العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
پنجشنبه 8 تير 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13719      تاریخ : 1393/12/9 14:06:03      بخش : جدول ترجمه قرآن کریم print


کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.



دریافت فایل

 

الحجر
مکي -  تعداد آيه99
الر ـ اين [ آيات بلندمرتبه ] آيات كتاب الهى و آيات قرآنِ روشنگر [ با عظمت ] است .(1)
كافران [ هنگام روبرو شدن با عذاب ] چه بسا آرزو مي  كنند كه كاش تسليم [ فرمان هاى خدا ] بودند .(2)
بگذارشان تا بخورند و  [ با لذايذ مادى و زودگذر ]كامرانى كنند ، و آرزوها ، سرگرمشان نمايد ; سپس [ حقّانيّت اسلام و فرجام شوم خود را ] خواهند فهميد .(3)
و هيچ شهرى را [ به خاطر فساد فراگيرش ] نابود نكرديم مگر اينكه براى آن سرنوشتى معين [وروزگار ودوره اى تغييرناپذير] بود .(4)
هيچ ملتى از اجل معين خود نه پيش مي  افتد و نه پس مي  ماند .(5)
و گفتند : اى كسى كه قرآن بر او نازل شده ! قطعاً تو ديوانه اى !(6)
اگر [ درباره پيامبرى ات ]راست مي  گويى ، چرا فرشتگان را نزد ما نمي  آورى ؟ !(7)
[ اينان بدانند كه ] ما فرشتگان را جز به درستى و راستى نازل نمي  كنيم ، و در آن هنگام [ كه نازل شوند ، اين منكران لجوج از دچار شدن به عذاب ] مهلت نمي  يابند .(8)
همانا ما قرآن را نازل كرديم ، و يقيناً ما نگهبان آن [ از تحريف و زوال ]هستيم .(9)
و بى ترديد ما پيش از تو هم پيامبرانى را در امت هاى پيشين فرستاديم .(10)
و هيچ پيامبرى به سوى آنان نمي  آمد مگر آنكه او را مسخره مي  كردند .(11)
ما اين گونه [ كه قابل فهميدن باشد ]قرآن را وارد قلوب بدكاران مي  كنيم .(12)
[ با اين همه ] به آن ايمان نمي  آورند ، و البته روش پيشينيان هم [ در مسخره كردن آيات خدا و استهزاى پيامبران ] به همين صورت بوده است .(13)
و اگر [ براى دريافت حقايق ومعارف]درى از آسمان به روى آنان بگشاييم، كه همواره از آن بالا روند .(14)
باز خواهند گفت : يقيناً ما چشم بندى شده ايم ، بلكه گروهى جادو شده هستيم .(15)
به راستى كه ما در آسمان ، برج هايى قرار داديم و آن را براى بينندگان [ به شكل صورت هاى فلكى ] آراستيم .(16)
و آن را از هر شيطان رانده شده اى حفظ كرديم .(17)
مگر آنكه دزدانه [ خبرهاى عالم بالا را ]بشنود ، كه شهابى روشن او را دنبال مي  كند .(18)
و زمين را گسترانديم و در آن كوه هاى استوار افكنديم ، واز هر گياه موزون وسنجيده اى در آن رويانديم .(19)
و در آن براى شما و كسانى كه روزى دهنده آنان نيستيد ، انواع وسايل و ابزار معيشت قرار داديم .(20)
و هيچ چيزى نيست مگر آنكه خزانه هايش نزد ماست ، و آن را جز به اندازه معين نازل نمي  كنيم .(21)
و بادها را باردار كننده فرستاديم ، و از آسمان آبى نازل كرديم و شما را با آن سيراب ساختيم و شما ذخيره كننده آن نيستيد .(22)
و يقيناً ماييم كه حيات مي  دهيم ، و مي  ميرانيم و ما وارث [ جهان و جهانيان ] هستيم .(23)
و بى ترديد [ حالات ، اعمال و شمار ]پيشينيانِ شما و آيندگانتان را مي  دانيم .(24)
و مسلماً پروردگار توست كه محشورشان مي  كند ; زيرا او حكيم و داناست .(25)
و ما انسان را از گِلى خشك كه برگرفته از لجنى متعفّن و تيره رنگ است ، آفريديم .(26)
و جن را پيش از آن از آتشى سوزان و بى دود پديد آورديم .(27)
و  [ ياد كن ]هنگامي را كه پروردگارت به فرشتگان گفت : من بشرى از گِل خشك كه برگرفته از لجنى متعفّن و تيره رنگ است ، مي  آفرينم .(28)
پس چون او را درست و نيكو گردانم و از روح خود در او بدمم ، براى او سجده كنان بيفتيد .(29)
پس همه فرشتگان بدون استثناء سجده كردند .(30)
مگر ابليس كه از اينكه با سجده كنان باشد ، امتناع كرد .(31)
[ خدا ] گفت : اى ابليس ! تو را چه شده كه با سجده كنان نيستى ؟(32)
گفت : من آن نيستم كه براى بشرى كه او را از گلى خشك و برگرفته از لجنى متعفّن و تيره رنگ آفريدى ، سجده كنم ! !(33)
[ خدا ] گفت : از اين [ جايگاه والا كه مقام مقربان است ] بيرون رو كه رانده شده اى ،(34)
و بى ترديد تا روز قيامت لعنت بر تو خواهد بود .(35)
گفت : پروردگارا ! پس مرا تا روزى كه [ همگان ]برانگيخته مي  شوند ، مهلت ده .(36)
[ خدا ] گفت : تو از مهلت يافتگانى ،(37)
تا روز [ آن ]وقت معين .(38)
گفت : پروردگارا ! به سبب اينكه مرا گمراه نمودى ، من هم يقيناً [ همه كارهاى زشت را ] در زمين براى آنان مي  آرايم [ تا ارتكاب زشتى ها براى آنان آسان شود ] و مسلماً همه را گمراه مي  كنم .(39)
مگر [ آن ]بندگانت را كه خالص شدگانِ [ از هر نوع آلودگى ظاهرى و باطنى ]اند .(40)
خدا فرمود : اين [ پيراسته شدن از هر ناخالصى ] راهى است مستقيم [ كه تحقّقش در وجود بندگان مخلصم ] برعهده من [ است . ](41)
قطعاً تو را بر بندگانم تسلّطى نيست ، مگر بر گمراهانى كه از تو پيروى مي  كنند .(42)
و مسلماً دوزخ ، وعده گاه همگى آنان است .(43)
براى آن هفت در است ، براى هر درى گروهى از پيروان شيطان تقسيم شده اند .(44)
به يقين ، پرهيزكاران در بهشت ها و چشمه سارها هستند .(45)
[ به آنان گويند : ] با سلامت و امنيت وارد آنجا شويد .(46)
و آنچه از دشمنى و كينه در سينه هايشان بوده بركنده ايم كه برادروار بر تخت هايى روبروى يكديگرند .(47)
در آنجا خستگى و رنجى به آنان نمي  رسد و هيچ گاه از آنجا اخراج نمي  شوند .(48)
به بندگانم خبر ده كه يقيناً من [ نسبت به مؤمنان ]بسيار آمرزنده و مهربانم .(49)
و اينكه عذابم [ براى مي رمان ] همان عذاب دردناك است .(50)
و نيز آنان را از مهمانان ابراهيم خبر ده .(51)
هنگامي كه بر او وارد شدند ، پس سلام گفتند . [ ابراهيم ] گفت : ما از شما ترسانيم .(52)
گفتند : نترس كه ما تو را به پسرى دانا مژده مي  دهيم .(53)
گفت : آيا با آنكه پيرى به من رسيد ، مژده ام مي  دهيد ؟ به چه مژده مي  دهيد ؟(54)
گفتند : تو را به بشارتى درست و به حق [ كه واقع شدنى است ] مژده داديم ; بنابراين از نااميدان مباش .(55)
گفت : چه كسى جز گمراهان از رحمت پروردگارش نااميد مي  شود ؟ !(56)
[ سپس ] گفت : اى فرستادگان ! كار مهم شما چيست ؟(57)
گفتند : ما به سوى قومي گنهكار فرستاده شده ايم [ تا نابودشان كنيم . ](58)
مگر خاندان لوط را كه قطعاً همه آنان را نجات مي  دهيم ،(59)
مگر همسرش را كه [ به سبب روى گردانى اش از حق ] مقدّر كرده ايم از بازماندگان [ در شهر و نابودشوندگان ]باشد .(60)
پس هنگامي كه فرستادگان خدا نزد خاندان لوط آمدند ،(61)
لوط گفت : بى ترديد شما گروهى ناشناخته ايد .(62)
گفتند : [ نه ، ما آشنا هستيم ] با چيزى نزد تو آمده ايم كه قومت همواره در آن ترديد داشتند .(63)
و ما واقعيتى قطعى و مسلّم را [ كه همان عذاب الهى است ، جهت نابودى مردم] براى تو آورده ايم و يقيناً راستگوييم .(64)
پس [ چون ] پاره اى از شب [ گذشت ]خاندانت را كوچ ده و خودت دنبال آنان برو و هيچ يك از شما [ به شهر ]بازنگردد ، و آنجا كه مأمور هستيد ، برويد .(65)
ما [ كيفيت ] اين حادثه [ بزرگ ] را به او وحى كرديم كه هنگامي كه مي رمان وارد صبح شوند ، بنيادشان بركنده خواهد شد .(66)
و اهل شهر [ با آگاه شدن از مهمانان لوط ] شادى كنان [ به خانه لوط ]آمدند .(67)
لوط گفت : اينان مهمانان منند ، آبروى مرا نبريد .(68)
از خدا پروا كنيد و مرا [ نزد مهمانانم ] خوار و بى مقدار نسازيد .(69)
گفتند : مگر ما تو را [ از مهمان كردن ]مردمان نهى نكرديم ؟(70)
[ لوط ] گفت : اگر مي  خواهيد [ كار درست و معقولى ] انجام دهيد ، اينان دختران منند [ كه براى ازدواج مناسبند . ](71)
[ اى پيامبر ! ] به جان تو سوگند ، آنان در مستى خود فرو رفته و سرگردان بودند .(72)
پس به هنگام طلوع آفتاب ، صدايى [ مرگبار و وحشتناك و غرّشى سهمگين ] آنان را فرا گرفت .(73)
در نتيجه آن شهر را زير و رو كرديم و بر آنان سنگ هايى از جنس سنگِ گل بارانديم .(74)
قطعاً در اين [ سرگذشت اَسفبار و حادثه عبرت آموز ]نشانه هايى [ از قدرت خدا و خوارى و رسوايى مي رمان ] براى هوشمندان [ كه جستجوگر علل حوادث اند ] وجود دارد .(75)
و آن [ آثار و بقاياى شهر ويران شده قوم لوط ] بر سر راهى است كه پابرجاست .(76)
مسلماً در اين [ شهر ويران شده ] براى مؤمنان نشانه اى [ پندآموز ]است .(77)
و بى ترديد اهل ايكه [ قوم شعيب ] ستمكار بودند .(78)
در نتيجه از آنان انتقام گرفتيم ، و [ آثار ] دو شهر نابود شده [ قوم لوط و شعيب ] بر سر جاده اى آشكار قرار دارد .(79)
و به راستى اهل [ ديار ] حجر [ كه سرزمينى ميان مدينه و شام است ]پيامبران را تكذيب كردند .(80)
و ما آيات و نشانه هاى خود را به آنان نشان داديم ، ولى از آنان روى گردان شدند .(81)
و همواره از كوه ها خانه ها مي  تراشيدند در حالى كه [ به خيال خود به سبب استحكام آن خانه ها ] ايمن [ از حوادث ] بودند .(82)
پس هنگامي كه به صبح درآمدند ، صدايى [ مرگبار و وحشتناك و غرّشى سهمگين ] آنان را فرا گرفت .(83)
و آنچه [ از بناهاى محكم و استوارى كه ] فراهم مي  آوردند ، عذاب خدا را از آنان دفع نكرد .(84)
و آسمان ها و زمين و آنچه را ميان آن دوتاست ، جز به حق نيافريديم ، و بى ترديد قيامت آمدنى است ; پس [ در برابر ناهنجارى هاى مردم ] گذشتى كريمانه داشته باش .(85)
يقيناً پروردگارت همان آفريننده داناست .(86)
و به راستى كه هفت آيه از مثانى [ يعنى سوره حمد ]و قرآن بزرگ را به تو عطا كرديم .(87)
بنابراين به امكانات مادى [ و ثروت و اولادى ] كه برخى از گروه هاى آنان را از آن برخوردار كرديم ، چشم مدوز ، و بر آنان [ به سبب اينكه پذيراى حق نيستند] اندوه مخور ، وپر و بال [ لطف و مهربانىِ ] خود را براى مؤمنان فرو گير .(88)
و [ به اخلال گران در امر دين ] بگو : بى ترديد من بيم دهنده آشكارم .(89)
[ عذابى به سوى شما مي  فرستيم ]همان گونه كه بر تفرقه افكنان [ در دين ]فرستاديم .(90)
همانان كه قرآن را بخش بخش كردند [ بخشى را پذيرفتند و از پذيرفتن بخشى ديگر روى گرداندند . ](91)
به پروردگارت سوگند ، قطعاً از همه آنان بازخواست مي  كنيم .(92)
از اعمالى كه همواره انجام مي  داده اند .(93)
پس آنچه را به آن مأمورى اظهار كن و از مشركان روى بگردان .(94)
كه ما [ شرّ ] استهزا كنندگان را از تو بازداشته ايم .(95)
همانان كه با خدا معبود ديگرى قرار مي  دهند ، پس خواهند دانست [ كه مرتكب چه خطاى بزرگى شده اند و مستحقّ چه عذابى هستند . ](96)
ما مي  دانيم كه تو از آنچه [ مشركان ] مي  گويند ، دلتنگ مي  شوى .(97)
پس [ براى دفع دلتنگى ]پروردگارت را همراه با سپاس و ستايش تسبيح گوى و از سجده كنان باش .(98)
و پروردگارت را تا هنگامي كه تو را مرگ بيايد ، بندگى كن .(99)


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد