العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
سه شنبه 10 اسفند 1395
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13714      تاریخ : 1393/12/9 13:53:59      بخش : جدول ترجمه قرآن کریم print


کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.



دریافت فایل

 

يونس
مکي -  تعداد آيه109
الر ـ اين آيات [ با عظمت ] كتاب محكم و استوار است .(1)
آيا براى مردم شگفت آور است كه بر مردى از خودشان وحى فرستاديم كه مردم را [ از عاقبت كفر ، ناسپاسى ، گناه و تجاوز ] بيم ده ، و به كسانى كه ايمان آورده اند مژده ده كه آنان را نزد پروردگارشان سابقه اى نيك [ و مقام ، مرتبه اى بلند و پاداشى شايسته ]است . كافران [ لجوج و بى منطق ] گفتند : همانا اين مرد ، جادوگرى آشكار است ! !(2)
يقيناً پروردگارتان خداى يكتاست كه آسمان ها و زمين را در شش روز پديد آورد ، آن گاه بر تخت فرمانروايى و حكومت بر آفرينش چيره شد ، همواره كار جهان را [ با قوانينى استوار و منظم ] تدبير مي  كند . [ كار ]هيچ واسطه اى [ در همه جهان هستى براى جابجايى عناصر وتركيب اجزا وبه جريان انداختن امور]جز پس از اذن او نيست . اين است خدا ، پروردگار شما ، پس او را بپرستيد ; آيا متذكّر [ حقايق ] نمي  شويد ؟(3)
بازگشت همه شما فقط به سوى اوست . [ خدا شما را وعده داد ] وعده اى حق وثابت; بى ترديد اوست كه جهان آفرينش را مي  آفريند ، سپس آن را [ به قيامت] بازمي  گرداند تا كسانى كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته انجام داده اند ، به عدالت و انصاف پاداش دهد ، و براى كسانى كه كافر شدند به كيفر كفرى كه همواره مي ورزيدند ، شربتى از آب بسيار جوشان و عذابى دردناك است .(4)
اوست كه خورشيد را فروزان و ماه را تابان قرار داد ، و براى ماه منازلى [ چون هلال ، تربيع ، بدر و محاق ] مقدّر ساخت تا شمار سال و حساب [ ماه ، هفته ، اوقات امور زندگى و تنظيم برنامه هاى معيشت ]را بدانيد . خدا آنها را جز به درستى و راستى نيافريده ; او نشانه ها را براى گروهى كه دانايند [بدون هر گونه ابهام] بيان مي  كند .(5)
به يقين در رفت و آمد شب و روز و آنچه را خدا در آسمان ها و زمين پديد آورد ، براى گروهى كه همواره تقوا پيشه اند ، نشانه هايى [ بر توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ]ست .(6)
مسلماً كسانى كه ديدارِ [ قيامتِ ] ما [ و محاسبه شدن اعمالشان ] را اميد ندارند و به زندگى دنيا خشنود شده اند و به آن آرام يافته اند و آنانكه از آيات ما بى خبرند .(7)
آنانند كه به كيفر گناهانى كه همواره مرتكب مي  شدند ، جايگاهشان آتش است .(8)
بى ترديد كسانى كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته انجام داده اند ، پروردگارشان آنان را به سبب ايمانشان به بهشت هاى پر نعمت كه نهرها از زير [ قصرهاىِ ] آنها جارى است ، راهنمايى مي  كند .(9)
[ آغازِ ] نيايششان در آنجا [ اين است كه ] : خدايا ! از هر عيب و نقصى منزّهى ، و درود خدا در آنجا به آنان عطا كردن سلامتى كامل است ، و پايان بخشِ نيايششان اين است كه همه ستايش ها ويژه خدا مالك و مربى جهانيان است .(10)
و اگر خدا براى مردم در عذاب و مي ازات همان گونه كه آنان در طلب خير و خوشى شتاب دارند ، شتاب مي ورزيد ، قطعاً مدت عمرشان [ با نزول عذاب و مي ازات ] پايان مي  يافت ; پس كسانى كه ديدارِ [ قيامتِ ] ما [ و محاسبه شدن اعمالشان ] را اميد ندارند ، وا مي  گذاريم تا در طغيانشان سرگردان بمانند .(11)
و چون انسان را گزند و آسيبى رسد ، ما را [ در همه حالات ] به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده [ به يارى ]مي  خواند ، پس زمانى كه گزند و آسيبش را برطرف كنيم ، آن چنان به راه ناسپاسى و گناه مي  رود كه گويى هرگز ما را براى برطرف كردن گزند و آسيبى كه به او رسيده [ به يارى ] نخوانده است ! ! اين گونه براى اسراف كاران اعمالى كه همواره انجام مي  دادند ، آراسته شده [ تا جايى كه زشتى اعمالشان را نمي  فهمند . ](12)
يقيناً اقوام پيش از شما را هنگامي كه ستم ورزيدند ، هلاك كرديم ، و پيامبرانشان براى آنان دلايل روشن آوردند ، ولى آنان بر آن نبودند كه ايمان بياورند ; اين گونه گروه گناهكار را كيفر مي  دهيم .(13)
سپس شما را بعد از آنان در زمين جانشين قرار داديم تا [ بر پايه سنّت آزمايش ] بنگريم ، چگونه عمل مي  كنيد ؟(14)
و هنگامي كه آيات روشن ما بر آنان خوانده شود ، كسانى كه ديدار [ قيامت ] ما [ و محاسبه شدن اعمالشان ] را اميد ندارند ، مي  گويند : قرآنى غير اين بياور يا آن را [ به آياتى ديگر كه خوش آيند طبع ما باشد ] تغيير ده ! ! بگو : مرا نرسد كه آن را از نزد خود تغيير دهم ; جز آنچه را به من وحى مي  شود ، پيروى نمي  كنم ; من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم ، از عذاب روزى بزرگ مي  ترسم .(15)
بگو : اگر خدا مي  خواست آن را بر شما نمي  خواندم ، و او هم شما را به آن آگاه نمي  كرد ; همانا مدت ها پيش از نزول قرآن در ميان شما بودم ، [ و ادعاى پيامبرى نداشتم ، اكنون صدق پيامبرى خود را با اين قرآن اثبات مي  كنم ] آيا نمي  انديشيد ؟(16)
پس ستمكارتر از كسى كه بر خدا دروغ بندد يا آياتش را تكذيب كند ، كيست ؟ يقيناً گنهكاران ، رستگار نخواهند شد .(17)
و آنان به جاى خدا چيزهايى را مي  پرستند كه نه زيانى به آنان مي  رسانند و نه سودى به آنان مي  دهند ; و مي  گويند : اينان شفيعان ما نزد خدايند . بگو : آيا خدا را به شفيعانى خبر مي  دهيد كه آنها را در آسمان ها و زمين [ به عنوان شفيع ] نمي  شناسد ؟ او از آنچه كه شريك او قرار مي  دهند ، منزّه و برتر است .(18)
و مردم [ بر محور يكتاپرستى ]جز امت واحدى نبودند ; پس [ چيزى نگذشت كه درباره دين ] دچار اختلاف شدند ; و اگر از سوى پروردگارت ، فرمانى مقرّر نشده بود [ كه عذاب اختلاف كنندگان تا قيامت به تأخير افتد ] يقيناً ميان آنان در آنچه اختلاف مي  كنند ، داورى مي  شد [ و نتيجه داورى نابودى آنان و انقراض نسلشان بود . ](19)
و مي  گويند : چرا از سوى پروردگارش معجزه اى [چون عصاى موسى وناقه صالح وغير آن] بر او نازل نشده ؟ بگو : [آمدن و نيامدن معجزه از امور غيبى است و ]غيب ويژه خداست ; پس [ به خاطر لجاجت و مخالفت با حق ] به انتظار [ عذاب ]باشيد كه من هم با شما از منتظرانم .(20)
و چون مردم را پس از رنج و آسيبى كه به آنان رسيده ، رفاه و آسايشى بچشانيم [ به جاى سپاس و ستايش ] ناگاه در آيات ما به نيرنگ و بدانديشى برخيزند [ و براى نپذيرفتن آن به بهانه ها و توجيهات بى پايه متوسّل شوند ] بگو : خدا در كيفر و مي ازات ، سريع تر و كارآمدتر است . مسلماً فرستادگان ما [ كه فرشتگان و نويسندگانِ اعمالند ] آنچه نيرنگ و بدانديشى مي  كنيد [ در نامه عمل شما ] ثبت مي  كنند .(21)
او كسى است كه شما را در خشكى و دريا گردش مي  دهد ، تا آن گاه كه در كشتى ها باشيد و كشتى ها مسافرانش را با بادى ملايم و آرام حركت دهند ، و كشتى نشينان به آن باد ملايم و آرام شادمان شوند ، ناگاه بادى تند و سخت بر آن كشتى وَزَد و از هر طرف موجى سهمگين بر آنان تازد ، و يقين كنند كه در محاصره [ امواج خطرناك ] افتاده اند [ و راهى براى نجات ندارند ] ، [ در آن هنگامه هلاكت بار ] خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را از هر گونه شركى براى او خالص مي  كنند ، مي  خوانند كه اگر ما را از اين [ عرصه هلاكت بار ] نجات دهى ، مسلماً و قطعاً از سپاس گزاران خواهيم شد .(22)
پس هنگامي كه آنان را نجات بخشد ، ناگهان در زمين به ناحق تجاوز و سركشى مي  كنند . اى مردم ! تجاوز و سركشى شما فقط به زيان خود شماست ; [ چند روزى محدود از ] كالاى زندگى دنيا [ بهره مي  بريد ] ; آن گاه بازگشتتان به سوى ماست ; پس شما را به اعمالى كه همواره انجام مي  داديد ، آگاه مي  كنيم .(23)
در حقيقت ، داستان زندگى دنيا [ در زود گذر بودن ] مانند آبى است كه از آسمان نازل كرديم ، پس گياهان و روييدنى هاى زمين از آنچه مردم و چهارپايان از آن مي  خورند ، با آن آب در آميخت [ و رشد و نمو يافت ] تا آن گاه كه زمين [ سرسبزى و نهايت زيبايى و ] زينتش را [ از آن همه روييدنى هاى رنگارنگ هم چون عروس ] بر خود گرفت ، و اهل آن گمان كردند كه قدرت [ هر نوع بهره بردارى را ] از آن [ چهره زيبا و آراسته ] دارند ، [ كه ناگهان ] فرمان ما در شبى يا روزى [ به صورت سرمايى سخت يا صاعقه اى آتش زا يا توفانى بنيان كن ] به زمين رسيد ، پس همه گياهان را به صورت گياهان خشك درو شده درآورديم كه گويى ديروز [ چنين زراعتى ] وجود نداشته . اين گونه نشانه ها [ ى قدرت خود ] را براى گروهى كه مي  انديشند ، بيان مي  كنيم .(24)
و خدا [ مردم را ] به سراى سلامت و امنيت [ كه بهشتِ عنبر سرشت است ] دعوت مي  كند و هر كه را بخواهد به راهى راست هدايت مي  نمايد .(25)
براى كسانى كه نيكى كردند ، [ بهترين ] پاداش و افزون [ بر آن ] است ; و چهره آنان را سياهى و خوارى نمي  پوشاند ; آنان اهل بهشت اند [ و ] در آن جاودانه اند .(26)
و كسانى كه مرتكب بدى ها شدند ، كيفر هر بدى مانند همان بدى است و خوارى آنان را فرامي  گيرد ، براى آنان از [ خشم و عذاب ] خدا هيچ حافظ و نگه دارنده اى نخواهد بود ; گويى چهره هايشان با پاره هايى از شب تاريك پوشيده شده ; آنان اهل آتش اند و در آن جاودانه اند .(27)
و [ ياد كن ] روزى را كه همه آنان را [ در قيامت ] جمع مي  كنيم ، آن گاه به مشركان مي  گوييم : شما و معبودانتان در جايگاه خود بايستيد ; پس ميان آنان و معبودشان جدايى مي  اندازيم ، و معبودانشان به آنان خطاب مي  كنند : شما در دنيا ما را نمي  پرستيديد [ بلكه شيطان و هواى نفس خود را مي  پرستيديد . ](28)
پس خدا ميان ما و شما از جهت شهادت كافى است كه ما يقيناً از پرستش شما نسبت به خود بى خبر بوديم .(29)
آنجاست كه هر كسى [ به پاداش ] هر عملى كه از پيش فرستاده گرفتار آيد ، همه به سوى خدا ـ سرپرست حقيقى خود ـ بازگردانده مي  شوند ، و آنچه را همواره به دروغ شريك خدا انگاشته بودند [ گم شده ] از دستشان مي  رود .(30)
بگو : كيست كه شما را از آسمان و زمين روزى مي  دهد ؟ يا كيست كه بر گوش ها و چشم ها مالكيّت و حكومت دارد ؟ و كيست كه زنده را از مرده ، و مرده را از زنده بيرون مي  آورد ؟ و كيست كه همواره امور [ جهان هستى ] را تدبير مي  كند ؟ به زودى خواهند گفت : خدا ! پس بگو : آيا [ از پرستش غير او ]نمي  پرهيزيد ؟ !(31)
اين است خدا ، پروردگار حقيقى شما ، بنابراين بعد از حق چيزى جز گمراهى و ضلالت وجود دارد ؟ پس چگونه شما را از حق بازمي  گردانند ؟(32)
اين گونه فرمان قاطعانه پروردگارت درباره فاسقان محقّق و ثابت شد كه اينان [ به سبب گناه و لجاجت ] ايمان نمي  آورند .(33)
بگو : آيا از معبودهاى شما كسى هست كه جهان آفرينش را ايجاد نمايد و سپس آن را [ پس ازفانى شدن ، به قيامت ] بازگرداند ؟ بگو : فقط خداست كه جهان آفرينش را مي  آفريند سپس آن را [ پس از فنا ] بازمي  گرداند ، پس چگونه [ از حق ] منصرفتان مي  كنند ؟(34)
بگو : آيا از معبودان شما كسى هست كه به سوى حق هدايت كند؟ بگو : فقط خداست كه به سوى حق هدايت مي  كند ; پس آيا كسى كه به سوى حق هدايت مي  كند ، براى پيروى شدن شايسته تر است يا كسى كه هدايت نمي  يابد مگر آنكه هدايتش كنند ؟ شما را چه شده ؟ چگونه [ بدون بصيرت و دانش ] داورى مي  كنيد ؟(35)
و بيشتر آنان [ در عقايد و آرايشان ] جز از گمان و ظن پيروى نمي  كنند ، يقيناً گمان و ظن به هيچوجه انسان را از حق بى نياز نمي  كند ، [ و جاى معرفت و دانش را نمي  گيرد ] مسلماً خدا به آنچه انجام مي  دهند ، داناست .(36)
و اين قرآن را نسزد كه دروغى ساختگى از سوى غير خدا باشد ، بلكه [ با آيات محكم و استوارش ] تصديق كننده كتاب هاى پيش از خود و شرح و توضيحى بر هر كتاب [ آسمانى ] است ، در آن هيچ ترديدى نيست كه از سوى پروردگار جهانيان است .(37)
ولى [ اين سبك مغزان بى منطق ، در عين روشن بودن حقيقت ]مي  گويند : [ پيامبر ] آن را به دروغ بافته است . بگو : پس اگر [ در ادعاى خود ] راستگو هستيد ، سوره اى مانند آن بياوريد ، و هر كه را جز خدا مي  توانيد [ براى اين كار ] به يارى خود دعوت كنيد .(38)
آرى ، [ عجولانه ]حقيقتى را تكذيب كردند كه به معارف و مفاهيمش احاطه نداشتند و هنوز تفسير عينى و تحقّق و ظهور آياتش [ كه در قيامت انجام مي  گيرد ] براى آنان نيامده است ، كسانى كه پيش از آنان بودند [ نيز آيات الهى و پيامبران را ] اين گونه تكذيب كردند ; پس با تأمل بنگر كه سرانجام ستمكاران چگونه بود ؟(39)
و گروهى از مردم به قرآن ايمان مي  آورند و گروهى ايمان نمي  آورند ; و پروردگارت به مفسدان ، داناتر است .(40)
و اگر تو را تكذيب كردند [ تا آنجا كه از ايمان آوردنشان نااميد شدى ] بگو : عمل من براى من وعمل شما براى شماست ، شما از آنچه من انجام مي  دهم ، بيزاريد، ومن از آنچه شما انجام مي  دهيد ، بيزارم .(41)
و برخى از آنان به تو گوش مي  دهند [ ولى گويا نمي  شنوند ] آيا تو مي  توانى كران را گرچه انديشه نمي  كنند ، بشنوانى ؟(42)
و گروهى از آنان تو را مي  نگرند [ ولى گويا از درك معجزاتت ، فهم آيات قرآن ، سلامت اخلاق و كردارت با چشم دل ناتوانند ] . آيا تو مي  توانى نابينايان را گرچه از روى بصيرت و بينش نبينند ، هدايت كنى ؟(43)
يقيناً خدا هيچ ستمي به مردم روا نمي  دارد ، ولى مردم [ با روى گردانى از حق ] بر خود ستم مي ورزند .(44)
و ياد كن روزى را كه خدا آنان را [ در قيامت ]گرد مي  آورد ، در حالى كه گويا [ در دنيا ] جز ساعتى از روز درنگ نكرده اند ، آنان ميان خودشان يكديگر را [ به گونه اى كه در دنيا مي  شناختند ] مي  شناسند ; يقيناً كسانى كه ديدار [ قيامت ] خدا [ و محاسبه شدن اعمالشان ] را تكذيب كردند ، سرمايه وجودشان را تباه نمودند و از راه يافتگان نبودند .(45)
اگر پاره اى از عذاب هايى را كه [ به سبب كفرشان]به آنان وعده مي  دهيم ، به تو نشان دهيم [ مي  بينى كه عذابى سخت و دردناك است ] يا اگر [ پيش از آنكه عذاب آنان را به تو نشان دهيم ] تو را قبض روح كنيم [ اندوه مخور كه در قيامت ، عذابشان را خواهى ديد ] پس بازگشتشان به سوى ماست ; آن گاه خدا بر آنچه انجام مي  دهند ، گواه است .(46)
و براى هر امتى پيامبرى است ; پس هنگامي كه پيامبرشان [ در قيامت ] به سويشان آيد ، در ميانشان به عدالت وانصاف داورى شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت .(47)
و [ به صورتى مسخره آميز ] مي  گويند : اين وعده [ آمدن قيامت و محاسبه اعمال ] چه زمانى است ، اگر راستگوييد ؟(48)
بگو : من براى خود قدرت دفع زيان و جلب سود ندارم ، مگر آنچه را كه خدا بخواهد ; [ وظيفه من فقط ابلاغ پيام خداست ] براى هر امتى سرآمدى معين و اجلى محدود است ، هنگامي كه اجلشان سرآيد ، نه لحظه اى پس مي  مانند و نه پيش مي  افتند .(49)
بگو : به من خبر دهيد كه اگر عذاب خدا شما را در شب يا در روز فرا رسد [ چه قدرتى بر دفع آن داريد ؟ ] گنهكاران چه چيزى از عذاب را به شتاب مي  خواهند ؟(50)
سپس آيا هنگامي كه عذاب فرا مي  رسد به درستى و حق بودنش ايمان مي  آوريد ؟ [ در لحظه فرا رسيدن عذاب به شما گفته مي  شود : ] حالا و ايمان ؟ ! [ اين همان عذابى است ] كه همواره به رسيدن آن شتاب ورزيديد !(51)
آن گاه به كسانى كه ستم كرده اند ، گفته مي  شود : عذاب جاودانه را بچشيد ، آيا جز به كيفر آنچه همواره مرتكب مي  شديد ، جزا داده مي  شويد ؟(52)
و از تو خبر مي  گيرند : آيا [ عذاب جاودانه اى كه به آن تهديد مي  شويم ] حق است ؟ بگو : آرى ، سوگند به پروردگارم يقيناً حق است ، و شما عاجز كننده [ خدا ] نيستيد [ تا بتوانيد از دسترس قدرت او بيرون رويد . ](53)
اگر [ در قيامت ] براى هر كسى كه ستم كرده همه ثروتى كه در زمين است فراهم باشد ، يقيناً آن را براى بازخريد خود [ از عذاب جاودانه ] مي  پردازد ; و زمانى كه عذاب را ببينند [ از شدت شرمسارى ] پشيمانى و اندوه خود را پنهان مي  كنند ، وميان آنان به عدالت و انصاف داورى مي  شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت .(54)
آگاه باشيد ! مسلماً آنچه در آسمان ها وزمين است ، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى خداست . بدانيد كه بى ترديد وعده خدا حق است ، ولى بيشترشان [ اين حقايق را ] نمي  دانند .(55)
او زنده مي  كند ومي  ميراند وبه سوى او بازگردانده مي  شويد .(56)
اى مردم ! يقيناً از سوى پروردگارتان براى شما پند وموعظه اى آمده ، و شفاست براى آنچه [ ازبيمارى هاى اعتقادى و اخلاقى ] در سينه هاست ، و سراسر هدايت و رحمتى است براى مؤمنان .(57)
بگو : [ اين موعظه ، دارو ، هدايت و رحمت ] به فضل و رحمت خداست ، پس بايد مؤمنان به آن شاد شوند كه آن از همه ثروتى كه جمع مي  كنند ، بهتر است .(58)
بگو : به من خبر دهيد كه آنچه خدا از رزق و روزى براى شما نازل كرده و شما بخشى از آن را حرام و بخشى را حلال كرديد . بگو : آيا خدا اين حرام و حلال كردن را به شما اجازه داده يا بر خدا دروغ مي  بنديد ؟ !(59)
و كسانى كه بر خدا دروغ مي  بندند ، گمانشان به روز قيامت چيست؟ بى ترديد خدا نسبت به همه مردم ، صاحب فضل و احسان است ، ولى بيشترشان سپاس نمي  گزارند .(60)
[ اى پيامبر ! ] در هيچ شغل و كارى نمي  باشى ، و هيچ بخشى از قرآن را كه از سوى خداست ، تلاوت نمي  كنى ، و [ شما اى مردم ! ]هيچ كارى انجام نمي  دهيد ، مگر آنكه وقتى سرگرم به آن كار هستيد ، گواه و شاهد شماييم . و به اندازه وزن ذره اى در زمين و آسمان از پروردگارت پوشيده نيست و نه كوچك تر از آن ذره و نه بزرگ تر از آن نيست ، مگر آنكه در كتابى روشن ثبت است .(61)
آگاه باشيد ! يقيناً دوستان خدا نه بيمي بر آنان است و نه اندوهگين مي  شوند .(62)
آنان كه ايمان آورده اند و همواره پرهيزكارى دارند .(63)
آنان را در زندگى دنيا وآخرت مژده و بشارت است [ در دنيا به وسيله وحى و در آخرت به خطاب خدا و گفتار فرشتگان ] در كلمات خدا [ كه وعده ها و بشارت هاى اوست ] هيچ دگرگونى نيست ; اين است كاميابى بزرگ .(64)
و گفتار [ بى اساس و تبليغاتِ نارواىِ ] مخالفان ، تو را غمگين نكند ; زيرا همه عزت و توانمندى براى خداست ; او شنوا و داناست .(65)
آگاه باشيد ! يقيناً هر كه در آسمان ها و هر كه در زمين است در سيطره مالكيّت و فرمانروايى خداست ; و كسانى كه به جاى خدا معبودانى را مي  پرستند ، از حق پيروى نمي  كنند ; آنان [در اين پرستش ] فقط از گمان و ظن پيروى مي  كنند و آنان فقط دروغ مي  بافند .(66)
اوست كسى كه شبِ [ تاريك ] را براى شما پديد آورد تا در آن بياراميد ، و روز را نور افشان [ قرار داد تا در آن به كار و كوشش بپردازيد ] ; يقيناً در اين امور براى گروهى كه حقايق را بشنوند ، نشانه هايى [ از توحيد و قدرت و ربوبيّت خدا ] ست .(67)
[ مشركان بر پايه گمان واهى خود ]گفتند : خدا براى خود فرزندى گرفته است ! ! او منزّه از هر عيب و نقصى است ، او از هر چيزى بى نياز است ، آنچه در آسمان ها و زمين است ، در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست ; نزد شما بر اين ادعا[ ىِ پوچ ] هيچ دليل و برهانى نيست ، آيا چيزى را از روى جهل و نادانى به خدا نسبت مي  دهيد ؟ !(68)
بگو: كسانى كه بر خدا دروغ مي  بندند ، يقيناً رستگار نمي  شوند .(69)
در دنيا [بهره آنان از دروغ بستن ] بهره اى [ اندك ] است ; آن گاه بازگشتشان به سوى ماست ; سپس به آنان به كيفر آنكه كفر مي ورزيدند ، عذابى سخت مي  چشانيم .(70)
و سرگذشت [ پر فايده و عبرت آموز ] نوح را براى آنان بگو ، آن گاه كه به قوم خود گفت : اى قوم من ! اگر اقامت طولانى من ميان شما و پند واندرزم به وسيله آيات خدا ، بر شما گران و دشوار است [ از هيچ كارى بر ضد من كوتاهى نكنيد ] من بر خدا توكل كردم ، پس شما عزم و تصميم خود و قدرت معبودانتان را [ كه گمان مي  كنيد شما را يارى مي  دهند ] روى هم بگذاريد تا تلاشتان [ بر ضد من ] بر شما مبهم و پوشيده نباشد ، آن گاه به زندگى من خاتمه دهيد و مرا [ چشم به هم زدنى ] مهلت ندهيد .(71)
اگر [ از پذيرش دعوتم ] روى بگردانيد [ خود زيان كرده ايد ] من از شما [ در برابر ابلاغ رسالتم ] پاداشى نمي  خواهم ; پاداش من فقط بر عهده خداست و مأمورم كه از تسليم شدگان [ در برابر فرمان هاى حق ] باشم .(72)
پس او را تكذيب كردند ; ما هم او و كسانى را كه در كشتى همراه او بودند [ از آن توفانِ مُهلك ]نجات داديم ، و آنان را جانشينان [ غرق شدگان ] نموديم ، و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند ، غرق كرديم ; پس [ با تأمل ] بنگر كه سرانجام كسانى كه بيم داده شدند ، چگونه بود ؟ !(73)
سپس بعد از نوح ، پيامبرانى را به سوى قومشان فرستاديم ، پس براى آنان دلايل آشكار آوردند ، ولى قومشان بر آن نبودند كه به آنچه پيش از آن تكذيب كرده بودند ايمان آورند ; اين گونه دل هاى متجاوزان را مُهر [ بدبختى ]مي  زنيم .(74)
آن گاه پس از آنان موسى و هارون را با آيات خود به سوى فرعون و اشراف و سران قومش فرستاديم ، پس آنان تكبّر ورزيدند و آنان گروهى گنهكار بودند .(75)
پس هنگامي كه حق از نزد ما به سويشان آمد ، گفتند : مسلماً اين جادويى است آشكار .(76)
موسى گفت : آيا درباره حق هنگامي كه به سويتان آمد ، مي  گوييد : آيا اين جادوست ؟ [ نه ، اين جادو نيست ، اگر جادو بود پيروزى نداشت ]زيرا جادوگران پيروز نمي  شوند .(77)
گفتند : آيا به سوى ما آمده اى تا ما را از آيينى كه پدرانمان را بر آن يافته ايم ، برگردانى و [ با نابود كردن ما ] قدرت و حكومت در اين سرزمين براى شما دو نفر باشد ؟ و ما به شما دو نفر ايمان نمي  آوريم !(78)
و فرعون گفت : [ براى درهم كوبيدن اين دو نفر ] هر جادوگر دانا و زبردستى را نزد من آوريد .(79)
چون جادوگران آمدند ، موسى به آنان گفت : آنچه را بر افكندن آن مصمم هستيد ، بيفكنيد .(80)
پس هنگامي كه افكندند ، موسى گفت : آنچه را در اين صحنه آورديد ، جادوست ; مسلماً خدا آن را به زودى باطل مي  كند ، قطعاً خدا ، كار مفسدان را [ كه براى تقويت طاغيان انجام مي  دهند ] به سامان نمي  آورد .(81)
و خدا حق را با دلايل و معجزاتش ثابت و پابرجا مي  كند ، گرچه گنهكاران خوش نداشته باشند .(82)
پس [ در ابتداى كار ] كسى به موسى ايمان نياورد ، مگر فرزندانى [ انگشت شمار ] از قومش آن هم با ترسى [ شديد ] از فرعون و اشراف و سران قوم خودشان كه مبادا فرعونيان آنان را شكنجه و عذاب دهند ; و مسلماً فرعون در سرزمين مصر برترى خواه ، و [ در گناه ، معصيت و ستم ] از اسراف كاران بود .(83)
و موسى گفت : اى قوم من ! اگر به خدا ايمان آورده ايد ، پس بر او توكل كنيد اگر از تسليم شدگان [ در برابر فرمان هاى حق ] هستيد .(84)
پس گفتند : ما فقط بر خدا توكل كرديم . پروردگارا ! ما را دستخوش شكنجه و عذاب ستمكاران قرار مده .(85)
و ما را به رحمتت از گروه كافران رهايى ده .(86)
و به موسى و برادرش وحى كرديم كه خانه هايى در سرزمين مصر براى قوم خود فراهم آوريد ، و خانه هايتان را روبروى هم قرار دهيد ، و نماز را برپا داريد ، و مؤمنان را [ به رهايى از چنگال فرعونيان ] مژده ده .(87)
و موسى گفت : پروردگارا ! فرعون و اشراف و سرانش را در زندگى دنيا زيور و زينت [ بسيار ] و اموال [ فراوان ] داده اى كه [ نهايتاً مردم را ] از راه تو گمراه كنند ، پروردگارا ! اموالشان را نابود كن و دل هايشان را سخت گردان كه ايمان نياورند تا آنكه عذاب دردناك را ببينند .(88)
[ خدا ] فرمود : دعاى شما دو نفر پذيرفته شد ; بنابراين [ در ابلاغ پيام خدا ] پابرجا واستوار باشيد واز روش كسانى كه جاهل و نادانند ، پيروى نكنيد .(89)
وبنى اسرائيل را از دريا گذرانديم ، پس فرعون و لشكريانش آنان را از روى ستم وتجاوز دنبال كردندتا هنگامي كه بلاى غرق شدن ، او را فروگرفت ، گفت : ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز همان كه بنى اسرائيل به او ايمان آوردند ، نيست و من از تسليم شدگان [ در برابر فرمان هاى حق ] هستم .(90)
[ به اوگفته شد : ] اكنون [ كه به نابودى خود يقين دارى و زمان بازگشت به خدا سپرى شده ايمان مي  آورى ؟ !] در حالى كه پيش از اين عصيان مي ورزيدى و از تبهكاران بودى ؟(91)
پس امروز تو را با بدن بى جانت نجات مي  دهم [ وبر بلندايى از ساحل دريا مي  گذارم ] تا براى آيندگانت نشانه اى [ از قدرت ما و زبونى و خوارى گردنكشان ] باشى ; و يقيناً بسيارى از مردم از نشانه هاى ما بى خبرند .(92)
به راستى ما بنى اسرائيل را در جايگاهى [ خوش آب و هوا و منطقه اى سرشار از نعمت ها ] جاى داديم و به آنان از انواع روزى هاى پاكيزه ، روزى بخشيديم [ ولى آنان در نبوّت موسى و در دين خدا روى به اختلاف آوردند ] ; و اختلاف نكردند مگر پس از آنكه دانش [ به حقايق و معارف ] براى آنان آمد ; يقيناً پروردگارت روز قيامت ميان آنان درباره آنچه در آن اختلاف مي  كردند ، داورى خواهد كرد .(93)
و  [ به فرض محال ]اگر از آنچه بر تو نازل كرديم در شك و ترديدى ، از آنان كه پيش از تو كتاب [ آسمانى ]مي  خواندند بپرس [ كتابى كه نزول قرآن را از سوى خدا خبر داده ]تا روشن شود كه حق از سوى پروردگارت به سوى تو آمده ; بنابراين از ترديدكنندگان مباش .(94)
و هرگز از كسانى مباش كه آيات ما را تكذيب كردند كه از زيانكاران خواهى شد .(95)
مسلماً كسانى كه عذاب پروردگارت بر آنان محقق و ثابت شده ، ايمان نمي  آورند .(96)
گرچه همه نشانه ها و معجزه ها براى آنان بيايد تا آن زمان كه عذاب دردناك را ببينند [ كه آن هنگام ايمان آوردنشان هيچ سودى نخواهد داشت . ](97)
پس چرا هيچ شهرى نبوده است كه [ اهلش ] ايمان بياورد تا ايمانشان به آنان سود دهد ؟ مگر قوم يونس كه وقتى ايمان آوردند ، عذاب رسوايى را در زندگى دنيا از آنان برطرف كرديم و آنان را تا پايان عمرشان [ از الطاف و نعمت هاى خود ]برخوردار نموديم .(98)
اگر پروردگارت مي  خواست يقيناً همه كسانى كه روى زمين اند [ اجباراً ] ايمان مي  آوردند ; [ اى پيامبر ! در حالى كه خدا از بندگانش ايمان اجبارى نخواسته ] پس آيا تو مردم را وادار مي  كنى تا به اجبار مؤمن شوند ؟ !(99)
هيچ كس را نسزد [ و قدرت نباشد ] كه ايمان بياورد مگر به اذن و توفيق خدا ، و خدا پليدى [ ضلالت ] را [ پس از بيان حقايق ] بر كسانى قرار مي  دهد كه [ در حقايق ] نمي  انديشند .(100)
بگو : با تأمل بنگريد كه در آسمان ها و زمين [ از شگفتى هاى آفرينش و عجايب خلقت ] چه چيزها هست ؟ ولى نشانه ها و هشدارها به حال گروهى كه ايمان نمي  آورند ، سودى نمي  دهد .(101)
پس آيا جز مانند روزهاى [ سخت و شكننده ] كسانى را كه پيش از آنان درگذشتند ، انتظار مي  برند ؟ بگو : پس منتظر بمانيد كه من [ هم ] با شما از منتظرانم .(102)
آن گاه پيامبران خود و كسانى را كه ايمان آورده اند [ روز نزول عذاب ] مي  رهانيم ، همين گونه بر ما فريضه و لازم است كه مؤمنان را نجات دهيم .(103)
بگو : اى مردم ! اگر شما در [ حقّانيّت ] دين من ترديد داريد [ من در حقّانيّت دينم و بطلان آيين شما هيچ ترديدى ندارم ] من آنهايى را كه شما به جاى خدا مي  پرستيد ، نمي  پرستم ، بلكه خدايى را مي  پرستم كه جان همه شما را مي  ستاند ، و من مأمورم كه از مؤمنان باشم .(104)
و [ دستور يافته ام ] كه [ حق گرايانه و بدون انحراف با همه وجود ] به سوى [ اين ] دين درست واستوار روى آور ، و از مشركان مباش .(105)
و به جاى خدا چيزى را كه سودى به تو نمي  رساند و زيانى نمي  زند ، مَپَرست ; كه اگر بپرستى قطعاً از زيانكاران خواهى بود .(106)
و اگر خدا گزند و آسيبى به تو رساند ، آن را جز او برطرف كننده اى نيست ، و اگر براى تو خيرى خواهد فضل و احسانش را دفع كننده اى نيست ; خيرش را به هر كس از بندگانش بخواهد مي  رساند و او بسيار آمرزنده و مهربان است .(107)
بگو : اى مردم ! يقيناً حق از سوى پروردگارتان براى شما آمد ; پس هر كه هدايت يابد ، فقط به سود خود هدايت مي  يابد و هر كه گمراه گردد ، فقط به زيان خود گمراه مي  شود ، و من نگهبان شما نيستم .(108)
و از آنچه به سويت وحى مي  شود ، پيروى كن و [ در برابر پيش آمدها و تكذيب منكران ] شكيبا باش تا خدا [ ميان تو و مخالفانت ] داورى كند ; و او بهترين داوران است .(109)


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد