العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
چهارشنبه 22 آذر 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13710      تاریخ : 1393/12/9 12:04:37      بخش : جدول ترجمه قرآن کریم print


کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.



دریافت فایل

 

الانعام
مکي -  تعداد آيه165
همه ستايش ها ويژه خداست كه آسمان ها و زمين را آفريد و تاريكى ها و روشنى را پديد آورد . [ با اين همه نشانه ها كه گواهى بر يكتايى و قدرت اوست ] باز كافران براى پروردگارشان [ بت ها و معبودهاى باطل را ] شريك و همتا قرار مي  دهند .(1)
اوست كه شما را از گِلى مخصوص آفريد ، سپس براى عمر شما مدتى مقرّر كرد ، و اجل حتمي و ثابت نزد اوست ، [ شگفتا ! كه ] باز شما [ با اين همه دلايل آشكار در يكتايى و ربوبيّت و خالقيّت او ] شك مي  كنيد .(2)
و او در آسمان ها و در زمين ، خداست كه نهان و آشكار شما را مي  داند ، و نيز به آنچه [ از خير و شر ]به دست مي  آوريد ، آگاه است .(3)
و هيچ نشانه اى از نشانه هاى پروردگارشان براى آنان نيامد مگر آنكه از آن روى گردانيدند .(4)
آنان حق را هنگامي كه به سويشان آمد تكذيب كردند ، پس [ ظهور و تحقّق ]خبرهاى آنچه را همواره به آن استهزا مي  كردند ، به آنان خواهد رسيد .(5)
آيا ندانسته اند كه پيش از ايشان چه بسيار از ملت ها و اقوام را هلاك كرديم ؟ كه به آنان در پهنه زمين ، نعمت ها و امكاناتى داديم كه به شما نداديم ، و بر آنان باران هاى پى در پى و پر ريزش فرستاديم و نهرهايى از زير پاى آنان جارى ساختيم [ ولى ناسپاسى كردند ] ; پس آنان را به كيفر گناهانشان هلاك كرديم ، و بعد از آنان اقوامي ديگر را پديد آورديم .(6)
و اگر ما نوشته اى روى صحفه اى بر تو نازل كنيم كه آنان آن را با دست خود لمس كنند ، باز كفر پيشگان مي  گويند : اين جز جادويى آشكار نيست ! !(7)
و گفتند : چرا فرشته اى [ كه در معرض ديد ما قرار گيرد ] بر او نازل نشده است ؟ اگر فرشته اى نازل كنيم ، كار هلاكت [ اين بهانه جويان ]تمام مي  شود و لحظه اى مهلت نيابند .(8)
[ اين مغالطه گران لجوج مي  گويند : چرا پيامبر از جنس فرشتگان نيست ؟ ] اگر او را فرشته اى قرار مي  داديم ، يقيناً وى را به شكل مردى در مي  آورديم ، و قطعاً حقيقت را همانطور كه آنان بر ديگران مُشتبه مي  كنند [ به سزاى لجاجتشان ] بر خود آنان مُشتبه مي  ساختيم ، [ تا بر فرض پيامبر قرار دادن فرشته ، باز بگويند: چرا پيامبرى از جنس بشر براى ما قرار داده است ؟ ](9)
مسلماً پيامبران پيش از تو هم مسخره شدند ; پس بر كسانى كه پيامبران را مسخره مي  كردند ، عذاب و كيفرى كه همواره به استهزا مي  گرفتند نازل شد و آنان را فرا گرفت .(10)
بگو : در زمين بگرديد ، سپس با تأمل بنگريد كه فرجام تكذيب كنندگان چگونه بوده است ؟(11)
بگو : مالكيّت و فرمانروايى آنچه در آسمان ها و زمين است در سيطره كيست ؟ بگو : در سيطره خداست كه رحمت را بر خود لازم و مقرّر كرده ; يقيناً همه شما را در روز قيامت كه ترديدى در آن نيست جمع خواهد كرد . فقط كسانى كه سرمايه وجودشان را تباه كرده اند ، ايمان نمي  آورند .(12)
و همه موجوداتى كه در [ عرصه ] شب و روز آرام دارند ، در سيطره مالكيّت خدا هستند ; و او شنوا و داناست .(13)
بگو : آيا جز خدا را كه آفريننده آسمان ها و زمين است ، سرپرست و ياور خود گيرم ؟ و اوست كه روزى مي  دهد و خود بى نياز از روزى است . بگو : من مأمورم نخستين كسى باشم كه فرمان خدا را گردن نهد ، و فرمان يافته ام كه هرگز از مشركان مباش .(14)
بگو : مسلماً اگر پروردگارم را نافرمانى كنم ، از عذاب روزى بزرگ مي  ترسم(15)
هر كس در آن روز ، عذاب از او برگردانده شود ، قطعاً خدا به او رحم كرده ، و آن است كاميابى آشكار .(16)
و اگر خدا تو را آسيب و گزندى رساند ، كسى جز او برطرف كننده آن نيست ، و اگر تو را خيرى رساند [ حفظ و دوامش فقط به دست اوست ] ; پس او بر هر كارى تواناست .(17)
اوست كه بر بندگانش چيره و غالب است ، و او حكيم و آگاه است .(18)
[ به كافران و مشركان كه براى حق بودنِ نبوتت گواه مي  طلبند ] بگو : گواهى چه كسى از همه گواهان بزرگ تر است [ تا او را بر حقّانيّت نبوتم براى شما گواه آورم] ؟ بگو: خدا ميان من وشما گواه است [كه گواهى اش بزرگ ترين ومطمئن ترين و صحيح ترين گواهى هاست ] ، و اين قرآن [ كه گواهى خدا بر حقّانيّت نبوّت من است] به من وحى شده تا به وسيله آن شما وهر كس را كه اين قرآن به او مي  رسد بيم دهم . آيا شما [ با دليل استوار و محكم ] گواهى مي  دهيد كه با خدا معبودهاى ديگرى به عنوان شريك هست؟ بگو: [ چون دليلى وجود ندارد] من گواهى نمي  دهم . بگو : فقط معبود يگانه و يكتا اوست ، و من از معبودهاى باطلى كه شريك او قرار مي  دهيد ، بيزارم .(19)
كسانى كه به آنان كتاب آسمانى داديم ، همان گونه كه پسرانشان را مي  شناسند [ بر اساس اوصافى كه در كتاب هايشان بيان شده ] پيامبر را مي  شناسند ; فقط كسانى كه سرمايه وجودشان را تباه كردند ، ايمان نمي  آورند .(20)
ستمكارتر از كسى كه بر خدا دروغ بسته ، يا آيات او را تكذيب كرده ، كيست ؟ يقيناً ستمكاران ، رستگار نخواهند بود .(21)
و [ ياد كنيد ] روزى كه همه آنان را [ در عرصه قيامت ] جمع مي  كنيم ، سپس به كسانى كه شرك ورزيده اند ، مي  گوييم : شريكانتان كه آنان را شريك خدا مي  پنداشتيد ، كجايند [ تا شما را از عذاب امروز نجات دهند ؟ ](22)
پس [ آن روز ]بهانه و عذرشان [ براى رهايى از عذاب ] فقط اين است كه خواهند گفت : به خدا پروردگارمان سوگند ، كه ما مشرك نبوديم ! !(23)
با تأمل بنگر كه چگونه بر خود دروغ مي  بندند ; وآنچه را به دروغ شريك خدا مي  دانستند از دستشان رفت وگم شد .(24)
گروهى از آنان به سخنانت گوش مي  دهند ، و ما [به كيفر لجاجت وكفرشان] بر دل هايشان پوشش هايى قرار داديم كه آن را نفهمند ، و در گوش هايشان سنگينى نهاديم [ تا نشنوند ] . و اگر همه نشانه هاى حق را ببينند باز هم به آن ايمان نمي  آورند ; تا آنجا كه وقتى به محضرت مي  آيند با تو مي ادله وستيزه مي  كنند ، كافران [از روى لجاجت وعناد] مي  گويند: اين [قرآن] جز افسانه هاى پيشينيان نيست .(25)
و آنان ديگران را [ از توجه به قرآن ]بازمي  دارند و خود نيز از آن دور مي  شوند ، اينان جز خود را به هلاكت نمي  اندازند ، و [ اين خطر را ] درك نمي  كنند .(26)
اگر هنگامي كه آنان را بر آتش [ دوزخ ] نگه داشته اند ببينى [ حالتى ذلت بار و وضعى هول انگيز مي  بينى ] مي  گويند : اى كاش به دنيا بازگردانده مي  شديم ، و در آنجا آيات پروردگارمان را تكذيب نمي  كرديم ، و از مؤمنان مي  شديم .(27)
[ ولى آرزوى آنان از روى صدق و راستى نيست ] بلكه آنچه [ از حقّانيّت توحيد و نبوّت و معاد ] پيش از اين پنهان مي  داشتند براى آنان آشكار شده [ كه اين گونه آرزو مي  كنند ] ، و اگر به دنيا بازگردانده شوند ، يقيناً به كفر و شركى كه از آن نهى شده اند بازمي  گردند ; و مسلماً آنان دروغگويند .(28)
و [ زمانى كه در دنيا بودند ] گفتند : جز اين زندگى دنياى ما زندگى ديگرى نيست و [ پس از مرگ ] برانگيخته نخواهيم شد .(29)
و اگر ببينى هنگامي كه در پيشگاه پروردگارشان بازداشته شوند [ وضعى شگفت انگيز مي  بينى ] ، خدا مي  فرمايد : آيا اين [ برانگيخته شدن و زنده گشتن پس از مرگ ] حق نيست ؟ مي  گويند : سوگند به پروردگارمان حق است . [ خدا ] مي  فرمايد : پس به كيفر آنكه كفر مي ورزيديد ، اين عذاب را بچشيد .(30)
كسانى كه ديدار [ پاداش و مقام قرب ] خدا را تكذيب كردند ، يقيناً دچار زيان شدند . تا هنگامي كه قيامت به طور ناگهان و غافل گيرانه به آنان رسد ، مي  گويند : اى بر ما دريغ و افسوس كه نسبت به تكاليف و وظايف شرعى خود كوتاهى كرديم . و آنان بار سنگين گناهانشان را بر دوش مي  كشند ; آگاه باشيد ! بد بارى است كه بر دوش خواهند كشيد .(31)
و زندگى دنيا [ بدون ايمان و عمل صالح ] بازى و سرگرمي است ، و يقيناً سراى آخرت براى آنان كه همواره پرهيزكارى مي  كنند ، بهتر است . آيا نمي  انديشيد ؟(32)
آنچه را كافران و مشركان [ بر ضد قرآن و تو ] مي  گويند مي  دانيم كه تو را غمگين مي  كند . پس آنان تو را تكذيب نمي  كنند ، بلكه ستمكاران آيات خدا را تكذيب مي  نمايند .(33)
مسلماً پيش از تو رسولانى تكذيب شدند [ و مورد آزار قرار گرفتند ] و بر تكذيب و آزارى كه ديدند ، شكيبايى ورزيدند تا يارى ما به آنان رسيد ، [ تو نيز شكيبايى كن تا يارى ما به تو برسد . اين سنّت خداست ، ]و سنّت هاى خدا را تغيير دهنده اى نيست . و قطعاً بخشى از سرگذشت پيامبران [ در آياتى كه پيش از اين نازل شده ] به تو رسيده است .(34)
و اگر روى گرداندن آنان [ از قرآن و نبوّت ] بر تو سنگين و دشوار است ، اگر بتوانى نقبى در زمين ، يا نردبانى براى راه يافتن در آسمان بجويى تا [ از عمق زمين و پهنه آسمان ] معجزه اى ديگر [ غير قرآن ] براى آنان بياورى [ اين كار را انجام ده ولى آنها ايمان نمي  آورند ] ; و اگر خدا مي  خواست همه آنان را [ به جبر و زور ] به راه هدايت گرد مي  آورد ; [ ولى هدايت اجبارى فاقد ارزش است ] پس هرگز [ نسبت به روحيات و اوصاف كافران لجوج كه خواستار هدايت نيستند ] از بى خبران مباش .(35)
فقط كسانى [ دعوتت را ] پاسخ مي  دهند كه [ سخنانت را با دقّت ، تدبّر ، انديشه و تفكّر ] مي  شنوند ، [ مشركان و كافران لجوج ، مردگانند ] و خدا مردگان را [ در قيامت ] برمي  انگيزد ، آنگه [ براى حسابرسى ] به سوى او بازگردانده مي  شوند .(36)
و [ مرده دلان ] گفتند : چرا معجزه اى از سوى پروردگارش [ همانند معجزات پيامبران گذشته ] بر او نازل نمي  شود ؟ بگو : يقيناً خدا قدرت دارد كه معجزه اى [ نظير آنچه آنان درخواست دارند ] نازل كند ، ولى [ اين گونه درخواست هاى نابجا به سبب اين است كه ] بيشترشان [ شرايط و موقعيت ها را ] نمي  دانند .(37)
و هيچ جنبنده اى در زمين نيست ، و نه هيچ پرنده اى كه با دو بال خود پرواز مي  كند ، مگر آنكه گروه هايى مانند شمايند ; ما چيزى را در كتاب [ تكوين از نظر ثبت جريانات هستى و برنامه هاى آفرينش ] فروگذار نكرده ايم ، سپس همگى به سوى پروردگارشان گردآورى مي  شوند .(38)
كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند ، كرها و لال هايى فرو رفته در تاريكى هاى جهل و گمراهى اند ; خدا هر كه را بخواهد [ به كيفر تكذيب آياتش ] گمراه مي  كند ، و هر كه را بخواهد [ به پاداش تصديق آياتش ] بر راه راست قرار مي  دهد .(39)
بگو : اگر راستگوييد به من خبر دهيد چنانچه عذاب خدا بر شما درآيد يا قيامت به شما رسد ، آيا كسى را جز خدا [ براى يارى خويش ] مي  خوانيد ؟(40)
[ قطعاً چنين نيست ]بلكه فقط خدا را مي  خوانيد ، و او هم اگر بخواهد آسيب و گزندى كه به سبب آن او را خوانده ايد برطرف مي  كند ، و [ آن زمان است كه ] بت هايى كه براى او شريك قرار مي  دهيد ، فراموش مي  كنيد .(41)
و بى ترديد ما به سوى امت هايى كه پيش از تو بودند [ پيامبرانى ] فرستاديم ; پس آنان را [ هنگامي كه با پيامبران به مخالفت و دشمنى برخاستند ] به تهيدستى و سختى و رنج و بيمارى دچار كرديم ، باشد كه [ در پيشگاه ما ] فروتنى و زارى كنند .(42)
پس چرا هنگامي كه عذاب ما به آنان رسيد ، فروتنى و زارى نكردند ؟ بلكه دل هايشان سخت شد و شيطان ، اعمال ناپسندى كه همواره مرتكب مي  شدند در نظرشان آراست.(43)
 پس چون حقايقى را كه [براى عبرت گرفتنشان] به آن يادآورى شده بودند، فراموش كردند، درهاى همه نعمت ها را به روى آنان گشوديم ، تا هنگامي كه به آنچه داده شدند ، مغرورانه خوشحال گشتند ، به ناگاه آنان را [ به عذاب ] گرفتيم ، پس يكباره [ از نجات خود ] درمانده و نوميد شدند .(44)
در نتيجه ريشه كسانى كه [ به آيات ما و به مردم ] ستم ورزيدند ، بريده شد ; و همه ستايش ها ويژه خدا مالك و مربى جهانيان است .(45)
[ به آنان كه براى خدا به خيال باطلشان شريكانى قرار داده اند ] بگو : به من خبر دهيد اگر خدا گوش ها و چشم هايتان را بگيرد ، و بر دل هايتان مُهر [ تيره بختى ] نِهد ، كدام معبودى جز خداست كه آنها را به شما دهد ؟ ! با تأمل بنگر چگونه آيات خود را به صورت هاى گوناگون [ براى هدايت اينان ] بيان مي  كنيم ، سپس آنان روى مي  گردانند .(46)
بگو : به من خبر دهيد اگر عذاب خدا ناگهان [ مانند صاعقه و صيحه آسمانى ] يا آشكار [ مانند بيمارى هاى مهلك ] به سوى شما آيد ، آيا جز گروه ستمكار هلاك مي  شوند ؟(47)
و پيامبران را جز مژده دهنده و بيم رسان نمي  فرستيم ; پس كسانى كه ايمان بياورند و [ مفاسد خود را ] اصلاح كنند نه بيمي بر آنان است و نه اندوهگين مي  شوند .(48)
و آنان كه آيات ما را تكذيب كردند ، به سزاى نافرمانى هايشان عذاب به آنان خواهد رسيد .(49)
بگو : من به شما نمي  گويم كه خزينه ها و گنجينه هاى خدا نزد من است ، و نيز غيب هم نمي  دانم ، و نمي  گويم كه فرشته ام ; فقط از آنچه به من وحى شده پيروى مي  كنم . بگو : آيا [ اعراض كننده از وحى كه ] نابينا [ ست ] و [ پيروِ وحى كه ] بينا[ ست ]يكسانند ؟ ! پس چرا نمي  انديشيد ؟ !(50)
و به وسيله اين قرآن كسانى را كه از محشور شدن به سوى پروردگارشان مي  ترسند ، هشدار ده كه آنان را [ در آن روز هول انگيز ] جز خدا سرپرست و شفيعى نخواهد بود ; باشد كه بپرهيزند .(51)
و آنان كه بامدادان و شامگاهان پروردگارشان را مي  خوانند [ و با اين خواندن ]خشنودى او را مي  خواهند ، از خود مران . نه چيزى از حساب [ عمل ] آنان بر عهده توست ، و نه چيزى از حساب [ كار ] تو بر عهده آنان است تا آنان را برانى و [ به سبب راندنشان ] از ستمكاران باشى .(52)
و ما اين گونه توانگران را به مؤمنان تهيدستى كه در كنار تو هستند آزموديم ، تا [ توانگران با تعجب و استهزا ] بگويند : آيا اينانند كه خدا از ميان ما بر آنان منّت نهاده [ و نعمت ايمان و عمل صالح داده و بر ما برترى بخشيده ؟ ! ] آيا خدا به سپاس گزاران داناتر نيست ؟(53)
و هرگاه كسانى كه به آيات ما ايمان مي  آورند به نزد تو آيند ، بگو : سلام بر شما ، پروردگارتان رحمت را بر خود لازم و مقرّر كرده ; بنابراين هر كس از شما به نادانى كار زشتى مرتكب شود ، سپس بعد از آن توبه كند و [ مفاسد خود را ] اصلاح نمايد [ مشمول آمرزش و رحمت خدا شود ] ; زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است .(54)
و اين گونه آيات را بيان مي  كنيم تا [ حق روشن شود و ] راه و رسم گناهكاران آشكار گردد .(55)
بگو : من از پرستيدن كسانى كه شما به جاى خدا مي  پرستيد نهى شده ام . بگو : من از هواهاى نفسانى شما پيروى نمي  كنم ، كه در آن صورت گمراه شده ام و از راه يافتگان نخواهم بود .(56)
بگو : من بر دليل روشنى [ مانند قرآن ] از سوى پروردگارم هستم و حال آنكه شما آن را تكذيب كرديد ، عذابى كه به آن شتاب داريد در اختيار من نيست . فرمان و حكم فقط به دست خداست ، همواره حق را بيان مي  كند و او بهترين داوران و جداكنندگان [ حق از باطل ] است .(57)
بگو : اگر عذابى كه به آن شتاب داريد در اختيار من بود ، يقيناً كار ميان من و شما به سرعت تمام شده بود ; و خدا به ستمكاران داناتر است [ كه چه زمانى آنان را عذاب كند . ](58)
و كليدهاى غيب فقط نزد اوست ، و كسى آنها را جز او نمي  داند . و به آنچه در خشكى و درياست ، آگاه است ، و هيچ برگى نمي  افتد مگر آنكه آن را مي  داند ، و هيچ دانه اى در تاريكى هاى زمين ، و هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه در كتابى روشن [ ثبت ] است .(59)
او كسى است كه شبانگاهان روح شما را به وقت خواب مي  گيرد ، و آنچه را در روز [ از نيكى و بدى ] به دست مي  آوريد مي  داند ; سپس شما را در روز [ با برگرداندن روح به جسمتان از خواب ] بر مي  انگيزد تا اجل مُعّين سر آيد ; آن گاه بازگشت شما به سوى اوست ; سپس شما را به آنچه همواره انجام مي  داديد آگاه مي  كند .(60)
و اوست كه بر بندگانش چيره و غالب است ، و همواره نگهبانانى [ از فرشتگان ] براى [ حفاظتِ ] شما [ از حوادث و بلاها ]مي  فرستد تا هنگامي كه يكى از شما را مرگ در رسد [ در اين وقت ] فرستادگان ما جانش را مي  گيرند ; و آنان [ در مأموريت خود ] كوتاهى نمي  كنند .(61)
سپس [ همه ] به سوى خدا ، سرپرست و مولاى به حقّشان بازگردانده مي  شوند . آگاه باشيد ! [ كه در آن روز ] فرمانروايى و حكومت مطلق فقط ويژه اوست ; و او سريع ترين حساب گران است .(62)
بگو : چه كسى شما را از تاريكى هاىِ خشكى و دريا نجات مي  دهد ؟ در حالى كه او را [ براى نجات خود ] از روى فروتنى و زارى و مخفيانه به كمك مي  طلبيد ; [ و مي  گوييد ] كه اگر ما را از اين [ تنگناها و مهلكه ها ] نجات دهد ، بى ترديد از سپاس گزاران خواهيم بود .(63)
بگو : خدا شما را از آن [ سختى ها ] و از هر اندوهى نجات مي  دهد ، باز شما به او شرك مي ورزيد [ و به ناسپاسى مي  گراييد . ](64)
بگو : او تواناست كه از بالاى سرتان يا از زير پاهايتان عذابى بر شما برانگيزد ، يا شما را گروه گروه و حزب حزب به جان هم اندازد ، [ تا وضعتان به اختلافات سنگين و كينه هاى سخت بيانجامد ، ] و مزه تلخ جنگ و خونريزى را به هر گروه شما به وسيله گروه ديگر بچشاند ; با تأمل بنگر چگونه آيات خود را به صورت هاى گوناگون بيان مي  كنيم تا بفهمند .(65)
و قوم تو [ قرآن ]را در حالى كه حق است تكذيب كردند ; بگو : من بر [ هدايت ، پاداش و كيفر ] شما كارساز و صاحب اختيار نيستم .(66)
براى هر خبرى [ از مژده ها و بيم ها ] قرارگاهى است ، و به زودى [ ظهور و تحقّق آنها را در قرارگاه هايشان ]خواهيد دانست .(67)
و هرگاه كسانى را ديدى كه در آيات ما [ به قصد شبهه اندازى ] به ياوه گويى و سخن بى منطق مي  پردازند از آنان روى گردان [ و مي لسشان را ترك كن ] تا در سخنى ديگر در آيند . و اگر شيطان تو را [ نسبت به ترك مي لسشان ] به فراموشى اندازد ، پس از ياد آوردن [ به سرعت بيرون برو و ] با گروه ستمكاران منشين .(68)
و چيزى از حساب ستمكاران [ مغالطه گر ] بر عهده كسانى كه [ به ناچار سخنان آنان را مي  شنوند ولى از نشستن با آنان ] مي  پرهيزند نيست ; بلكه [ بر عهده اهل تقواست كه ياوه گويان را ] پند دهند ، تا [ از گفتار باطل و بى پايه خود ] بپرهيزند .(69)
و كسانى كه دينشان را بازى و سرگرمي گرفتند ، و زندگى دنيا آنان را فريفت ، و اگذار ; و [ مردم را ] با قرآن اندرز ده ; كه مبادا كسى [ در روز قيامت ] به [ كيفر ]آنچه [ از گناهان ] مرتكب شده [ از رحمت و ثواب ] محروم ماند [ و به هلاكت سپرده شود ] ; و او را جز خدا سرپرست و ياور و شفيعى نباشد ; و اگر [ براى رهايى اش از عذاب ] هر گونه عوض و فديه اى بدهد از او پذيرفته نشود . آنانند كه به سبب آنچه [ از اعمال زشت ] مرتكب شده اند [ از رحمت و ثواب ] محروم مانده [ و به هلاكت سپرده شده ]اند . و به خاطر آنكه همواره [ به آيات الهى ] كفر مي ورزيدند براى آنان نوشابه اى از آب جوشان و عذابى دردناك است .(70)
بگو : آيا به جاى خدا معبودى را بپرستيم كه نه سودى به ما رساند و نه زيانى ؟ و پس از آنكه خدا ما را هدايت كرد [ به سبب شرك و بت پرستى ] به فرهنگ و فضاى جاهليت بازمان گردانند ، مانند كسى كه شياطين عقلش را ربوده اند و در زمين سرگردان [ و بى هدف و گمراه ]است ، در حالى كه براى او يارانى است كه وى را به سوى هدايت دعوت مي  كنند كه به جانب ما بيا [ ولى او به سبب سرگردانى و حيرت زدگى نمي  پذيرد . ]بگو : يقيناً هدايت خدا همان هدايت [ واقعى ] است ، و ما مأموريم كه تسليم پروردگار جهانيان باشيم .(71)
و [ نيز فرمان يافته ايم ] به اينكه نماز را بر پا داريد و از خدا پروا كنيد ، و اوست كه به سويش گردآورى مي  شويد .(72)
و اوست كه آسمان ها و زمين را به درستى و راستى آفريد ; و روزى كه [ اراده اش به آفريدن چيزى تعلق گيرد ]مي  گويد : باش ، پس بى درنگ مي  باشد ; گفتارش حق است ; و روزى كه در صور دميده شود فرمانروايى و حاكميّت مطلق ويژه اوست ، داناى نهان و آشكار است ، و او حكيم و آگاه است .(73)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه ابراهيم به پدرش آزر [ شخصى كه بنابر روايات اهل بيت ، پدر خوانده يا عمويش بود ] گفت : آيا بت هايى را به عنوان معبود خود انتخاب مي  كنى ؟ قطعاً من تو را و قومت را در گمراهى آشكار مي  بينم .(74)
و اين گونه فرمانروايى و مالكيّت و ربوبيّت خود را بر آسمان ها و زمين به ابراهيم نشان مي  دهيم تا از يقين كنندگان شود .(75)
پس چون [ تاريكى ] شب او را پوشانيد ، ستاره اى ديد [ براى محكوم كردن ستاره پرستان با تظاهر به ستاره پرستى ]گفت : اين پروردگار من است ; هنگامي كه ستاره غروب كرد ، گفت : من غروب كنندگان را دوست ندارم .(76)
هنگامي كه ماه را در حال طلوع ديد [ براى محكوم كردن ماه پرستان با تظاهر به ماه پرستى ] ، گفت : اين پروردگار من است ; چون ماه غروب كرد ، گفت : يقيناً اگر پروردگارم مرا هدايت نكند بدون شك از گروه گمراهان خواهم بود .(77)
وقتى خورشيد را در حال طلوع ديد [ براى محكوم كردن خورشيدپرستان با تظاهر به خورشيد پرستى ] گفت : اين پروردگار من است ، اين بزرگ تر است ; و هنگامي كه غروب كرد ، گفت : اى قوم من ! بى ترديد من [ با همه وجود ] از آنچه شريك خدا قرار مي  دهيد ، بيزارم .(78)
من به دور از انحراف و با قلبى حق گرا همه وجودم را به سوى كسى كه آسمان ها و زمين را آفريد ، متوجه كردم و از مشركان نيستم .(79)
قومش با او به گفتگوى بى منطق و ستيز برخاستند ، گفت : آيا درباره خدا با من گفتگوى بى منطق و ستيز مي  كنيد و حال آنكه او مرا هدايت كرد ؟ و من از آنچه كه شما شريك او قرار مي  دهيد نمي  ترسم مگر آنكه پروردگارم چيزى را [ درباره من ]بخواهد ، دانش پروردگارم همه چيز را فراگرفته است ، آيا [ براى فهم توحيد ]متذكّر نمي  شويد ؟(80)
چگونه از آنچه شما شريك او قرار داده ايد بترسم ؟ ! در حالى كه خود شما از اينكه چيزى را شريك خدا گرفته ايد كه خدا هيچ دليلى بر حقّانيّت آن بر شما نازل نكرده نمي  ترسيد ، اگر حقايق را مي  دانيد [ بگوييد ] كدام يك از دو گروه [خداپرستان و مشركان] به ايمنى [از عذاب خدا] سزاوارترند ؟(81)
كسانى كه ايمان آوردند و ايمانشان را به ستمي [ چون شرك ] نياميختند ، ايمنى [ از عذاب ] براى آنان است ، و آنان راه يافتگانند .(82)
و آن [ دلايل استوار و محكم ] حجت و برهان ما بود كه به ابراهيم در برابر قومش عطا كرديم ; هر كه را بخواهيم [ به ] درجاتى بالا مي  بريم ; زيرا پروردگارت حكيم و داناست .(83)
و اسحاق و يعقوب را به ابراهيم بخشيديم ، [ و ]هر يك را هدايت كرديم ، و [ نيز ]نوح را پيش از اين هدايت نموديم ، و از فرزندان او داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون را [ هدايت كرديم ; ] و اين گونه نيكوكاران را پاداش مي  دهيم .(84)
و زكريا و يحيى و عيسى و الياس را [ نيز كه از نسل اويند ، هدايت نموديم ]همه از شايستگان بودند .(85)
و اسماعيل و يَسَع و يونس و لوط را [ هدايت كرديم ] ، و همه را بر جهانيان برترى داديم .(86)
و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخى را [ برترى عطا كرديم ] ، و آنان را برگزيديم و به راهى راست هدايت نموديم .(87)
اين هدايت خداست كه هر كس از بندگانش را بخواهد به آن هدايت مي  كند ، و اگر [ آنان با همه عظمت و مقامي كه داشتند براى خدا ]شريك قرار داده بودند ، يقيناً آنچه عمل شايسته انجام مي  دادند ، تباه و بى اثر مي  شد .(88)
آنان كسانى هستند كه به ايشان كتاب ومنصب داورى ونبوّت داديم; پس اگر اينان [ كه به سبب مشرك بودنشان دشمنى و مخالفت مي  كنند ]به اين حقايق [ كه پايه هاى آيين الهى اند ] كفر ورزند ، يقيناً گروهى را [ براى نگهبانى و مراعات امر نبوّت و برنامه دين ] مي  گماريم كه نسبت به آنها كافر نيستند .(89)
آنان [ كه در آيات گذشته به عنوان پيامبران از ايشان ياد شد] كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرد، پس به هدايت آنان اقتدا كن ، [ و به قوم خود ] بگو : در برابر رسالتم پاداشى از شما نمي  خواهم ، اين [ قرآن ] جز تذكّر و پندى براى جهانيان نيست .(90)
[ يهوديان بر ضد پيامبر اسلام به سفسطه گرى پرداختند چون ] آنان خدا را آن گونه كه سزاوار اوست نشناختند ، چرا كه گفتند : خدا بر هيچ بشرى چيزى نازل نكرده . بگو : كتابى را كه موسى آورده چه كسى نازل كرده ؟ كتابى كه براى مردمْ نور [ و روشنگر حقايق ] و [ سرتاسر ] هدايت است ، شما آن را در طومارهاى پراكنده قرار مي  دهيد ، بخشى از آن را [ كه دلخواه شماست براى مردم ] آشكار مي  كنيد و بسيارى از آن را [ كه گواه نبوّت پيامبر اسلام است ] پنهان مي  داريد و حال آنكه حقايقى كه نه شما مي  دانستيد و نه پدرانتان [ به وسيله تورات ] به شما آموخته شد . بگو : خدا ، سپس آنان را رها كن تا در باطل گويى و خرافاتشان بازى كنند .(91)
و اين [ قرآن ] كتابى است پرفايده ، كه ما آن را نازل كرديم ، تصديق كننده كتاب هاى آسمانى پيش از خود است ، و [ نزولش ] براى اين است كه مردم مكه و كسانى را كه پيرامون آنند بيم دهى ; و آنان كه به آخرت ايمان دارند به آن ايمان مي  آورند ، و آنان همواره بر نمازشان محافظت مي  كنند .(92)
چه كسى ستمكارتر از كسى است كه به خدا دروغ مي  بندد ، يا مي  گويد : به من وحى شده ; در حالى كه چيزى به او وحى نشده است ، و نيز كسى كه بگويد : من به زودى مانند آنچه خدا نازل كرده نازل مي  كنم ؟ ! اى كاش ستمكاران را هنگامي كه در سختى ها و شدايد مرگ اند ببينى در حالى كه فرشتگان دست هاى خود را [ به سوى آنان ] گشوده [ و فرياد مي  زنند ] جانتان را بيرون كنيد ، امروز [ كه روز وارد شدن به جهان ديگر است ] به سبب سخنانى كه به ناحق درباره خدا مي  گفتيد واز پذيرفتن آيات او تكبّر مي  كرديد، به عذاب خواركننده اى مي ازات مي  شويد .(93)
و [ لحظه ورود به جهان ديگر به آنان خطاب مي  شود : ] همان گونه كه شما را نخستين بار [ در رحم مادر تنها و دست خالى از همه چيز ] آفريديم ، اكنون هم تنها به نزد ما آمديد ، و آنچه را در دنيا به شما داده بوديم پشت سر گذاشته و همه را از دست داديد ، و شفيعانتان را كه [ در ربوبيّت و عبادت ما ] شريك مي  پنداشتيد ، همراه شما نمي  بينيم ، يقيناً پيوندهاى شما [ با همه چيز ] بريده ، و آنچه را شريكان خدا گمان مي  كرديد از دستتان رفته و گم شده است .(94)
بى ترديد خدا شكافنده دانه و هسته است ; زنده را از مرده بيرون مي  آورد ، و بيرون آورنده مرده از زنده است ; اين است خدا ، پس چگونه [ از حق ]منصرفتان مي  كنند ؟(95)
شكافنده صبح [ از پرده تاريك شب است ] و شب را براى آرامش قرار داد ، و خورشيد و ماه را وسيله اى براى محاسبه و اندازه گيرى زمان مقرّر فرمود ; اين است اندازه گيرى آن تواناى شكست ناپذير ودانا .(96)
و اوست كه ستارگان را براى شما قرار داد تا به وسيله آنها در تاريكى هاى خشكى و دريا راه يابيد ; مسلماً ما آيات خود را براى قومي كه دانايند بيان كرديم .(97)
و اوست كه شما را از يك تن آفريد ، برخى [ از شما ] استقرار يافته [ در زمين ] و برخى به وديعت نهاده [ در اصلاب و رحم هايند ] ; ما آيات خود را براى قومي كه مي  فهمند ، بيان كرديم .(98)
و اوست كه از آسمان آبى فرستاد ، و به وسيله آن گياهان گوناگون را [ از زمين ] رويانديم ، و از آن ساقه ها و شاخه هاى سبز درآورديم ، و از آن دانه هاى متراكم را خارج مي  كنيم ، و از شكوفه درخت خرما خوشه هاى سر فروهشته [ به وجود مي  آوريم ] ، و باغ هايى از انگور و زيتون و انار شبيه به هم و بى شباهت به هم [ بيرون مي  آوريم ] ; به ميوه اش چون ميوه دهد و به رسيدن و كامل شدنش با تأمل بنگريد ، مسلماً در اين [ امور ] براى قومي كه ايمان مي  آورند ، نشانه هايى [ بر توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ]ست .(99)
[ مشركان ] براى خدا شريكانى از جن قرار دادند ، در حالى كه همه آنها را خدا آفريد ، و از روى جهل و بى دانشى براى خدا پسران و دخترانى انگاشتند ; منزّه و برتر است از آنچه آنان توصيف مي  كنند .(100)
[ او ] پديد آورنده آسمان ها و زمين است ، چگونه او را فرزندى باشد ؟ ! در صورتى كه براى او همسرى نبوده ، و همه چيز را او آفريده ; و او به همه چيز داناست .(101)
اين است خدا پروردگار شما ، جز او معبودى نيست ، آفريننده همه چيز است ; پس تنها او را بپرستيد ، و او كارساز هر چيز است .(102)
چشم ها او را در نمي  يابند ، ولى او چشم ها را درمي  يابد ، و او لطيف و آگاه است .(103)
بى ترديد براى شما از سوى پروردگارتان دلايلى روشن آمده ، پس هر كه [ به وسيله آن دلايل بينا شود و حقايق را با چشم دل ] ببيند به سود خود اوست و هر كه [ با پشت كردن به دلايل ] كوردل شود [ و از ديدن حقايق محروم گردد ]به زيان خود اوست ، [ وظيفه من ابلاغ پيام خداست ] و بر شما حافظ و نگهبان نيستم .(104)
اين چنين ، آيات [ خود ] را به صورت هاى گوناگون بيان مي  كنيم [ تا هدف هايى تحقق يابد ] ، يكى اينكه منكران با متهم كردن تو كه اين آيات را از ديگران فرا گرفته اى ، شقاوت خود را كامل كنند و ديگر اينكه آن را براى گروهى كه دانايند ، روشن سازيم .(105)
از آنچه از سوى پروردگارت به تو وحى شده پيروى كن ، هيچ معبودى جز او نيست ، و از مشركان روى بگردان .(106)
اگر خدا مي  خواست آنان [ به طور اجبار ] شرك نمي  آوردند ، [ ولى خواست خدا آزادى انسان در انتخاب است ] و ما تو را بر آنان نگهبان و كارساز قرار نداديم [ تا آنان را به اجبار به پذيرش دين وادار كنى . ](107)
و معبودانى را كه كافران به جاى خدا مي  پرستند ، دشنام ندهيد ، كه آنان هم از روى دشمنى و نادانى خدا را دشنام خواهند داد . اين گونه براى هر امتى عملشان را آراستيم [ تا به كيفر لجاجت و عنادشان گمان كنندكه آنچه انجام مي  دهند نيكوست ، ] سپس بازگشت همه آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود ، پس آنان را به اعمالى كه همواره انجام مي  دادند ، آگاه مي  كند .(108)
با سخت ترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزه دلخواهشان براى آنان آيد ، قطعاً به آن ايمان مي  آورند ، بگو : معجزات فقط در اختيار خداست ، و شما [ اى مردم مؤمن ! ] چه مي  دانيد [ كه حقيقت چيست ؟ ] حقيقت اين است كه اگر آن معجزه هم بيايد ، ايمان نمي  آورند .(109)
و دل ها و ديدگانشان را [ كه وسيله فهم و بصيرت است ، به سزاى لجاجت و عنادشان ] وارونه و دگرگون كرديم ، [ به اين سبب با آمدن معجزه دلخواهشان هم ايمان نمي  آورند ] همان گونه كه نخستين بار به آيات قرآن ايمان نياوردند ، آنان را در طغيانشان رها مي  كنيم تا پيوسته سرگردان باشند .(110)
و مسلماً اگر ما فرشتگان را به سوى آنان نازل مي  كرديم ، و مردگان با آنان سخن مي  گفتند ، و همه چيز را گروه گروه در برابرشان گرد مي  آورديم ، باز هم [ از روى اراده و اختيار ] ايمان نمي  آوردند ; مگر آنكه خدا [ ايمان آوردنشان را به طور اجبار ]بخواهد ، ولى بيشترشان نادانى و جهالت مي ورزند .(111)
و اين گونه براى هر پيامبرى دشمنانى از شياطين انس و جن قرار داديم ، كه براى فريب مردم همواره گفتارى باطل ولى به ظاهر آراسته و دلپسند به يكديگر القاء مي  كنند ، و اگر پروردگارت مي  خواست چنين نمي  كردند ، پس آنان و آنچه را به دروغ به هم مي  بافند واگذار .(112)
و [ ما به عنوان آزمايش بندگان از القاى گفتار باطل توسط شياطين انس و جن به يكديگر مانع نشديم ] تا دل هاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند به آن القائات متمايل شود ، و آن را بپسندد و [ براى رسيدن به منتهاى شقاوت كه كيفر لجاجت و عناد آنان است ] هر عمل زشتى را كه بخواهند انجام دهند ، نهايتاً انجام دهند .(113)
آيا جز خدا حاكم و داورى بطلبم ؟ ! در حالى كه اوست كه اين كتاب آسمانى را كه [ همه معارف و احكام در آن ] به تفصيل بيان شده به سوى شما نازل كرد ; و اهل كتاب [ به ويژه دانشمندان آنان ] مي  دانند كه اين كتاب [ قرآن ] از سوى پروردگارت به درستى و راستى نازل شده ; پس [ در اينكه معجزه خواهى منكران و مخالفت هاى اهل كتاب از روى حقيقت جويى نيست ] از ترديدكنندگان مباش .(114)
و سخن پروردگارت از روى راستى و عدل كامل شد ، سخنان او را تغيير دهنده اى نيست ; و او شنوا و داناست .(115)
اگر از بيشتر مردم روى زمين پيروى كنى [ و آرا و خواسته هايشان را گردن نهى ] تو را از راه خدا گمراه مي  كنند ; آنان فقط از گمان و پندار [ كه پايه علمي و منطقى ندارد ] پيروى مي  كنند ، و تنها به حدس و تخمين تكيه مي  زنند .(116)
يقيناً پروردگارت به كسى كه از راه او گمراه مي  شود و نيز به راه يافتگان داناتر است .(117)
پس اگر به آيات خدا ايمان داريد ، از آنچه [ از گوشت حيوان حلال گوشتى ] كه [ وقت ذبح شدن ] نام خدا بر او برده شده بخوريد [ نه از ذبيحه گمراهان . ](118)
و شما را چه شده [ كه به دنبال ياوه گويى مشركان ] از آنچه [ چون گوشت ذبيحه اى ]كه نام خدا بر آن برده شده نمي  خوريد ؟ ! در صورتى كه آنچه را خدا بر شما حرام نموده براى شما بيان كرده است ، مگر چيزى كه [ براى حفظ جانتان ] به خوردن آن ناچار شويد ; و قطعاً بسيارى [ از بدانديشان ] ، ديگران را از روى جهل و نادانى با هواهاى نفسانى خود گمراه مي  كنند ; يقيناً پروردگارت به تجاوزكاران [از حدود حق] داناتر است .(119)
گناه آشكار و پنهان را رها كنيد ; قطعاً كسانى كه مرتكب گناه مي  شوند به زودى در برابر آنچه همواره مرتكب مي  شدند ، مي ازات خواهند شد .(120)
از آنچه [ هنگام ذبح شدن ] نام خدا بر آن برده نشده نخوريد ; مسلماً خوردن آن فسق [ و بيرون رفتن از عرصه طاعت خدا ] است ; قطعاً شياطين [ شبهات ناروايى را به ضد احكام خدا ] به دوستانشان القاء مي  كنند تا با شما [ درباره احكام خدا ] مي ادله و ستيزه كنند ، و اگر از آنان پيروى كنيد ، يقيناً شما هم مشركيد .(121)
آيا كسى كه [ از نظر عقلى و روحى ]مرده بود و ما او را [ به وسيله هدايت و ايمان ] زنده كرديم ، و براى وى نورى قرار داديم تا در پرتو آن در ميان مردم [ به درستى و سلامت ] حركت كند ، مانند كسى است كه در تاريكى ها [ ىِ جهل و گمراهى ] است و از آن بيرون شدنى نيست ؟ ! اين گونه براى كافران [ به خاطر لجاجت و عنادشان ] آنچه انجام مي  دادند ، آراسته شد [ تا گمان كنند اعمالى را كه انجام مي  دهند نيكوست . ](122)
و اين گونه [ كه در مكه مي  بينى ] در هر آبادى و شهرى رؤسا و سردمداران گنهكارى قرار داديم تا در آن [ براى گمراه كردن مردم ] نيرنگ زنند ، ولى جز به خودشان نيرنگ نمي  زنند ، و [ اين واقعيت را ] درك نمي  كنند .(123)
و چون آيه و معجزه اى [ بخاطر هدايت يافتنشان ]به سوى آنان آيد ، مي  گويند : هرگز ايمان نمي  آوريم تا نظير آنچه به پيامبران خدا داده شده به ما هم داده شود . خدا داناتر است كه مقام رسالت را در كجا قرار دهد ; به زودى آنان را كه گناه كرده اند به كيفر نيرنگى كه [ همواره براى گمراه كردن مردم ] مي  زدند ، در پيشگاه خدا ذلت و خوارى و عذابى سخت خواهد رسيد .(124)
پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت كند ، سينه اش را براى [ پذيرفتن ] اسلام مي  گشايد ; و كسى را كه [ به خاطر لجاجت و عنادش ] بخواهد گمراه نمايد ، سينه اش را چنان تنگ مي  كند كه گويى به زحمت در آسمان بالا مي  رود ; خدا اين گونه پليدى را بر كسانى كه ايمان نمي  آورند ، قرار مي  دهد .(125)
و اين [ قرآن و اسلام ] راه راست پروردگار توست ; ما آيات را براى گروهى كه متذكّر مي  شوند ، بيان كرديم .(126)
براى آنان نزد پروردگارشان خانه سلامت و امن است ; و به پاداش كارهاى پسنديده اى كه همواره انجام مي  دادند يار و سرپرست آنان است .(127)
و [ ياد كنيد ] روزى كه همه جن و انس را جمع مي  كنيم [ و به طايفه جن مي  گوييم : ] اى گروه جن ! شما [ با وسوسه و اغواگرىِ خود ] در بسيارى از انسان ها ميل و رغبت كرديد [ تا آنان را گمراه كنيد ] و دوستانشان از ميان انسان ها مي  گويند : پروردگارا ! هر يك از ما دو گروه [ پيشوايان و پيروان ] از ديگرى بهره بردارى كرديم [ ما پيروان به بهره هاى نامشروع رسيديم ، و پيشوايان از منحرف كردن ما بهره ناروا بردند ] تا به آن مدت از عمرى كه براى ما مقرّر كرده بودى ، رسيديم . [ خدا ] مي  گويد : آتش ، جايگاه شماست ، در آن جاودانه ايد ، مگر آنكه خدا نجات شما را بخواهد ; يقيناً پروردگارت حكيم و داناست .(128)
اين گونه برخى ستمكاران را بر برخى به كيفر گناهانى كه همواره مرتكب مي  شدند ، مسلط و چيره مي  كنيم .(129)
[ در قيامت خطاب مي  رسد : ] اى گروه جن و انس ! آيا براى شما از جنس خودتان پيامبرانى نيامدند كه همواره آيات مرا بر شما مي  خواندند و شما را از ديدار امروزتان هشدار مي  دادند ؟ مي  گويند : ما به زيان خود گواهى مي  دهيم [ كه آمدند ، ولى ما تكذيبشان كرديم ] و  [ جلوه هاى پر زرق و برق ]زندگى دنيا آنان را فريفت ، و [ اكنون در اين عرصه هول انگيز ] به زيان خود گواهى مي  دهند كه [ در دنيا ] كافر بودند .(130)
اين [ فرستادن پيامبران ] براى اين است كه پروردگارت مردم شهرها و آبادى ها را در حالى كه اهلشان [ پيش از آمدن پيامبران]بى خبر [از توحيد و معاد و حقايق] باشند ، از روى ستم هلاك نمي  كند .(131)
و [ در قيامت ] براى هر كدام [ از دو گروه جن و انس ] به سزاى آنچه انجام مي  دادند ، درجاتى [ از ثواب و عذاب ] است ; و پروردگارت از آنچه انجام مي  دهند ، بى خبر نيست .(132)
و پروردگارت بى نياز و صاحب رحمت است ، اگر بخواهد همه شما را هلاك مي  نمايد ، و پس از شما هر نسلى كه بخواهد جايگزين شما مي  كند ، همان گونه كه شما را از نسل گروهى ديگر پديد آورد .(133)
بى ترديد آنچه [ از ثواب و عقاب ] به شما وعده مي  دهند ، آمدنى است ; و شما عاجز كننده خدا نيستيد [ تا بتوانيد از دسترس قدرتش بيرون رويد . ](134)
بگو : اى قوم ! تا جايى كه در قدرت شماست [ براى مبارزه با من و آيينم ] بكوشيد ، من هم [ در انجام دادن وظايفم ]مي  كوشم ، سپس خواهيد دانست كه سرانجام خوش و نيكوى سراى آخرت براى كيست ؟ قطعاً ستمكاران رستگار نمي  شوند .(135)
و مشركان از زراعت و چهارپايانى كه خدا آفريده براى او سهمي قرار دادند ، و به گمان بى اساس خود گفتند : اين سهم خدا ، و اين سهم بُتان ما ; [ و عقيده داشتند ] آنچه براى بتانشان باشد به خدا نمي  رسد و آنچه براى خدا باشد [ در صورتى كه سهم بتان كمبودى داشته باشد ] به آنها مي  رسد ; بد است آنچه داورى مي  كنند .(136)
مانند [ اين سهم بندى بى اساس كه هواى نفسشان در نظرشان آراست ] بتان ، كشتن فرزندانشان را در نظرشان آراستند تا سرگردان و هلاكشان سازند و دينشان را بر آنان مُشتبه [ و آميخته به بدعت ها و خرافات ] كنند ; اگر خدا مي  خواست [ اجباراً ] آن كار را نمي  كردند [ ولى اجبار به عمل و ترك آن مشمول خواست خدا نيست ; ] پس آنان را با آنچه دروغ مي  سازند واگذار .(137)
و به گمان بى اساس خود گفتند : اين چهار پايان و زراعتى كه [ سهم خدا و بتان است ، خوردنش ] ممنوع است ، فقط كسى كه ما بخواهيم بايد از آنها بخورد ، و [ اينها ] چهارپايانى است كه سوار شدن بر آنان حرام است ، و [ نيز آنان را ] چهارپايانى [ بود ] كه [ هنگام ذبح ] نام خدا را بر آنها نمي  بردند ، در حالى كه [ اين سنت ها و قوانين را به دروغ ] به خدا نسبت مي  دادند ; به زودى خدا آنان را در برابر آنچه دروغ مي  بستند ، مي ازات خواهد كرد .(138)
و گفتند : آنچه در شكم اين چهارپايان است [ در صورتى كه زنده بيرون آيد ] ويژه مردان ماست ، و بر همسرانمان حرام است ، و اگر مرده باشد همگى در آن شريكند ; به زودى خدا آنان را بر اين توصيف بى پايه و باطلشان جزا خواهد داد ، زيرا خدا حكيم و داناست .(139)
قطعاً كسانى كه فرزندان خود را از روى سبك مغزى و جهالت كشته اند ، و آنچه را خدا روزى آنان كرده بود بر پايه دروغ بستن به خدا حرام شمرده اند ، زيان كردند ; به راستى كه گمراه شدند و هدايت يافته نبودند .(140)
و اوست كه باغ هايى [ كه درختانش برافراشته ] بر داربست و باغ هايى [ كه درختانش ] بدون داربست [ است ] ، و درخت خرما ، و كشتزار با محصولات گوناگون ، و زيتون ، و انار شبيه به هم و بى شباهت به هم را پديد آورد . از ميوه هاى آنها هنگامي كه ميوه داد بخوريد ، و حقِّ [ الهىِ ] آن را روز دروكردنش [ كه به تهيدستان اختصاص داده شده ] بپردازيد ، و از اسراف [ در خوردن وخرج كردن] بپرهيزيد ، كه قطعاً خدا اسراف كنندگان را دوست ندارد .(141)
و از دام ها ، حيوانات باربر و حيوانات كُرك دار و پشم دهنده را [ آفريد ] ; از آنچه خدا روزى شما كرده بخوريد ، و از گام هاى شيطان پيروى نكنيد ، كه بى ترديد او براى شما دشمنى آشكار است .(142)
[ از حيوانات حلال گوشت و قابل استفاده شما ] هشت نوع همراه با جفتش [ را آفريد ] از گوسفند يك نر و يك ماده ، از بز يك نر و يك ماده ، بگو : آيا خدا ، نر گوسفند و بز ، يا ماده گوسفند و بز را يا آنچه را كه رحم آن دو ماده در برگرفته حرام كرده ؟ اگر راستگوييد از روى علم و دانش به من خبر دهيد .(143)
و از شتر يك نر و يك ماده و از گاو يك نر و يك ماده [ را آفريد ] بگو : آيا خدا نرينه شتر و گاو يا ماده هر دو را يا آنچه را كه رحم آن دو ماده دربرگرفته حرام كرده ؟ يا زمانى كه خدا شما را به اين [ حرام ساختگى ] سفارش كرد ، حاضر بوديد ، پس ستمكارتر از كسى كه به خدا دروغ بندد تا مردم را از روى نادانى و جهالت گمراه كند ، كيست ؟ ! مسلماً خدا گروه ستمكاران را هدايت نمي  كند .(144)
بگو: در احكامي  كه به من وحى شده [خوراك] حرامي را بر خورنده اى كه ميل دارد آن را بخورد نمي  يابم ، مگر آنكه مردار يا خون ريخته شده [ از رگ هاى حيوان ] يا گوشت خوك باشد كه يقيناً همه نجس و پليدند ، يا حيوانى كه از روى نافرمانى از دستور خدا [ هنگام ذبح ] نام غير خدا بر آن برده شده ; پس كسى كه [ براى نجات جانش از خطر ] به خوردن آنها ناچار شود در حالى كه خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نكند [ گناهى بر او نيست ; ]يقيناً پروردگارت بسيار آمرزنده و مهربان است .(145)
و هر حيوان ناخن دار ، و پيه گاو و گوسفند را بر يهوديان حرام كرديم مگر چربى هايى كه بر پشت يا روده هاى آنان است يا آنچه آميخته و مخلوط با استخوان است ; اين [ تحريم ] را به سبب ستم كردنشان به آنان كيفر داديم ، و يقيناً ما راستگوييم .(146)
اگر تو را تكذيب كردند ، بگو : پروردگارمان صاحب رحمتى گسترده است ، ولى عذاب او هم از گروه مي رمان بازگردانده نخواهد شد .(147)
كسانى كه براى خدا شريك و همتا قرار دادند به زودى خواهند گفت : اگر خدا مي  خواست نه ما شرك مي ورزيديم و نه پدرانمان ، و نه چيزى [ از حلال خدا را خودسرانه ] حرام مي  كرديم [ پس شرك و تحريم ما جبرى بوده نه اختيارى ] كسانى كه پيش از اينان بودند [ بر اساس همين عقيده باطل پيامبران را ] تكذيب كردند تا عذاب و انتقام ما را چشيدند ; بگو : آيا نزد شما دانشى [ استوار و منطقى مُستدل بر عقايدتان ] هست كه آن را براى ما آشكار كنيد ؟ شما فقط از پندارهاى واهى و پوچ پيروى مي  كنيد و جز به حدس و گمان تكيه نمي  زنيد .(148)
بگو : دليل و برهان رسا [ كه قابل ردّ ، ايراد ، شك و ترديد نيست ] مخصوص خداست ، و اگر خدا مي  خواست قطعاً همه شما را [ به طور جبر ] هدايت مي  كرد .(149)
[ به مدعيان تحريم هاى خودسرانه ] بگو : گواهان خود را كه گواهى مي  دهند بر اينكه خدا اين امور را حرام كرده بياوريد . پس اگر گواهان هم گواهى دادند تو با آنان گواهى مده ; [ زيرا گواهى دادنشان ناحق و نارواست ] و از هواهاى نفسانى آنان كه آيات ما را تكذيب كردند ، و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند ، و براى پروردگارشان شريك و همتا قرار مي  دهند ، پيروى مكن .(150)
بگو : بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده بخوانم : اينكه چيزى را شريك او قرار مدهيد ، و به پدر و مادر نيكى كنيد ، و فرزندانتان را از [ ترسِ ] تنگدستى نكشيد ، ما شما و آنان را روزى مي  دهيم ، و به كارهاى زشت چه آشكار و چه پنهانش نزديك نشويد ، و انسانى را كه خدا محترم شمرده جز به حق نكشيد ; خدا اين [ گونه ] به شما سفارش كرده تا بينديشيد .(151)
و به مال يتيم جز به روشى كه نيكوتر است ، نزديك نشويد تا به حدّ بلوغِ [ بدنى و عقلىِ ] خود برسد ، و پيمانه و ترازو را بر اساس عدالت و انصاف كامل و تمام بدهيد ; هيچ كس را جز به اندازه توانش تكليف نمي  كنيم ; و هنگامي كه سخن گوييد ، عدالت ورزيد هر چند درباره خويشان باشد ، و به پيمان خدا وفا كنيد ; خدا اين [ گونه ] به شما سفارش كرده تا پند گيريد .(152)
و مسلماً اين [ برنامه هاى محكم و استوار و قوانين و مقرّرات حكيمانه ] راه راست من است ; بنابراين از آن پيروى كنيد و از راه هاى ديگر پيروى مكنيد كه شما را از راه او پراكنده مي  كند ; خدا اين [ گونه ] به شما سفارش كرده تا پرهيزكار شويد .(153)
سپس به موسى كتاب داديم براى اينكه [ نعمت خود را ] بر آنان كه نيكى كردند كامل كنيم ، و براى اينكه همه احكام و معارفى كه مورد نياز بنى اسرائيل بود ، تفصيل و توضيح دهيم و براى اينكه هدايت و رحمت [ بر آنان ] باشد تا به ديدار [ پاداش و مقام قرب ]پروردگارشان ايمان آورند .(154)
و اين [ قرآن ] كتابى پرفايده است كه ما آن را نازل كرديم پس آن را پيروى كنيد و [ از مخالفت با آن ] بپرهيزيد تا مشمول رحمت شويد .(155)
[ آرى ، قرآن را نازل كرديم ] تا [ شما مشركان ] نگوييد : كتاب آسمانى فقط بر دو گروه پيش از ما [ يهود و نصارى ] نازل شد و [ چون به لغت ما نبود ] از [ ياد گرفتن ] قرائت آنان و آموزششان بى خبر مانديم .(156)
يا نگوييد : اگر كتاب آسمانى بر ما نازل مي  شد ، مسلماً از آنان راه يافته تر بوديم ، اينك برهانى آشكار و هدايت و رحمتى از سوى پروردگارتان براى شما آمد ، پس ستمكارتر از كسى كه آيات خدا را تكذيب كند و از آن ها روى بگرداند كيست ؟ به زودى كسانى [ را ] كه از آيات ما روى مي  گردانند ، به خاطرِ روى گرداندنشان به عذابى سخت مي ازات خواهيم كرد .(157)
آيا جز اين انتظار دارند كه فرشتگانِ [ عذاب ] به سويشان آيند ، يا [ قيامت ]پروردگارت [ كه روز جلوه كامل حق و ظهور وانكشاف تام توحيد است ] بيايد ، يا برخى از نشانه هاى پروردگارت [ مانند مرگ و آثار پس از آن ] تحقق يابد ؟ روزى كه برخى از نشانه هاى پروردگارت به ظهور آيد ، ايمان آوردن كسى كه پيش از اين ايمان نياورده يا در حال ايمانش عمل شايسته اى انجام نداده سودى نخواهد داشت . بگو : [ شما با اين وضع ناروايى كه داريد ] منتظر [ عذاب ] باشيد . ما هم منتظريم [ كه عذاب خدا به شما برسد . ](158)
مسلماً كسانى كه دينشان را بخش بخش كردند ، وگروه گروه شدند ، تو را هيچ پيوندى با آنان نيست ، كار آنان فقط با خداست، سپس به اعمالى كه همواره انجام مي  دادند ، آگاهشان مي  كند .(159)
هر كس كار نيك بياورد ، پاداشش ده برابر آن است ، و آنان كه كار بد بياورند ، جز به مانند آن مي ازات نيابند و ايشان مورد ستم قرار نمي  گيرند .(160)
بگو : يقيناً پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرد ، به دينى پايدار و استوار ، دين ابراهيم يكتاپرست حق گرا ، و او از مشركان نبود .(161)
بگو : مسلماً نماز و عبادتم و زندگى كردن و مرگم براى خدا پروردگار جهانيان است .(162)
او را شريكى نيست ، و به اين [ يگانه پرستى ] مأمورم ، و نخستين كسى هستم كه [ در اين آيين ] تسليم [ فرمان ها و احكام ] اويم .(163)
بگو : آيا جز خدا پروردگارى بجويم در حالى كه او پروردگار هر چيزى است ؟ ! و هيچ كس جز به زيان خود [ عمل زشتى ] مرتكب نمي  شود ، و هيچ سنگين بارى بار گناه ديگرى را بر نمي  دارد ; سپس بازگشت همه شما به سوى پروردگارتان خواهد بود ، پس شما را به [ حقّانيّت ] آنچه درباره آن [ با مردم مؤمن ] اختلاف مي  كرديد ، آگاه مي  كند .(164)
اوست كسى كه شما را در زمين ، جانشينان [ نسل هاى گذشته ] قرار داد ، و [ پايه هاى مادى و معنوى ]برخى از شما را بر برخى ديگر به درجاتى بالا برد تا شما را در آنچه به شما عطا كرده ، بيازمايد ; قطعاً پروردگارت زود كيفر است ، و يقيناً بسيار آمرزنده و مهربان است .(165)


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد طراح : دریانت