العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
شنبه 5 فروردين 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13720      تاریخ : 1393/12/9 14:12:47      بخش : جدول ترجمه قرآن کریم print


کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.



دریافت فایل

 

النحل
مکي -  تعداد آيه128
فرمان حتمي خدا [ در مورد عذاب كافران ومشركان ] فرا رسيده است، پس خواستار شتاب در آن نباشيد ; او منزّه وبرتر است از آنچه شريك او قرار مي  دهند .(1)
فرشتگان را به فرمان خود همراه با روح به هر كس از بندگانش كه بخواهد [ براى برگزيدنش به پيامبرى ] نازل مي  كند [ و به آنان فرمان مي  دهد ] كه مردم را هشدار دهيد كه معبودى جز من نيست; بنابراين از من پروا كنيد .(2)
آسمان ها و زمين را به حق آفريد . از آنچه شريك او قرار مي  دهند ، برتر است .(3)
انسان را از آبى اندك و بى ارزش آفريد ، پس آن گاه [ و به دور از انتظار ] ستيزه جويى آشكار است .(4)
ودام ها را كه براى شما در آنها [ وسيله ] گرمي و سودهاست آفريد ، و از [ محصولات لبنى و گوشتى ] شان مي  خوريد .(5)
و براى شما در آنها زيبايى [ و شكوه ] است ، آن گاه كه [ آنها را ] شبان گاه از چراگاه بر مي  گردانيد و هنگامي كه صبح گاهان به چراگاه مي  بريد .(6)
و بارهاى سنگين شما را تا شهرى كه جز با دشوارى و مشقت به آن نمي  رسيد ، حمل مي  كنند ; يقيناً پروردگارتان رؤوف و بسيار مهربان است .(7)
و اسب ها و استرها و الاغ ها را آفريد تا بر آنها سوار شويد و [ براى شما ] تجمل و زينت باشد ، و چيزهايى[ در آينده جز اين وسايل نقليه حيوانى ]به وجود مي  آورد كه شما نمي  دانيد .(8)
و قرار دادن راه راست [ براى هدايت بندگان به سوى سعادت ابدى ] فقط برعهده خداست ، و برخى از اين راه ها كج و منحرف است [ كه حركت در آن شما را از سعادت ابدى محروم مي  كند ] ، و اگر خدا مي  خواست همه شما را [ به طور اجبار ]به راه راست هدايت مي  كرد .(9)
اوست كه از آسمان ، آبى براى شما نازل كرد كه بخشى از آن نوشيدنى است و از بخشى از آن درخت و گياه مي  رويد كه [ دام هايتان ] را در آن مي  چرانيد .(10)
براى شما به وسيله آن آب ، زراعت و زيتون و خرما و انگور و از همه محصولات مي  روياند ; يقيناً در اين [ واقعيات شگفت انگيز طبيعى ] نشانه اى است [ بر توحيد ، و ربوبيّت وقدرت خدا ]براى گروهى كه مي  انديشند .(11)
و شب و روز و خورشيد و ماه را نيز رام و مسخّر شما قرار داد ، وستارگان هم به فرمانش رام و مسخّر شده اند ; قطعاً در اين [ حقايق ]نشانه هايى است [ بر توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ] براى گروهى كه تعقّل مي  كنند .(12)
و نيز آنچه را كه در زمين به رنگ هاى گوناگون براى شما آفريد [ رام و مسخّرتان ساخت ] ; مسلماً در اين [ امور ]نشانه اى است [ بر توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ] براى گروهى كه متذكّر مي  شوند .(13)
و اوست كه دريا را رام و مسخّر كرد تا از آن گوشت تازه بخوريد ، و زينتى را كه مي  پوشيد از آن بيرون آوريد و در آن كشتى ها را مي  بينى كه آب را مي  شكافند [ تا شما را براى حمل كالا ، تجارت و داد و ستد جابجا كنند ]و براى اينكه از فضل واحسان خدا طلب كنيد و [ در نهايت ] به سپاس گزارى خدا برخيزيد .(14)
و در زمين كوه هايى استوار افكند تا شما را [ در حال گردش وضعى و انتقالى ]نلرزاند ، و نهرها و راه هايى را [ پديد آورد ] تا [ براى رسيدن به اهداف و مقاصد خود ] راه يابيد .(15)
و [ براى اينكه در عبور از كوه ها و بيابان ها و كويرها سرگردان و گم نشويد ] نشانه ها [ قرار داد ] ، و [ مردم به هنگام شب در دل بيابان ها و بر سطح درياها ] به وسيله ستارگان راهيابى مي  كنند .(16)
بر اين اساس آيا كسى كه [ همه چيز ] مي  آفريند ، مانند كسى است كه [ هيچ چيز ] نمي  آفريند ؟ [ پس كُرنش در برابر بتان بر پايه چه دليلى است ؟ ] آيا پند نمي  گيريد ؟(17)
و اگر نعمت هاى خدا را شماره كنيد ، هرگز نمي  توانيد آنها را به شمار آوريد ; يقيناً خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .(18)
و خدا آنچه را پنهان مي  كنيد و آنچه را آشكار مي  سازيد ، مي  داند .(19)
و معبودهايى را كه به جاى خدا مي  پرستند [ نه اينكه ]چيزى را نمي  آفرينند ، بلكه خودشان آفريده مي  شوند .(20)
مُردگانند نه زندگان ، و نمي  دانند چه زمانى برانگيخته مي  شوند .(21)
معبود شما معبودى يگانه است ; پس كسانى كه به آخرت ايمان نمي  آورند ، دل هايشان [ حق را ] انكار مي  كند ، و آنان مستكبرند .(22)
ثابت و يقينى است كه خدا آنچه را پنهان مي  كنند و آنچه را آشكار مي  نمايند ، مي  داند ; قطعاً او مستكبران را دوست ندارد .(23)
و هنگامي كه به آنان گويند : پروردگارتان چه چيزهايى نازل كرده ؟ مي  گويند : [ چيزى نازل نكرده ، آنچه به عنوان قرآن در دسترس مردم است ، همان ] افسانه هاى [ دروغين ] پيشينيان است!!(24)
سرانجام روز قيامت بار گناهانشان را به طور كامل و بخشى از بار گناهان كسانى كه از روى بى دانشى گمراهشان مي  كنند ، به دوش مي  كشند . آگاه باشيد ! بد بارى است كه به دوش مي  كشند .(25)
همانا كسانى كه پيش از اينان بودند [به همين صورت ] نيرنگ زدند [ تا حق را نابود كنند ] ، پس خدا بنيانشان را از پايه و اساس ويران كرد و سقف [ خانه هايشان را ]از بالاى سرشان بر آنان فرو ريخت ، و از جايى كه پى نبردند ، عذاب به سويشان آمد .(26)
آن گاه روز قيامت رسوايشان مي  كند و مي  گويد : [ معبودانى كه گمان مي  برديد ]شريكان من [ در ربوبيّت هستند ] كه براى آنها [ با پيامبران و اهل ايمان ] دشمنى و ستيز مي  كرديد ، كجايند ؟ [ آنان پاسخى ندارند ، ولى ] كسانى كه به آنان دانش و بصيرت داده شده مي  گويند: امروز رسوايى و عذاب بر كافران است .(27)
همانان كه فرشتگان جانشان را در حالى كه ستمكار بر خود بوده اند ، مي  گيرند ; پس [ در آن موقعيت ] از در تسليم در آيند [ و گويند : ] ما هيچ كار بدى انجام نمي  داديم . [ به آنان گويند : يقيناً انجام مي  داديد] ومسلماً خدا به آنچه همواره انجام مي  داديد ، داناست .(28)
بنابراين از درهاى دوزخ وارد شويد در حالى كه در آن جاودانه ايد ; و بد جايى است جايگاه مستكبران .(29)
و هنگامي كه به پرهيزكاران گويند : پروردگارتان چه چيزى نازل كرد ؟ گويند : خير را [ كه قرآن هدايت گر است و سراسر آياتش وحى الهى است ، نازل كرد ] . براى كسانى كه نيكى كردند [ پاداش ] نيكويى در اين دنياست ، وهمانا سراى آخرت بهتر است، و سراى پرهيزكاران چه نيكوست .(30)
[ سراى پرهيزكاران ]بهشت هاى جاويدانى [ است ] كه وارد آنها مي  شوند ، از زيرِ [ درختانِ ]آنها نهرها جارى است ، در آنجا هر چه بخواهند براى آنان فراهم است ; خدا پرهيزكاران را اين گونه پاداش مي  دهد .(31)
آنان در حالى كه [ از آلودگى هاى عملى و اخلاقى ] پاك و پاكيزه اند ، فرشتگانْ جانشان را مي  گيرند ، به آنان مي  گويند : سلام بر شما ، [ اكنون ]به پاداش آنچه همواره انجام مي  داديد ، به بهشت درآييد .(32)
آيا [ كافران و مشركان ] جز اينكه فرشتگانِ [ قبض كننده ارواح ] به سويشان آيند ، يا فرمان پروردگارت [ در مورد عذابشان ] در رسد ، انتظار مي  برند ؟ كسانى هم كه پيش از آنان بودند [ در برابر حق ] چنين كردند ، و خدا [ در عذاب كردنشان ] به آنان ستم نورزيد ، بلكه آنان همواره [ با مرتكب شدن انواع گناهان ] به خودشان ستم مي  كردند .(33)
پس [ كيفر ]بدى هايى كه انجام دادند به آنان رسيد ، و عذابى كه همواره مسخره مي  كردند ، بر آنان نازل شد .(34)
و كسانى كه [ به خدا ] شرك ورزيدند [ از روى جهل ، و بى خردى و بدون دليل و برهان ] گفتند : اگر خدا مي  خواست نه ما و نه پدرانمان هيچ چيزى را جز او نمي  پرستيديم ، و هيچ چيزى را بدون [ حكم و فرمان ] او حرام نمي  كرديم . كسانى هم پيش از اينان بودند [ در برابر حق ] چنين كردند ، پس آيا بر عهده پيامبران جز رساندن آشكار [ پيام وحى ، وظيفه اى ] هست ؟(35)
و همانا در هر امتى پيامبرى فرستاديم كه [ اعلام كند كه ] خدا را بپرستيد و از [ پرستش ] طاغوت بپرهيزيد . پس خدا گروهى از آنان را [ كه لياقت نشان دادند ] هدايت كرد و گروهى [ ديگر را به سبب تكبّر و عنادشان ] گمراهى بر آنان مقرّر شد . پس در زمين بگرديد و با تأمل بنگريد كه سرانجام تكذيب كنندگان چگونه بود .(36)
هر چند بر هدايتشان حريص باشى [ هدايت نمي  يابند ] ; زيرا خدا كسانى را كه [ به سبب تكبّر و عنادشان ] گمراه مي  كند ، هدايت نخواهد كرد ، و براى آنان هيچ ياورى [ كه از گمراهى نجاتشان دهد ] وجود ندارد .(37)
با سخت ترين سوگندهايشان به خدا سوگند ياد كردند كه خدا كسانى را كه مي  ميرند ، برنمي  انگيزد ! ! آرى ، [ با قدرت بى نهايتش برمي  انگيزد ] اين وعده حقّى بر عهده اوست ، ولى بيشتر مردم نمي  دانند [و به علت نادانى و جهلشان انكار مي  كنند . ](38)
[ يقيناً مردگان را زنده مي  كند ] تا حقايقى را كه در آن اختلاف مي  كنند ، براى آنان روشن سازد . و تا كافران بدانند كه همواره [ در انكارشان نسبت به زنده شدن مردگان] دروغ مي  گفتند .(39)
[ زنده كردن مردگان براى ما دشوار نيست ] فرمان ما درباره چيزى چون [ به وجود آمدنش را] اراده كنيم ، فقط اين است كه به آن مي  گوييم : باش ، پس [ بى درنگ ] موجود مي  شود .(40)
و آنان كه پس از ستم ديدنشان براى به دست آوردن خشنودى خدا هجرت كردند ، يقيناً آنان را در اين دنيا در جايگاه و مكانى نيكو جاى دهيم ، و قطعاً پاداش آخرت بهتر و برتر است ، اگر مي  دانستند [ كه داراى چه كميّت و كيفيتى است . ](41)
همانان كه [ در برابر مصايب ، وحوادث و آزار ديدن از ديگران ] صبر كردند و فقط بر پروردگارشان توكل مي  كنند.(42)
و پيش از تو جز مردانى كه به آنان وحى مي  كرديم ، نفرستاديم . اگر [ اين حقيقت را ]نمي  دانيد [ كه پيامبران از جنس بشر بودند ] از اهل دانش و اطلاع بپرسيد [ تا ديگر نگوييد كه چرا فرشته اى به رسالت نازل نشده است ؟ ! ](43)
[ همه پيامبران را ] با دلايل روشن و كتاب هاى آسمانى [ فرستاديم ] ، و قرآن را [ هم ] به سوى تو نازل كرديم به خاطر اينكه براى مردم آنچه را كه براى [ هدايتشان ] به سويشان نازل شده بيان كنى و براى اينكه [ در پيامبرى تو و آنچه را به حق نازل شده ] بينديشند .(44)
پس آيا كسانى كه [ بر ضد قرآن و پيامبر ] نيرنگ هاى زشت به كار گرفتند ، ايمنند از اينكه خدا آنان را در زمين فرو برد يا از جايى كه پى نبرند ، عذاب به سويشان آيد ؟(45)
يا [ ايمنند از اينكه ] آنان را [ در حالى كه براى داد و ستد ، زراعت و تجارت ] در رفت و آمدند ، گرفتار [ عذاب ] سازد ؟ اينان عاجز كننده [ خدا ] نيستند [ تا بتوانند از دسترس قدرت او بيرون روند . ](46)
يا [ ايمنند از اينكه ] آنان را بر [ پايه ] ترس و بيم [ و هشدارهاى پى در پى به عذاب ] بگيردشان ؟ يقيناً پروردگارتان رؤوف و بسيار مهربان است .(47)
آيا به سوى آنچه خدا آفريده ننگريستند كه سايه هاى آنان در حالى كه فروتنانه براى خدا سجده مي  كنند ، از راست و چپ برمي  گردد ؟(48)
و آنچه در آسمان ها و زمين از جنبندگان و فرشتگان وجود دارد ، فقط براى خدا سجده مي  كنند و تكبّر و سركشى نمي ورزند .(49)
از پروردگارشان كه بر فراز آنان است، مي  ترسند ، و آنچه را به آن مأمور مي  شوند ، انجام مي  دهند .(50)
و  [ فرمان قاطعانه ]خدا [ ست كه ]فرمود : دو معبود انتخاب نكنيد [ كه اين انتخابى خلاف حقيقت است ] ; جز اين نيست كه او معبودى يگانه است ; پس تنها از من بترسيد .(51)
آنچه در آسمان ها و زمين است ، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست ، و نيز دين ثابت و پايدار مخصوص اوست ; آيا از غير او پروا مي  كنيد ؟ !(52)
و آنچه از نعمت ها در دسترس شماست از خداست ، آن گاه چون آسيبى [ مانند سلبِ نعمت] به شما رسد ، ناله و فريادتان را به التماس و زارى به درگاه او بلند مي  كنيد .(53)
سپس هنگامي كه آسيب را از شما برطرف كند [ بر خلاف انتظار ] گروهى از شما به پروردگارشان شرك مي  آورند ! !(54)
تا به نعمت هايى كه به آنان عطا كرده ايم ، ناسپاسى و كفران ورزند . پس [ چند روزى از كالاى زودگذر دنيا ] برخوردار شويد كه سپس [ فرجام زشت خود را ] خواهيد دانست .(55)
و سهمي از آنچه را كه به آنان روزى داده ايم ، براى معبودانى قرار مي  دهند كه جاهل به حقيقت آنهايند [ كه به طور مستقل هيچ سود و زيانى براى كسى ندارند ] ; به خدا سوگند از آنچه همواره افترا مي  بستيد [ كه خدا داراى شريكانى است ] قطعاً بازخواست خواهيد شد .(56)
و دختران را [ به عنوان فرزند ] براى خدا قرار مي  دهند ، او منزّه [ از توالد و تناسل ]است ; ولى براى خودشان آنچه را كه [ از پسران ] ميل دارند [ به عنوان فرزند قرار مي  دهند ] .(57)
و چون يكى از آنان را به [ ولادت ] دختر مژده دهند [از شدت خشم]چهره اش سياه گردد، ودرونش از غصه واندوه لبريز و آكنده شود ! !(58)
به سبب مژده بدى كه به او داده اند ، از قوم و قبيله اش [ در جايى كه او را نبينند ]پنهان مي  شود [ و نسبت به اين پيش آمد در انديشه اى سخت فرو مي  رود كه ]آيا آن دختر را با خوارى نگه دارد يا به زور ، زنده به گورش كند ؟ ! آگاه باشيد ! [ نسبت به دختران ] بد داورى مي  كنند .(59)
براى كسانى كه به آخرت ايمان نمي  آورند ، صفات زشت [ وسيرت بد ] است، وصفات برتر و والا ويژه خداست ، و او تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(60)
و اگر خدا مردم را به سبب ستمشان مؤاخذه كند ، هيچ جنبنده اى را [ كه مستحقّ مؤاخذه است ] بر روى زمين باقى نمي  گذاشت ، ولى آنان را تا مدتى معين مهلت مي  دهد، پس هنگامي  كه اجلشان سرآيد ، نه ساعتى پس مي  مانند و نه ساعتى پيش مي  افتند .(61)
و آنچه را [چون دختر] خوش ندارند ، براى خدا قرار مي  دهند ، و زبانهايشان دروغ پردازى مي  كند كه [ سرانجامِ ]نيكوتر ويژه آنان است . ثابت ويقينى است كه آتش براى آنان است و يقيناً پيشگامان [ به سوى ] آتش اند .(62)
به خدا سوگند پيامبرانى به سوى امت هاى پيش از تو فرستاديم ، پس شيطان كارهاى [ زشت ]شان را در نظرشان آراست [ تا انجامش براى آنان آسان گردد ] ، او امروز ولىّ و سرپرست اينان است [ كه در عقايد و رفتار پيرو مشركان پيش اند ]و براى آنان [ در قيامت ]عذابى دردناك است .(63)
ما اين كتاب را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه حقايقى را كه در آن اختلاف كرده اند ، براى آنان توضيح دهى [ تا از آرا ، نظريات وسليقه هاى باطلشان نسبت به حقايق دست بردارند ] و براى مردمي كه ايمان دارند [ مايه ] هدايت و رحمت باشد .(64)
و خدا از آسمان آبى نازل كرد ، و زمين را به وسيله آن پس از مردگى اش زنده ساخت ، يقيناً در اين [ فعل و انفعالات ] نشانه اى [ بر توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ] ست براى قومي كه شنواى [ حقايق ] اند .(65)
و بى ترديد براى شما در دام ها عبرتى است ، [ عبرت در اينكه ] از درون شكم آنان از ميان علف هاى هضم شده وخون ، شيرى خالص و گوارا به شما مي  نوشانيم كه براى نوشندگان گواراست .(66)
و از محصولات درختان خرما و انگور [ گاهى بر خلاف خواسته خدا ] نوشابه اى مست كننده و [ زمانى ديگر ] رزقى پاكيزه و نيكو مي  گيريد ; در اين [ حقيقت ] نشانه اى [ بر توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ] ست براى گروهى كه تعقّل مي  كنند .(67)
و پروردگارت به زنبور عسل الهام كرد كه از كوه ها و درختان و آنچه [ از دار بست هايى ] كه [ مردم ] بر مي  افرازند ، براى خود خانه هايى برگير .(68)
آن گاه از همه محصولات و ميوه ها بخور ، پس در راه هاى پروردگارت كه براى تو هموار شده [ به سوى كندو ] برو ; از شكم آنها [ شهدى ] نوشيدنى با رنگ هاى گوناگون بيرون مي  آيد كه در آن درمانى براى مردم است . قطعاً در اين [ حقيقت ] نشانه اى [ بر قدرت ، لطف و رحمت خدا ] ست براى مردمي كه مي  انديشند .(69)
و خدا شما را آفريد ، آن گاه شما را مي  ميراند ، برخى از شما به سوى پست ترين مرحله عمر [ كه سالخوردگى و فرتوتى است ] برگردانده مي  شود ، تا پس از دانش اندكى كه داشت چيزى را نداند ; يقيناً خدا دانا و تواناست .(70)
خدا برخى از شما را در رزق و روزى بر برخى فزونى داده است ; پس آنانكه فزونى يافته اند ، حاضر نيستند از روزى خود [ به صورتى قابل توجه و به اندازه لازم ]به بردگان خود بپردازند كه در بهرهورى از رزق و روزى باهم برابر باشند ; پس آيا [ با اين تبعيض ظالمانه اى كه به بردگان و زيردستان خود روا مي  دارند ] نعمت خدا را [ كه عطاى اوست و خود اختيار و استقلالى در تأمينش ندارند ]منكرند ؟ !(71)
و خدا براى شما همسرانى از جنس خودتان قرار داد و از همسرانتان ، فرزندان و نوادگانى پديد آورد ، و از نعمت هاى پاكيزه و دلپذير به شما روزى داد ، [ با اين همه لطف و رحمت ] آيا به باطل ايمان مي  آورند و نعمت هاى خدا را ناسپاسى مي  كنند ؟ !(72)
و به جاى خدا معبودانى را مي  پرستند كه از آسمان ها و زمين ، مالك اندك رزقى براى آنان نيستند و هيچ قدرتى هم [ براى مالك شدن روزى و رساندنش به آنان ] ندارند .(73)
بنابراين براى خدا اوصافى [ همانند اوصاف موجودات ] مَثَل نزنيد ، يقيناً خدا [ كُنه ذات و حقيقت صفات خود را ] مي  داند و شما نمي  دانيد .(74)
خدا مثلى زده است : برده زر خريدى كه بر هيچ كارى قدرت ندارد ، و كسى كه ما از سوى خود رزق نيكويى به او داده ايم ، و او در پنهان و آشكار از آن انفاق مي  كند ، آيا [ اين دو نفر ]يكسانند ؟ [ اين مَثَل ، بيان كننده جايگاه و منزلت خدا و مي موعه هستى است ; خدا مالك و فرمانروا و رازق همه مخلوقات و تدبير كننده امور آنهاست ، و همه مخلوقات مملوك و محكوم قدرت اويند ; پس چرا شما بدون انديشه و تفكر و بى دليل و برهان بت هاى ناتوان وعاجز را كه مملوكى بى اراده اند ، شريك ربوبيّت حق مي  دانيد ؟ ! آيا خدا وبت مساوى است ؟ ! ] همه ستايش ها ويژه خداست [ كه يگانه ويكتاست وهيچ شريكى ندارد ] ; ولى بيشتر آنان [ اين حقيقت را ] نمي  دانند .(75)
و خدا مَثَلى [ ديگر ] زده است : دو مرد را كه يكى از آنان لال مادرزاد است [ و ] بر هيچ كارى قدرت ندارد و سربار سرپرست خويش است ; او را هر كجا روانه مي  كند ، منفعت و سودى نمي  آورد ، آيا چنين لال بى قدرت و بى سودى با كسى كه [ گويا و شنوا است و ] به عدالت و انصاف فرمان مي  دهد و بر راهى راست قرار دارد ، يكسان و مساوى است ؟ [ پس چرا معبودهاى لال بى قدرت و بى سود را با خداى توانا و شنوا كه ذاتش خير بى نهايت است ، برابر مي  دانيد ؟ ! ](76)
غيب آسمان ها و زمين ويژه خداست ، و كار برپا كردن قيامت براى او جز مانند يك چشم بر هم زدن يا نزديك تر از آن نيست ، يقيناً خدا بر هر كارى تواناست .(77)
و خدا شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد در حالى كه چيزى نمي  دانستيد ، و براى شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا سپاس گزارى كنيد .(78)
آيا به پرندگان كه در فضاى آسمان ، رام و مسخّر [ فرمان او ] هستند ، ننگريستيد كه آنها را [ از سقوط به زمين ] جز خدا نگه نمي  دارد ; يقيناً در آن [ وصفى كه پرندگان دارند ] نشانه هايى [ بر توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ] ست براى گروهى كه ايمان دارند .(79)
و خدا خانه هايتان را براى شما مايه آرامش و راحت قرار داد ، و براى شما از پوست دام ها سر پناه [ مانند قبّه و خيمه ] مقرّر كرد ، كه آنها را روز كوچ كردنتان و هنگام اقامتتان [ در جابجا كردن ] سبك مي  يابيد و [ براى شما ] از پشم ها و كرك ها و موهاى آنها تا زمانى معين ، وسايل زندگى و كالاى تجارت پديد آورد .(80)
و خدا براى شما از آنچه آفريده سايه هايى قرار داد ، از كوه ها پناه گاه هايى برايتان به وجود آورد ، و تن پوش هايى براى شما قرار داد كه شما را از گرما نگه مي  دارد و پيراهن هايى [ مقاوم ] كه شما را از آسيب جنگ و نبردتان حفظ مي  كند ; اين گونه نعمت هايش را بر شما كامل مي  كند تا تسليم فرمان هاى او شويد .(81)
پس اگر [ بعد از اين همه لطف و رحمت ] روى از حق گرداندند [ اندوهگين مشو ] ; زيرا فقط رساندن آشكار [ پيام وحى ] بر عهده توست .(82)
آنان نعمت خدا را مي  شناسند ، سپس [ از روى كبر و لجاجت ] آن را انكار مي  كنند و بيشترشان كافرند .(83)
و روزى را[ ياد كن ] كه از هر امتى گواهى برمي  انگيزيم ، سپس به كافران نه اجازه [ عذر خواهى ] مي  دهند ، و نه از آنان مي  خواهند كه [ براى به دست آوردن خشنودى خدا ] عذرخواهى كنند !(84)
و چون كه ستمكاران عذاب را ببينند [ مي  يابند كه هيچ راه گريزى از آن ندارند ] پس [ به كيفر ستمشان ] نه عذاب از آنان سبك مي  شود ، و نه مهلتشان دهند .(85)
و زمانى كه مشركان [ در عرصه قيامت ] بت هايشان را كه شريكان خدا قرار داده بودند ببينند ، مي  گويند : پروردگارا! اينان شريكانى هستند كه ما آنها را به جاى تو مي  پرستيديم [ و اينان سبب گمراهى ما شدند . ] ولى شريكان به آنان پاسخ مي  دهند : يقيناً شما دروغگوييد [ ; زيرا سبب گمراهى شما هواى نفس ، كبر و لجاجت شما بود . ](86)
و در آن روز همه مشركان در پيشگاه خدا سر تسليم فرود آورند و معبودهايى را كه همواره به دروغ [ به عنوان شريك خدا ] بر خدا مي  بستند [ گم شده ] از دستشان مي  رود .(87)
آنان كه كافر شدند ، و مردم را از راه خدا بازداشتند ، به سبب فسادى كه همواره مرتكب مي  شدند ، عذابى بر عذابشان مي  افزاييم .(88)
و [ ياد كن ] روزى را كه در هر امتى گواهى از خودشان بر آنان برمي  انگيزيم ، و تو را [ اى پيامبر اسلام ! ] بر اينان گواه مي  آوريم ; و اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر هر چيزى و هدايت و رحمت ومژده اى براى تسليم شدگان [ به فرمان هاى خدا ] ست .(89)
به راستى خدا به عدالت و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مي  دهد ، و از فحشا و منكر و ستم گرى نهى مي  كند . شما را اندرز مي  دهد تا متذكّر [ اين حقيقت ]شويد [ كه فرمان هاى الهى ، ضامن سعادت دنيا و آخرت شماست . ](90)
و به پيمان خدا چون پيمان بستيد ، وفا كنيد و سوگند را پس از محكم كردنش [ به وسيله عزم و قصد قطعى ] در حالى كه خدا را بر خود ضامن و كفيل قرار داده ايد ، نشكنيد ; يقيناً خدا آنچه را انجام مي  دهيد ، مي  داند .(91)
و مانند آن [ زنى ] كه پشم هاى تابيده خود را پس از استحكام و استوارى وا مي  تابانيد ، نباشيد كه سوگندهايتان را ميان خود به بهانه اينكه گروهى [ چون مشركان ] از گروهى [ چون مؤمنان ] از نظر نفرات و امكانات افزون ترند ، مايه خيانت و فساد قرار دهيد [ به اين صورت كه از روى تظاهر ، مؤمنان را با سوگندهايتان دلخوش كنيد كه با آنان هستيد ، و در پشت پرده سوگندهايتان را بشكنيد ، و به خيال اينكه از ضربه هاى دشمن در امان بمانيد ، به دشمن بپيونديد ] جز اين نيست كه خدا شما را به وسيله آن [ نفرات اندك وافزونى نفرات دشمن ] آزمايش مي  كند ، و روز قيامت آنچه را [ از حق و باطل ] همواره در آن اختلاف مي  كرديد ، براى شما روشن مي  سازد .(92)
اگر خدا مي  خواست شما را [ بر محور هدايت ] يك امت قرار مي  داد [ اماهدايت اجبارى فاقد ارزش است ] ، ولى هر كس را بخواهد [ به كيفر لجاجت وتكبّرش ]گمراه مي  كند و هر كس را بخواهد هدايت مي  نمايد ; و مسلماً ازآنچه همواره انجام مي  داديد ، بازپرسى خواهيدشد .(93)
و سوگندهايتان را ميان خود مايه خيانت و فساد قرار ندهيد كه در نتيجه ، قدمي پس از استواريش بلغزد ; و به سبب آنكه مردم را از راه خدا بازداشتيد [ در اين دنيا ]سختى و ناگوارى بچشيد ، و براى شما [ در آخرت ] عذابى بزرگ باشد .(94)
و پيمان خدا را به بهايى اندك نفروشيد ; زيرا آنچه نزد خداست ، براى شما بهتر است ، اگر بدانيد [ كه ارزش وفاى به پيمان خدا قابل مقايسه با همه دنيا نيست . ](95)
آنچه [ از ثروت و مال ] نزد شماست ، فانى مي  شود و آنچه [ از پاداش و ثواب ]نزد خداست ، باقى مي  ماند ، و قطعاً آنان كه [ براى دينشان ] شكيبايى ورزيدند ، پاداششان را بر پايه بهترين عملى كه همواره انجام مي  داده اند ، مي  دهيم .(96)
از مرد و زن ، هر كس كار شايسته انجام دهد در حالى كه مؤمن است ، مسلماً او را به زندگى پاك و پاكيزه اى زنده مي  داريم و پاداششان را بر پايه بهترين عملى كه همواره انجام مي  داده اند ، مي  دهيم .(97)
پس هنگامي كه قرآن مي  خوانى از شيطان رانده شده به خدا پناه ببر .(98)
يقيناً او بر كسانى كه ايمان آورده اند وهمواره بر پروردگارشان توكل مي  كنند ، تسلّطى ندارد .(99)
تسلّطش فقط بر كسانى است كه او را سرپرست و دوست خود گرفته اند و بر كسانى است كه [به وسيله اغواگرى او] براى خدا شريك قرار داده اند .(100)
و هنگامي كه آيه اى را [ كه در بردارنده حكم جديدى است ] جايگزين آيه ديگر مي  كنيم ، در حالى كه خدا به آنچه نازل مي  كند داناتر است ، مخالفان مي  گويند : تو فقط [ بر خدا ] دروغ مي  بندى ! ! [ چنين نيست كه مي  گويند ] بلكه بيشترشان [ اسرار تبديلِ احكام را ]نمي  دانند .(101)
بگو : آن [ آيات ] را روح القدس از سوى پروردگارت به درستى و راستى نازل كرده تا كسانى را كه ايمان آورده اند ، ثابت قدم بدارد و براى تسليم شدگان [ به فرمان هاى حق ] هدايت و مژده باشد .(102)
و ما مي  دانيم كه آنان مي  گويند : يقيناً اين آيات را بشرى به او مي  آموزد ! ! [ چنين نيست كه مي  گويند ، زيرا ] زبان كسى كه [ آموختن قرآن را به پيامبر ] به او نسبت مي  دهيد ، غير عربى است و اين قرآن به زبان عربى فصيح و روشن است .(103)
قطعاً كسانى كه به آيات خدا ايمان ندارند ، خدا هدايتشان نمي  كند ، و براى آنان عذابى دردناك است .(104)
فقط كسانى [ به خدا و پيامبر ] دروغ مي  بندند كه به آيات خدا ايمان ندارند ، و اينانند كه دروغگوى واقعى اند .(105)
هر كس پس از ايمان آوردنش به خدا كافر شود [ به عذاب خدا گرفتار آيد ] ; مگر كسى كه به كفر مي بور شده [ امّا ] دلش مطمئن به ايمان است ، ولى آنان كه سينه براى پذيرفتن كفر گشاده اند ، خشمي سخت از سوى خدا بر آنان است و آنان را عذابى بزرگ خواهد بود .(106)
اين [ خشم و عذاب بزرگ ] به سبب آن است كه زندگى دنيا [ ىِ زودگذر ] را بر آخرت ترجيح دادند ، و مسلماً خدا مردم كفر پيشه را هدايت نمي  كند .(107)
اينان كسانى هستند كه خدا بر دل و گوش و چشمشان مُهر [ شقاوت ] زده ، و اينان بى خبران واقعى اند .(108)
ثابت و يقينى است كه آنان در آخرت زيانكارند .(109)
آن گاه يقيناً پروردگارت نسبت به كسانى كه پس از آزار ديدنِ [ از مشركان ، سرزمين شرك را رها كرده ] هجرت نمودند ، سپس جهاد كردند ، و  [ براى حفظ دينشان ]شكيبايى ورزيدند ، آرى ، پروردگارت [ نسبت به آنان ] پس از اين [ همه بلا ] بسيار آمرزنده و مهربان است .(110)
[ ياد كن ] روزى را كه هر كس [ به پيشگاه حق ] مي  آيد [ براى مصون ماندنش از عذاب ] از خود دفاع مي  كند و هر كس هر عملى انجام داده است [ همه آن ] به طور كامل به او داده مي  شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت .(111)
و خدا [ براى پندآموزى به ناسپاسان ] مَثَلى زده است : شهرى را كه امنيت و آسايش داشت و رزق و روزىِ [ مردمش ] به فراوانى از همه جا برايش مي  آمد ، پس نعمت خدا را ناسپاسى كردند ، در نتيجه خدا به كيفر اعمالى كه همواره مرتكب مي  شدند ، بلاى گرسنگى و ترس فراگير را به آنان چشانيد .(112)
و همانا پيامبرى از خود آنان براى [ هدايت ] شان آمد ، ولى او را تكذيب كردند ، پس عذاب [ خدا ] آنان را در حالى كه ستمكار بودند ، فراگرفت .(113)
از نعمت هايى كه خدا روزى شما كرده است ، حلال وپاكيزه بخوريد ، و نعمت خدا را سپاس گزاريد ، اگر تنها خدا را مي  پرستيد .(114)
خدا فقط مردار وخون و گوشت خوك و آنچه را با نام غير خدا ذبح كرده اند ، بر شما حرام كرده است ; پس كسى كه [ براى نجات جانش از خطر ، به خوردن آنها ]ناچار شود در حالى كه خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نكند [ گناهى بر او نيست ] يقيناً خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .(115)
و به سبب دروغى كه زبانتان گوياى به آن است ، نگوييد : اين حلال است و اين حرام ، تا به دروغ به خدا افترا بزنيد [ كه اين حلال و حرام حكم خداست ] ; مسلماً كسانى كه به خدا دروغ مي  بندند ، رستگار نخواهند شد .(116)
[ با اين كارهاى زشت ]بهره و برخوردارى اندكى [ در زندگى دنيا دارند ] و براى آنان [ در قيامت ]عذابى دردناك است .(117)
و آنچه را پيش از اين براى تو شرح داديم ، بر يهود حرام كرديم ، ما به آنان ستم نورزيديم ، بلكه آنان خودشان به خود ستم مي  كردند .(118)
آن گاه پروردگارت به كسانى كه از روى نادانى كار زشت مرتكب شدند ، و بعد از آن توبه كردند و [ مفاسد خود را ] اصلاح نمودند ، [ لطف و عنايت دارد ] زيرا پروردگارت پس از آن [ توبه و اصلاح ] بسيار آمرزنده و مهربان است .(119)
بدون ترديد ، ابراهيم [ به تنهايى ] يك امت بود ، براى خدا از روى فروتنى فرمانبردار و [ يكتاپرستى ] حق گرا بود واز مشركان نبود .(120)
سپاس گزار نعمت هاى او بود ، خدا او را برگزيد وبه راهى راست راهنمايى اش كرد .(121)
و به او در دنيا [ زندگى نيكويى ] داديم ، و بى ترديد در آخرت از شايستگان است .(122)
آن گاه به تو وحى كرديم كه از آيين [ يكتاپرستىِ ] ابراهيم حق گرا پيروى كن كه از مشركان نبود .(123)
[ تحريم ماهى گيرى در ] روز شنبه فقط براى كسانى كه در آن [ از نظر آزادى و ممنوعيت كار ] اختلاف كردند ، قرار داده شده است ، و بى ترديد پروردگارت در روز قيامت درباره آنچه در آن اختلاف مي  كردند ، داورى خواهد كرد .(124)
[ مردم را ] با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن ، و با آنان به نيكوترين شيوه به بحث [ و مي ادله ] بپرداز ، يقيناً پروردگارت به كسانى كه از راه او گمراه شده اند و نيز به راه يافتگان داناتر است .(125)
و اگر [ ستم گر را ] مي ازات كرديد ، پس فقط به مانند ستمي كه به شما شده مي ازات كنيد ، و اگر شكيبايى ورزيد [ و از مي ازات كردن بگذريد ] اين كار براى شكيبايان بهتر است .(126)
و شكيبايى كن ، و شكيبايى تو جز به توفيق خدا نيست ، و بر [ گمراهى و ضلالت ] آنان [ و كارهايى كه انجام مي  دهند ] اندوهگين مباش ، و از نيرنگى كه همواره به كار مي  گيرند ، دلتنگ مشو .(127)
بى ترديد خدا با كسانى كه پرهيزكارى پيشه كردند و كسانى كه [ از هر جهت ] نيكوكارند مي  باشد .(128)


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد