العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
شنبه 2 بهمن 1395
کد : 13712      تاریخ : 1393/12/9 13:47:10      بخش : جدول ترجمه قرآن کریم print


کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.



دریافت فایل

 

الانفال
مدني -  تعداد آيه75
از تو درباره انفال ] يعنى غنايم جنگى و هر گونه مالى كه مالك معينى ندارد [مي  پرسند ، [ كه مالك آنها كيست و چگونه بايد تقسيم شود ؟ ] بگو : [ مالكيّتِ حقيقىِ ]انفال ويژه خدا وپيامبر است ، پس اگر مؤمن هستيد [نسبت به انفال] از خدا پروا كنيد و [اختلاف و نزاع ] بين خود را اصلاح نماييد ، و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد .(1)
مؤمنان ، فقط كسانى هستند كه چون ياد خدا شود ، دل هايشان ترسان مي  شود، وهنگامي كه آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان مي  افزايد ، و بر پروردگارشان توكل مي  كنند .(2)
هم آنان كه نماز را برپا مي  دارند و ازآنچه به آنان روزى داده ايم ، انفاق مي  كنند .(3)
مؤمنان واقعى و حقيقى فقط آنانند ، براى ايشان نزد پروردگارشان درجاتى بالا و آمرزش و رزق نيكو و فراوانى است .(4)
همان گونه كه پروردگارت تو را به درستى و راستى از خانه ات [ به سوى جنگ بدر ]بيرون آورد و گروهى ازمؤمنان [از رفتن به جنگ] ناخشنود بودند [ همان گونه گروهى از آنان از كيفيتِ تقسيمِ غنايم جنگى ناخشنودند . ](5)
پس از آنكه حق [ بودنِ انگيزه هاى رفتنت به جنگ بدر ] روشن شد با تو در اين حقّ [ روشن و آشكار ]مي ادله و ستيزه مي  كنند [ تا رمي خود را در ترك جنگ به عنوان اينكه جنگى نابرابر است ، تحميل كنند ; چنان از شركت در جنگ ترسيده بودند ] كه گويا به سوى مرگ رانده مي  شوند و آن را با چشم خود مي  بينند ! !(6)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه خدا پيروزى بر يكى ازدو گروه [ سپاه دشمن يا كاروان تجارتى قريش ] را به شما وعده داد ، و شما دوست داشتيد بر كاروان تجارتى قريش دست يابيد ، ولى خدا مي  خواست پيروزى در ميدان جنگ را با فرمان نافذى [ كه داير بر پيروزى مؤمنان و شكست دشمنان جارى ساخته بود ] تحقّق دهد و ريشه كافران را قطع كند .(7)
تا حق را ثابت [و پابرجا و استوار نمايد ] وباطل را نابود سازد ، هر چند مي رمان خوش نداشته باشند .(8)
[ ياد كنيد ] هنگامي را كه [ در حال مشاهده دشمنِ تا دندان مسلح با دعا و زارى ]ازپروردگارتان يارى خواستيد ، و او درخواست شما را اجابت كرد كه من مسلماً شما را با هزار فرشته كه پى در پى نازل مي  شوند ، يارى مي  دهم .(9)
و خدا آن [ وعده يارى ] را فقط مژده و نويدى براى شما قرار داد و نيز براى آنكه دل هايتان به سبب آن آرامش يابد ; و گرنه پيروزى فقط از سوى خداست ; زيرا خدا تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(10)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه به سبب امنيت و آرامشى كه ازسوى خدا يافتيد ، خواب سبكى را به همه شما مسلط كرد و برايتان آبى از آسمان نازل كرد تا شما را به وسيله آن [ از آلودگى ها ] پاك كند ، و وسوسه شيطان را [ كه از بدترين كثافات است ] از شما برطرف نمايد ، و دل هايتان را استحكام دهد ، و گام هايتان را به آن استوار و پا برجا كند .(11)
[ ياد كن ]هنگامي را كه پروردگارت به فرشتگان وحى كرد كه من با شمايم ، پس مؤمنان را [ براى نبرد با دشمن ] ثابت قدم داريد ، [ و ] به زودى در دل كافران ترس مي  اندازم ، پس سرهايشان را در هم كوبيد و همه انگشتانشان را قطع كنيد .(12)
اين [ كيفر سخت ] به سبب اين است كه آنان با خدا و پيامبرش دشمنى و مخالفت كردند ، و هر كس با خدا و پيامبرش دشمنى و مخالفت ورزد ، پس [ بداند كه ] يقيناً خدا سخت كيفر است .(13)
اين [ مي ازات شما در دنياست ] ، پس آن رابچشيد ، و [ بدانيد ] براى كافران در قيامت ، عذاب آتش است .(14)
اى اهل ايمان ! هنگامي كه با كافران در حالى كه بر ضد شما لشكركشى مي  كنند روبرو مي  شويد ، به آنان پشت نكنيد [ و نگريزيد . ](15)
و هر كس در آن موقعيت به آنان پشت كند [ و بگريزد ] سزاوار خشمي از سوى خدا شود و جايگاهش دوزخ است ودوزخ بازگشت گاه بدى است مگر [ اينكه گريزش براى انتخاب محلى ديگر ] جهت ادامه نبرد بادشمن ، يا پيوستن به گروهى [ تازه نفس از مي اهدان براى حمله به دشمن ] باشد .(16)
[ به كشتن دشمنان بر خود مباليد ] شما آنان را نكشتيد ، بلكه خدا آنان را كشت . [ اى پيامبر ! ] هنگامي كه به سوى دشمنان تير پرتاب كردى ، تو پرتاب نكردى ، بلكه خدا پرتاب كرد [ تا آنان را هلاك كند ] و مؤمنان را از سوى خود به آزمايشى نيكو بيازمايد ; زيرا خدا شنوا و داناست .(17)
[ سرنوشت مؤمنان و كافران از ] اين [ قرار است كه ديديد ] ، و قطعاً خدا سست كننده نيرنگ كافران است .(18)
[ شما اى مشركان ! ] اگر پيروزى [ آيينِ حق ] را مي  خواستيد ، اينك پيروزى براى آيينِ حق آمد [ پس به آن ايمان آوريد ] ، و اگر [ از دشمنى و مخالفت با خدا و رسول ] بازايستيد ، براى شما بهتر است ، و اگر [ به دشمنى و مخالفت ] بازگرديد ، ما نيز [ بر ضد شما ] بازمي  گرديم ، و هرگز جمعيت شما هر چند زياد باشد ، چيزى [ از عذاب خدا ] را از شما دفع نمي  كند ، و يقيناً خدا با مؤمنان است .(19)
اى اهل ايمان ! از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و در حالى كه [ سخنان بر حقّ او را ] مي  شنويد ، از او روى نگردانيد .(20)
و مانند كسانى نباشيد كه [ از روى تظاهر ] گفتند : شنيديم در حالى كه [ از روى حقيقت ] نمي  شنوند .(21)
قطعاً بدترين جُنبندگان نزد خدا ، كرانِ [از شنيدن حق ] و لالانِ [ از گفتن حق ]هستند كه [ كلام حق را ] نمي  انديشند !(22)
اگر خدا [ نسبت به پذيرفتن هدايت ، شايستگى و ] خيرى در آنان مي  ديد ، يقيناً ايشان را شنوا [ ى حقايق و معارف ]مي  كرد ، و اگر [ با لجبازى و عنادى كه فعلاً دارند ] آنان را شنوا كند ، باز اعراض كنان ، روى [ از حق ] مي  گردانند .(23)
اى اهل ايمان ! هنگامي كه خدا و پيامبرش شما را به حقايقى كه به شما [ حيات معنوى و ] زندگى [ واقعى ] مي  بخشد ، دعوت مي  كنند اجابت كنيد ، و بدانيد كه خدا ميان آدمي و دلش حايل و مانع مي  شود [ تا حق را باطل و باطل را حق مپندارد ] و مسلماً همه شما به سوى او گردآورى خواهيد شد .(24)
و از عذابى [ كه نتيجه گناه ، فساد ، نزاع ، اختلاف و ترك امر به معروف و نهى از منكر است ] بپرهيزيد ، [ عذابى ] كه فقط به ستمكاران از شما نمي  رسد [ بلكه وقتى نازل شود ، همه را فرا مي  گيرد ، ستمكاران را به خاطر ستم و اهل ايمان را به سبب اختلاف و نزاع و ترك امر به معروف و نهى از منكر ] و بدانيد كه خدا سخت كيفر است .(25)
و ياد كنيد هنگامي را كه شما در زمين گروهى اندك بوديد ، و ناتوان و زبون شمرده مي  شديد ، و همواره مي  ترسيديد كه مردم [ مشرك و كافر ] شما را بربايند [ تا شكنجه و آزار دهند ونابود كنند ] پس خدا شما را [ در شهر مدينه ] جاى داد و با ياريش نيرومندتان ساخت ، و از [ نعمت هاى ] پاكيزه اش به شما روزى بخشيد تا سپاس گزارى كنيد .(26)
اى اهل ايمان ! [ با فاش كردنِ اسرار و جاسوسى براى دشمن ] به خدا و پيامبر خيانت نكنيد ، و به امانت هاى ميان خود هم خيانت نورزيد ، در حالى كه مي  دانيد [ خيانت ، عملى بسيار زشت است . ](27)
و بدانيد كه اموال و فرزندانتان فقط وسيله آزمايش شماست ، وخداست كه پاداشى بزرگ نزد اوست .(28)
اى اهل ايمان ! اگر [ در همه امورتان ] از خدا پروا كنيد ، براى شما [ بينايى و بصيرتى ويژه ] براى تشخيص حق از باطل قرار مي  دهد ، و گناهانتان را محو مي  كند ، و شما را مي  آمرزد ; و خدا داراى فضل بزرگ است .(29)
و [ ياد كن ]هنگامي را كه كفرپيشگان درباره تو نيرنگ مي  زدند تا تو را به زندان دراندازند ، يا به قتل برسانند يا [ از وطن ] بيرونت كنند ، و [ در آينده هم ، همواره بر ضد تو ]نيرنگ مي  زنند و خدا هم جزاى نيرنگشان را مي  دهد و خدا بهترين جزا دهنده نيرنگ زنندگان است .(30)
و هنگامي كه آيات ما را بر آنان مي  خوانند ، مي  گويند : البته شنيديم [ ولى اين آيات ، مطلب فوق العاده اى نيست ] ما هم اگر بخواهيم مانند آن را مي  گوييم ، اين آيات جز افسانه پيشينيان نيست ! !(31)
و [ ياد كن ]هنگامي را كه گفتند : خدايا ! اگر اين [ قرآن ] همان حقِّ [ نازل شده ] از نزد توست ، پس بر ما سنگ هايى از آسمان ببار يا عذابى دردناك بر ما بياور ! !(32)
و خدا بر آن نيست كه آنان را در حالى كه تو در ميان آنان به سر مي  برى ، عذاب كند و تا ايشان طلب آمرزش مي  كنند ، خدا عذاب كننده آنان نخواهد بود .(33)
و چه چيزى مانع آنان است كه خدا عذابشان نكند ، در حالى كه [ مردم مؤمن را ] از ورود به مسجدالحرام [ و عبادت در آن ] با آنكه متولّيان آن نيستند ، بازمي  دارند ; متولّيانِ [ شايسته و واقعىِ ] اين [ مكان مقدس ] فقط پرهيزكارانند ، ولى بيشتر مشركان نمي  دانند [ كه توليت آنجا شايسته آنان نيست . ](34)
و نماز و دعايشان در كنار خانه [ خدا ] چيزى جز سوت كشيدن و كف زدن نبود ، پس به كيفر كفرى كه همواره مي ورزيديد ، عذاب [ دنيا و آخرت را ] بچشيد .(35)
مسلماً كسانى كه كافرند ، اموالشان را هزينه مي  كنند تا مردم را از راه خدا بازدارند ، و به زودى همه اموالشان را [ براى جلوگيرى از گسترش اسلام ] خرج مي  كنند ; سپس [ اين عمل ]براى آنان مايه حسرت و ندامت مي  شود [ زيرا خواهند ديد كه ثروتشان را از دست داده اند و اسلام هم گسترش يافته ] و آن گاه مغلوب مي  شوند ، و آنان كه كافرند به سوى دوزخ گردآورى خواهند شد .(36)
تا خدا ناپاكان را از پاكان جدا كند ، وناپاكان را روى يكديگر گذارد ، پس همه را متراكم وانباشته سازد و يكجا در جهنم قرار دهد ; [ به راستى ] آنانند كه زيانكار واقعى اند .(37)
به كسانى كه كافرند بگو : اگر از كفر خود بازايستند [ و به اسلام روى آورند ] گناهان [ ى چون جنگ با پيامبر و بازداشتن مردم از راه خدا ، ومنع كردن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام ] از آنان بخشيده خواهد شد ، واگر [ به گناهانشان ] بازگردند ، بى ترديد همان سنت خدا كه در رابطه با [ عذاب وهلاك ] پيشينيان جارى شد [ بر آنان نيز جارى مي  شود . ](38)
و با آنان بجنگيد تا هيچ نوع فساد و فتنه [ و خونريزى وناامنى ] بر جا نماند ، و دين [ در سراسر گيتى ] ويژه خدا شود ; پس اگر از فتنه بازايستند [ با آنان نجنگيد ] زيرا خدا به آنچه انجام مي  دهند ، بيناست .(39)
و اگر روى گرداندند [ باك نداشته باشيد ] بدانيد كه خدا سرپرست و يار شماست ; نيكو سرپرست و نيكو ياورى است .(40)
و بدانيد هر چيزى را كه [ از راه جهاد يا كسب يا هر طريق مشروعى ] به عنوان غنيمت و فايده به دست آورديد [ كم باشد يا زياد ] يك پنجم آن براى خدا و رسول خدا (صلى الله عليه وآله) و خويشان پيامبر ، و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است ، اگر به خدا و آنچه بر بنده اش روز جدا كننده حق از باطل ، روز رويارويى دو گروه [ مؤمن وكافر در جنگ بدر ] نازل كرديم ، ايمان آورده ايد [ پس آن را به عنوان حقّى واجب به خدا و رسول و ديگر نامبردگان بپردازيد ] ; و خدا بر هركارى تواناست .(41)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه شما [ در جنگ بدر ] بر دامنه اى نزديك تر به سطح زمين بوديد [ كه براى جنگ جايى نامناسب بود ] و دشمن در دامنه اى بالاتر [ و مناسب براى جنگ ] قرار داشت ، و كاروان [ تجارى قريش ] در مكانى پايين تر ازشما بود [ كه توانست دور از ديد شما بگريزد ] ; و اگر [ براى رويارويى ] با دشمن [ زمانى معين و جايى مشخص ]وعده مي  گذاشتيد ، نسبت به وعده گاه اختلاف مي  كرديد [ ظاهر امر نشان مي  داد كه شكست حتمي با شما و پيروزى قطعى با دشمن است ، ولى اين پيروزى به صورتى غير عادى نصيب شما شد ] تا خدا پيروزى شما و شكست آنان را كه [ بر اساس اراده اش ] انجام شدنى بود تحقق دهد ، تا هر كه هلاك مي  شود از روى دليلى روشن هلاك شود ، وهر كه زندگى مي  كند ازروى برهانى آشكار زندگى كند ; و يقيناً خدا شنوا و داناست .(42)
و [ ياد كن ] هنگامي را كه خدا دررؤياهاى مكرّرت [ نفراتِ ] آنان را [ كه بر ضد تو و اهل ايمان تصميم به جنگ داشتند ]به تو اندك و ناچيز نشان داد [ تا آن را براى يارانت بيان كنى ] ; و اگر آنان را بسيار و زياد نشان مي  داد ، شما [ اى ياران پيامبر ! ] قطعاً سست مي  شديد و در كار جنگ نزاع و اختلاف مي  كرديد ، ولى خدا شما را [ با آگاه شدن از رؤياى پيامبر ، از سستى و اختلاف ] رهايى بخشيد ; زيرا او به آنچه در سينه هاست ، داناست .(43)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه در جنگ بدر باهم برخورد كرديد ، دشمن را در چشم شما اندك نشان داد ، و شما را نيز در چشم آنان اندك نشان داد [ اگر چه در گرما گرم جنگ ، شما را در نظر آنان بسيار و آنان را در نظر شما اندك نشان داد ] تا خدا پيروزى شما و شكست آنان را كه [ بر اساس اراده اش ] انجام شدنى بود ، تحقّق دهد ; و همه كارها به سوى خدا بازگردانده مي  شود .(44)
اى اهل ايمان ! هنگامي كه [ در ميدان نبرد ] با گروهى [ از مشركان و كافران ] برخورد كرديد ، ايستادگى نماييد و خدا را بسيار ياد كنيد تا رستگار شويد .(45)
و از خدا و پيامبرش فرمان بريد ، و با يكديگر نزاع و اختلاف مكنيد ، كه سست و بد دل مي  شويد ، و قدرت و شوكتتان از ميان مي  رود ; و شكيبايى ورزيد ; زيرا خدا با شكيبايان است .(46)
و مانند كسانى مباشيد كه از خانه هايشان از روى مستى و غرور ، و براى خودنمايى بيرون آمدند و مردم را از راه خدا بازمي  داشتند [ ولى سرانجام دچار شكست ذلت بارى شدند ] ; و خدا به آنچه انجام مي  دهند ، احاطه دارد .(47)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه شيطان اعمالشان را [ كه در راه دشمنى با پيامبر و لشكركشى بر ضد اهل ايمان بود ] در نظرشان آراست و گفت : امروز [ به سبب جمعيت بسيار و آرايش جنگى شما ] هيچ كس از مردمان [ با ايمان ] پيروز شونده بر شما نيست ، و من پناه دهنده به شمايم ، ولى زمانى كه دو گروه [ مؤمن و مشرك ] با يكديگر برخورد كردند ، به عقب برگشت و پا به فرار گذاشت ، و گفت : من از شما [ ياران و پيروانم ] بيزارم ، من چيزى را [ چون نزول فرشتگان ]مي  بينم كه شما نمي  بينيد ، البته من از خدا مي  ترسم و خدا سخت كيفر است .(48)
و [ ياد كنيد ] هنگامي را كه منافقان و آنان كه در دل هايشان بيمارى [ شك و ترديد نسبت به حقايق ] است ، مي  گفتند : مؤمنان را دينشان [ با اين جمعيت اندك و اسلحه ناچيز براى شركت در ميدان نبرد ] فريفت ، و [ آنان باور نمي  كردند كه ] هر كس بر خدا توكل كند [ بى ترديد پيروز مي  شود ] ; زيرا خدا تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(49)
و اگر آن زمانى را كه فرشتگان جان كافران را مي  ستانند ، مشاهده كنى [ مي  بينى ] كه بر چهره و پشتشان ضربات سنگينى مي  كوبند و [ به آنان نهيب مي  زنند كه ] عذاب سوزان را بچشيد ! !(50)
اين به سبب گناهانى است كه مرتكب شده اند و گرنه خدا نسبت به بندگانش [ حتى به كمترين چيزى از ستم ] ستمكار نيست .(51)
[ عادتِ اينان ] مانند عادت فرعونيان و پيشينيان آنان است كه به آيات خدا كافر شدند ، پس خدا آنان را به كيفر گناهانشان [به عذابى سخت] گرفت; زيرا خدا نيرومند و سخت كيفر است .(52)
اين [ كيفر سخت ] به سبب اين است كه خدا بر آن نيست كه نعمتى را كه به قومي عطا كرده [ به عذاب و نقمت ] تغيير دهد تا زمانى كه آنان آنچه را در خود [ از عقايد حقّه ، حالات پاك و اخلاق حسنه اى كه ] دارند [ به كفر ، شرك ، عصيان و گناه ] تغيير دهند ; و يقيناً خدا شنوا و داناست .(53)
[ عادت اينان ]مانند عادت فرعونيان و پيشينيان آنان است كه آيات پروردگارشان را تكذيب كردند ، در نتيجه ايشان را به كيفر گناهانشان هلاك نموديم ، و فرعونيان را غرق كرديم و همه آنان ستمكار بودند .(54)
يقيناً بدترين جنبندگان نزد خدا كسانى هستند كه كافرند و [ به سبب لجبازى و عنادشان ] ايمان نمي  آورند .(55)
همان كسانى كه با برخى از آنان [ بارها ] پيمان بستى ، ولى هر بار پيمانشان را مي  شكنند و از خدا پروا نمي  كنند .(56)
پس اگر در ميدان جنگ ، بر آنان دست يافتى [ با وارد كردن مي ازات و عقوبت سنگين بر ايشان ] ديگر كسانى را كه دنبال آنانند [ و قصد جنگ با تو را دارند ] تار و مار كن تا متذكّر [ قدرت شما ] شوند [ و از خيال جنگ با تو بازايستند . ](57)
و اگر از خيانت و پيمان شكنى گروهى [كه با آنان هم پيمانى]بيم دارى ، پس به آنان خبر ده كه [ پيمان ] به صورتى مساوى [ و طرفينى ]گسسته است ; زيرا خدا خائنان را دوست ندارد .(58)
و آنان كه كافرند گمان نكنند كه با پيمان شكنى خود [ بر قدرتِ حق ] پيشى جسته اند ، اينان نمي  توانند [ ما را ]عاجزكنند [ تا از دسترس قدرت ما بيرون روند . ](59)
و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان داريد از نيرو [ و نفرات و ساز و برگ جنگى ] و اسبان ورزيده [ براى جنگ ] آماده كنيد تا به وسيله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان ودشمنانى غير ايشان را كه نمي  شناسيد ، ولى خدا آنان را مي  شناسد بترسانيد. و هر چه در راه خدا هزينه كنيد ، پاداشش به طور كامل به شما داده مي  شود ، و مورد ستم قرار نخواهيد گرفت .(60)
و اگر دشمنان به صلح گرايند ، تو هم به صلح گراى ، و بر خدا توكل كن ، كه يقيناً او شنوا و داناست .(61)
و اگر بخواهند [ در زمينه صلح و آشتى ] تو را بفريبند ، يقيناً خدا تو را بس است ; اوست كسى كه تو را با يارى خود و به وسيله مؤمنان نيرومند ساخت .(62)
و ميان دل هايشان الفت و پيوند برقرار كرد كه اگر همه آنچه را در روى زمين است ، هزينه مي  كردى نمي  توانستى ميان دل هايشان الفت اندازى ، ولى خدا ميان آنان ايجاد الفت كرد ; زيرا خدا تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(63)
اى پيامبر ! خدا و مؤمنانى كه از تو پيروى مي  كنند [ از نظر حمايت و پشتيبانى ] براى تو بس است .(64)
اى پيامبر ! مؤمنان را به جنگ برانگيز كه اگر از شما بيست نفر صابر باشند بر دويست نفر چيره مي  شوند ، و اگر از شما صد نفر [ صابر ] باشند بر هزار نفر از كافران چيره مي  شوند ; زيرا آنان گروهى هستند [ كه حقايق توحيد و قدرت خدا را ] نمي  فهمند .(65)
اكنون خدا به شما تخفيف داد و معلوم داشت كه در شما ضعفى هست ; بنابراين اگر از شما صد نفر صابر باشند بر دويست نفر چيره مي  شوند ، و اگر هزار نفر [ صابر ] باشند ، به فرمان خدا بر دو هزار نفر چيره مي  شوند ; و خدا با صابران است .(66)
هيچ پيامبرى را نسزد و نشايد كه [ پيش از جنگ و پيروزى بر دشمن ] اسيران جنگى بگيرد ، تا زمانى كه [ دشمن را به طور كامل ]در زمين از قدرت و توان بيندازد [ و موقعيت دين و مؤمنان در جهان پابرجا و استوار گردد آن گاه اسير بگيرد ; شما اى ياران پيامبر ! ] متاع ناچيز و ناپايدار دنيا را مي  خواهيد ، و خدا [ براى شما ] آخرت را مي  خواهد ; و خدا تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(67)
اگر فرمان و حكم لازمي كه از سوى خدا گذشته است ، نبود [ كه پيش از اتمام حجت كسى را عذاب نكند ] مسلماً شما را به سبب اسيرانى كه [ بدون اجازه پيامبر و پيش از شروع جنگ ] گرفتيد ، عذابى بزرگ مي  رسيد .(68)
آنچه از غنيمت [ در ميدان جنگ ] گرفته ايد ، حلال و پاكيزه بخوريد و از خدا پروا كنيد ; يقيناً خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .(69)
اى پيامبر ! به اسيرانى كه در اختيار شمايند ، بگو : اگر خدا خيرى در دل هاى شما بداند ، بهتر از مالى كه [ در برابر آزادى شما ] از شما گرفته اند به شما مي  دهد ، و گناهانتان را مي  آمرزد و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .(70)
و اگر اسيران آزاد شده بخواهند [ پس از آزاد شدنشان ] به تو خيانت ورزند ، [ كار جديد و تازه اى نيست ] آنان پيش از اين هم به خدا خيانت ورزيدند ، پس او تو را بر آنان مسلط ساخت ; و خدا دانا و حكيم است .(71)
مسلماً كسانى كه ايمان آوردند ، و هجرت كردند ، و با اموال و جان هايشان در راه خدا جهاد نمودند ، و كسانى كه مهاجران را پناه و جا دادند و يارى كردند ، اينانند كه يار و دوست يكديگرند . و كسانى كه ايمان آوردند و هجرت نكردند شما را از دوستى آنان هيچ سودى نيست تازمانى كه هجرت كنند ; و اگر در امور دين از شما يارى طلبند ، بر شماست كه آنان را يارى دهيد مگر آنكه يارى دادن شما به زيان گروهى باشد كه ميان شما و آنان پيمان [ ترك جنگ ] برقرار است ; و خدا به آنچه انجام مي  دهيد ، بيناست .(72)
و آنان كه كافرند ، دوستان و ياران يكديگرند [ و ] اگر شما فرمان پيوند [ با اهل ايمان و قطع رابطه با كافران ] را به اجرا نگذاريد فتنه و فسادى بزرگ در زمين پيدا خواهد شد .(73)
و كسانى كه ايمان آوردند و هجرت كردند و در راه خدا جهاد نمودند و آنان كه مهاجران را پناه دادند و يارى كردند ، مؤمنان حقيقى فقط آنانند ، براى آنان آمرزش و رزق نيكو و فراوانى است .(74)
و آنان كه بعد [ از مؤمنان و نخستين مهاجران ] ايمان آوردند و هجرت كردند و همراه شما با دشمنان جنگيدند، از شمايند; و خويشاوندان [بنابر آنچه نسبت به برنامه ارث] در كتاب خدا مقرّر شده از ديگران سزاوارترند ; يقيناً خدا به همه چيز داناست .(75)


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد