العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
شنبه 2 بهمن 1395
کد : 13718      تاریخ : 1393/12/9 13:58:53      بخش : جدول ترجمه قرآن کریم print


کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.



دریافت فایل

 

ابراهيم
مکي -  تعداد آيه52
الر ـ [ اين ] كتابى است كه آن را بر تو نازل كرديم تا مردم را به اجازه پروردگارشان از تاريكى ها [ ىِ جهل ، گمراهى و طغيان ] به سوى روشنايىِ [ معرفت ، عدالت و ايمان و در حقيقت ] به سوى راه [ خداىِ ] تواناى شكست ناپذير و ستوده بيرون آورى .(1)
خدايى كه آنچه در آسمان ها و زمين است ، در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست ; و واى بر كافران از عذابى سخت .(2)
همانان كه زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح مي  دهند و [ مردم را ] از راه خدا باز مي  دارند و مي  خواهند آن را [ با وسوسه و اغواگرى ] كج نشان دهند ; اينان در گمراهى دورى هستند .(3)
و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا [ بتواند به وسيله آن زبان ، پيام وحى را به روشنى ] براى آنان بيان كند . پس خدا هر كس را بخواهد [ به كيفر لجاجت و عنادش ] گمراه مي  كند ، و هر كس را بخواهد ، هدايت مي  نمايد ، و او تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(4)
و همانا موسى را با نشانه هاى خود فرستاديم [ و به او وحى كرديم ] كه قوم خود را از تاريكى ها به سوى روشنايى بيرون آور و روزهاى خدا را [ كه روزهاى رحمت ، عذاب ، پيروزى و شكست است ]به آنان يادآورى كن ، بى ترديد در اين روزهاى خدا براى هر شكيباى سپاس گزارى نشانه هايى [ از توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ] است .(5)
و [ ياد كن ] زمانى را كه موسى به قومش گفت : نعمت خدا را بر خودتان به ياد آوريد ، آن گاه كه شما را از [ چنگال ] فرعونيان رهايى بخشيد ، [ همانان ]كه پيوسته شما را شكنجه سخت مي  دادند ، و پسرانتان را سر مي  بريدند ، و زنانتان را [ براى بيگارى ] زنده مي  گذاشتند ، و در اين [ حوادث ] آزمايش بزرگى از سوى پروردگارتان بود .(6)
و [ نيز ياد كنيد ] هنگامي را كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر سپاس گزارى كنيد ، قطعاً [ نعمتِ ] خود را بر شما مي  افزايم ، و اگر ناسپاسى كنيد ، بى ترديد عذابم سخت است .(7)
و موسى [ به بنى اسرائيل ] گفت : اگر شما و همه مردم روى زمين كافر شويد [ زيانى به خدا نمي  رسد ] ; زيرا خدا بى نياز و ستوده است .(8)
آيا خبر [ پندآموز ] كسانى كه پيش از شما بودند ، به شما نرسيده ؟ [ خبرِ ] قوم نوح و عاد و ثمود و آنان كه پس از ايشان بودند كه جز خدا از آنان آگاه نيست ، [ همه آنان اقوامي بودند كه ] پيامبرانشان براى آنان دلايل روشن آوردند ، ولى آنان دست هايشان را [ به عنوان اعتراض ، استهزا ، تحقير كردن و پاسخ ندادن به دعوت پيامبران ] در دهان هايشان بردند و گفتند : مسلماً ما به آن رسالتى كه شما به آن فرستاده شده ايد ، كافريم و نسبت به آنچه ما را به آن دعوت مي  كنيد ، به شدت در شك و ترديديم ! !(9)
پيامبرانشان گفتند : آيا در خدا كه آفريننده آسمان ها و زمين است ، شكى هست ؟ او شما را دعوت [ به ايمان ] مي  كند تا همه گناهانتان را بيامرزد ، و شما را تا زمان معينِ [ عمرتان ] مهلت مي  دهد . پاسخ دادند : شما بشرهايى مانند ما هستيد كه مي  خواهيد ما را از معبودهايى كه پدرانمان مي  پرستيدند باز داريد; پس [ شما ]دليل روشنى [ بر اثبات رسالت خود كه مورد پسند ما باشد ] بياوريد .(10)
پيامبرانشان به آنان گفتند : يقينى است كه ما بشرى مانند شما هستيم ، ولى خدا به هر كس از بندگانش كه بخواهد [ با عطا كردن مقام نبوّت ] منّت مي  نهد و ما را نسزد كه جز به اجازه خدا معجزه اى براى شما بياوريم ، و بايد مؤمنان فقط بر خدا توكل كنند .(11)
و ما را چه عذر و بهانه اى است كه بر خدا توكل نكنيم ، در حالى كه ما را به راه هاىِ [ خوشبختى و سعادت ] مان هدايت كرد ، و قطعاً بر آزارى كه [ در راه دعوت به توحيد ] از ناحيه شما به ما مي  رسد ، شكيبايى مي ورزيم ، پس بايد توكل كنندگان فقط بر خدا توكل كنند .(12)
ولى كفرپيشگان به پيامبرانشان گفتند : مسلماً ما شما را از سرزمين خود بيرون خواهيم كرد ، مگر اينكه هم كيش ما شويد. پس پروردگارشان به آنان وحى كرد: ما قطعاً ستمكاران را نابود مي  كنيم .(13)
و يقيناً شما را پس از آنان در آن سرزمين ساكن خواهيم كرد . اين [ لطف و رحمت ] ويژه كسى است كه از مقام من بترسد ، و از تهديد [ به عذابم ] بيم داشته باشد .(14)
و پيامبران [ از خدا ] درخواست گشايش و پيروزى كردند ، و هر سركش منحرفى [ از رسيدن به هدفش ] نوميد شد .(15)
[ سرانجام ] پيش روى او دوزخ است ، و او را از آبى چركين و متعفّن مي  نوشانند ! !(16)
آن را [ به سختى و مشقت ] جرعه جرعه مي  نوشد ، [ و به خواست خود حاضر به نوشيدن نيست ، بلكه به زور و جبر در گلويش مي  ريزند ، ] و [ او ] نمي  تواند آن را به [ آسانى ] فرو برد ، و مرگ از هر طرف به او رو مي  كند ، ولى مردنى نيست ، و عذابى سخت و انبوه به دنبال اوست .(17)
وصف حال كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند [ اين گونه است ] اعمالشان مانند خاكسترى است كه در يك روز توفانى ، تند بادى بر آن بوزد [ و آن را به صورتى كه هرگز نتوان جمع كرد ، پراكنده كند ] آنان نمي  توانند از اعمال خيرى كه انجام داده اند ، چيزى [ براى ارائه به بازار قيامت جهت كسب ثواب و پاداش ]به دست آورند ; اين است آن گمراهى دور .(18)
[ اى انسان ! ] آيا [ به طور قطع و يقين ] ندانسته اى كه خدا آسمان ها و زمين را بر پايه درستى و راستى و نظم و حساب آفريد ؟ اگر بخواهد شما را از ميان مي  برد ، و خلقى جديد مي  آورد .(19)
و اين [ كار ] بر خدا دشوار و گران نيست .(20)
و [ در عرصه قيامت ] همگى در پيشگاه خدا ظاهر مي  شوند ; پس ناتوانان [ ى كه بدون به كار گرفتن عقل ، بلكه از روى تقليد كوركورانه پيرو مستكبران بودند ] به مستكبران مي  گويند : ما [ در دنيا بدون درخواست دليل و برهان ] پيروِ [ مكتب ] شما بوديم ، آيا امروز چيزى از عذاب خدا را [ به پاداش آنكه از شما پيروى كرديم ] از ما برطرف مي  كنيد ؟ مي  گويند : اگر خدا ما را [ در صورت داشتن لياقت ] هدايت كرده بود ، همانا ما هم شما را هدايت مي  كرديم ، [ اكنون همه سرمايه هاى وجودى ما و تلاش و كوششمان بر باد رفته ] چه بيتابى كنيم وچه شكيبايى ورزيم ، براى ما يكسان است، ما را هيچ راه گريزى نيست .(21)
و شيطان [ در قيامت ] هنگامي كه كار [ محاسبه بندگان ] پايان يافته [ به پيروانش ] مي  گويد : يقيناً خدا [ نسبت به برپايى قيامت ، حساب بندگان ، پاداش و عذاب ] به شما وعده حق داد ، و من به شما وعده دادم [ كه آنچه خدا وعده داده ، دروغ است ، ولى مي  بينيد كه وعده خدا تحقّق يافت ] و  [ من ]در وعده ام نسبت به شما وفا نكردم ، مرا بر شما هيچ غلبه و تسلّطى نبود ، فقط شما را دعوت كردم [ به دعوتى دروغ و بى پايه ] و شما هم [ بدون انديشه و دقت دعوتم را ]پذيرفتيد ، پس سرزنشم نكنيد ، بلكه خود را سرزنش كنيد ، نه من فريادرس شمايم ، و نه شما فريادرس من ، بى ترديد من نسبت به شركورزى شما كه در دنيا درباره من داشتيد [ كه اطاعت از من را هم چون اطاعت خدا قرار داديد ] بيزار و منكرم ; يقيناً براى ستمكاران عذابى دردناك است .(22)
و كسانى را كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند ، به بهشت هايى درآورند ، كه از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى است ، در آنجا به اجازه پروردگارشان جاودانه اند ، و در آنجا درود [ خدا و فرشتگان ] بر آنان ، سلام است .(23)
آيا ندانستى كه خدا چگونه مثلى زده است ؟ كلمه پاك [ كه اعتقاد واقعى به توحيد است ] مانند درخت پاك است ، ريشه اش استوار و پابرجا و شاخه اش در آسمان است .(24)
ميوه اش را به اجازه پروردگارش در هر زمانى مي  دهد . و خدا مَثَل ها را براى مردم مي  زند تا متذكّر حقايق شوند .(25)
و مَثَل كلمه ناپاك [ كه عقايد باطل و بى پايه است ] مانند درخت ناپاك است كه از زمين ريشه كن شده و هيچ قرار و ثباتى ندارد .(26)
خدا مؤمنان را به سبب اعتقاد و ايمانشان در زندگى دنيا و آخرت ثابت قدم و پابرجا مي  دارد ، و خدا ستمكاران [ به آياتش ] را [ به علت لجاجت و عنادشان ] گمراه مي  كند ، و خدا هر چه بخواهد [ بر اساس حكمتش ] انجام مي  دهد .(27)
آيا كسانى را كه [ شكر ]نعمت خدا را به كفران و ناسپاسى تبديل كردند و قوم خود را به سراى نابودى و هلاكت درآوردند ، نديدى ؟(28)
[ سراى نابودى و هلاكت ، همان ]دوزخى است كه در آن وارد مي  شوند ، و بد قرارگاهى است .(29)
و براى خدا همتايانى قرار دادند تا مردم را از راه او گمراه كنند ; بگو : [ چند روزى از زندگى زودگذر دنيا ] برخوردار شويد ، ولى يقيناً بازگشت شما به سوى آتش است .(30)
به بندگان مؤمنم بگو : نماز را بر پا دارند ، و از آنچه روزى آنان كرده ايم ، پنهان و آشكار ، انفاق كنند ، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه داد و ستدى است و نه پيوند دوستى و رفاقت .(31)
خداست كه آسمان ها و زمين را آفريد ، و از آسمان آبى نازل كرد ، و براى شما به وسيله آن از محصولات و ميوه هاى گوناگون روزى بيرون آورد ، و كِشتى ها را مسخّر شما قرار داد تا به فرمان او در دريا روان شوند ، و نيز نهرها را مسخّر شما كرد .(32)
و خورشيد و ماه را كه همواره با برنامه اى حساب شده در كارند ، رام شما نمود و شب و روز را نيز مسخّر شما ساخت .(33)
و از هر چيزى كه [ به سبب نيازتان به آن ] از او خواستيد ، به شما عطا كرد . و اگر نعمت هاى خدا را شماره كنيد ، هرگز نمي  توانيد آنها را به شماره آوريد. مسلماً انسان بسيار ستمكار و ناسپاس است .(34)
و  [ ياد كن ]هنگامي را كه ابراهيم گفت : پروردگارا ! اين شهر [ مكه ] را منطقه اى امن قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بت ها دور بدار .(35)
پروردگارا ! آن [ بت ] ها بسيارى از مردم را گمراه كردند ، پس هر كسى از من [ كه يكتاپرست و حق گرايم ] پيروى كند ، يقيناً از من است ، و هر كس از من نافرمانى كند [ شايسته شدنش براى آمرزش و رحمت بسته به عنايت توست ] زيرا تو بسيار آمرزنده و مهربانى .(36)
پروردگارا ! من برخى از فرزندانم را در درّه اى بى كشت و زرع نزد خانه محترمت سكونت دادم ; پروردگارا ! براى اينكه نماز را بر پا دارند ; پس دل هاى گروهى از مردم را به سوى آنان علاقمند و متمايل كن ، و آنان را از انواع محصولات و ميوه ها روزى بخش ، باشد كه سپاس گزارى كنند .(37)
پروردگارا ! يقيناً تو آنچه را ما پنهان مي  داريم و آنچه را آشكار مي  كنيم ، مي  دانى و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پنهان نيست .(38)
همه ستايش ها ويژه خدايى است كه اسماعيل واسحاق را در سنّ پيرى به من بخشيد; يقيناً پروردگارم شنونده دعاست .(39)
پروردگارا ! مرا بر پادارنده نماز قرار ده ، و نيز از فرزندانم [ برپادارندگان نماز قرار ده ] . و پروردگارا ! دعايم را بپذير .(40)
پروردگارا ! روزى كه حساب برپا مي  شود ، مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را بيامرز .(41)
و خدا را از آنچه ستمكاران انجام مي  دهند ، بى خبر مپندار ; مسلماً [ كيفر ]آنان را براى روزى كه چشم ها در آن خيره مي  شود ، به تأخير مي  اندازد .(42)
[ ترسان به سوى دادگاه قيامت ] شتابانند ، سرهايشان را بالا گرفته [ و ديدگانشان ذليلانه به برنامه هاى محشر دوخته شده ] تا جايى كه پلك هايشان به هم نمي  خورد ، و دل هايشان [ از بيم عذاب فرو ريخته و از تدبير و چاره جويى ]تهى است .(43)
و مردم را از روزى كه عذاب به سويشان مي  آيد ، هشدار ده . پس كسانى كه ستم ورزيده اند ، مي  گويند : پروردگارا ! ما را تا [ سرآمدى نزديك ؟ و ]مدتى كوتاه مهلت ده تا دعوتت را اجابت كنيم ، و از پيامبرانت پيروى نماييم . [ ولى به آنان گويند : ] شما نبوديد كه پيش از اين سوگند ياد مي  كرديد كه هرگز براى شما زوال و فنايى نيست ؟ !(44)
و در مساكن كسانى كه به خود ستم كردند ، ساكن شديد ، در صورتى كه براى شما روشن و آشكار است كه ما با آنان [ به سبب ستم هايشان ]چه كرديم و براى شما مثال ها [ ىِ پندآموزى از جامعه هايى كه به وسيله عذاب نابود شدند ]ذكر كرديم .(45)
و آنان [ نهايت ] نيرنگشان را [ بر ضدِّ خدا و پيامبران ] به كار گرفتند ، و [ كيفر عقوبت دنيايى و آخرتى ]نيرنگشان نزد خداست و هر چند كه از نيرنگشان كوه ها از جا كنده شود .(46)
پس مپندار كه خدا در وعده اش با پيامبرانش وفا نمي  كند ; زيرا خدا تواناى شكست ناپذير و صاحب انتقام است .(47)
[ در ] روزى كه زمين به غير اين زمين ، و آسمان ها [ به غير اين آسمان ها ]تبديل شود ، و [ همه ] در پيشگاه خداى يگانه قهّار حاضر شوند .(48)
و آن روز مي رمان را مي  بينى كه در زنجيرها [ به صورتى محكم و سخت ] به هم بسته شده اند .(49)
پيراهن هايشان از قطران [ ماده اى متعفّن ، قابل اشتعال و بدبو ]است ، و آتش چهره هايشان را مي  پوشاند .(50)
تا [ به اين كيفيت ] خدا هر كس را [ به سبب ] آنچه انجام داده كيفر دهد ; يقيناً خدا حسابرسى سريع است .(51)
اين [ قرآن يا آنچه در اين سوره است ] پيامي  براى [ همه ] مردم است، براى آنكه به وسيله آن هشدار داده شوند ، و [ با تدبّر در آياتش ] بدانند كه او معبودى يگانه و يكتاست ، و تا خردمندان، متذكّر [حقايق و معارف الهيّه] شوند .(52)


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد