العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
شنبه 2 بهمن 1395
کد : 13709      تاریخ : 1393/12/9 12:03:27      بخش : جدول ترجمه قرآن کریم print


کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.



دریافت فایل

 

المائدة
مدني -  تعداد آيه120
اى اهل ايمان ! به همه قراردادها [ ىِ فردى ، خانوادگى ، اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى ، نذر ، عهد و سوگند ] وفا كنيد . [ گوشتِ ] چهارپايان جز آنچه [ در آيات بعد ، حُرمتش ] بر شما خوانده مي  شود برايتان حلال است ، [ و توجه داشته باشيد كه ]نبايد شكار را در حالى كه مُحرم [ به احرام حج و عمره ] هستيد ، حلال بشماريد ; يقيناً خدا آنچه را بخواهد [ بر پايه علم و حكمتش و بر اساس رعايت مصلحت شما ] حكم مي  كند .(1)
اى اهل ايمان ! [ هتكِ حرمتِ ] شعاير خدا [ مانند مناسك حج ]و ماه هاى حرام [ رجب ، ذوالقعده ، ذوالحجه ومحرم ] و قربانى بى نشان ، و قربانى نشان دار و قاصدان [ و راهيان به سوى ] بيت الحرام را كه فضل و خشنودى پروردگارشان را مي  طلبند ، حلال مشماريد . و چون از احرام بيرون آمديد [ اگر مايل باشيد ، مي  توانيد ] شكار كنيد . و كينه توزى و دشمنى گروهى كه شما را از [ ورود به ]مسجد الحرام بازداشتند وادارتان نكند كه [ به آنان ] تعدّى و تجاوز كنيد . و يكديگر را بر انجام كارهاى خير و پرهيزكارى يارى نماييد ، و يكديگر را بر گناه و تجاوز يارى ندهيد ; و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت كيفر است .(2)
[ خوردن مواد ناپاك كه تناسبى با جسم و روح شما ندارند ] بر شما حرام شده است [ مانند ] گوشت مردار و خون و گوشت خوك و آنچه به نام غير خدا كشته اند و حيوان خفه شده و آنچه به ضرب چوب و سنگ مرده و آنچه به سبب پرت شدن از بلندى جان داده و حيوانى كه به ضرب شاخ حيوان ديگر از بين رفته و حيوانى كه درنده اى آن را كشته و از آن خورده ، مگر آنچه را كه در آستانه مرگ ، قابل تذكيه بوده و شما به دستور شرع تذكيه كرده ايد ، و نيز آنچه براى بت ها قربانى شده ، و آنچه به وسيله تيرهاى قمار سهم بندى مي  كنيد بر شما حرام گشته است . [ همه ] اين [ امور ]فسق و نافرمانى [ از احكام خدا ] ست . امروز كفرپيشگان از [ شكست ] دين شما نااميد شده اند ; بنابراين از آنان مترسيد و از من بترسيد . امروز [ با نصبِ على بن ابى طالب به ولايت ، امامت ، حكومت و فرمانروايى بر امت ] دينتان را براى شما كامل ، و نعمتم را بر شما تمام كردم ، و اسلام را برايتان به عنوان دين پسنديدم . پس هر كه در حال گرسنگى شديد بى آنكه مايل به گناه باشد [ به خوردن مُحرّمات بيان شده ] ناچار شود ، [ مي  تواند به اندازه ضرورت از آنها بهره گيرد ] ; يقيناً خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .(3)
از تو مي  پرسند : چه چيزى بر آنان حلال شده ؟ بگو : همه پاكيزه ها و شكارى كه حيوانات شكارى كه به آنها شكار كردن را تعليم داده ايد ، در حالى كه از احكام تذكيه اى كه خدا به شما آموخته به آنها مي  آموزيد ، بر شما حلال شده است ; بنابراين از آنچه آنان براى شما [ گرفته اند و ] نگاه داشته اند بخوريد ، و نام خدا را [ هنگام فرستادن حيوان شكارى ] بر آن بخوانيد ، و از خدا پروا كنيد ; زيرا خدا حسابرسى سريع است .(4)
امروز همه پاكيزه ها [ ى از رزق خدا ] براى شما حلال شد ، و طعام اهل كتاب [ كه مخلوط با مواد حرام و نجس نيست ] بر شما حلال و طعام شما هم بر آنان حلال است . و زنان پاكدامن مؤمن ، و زنان پاكدامن از اهل كتاب [ از طريق ازدواج شرعى ] در صورتى كه مهريه آنان را بپردازيد بر شما حلال است ، در حالى كه مايل باشيد پاكدامن بمانيد نه زناكار ، و نه انتخاب كننده معشوقه نامشروع در خلوت و پنهان . و هر كس در ايمان [ به خدا و پيامبران وقيامت ] كفر ورزد ، قطعاً عملش تباه شده و فقط او در آخرت از زيانكاران است .(5)
اى اهل ايمان ! هنگامي كه به [ قصدِ ] نماز برخيزيد ، صورت و دست هايتان را تا آرنج بشوييد و بخشى از سرتان و روى پاهايتان را تا برآمدگى پشت پا مسح كنيد و اگر جُنُب بوديد ، غسل كنيد و اگر بيمار هستيد يا در سفر مي  باشيد يا يكى از شما از قضاى حاجت [ دستشويى ]آمده ، يا با زنان آميزش كرده ايد و آبى [ براى وضو يا غسل ] نيافتيد ، به خاكى پاك ، تيمم كنيد و از آن بخشى از صورت و دست هايتان را مسح نماييد . خدا نمي  خواهد [ با احكامش ] بر شما تنگى و مشقت قرار دهد ، بلكه مي  خواهد شما را [ از آلودگى ها ] پاك كند و نعمتش را بر شما تمام نمايد ، تا سپاس گزاريد .(6)
و نعمت خدا را بر خود و پيمانش را كه [ در لزوم اطاعت از او و پيامبرش ] با شما محكم و استوار كرد ، ياد كنيد ، هنگامي كه گفتيد : شنيديم و اطاعت كرديم . و از خدا پروا كنيد ; زيرا خدا به آنچه در سينه هاست ، داناست .(7)
اى اهل ايمان ! همواره [ در همه امور ] قيام كننده براى خدا و گواهان به عدل و داد باشيد . و نبايد دشمنى با گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نورزيد ; عدالت كنيد كه آن به پرهيزكارى نزديك تر است . و از خدا پروا كنيد ; زيرا خدا به آنچه انجام مي  دهيد آگاه است .(8)
خدا به كسانى كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته انجام داده اند ، وعده داده است كه براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ است .(9)
وكسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند ، اهل دوزخ اند .(10)
اى اهل ايمان ! نعمت خدا را بر خود ياد كنيد زمانى كه گروهى قصد كردند كه [ براى نابودى تان ] به شما شبيخون زنند ، ولى خدا توطئه آنان را از شما بازداشت . و از خدا پروا كنيد و مؤمنان فقط بايد بر خدا توكل كنند .(11)
خدا از بنى اسرائيل [ بر لزوم اطاعت از آيينش و پيروى از موسى ]پيمان گرفت ، و از ميان آنان دوازده سرپرست برانيگختيم [ تا هر يك عهده دار امور قبيله اى از قبايل بنى اسرائيل باشد ] ، و خدا به آنان فرمود : يقيناً من با شمايم ، اگر نماز را برپا داريد ، و زكات بپردازيد ، و به پيامبرانم ايمان آوريد ، و آنان را تقويت و يارى كنيد و به خدا وامي نيكو دهيد ، مسلماً گناهانتان را محو مي  كنم ، و شما را در بهشت هايى كه از زيرِ [ درختانِ ]آن نهرها جارى است در مي  آورم ; پس هر كه از شما بعد از اين كافر شود  ،يقيناً راه راست را گم كرده است .(12)
پس آنان را به سبب پيمان شكستنشان لعنت كرديم ، و دل هايشان را بسيار سخت گردانيديم ، [ تا جايى كه ] كلمات خدا را از جايگاه اصلى اش و معناى حقيقى اش تغيير مي  دهند ، و بخشى از آنچه را [ از معارف و احكام تورات واقعى ] كه به وسيله آن پند داده شدند ، از ياد بردند [ و ناديده گرفتند ] ، و همواره از اعمال خائنانه آنان جز اندكى از ايشان [ كه وفادار به پيمان خدايند ] آگاه مي  شوى ; پس [ تا نزول حكم جهاد ] از آنان درگذر و  [ از مي ازاتشان ]روى گردان ; زيرا خدا نيكوكاران را دوست دارد .(13)
و از كسانى كه گفتند : ما نصرانى هستيم ، [ بر لزوم اطاعت از خود و پيروى از عيسى ] پيمان گرفتيم ، پس بخشى از آنچه را [ از معارف و احكام انجيل واقعى ] كه به وسيله آن پند داده شدند ، از ياد بردند [ و ناديده گرفتند ] ، بر اين اساس ميان آنان تا روز قيامت كينه و دشمنى انداختيم ، و خدا آنان را از آنچه همواره انجام مي  دادند ، آگاه مي  كند .(14)
اى اهل كتاب ! يقيناً پيامبر ما به سوى شما آمد كه بسيارى از آنچه را كه شما از كتاب [ تورات و انجيل درباره نشانه هاى او و قرآن ]همواره پنهان مي  داشتيد براى شما بيان مي  كند ، و از بسيارى [ از پنهان كارى هاى نارواى شما هم ] درمي  گذرد . بى ترديد از سوى خدا براى شما نور و كتابى روشنگر آمده است .(15)
خدا به وسيله آن [ نور و كتاب ]كسانى را كه از خشنودى او پيروى كنند به راه هاى سلامت راهنمايى مي  كند ، و آنان را به توفيق خود از تاريكى ها [ ىِ جهل ، كفر ، شرك و نفاق ] به سوى روشنايىِ [ معرفت ، ايمان و عمل صالح ] بيرون مي  آورد ، و به جانب راه راست هدايت مي  كند .(16)
مسلماً آنان كه گفتند : خدا همان مسيح ، فرزند مريم است . يقيناً كافر شده اند . بگو : اگر خدا بخواهد ، مسيح و مادرش و تمام كسانى كه در روى زمين اند ، هلاك كند ، چه كسى مي  تواند در برابر اراده و قدرت او بايستد ؟ و مالكيّت و فرمانروايى آسمان ها و زمين و آنچه ميان آن دو قرار دارد ، فقط در سيطره خداست ، هر چه را بخواهد مي  آفريند ، و خدا بر هر كارى تواناست .(17)
و يهود و نصارى گفتند : ما پسران خدا و دوستان اوييم . بگو : [ اگر گفتار شما درست است ] پس چرا خدا شما را به گناهانتان عذاب مي  كند ؟ بلكه شما هم بشرى هستيد از مخلوقاتى كه خدا آفريده است . هر كه را بخواهد مي  آمرزد ، و هر كه را بخواهد عذاب مي  كند . و مالكيّت و فرمانروايى آسمان ها و زمين و آنچه ميان آن دو قرار دارد ، فقط در سيطره خداست ، و بازگشت به سوى اوست .(18)
اى اهل كتاب ! بى ترديد رسول ما پس از روزگار فترت و خلأ پيامبران به سوى شما آمد [ و آنچه را مورد نياز دنيا و آخرت شماست ] براى شما بيان مي  كند كه [ روز قيامت در پيشگاه خدا ] نگوييد : براى ما هيچ مژده دهنده و بيم رسانى نيامد ، يقيناً مژده دهنده و بيم رسان به سويتان آمد ; وخدا بر هر كارى تواناست .(19)
و [ ياد كنيد ] هنگامي كه موسى به قومش گفت : اى قوم من ! نعمت خدا را بر خود ياد كنيد ، آن گاه كه در ميان شما پيامبرانى قرار داد ، و شما را حاكمان و فرمانروايان ساخت ، و به شما نعمت هاى ويژه اى داد كه به هيچ يك از جهانيان نداد .(20)
اى قوم من ! به سرزمين مقدسى كه خدا برايتان مقرّر فرموده در آييد و [ به گناه ، عصيان ، سرپيچى از فرمان ها و احكام حق ] بازنگرديد كه زيانكار مي  شويد .(21)
گفتند : اى موسى ! مسلماً در آنجا مردمي زورگو و ستم گر قرار دارند ، و ما هرگز وارد آنجا نمي  شويم تا آنان از آنجا بيرون روند ، پس اگر از آنجا بيرون روند البته ما وارد خواهيم شد .(22)
دو مرد از كسانى كه [ از خدا ]مي  ترسيدند و خدا به هر دو نعمتِ [ معرفت ، ايمان و شهامت ] داده بود ، گفتند : از اين دروازه به آنان يورش بريد ، چون به آنجا درآييد يقيناً پيروزيد ; و اگر مؤمن هستيد بر خدا توكل كنيد .(23)
گفتند : اى موسى ! تا آنان در آنجايند ، ما هرگز وارد آنجا نخواهيم شد ، پس تو و پروردگارت برويد [ با آنان] بجنگيد كه ما [ تا پايان كار ] در همين جا نشسته ايم .(24)
[ موسى ] گفت : پروردگارا ! من جز بر خود و برادرم تسلطى ندارم ، پس ميان ما و اين گروه نافرمان و بدكار جدايى انداز .(25)
[ خدا ] فرمود : اين سرزمين مقدس [ به كيفر نافرمانى از خواسته هاى حق ] تا چهل سال بر آنان حرام شد ، همواره در طول اين مدت در زمينِ [ سينا ] سرگردان خواهند بود، پس بر اين گروه نافرمان وبدكار غمگين مباش .(26)
وداستان دو پسر آدم را [ كه سراسر پند و عبرت است ] به درستى و راستى بر آنان بخوان ، هنگامي كه هر دو نفر با انجام كار نيكى به پروردگار تقرّب جستند ، پس از يكى پذيرفته شد ، و از ديگرى پذيرفته نشد . [ برادرى كه عملش پذيرفته نشد از روى حسد و خودخواهى به برادرش ] گفت : بى ترديد تو را مي  كشم . [ او ] گفت : خدا فقط از پرهيزكاران مي  پذيرد .(27)
مسلماً اگر تو براى كشتن من دستت را دراز كنى ، من براى كشتن تو دستم را دراز نمي  كنم ; زيرا از خدا پروردگار جهانيان مي  ترسم .(28)
من مي  خواهم به گناه كشتن من و گناه خودت [ كه سبب مردود شدن كار نيكت بود ، به پيشگاه خدا ] بازگردى و در نتيجه از دوزخيان باشى ; و اين است پاداش ستمكاران .(29)
نفس [طغيان گرش ] ، كشتن برادرش را در نظرش سهل و آسان جلوه داد ، پس او را كشت و از زيانكاران شد .(30)
پس [ در كنار جسد برادرش سرگردان بود كه ] خدا كلاغى را برانگيخت كه زمين را مي  كاويد تا به او نشان دهد كه چگونه جسد برادرش را پنهان كند . [ با ديدن حركات كلاغ ] فرياد زد : واى بر من ! آيا ناتوان و عاجز بودم از اينكه مانند اين كلاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان كنم ؟ ! نهايتاً از پشيمانان شد .(31)
به اين سبب بر بنى اسرائيل لازم و مقرّر كرديم كه هر كس انسانى را جز براى حق ، [ قصاص ] يا بدون آنكه فسادى در زمين كرده باشد ، بكشد ، چنان است كه همه انسان ها را كشته ، و هر كس انسانى را از مرگ برهاند و زنده بدارد ، گويى همه انسان ها را زنده داشته است . و يقيناً پيامبران دلايل روشنى براى بنى اسرائيل آوردند ، سپس بسيارى از آنان بعد از آن در روى زمين به [ تجاوز از حدود حقّ و فساد و ] زياده روى برخاستند .(32)
كيفر آنان كه با خدا و پيامبرش مي  جنگند ، و در زمين به فساد و تباهى مي  كوشند ، فقط اين است كه كشته شوند ، يا به دارشان آويزند ، يا دست راست و پاى چپشان بريده شود ، يا از وطن خود تبعيدشان كنند . اين براى آنان رسوايى و خوارى در دنياست ، و براى آنان در آخرت عذابى بزرگ است .(33)
مگر كسانى كه پيش از دست يافتنتان بر آنان توبه كنند ; پس بدانيد كه خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .(34)
اى اهل ايمان ! از خدا پروا كنيد و دست آويز و وسيله اى [ از ايمان ، عمل صالح و آبروى مقرّبان درگاهش ] براى تقرّب به سوى او بجوييد ; و در راه او جهاد كنيد تا رستگار شويد .(35)
قطعاً كسانى كه كافر شدند اگر همه آنچه در زمين است و همانند آن را نيز با آن همراه خود داشته باشند ، تا آن را براى نجاتشان از عذاب روز قيامت فديه و عوض دهند ، از آنان پذيرفته نخواهد شد ; و براى آنان عذابى دردناك است .(36)
همواره مي  خواهند از آتش بيرون آيند ، ولى از آن بيرون شدنى نيستند ; و براى آنان عذابى دائم و پايدار است .(37)
و دست مرد و زن دزد را به كيفر كار زشتى كه مرتكب شده اند به عنوان مي ازاتى از سوى خدا قطع كنيد ; و خدا تواناى شكست ناپذير است .(38)
پس كسى كه بعد از ستم كردنش توبه كند و [مفاسد خود را ] اصلاح نمايد ، يقيناً خدا توبه اش را مي  پذيرد ; زيرا خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .(39)
آيا ندانسته اى كه فرمانروايى آسمان ها و زمين در سيطره خداست ، هر كس را بخواهد عذاب مي  كند ، و هر كس را بخواهد مي  آمرزد ; و خدا بر هر كارى تواناست ؟(40)
اى پيامبر ! كسانى كه در كفر مي  شتابند تو را غمگين نسازند ، چه آنان كه به زبانشان گفتند : ايمان آورديم و دل هايشان ايمان نياورده ، و چه آنان كه يهودى اند كه به شدت شنونده دروغند [ با آنكه مي  دانند دروغ است ] و به شدت گوش به فرمان گروهى ديگرند كه [ از روى حسد و كبر ] نزد تو نيامده اند . [ آن گروهى كه ] كلمات [ خدا ] را پس از استوارى در جايگاه هايش تحريف مي  كنند ، [ و معناى حقيقى اش را تغيير مي  دهند و به مقلّدان و مطيعان بى سواد خود ]مي  گويند : اگر [ از طرف پيامبر اسلام ] احكام [ و فرمان هايى مطابق ميل ما ]به شما ابلاغ كردند بپذيريد ، و اگر آن را [ مطابق ميل ما ] ابلاغ نكردند [ از آن ] بپرهيزيد . و كسانى كه خدا عذاب [ و رسوايى و ذلت ]شان را بخواهد ، تو هرگز نمي  توانى چيزى از عذاب خدا را از آنان برطرف كنى . اينانند كسانى كه خدا نخواسته دل هايشان را [ از آلودگى ] پاك كند ; براى آنان در دنيا خوارى و رسوايى ، و در آخرت عذابى بزرگ است .(41)
آنان فوق العاده شِنواى دروغ اند [ با آنكه مي  دانند دروغ است و ] بسيار خورنده مال حرام ; پس اگر نزد تو آمدند ميان آنان [ در آنچه تو را داور قرار دادند ] داورى كن ، يا [ اگر نخواستى داورى كنى ] از آنان روى برتاب . و اگر روى برتابى هرگز هيچ زيانى به تو نمي  رسانند . و اگر ميانشان داورى كردى به عدالت داورى كن ; زيرا خدا عدالت پيشگان را دوست دارد .(42)
چگونه تو را داور قرار مي  دهند در حالى كه تورات كه در آن حكم خداست نزد آنان است ؟ سپس بعد از آنكه ميانشان با حكمي كه مطابق حكم تورات است داورى كردى روى برمي  تابند ، و [ اين روى برتافتن نشانه اين است كه ] آنان [ به تورات هم ] ايمان ندارند .(43)
بى ترديد ما تورات را كه در آن هدايت و نور است نازل كرديم . پيامبرانى كه [ تا زمان عيسى ]تسليم تورات بودند بر اساس آن براى يهوديان داورى مي  كردند ، و  [ نيز ]دانشمندان الهى مَسلك [ وكاملان در دين ] و عالمان يهود به سبب آنكه حفظ و حراست كتاب خدا از آنان خواسته شده بود و بر [ درستى و راستى ]آن گواه بودند به وسيله آن داورى مي  كردند . پس [ اى دانشمندان يهود ! ]از مردم نترسيد و از من بترسيد ، و آياتم را به بهايى اندك مفروشيد . و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده داورى نكنند ، هم اينانند كه كافرند .(44)
و ما در تورات بر بنى اسرائيل لازم و مقرّر داشتيم كه [در قانون قصاص ] جان در برابر جان ، و چشم در مقابل چشم ، و بينى به عوض بينى ، و گوش به جاى گوش ، و دندان در برابر دندان ، و زخم ها را قصاصى است . و هر كه از آن قصاص گذشت كند ، پس آن گذشت كفّاره اى براى [ خطاها و معاصىِ ] اوست . و آنان كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده داورى نكنند ، هم اينانند كه ستمكارند .(45)
و به دنبال پيامبران گذشته ، عيسى بن مريم را درآورديم در حالى كه تصديق كننده تورات پيش از خود بود ، و انجيل را كه در آن هدايت و نور است به او عطا كرديم و آن هم تصديق كننده تورات پيش از خود ، و براى پرهيزكاران هدايت و موعظه بود .(46)
و بايد اهل انجيل بر طبق آنچه خدا در آن نازل كرده داورى كنند ، و آنان كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده داورى نكنند ، هم اينانند كه فاسق اند .(47)
و ما اين كتاب [ قرآن ] را به درستى و راستى به سوى تو نازل كرديم در حالى كه تصديق كننده كتاب هاى پيش از خود و نگهبان و گواه بر [ حقّانيّت همه ] آنان است ; پس ميان آنان بر طبق آنچه خدا نازل كرده است داورى كن ، و [ به هنگام داورى ] سرپيچى از حقّى كه به سوى تو آمده از هواهاى نفسانى آنان پيروى مكن . براى هر يك از شما شريعت و راه روشنى قرار داديم . و اگر خدا مي  خواست همه شما را امت واحدى قرار مي  داد ، ولى مي  خواهد شما را در آنچه به شما داده امتحان كند ; پس به سوى كارهاى نيك بر يكديگر پيشى گيريد . بازگشت همه شما به سوى خداست ; پس شما را به آنچه همواره درباره آن اختلاف مي  كرديد ، آگاه مي  كند .(48)
و ميان آنان بر طبق آنچه خدا نازل كرده است داورى كن ، و از هواهاى نفسانى آنان پيروى مكن ، و از آنان برحذر باش كه مبادا تو را از بخشى از آنچه خدا به سويت نازل كرده است ، منحرف كنند . پس اگر[ازداورى حكيمانه ات] روى گردانند، بدان كه خدا مي  خواهد آنان را به سبب پاره اى از گناهانشان مي ازات كند ; و مسلماً بسيارى از مردم فاسق اند .(49)
پس آيا [ با وجودِ مشعل نبوّت و آيات روشن قرآن در ميانشان ] داورى جاهليت را مي  طلبند؟ ! و براى قومي كه يقين دارند ، چه كسى در داورى بهتر از خدا است ؟(50)
اى اهل ايمان ! يهود و نصارى را سرپرستان و دوستان خود مگيريد ، آنان سرپرستان و دوستان يكديگرند [ و تنها به روابط ميان خود وفا دارند ] . و هر كس از شما ، يهود و نصارى را سرپرست و دوست خود گيرد از زمره آنان است ; بى ترديد خدا گروه ستمكار را هدايت نمي  كند .(51)
كسانى كه در دل هايشان بيمارى [ دورويى ] است ، مي  بينى كه در دوستى با يهود و نصارى شتاب مي ورزند و [ بر پايه خيال باطلشان كه مبادا اسلام و مسلمانان تكيه گاه استوارى نباشند ] مي  گويند : مي  ترسيم آسيب و گزند ناگوارى به ما برسد [ به اين سبب بايد براى دوستى به سوى يهود و نصارى بشتابيم ] . اميد است خدا از سوى خود پيروزى يا واقعيت ديگرى [ به نفع مسلمانان ]پيش آرد تا اين بيماردلان بر آنچه در دل هايشان پنهان مي  داشتند ، پشيمان شوند .(52)
و كسانى كه ايمان آورده اند [ به مؤمنان ديگر ] مي  گويند : آيا اين بيماردلان آنانند كه به سخت ترين سوگندهايشان به خدا سوگند مي  خوردند كه با شما مؤمنانند ؟ ! [ ولى روشن شد كه دروغ مي  گفتند . آنان يهود و نصارى را به سرپرستى و دوستى گرفتند و به اين سبب ] اعمالشان تباه و بى اثر شد ، در نتيجه زيانكار شدند .(53)
اى اهل ايمان ! هر كس از شما از دينش برگردد [ زيانى به خدا نمي  رساند ] خدا به زودى گروهى را مي  آورد كه آنان را دوست دارد ، و آنان هم خدا را دوست دارند ; در برابر مؤمنانْ فروتن اند ، و در برابر كافرانْ سرسخت و قدرتمندند ، همواره در راه خدا جهاد مي  كنند ، و از سرزنش هيچ سرزنش كننده اى نمي  ترسند . اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد مي  دهد ; و خدا بسيار عطاكننده و داناست .(54)
سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانى [ مانند على بن ابى طالب اند ] كه همواره نماز را برپا مي  دارند و در حالى كه در ركوعند [ به تهيدستان ] زكات مي  دهند .(55)
و كسانى كه خدا و رسولش و مؤمنانى [ چون على بن ابى طالب ] را به سرپرستى و دوستى بپذيرند [ حزب خدايند ، ] و يقيناً حزب خدا [ در هر زمان و همه جا ] پيروزند .(56)
اى مؤمنان ! كسانى كه دين شما را مسخره و بازيچه گرفته اند ، چه از اهل كتاب و چه از كافران ، سرپرستان و دوستان خود مگيريد ; و اگر مؤمن هستيد از خدا پروا كنيد .(57)
و چون براى نمازْ ندا در مي  دهيد ، آن را به مسخره و بازى مي  گيرند ; اين كار زشتشان به سبب اين است كه آنان گروهى هستند كه [ در حقايق و معارف ] انديشه نمي  كنند .(58)
بگو : اى اهل كتاب ! آيا جز اين را بر ما عيب مي  گيريد كه ما به خدا و آنچه از سوى او بر ما نازل شده و آنچه پيش از ما [ بر پيامبران ] فرود آمده ايمان آورده ايم ؟ ! و اين [ عيب جويى شما به سبب اين است ] كه بيشتر شما فاسق هستيد .(59)
بگو : آيا شما را از كسانى كه كيفرشان [ از مؤمنانى كه به خيال خود از آنان عيب مي  گيريد و آنان را سزاوار عذاب مي  دانيد ] نزد خدا بدتر است ، خبر دهم ؟ [ آنان ] كسانى [ از گذشتگان خود شما ] هستند كه خدا لعنتشان كرده ، و بر آنان خشم گرفته ، و برخى از آنان را به صورت بوزينه و خوك درآورده ، و [ نيز آنان كه ] طاغوت را پرستيدند ; اينانند كه جايگاه و منزلتشان بدتر و از راه راست گمراه ترند .(60)
و هنگامي كه نزد شما آيند ، گويند : ايمان آورديم . در حالى كه با كفر وارد مي  شوند ، و با كفر بيرون مي  روند ; و خدا به كفر و نفاقى كه همواره پنهان مي  كنند ، داناتر است .(61)
و بسيارى از آنان را مي  بينى كه در گناه و تجاوز [ از حدود خدا ] و حرام خورى خود مي  شتابند ; همانا بد است اعمالى كه همواره انجام مي  دادند .(62)
چرا دانشمندان الهى مَسلك [ و كاملان در دين ] و عالمان يهود ، آنان را از گفتار گناه آلود و حرام خوارى بازنمي  دارند ؟ بسيار زشت است سكوتى كه همواره پيش مي  گرفتند .(63)
و يهود گفتند : دست [ قدرت ]خدا [ نسبت به تصرّف در امور آفرينش ، تشريع قوانين و عطا كردنِ روزى ]بسته است . دست هاشان بسته باد و به كيفر گفتار باطلشان بر آنان لعنت باد ; بلكه هر دو دست خدا همواره گشوده و باز است [ به هر چيز و به هر كس ] هر گونه بخواهد ، روزى مي  دهد . و مسلماً آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده است ، بر سركشى و كفر بسيارى از آنان مي  افزايد . و ما ميان [ يهود ، نصارى و گروه هاى ديگر ]آنان تا روز قيامت كينه و دشمنى انداختيم . هر زمان آتشى را براى جنگ [ با اهل ايمان ] افروختند خدا آن را خاموش كرد ، و همواره در زمين براى فساد مي  كوشند ، و خدا مفسدان را دوست ندارد .(64)
و اگر اهل كتاب [ به آيين اسلام ] ايمان مي  آوردند و پرهيزكارى مي  كردند ، يقيناً گناهانشان را محو مي  كرديم ، و آنان را در بهشت هاى پر نعمت در مي  آورديم .(65)
و اگر آنان تورات و انجيل [ واقعى ] و آنچه را كه از سوى پروردگارشان به آنان نازل شده برپا مي  داشتند ، بى ترديد از بركات آسمان و زمين بهره مند مي  شدند . از آنان گروهى ميانه رو و معتدل اند ، و بسيارى از آنان بد است آنچه را انجام مي  دهند .(66)
اى پيامبر ! آنچه از سوى پروردگارت [ درباره ولايت و رهبرى على بن أبى طالب اميرالمؤمنين (عليه السلام) ] بر تو نازل شده ابلاغ كن ; و اگر انجام ندهى پيام خدا را نرسانده اى . و خدا تو را از [ آسيب و گزند ] مردم نگه مي  دارد ; قطعاً خدا گروه كافران را هدايت نمي  كند .(67)
بگو : اى اهل كتاب ! شما بر مسلك صحيح و درستى نيستيد تا زمانى كه تورات و انجيل و آنچه از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل شده بر پا داريد ، و بى ترديد آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، بر سركشى و كفر بسيارى از آنان مي  افزايد ، پس بر گروه كافران غمگين مباش .(68)
يقيناً كسانى كه [ از روى ظاهر ] به اسلام گرويده اند و يهودى ها و صابئان و نصارى [ با مُتّصف بودن به عنوان اسلام يا يهوديت يا صابئيت يا نصرانيّتْ ، اهل سعادت و نجات نيستند ، ] هر كدام [ از اين گروه ها در زمان هر پيامبرى از روى يقين و اخلاص ] به خدا و روز قيامت ايمان آورده و كار شايسته انجام داده باشند ، نه بيمي بر آنان است و نه اندوهگين مي  شوند .(69)
البته ما از بنى اسرائيل [ بر اطاعت از خدا و پيروى از موسى ] پيمان گرفتيم و پيامبرانى به سوى ايشان فرستاديم ; هرگاه پيامبرى احكام و قوانينى كه دلخواهشان نبود براى آنان مي  آورد ، گروهى را تكذيب كرده و گروهى را مي  كشتند ! !(70)
وپنداشتند كه عذاب و مي ازاتى وجود ندارد ; بنابراين [ از ديدن واقعيات ] كور و [ از شنيدن حقايق و معارف ] كر شدند ، سپس [ بعد از آگاهى و توبه كردن ]خدا توبه آنان را پذيرفت . باز بسيارى از آنان كور و كر شدند ! و خدا به آنچه انجام مي  دهند ، بيناست .(71)
آنان كه گفتند : خدا همان مسيح ، فرزند مريم است ، بى ترديد كافر شدند ; و حال آنكه مسيح گفت : اى بنى اسرائيل ! خداى يكتا را كه پروردگار من و پروردگار شماست بپرستيد ، مسلماً هر كس به خدا شرك ورزد ، بى ترديد خدا بهشت را بر او حرام كند ، و جايگاهش آتش است ، و براى ستمكاران هيچ ياورى نيست .(72)
آنان كه گفتند : خدا يكى از [ اين ]سه تاست [ پدر ، پسر ، روح ] يقيناً كافر شدند ، و حال آنكه هيچ معبودى جز خداى يكتا نيست . و اگر از آنچه مي  گويند بازنايستند ، قطعاً به كسانى از آنان كه [ به سبب چنين اعتقادى ] كافر شدند ، عذابى دردناك خواهد رسيد .(73)
آيا به سوى خدا بازنمي  گردند ، و از او درخواست آمرزش نمي  كنند ؟ و حال آنكه خدا بسيار آمرزنده ومهربان است .(74)
مسيح ، فرزند مريم جز فرستاده اى [ از سوى خدا ] نيست كه پيش از او هم فرستادگانى گذشته اند . و مادرش زن بسيار راستگو [ و درست كارى ] بود . هر دو[ مانند انسان هاى ديگر ] غذا مي  خوردند . با تأمل بنگر چگونه نشانه ها را براى آنان بيان مي  كنيم [ تا بدانند متولد شدگان و نيازمندان به خوراك ، خدا نيستند ] ; سپس با تأمل بنگر كه آنان چگونه [ از حق به باطل ] منحرف مي  شوند ؟ !(75)
بگو : آيا به جاى خدا چيزى را مي  پرستيد كه براى شما قدرت دفع هيچ زيان و جلب هيچ سودى را ندارد ؟ ! و خداست كه شنوا [ ىِ همه گفتارها ] و دانا [ ىِ همه اسرار و رازها ] ست .(76)
بگو : اى اهل كتاب ! به ناحق در دينتان غلوّ نكنيد ، و از اميال و هوس هاى گروهى كه يقيناً پيش از اين گمراه شدند وبسيارى را گمراه كردند و از راه راست دور شدند ، پيروى مكنيد .(77)
از بنى اسرائيل آنان كه كافر شدند به زبان داود و عيسى بن مريم لعنت شدند . لعنت شدنشان براى اين بود كه [ نسبت به فرمان هاى خدا و انبيا ] سرپيچى داشتند و همواره [ از حدود الهى ] تجاوز مي  كردند .(78)
آنان يكديگر را ازكارهاى زشتى كه مرتكب مي  شدند بازنمي  داشتند . مسلماً بد بود آنچه را انجام مي  دادند .(79)
بسيارى از آنان را مي  بينى كه با كسانى كه كفر ورزيدند ، همواره دوستى مي  كنند . قطعاً بد است آنچه نفوسِ [ طغيان گرشان براى قيامت ] آنان پيش فرستاده است ; [ و نتيجه آن اين است ] كه خدا بر آنان خشم گرفت و در عذاب جاودانه اند .(80)
اگر به خدا و پيامبر و آنچه بر او نازل شده ايمان مي  آوردند ، [ از بركت آن ايمان ] كفّار و مشركان را سرپرست و دوست خود نمي  گرفتند ; ولى بسيارى از آنان فاسق اند .(81)
يقيناً سرسخت ترين مردم را در كينه و دشمنى نسبت به مؤمنان ، يهوديان و مشركان خواهى يافت . و البته نزديك ترينشان را در دوستى با مؤمنان ، كسانى مي  يابى كه گفتند : ما نصرانى هستيم . اين واقعيت براى آن است كه گروهى از آنان كشيشان دانشمند و عابدان خدا ترس اند ، و آنان [ در پيروى از حق ] تكبّر نمي  كنند .(82)
و چون آنچه را كه بر پيامبر اسلام نازل شده بشنوند ، ديدگانشان را مي  بينى به سبب آنچه از حق شناخته اند ، لبريز از اشك مي  شود ، مي  گويند : پروردگارا ! ايمان آورديم ، پس ما را در زمره گواهان [ به حقّانيّت پيامبر و قرآن ] بنويس .(83)
و بر پايه چه عذر و بهانه اى به خدا و آنچه از حق براى ما آمده ايمان نياوريم ؟ و حال آنكه اميد داريم كه پروردگارمان ما را در زمره شايستگان درآورد .(84)
پس خدا به پاس اين سخنان [ و عقايد صادقانه ] به آنان بهشت هايى پاداش داد كه از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى است ، در آن جاودانه اند ; و اين است پاداش نيكوكاران .(85)
و آنان كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند ، اهل آتش اند .(86)
اى اهل ايمان ! چيزهاى پاكيزه اى را كه خدا براى شما حلال كرده بر خود حرام نكنيد ، و [ از حدود خدا ] تجاوز ننماييد ; يقيناً خدا متجاوزان را دوست ندارد .(87)
و از نعمت هاى حلال و پاكيزه اى كه خدا روزى شما فرموده ، بخوريد ; و از خدايى كه به او ايمان داريد ، پروا كنيد .(88)
خدا شما را به خاطر سوگندهاى لغو و بى هدفتان مي ازات نمي  كند ، ولى به سبب [ شكستنِ ]سوگندهايى كه به طور جدّى و با قصد و اراده خورده ايد ، مؤاخذه مي  كند ; پس كفّاره [ شكستن ] اين گونه سوگندها ، طعام دادن به ده نفر مسكين از غذاهاى متوسطى است كه به خانواده خود مي  خورانيد ، يا لباس پوشاندن بر آن ده نفر ، يا آزاد كردن يك برده . و كسى كه هيچ يك [ از اين كفّاراتِ سه گانه ] را نيابد كفّاره اش سه روزْ روزه است . اين است كفّاره سوگندهايتان زمانى كه سوگند خورديد [ و آن را شكستيد ] . لازم است سوگندهاى خود را حفظ كنيد . اين گونه خدا آياتش را براى شما بيان مي  كند تا سپاس گزاريد .(89)
اى اهل ايمان ! جز اين نيست كه همه مايعات مست كننده و قمار و بت هايى كه [ براى پرستش ] نصب شده وپاره چوب هايى كه به آن تفأل زده مي  شود ، پليد و از كارهاى شيطان است ; پس از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد .(90)
مسلماً شيطان مي  خواهد با شراب و قمار ، ميان شما دشمنى و كينه [ سخت ] اندازد ، و از ياد خدا و نماز بازتان دارد ; آيا شما [ از اين امور با همه زيان ها وخطراتى كه دارد ] خوددارى خواهيد كرد ؟(91)
و از خدا اطاعت كنيد و از پيامبر فرمان بريد ، و  [ از مخالفت با خدا و پيامبر ]بپرهيزيد ، پس اگر روى گردانيد [ سزاوار كيفر مي  شويد ] ، و بدانيد كه بر عهده پيامبر ما فقط رساندن آشكارِ [ پيام وحى ] است .(92)
بر كسانى كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته انجام داده اند نسبت به آنچه [ پيش از حكم تحريم ، از مسكرات و منافع قمار و ساير مُحرّمات ] خورده اند ، گناهى نيست ، هرگاه بپرهيزند و ايمان [ واقعى ] آورند و [ خالصانه ] كارهاى شايسته انجام دهند ; سپس پرهيزكارى را تداوم بخشند و ايمان خود را ادامه دهند ، و بر پرهيزكارى پافشارى ورزند و كار نيك بجا آورند ; و خدا نيكوكاران را دوست دارد .(93)
اى اهل ايمان ! بى ترديد خدا شما را به چيزى از شكار [ حيوانات در حالى كه مُحرم هستيد ] آزمايش مي  كند ، چه شكارى كه [ به آسانى و بدون اسلحه ] دست شما به آن برسد ، و  [ چه شكارى كه به سبب وحشى بودنش ]نيزه هاى شما [ آن را صيد مي  كند ; ] تا خدا كسى را كه در نهان از او مي  ترسد ، معلوم و مشخص نمايد . و هر كه پس از اين [ امتحان از حدود خدا ] تجاوز كند [ و در حال احرام به شكار برخيزد ] براى او عذابى دردناك است .(94)
اى اهل ايمان ! در حالى كه در احرام [ حج يا عمره ] هستيد ، شكار را نكشيد . و هر كس از شما عمداً آن را بكشد ، كفّاره اى همانند آن از جنس چهارپايانِ [ اهلى ] بر عهده اوست ; كه [ همانند بودن آن را ] دو عادل از خودتان گواهى دهند ، و به عنوان قربانى به [ حريم ]كعبه رسد ، يا به كفّاره [ آن شكار كشته شده معادل قيمت قربانى ] به مستمندان طعام دهد ، يا برابر تعداد مستمندى كه طعام مي  دهد روزه بگيرد، تا كيفر كار خود را بچشد . خدا از [ گناه ] كشتن شكارهايى كه پيش از اين حكم انجام گرفته ، درگذشت. و هر كه [پس از كفّاره دادن] به شكار كردن بازگردد، خدا از او انتقام مي  گيرد ; و خدا تواناى شكست ناپذير و صاحب انتقام است .(95)
براى بهره مند شدن شما و كاروانيان ، شكار كردن از دريا و خوراكى آن [ در حال احرام ] بر شما حلال شد . و شكار صحرا و بيابان تا زمانى كه مُحرم هستيد ، بر شما حرام است . و از خدايى كه به سوى او گردآورى مي  شويد ، پروا كنيد .(96)
خدا ، [ زيارتِ ]كعبه ، آن خانه با حرمت ، و ماه هاى حرام ، و قربانى هاى بى نشان ، و قربانى هاى نشان دار را وسيله قوام و برپايى [ زندگى ، معيشت و سامان دنيا و آخرت ]مردم قرار داد . اين [ شرايع و احكام ] براى آن است كه بدانيد : يقيناً خدا آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمين است مي  داند ; و قطعاً خدا به همه چيز داناست .(97)
بدانيد مسلماً خدا [ نسبت به نافرمانى بندگان ] سخت كيفر ، و  [ نسبت به طاعت آنان ]بسيار آمرزنده و مهربان است .(98)
بر عهده پيامبر جز رساندن [ پيام خدا ] نيست . و خدا آنچه را آشكار مي  كنيد و آنچه را پنهان مي  داريد ، مي  داند .(99)
بگو : ناپاك و پاك [ مانند كافر و مؤمن ، معصيت و طاعت ، حرام و حلال ، و معيوب و سالم ]يكسان نيستند ; هر چند فراوانى ناپاك ها تو را به شگفت آورد . پس اى صاحبان خرد ! از خدا پروا كنيد تا رستگار شويد .(100)
اى اهل ايمان ! از احكام و معارفى [ كه شريعت اسلام از بيان آنها خوددارى مي  كند و خدا هم به خاطر آسان گرفتن بر بندگانْ نهى و امرى نسبت به آنها ندارد ] مپرسيد ; كه اگر براى شما آشكار شود ، غمگينتان كند . و اگر هنگامي كه قرآن نازل مي  شود از آنها بپرسيد ، براى شما روشن مي  شود . خدا از [ اينكه شما را به ] آن احكام و معارف [ كه باعث غم و اندوه شماست مُكلّف كند ]گذشت كرد ; و خدا بسيار آمرزنده و بردبار است .(101)
گروهى از پيشينيان شما از آن احكام و معارف پرسيدند ، [ چون براى آنان روشن شد ، از اجرايش روى گرداندند ]سپس به آن كافر شدند .(102)
خدا هيچ حيوانى را به عنوان بحيره [ ماده شترى كه پنجمين حمل مادر خود باشد ] و سائبه [ شترى كه ده ماده زاييده ] و وصيله [ گوسفند ماده اى كه همزاد با بره نر است ] و حام [ شتر نرى كه ده شتر از او پديد آمده ] ، مقدس و ممنوع از تصرّف قرار نداده است . ولى كسانى كه كفر ورزيده اند [ اين امور را ]بر خدا دروغ مي  بندند و بيشترشان انديشه نمي  كنند .(103)
و هنگامي كه به آنان گويند : به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر آييد ، گويند : روش و آيينى كه پدرانمان را بر آن يافته ايم ، ما را بس است . آيا هر چند پدرانشان چيزى نمي  دانستند و هدايت نيافته باشند [ باز هم اين تقليد جاهلانه و ناروا را بر خود مي  پسندند ؟ ! ](104)
اى اهل ايمان ! مراقبِ [ ايمان و ارزش هاى معنوىِ ]خود باشيد ; اگر شما هدايت يافتيد ، گمراهى كسى كه گمراه شده به شما زيانى نمي  رساند . بازگشت همه شما به سوى خداست ; پس شما را از آنچه انجام مي  داديد ، آگاه خواهد كرد .(105)
اى اهل ايمان ! هنگامي كه يكى از شما را [ آثارِ ] مرگ فرا مي  رسد ، بايد در حال وصيت ، دو عادل از هم كيشان خود را بر وصيت شاهد بگيريد ; يا اگر در سفر بوديد و مرگِ شما فرا رسيد [ و شاهدى از مؤمنان نيافتيد ] دو نفر از غير هم كيشان خود را شاهد وصيت بگيريد . و اگر [ شما وارثان در صداقت و راستى آن دو شاهد غير مسلمان ] شك كرديد ، هر دو را بعد از نماز حبس كنيد ، پس به خدا سوگند ياد مي  كنند كه ما اين شهادت را به هيچ قيمتى نمي  فروشيم هر چند [ مورد شهادت ]خويشاوندان ما باشد ، و شهادت الهى را [ كه در حقيقت شهادت بر وصيت است ]پنهان نمي  كنيم ، كه اگر پنهان كنيم از گناهكاران خواهيم بود .(106)
پس اگر اطلاعى حاصل شود كه آن دو شاهد [ با شهادت ناحقّ خود ] مرتكب گناه شده اند ، دو شاهد ديگر از كسانى كه به ميّت نزديك تر [ و از كم و بيش وصيت آگاه تر ]ند به جاى آن دو شاهدِ [ خائن ] مي  ايستند ، و به خدا سوگند مي  خورند كه شهادتمان از شهادت آن دو نفر درست تر و به حق نزديك تر است ، و [ در شهادتى كه بر خلاف شهادت آنان مي  دهيم ] بناى تجاوز از حق را نداريم ، [ كه اگر داشته باشيم ]قطعاً از ستمكاران خواهيم بود .(107)
اين [ حكم به ترتيبى كه خدا براى شما مقرّر كرده ] براى اينكه شاهدان شهادت را به صورتى درست و صحيح ادا كنند يا بترسند ، [ از اينكه مشتشان باز شود و سوگندشان مورد توجه قرار نگيرد ] و حقّ سوگندشان به ديگران برگردانده شود ، به حقيقت نزديك تر است . و از خدا پروا كنيد و [ فرمان هايش را ] بشنويد ; و خدا گروه فاسقان را هدايت نمي  كند .(108)
[ از ] روزى [ پروا كنيد ] كه خدا پيامبران را جمع مي  كند ، و  [ به آنان ]مي  فرمايد : [ در برابر دعوتتان به اجراى دستورهاى خدا ] چه پاسخى به شما داده شد ؟ گويند : ما را [ در برابرِ دانشِ تو ] هيچ دانشى نيست ; يقيناً تويى كه به نهان ها بسيار دانايى .(109)
[ ياد كنيد ] هنگامي كه خدا فرمود : اى عيسى بن مريم ! نعمتم را بر خود و بر مادرت ياد كن ، آن گاه كه تو را به وسيله روح القدس توانايى بخشيدم ، كه با مردم در گهواره [ به اعجاز ] و در ميان سالى [ به وحى ] سخن گفتى ، و آن گاه كه تو را كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم ، و هنگامي كه به اذن من از گِل ، مي سمه اى به شكل پرنده مي  ساختى ، پس در آن مي  دميدى و به فرمان من پرنده اى زنده مي  شد ، و كور مادر زاد و شخص پيس را به اذن من شفا مي  دادى ، و زمانى كه مردگان را به اجازه من [ زنده از گور ] بيرون مي  آوردى ، و آن گاه كه [ شرّ و آسيب ]بنى اسرائيل را هنگامي كه براى آنان دلايل روشن آوردى از تو بازداشتم ، پس كسانى كه از آنان كافر شدند ، گفتند : اين [ دلايل و معجزات ] جز افسونى آشكار نيست .(110)
و [ ياد كنيد ] هنگامي كه به حواريون وحى كردم كه به من و فرستاده من ايمان آوريد . گفتند : ايمان آورديم و شاهد باش كه ما [ در برابر خدا ، فرمان ها و احكام او ] تسليم هستيم .(111)
[ و ياد كنيد ]زمانى كه حواريون گفتند : اى عيسى بن مريم ! آيا پروردگارت مي  تواند براى ما سفره اى كه غذا در آن باشد از آسمان نازل كند ؟ ! گفت : اگر ايمان داريد ، از خدا پروا كنيد .(112)
گفتند : مي  خواهيم از آن بخوريم و دل هاى ما آرامش يابد ، و بدانيم كه تو [ در ادعاى نبوتت ] به ما راست گفته اى ، و ما بر آن از گواهان باشيم .(113)
عيسى بن مريم گفت : خدايا ! اى پروردگار ما ! براى ما از آسمان سفره اى پر از غذا نازل كن تا عيدى باشد براى اهل زمان ما و نسل آينده ما ، و نشانه اى از سوى تو ; و ما را روزى بخش كه تو بهترين روزى دهندگانى .(114)
خدا فرمود : من مسلماً آن را بر شما نازل مي  كنم ، پس اگر كسى از شما بعد از آن كافر شود [ و به انكار نبوّت عيسى و معجزه اش برخيزد ] بى ترديد او را عذابى خواهم كرد كه هيچ يك از جهانيان را آن گونه عذاب نكنم .(115)
و [ عرصه هول انگيز قيامت را ياد كنيد ]هنگامي كه خدا به عيسى بن مريم مي  فرمايد : آيا تو به مردم گفتى كه مرا و مادرم را به عنوان دو معبود به جاى خدا انتخاب كنيد ؟ ! مي  گويد : منزّه و پاكى ، مرا چنين قدرتى نمي  باشد كه آنچه را حقّ من نيست بگويم ، اگر آن را گفته باشم يقيناً تو آن را مي  دانى ، تو از آنچه در جان و روح من است آگاهى ، و من از آنچه در ذات توست نمي  دانم ; زيرا تو بر نهان ها بسيار دانايى .(116)
من به آنان جز آنچه را كه به من دستور دادى نگفتم ، [ گفتم : ] خدايى را بپرستيد كه پروردگار من و شماست . و تا زمانى كه در ميان آنان بودم گواهشان بودم ، و چون مرا [ از ميان آنان به سوى خود ] برگرفتى ، خود مراقب و نگاهبانشان بودى ; و تو بر همه چيز گواهى .(117)
اگر آنان را [ به سبب شرك ورزيدنشان ] عذاب كنى ، بندگان تواند ، و اگر آنان را بيامرزى ، يقيناً تويى كه تواناى شكست ناپذير و حكيمي  .(118)
خدا فرمود : اين روزى است كه راستان را راستى و صدقشان سود دهد . براى آنان بهشت هايى است كه از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى است ، هميشه در آن جاودانه اند ، خدا از آنان خشنود و آنان هم از خدا خشنودند ; اين است رستگارى بزرگ .(119)
مالكيّت و فرمانروايى آسمان ها و زمين و آنچه در آنهاست ، فقط در سيطره خداست ، و او بر هر كارى تواناست .(120)


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد