العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
شنبه 2 بهمن 1395
کد : 13707      تاریخ : 1393/12/9 11:52:34      بخش : جدول ترجمه قرآن کریم print


کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.



دریافت فایل

 

آل عمران
مدني -  تعداد آيه200
الم(1)
خداى يكتا كه جز او هيچ معبودى نيست ، زنده و قائم به ذات [ و مدبّر و برپا دارنده ونگه دارنده همه مخلوقات] است .(2)
اين كتاب را تدريجاً به حق و راستى بر تو نازل كرد كه تصديق كننده كتاب هاى پيش از خود است ; و تورات و انجيل را(3)
پيش از اين براى هدايت مردم فرستاد ، و فرقان را [ كه مايه جدايى حق از باطل است ] نازل كرد . مسلماً كسانى كه به آيات خدا كافر شدند ، براى آنان [ به كيفرِ كفرشان] عذابى سخت است ; وخدا تواناى شكست ناپذير و صاحب انتقام است .(4)
يقيناً چيزى در زمين و در آسمان بر خدا پوشيده نيست .(5)
اوست كه شما را در رحم ها [ ىِ مادران ] به هر گونه كه مي  خواهد تصوير مي  كند . جز او هيچ معبودى نيست ; تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(6)
اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه بخشى از آن كتاب ، آيات محكم است [ كه داراى كلماتى صريح و مفاهيمي روشن است ] آنها اصل و اساس كتاب اند ، و بخشى ديگر آيات متشابه است [ كه كلماتش غير صريح و معانى اش مختلف و گوناگون است و جز به وسيله آيات محكم و روايات استوار تفسير نمي  شود ] ولى كسانى كه در قلوبشان انحراف [ از هدايت الهى ] است براى فتنه انگيزى و طلب تفسيرِ [ نادرست و به ترديد انداختن مردم و گمراه كردن آنان ] از آيات متشابهش پيروى مي  كنند ، و حال آنكه تفسير واقعى و حقيقى آنها را جز خدا نمي  داند . و استواران در دانش [ و چيره دستان در بينش ]مي  گويند : ما به آن ايمان آورديم ، همه [ چه محكم ، چه متشابه ] از سوى پروردگار ماست . و [ اين حقيقت را ] جز صاحبان خرد متذكّر نمي  شوند .(7)
[ و مي  گويند : ]پروردگارا ! دل هايمان را پس از آنكه هدايتمان فرمودى منحرف مكن ، و از سوى خود رحمتى برما ببخش ; زيرا تو بسيار بخشنده اى .(8)
پروردگارا ! قطعاً تو در روزى كه هيچ شكى در آن نيست، گردآورنده همه مردمي ; مسلماً خدا خلف وعده نمي  كند .(9)
يقيناً اموال و فرزندان كافران هرگز چيزى از [ عذاب ] خدا را از آنان برطرف نمي  كند ; و اينانند كه آتشگيره آتش اند .(10)
[ روشِ آنان ] مانند روش فرعونيان و كسانى است كه پيش از آنان بودند كه آيات ما را تكذيب كردند ، پس خدا هم آنان را به گناهانشان مؤاخذه كرد ; و خدا سخت كيفر است .(11)
به كافران بگو : به زودى شكست مي  خوريد و به سوى دوزخ محشور مي  شويد ، و آن بد آرامگاهى است .(12)
تحقيقاً براى شما در دو گروهى كه [ در جنگ بدر ] با هم رو به رو شدند ، نشانه اى [ از قدرت خدا و حقّانيّت نبوّت پيامبر ] بود ، گروهى در راه خدا مي  جنگيدند ، و گروه ديگر كافر بودند ، كه اهل ايمان را به چشم خويش دو برابر مي  ديدند [ به همين خاطر شكست خوردند ] و خدا هر كه را بخواهد با يارى خود تأييد مي  كند ; مسلماً در اين [ واقعيت ] عبرتى براى دارندگان بصيرت است .(13)
محبت و عشق به خواستنى ها [ كه عبارت است ] از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپايان و كشت و زراعت ، براى مردم آراسته شده است ; اينها كالاى زندگىِ [ زودگذرِ ] دنياست ; و خداست كه بازگشت نيكو نزد اوست .(14)
بگو : آيا شما را به بهتر از اين [ امور ] خبر دهم ؟ براى آنان كه [ در همه شؤون زندگى ] پرهيزكارى پيشه كرده اند ، در نزد پروردگارشان بهشت هايى است كه از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى است ، در آنجا جاودانه اند و [ نيز براى آنان ] همسرانى پاكيزه و خشنودى و رضايتى از سوى خداست ; و خدا به بندگان بيناست .(15)
آنان كه مي  گويند: پروردگارا ! قطعاً ما ايمان آورديم، پس گناهانمان را بيامرز وما را از عذاب آتش نگاه دار .(16)
آنان كه صبر كنندگان و راستگويان و فرمانبرداران و انفاق كنندگان و استغفار كنندگان در سحرهايند ;(17)
خدا در حالى كه برپا دارنده عدل است [با منطق وحى ، با نظام مُتقن آفرينش و با زبان همه موجودات ] گواهى مي  دهد كه هيچ معبودى جز او نيست ; و فرشتگان و صاحبان دانش نيز گواهى مي  دهند كه هيچ معبودى جز او نيست ; معبودى كه تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(18)
مسلماً دينِ [ واقعى كه همه پيامبرانْ مُبلّغ آن بودند ] نزد خدا ، اسلام است . و اهل كتاب [ درباره آن ] اختلاف نكردند مگر پس از آنكه آنان را [ نسبت به حقّانيّت آن ] آگاهى و دانش آمد ، اين اختلاف به خاطر حسد و تجاوز ميان خودشان بود ; و هر كس به آيات خدا كافر شود [ بداند كه ] خدا حسابرسى ، سريع است .(19)
پس اگر با تو جدال و گفتگوى خصومت آميز كردند ، [ فقط در پاسخشان ] بگو : من و همه پيروانمْ وجود خود را تسليم خدا كرده ايم . و به اهل كتاب و به بى سوادانِ [ مشرك ] بگو : آيا شما هم تسليم شده ايد ؟ پس اگر تسليم شوند ، قطعاً هدايت يافته اند ، و اگر روى گرداندند [ برتو دشوار و سخت نيايد ] كه آنچه بر عهده توست فقط ابلاغ [ پيام خدا ] ست ; و خدا به بندگان بيناست .(20)
كسانى كه پيوسته به آيات خدا كفر مي ورزند ، و همواره پيامبران را به ناحق مي  كشند ، و از مردم كسانى را كه امر به عدالت مي  كنند به قتل مي  رسانند ، پس آنان را به عذابى دردناك بشارت ده .(21)
آنان كسانى اند كه اعمالشان در دنيا و آخرت تباه و بى اثر شده ، و براى آنان هيچ ياورى نخواهد بود .(22)
آيا به كسانى كه بهره اى اندك از كتاب [ تورات و انجيل ] به آنان داده شده ننگريستى كه به سوى كتاب خدا خوانده مي  شوند تا در ميان آنان [ درباره احكام الهى و نبوّت پيامبر اسلام ] داورى كنند ؟ سپس گروهى از آنان در حالى كه اعراض كننده [ از حق و حقيقت ]اند ، روى مي  گردانند .(23)
اين روى گردانى به خاطر آن است كه گفتند : هرگز آتش [ دوزخ در روز قيامت ] جز چند روزى به ما نمي  رسد و آنچه همواره افترا و دروغ [ به خدا ] مي  بستند ، آنان را در دينشان مغرور كرده است .(24)
پس چه خواهند كرد ، هنگامي كه آنان را براى روزى كه هيچ شكى در آن نيست گرد آوريم ، و به هر كس آنچه [ از نيك و بد ] به دست آورده ، به طور كامل داده شود ، و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت .(25)
بگو : خدايا ! اى مالك همه موجودات ! به هر كه خواهى حكومت مي  دهى و از هر كه خواهى حكومت را مي  ستانى ، و هر كه را خواهى عزت مي  بخشى و هر كه را خواهى خوار و بى مقدار مي  كنى ، هر خيرى به دست توست ، يقيناً تو بر هر كارى توانايى .(26)
شب را در روز در مي  آورى و روز را در شب در مي  آورى ، و زنده را از مرده بيرون مي  آورى و مرده را از زنده بيرون مي  آورى ; و هر كه را بخواهى بى حساب روزى مي  دهى .(27)
مؤمنان نبايد كافران را به جاى اهل ايمان ، سرپرست و دوست بگيرند ; و هر كس چنين كند در هيچ پيوند و رابطه اى با خدا نيست ، مگر آنكه بخواهيد به سبب دفع خطرى كه متوجه شماست از آنان تقيّه كنيد ; خدا شما را از [ عذاب ] خود بر حذر مي  دارد ، و بازگشت [ همه ] به سوى خداست .(28)
بگو : اگر آنچه [ از نيّت هاى فاسد و افكار باطل ] در سينه هاى شماست ، پنهان داريد يا آشكار كنيد ، خدا آن را مي  داند . و نيز آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمين است ، مي  داند و خدا بر هر چيز تواناست .(29)
روزى كه هر كس آنچه را از كار نيك انجام داده و آنچه را از كار زشت مرتكب شده حاضر شده مي  يابد ، و آرزو مي  كند كه اى كاش ميان او و كارهاى زشتش زمان دور و درازى فاصله بود . و خدا شما را از [ عذاب ] خود برحذر مي  دارد ; و خدا به بندگان مهربان است .(30)
بگو : اگر خدا را دوست داريد ، پس مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد ، و گناهانتان را بيامرزد ; و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .(31)
بگو : از خدا و پيامبر اطاعت كنيد . پس اگر روى گردانيدند [ بدانند كه ] يقيناً خدا كافران را دوست ندارد .(32)
بى ترديد خدا آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را [ به خاطر شايستگى هاى ويژه اى كه در آنان بود ] بر جهانيان برگزيد .(33)
فرزندانى [ را برگزيد ] كه [ از نظر پاكى ، تقوا ، درستى و راستى ] برخى از [ آنان از نسل ] برخى ديگرند ; و خدا شنوا و داناست .(34)
[ ياد كنيد ] هنگامي كه همسر عمران گفت : پروردگارا ! براى تو نذر كردم كه آنچه را در شكم خود دارم [ براى خدمت خانه تو از ولايت و سرپرستى من ] آزاد باشد ، بنابراين از من بپذير ; يقيناً تو شنوا و دانايى .(35)
زمانى كه او را زاييد ، گفت : پروردگارا ! من او را دختر زاييدم . و خدا به آنچه او زاييد داناتر بود ; و آن پسر [ كه زاييدن او را آرزو داشت ، در كرامت ، عظمت ، ارزش و شخصيت ] مانند اين دختر نيست ; [ پس در مقام نام گذاريش گفت : ] البته من نامش را « مريم » نهادم ، و او و فرزندانش را از خطرات مهلك و وسوسه هاى بنيان برانداز شيطان رانده شده به پناه تو مي  آورم .(36)
پس پرودگارش او را به صورت نيكويى پذيرفت ، و به طرز نيكويى نشو و نما داد ، و زكريا را كفيلِ [ رشد و تربيت معنوى ] او قرار داد . هر زمان كه زكريا در محراب [ عبادت ] بر او وارد مي  شد ، رزق ويژه اى نزدش مي  يافت . [ روزى در كمال شگفتى ] گفت : اى مريم ! اين رزق ويژه براى تو از كجاست ؟ ! گفت : از سوى خداست ، يقيناً خدا هر كس را بخواهد ، رزق بى حساب مي  دهد .(37)
در آنجا بود كه زكريا [ با ديدن كرامت و عظمت مريم ] پروردگار خود را خوانده ، گفت : پروردگارا ! مرا از سوى خود فرزندى پاك و پاكيزه عطا كن ، يقيناً تو شنواى دعايى .(38)
پس فرشتگان ، او را در حالى كه در محراب عبادت به نماز ايستاده بود ، ندا دادند كه خدا تو را به يحيى بشارت مي  دهد كه تصديق كننده كلمه اى از سوى خدا [ يعنى مسيح ] است و سرور و پيشوا ، و [ از روى زهد و حيا ] نگاهدار خود از مُشتهيات نفسانى ، و پيامبرى از شايستگان است .(39)
گفت : پروردگارا ! چگونه براى من پسرى خواهد بود ، در حالى كه پيرى به من رسيده و همسرم نازاست ؟ خدا فرمود : چنين است [ كه مي  گويى ، ولى كار خدا مُقيّد به علل و اسباب نيست] خدا هر چه را بخواهد [با مشيّت مطلقه خود] انجام مي  دهد .(40)
گفت : پروردگارا ! براى من نشانه اى [ جهت الهى بودن اين بشارت ] قرار ده . گفت : نشانه تو اين است كه سه روز نتوانى با مردم جز با رمز و اشاره سخن گويى ، و پروردگارت را بسيار ياد كن و [ او را ] شام گاه و بامداد تسبيح گوى .(41)
و [ ياد كنيد ] هنگامي كه فرشتگان گفتند : اى مريم ! قطعاً خدا تو را برگزيده و [ از همه آلودگى هاى ظاهرى و باطنى ] پاك ساخته ، و بر زنان جهانيان برترى داده است .(42)
اى مريم ! فروتنانه براى پروردگارت به طاعت برخيز و سجده به جاى آور و با ركوع كنندگان ركوع كن .(43)
اين [ حقايق ] از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مي  كنيم . و تو هنگامي كه آنان قلم هاى خود را [ به عنوان قرعه زدن در آب ] مي  انداختند كه كداميك از آنان سرپرستى مريم را عهده دار شود ، و نيز زمانى كه [ براى كفالت او ] با يكديگر جدال و ستيز مي  كردند ، نزد آنان نبودى .(44)
[ ياد كنيد ] زمانى كه فرشتگان گفتند : اى مريم ! يقيناً خدا تو را به كلمه اى از سوى خود كه نامش مسيح عيسى بن مريم است مژده مي  دهد كه در دنيا و آخرت داراى مقبوليّت و آبرومندى و از مقربّان است .(45)
و با مردم در گهواره [ به صورت كارى خارق العاده ] و در ميان سالى [ با زبان وحى ] سخن مي  گويد و از شايستگان است .(46)
[ مريم ] گفت : پروردگارا ! چگونه براى من فرزندى خواهد بود ، در حالى كه هيچ بشرى با من تماس نگرفته ؟ ! [ خدا ] فرمود : چنين است كه مي  گويى [ ولى كار خدا مُقيّد به علل و اسباب نيست ، ] خدا هر چه را بخواهد [ با مشيّت مطلقه خود ] مي  آفريند ، چون چيزى را اراده كند جز اين نيست كه به آن مي  گويد : « باش » پس بى درنگ مي  باشد ;(47)
و به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل مي  آموزد .(48)
و به رسالت و پيامبرى به سوى بنى اسرائيل مي  فرستد كه [ به آنان گويد : ] من از سوى پروردگارتان براى شما نشانه اى [ بر صدق رسالتم ] آورده ام ; من از گِل براى شما چيزى به شكل پرنده مي  سازم و در آن مي  دَمم كه به اراده و مشيّت خدا پرنده اى [ زنده و قادر به پرواز ] مي  شود ; و كور مادرزاد و مبتلاى به پيسى را بهبود مي  بخشم ; و مردگان را به اِذن خدا زنده مي  كنم ; و شما را از آنچه مي  خوريد و آنچه در خانه هايتان ذخيره مي  كنيد خبر مي  دهم; مسلماً اگر مؤمن باشيد اين [معجزات] براى شما نشانه اى [ بر صدق رسالت من] است ;(49)
وآنچه را از تورات پيش از من بوده ، تصديق دارم و [آمده ام] تا برخى از چيزهايى را كه [در گذشته به سزاى ستمكارى وگناهانتان] بر شما حرام شده حلال كنم ، وبراى شما نشانه اى [ برصدق رسالتم ] از سوى پروردگارتان آورده ام ; پس [ اى بنى اسرائيل ! ] از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد ;(50)
يقيناً خدا پروردگار من و پرودگار شماست ; پس او را بپرستيد ، اين است راه راست .(51)
زمانى كه عيسى از آنان احساس كفر كرد ، گفت : [ براى اقامه دين و سلوك و حركت ] كيانند ياران من به سوى خدا ؟ حواريون گفتند : ما ياران خداييم ، به خدا ايمان آورديم ; و گواه باش كه ما در برابر خدا [ و فرمان ها و احكام او ] تسليم هستيم .(52)
پروردگارا ! به آنچه نازل كردى ايمان آورديم و از اين پيامبر پيروى كرديم ; پس ما را در زمره گواهان [ كه پيامبران تواند ] بنويس .(53)
و [ كافران از بنى اسرائيل درباره عيسى و آيينش ] نيرنگ زدند ، و خدا هم جزاى نيرنگشان را داد ; و خدا بهترين جزا دهنده نيرنگ زنندگان است .(54)
[ ياد كنيد ] هنگامي كه خدا فرمود : اى عيسى ! من تو را [ از روى زمين و از ميان مردم ] بر مي  گيرم ، و به سوى خود بالا مي  برم ، و از بودن در ميان اجتماع آلوده كافران پاك مي  كنم ، و آنان را كه از تو پيروى كردند تا روز قيامت برتر از كسانى كه كافر شدند قرار مي  دهم ; سپس بازگشت شما به سوى من است ، و در ميان شما در آنچه با هم اختلاف داشتيد [ به حقّ و عدالت ] داورى مي  كنم ;(55)
اما كسانى كه كافر شدند ، آنان را در دنيا و آخرت به عذابى سخت شكنجه مي  كنم و براى آنان هيچ ياورى نخواهد بود ;(56)
و اما كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند ، خدا پاداششان را به طور كامل مي  دهد ; و خدا ستمكاران را [ كه به دين كافر شدند ، يا از دين فقط به اسم آن قناعت كردند ] دوست ندارد .(57)
اين داستان هايى كه بر تو مي  خوانيم از آيات [ الهى ] و پندهاى حكيمانه است .(58)
قطعاً داستان عيسى نزد خدا [ از نظر چگونگى آفرينش ] مانند داستان آدم است كه [ پيكر ] او را از خاك آفريد ، سپس به او فرمود : [ موجود زنده ] باش ; پس بى درنگ [ موجود زنده ] شد .(59)
حق از [ ناحيه ] پروردگار توست ; بنابراين از ترديدكنندگان مباش .(60)
پس هر كه با تو درباره او [ عيسى ] پس از آنكه بر تو [به واسطه وحى ، نسبت به احوال وى] علم و آگاهى آمد ، مي ادله و ستيز كند ، بگو : بياييد ما پسرانمان را و شما پسرانتان را ، و ما زنانمان را و شما زنانتان را ، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت كنيم ; سپس يكديگر را نفرين نماييم ، پس لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم(61)
يقيناً اين [ واقعياتى كه بيان شد ، ] همان داستان راست و درست [ مسيح ] است ; [ و الوهيّت او يا فرزند خدا بودنش از پندارهاى واهى و ادعاهاى باطل نصارى است ]و هيچ معبودى جز خدا نيست ; و يقيناً خداست كه تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(62)
چنانچه [ با اين همه دلايل روشن از اعتراف به توحيد و پذيرفتن اسلام ]روى گرداندند ، [ بدانند كه ] يقيناً خدا به [ وضع و حال ] مفسدان آگاه است .(63)
بگو : اى اهل كتاب ! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است [ و همه كتاب هاى آسمانى و پيامبران آن را ابلاغ كردند ] كه جز خداى يگانه را نپرستيم ، و چيزى را شريك او قرار ندهيم ، و بعضى از ما بعضى را اربابانى به جاى خدا نگيرد . پس اگر [ از دعوتت به اين حقايق ] روى گرداندند [ تو و پيروانت ] بگوييد : گواه باشيد كه ما [ در برابر خدا و فرمان ها و احكام او ] تسليم هستيم .(64)
اى اهل كتاب ! چرا درباره ابراهيم مي ادله و ستيز مي  كنيد [ شما قوم يهود ، او را يهودى مي  دانيد ، و شما گروه نصارى ، او را نصرانى مي  شماريد ] در حالى كه تورات و انجيل بعد از او نازل شد ; آيا نمي  انديشيد ؟ !(65)
آگاه باشيد ! شما كسانى هستيد كه درباره آنچه به آن آگاهى داشتيد مي ادله و ستيز كرديد ، [ ستيز شما يهوديان با نصارى اين بود كه مسيح ، فرزند خدا نيست ، و ستيز شما نصارى با يهوديان اين بود كه عيسى داراى مقام نبوّت است و ايمان به او واجب است ، ] پس چرا درباره آنچه به آن آگاهى نداريد [ و آن آيين ابراهيم است ]مي ادله و ستيز مي  كنيد ؟ ! و خدا مي  داند و شما نمي  دانيد .(66)
ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى ، بلكه يكتاپرست و حق گرايى تسليم بود ، و از مشركان نبود .(67)
مسلماً نزديك ترين مردم به ابراهيم [ از جهت پيوند وانتساب معنوى ]كسانى اند كه [ از روى حقيقت ] از او پيروى كردند ، و اين پيامبر و كسانى كه [ به او ]ايمان آورده اند [ از همه به او نزديك ترند ] و خدا ياور و سرپرست مؤمنان است .(68)
گروهى از اهل كتاب آرزو دارند كه كاش شما را [ از راه خدا ] گمراه كنند ، در حالى كه جز خودشان را گمراه نمي  كنند، و [اين واقعيت را] درك نمي  كنند.(69)
اى اهل كتاب! چرا به آيات خدا [ در تورات و انجيل درباره اوصاف پيامبر اسلام ] كفر مي ورزيد در حالى كه خودتان گواهى مي  دهيد [ كه اين آيات از سوى خدا نازل شده است ؟ ! ](70)
اى اهل كتاب ! چرا در حالى كه [ به حقايق و واقعيات ] آگاهيد ، حق را به باطل مُشتبه مي  كنيد ، و حق را پنهان مي  داريد [ تا مردم گمراه بمانند ؟ ! ](71)
و گروهى از [ عالمانِ ] اهل كتاب [ به پيروان خود ] گفتند : اول روز به آنچه [ از آيات قرآن ] بر مؤمنان نازل شده [ به مكر و حيله ] ايمان آوريد ، و در پايان روز كفر ورزيد ، شايد [ مؤمنان با اين ايمان و انكار شما به ترديد افتند و ] از دينشان بازگردند ! !(72)
و [ نيز گفتند : در توضيح حقايق ] جز به كسى كه از دينتان پيروى مي  كند ، اطمينان نورزيد [ تا ديگران هدايت نيابند ] . بگو : يقيناً هدايت ، هدايت خداست . سپس گفتند : گمان نكنيد آنچه به شما اهل كتاب [ از نبوّت ، معجزه ، قبله مستقل و آيات آسمانى ] داده شده به كسى [ از عرب و غير عرب ] داده شود ، يا اينكه مؤمنان مي  توانند نزد پروردگارشان با شما محاجّه و گفتگو كنند . [ در پاسخ ياوه هاى آنان ] بگو : فضل و رحمت [ كه از جلوه هايش نبوّت ، كتاب ، معجزه و قبله است ، ] به دست خداست ، به هر كس بخواهد مي  دهد ; و خدا بسيار عطا كننده و داناست .(73)
هر كه را بخواهد ، به رحمت خود اختصاص مي  دهد و خدا داراى فضل بزرگ است .(74)
و از اهل كتاب كسى است كه اگر او را بر مال فراوانى امين شمارى ، آن را به تو بازمي  گرداند ; و از آنان كسى است كه اگر او را به يك دينار امين شمارى ، آن را به تو بازنمي  گرداند ، مگر آنكه همواره بالاى سرش بايستى [ و مال خود را با سخت گيرى از او بستانى ] . اين به خاطر آن است كه آنان گفتند : [ چون ما اهل كتابيم ] رعايت كردن حقوق غير اهل كتاب بر عهده ما نيست ، [ و در ضايع كردن حقوق ديگران گناه و عقوبتى نداريم ] و اينان [ در حالى كه باطل بودن گفتار خود را ] مي  دانند بر خدا دروغ مي  بندند .(75)
آرى ، هر كه به پيمان خود [ در تعهد به اجراى احكام دين ] وفا كرد ، و [ در همه امور زندگى ] تقوا پيشه ساخت ، [ بداند كه ] يقيناً خدا تقوا پيشگان را دوست دارد .(76)
قطعاً كسانى كه پيمان خدا و سوگندهايشان را [ براى رسيدن به مقاصد دنيايى ]به بهاى اندكى مي  فروشند ، براى آنان در آخرت بهره اى نيست ; و خدا با آنان سخن نمي  گويد ، و در قيامت به آنان نظر [ لطف و رحمت ] نمي  نمايد ، و  [ از گناه و آلودگى ]پاكشان نمي  كند ; و براى آنان عذاب دردناكى خواهد بود .(77)
و از يهود گروهى هستند كه هنگام [ خواندن ] دست نوشته ها [ ى دروغ و بر بافته هاى خود ] زبان [ و صدايشان ] را چنان پيچ و خم مي  دهند تا شما گمان كنيد كه [ آنچه مي  خوانند ] از كتاب آسمانى است ، در حالى كه از كتاب [ آسمانى ] نيست ; و [ با بى شرمي  ] مي  گويند : آنچه مي  خوانيم از سوى خداست . در حالى كه از سوى خدا نيست ; و با آنكه مي  دانند [ از سوى خدا نيست ] به خدا دروغ مي  بندند .(78)
هيچ انسانى را نسزد كه خدا او را كتاب و حكمت و نبوّت دهد ، سپس به مردم بگويد : به جاى خدا بندگان من باشيد بلكه [ تكليف الهى و انسانى او اقتضا مي  كند به مردم بگويد : ] به خاطر آنكه كتاب خدا را تعليم مي  داديد ، و به سبب آنكه آن را مي  خوانديد ، دانشمندانِ « الهى مسلك » [ و كاملان در دين ] باشيد .(79)
و نيز نَسِزد كه به شما فرمان دهد كه فرشتگان و پيامبران را خدايان خود گيريد . آيا [ چنين انسان والايى كه داراى نبوّت و حكمت است ] شما را پس از آنكه تسليم [ خدا و فرمان ها و احكام او ] شده ايد ، امر به كفر مي  كند ؟(80)
و [ ياد كنيد ] هنگامي كه خدا از همه پيامبران [ و امت هايشان ] پيمان گرفت كه هرگاه كتاب و حكمت به شما دادم ، سپس [ در آينده ] پيامبرى براى شما آمد كه آنچه را [ از كتاب هاى آسمانى ] نزد شماست تصديق كرد ، قطعاً بايد به او ايمان آوريد و وى را يارى دهيد . [ آن گاه خدا ] فرمود : آيا اقرار كرديد و بر اين [ حقيقت ] پيمان محكم مرا [ به صورتى كه به آن وفا كنيد ] دريافت نموديد ؟ گفتند : اقرار كرديم . فرمود : پس [ بر اين پيمان ] گواه باشيد و من هم با شما از گواهانم .(81)
پس كسانى كه بعد از اين [ پيمان محكم و استوار از آن ] روى برتافتند فقط آنان هستند كه از دايره انسانيت بيرون شده اند .(82)
آيا [ اهل كتاب پس از اين همه دلايل روشن ] غير دين خدا را خواستارند؟ در حالى كه هر كه در آسمان ها وزمين است از روى رغبت يا كراهت در برابر او [و اراده و فرمانش] تسليم است، وهمه به سوى او بازگردانده مي  شوند .(83)
[ اى پيامبر ! از جانب خود و پيروانت به همه ] بگو : ما به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و نوادگان [ داراى مقام نبوتشان ] فرود آمده ، و آنچه به موسى و عيسى و پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده ايمان آورديم ، و ميان هيچ يك از آنان فرق نمي  گذاريم ، و ما در برابر او [ و فرمان ها و احكام او ] تسليم هستيم .(84)
و هركه جز اسلام ، دينى طلب كند ، هرگز از او پذيرفته نمي  شود و او در آخرت از زيانكاران است .(85)
چگونه خدا گروهى را هدايت كند كه بعد از آنكه ايمان آوردند ، و به حقّانيّت رسول اسلام شهادت دادند ، و دلايل روشن و آشكار براى آنان آمد ، كافر شدند ؟ و خدا گروه ستمكاران را هدايت نمي  كند .(86)
اينان كيفرشان اين است كه لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان است .(87)
در آن لعنت جاودانه اند ; نه عذاب از آنان سبك شود ، و نه مهلتشان دهند .(88)
مگر كسانى كه بعد از آن توبه كردند و [ مفاسد خود را ] اصلاح نمودند ; زيرا خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .(89)
مسلماً كسانى كه پس از ايمانشان كافر شدند ، سپس بر كفر [ خود ] افزودند ، هرگز توبه آنان پذيرفته نخواهد شد ; و اينانند كه گمراهند .(90)
قطعاً كسانى كه كافر شدند و در حال كفر از دنيا رفتند ، هرگز از هيچ يك از آنان [ براى رهايى از عذاب ] هر چند به اندازه آكندگى زمين از طلا فديه و عوض دهد ، پذيرفته نمي  شود ; براى آنان عذابى دردناك خواهد بود ، و هيچ ياورى نخواهند داشت .(91)
هرگز به [ حقيقتِ ] نيكى [ به طور كامل ] نمي  رسيد تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد ; و آنچه از هر چيزى انفاق مي  كنيد [ خوب يا بد ، كم يا زياد ، به اخلاص يا ريا ]يقيناً خدا به آن داناست .(92)
همه خوراكى ها بر بنى اسرائيل حلال بود ، جز آنچه اسرائيل [ يعنى حضرت يعقوب ] پيش از آنكه تورات نازل شود [ به علتى ] بر خود حرام كرد ; [ بنابراين آنچه از خوراكى ها در توراتْ حرام شده به كيفر گناهان بنى اسرائيل است نه آنكه از آيين ابراهيم به جا مانده باشد ] بگو : اگر راستگوييد [ و حقيقت غير از اين است ]تورات را [ كه از نظرها پنهان كرده ايد ] بياوريد و آن را بخوانيد ، [ و اگر از آوردن تورات و خواندنش خوددارى ورزيد ، اعتراف كنيد كه به تورات دروغ مي  بنديد . ](93)
پس كسانى كه بعد از اين [ دلايل روشن ] بر خدا دروغ بندند ، [ و بگويند : آنچه از خوراكى ها در تورات حرام شده از شريعت ابراهيم باقى مانده و نسخ آن محال است ، ] اينانند كه يقيناً ستمكارند .(94)
بگو : خدا راست گفت [ كه خوراكى ها در آيين ابراهيم حرام نبوده ] . بنابراين از آيين ابراهيم كه يكتاپرست و حق گرا بود و از مشركان نبود ، پيروى كنيد .(95)
يقيناً نخستين خانه اى كه براى [ نيايش و عبادت ] مردم نهاده شد ، همان است كه در مكه است ، كه پر بركت و وسيله هدايت براى جهانيان است .(96)
در آن نشانه هايى روشن [ از ربوبيّت ، لطف ، رحمت خدا و از جمله ]مقام ابراهيم است ; و هر كه وارد آن شود در امان است ; و خدا را حقّى ثابت و لازم بر عهده مردم است كه [ براى اداى مناسك حج ] آهنگ آن خانه كنند ، [ البته ] كسانى كه [ از جهت سلامت جسمي و توانمندى مالى و باز بودن مسير ]بتوانند به سوى آن راه يابند ، و هر كه ناسپاسى ورزد [ و از رفتن به آنجا خوددارى كند ، به خود زيان زده ] ; زيرا خدا از جهانيان بى نياز است .(97)
بگو : اى اهل كتاب ! چرا به آيات خدا كفر مي ورزيد ؟ در حالى كه خدا بر آنچه انجام مي  دهيد ، گواه است .(98)
بگو : اى اهل كتاب ! چرا كسانى را كه ايمان آورده اند از راه خدا ـ در حالى كه خواهان كج نشان دادن آن هستيد ـ بازمي  داريد ؟ با اينكه شما [ به مستقيم بودن و حقّانيّتش ]گواهيد ، و خدا از آنچه انجام مي  دهيد بى خبر نيست .(99)
اى اهل ايمان ! اگر از گروهى از كسانى كه به آنان كتاب داده شده اطاعت كنيد، شما را پس از ايمانتان به كفر بازمي  گردانند .(100)
و چگونه كفر مي ورزيد در حالى كه آيات خدا بر شما خوانده مي  شود ، و پيامبر او در ميان شماست ؟ ! و هر كس به خدا تمسّك جويد ، قطعاً به راه راست هدايت شده است .(101)
اى اهل ايمان ! از خدا آن گونه كه شايسته پرواى از اوست ، پروا كنيد ، و نميريد مگر در حالى كه [ در برابر او و فرمان ها و احكامش ] تسليم باشيد .(102)
و همگى به ريسمان خدا [ قرآن و اهل بيت (عليهم السلام) ] چنگ زنيد ، و پراكنده و گروه گروه نشويد ; و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد آن گاه كه [ پيش از بعثت پيامبر و نزول قرآن ] با يكديگر دشمن بوديد ، پس ميان دل هاى شما پيوند و الفت برقرار كرد ، در نتيجه به رحمت و لطف او با هم برادر شديد، و بر لب گودالى از آتش بوديد، پس شما را از آن نجات داد ; خدا اين گونه ، نشانه هاى [ قدرت ، لطف و رحمت ] خود را براى شما روشن مي  سازد تا هدايت شويد .(103)
و بايد از شما گروهى باشند كه [ همه مردم را ] به سوى خير [ اتحاد ، اتفاق ، الفت ، برادرى ، مواسات و درستى ] دعوت نمايند ، و به كار شايسته و پسنديده وادارند ، و از كار ناپسند و زشت بازدارند ; و اينانند كه يقيناً رستگارند .(104)
و [ شما اى اهل ايمان ! ] مانند كسانى نباشيد كه پس از آنكه دلايل روشن براى آنان آمد ، پراكنده و گروه گروه شدند و [ در دين ] اختلاف پيدا كردند ، و آنان را عذابى بزرگ است ;(105)
در روزى كه چهره هايى سپيد و چهره هايى سياه شود ، اما آنان كه چهره هايشان سياه شده [ به آنان گويند : ] آيا پس از ايمانتان كافر شديد ؟ پس به كيفر آنكه كفر مي ورزيديد ، اين عذاب را بچشيد .(106)
و اما آنان كه چهره هايشان سپيد گشته ، همواره در رحمت خدايند ، و در آن جاودانه اند .(107)
اينها [ كه سرگذشت اهل كتاب ، مژده ها ، بيم ها و امور مربوط به آخرت است ] آيات خداست كه آن را به درستى و راستى بر تو مي  خوانيم ; و خدا هيچ ستم و بيدادى بر جهانيان نمي  خواهد .(108)
و آنچه در آسمان و آنچه در زمين است ، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى خداست ، و همه امور به سوى او بازگردانده مي  شود .(109)
شما بهترين امتى هستيد كه [ براى اصلاح جوامع انسانى ] پديدار شده ايد ، به كار شايسته و پسنديده فرمان مي  دهيد و از كار ناپسند و زشت بازمي  داريد ، و [ از روى تحقيق ، معرفت ، صدق و اخلاص ] به خدا ايمان مي  آوريد . و اگر اهل كتاب ايمان مي  آوردند قطعاً براى آنان بهتر بود ; برخى از آنان مؤمن [ به قرآن و پيامبرند ] و بيشترشان فاسقند .(110)
هرگز به شما جز آزارى اندك نمي  رسانند ، و اگر با شما بجنگند [ شكست مي  خورند و ] به شما پشت كرده [ فرار مي  كنند ] آن گاه [ از جانب ديگران ] يارى نمي  شوند .(111)
هر زمان و هر كجا يافت شوند ، [ داغِ ] خوارى و ذلت بر آنان زده شده ، مگر [ آنكه ] به ريسمانى از جانب خدا [ كه ايمان به قرآن و نبوّت پيامبر است ] و يا ريسمانى از سوى مردمِ [ مؤمن كه پذيرش ذمه و شرايط آن است ، چنگ زنند ] و به خشمي از سوى خدا سزاوار شده اند و [ داغِ ] بينوايى و بدبختى بر آنان زده شد . اين بدان سبب است كه آنان همواره به آيات خدا كفر مي ورزيدند و پيامبران را به ناحق مي  كشتند ، و اين [ كفرورزى و كشتن پيامبران ] به سبب اين است كه [ خدا را ] نافرمانى نمودند و همواره [ از حدود الهى ] تجاوز مي  كردند .(112)
[ همه اهل كتاب ] يكسان نيستند ، از اهل كتاب گروهى درستكار [ و رعايت كننده حقّ خدا و مردم ] هستند ، آيات خدا را در ساعاتى از شب مي  خوانند و [ به پيشگاه حق از روى تواضع و فروتنى ] سجده مي  كنند .(113)
[ در سايه قرآن و نبوّت پيامبر ] به خدا و روز قيامت ايمان مي  آورند و به كار شايسته و پسنديده فرمان مي  دهند ، و از كار ناپسند و زشت بازمي  دارند و در كارهاى خير مي  شتابند ; و اينان از شايستگانند .(114)
و هر كار خيرى انجام دهند ، هرگز درباره آن مورد ناسپاسى قرار نخواهند گرفت ; و خدا به تقواپيشگان داناست .(115)
قطعاً كسانى كه كافر شدند ، هرگز اموال و اولادشان چيزى از [ عذاب ] خدا را از آنان دفع نخواهد كرد ; و آنان اهل آتشند و در آن جاودانه اند .(116)
داستان آنچه [ كافران ] در اين زندگى دنيا انفاق مي  كنند ، مانند بادى آميخته با سرمايى سخت است كه [ به عنوان مي ازات ] به كشتزار قومي كه بر خود ستم كرده اند برسد و آن را نابود كند ; و خدا به آنان ستم نكرده است ، ولى آنان به خويشتن ستم مي ورزند .(117)
اى اهل ايمان ! از غير خودتان براى خود محرم راز نگيريد ; آنان از هيچ توطئه و فسادى درباره شما كوتاهى نمي  كنند ; شدت گرفتارى و رنج و زيان شما را دوست دارند ; تحقيقاً دشمنى [ با اسلام و مسلمانان ] از لابلاى سخنانشان پديدار است و آنچه سينه هايشان [ از كينه و نفرت ] پنهان مي  دارد بزرگ تر است . ما نشانه ها [ ىِ دشمنى و كينه آنان ] را اگر مي  انديشيد براى شما روشن ساختيم .(118)
آگاه باشيد ! اين شماييد كه آنان را دوست داريد ، و آنان شما را دوست ندارند . و شما به همه كتاب ها [ ىِ آسمانى ] ايمان داريد [ ولى آنان ايمان ندارند ] . و چون با شما ديدار كنند ، مي  گويند : ايمان آورديم . و زمانى كه با يكديگر خلوت نمايند از شدت خشمي كه بر شما دارند ، سر انگشتان خود را مي  گزند . بگو: به خشمتان بميريد . يقيناً خدا به آنچه در سينه هاست ، داناست .(119)
اگر به شما خير و خوشى [ و پيروزى و غنيمت ] رسد ، آنان را بدحال [ و دلتنگ ] مي  كند ، و اگر بدى و ناخوشى [ و حادثه تلخى ] رسد به سبب آن خوشحال مي  شوند ; و اگر شكيبايى ورزيد و پرهيزكارى كنيد ، نيرنگشان هيچ زيانى به شما نمي  رساند ; مسلماً خدا به آنچه انجام مي  دهند ، احاطه دارد .(120)
و [ ياد كن ] زمانى را كه صبحگاهان [ براى جنگ احد ] از ميان خانواده ات بيرون آمدى تا مؤمنان را براى جنگيدن در سنگرهاى نظامي جاى دهى ; و خدا شنوا [ ىِ به گفته ها ] و دانا [ ىِ بهنيّت ها] ست .(121)
[ ياد كنيد كه ] در آن هنگام دو گروه از شما بر آن شدند كه سستى و ناتوانى نشان دهند [ و از جنگ منصرف شده ، برگردند ] ، در حالى كه خدا يار و ياورشان بود [ لذا از اين قصد شيطانى بازشان داشت ] و مؤمنان بايد فقط بر خدا توكل كنند .(122)
و بى ترديد خدا در [ جنگِ ] بدر شما را يارى داد ، در حالى كه [ از نظر ساز و برگ جنگى و شمار نفرات نسبت به دشمن ] ناتوان بوديد ; بنابراين از خدا پروا كنيد ، باشد كه سپاس گزارى نماييد .(123)
آن هنگام كه به مؤمنان مي  گفتى : آيا شما را بس نيست كه پروردگارتان به سه هزار فرشته نازل شده شما را يارى دهد ؟(124)
آرى ، اگر شكيبايى ورزيد و پرهيزكارى كنيد و دشمنان در همين لحظه ، جوشان و خروشان بر شما بتازند ، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشان دار يارى مي  دهد .(125)
و خدا [ وعده يارى و پيروزى ] را جز بشارتى براى شما و براى آنكه دل هايتان به آن آرامش يابد ، قرار نداد ; و يارى و نصرت جز از سوى خداى تواناى شكست ناپذير و حكيم نيست .(126)
تا برخى از كافران را [ از ريشه و بن ]نابود كند ، يا آنان را خوار و ذليل سازد ، تا نوميد بازگردند .(127)
زمام چيزى از امور [ مشركان و مؤمنانِ فرارى از جنگ ] در اختيار تو نيست ، يا توبه آنان را [ به شرط آنكه توبه كنند ] مي  پذيرد يا عذابشان مي  كند ; زيرا آنان ستمكارند .(128)
و آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است ، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى خداست . هر كه را بخواهد مي  آمرزد و هر كه را بخواهد عذاب مي  كند ; و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .(129)
اى اهل ايمان ! ربا را كه سودهاى چند برابر است نخوريد ، و از خدا پروا كنيد تا رستگار شويد .(130)
و از آتشى كه براى كافران آماده شده است بپرهيزيد .(131)
و از خدا و پيامبر فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد .(132)
و به سوى آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش [ به وسعتِ ] آسمان ها و زمين است بشتابيد ; بهشتى كه براى پرهيزكاران آماده شده است ;(133)
آنان كه در گشايش و تنگ دستى انفاق مي  كنند ، و خشم خود را فرو مي  برند ، و از [ خطاهاىِ ] مردم در مي  گذرند ; و خدا نيكوكاران را دوست دارد. (134)
و آنان كه چون كار زشتى مرتكب شوند يا بر خود ستم ورزند ، خدا را ياد كنند و براى گناهانشان آمرزش خواهند ; و چه كسى جز خدا گناهان را مي  آمرزد ؟ و دانسته و آگاهانه بر آنچه مرتكب شده اند ، پا فشارى نمي  كنند ;(135)
پاداش آنان آمرزشى است از سوى پروردگارشان ، و بهشت هايى كه از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى است ، در آن جاودانه اند ; و پاداش عمل كنندگان ، نيكوست .(136)
قطعاً پيش از شما روش هايى [ در ميان ملل و جوامع بوده كه از ميان رفته است ] ، پس در زمين گردش كنيد و با دقت و تامّل بنگريد كه سرانجام تكذيب كنندگانِ [ حقايق ] چگونه بود .(137)
اين [ قرآن ] براى مردم ، بيانگر [ حوادث و واقعيات ] و براى پرهيزكاران ، سراسر هدايت و اندرز است .(138)
و [ در انجام فرمان هاىِ حق و در جهاد با دشمن ] سستى نكنيد و [ از پيش آمدها و حوادث و سختى هايى كه به شما مي  رسد] اندوهگين مشويد كه شما اگر مؤمن باشيد ، برتريد .(139)
اگر [ در جنگ احد ] به شما آسيب و جراحتى رسيد ، آن گروه را نيز [ در جنگ بدر ] آسيب و جراحتى مانند آن رسيد . و ما اين روزها [ ىِ پيروزى و ناكامي  ] را [ به عنوان امتحان ] در ميان مردم مي  گردانيم [ تا عبرت گيرند ] و خدا كسانى را كه [ از روى حقيقت و خلوص ] ايمان آورده اند ، مشخص كند و از ميان شما گواهانى [ نسبت به پيروزى ها كه نتيجه طاعت و تقواست ، و شكست ها كه محصول نافرمانى و بى تقوايى است ] بگيرد ; و خدا ستمكاران را [ كه با سستى و بى تقوايى بر خود ستم مي  كنند ] دوست ندارد .(140)
و [ نيز اين پيروزى ها و ناكامي  ها ] براى آن است كه كسانى را كه [ از روى حقيقت ] ايمان آورده اند [ از عيوب و آلودگى ها ] تصفيه و پاك كند ، و كافران را نابود نمايد .(141)
آيا پنداشته ايد [ با ايمانِ بدون عمل ] وارد بهشت مي  شويد ، در حالى كه هنوز خدا كسانى از شما را كه در راه خدا جهاد كرده اند وشكيبايان را [از ديگران] مشخص و معلوم نكرده است ؟ !(142)
و يقيناً شما [ پس از آگاهى از درجات شُهداىِ بدر ] مرگِ [ در ميدان جنگ ] را پيش از رويارويى با آن سخت آرزو مي  كرديد ، و هنگامي كه با آن روبرو شديد [ به هراس افتاديد و بدون هيچ اقدامي  ] به تماشاى آن پرداختيد ! !(143)
و محمّد جز فرستاده اى از سوى خدا كه پيش از او هم فرستادگانى [ آمده و ] گذشته اند ، نيست . پس آيا اگر او بميرد يا كشته شود ، [ ايمان و عمل صالح را ترك مي  كنيد و ] به روش گذشتگان و نياكان خود برمي  گرديد ؟ ! و هر كس به روش گذشتگان خود برگردد ، هيچ زيانى به خدا نمي  رساند ; و يقيناً خدا سپاس گزاران را پاداش مي  دهد .(144)
و هيچ كس جز به مشيّت و فرمان خدا نمي  ميرد . سرنوشتى است مقرّر شده و هر كه پاداش دنيا را بخواهد [ اندكى از آن ] به او مي  دهيم ، و هر كه خواستار پاداش آخرت باشد ، او را از آن مي  بخشيم ; و يقيناً سپاس گزاران را پاداش خواهيم داد .(145)
چه بسا پيامبرانى كه انبوهى دانشمندانِ الهى مسلك [ و كاملان در دينِ ] به همراه او با دشمنان جنگيدند ، پس در برابر آسيب هايى كه در راه خدا به آنان رسيد ، سستى نكردند و ناتوان نشدند و [ در برابر دشمن ] سر تسليم و فروتنى فرود نياوردند ; و خدا شكيبايان را دوست دارد .(146)
و سخن آنان [ در گرما گرم و سختى جنگ ] جز اين نبود كه گفتند : پروردگارا ! گناهان ما و زياده روى در كارمان را بر ما ببخش و قدم هايمان را استوار بدار و ما را بر گروه كافران يارى ده .(147)
پس خدا پاداش اين دنيا و پاداش نيك آخرت را به آنان عطا فرمود ; و خدا نيكوكاران را دوست دارد .(148)
اى اهل ايمان ! اگر از كافران فرمان بريد ، شما را به [ عقايد و روش هاى كافرانه ] گذشتگانتان بازمي  گردانند ، در نتيجه زيانكار خواهيد شد. (149)
[ آنان نه سرپرست شما و نه شايسته اطاعت هستند ] بلكه خدا يار و سرپرست شماست ; و او بهترين يارى دهندگان است .(150)
به زودى در دل هاى كافران ترس مي  اندازيم ; زيرا چيزى را كه خدا بر [ حقّانيّت ]آن دليلى نازل نكرده ، شريك خدا قرار داده اند ، و جايگاهشان آتش است ; و بد است جايگاه ستمكاران. (151)
و يقيناً خدا وعده اش را [ در جنگ احد ]براى شما تحقّق داد ، آن گاه كه دشمنان را به فرمان او تا مرز ريشه كن شدنشان مي  كشتيد ، تا زمانى كه سست شديد و در كارِ [ جنگ و غنيمت و حفظ سنگرى كه محل رخنه دشمن بود ] به نزاع و ستيز برخاستيد ، و پس از آنكه [ در شروع جنگ ] آنچه را از پيروزى و غنيمت دوست داشتيد ، به شما نشان داد [ از فرمان پيامبر در رابطه با حفظ سنگر ]سر پيچى كرديد ، برخى از شما دنيا را مي  خواست و برخى از شما خواهان آخرت بود ، سپس براى آنكه شما را امتحان كند از [ پيروزى بر ]آنان بازداشت و از شما درگذشت ; و خدا بر مؤمنان داراى فضل است .(152)
[ ياد كنيد ] زمانى كه [ از ميدان جنگ احد ] تا مرز پنهان شدن از ديده ها دور مي  شديد و به هيچ كس توجه نمي  كرديد ، در صورتى كه پيامبر [ كه اجابت دعوتش واجب است ] شما را از پشت سرتان فرا مي  خواند ، پس خدا شما را به اندوهى روى اندوهى مي ازات كرد تا بر آنچه [ از پيروزى و غنيمت]از دستتان رفته و به آنچه [ از آسيب و مصيبت ] به شما رسيده ، اندوهگين نشويد ; و خدا به آنچه انجام مي  دهيد ، آگاه است .(153)
سپس بعد از آن اندوه و غم ، خواب آرام بخشى بر شما فرود آمد كه گروهى از شما را [ كه بر اثر پشيمانى ، دست از فرار برداشته به سوى پيامبر آمديد ] فرا گرفت ، و گروهى كه فكر حفظ جانشان آنان را [ در آن ميدان پر حادثه ] پريشان خاطر و غمگين كرده بود ، و درباره خدا گمان ناحق و ناروا هم چون گمان هاىِ [ زمانِ ] جاهليت مي  بردند [ كه چون خدا وعده پيروزى داده پس پيروزى بدون هر قيد و شرطى حقّ مسلّم آنان است ! اما وقتى شكست خوردند درباره وعده خدا دچار ترديد شدند و ] گفتند : آيا ما را در اين امر [ پيروزى ] اختيارى هست ؟ بگو : يقيناً اختيار همه امور به دست خداست . [ اين نيست كه چون خدا وعده پيروزى به شما داده بدون قيد و شرط براى شما حاصل شود ، پيروزىِ وعده داده شده ، محصول صبر و تقوا ، و شكست معلول سستى و نافرمانى است ] . آنان در دل هايشان چيزى را پنهان مي  كنند كه براى تو آشكار نمي  سازند ، مي  گويند : اگر ما را در اين امر [ پيروزى ] اختيارى بود [ و وعده خدا و پيامبر حقيقت داشت ] در اينجا كشته نمي  شديم . بگو : اگر شما در خانه هاى خود هم بوديد كسانى كه كشته شدن بر آنان لازم و مقرّر شده بود ، يقيناً به سوى خوابگاه هاى خود [ در معركه جهاد و جنگ ] بيرون مي  آمدند . و [ تحقّق دادن اين برنامه ها ] به سبب اين است كه خدا آنچه را [ از نيّت ها ] در سينه هاى شماست [ در مقام عمل ] بيازمايد ، و آنچه را [ از عيوب و آلودگى ها ] در دل هاى شماست ، خالص و پاك گرداند ; و خدا به آنچه در سينه هاست ، داناست .(154)
قطعاً كسانى از شما روزى كه [ در نبرد احد ] كه دو گروه [ مؤمن و مشرك ] با هم روياروى شدند ، به دشمن پشت كردند ، جز اين نيست كه شيطان آنان را به سبب برخى از گناهانى كه مرتكب شده بودند لغزانيد ، و يقيناً خدا از آنان در گذشت ; زيرا خدا بسيار آمرزنده و بردبار است .(155)
اى اهل ايمان ! مانند كسانى نباشيد كه كفر ورزيدند و درباره برادرانشان هنگامي كه آنان به سفر رفتند [ و در سفر مُردند ] و يا جهادگر بودند [ و شهيد شدند ] ، گفتند : اگر نزد ما مانده بودند نمي  مردند و شهيد نمي  شدند . [ شما به كافران اعتنا نكنيد ] تا خدا اين [ اعتقاد و گفتار ] را حسرتى در دل هايشان قرار دهد . و خداست كه زنده مي  كند و مي  ميراند ; و خدا به آنچه انجام مي  دهيد ، بيناست .(156)
و اگر در راه خدا شهيد شويد يا بميريد ، يقيناً آمرزش و رحمتى از سوى خدا ، بهتر است از آنچه [ آنان از مال و منال دنيا ] جمع مي  كنند .(157)
و اگر بميريد يا شهيد شويد ، به سوى خدا محشور خواهيد شد .(158)
[ اى پيامبر ! ] پس به مهر و رحمتى از سوى خدا با آنان نرم خوى شدى ، و اگر درشت خوى و سخت دل بودى از پيرامونت پراكنده مي  شدند ; بنابراين از آنان گذشت كن ، و براى آنان آمرزش بخواه ، و در كارها با آنان مشورت كن ، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن ; زيرا خدا توكل كنندگان را دوست دارد .(159)
اگر خدا شما را يارى كند ، هيچ كس بر شما چيره و غالب نخواهد شد ، و اگر شما را واگذارد ، چه كسى بعد از او شما را يارى خواهد داد ؟ و مؤمنان بايد فقط بر خدا توكل كنند .(160)
هيچ پيامبرى را نَسِزد كه [ در اموال ، غنايم ، ساير امور به امت خود ] خيانت ورزد و هر كه خيانت كند ، روز قيامت با آنچه در آن خيانت كرده بيايد ; سپس به هر كس آنچه را مرتكب شده به طور كامل مي  دهند ، و آنان مورد ستم قرار نمي  گيرند .(161)
پس آيا كسى كه [ با طاعت و عبادت ] از خشنودى خدا پيروى كرده ، همانند كسى است كه [ بر اثر گناه ] به خشمي از سوى خدا سزاوار شده ؟ و جايگاه او دوزخ است و آن بد بازگشت گاهى است .(162)
همه آنان را [ چه مؤمن ، چه كافر ] نزد خدا درجات و منزلت هايى [ متفاوت ] است ، و خدا به آنچه انجام مي  دهند ، بيناست .(163)
يقيناً خدا بر مؤمنان منّت نهاد كه در ميان آنان پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنان مي  خواند و [ از آلودگى هاى فكرى و روحى ] پاكشان مي  كند ، و كتاب و حكمت به آنان مي  آموزد ، و به راستى كه آنان پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند .(164)
آيا زمانى كه [ در جنگ احد ] آسيبى به شما رسيد كه بى ترديد دو برابرش را [ در جنگ بدر به دشمن ] رسانديد ، [ از روى بى صبرى ، جزع ، ناراحتى و اضطراب ] مي  گوييد : اين آسيب چگونه و از كجاست ؟ بگو : از ناحيه خود شماست [ كه بر اثر سستى در جنگ ، نافرمانى از پيامبر ، نزاع و اختلاف ، به شما رسيد ] . يقيناً خدا بر هر كارى تواناست .(165)
و آنچه [ در جنگ احد ] روزى كه دو گروه [ مؤمن و مشرك ] با هم روياروى شدند به شما رسيد به اذن خدا بود ، [ تا شما را امتحان كند ] و مؤمنان را معلوم و مشخص نمايد .(166)
و نيز كسانى را كه نفاق و دورويى ورزيدند ، معلوم و مشخص كند . و به آنان گفته شد : بياييد در راه خدا بجنگيد يا [ از مدينه و كيان جامعه ] دفاع كنيد . گفتند : اگر جنگيدن مي  دانستيم ، قطعاً از شما پيروى مي  كرديم . آنان در آن روز به كفر نزديك تر بودند تا ايمان . به زبانشان چيزى را مي  گويند كه در دل هايشان نيست ; و خدا به آنچه پنهان مي  كنند ، داناتر است .(167)
همان كسانى كه [ از جنگ كناره گرفتند ] ، و در خانه هاى خود نشستند ، و درباره برادرانشان گفتند : اگر از ما فرمان مي  بردند كشته نمي  شدند . بگو : [ چنانچه اختيار مرگ در دست شماست ] پس مرگ را از خود دفع كنيد ، اگر راستگوييد .(168)
و هرگز گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدند مرده اند ، بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مي  شوند .(169)
در حالى كه خدا به آنچه از بخشش و احسان خود به آنان عطا كرده شادمانند ، و براى كسانى كه از پى ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته اند [ و سرانجام به شرف شهادت نايل مي  شوند ] شادى مي  كنند ، كه نه بيمي بر آنان است ونه اندوهگين مي  شوند .(170)
[شهيدان] به نعمت و فضلى از سوى خدا و اينكه خدا پاداش مؤمنان را تباه نمي  كند ، شادمان و مسرورند .(171)
براى نيكوكاران و تقواپيشگان از كسانى كه خدا و رسول را پس از آنكه زخم و جراحت به آنان رسيده بود [ براى جنگى ديگر بعد از جنگ احد ] اجابت كردند ، پاداشى بزرگ است .(172)
همان كسانى كه مردمِ [ منافق و عوامل نفوذى دشمن ] به آنان گفتند : لشكرى انبوه از مردم [ مكه ] براى جنگ با شما گرد آمده اند ، از آنان بترسيد . ولى [ اين تهديد ] بر ايمانشان افزود ، و گفتند : خدا ما را بس است ، و او نيكو وكيل و [ نيكو كارگزارى ] است .(173)
پس با نعمت و بخششى از سوى خدا [ از ميدان جنگ ] بازگشتند ، در حالى كه هيچ گزند و آسيبى به آنان نرسيده بود ، و از خشنودى خدا پيروى كردند ; و خدا داراى فضلى بزرگ است .(174)
در حقيقت اين شيطان است كه دوستانش را [ با شايعه پراكنى و گفتار وحشت زا ، از رفتن به جهاد ] مي  ترساند ; پس اگر مؤمن هستيد از آنان نترسيد و از من بترسيد .(175)
و مبادا آنان كه در كفر مي  شتابند ، تو را اندوهگين كنند ، آنان هرگز به خدا هيچ زيانى نمي  رسانند ، خدا مي  خواهد [ به سزاى كفرشان ] هيچ بهره اى در آخرت براى آنان قرار ندهد ، و براى آنان عذابى بزرگ است .(176)
مسلماً كسانى كه كفر را به بهاى از دست دادن ايمان خريدند ، هرگز به خدا هيچ زيانى نمي  رسانند ، و براى آنان عذابى دردناك است .(177)
و كسانى كه كافر شدند ، گمان نكنند مهلتى كه به آنان مي  دهيم به سودشان خواهد بود ، جز اين نيست كه مهلتشان مي  دهيم تا بر گناه خود بيفزايند ، و براى آنان عذابى خوار كننده است .(178)
خدا بر آن نيست كه مؤمنان را بر اين [ وضعى ] كه شما بر آن قرار داريد [ كه منافق از مؤمن ، و خوب از بد مشخص و معلوم نيست ] واگذارد ، [ بر آن است ] تا پليد را از پاك [ به سبب آزمايش هاى مختلف ] جدا سازد . و خدا بر آن نيست كه شما را بر غيب آگاه كند . ولى خدا از ميان فرستادگانش هر كس را بخواهد [ براى آگاه كردن به غيب ] برمي  گزيند ، پس به خدا و فرستادگانش ايمان آوريد . و اگر ايمان آوريد و تقوا پيشه كنيد ، براى شما پاداشى بزرگ خواهد بود .(179)
و كسانى كه خدا به آنچه از فضلش به آنان داده بخل مي ورزند ، گمان نكنند كه آن بخل به سود آنان است ، بلكه آن بخل به زيانشان خواهد بود . به زودى آنچه به آن بخل ورزيدند در روز قيامت طوق گردنشان مي  شود . و ميراث آسمان ها و زمين فقط در سيطره مالكيّت خداست ، و خدا به آنچه انجام مي  دهيد ، آگاه است .(180)
محققاً خدا سخن كسانى را كه گفتند : « خدا نيازمند است و ما بى نيازيم » ، شنيد . بى ترديد آنچه را گفتند ، و [ نيز ] كشتن پيامبران را از روى ستم [ در پرونده اعمالشان ] مي  نويسيم ، و [ روز قيامت ] مي  گوييم : عذاب سوزان را بچشيد .(181)
اين [ عذاب ] به خاطر فسق و فجور و گناهانى است كه خود پيش فرستاديد ، و گرنه خدا به بندگان ستمكار نيست .(182)
كسانى كه گفتند : خدا به ما سفارش كرده است كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا براى ما [ به نشانه صدق نبوتش ] يك قربانى بياورد كه آن را آتش [ غيبى ] بسوزاند ، بگو : پيش از من پيامبرانى دلايل روشن و آنچه گفتيد براى شما آوردند ; اگر راستگوييد ، پس چرا آنان را كشتيد ؟(183)
اگر [ اين يهوديان بهانه جو ] تو را تكذيب كردند ، [ غمگين مباش ]مسلماً رسولانى هم كه پيش از تو دلايل روشن ، و نوشته ها [ ى مشتمل بر پند و موعظه ]و كتاب روشنگر آورده بودند ، تكذيب شدند ؟(184)
هر كسى مرگ را مي  چشد ; و بدون ترديد روز قيامت پاداش هايتان به طور كامل به شما داده مي  شود . پس هر كه را از آتش دور دارند و به بهشت درآورند مسلماً كامياب شده است ; و زندگى اين دنيا جز كالاى فريبنده نيست .(185)
يقيناً در اموال و جان هايتان امتحان خواهيد شد ، و مسلماً از كسانى كه پيش از شما كتاب آسمانى به آنان داده شده و [ نيز ] از كسانى كه شرك آوردند ، سخنان رنج آور بسيارى خواهيد شنيد ، و اگر [ در برابر آزار اينان ] شكيبايى ورزيد و [ از تجاوز از حدود الهى ] بپرهيزيد [ سزاوارتر است . ] اين امورى است كه ملازمت بر آن از واجبات است .(186)
و [ ياد كنيد ] هنگامي كه خدا از كسانى كه به آنان كتاب آسمانى داده شد ، پيمان گرفت كه حتماً بايد [ احكام و حقايق ] آن را براى مردم بيان كنيد و پنهانش ننماييد . پس آن [ عهد و كتاب ] را ترك كردند و به آن اعتنايى ننمودند ، و در برابر ترك آن اندك بهايى به دست آوردند ; و بد چيزى است آنچه به دست مي  آورند .(187)
البته مپندار كسانى كه به آنچه [ از پنهان داشتن حقايق و باز داشتن مردم از اسلام ] انجام دادند ، شادمانى مي  كنند ، و دوست دارند به آنچه انجام نداده اند ستايش شوند [ از عذاب خدا در امانند ، ] پس گمان مبر كه براى آنان نجاتى از عذاب است ، [ بلكه ] براى آنان عذابى دردناك خواهد بود .(188)
و مالكيّت و فرمانروايى آسمان ها و زمين فقط در سيطره خداست ، و خدا بر هر كارى تواناست .(189)
يقيناً در آفرينش آسمان ها و زمين ، و آمد و رفت شب و روز ، نشانه هايى [ بر توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ] براى خردمندان است .(190)
آنان كه همواره خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مي  كنند ، و پيوسته در آفرينش آسمان ها و زمين مي  انديشند ، [ و از عمق قلب همراه با زبان مي  گويند : ] پروردگارا ! اين [ جهان با عظمت ] را بيهوده نيافريدى ، تو از هر عيب و نقصى منزّه و پاكى ; پس ما را از عذاب آتش نگاهدار .(191)
پروردگارا ! بى ترديد هر كه را تو در آتش در آورى ، قطعاً خوار و رسوايش كرده اى ، و براى ستمكاران هيج يارى وجود ندارد .(192)
پروردگارا ! بى ترديد ما [ صداى ] ندا دهنده اى را شنيديم [ كه مردم را ] به ايمان فرا مي  خواند كه به پروردگارتان ايمان آوريد . پس ما ايمان آورديم . پروردگارا ! گناهان ما را بيامرز ، و بدى هايمان را از ما محو كن ، و ما را در زمره نيكوكاران بميران .(193)
پروردگارا ! آنچه را كه به وسيله فرستادگانت به ما وعده داده اى به ما عطا فرما و روز قيامت ، ما را رسوا و خوار مكن ; زيرا تو خلف وعده نمي  كنى ؟(194)
پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت كرد [ كه ] يقيناً من عمل هيچ عمل كننده اى از شما را از مرد يا زن كه همه از يكديگرند تباه نمي  كنم ; پس كسانى كه [ براى خدا ] هجرت كردند ، و از خانه هايشان رانده شدند ، و در راه من آزار ديدند ، و جنگيدند و كشته شدند ، قطعاً بدى هايشان را محو خواهم كرد و آنان را به بهشت هايى كه از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى است ، وارد مي  كنم [ كه ] پاداشى است از سوى خدا و خداست كه پاداش نيكو نزد اوست .(195)
رفت و آمد كافران در شهرها [ با وسايل و ابزار فراوان و شوكت ظاهرى ] تو را به طمع نيندازد.(196)
[ اين ] برخوردارى اندك [ و ناچيزى از زندگى زود گذر دنيا ] است ; سپس جايگاهشان دوزخ است ، و آن بد آرامگاهى است .(197)
كسانى كه از پروردگارشان پروا كردند [ و فريفته زرق و برق زندگى مادى نشدند ] براى آنان بهشت هايى است كه از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى است ، در آنجا جاودانه اند . [ اين به عنوان آغاز ] پذيرايى از سوى خداست ، و آنچه [ غير از بهشت و نعمت هايش ] نزد خداست ، براى نيكوكاران بهتر است .(198)
بى ترديد از اهل كتاب كسانى هستند كه به خدا و آنچه به سوى شما نازل شده و آنچه به سوى خودشان فرود آمده ايمان مي  آورند ، در حالى كه در برابر خدا فروتن و خاكسار بوده، آيات خدا را به بهاى اندك نمي  فروشند . براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شايسته و مناسب است ; يقيناً خدا حسابرسى سريع است .(199)
اى اهل ايمان ! [ در برابر حوادث ]شكيبايى كنيد ، و ديگران را هم به شكيبايى واداريد ، و با يكديگر [ چه در حال آسايش چه در بلا و گرفتارى ] پيوند و ارتباط برقرار كنيد و از خدا پروا نماييد تا رستگار شويد .(200)


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد