارد.
5- ارتداد و توهين به مقدسات در مفهوم اسلامى آن در مقايسه با ارتداد و توهين به مقدسات به مفهوم غربى از جهاتى سازگارتر از حقوق بشر امروزى است.
6- از روح حاكم بر قوانين ارتداد در فقه اسلام چنين استنباط مى‏شود كه جرم انگارى ارتداد يك عنوان ذاتى نيست بلكه به دليل برخورد با نظم عمومى جامعه اسلامى و اخلاق عمومى چنين حكمى تشريع گرديده است.
براساس اين فرضيه‏ها، تحقيق حاضر در چهار فصل تنظيم گرديده است. در فصل اول به ارائه تعاريف و مفاهيم مربوط به ارتداد پرداخته‏ايم. در مبحث اول از اين فصل، معناى لغوى و اصطلاحى ارتداد و توهين به مقدسات و رابطه آن دو با يكديگر را مورد بررسى قرار داده و در مبحث دوم ضرورى دين را تبيين نموده و مصاديق آن را بر شمرده‏ايم.
در فصل دوم با عنوان «ارتداد فكرى و نظرى» يكى از اساسى‏ترين پرسش‏ها در زمينه ارتداد را مورد بررسى قرار داده‏ايم، يعنى بررسى اين مسأله كه آيا صرف شك در ضرورت دين، موجب تحقق ارتداد است؟ و نيز انكار ضرورى دين، در صورتى كه مبتنى بر يك پايه فكرى و استدلال (اگر چه در واقع و يا به عقيده برخى استدلالى نادرست) باشد مانند آنچه كه در آثار برخى از اهل فكر و فلسفه مشاهده مى‏شود، آيا چنين انكارى موجب تحقق ارتداد است يا خير ؟
پيش از پاسخ به اين پرسش در ابتدا بايد اين مسأله مورد بررسى قرار مى‏گرفت كه آيا انكار ضرورى دين فى نفسه سبب مستقلى براى تحقق ارتداد به شمار مى‏رود يا در صورتى موجب ارتداد است كه انكار آن مستلزم انكار الوهيّت و يا نبوّت باشد؟
باتوجه به پايه‏اى بودن اين موضوع كه آيا انكار ضرورى دين سبب مستقلى براى ارتداد است يا خير، در ابتدا به بررسى تفصيلى آن پرداخته و سپس اين مسأله را مورد بحث قرار داده‏ايم كه آيا «صرف شك در اصول دين» و نيز ارتداد ناشى از شبهات، در واقع ارتداد است يا خير؟
فصل سوم به«اجراى مجازات ارتداد و توهين به مقدسات» اختصاص يافته است. يعنى آيا اجراى مجازات ارتداد و نيز توهين به مقدسات از ديدگاه اسلام، از وظايف انحصارى دولت اسلامى است يا اشخاص حقيقى ديگر نيز مجاز به اجراى اين مجازات هستند؟ اين موضوع را در دو مبحث جداگانه مورد بررسى قرار داده و در مجموع به اين نتيجه دست يافته‏ايم كه اجراى مجازات ارتداد و توهين به مقدسات در زمان تشكيل حكومت اسلامى، از وظايف انحصارى حاكم اسلامى است.
در فصل چهارم به «فلسفه ارتداد و توهين به مقدسات» پرداخته‏ايم، در اين فصل، ضمن بحث در باره فلسفه ارتداد و توهين به مقدسات اين مسأله مورد بررسى قرار گرفته است كه اگر چه ارتداد با صرف انكار محقق مى‏شود ولى بررسى مصاديق آن در سيره معصومين: اين فرضيه را تقويت مى‏كند كه در عمل، فقط ارتدادى كه از طريق اهانت به مقدسات محقق شود مورد حساسيت بوده است و يا مواردى كه مجرمين با انكار ضرورى دين در يك برنامه از پيش طراحى شده، قصد تبليغ بر ضد دين را داشتند. به عبارت ديگر با توجه به تعريف و قلمرو ارتداد و شرايط و قيود مربوط به آن مى‏توان دريافت كه در واقع ارتداد در معناى حقيقى خود ابراز انكار دين و تبليغ عليه آن از روى عناد و ستيز است و نه بر پايه استدلال و منطق از شبهه و اشتباه و جهل. از اين رو، مى‏توان گفت كه فلسفه ارتداد عبارت است از تبليغ عليه دين و در نتيجه تهديد نظم و اخلاق عمومى جامعه اسلامى همانگونه كه هم اكنون بعضى از حقوق‏دانان انگليسى نيز جرم اهانت به مقدسات را يك زمينه مفروض براى ضربه فراگير به يافت جامعه دانسته‏اند. دادگاه‏هاى آمريكا نيز زمانى كه توهين به مقدسات را جرم مى‏دانستند (قريب به سى سال پيش)، به مخالفت آن با نظم و اخلاق عمومى استناد نمودند. اين توجيه غربى‏ها از جرم انگارى توهين به مقدسات در حالى است كه اولاً هم اكنون در كشورهاى غربى وابستگى معنوى چندانى ميان عموم مردم و دين مسيحيت وجود ندارد و ثانياً دين مسيحيت بر خلاف دين اسلام از نظر متون دينى منابع و حيانى حتّى نزد پيروان مسيحيت از اعتبار چندانى برخوردار نيست و از طرفى اساساً متون دينى فعلى مسيحيت بيش از آنكه يك مجموعه قوانين و مقررات حقوقى براى پيروان خود به ارمغان آورده باشد در واقع يك مجموع يك دستورات اخلاقى تحريف شده است كه حتى به اعتراف دانشمندان غربى حقوق كليسا هم حقوق ناشى از وحى نيست.

منابع قانونگذارى در حكومت اسلامى‏

سيف اللّه صرامى‏

پرسش اصلى در پژوهش منابع قانونگذارى در حكومت اسلامى اين است كه قانونگذار در نظام حقوقى اسلام براى تصويب و به تعبير فقهى آن، اصدار قوانين حقوقى در جامعه چه منابع معتبرى را پيش رو دارد؟ اهميت اين پرسش در آن است كه در نظام اسلامى قوانين حقوقى متخذ از فقه اسلامى است؛ و فقه اسلامى منابع مشخصى دارد كه در اصول فقه از لحاظ حجيت مورد بحث قرار مى‏گيرد. دغدغه و رويكرد پرسش اصلى اين است كه آيا منابع قانونگذارى در حكومت اسلامى همان منابع فقه است كه در اصول فقه بحث مى‏شود يا خير.
تحقيق براى پاسخ به پرسش اساسى فوق با پرسش‏هاى فرعى ريز و درشتى روبرو بوده است كه تلاش شده طى فصل بندى منظم و مرحله‏اى به آنها پاسخ داده شود تا نهايتاً بتوان به پاسخ پرسش اصلى نزديك شده به اين منظور اجزاى اصلى تحقيق در يك مقدمه و دو بخش سامان داده شده‏اند. در مقدمه پس از درآمدى در بيان طرح تحقيق، به تبيين و توضيح مفاهيم و اصطلاحات اساسى مورد نياز در طول تحقيق پرداخته شده است.
در اين ميان مهم‏ترين نكته بيان اصطلاح قانون در دانش حقوق و تفاوت آن با حكم فقهى مستنبط بوده است، بخش اول شامل دو فصل است، در فصل اول به پيش زمينه‏هاى تاريخى موضوع پرداخته شده است كه با تفكيك پيش زمينه‏هاى فقهى و اصولى و نيز تفكيك پيش زمينه‏هاى دانشيان شيعه و سنى به سامان رسيده است. در فصل دوم به مبانى و ملاك‏هاى اعتبار حقوقى قوانين و حجيت فقهى احكام پرداخته شده است تا زمينه اظهار نظر و گزينش نظر نهايى در بخش دوم فراهم آيد.
در بخش دوم كه در واقع بخش اصلى و نهايى تحقيق است طى دو فصل منابع قابل بحث براى قانونگذارى در حكومت اسلامى مطرح و بررسى شده است. در فصل اول منابع پايه كه مفاد آنها مستقيماً مى‏تواند با شارع مقدس اسلام مرتبط باشد و نقش آنها در قانونگذارى بررسى شده است قرآن و سنت عمده اين منابع هستند. در فصل دوم منابع پيرو كه به نحوى واسطه‏اى براى منابع پايه يا تحت كنترل منابع پايه هستند بررسى شده‏اند.
نتيجه نهايى در اين تحقيق به صورت بسيار فشرده اين است كه گستره حجيت و اعتبار در منابع قانونگذارى وسيع‏تر از گستره اعتبار و حجيت در منابع استنباط احكام كلى شرعى است. از اين رهگذر مثلاً مى‏توان دليل انسداد را به عنوان يك منبع پيرو براى منابع قانونگذارى و نه منابع استنباط احكام باز توليد كرد و يا با باز خوانى ادله و مبانى حجيت مصالح مرسله و طى ضوابط معين كه در تحقيق آمده است آن را به عنوان مهم‏ترين منبع در تصويب قوانين حكومت اسلامى قلمداد كرد. البته، چنين قوانينى در حد قانون حقوقى در نظام حكومتى اسلام اعتبار دارد و نه به عنوان حكم كلى شرعى...

عقل و اخلاق در انديشه غزالى و هيوم‏

حسينعلى شيدان شيد

در اخلاق، چه در ناحيه شناسايى احكام و فضايل اخلاقى و چه در ناحيه عمل كردن به آن احكام، امورى چند از قبيل عواطف و احساسات، عقل و استدلال عقلى، وجدان اخلاقى، و مانند آن، ممكن است تأثير داشته باشد. يعنى هر يك از اين عوامل ممكن است - لااقل در نگاه نخست - در معرفت ما نسبت به اخلاقيّات، يا در برانگيخته شدن ما براى انجام دادن افعال اخلاقى مؤثر و سهيم باشد.
در ميان اين امور، شايد آنچه به ويژه از ديدگاه فلسفى، بيش از همه اهميّت دارد، تأثير عقل - چه نظرى و چه عملى - در اخلاق، و جايگاه تعقّل در امور و مسايل اخلاقى باشد. به تعبيرى ديگر، بررسى ارتباط عقل و اخلاق از مباحث گريزناپذير فلسفى در زمينه اخلاق است.
در اين كتاب، اين مسأله كه «عقل تا چه حدّ در اخلاق مؤثّر تواند بود» بر نظام فلسفى و اخلاقى دو تن از متفكّران، از اسلام و غرب، عرضه مى‏شود تا پاسخ هر كدام به اين مسأله مهم به دست آيد. اين دو يكى ابوحامد محمد غزالى، مشهور به امام محمد غزالى، عالم اخلاق و متكلّم و فيلسوف مسلمان است، و ديگرى ديويد هيوم، فيلسوف تجربى مشرب و مورخ انگليسى.
غزالى و هيوم هردو به اينكه سهم عقل را در دست يافتن به احكام اخلاقى، به طور كلّى در شناخت همه امور به حداقل آن فرو كاسته‏اند مشهورند، و آنچه به موضوع اصلى اين كتاب مربوط است ديدگاه مشترك اين دو در قلمرو اخلاق، يعنى ديدگاه رسمى آنان در باره محدوديّت تأثير عقل در اخلاق است: هر دو رسماً به سهمى فرعى براى عقل قائل شده‏اند و با سهمى اساسى براى آن مخالفت كرده‏اند. امّا در بررسى بيشتر معلوم مى‏شود كه دلايلى كه براى اثبات اين مطلب آورده‏اند چندان وافى به نظر نمى‏آيد. به علاوه، خود آنان سپس به مواضعى گراييده‏اند كه لازمه آنها، در حقيقت، اعتراف به سهمى اساسى‏تر براى عقل است. نتيجه آنكه هر دو، در عمل، نشان داده‏اند كه در اخلاق چاره‏اى از تمسك به عقل نيست، اگر چه غزالى، چون در راه دادن به عقل از هيوم كامياب‏تر بوده، و در نتيجه به ساحت دين راه يافته است، در مجموع موفق‏تر و موجه‏تر از هيوم كار خود را از پيش برده است. و نظام اخلاقى وى عمق و غناى بيشترى يافته است.

روان‏شناسى اجتماعى با نگرش به منابع اسلامى‏

زير نظر مسعود آذربايجانى‏

كتاب حاضر، محصول تلاش علمى گروه روانشناسى پژوهشكده حوزه و دانشگاه است كه با الهام از رسالت اين پژوهشكده، مبنى بر استخراج مبانى و ديدگاه‏هاى اسلامى در حوزه علوم انسانى، و با هدف تدوين منابع و متون درسى دانشگاهى در رشته‏هاى علوم انسانى با رعايت سرفصل‏هاى مصوب، تأليف و منتشر شده است. گسترش روزافزون مباحث روان‏شناسى اجتماعى كه وارد بسيارى از زواياى زندگى شده است و جايگاه آن كه مرزهاى نزديكى با مردم‏شناسى از يك سو، و با جامعه‏شناسى و بالتبع نهادهاى دين، سياست، تعليم و تربيت، تبليغات و... از ديگر سو دارد، ما را نيازمند تأليف‏هاى روزآمد و جديدترى كرده است. افزون بر اينها، روان‏شناسى اجتماعى به عنوان يكى از رشته‏هاى علوم انسانى، قويّاً داراى جنبه‏هاى فرهنگى است و از اين رو، استفاده از معارف غنى اسلامى، كه به صورت گزاره‏هاى توصيفى يا توصيه‏اى، واقعيات روانشناسى انسانى را متذكر مى‏شوند و بر مبانى و پيش فرض‏هاى الهى استوارند - در مسير بومى سازى علوم انسانى، امرى اجتناب‏ناپذير است. مفهوم سازى الگوهاى نظرى برگرفته از منابع دينى نيز كه در قالب گزاره‏هاى روشن و انگاره‏هاى بومى بيان مى‏شوند - و در حقيقت حلقه واسطى ميان ترجمه صرف متون علوم انسانى غربى و تأسيس علوم انسانى بومى شده است - گام مؤثرى در راه نيل به مكتب روان‏شناسى مبتنى بر مفروضات اسلامى مى‏باشد.
روانشناسى اجتماعى مطابق تعريف، دانشى است كه به مطالعه علمى تأثير متقابل افراد بر يكديگرمى پردازد و در صدد يافتن علل و چگونگى پديدايى رفتار، احساسات و افكار افراد در موقعيت‏هاى اجتماعى است. برخى سؤالاتى كه اين علم به آنها پاسخ مى‏دهد عبارتند از: چرا افراد در موقعيت‏هاى اجتماعى مختلف، رفتارهاى خاصى از خود نشان مى‏دهند؟ چرا رفتارهاى ديگران را به شيوه خاصى تعبير و تفسير مى‏كنيم؟ نگرش‏ها و عقايد چگونه شكل مى‏گيرند و چگونه بر اعمال و رفتار ما اثر مى‏گذارند؟ عشق و دوستى چگون به وجود مى‏آيند و چه چيزهايى باعث از بين رفتن يا تضعيف آنها مى‏شوند؟ در چه شرايطى بيش‏تر به يكديگر كمك مى‏كنيم؟ و... .
ساختار اصلى كتاب، برگرفته از كتاب«روان‏شناسى اجتماعى» تأليف رابرت بارون و دان بايرن، از اساتيد برجسته روان‏شناسى اجتماعى در دانشگاه‏هاى آمريكاست. اين مؤلفان بر رويكرد انسجام بخشى و يكپارچه سازى مباحث روان‏شناسى اجتماعى عنايت خاصى دارند و كتابشان از نظر جامعيت و ساختار فصول نيز برتر از ساير كتب موجود(در حد اطلاع مؤلفان) است. در عين حال از منابع معتبر ديگر در روان‏شناسى اجتماعى(مانندسيرز، اسميث، ارونسون، فورسيس و...) و نيز كتب فارسى موجود در اين زمينه بهره كافى برده‏ايم.
در مباحث اسلامى، ابتدا گزاره‏هاى متناسب و احياناً متناظر با هر فصل، از متون و منابع معتبر(آيات قرآن و احاديث و بعضاً كتب انديشمندان مسلمان) استخراج شده، و پس از تحليل و تدوين، در جايگاه مناسب تلفيق گرديده‏اند. در برخى فصول، موضوعات جديد متناسب يا نقد ديدگاه‏هاى روان شناسان غرب (به صورت غير مستقيم) نيز اضافه شده‏اند. بعضى از مباحث كه بيشتر رويكرد ارزشى دارند، ولى كاملاً با موضوع مرتبط اند، به صورت بحث ويژه ارائه شده‏اند. در تدوين كلى، سعى بر اين بوده كه با تلفيق و تقريب هر چه بيشتر ساختار كتاب يكدست و براى مخاطبان ايرانى، رنگ و بوى فرهنگ بومى و اسلامى داشته باشد.
اين كتاب، داراى يازده فصل است كه پنج فصل آغازين بيشتر به موضوعات نظرى در روانشناسى اجتماعى پرداخته، و شش فصل باقى مانده، موضوعات كاربردى‏تر رامدّ نظر داشته است. عناوين و محتواى فصول عبارتند از: فصل اوّل، كليات: تعريف روانشناسى اجتماعى، ارتباط روان‏شناسى اجتماعى با رشته‏هاى علمى نزديك، تاريخچه و روش‏هاى تحقيق در روان‏شناسى اجتماعى، فصل دوم، ادراك اجتماعى: ارتباط غير كلامى، اسناد (نظريه‏ها و منابع اساسى خطا در اسناد) و برداشت، فصل چهارم، نگرش: تعريف، عوامل مؤثر در تكوين نگرش، و رفتار، تغيير نگرش و سنجش آن، فصل پنجم، پيش داورى: مفهوم پيش داورى و انواع آن، ريشه‏ها و خاستگاه پيش داورى، و راه‏هاى مقابله با آن، فصل ششم، جاذبه ميان فردى: عوامل و زمينه‏هاى جاذبه ميان فردى، دوستى‏هاى نزديك و تنهايى، فصل هفتم، پرخاشگرى: تعريف و انواع پرخاشگرى، ديدگاه‏هاى نظرى، برانگيزاننده‏هاى پرخاشگرى و شيوه‏هاى پيشگيرى و مهار آن، فصل هشتم، رفتار حمايتى: تعريف، مراحل بروز رفتار حمايتى، تبيين‏هاى نظرى و ويژگى‏هاى شخصيتى كمك كنندگان، فصل نهم، نفوذ اجتماعى: همنوايى(عوامل، مطلوبيت يا عدم مطلوبيت، تأثير اقليت)، متابعت و اطاعت از مراجع قدرت، فصل دهم، پويايى‏هاى گروه: ماهيت و كاركرد گروه‏ها، انجام وظيفه و انصاف در گروه‏ها، تصميم‏گيرى در گروه‏ها، گروه فكرى و رهبرى، فصل يازدهم، زمينه‏هاى جديد تحقيق در روان‏شناسى اجتماعى: كاربرد روان‏شناسى اجتماعى در ابعاد بين فردى در نظام قضايى، شامل بازجويى، افكار عمومى، پيش داورى‏ها، گواهى شاهدان و عوامل مؤثر بر رأى نهايى، روان‏شناسى اجتماعى و كار: نگرش‏هاى مرتبط با كار، مصاحبه شغلى، سياست‏هاى سازمانى، تعارض در مجموعه كارى و آثار كار كردن در فرهنگى ديگر.
عناوين عمده‏ترين مباحث اسلامى كه در ضمن فصول به ترتيب آمده، عبارتند از: روان‏شناسى اجتماعى قبل از علمى شدن مشتمل بر آراى فارابى، ابوريحان بيرونى، خواجه نصيرالدين طوسى، ابن خلدون، و نيز اشاراتى به مفاهيم روان‏شناسى اجتماعى در ادبيات فارسى مانند آثار سعدى و مولوى، ارتباط غير كلامى در منابع اسلامى، نقش ايمان در اسناد، اسناد موفقيت به خداوند و تجلّى ايمان در علايم غير كلامى، حرمت خود(عزت نفس) و جهاد با نفس يا كرامت نفس، ايمان يك نگرش اصلى، راهبردهاى شكل‏گيرى و تغيير نگرش در فرهنگ اسلامى و رابطه نگرش ايمانى با رفتار، رويكرد تعاليم اسلامى به پيش داورى جنسى، موانع شناختى در روابط بين فردى و گروهى، تعديل شناخت‏ها در روابط اجتماعى از نظر تعاليم اسلام، شيوه‏هاى عملى و شناختى اسلام در مقابله با پيش داورى، عوامل و زمينه‏هاى جاذبه ميان فردى در منابع اسلامى، دوستى و دلبستگى در خانواده در منابع اسلامى (در ميان همسران و در ارتباط پدر و مادر با فرزندان) و عزلت يا مردم‏آميزى در آموزه‏هاى دينى، بررسى رابطه مجازات و پرخاشگرى و اهميت مؤلّفه قصد، بررسى مسأله پرخاشگرى از ديدگاه اسلامى(شيوه‏هاى شناختى و عاطفى)، رفتار حمايتى و انواع آن از ديدگاه اسلام، مطلوبيت يا عدم مطلوبيت همنوايى از ديدگاه اسلام، رويكرد اسلام به فعاليت گروهى و عدالت و انصاف در گروه‏ها، مباحث رهبرى از ديدگاه اسلام، بهبودبخشى گواهى و اتقان قضاوت در آموزه‏هاى اسلامى، مصاحبه‏هاى شغلى و شرايط گزينش از ديدگاه اسلام.
اين كتاب با همكارى و مساعدت حجةاسلام والمسلمين سيد محمد غروى مشاور اسلامى، دكتر محمد كريم خداپناهى مجرى و مشاور علمى و دكتر على محمد برادران رفيعى ناظر طرح به انجام رسيده است و به عنوان يك متن درسى 4 واحدى براى رشته‏هاى روان‏شناسى، جامعه‏شناسى و علوم تربيتى قابل استفاده است.

سيره تربيتى پيامبر و اهل بيت (ع): تربيت دينى‏

محمد داوودى‏

هدف از تأليف اين كتاب اين بود كه نكات تربيتى موجود در سيره تربيتى پيامبر و اهل بيت (ع) در زمينه بخشى از تربيت دينى يعنى تربيت اعتقادى و عبادى بررسى و براى استفاده در اختيار مربيان، معلمان و همه كسانى كه در اين زمينه به فعاليت مشغول هستند قرار بگيرد. علت پرداختن به اين موضوع نيز اين است كه مراجعه به تاريخ صدر اسلام و زندگى معصومين (ع) به وضوح نشان مى‏دهد كه آنان علاوه بر ساير ابعاد وجودى، در زمينه تعليم و تربيت به ويژه در تربيت دينى نيز كاملاً موفق بوده‏اند. از اين رو، سيره تربيتى آنان منبع غنى و ارزشمندى در زمينه راه و روش تربيت است كه با استفاده از آن مى‏توان تعليم و تربيت دينى را در دوره معاصر غنى‏تر و كاراتر ساخت. به همين سبب، درصدد بررسى اين موضوع برآمده‏ايم.
حاصل اين بررسى كه چند سالى به طول انجاميد مطالبى است كه در اين كتاب عرضه شده است. مطالب اين كتاب در چهار فصل سامان يافته است:
فصل اول: تربيت اعتقادى. اين فصل چهار مبحث دارد: خدا شناسى، نبوّت، امامت و معاد در هر مبحث سيره پيامبر و اهل بيت در مورد چگونگى آموزش و ايجاد ايمان به اعتقادات اسلامى بررسى و تبيين مى‏شود و اعتقادات را بدين سبب مقدّم كرديم كه ريشه و مبانى عبادات و ساير آموزه‏هاى اسلامى هستند.
فصل دوم: تربيت عبادى. در اين فصل مباحث مربوط به آموزش قرآن، نماز و روزه و ذكر و دعا بيان شده است.
اين فصل دو ضميمه دارد: ضميمه اول برنامه آموزش نماز به كودكان و ضميمه دوم: برنامه آموزش روزه به كودكان است. علت ضميمه‏اى بودن اين دو مبحث اين است كه در آن دو مبحث (بنا به دلايلى كه در فصل مربوط بيان مى‏شود) از روند اصلى كتاب كه اتكا به سيره (= رفتار) تربيتى پيامبر و اهل بيت بوده خارج شده و از سخنان معصومين (ع) نيز بهره گرفته‏ايم.
فصل سوم: در فصل سوم به روش‏هاى تربيت دينى پرداخته‏ايم. در اين فصل در سه قسمت به پنج روش مهم و اصلى در تربيت دينى: ترغيب و ترهيب، موعظه، ارشاد، تذكر و امر و نهى پرداخته‏ايم. از آن جا كه اين روشها در تربيت اعتقادى و عبادى هر دو، كاربرد دارند. آن‏ها را در فصل جداگانه‏اى مطرح كرده‏ايم.
فصل چهارم: تكمله. در اين فصل سه موضوع جداگانه اما مهم در سيره تربيتى پيامبر و اهل بيت مطرح شده است. اين سه موضوع عبارتند از: رفق و مدارا ؛ آداب و رسوم اجتماعى و تربيت دينى و نقش والدين در تربيت دينى.
از آن جا كه اين سه موضوع با يكديگر تجانسى ندارند و در عين حال در سيره تربيتى معصومين (ع) جايگاه مهمى در تربيت دينى دارند و امكان اندراج آنها در فصول ديگر نيز نيست، آنها را در فصل آخر و به عنوان تكمله آورده‏ايم.

چيستى فلسفه سياسى در حوزه تمدن اسلامى‏

محمد پزشكى‏

كتاب «چيستى فلسفه سياسى در حوزه تمدن اسلامى» به منظور آشنايى مقدماتى علاقه‏مندان به رشته فلسفه سياسى كلاسيك شرق تمدن اسلامى به نگارش درآمده است اين اثر همچنين مى‏تواند به عنوان منبع درسى رشته‏هاى فلسفه و علوم سياسى در دوره كارشناسى مورد استفاده قرار گيرد. كتاب، شامل يك مقدمه، چهار گفتار و يك نتيجه‏گيرى است. در مقدمه كتاب ضمن تشريح مسأله مورد توجه، رهيافت مورد توجه در كتاب نيز بيان شده است.
گفتار نخست كتاب: به بررسى سرشت و ماهيت فلسفه سياسى اسلامى مى‏پردازد و ضمن تعريف آن به بررسى جايگاه اين دانش در طبقه بندى علوم اسلامى و نسبت آن به «سياست مدن» مى‏پردازد و در نهايت چگونگى و معناى اسلامى بودن آن را بيان مى‏كند.
در گفتار دوم كتاب: موضوع دانش فلسفه سياسى سعادت و كسب قدرت جهت نيل به آن معرفى شده است. در اين گفتار همچنين سرشت مسايل فلسفه سياسى به دو دسته مفاهيم اعتبارى نفس‏الامرى و مفاهيم اعتبارى محض تقسيم شده‏اند.
گفتار سوم كتاب: به بررسى آن دسته از مفاهيم هستى شناسانه، معرفت شناسانه و روش شناسانه‏اى مى‏پردازد كه مى‏تواند به عنوان بنيادهاى فلسفى مطالعات، سياسى تلقى گردد. اين مفاهيم به عنوان اصول موضوعه فلسفه سياسى، از راه تشبيه قواعد حيات سياسى به قواعد عمومى زندگى، امكان تفسير و تحليل حيات سياسى را فراهم آورده‏اند.
و در نهايت گفتار آخر: به بررسى نمونه هايى از مسايل اساسى فلسفه سياسى پرداخته شده است. اما از آنجا كه هر گونه بحثى از مسايل فلسفه سياسى بدون گفتن سخنى از انسان‏شناسى و شناخت سرشت و خاستگاه اجتماعات مدنى ممكن نيست. مباحث اخير به عنوان مقدمات اساسى بحث از مسايل فلسفه سياسى در اين گفتار بيان شده‏اند.
در بخش ديگرى از اين گفتار، از انواع اجتماعات مدنى، ويژگى‏هاى آنها، رهبرى سياسى، خاستگاه، سرشت وانواع آن و ملاكهاى طبقه بندى‏هاى هريك از انواع اجتماعات مدنى و رهبرى‏هاى سياسى سخن به ميان آمده است.
در آخر اين گفتار نيز به مساله اساسى عدالت مدنى، مفهوم و انواع آن در فلسفه سياسى كلاسيك اسلامى پرداخته شده است.
در نتيجه‏گيرى آخر كتاب نيز به جمع بندى و تلخيص دستاوردهاى گفتارهاى چهارگانه آن پرداخته شده است.

اخلاق نقد

سيدحسن اسلامى‏

سازندگى نقد و نقش آن در رشد و كمال فرد و جامعه، با اين كه مقبول همگان است، اما تلخى آن و تجربه‏هاى فردى و جمعى آن از ارزش اخلاقى وجود داشته، علت هراس افراد بسيارى بوده و هست. نقد بارها به مشابه حربه‏اى براى كوفتن رقيب و عقده گشايى مورد استفاده و سؤاستفاده واقع شده است. از اين رو، غالباً تصور ناخوشايندى از آن داريم. پژوهش فعلى در آن است تا اندكى از اين بار منفى را از نقد بكاهد.
پژوهش حاضر مى‏كوشد ابعاد اخلاقى نقد را بكاود و گزارش كند. رهيافت پژوهشگر با تحليل مفهوم نقد در زبان‏هاى فارسى، عربى و انگليسى آغاز مى‏شود. وى با بررسى انتظارات رايج از نقد و كاركرد آن، نشان مى‏دهد كه بسيارى از اين انتظارات بيش از آن كه به سود نقد باشند در حقيقت نقد را از كاركرد اصلى آن باز مى‏دارند و به نام اخلاق، جنبه‏هاى اخلاقى نقد را ناديده مى‏گيرند. اين پژوهش با اين هدف فراهم آمده است تا نقد را آنگونه كه هست نشان دهد. و كاركرد آن بيان گردد و راهى براى غلبه براحساس ناخوشايند و تلخ آن ارائه شود.
اين پژوهش در بردارنده نُه فصل است. نخستين فصل مفاهيم و معانى گوناگون نقد و لايه‏هاى معنايى آن با رجوع به منابع كهن و جديد ادبى باز نموده شده است. فصل دوم، عناصر اساسى نقد را كه ماهيّت نقد به آنها وابسته است، روشن مى‏سازد. سومين فصل علل ترس از نقد را بيان مى‏كند. فصل‏هاى چهارم تا ششم پاره‏اى از قيدها و كليشه‏هاى رايج در باره نقد را ارزيابى مى‏كند. فصل هفتم به كاركرد اساسى نقد از منظرى تازه پرداخته است. در اين فصل يك الگوى تازه از حوزه ارتباطات انسانى براى فهم اين مقوله به كار گرفته شده است. فصل هشتم در باره مفهوم و دامنه نقدپذيرى است. فرجامين فصل اخلاقيات نقد را كه عمدتاً مورد غفلت نقادان است، باز مى‏گويد.
ويژگى عمده اين پژوهش آن است كه پژوهشگر به جاى كلى گويى‏هاى رايج درباره نقد، كوشيده است حتى المقدور مسائل اين حوزه را بشكافد و مورد به مورد بررسى نمايد و ابهامات موجود را برطرف سازد. تنوع و دقت مباحث، پرهيز از كلى گويى و تحليل موردى، استناد به منابع متعدد كهن و جديد، انگشت نهادن بر مسائل مغفول عنه، نثر روان و انسجام مطالب، اين تحقيق را در خور ستايش نموده است. گفتنى است كه اين اثر به زودى منتشر خواهد شد.

مطالعه تطبيقى هستى‏شناسى دو مكتب‏
(حكمت عرفانى ابن عربى و حكمت ودانته)

ابوالقاسم محمودى‏

اثر حاضر با عنوان «مقدمه‏اى بر مطالعه تطبيقى هستى‏شناسى دو مكتب؛ حكمت عرفانى ابن عربى و حكمت و دانته»، مطالعه‏اى است تطبيقى در هستى‏شناسى دو مكتب بزرگ فلسفى - عرفانى، يعنى حكمت عرفانى حكيم برجسته دنياى اسلام محى الدين ابن عربى و حكمت و دانته هندى با نمايندگى دو شخصيت برجسته و ممتاز آن يعنى شنكره و رامانوجه، (با تأكيد بر تبيين رابطه وجودى حق و خلق)، كه با هدف نشان دادن جهات اشتراك و افتراق آنها و با مراجعه به منابع اصلى و تحليل و مقايسه آنها حاصل آمده است.
نقش و اهميت ابن عربى در عرفان اسلامى بى‏نياز از تأكيد و توضيح است، اما در مورد حكمت ودانته هندى يادآور مى‏شوم كه از همان اهميتى در حكمت هندى برخوردار است كه فلسفه ابن سينا، حكمت ابن عربى و يا حكمت متعاليه در دنياى اسلام از آن برخوردار هستند، به گونه‏اى كه به تعبير يكى از هند شناسان مشهور، يعنى گرب، تمام تحصيل كردگان هندى در هند جديد، به جز آنان كه تحت تأثير انديشه‏هاى اروپايى هستند از انديشه ودانته متأثر مى‏باشند. و البته اگر تأثير احتمالى اين مكتب بر برخى جريان‏هاى فكرى در دنياى اسلام همچون تصوف را در نظر آوريم، اهميت اين مكتب بيشتر آشكار مى‏گردد.
ساختار كلى اين اثر، به جز مقدمه، در سه بخش سامان يافته است؛ در بخش اول به «پيشينه آموزه‏هاى اصلى» دو جريان، (و عمدتاً آموزه‏هاى و دانته) و مراحل شكل‏گيرى و تطور آنها تا شكل تكامل يافته آنها در انديشه انديشمندان مذكور پرداخته شده است و در ضمن آن به رديابى اين انديشه‏ها در «وداها» «اوپنيشادها» و «برهمه سوتره» تحت عنوان «ازودا تا ودانته» پى گرفته شده است. پيشينه انديشه‏هاى ابن عربى در انديشه اسلامى و عارفان مسلمان نيز در گزارشى كوتاه با عنوان «از آيات قرآنى تا حكمت عرفانى» مطرح شده است.
بخش دوم، مرورى است كوتاه بر شرح حال، اثار و آموزه‏هاى اصلى سه‏انديشمند.
بخش سوم، كه بخش اصلى اثر را شكل مى‏دهد به بررسى جزئى‏تر آموزه‏هاى پيشين و تحليل و مقايسه آنها اختصاص يافته است. در اين بخش پس از اشاره‏اى به معرفت‏شناسى سه استاد، و مقايسه آنها، به ديدگاه‏هاى هستى شناختى آنها پرداخته شده است. نتيجه بدست آمده در معرفت‏شناسى آنها اين است كه ديدگاهاى سه دانشمند در مورد منابع معرفتى و ارزش هر كدام تقريباً يكسان است؛ تأكيد بر معرفت شهودى به عنوان معرفت برتر، ناتوانى عقل از دريافت و اثبات حقيقت، و نقش ابزارى آن در خدمت و تأييد دريافت‏هاى شهودى، از مهمترين اشتراكات آنهاست.
به جز اين، اعتقاد به وجود معرفتى برتر كه موجب نوعى آگاهى وحدانى است، با تفاوتهايى مورد اتفاق شنكره و ابن عربى است.
در مباحث هستى‏شناسى سه حكيم، كه مبحث عمده اين اثر را تشكيل مى‏دهد، مى‏توان به اين موارد اشاره كرد؛ هر سه استاد به ارزش ذاتى و نيز ارزش نجات شناختى هستى و هستى‏شناسى معترفند و هستى را اساس و شالوده همه چيز مى‏دانند و نيز معتقدند كه هستى همان «حق» يا «برهمن» است. اطلاق «هستى محض» از سوى شنكره و ابن عربى به «حق» و يا «برهمن» و مخالفت منتقدان نكته ديگرى است كه بدان اشاره شده است. وحدت هستى و موضوعات مرتبط با آن از مهمترين مباحثى است كه قسمت مهمى از بخش سوم را به خود اختصاص داده است.
شنكره و ابن عربى هستى را واحد و كثرت را توهم و خيال و يا به تعبير شنكره «مايا» مى‏دانند اما در تفسير وهم و خيال ميان ايندو تفاوتهاى مهمى وجود دارد؛ بيان اين تفاوت و يا به بيان روشن‏تر توضيح تفاوت و اشتراك ميان «خيال مطلق» ابن عربى و «مايا»ى شنكره از مباحثى است كه با تفصيل بيشترى بدان پرداخته شده است. بر خلاف ابن عربى و شنكره، راما توجه در عين اعتقاد به وحدت، به سه حقيقت متمايز يعنى برهمن، ارواح و جهان طبيعت معتقد است، با اين توضيح كه دو مورد اخير به اولى وابسته‏اند. «دليل كثرت و يا كثرت انديشى» بحث ديگرى است كه بدان پرداخته شده بحث بعدى تبيين رابطه واحد و كثير در ديدگاه ابن عربى و شنكره است كه تحت عنوان آفرينش با دو عنوان فرعى غرض از آفرينش و «مفهوم آفرينش» مورد بحث قرار گرفته است.
در همه مباحث فوق «در بخش سوم، يعنى بخش تطبيقى اثر) روش كار عمدتاً بدين صورت مى‏باشد كه در هر موضوع ديدگاه‏هاى هر كدام از سه استاد به ترتيب و به تفكيك مطرح شده و سپس مورد تحليل و مقايسه قرار مى‏گيرد و شباهتها و تفاوتهاى احتمالى مطرح مى‏گردد.

ايمان گروى‏

رضا اكبرى‏

در باب نحوه پذيرش گزاره‏هاى دينى همواره اين سوال مطرح بوده است كه آيا با در اين گزاره‏ها نيازمند دليل است يا خير. متدينان و غير متدينان در اين باب ديدگاه‏هاى متعددى را برگزيده‏اند.
عده‏اى از متدينان پذيرش گزاره‏هاى دينى را جز از طريق دليل، امرى خطا مى‏دانند و بر اين عقيده‏اند كه مى‏توان دلايل عقلانى مناسبى را در صحت گزاره‏هاى دينى اقامه كرد. در مقابل برخى از غير متدينان نيز با اين ادعا كه گزاره‏هاى دينى نيازمند دليل است ولى دليل مناسبى براى آنها قابل اقامه نيست، پذيرش گزاره‏هاى دينى را غير عقلانى دانسته‏اند. ديدگاه ايمان گروى. ديدگاهى است كه معتقد است باورهاى دينى نيازمند استدلال نيستند و حتى گاه استدلالهاى عقلانى مضر با بيان متدينان مى‏باشد.
در طرح ايمان گروى، نظريات مختلفى كه در اين ساحت طرح شده مورد بررسى قرار گرفته‏اند و در سه فصل اصلى كتاب سه انديشمند به عنوان نمايندگان سه طرز تلقى مختلف انتخاب شده‏اند.
در فصل اول، آراى كركگور مورد طرح، نقد و بررسى قرار گرفته است. فصل دوم به انديشه‏هاى وينگنشتاين و نقد آنها اختصاص يافته است و در فصل پايانى نيز انديشه‏هاى پلانتينكا در سه دوره انديشه او طرح و نقد شده است. هر يك از اين نظريات با اشكالاتى مواجه است كه پذيرش آنها را مشكل مى‏سازد. نتيجه طرح به مقايسه اين سه طرز تلقى اختصاص يافته است.

نظريه تحول در اسلام‏

على ذوعلم‏

فرضيه اصلى اين تحقيق اين است كه: اسلام بدون هيچ نيازى به تئورى‏ها، انديشه‏ها و مكتب‏هاى ديگر، ذاتاً خرد و جامعه مسلمان را به تحول خواهى اجتماعى و سياسى برمى‏انگيزد و بدون جمود و تأكيد به روش و راهكار خاص، متناسب با شرايط و امكانات و محدوديت‏ها، همواره جامعه اسلامى را به سوى جامعه مطلوب، سوق مى‏دهد.» اين پژوهش بر آن است كه با تبيين و اثبات اين نظريه، چارچوب مناسب و جامعى را براى تحليل روند «انقلاب اسلامى ايران» در سال 1357 ارائه داده، در عين حال روش‏هاى رفورميستى را براى اصلاح جامعه در كنار روش‏هاى انقلابى، توجيه نمايد. نتايج اين تحقيق اجمالاً عبارت است از:
1 - اصطلاح «انقلاب» و «اصلاح» از دو منظر «جامعه‏شناسى سياسى» و «منابع اسلامى» مورد بررسى و نقد قرار گرفته و نسبت آنها تبيين شده است. با توجه به كاربرد غير دقيق اين دو اصطلاح و خلط معنى آنها كه زمينه نتيجه‏گيرى‏ها و داورى‏هاى مغالطه‏آميز مى‏گردد، ضرورت تدقيق در اين موضوع، روشن مى‏شود.
2 - «انقلاب» - به معنى جامعه شناختى آنها - تنها به عنوان يك راهكار براى تحول مثبت در جامعه اسلامى، در شرايط خاص، ضرورت مى‏يابد و به خودى خود، امرى ارزشى تلقى نمى‏شود. در عين حال با توجه به جديد بودن پديده انقلاب - كه از قرن 18 ميلادى مطرح شده - جايگاه و احكام آن بايد بررسى شود...
3 - نظريات ارائه شده براى «مشروع بودن انقلاب» در فقه اسياسى اسلام، مورد بازكاوى و نقد قرار گرفته و نظريه‏اى متفاوت ارائه شده است. در اين نظريه، «انقلاب» پديده‏اى مستحدث شمرده شده كه در استنباط احكام آن، نمى‏توان تنها به عناوين موضوعات احكام مشابه استناد جست...
4 - راهكار «انقلاب» براى اصلاح جامعه اسلامى، باتوجه به ويرگى‏هايى كه در تعريف «انقلاب» پذيرفته شده، نمى‏تواند بدون برخوردارى از تشخيص مورد و مصداق تسلط مجتهد جامع شرايط علمى و اخلاقى و سياسى، مشروع شمرده شود. اين تشخيص نيز تابع شرايط، امكانات و محدوديت‏هاى جامعه است كه با استناد به «مصلحت عامه» معتبر خواهد بود و در موارد نادرى تحقق مى‏يابد.
5 - عقايد و باورهاى الهى، احكام فردى و اجتماعى اسلام و نيز اصول ارزشى و اخلاقى آن، ذهن و رفتار فرد مسلمان را بگونه‏اى مى‏سازد كه روحيه و عمل انقلابى، قاطع و مؤثر را براى تحول جامعه در وى فراهم مى‏سازد و در شرايط لازم جامعه اسلامى را به عرصه انقلاب مى‏كشاند. اما در عين حال ساير راهكارهاى تحول را نيز توجيه مى‏نمايد...
6 - ضرورت رهبرى ولايى براى جامعه اسلامى در عصر غيبت، تنها نظارت و تضمين سلامت قانونى و اخلاقى حكمت دين - پس از تشكيل - نمى‏باشد، بلكه مهم‏تر از آن، تشخيص راهكار بهينه، دين و مصلحت‏آميز براى تحول جامعه در شرايط گوناگون و تأمين پشتوانه عملى براى تحقق آن است كه چه در دوران حاكميت رسمى دين در جامعه و چه بدون آن، از اعتبار و كارآيى برخوردار است...
7 - بنابراين روند رويه كمالِ حركت‏هاى تحول جويانه اسلامى در قالب‏ها و راهكارهاى متفاوت، امرى است اجتناب‏ناپذير، كه به تناسب ميزان اعتقاد، معرفت و التزام مسلمانان به باورها، احكام و ارزش‏هاى دين، شتاب مى‏يابد. گرچه تعاليم و آموزه‏هاى نظرى و عملى اهلبيت‏7 مسير اين حركت را براى پيروان آنان هموارتر و مطمئن‏تر مى‏سازد، ولى اين حركت در همه جوامع اسلامى، به وضوح ديده مى‏شود...
شايان ذكر است كه اين پژوهش در «پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى» انجام گرفته و توسط سازمان انتشارات آن در دست انتشار است.

اسلام و جامعه‏شناسى خانواده‏

حسين بستان‏

«اسلام و جامعه‏شناسى خانواده» كتابى است شامل پنج فصل كه به بررسى موضوعات اصلى جامعه‏شناسى خانواده مى‏پردازد. رويكرد غالب در طرح مباحث، رويكرد تطبيقى بوده، يعنى كوشش شده است بررسى‏ها در قالب مقايسه ديدگاههاى جامعه شناسان و ديدگاه برگرفته از آيات و روايات اسلامى صورت گيرد.
نخستين فصل كتاب، سه محور اصلى را دنبال كرده است. در محور اول، موضوع ازدواج و برخى مباحث مربوط به آن (سنّ ازدواج و فاصله سنّى همسران) و در محور دوم، مباحث راجع به همسر گزينى (قواعد همسر گزينى، همسان همسرى و فرايند همسر گزينى تا ازدواج) مورد بررسى واقع شده و در محور سوم، مرورى بر الگوهاى خانواده (خانواده هسته‏اى / گسترده، خانواده پدر سالار / مادر سالار، خانواده پدر مكان / مادر مكان، خانواده تك همسر / چند همسر، خانواده تك سرپرست و خانواده ناتنى) و همچنين الگوهاى جايگزين خانواده (همخانگى، كمون اشتراكى و همجنس گرايى) صورت گرفته، ضمن آنكه به ديدگاه اسلام در هر مورد نيز اشاره شده است.
به طور كلّى اهميّت و جايگاهى كه اسلام براى ازدواج و تشكيل خانواده قائل است، باعث گرديده كه با همه عوامل و الگوهاى جايگزينى كه به ثبات و استحكام اين نهاد حياتى آسيب مى‏رسانند، مخالفت كند و از سوى ديگر، در جهت رفع مشكلات ازدواج به منظور تحقق هر چه بهتر اهداف مورد نظر از آن تلاش كند. مخالفت اسلام با امورى مانند بى‏بندوبارى در روابط جنسى، برون همسرى دينى، آداب و رسوم دست و پاگير و مخلّ به ازدواج، همخانگى، همجنس گرايى و ايجاد اجتماعات اشتراكى و از سوى ديگر تأكيد اسلام بر كاهش معقول سنّ ازدواج، قاعده محرميت، درون همسرى دينى، همسان همسرى بر مبناى ايمان و اخلاق و نظارت والدين بر همسرگزينى جوانان با حفظ آزادى انتخاب براى خود جوانان، در همين راستا قابل تفسير است.
فصل دوم به بررسى مهمترين كاركردهاى اجتماعى خانواده با تأكيد بر ديدگاههاى جامعه شناسان كاركردگرا و در مواردى ديدگاههاى مكاتب انتقادى مى‏پردازد و ديدگاه اسلام در مورد هر يك از كاركردهاى ياد شده را نيز بيان مى‏كنند. به طور كلّى اسلام تقريباً تمامى كاركردهاى اجتماعى خانواده را به عنوان واقعيت، مفروض مى‏گيرد و به لحاظ ارزشى نيز برخورد اسلام با بيشتر اين كاركردهاى برخوردى تأييدى است. در الگوى مطلوب اسلام، خانواده ايفاى كاركردهايى مانند ارضاى نظام‏مند نيازهاى جنسى، توليد مثل، حمايت و مراقبت، جامعه پذيرى، ارضاى نيازهاى عاطفى، تأمين پدر شرعى براى فرزندان، كنترل اجتماعى و خدمات اقتصادى را بر عهده دارد، هر چند تغييرات اجتماعى - اقتصادى گسترده در جوامع جديد به طور طبيعى بر شكل و ميزان ايفاى اين كاركردها مؤثر بوده است و البته انعطاف پذيرى الگوى اسلامى، امكان انطباق يافتن آن با بسيارى از اين تغييرات را فراهم مى‏آورد. به نظر مى‏رسد چالش جدّى‏ترى كه الگوى مطلوب خانواده در اسلام با آن مواجه است، تقابل ارزش‏هاى دينى با ارزش‏هاى جديد غير دينى راجع به زندگى خانوادگى است.
فصل سوم پس از مرورى بر ديدگاه متخصصان و ديدگاه اسلام درباره تفاوت‏هاى جنسى طبيعى و تأييد برخى از اين تفاوت‏ها، به بررسى تعدادى از مهمترين ابعاد نابرابرى يا تمايز جنسى در خانواده مى‏پردازد. با توجه به نظريه‏هاى رشد هويت جنسى و جامعه پذيرى نقش‏هاى جنسيتى به عنوان نخستين مرحله بروز تمايزات به نظر مى‏رسد علاوه بر تأثير عوامل زيستى در اين رابطه، كودك از طريق تقليد از بزرگسالان و به كمك اهرم‏هاى پاداش و تنبيه، اين فرايند را طى مى‏كند و ضمن كسب هويت جنسى متناسب، نقش‏هاى جنسيتى متناسب را پذيرا مى‏شود. اما جنبه ديگر اين موضوع، جنبه ارزشى آن است و با توجه به مفروض بودن پاره‏اى از تفاوت‏هاى جنسى طبيعى در اسلام و همچنين به لحاظ الگوى مطلوب اسلام در زمينه نقش‏هاى اجتماعى زن و مرد، شاهد تقابلى بين ديدگاه اسلام و ديدگاههاى فمينيستى در اين بحث هستيم.
در مورد تقسيم كار جنسى در خانواده نيز تبيين‏هاى علّى و كاركردى متعددى ارائه شده است و از منابع اسلامى مى‏توان به تبيينى كاركردى در اين زمينه دست يافت كه تا حدودى با تبيين نظريه‏پردازان كاركردگرا همخوانى دارد، هر چند از نظر ارزش‏هايى كه مفروض مى‏گيرند، از آنها متمايز است. به همين سان، عوامل گوناگون زيستى، روانى، اقتصادى و فرهنگى در توزيع نابرابر قدرت در خانواده در شكل پدرسالارى دخيلند كه صاحب نظران به آنها توجه داده‏اند. در اين بحث نيز تبيين چند علتى مستفاد از گزاره‏هاى دينى با تبيين علّى ارائه شده از سوى اين صاحب نظران همخوانى دارد، اما نظام‏هاى ارزشى متفاوت و تفسيرهاى ارزشى متضاد از مفهوم قدرت شوهر در خانواده، ديدگاه اسلام را با ديدگاه هواداران فمينيسم در تقابل قرار مى‏دهد.
پايان دهنده مباحث اين فصل، بحث خشونت جنسى در خانواده است كه از زاويه نابرابرى جنسى و با استفاده از تبيين‏هاى علّى خُردنگر و كلان نگر و تبيين‏هاى تفسيرى به تحليل آن پرداخته و مجموعه‏اى از عوامل مؤثر در بروز و تداوم اين پديده را شناسايى مى‏كند. در ديدگاه اسلام نيز ضمن آنكه بخشى از اين عوامل مفروض گرفته شده‏اند، بخش ديگرى مورد تأكيد خاص قرار گرفته‏اند كه ضعف ديندارى و وجدان اخلاقى و ضعف كنترل اجتماعى و قانونى از مهمترين آنها به شمار مى‏روند.
فصل چهارم مجموعه‏اى از زمينه‏ها و عوامل متعدد را كه در ثبات و استحكام يا تزلزل خانواده مدخليت دارند، بررسى مى‏نمايد. مهم‏ترين عوامل مؤثر بر ثبات خانواده از اين قرارند:
- تقدس پيوند زناشويى؛
- محدوديت در روابط جنسى؛
- ارضاى نياز جنسى در چارچوب خانواده؛
- جامعه‏پذيرى مناسب و كسب آمادگى‏هاى لازم براى ايفاى نقش همسرى و پدر و مادرى؛
- دقت و مراقبت كافى در انتخاب همسر؛
- تقارب و همسانى زوجين در ويژگى‏هاى تعيين كننده؛
- انتظارات معقول از ازدواج؛
- رضايت كامل طرفين به پيوند زناشويى و تحميلى نبودن ازدواج؛
- رشد يافتگى و بلوغ زوجين در جنبه‏هاى مختلف؛
- جلب رضايت مقدماتى برخى از نزديكان درجه اول در امر ازدواج؛
- خوددارى از اصالت دادن به ويژگى‏هاى صورى و بعضاً فريبنده در انتخاب همسر همچون زيبايى، ثروت و موقعيت اجتماعى (بدون توجه به جنبه‏هاى شخصيتى تأثيرگذار)؛
- برخوردارى از اوصاف و ويژگى‏هاى اخلاقى كه همزيستى و حسن معاشرت زوجين را تأمين مى‏كند؛
- عارى بودن از خصوصيات اخلاقى نامطلوب و بيماريهاى نفرت‏انگيز؛
- مشخص بودن وظايف و مسئوليت‏هاى زوجين؛
- آشنايى زوجين به حقوق و تكاليف متقابل؛
- اهتمام كافى به رعايت اين حقوق و تكاليف؛
- تقسيم كار و تفكيك نقشها؛
- عشق و علاقه متقابل؛
- تولد فرزند؛
- برخوردارى از تمكن مالى لازم براى تشكيل خانواده؛
- تك همسرى و دورى گزيدن از تعدد زوجات به جز در موارد ضرورت فردى يا اجتماعى؛
- محدوديت طلاق؛
- نظارت و كنترل اجتماعى و قانونى؛
- محدوديت روابط اجتماعى مردان و زنان؛
- ايمان و ديندارى.
تعريف طلاق، جايگاه حقوقى طلاق در گذشته و حال، گزارشى از آمار طلاق در دوران معاصر و تبيين علل افزايش بى‏سابقه آن، الگوهاى حضانت فرزندان پس از طلاق و پيامدهاى طلاق براى همسران و فرزندان به تفكيك موارد تجرد يا تك سرپرستى خانواده و موارد ازدواج مجدد و تشكيل خانواده ناتنى، محورهايى هستند كه در فصل پنجم مورد بررسى قرار گرفته‏اند.
از متون دينى اسلام مى‏توان چارچوب جامعى استخراج كرد كه براى پيشگيرى از وقوع طلاق و كاهش عوارض آن، مؤثرترين راهكارها را در اختيار مى‏گذارد. به نظر مى‏رسد اين چارچوب اسلامى بيش از هر چيز بر محور اخلاق استوار است و در مرحله بعد، ضمانت‏هاى حقوقى و حمايت‏هاى اجتماعى براى كاهش عوارض طلاق در اين چارچوب لحاظ گرديده‏اند. اگر چه پيامدهاى منفى طلاق تا حدودى جنبه طبيعى و اجتناب ناپذير دارند، اما اين چارچوب اسلامى چنانچه از منظرى جامع‏نگر يعنى با در نظر گرفتن مجموعه مصالح فردى و اجتماعى به آن نگريسته شود، در مقايسه با نظام‏هاى حقوقى بديل، موفق‏ترين و كم ضررترين راهكارها را ارائه داده است.


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد طراح : دریانت