العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
شنبه 6 خرداد 1396
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 13721      تاریخ : 1393/12/9 14:15:39      بخش : جدول ترجمه قرآن کریم print


کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.



دریافت فایل

 

الاسراء
مکي -  تعداد آيه111
منزّه و پاك است آن [ خدايى ] كه شبى بنده اش ] محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) ] را از مسجدالحرام به مسجد الاقصى كه پيرامونش را بركت داديم ، سير [ و حركت ] داد ، تا [ بخشى ] از نشانه هاىِ [ عظمت و قدرت [ خود را به او نشان دهيم ; يقيناً او شنوا و داناست .(1)
و ما به موسى كتاب داديم و آن را براى بنى اسرائيل وسيله هدايت قرار داديم [ و در آن كتاب ، آنان را به اين حقيقت راهنمايى كرديم ] كه جز مرا [ كه خداى يگانه ام ]وكيل و كار ساز نگيريد .(2)
[ اى ] نسل كسانى كه با نوح [ در كشتى ] سوار كرديم ! مسلماً او بنده اى بسيار سپاس گزار بود [ پس شما هم چون او با عمل به فرمان هاى حق سپاس گزار باشيد . ](3)
ما در تورات به بنى اسرائيل خبر داديم كه قطعاً دو بار در زمين فساد مي  كنيد و [ در برابر طاعت خدا ] به سركشى و طغيان [ و نسبت به مردم به برترى جويى و ستمي  ] بزرگ دچار مي  شويد .(4)
پس هنگامي كه [ زمان ظهور ]وعده [ عذاب و انتقام ما به كيفر ] نخستين فسادانگيزى و طغيان شما فرا رسد ، بندگان سخت پيكار ونيرومند خود را بر ضد شما برانگيزيم ، آنان [ براى كشتن ، اسير كردن و ربودن ثروت و اموالتان ] لابه لاى خانه ها را [ به طور كامل و با دقت ]جستجو مي  كنند ; و يقيناً اين وعده اى انجام شدنى است .(5)
سپس پيروزى بر آنان را به شما باز مي  گردانيم و شما را به وسيله اموال و فرزندان تقويت مي  كنيم ، و نفرات [ رزمي  ] شما را بيشتر مي  گردانيم .(6)
اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده ايد ، و اگر بدى كنيد به خود بدى كرده ايد . پس هنگامي كه [ زمان ظهور ]وعده دوم [ براى عذاب و انتقام ] فرا رسد ، [ پيكارگرانى بسيار سخت گير بر ضد شما برمي  انگيزيم ] تا شما را [ با دچار كردن به مصايب سنگين و گزند و آسيب فراوان ]غصه دار و اندوهگين كنند و به مسجد [ الاقصى ] درآيند ، آن گونه كه بار اول درآمدند تا هر كه و هر چه را دست يابند ، به شدت در هم كوبند و نابود كنند .(7)
اميد است كه پروردگارتان [ در صورتى كه توبه كنيد ] به شما رحم كند و اگر به طغيان و فساد برگرديد ، ما هم [ به كيفر شديد و عذاب سخت ] بازگرديم ، و دوزخ را براى كافران ، زندانى تنگ قرار داديم .(8)
بى ترديد اين قرآن به استوارترين آيين هدايت مي  كند ، و به مؤمنانى كه كارهاى شايسته انجام مي  دهند ، مژده مي  دهد كه براى آنان پاداشى بزرگ است .(9)
و براى آنان كه به قيامت ايمان نمي  آورند ، عذابى دردناك آماده كرده ايم .(10)
و انسان به همان صورت كه نيكى ها را مي  طلبد [ بدون توجه به عواقب امور و به سبب جهل به مصالح و مفاسد خويش ، گزند و آسيب و ] بدى ها را مي  طلبد و انسان بسيار شتاب زده و عجول است .(11)
ما شب و روز را دو نشانه [ قدرت و حكمت خود ] قرار داديم ; پس شب را بى نور نموديم و روز را روشن ساختيم ، تا [ در آن ] روزى و رزقى را از پروردگارتان بطلبيد و براى اينكه شماره سال ها و حساب [ اوقات و زمان ها ] را بدانيد ، و هر چيزى را [ كه نسبت به دنيا و دينتان و تربيت و كمالتان نيازمند به آن هستيد ] به روشنى و به طور كامل بيان كرديم .(12)
و عمل هر انسانى را براى هميشه ملازم او نموده ايم ، و روز قيامت نوشته اى را [ كه كتاب عمل اوست ] براى او بيرون مي  آوريم كه آن را پيش رويش گشوده مي  بيند .(13)
[ به او مي  گويند : ] كتاب خود را بخوان ، كافى است كه امروز خودت بر خود حسابگر باشى .(14)
هر كس هدايت يافت ، فقط به سود خودش هدايت مي  يابد و هر كس گمراه شد ، فقط به زيان خودش گمراه مي  شود . و هيچ بردارنده بار گناهى بار گناه ديگرى را به دوش خود بر نمي  دارد ; و ما بدون اينكه پيامبرى را [ براى هدايت واتمام حجت به سوى مردم] بفرستيم ، عذاب كننده [ آنان ]نبوديم .(15)
هنگامي كه بخواهيم شهر و ديارى را نابود كنيم ، مرفّهين و خوش گذران هايش را [ به وسيله وحى به طاعت ، بندگى و دورى از گناه ] فرمان مي  دهيم ، چون [ سرپيچى كنند و ] در آن شهر به فسق و فجور روى آورند ، عذاب بر آنان لازم و حتم مي  شود ، پس آنان را به شدت درهم مي  كوبيم [ و بنيادشان را از ريشه بر كنيم . ](16)
و بسيارى از ملت هاى پس از نوح را [ بر پايه همين روش به سبب فسق و فجورشان ] نابود كرديم ، و [ براى نابود كردن اين گونه ملت ها ] كافى است كه پروردگارت به گناهان بندگانش آگاه و بينا باشد .(17)
هر كس [ همواره ] دنياى زودگذر را بخواهد [ چنين نيست كه هر چه بخواهد بيابد بلكه ] هر چه را ما براى هر كه بخواهيم ، به سرعت در همين دنيا به او عطا مي  كنيم ، آن گاه دوزخ را در حالى كه نكوهيده و رانده شده از رحمت خدا وارد آن مي  شود ، براى او قرار مي  دهيم .(18)
و كسانى كه آخرت را در حالى كه مؤمن هستند بخواهند و با تلاشى كامل [ و خالصانه ] براى [ به دست آوردن ] آن تلاش كنند ، پس تلاششان به نيكى مقبول افتد [ و به آن پاداششان دهند . ](19)
هر يك از دو گروه دنيا طلب و آخرت خواه را [ در اين دنيا ] از عطاى پروردگارت يارى دهيم ، وعطاى پروردگارت [ در اين دنيا از كسى ] ممنوع شدنى نيست .(20)
با تأمل بنگر چگونه برخى از آنان را بر برخى [ در امور مادى و بهره هاى دنيايى ] فزونى بخشيديم ، و همانا آخرت از نظر درجات برتر ، و از جهت فزونى بيشتر است .(21)
با خدا معبودى ديگر قرار مده كه [ نزد شايستگان ] نكوهيده و [ در دنيا و آخرت ] بى يار و ياور شوى .(22)
و پروردگارت فرمان قاطع داده است كه جز او را نپرستيد ، و به پدر و مادر نيكى كنيد ; هرگاه يكى از آنان يا دو نفرشان در كنارت به پيرى رسند [ چنانچه تو را به ستوه آورند ] به آنان اُف مگوى و بر آنان [ بانگ مزن و ] پرخاش مكن ، و به آنان سخنى نرم و شايسته [ و بزرگوارانه ] بگو .(23)
و براى هر دو از روى مهر و محبت ، بال فروتنى فرود آر و بگو : پروردگارا ! آنان را به پاس آنكه مرا در كودكى تربيت كردند ، مورد رحمت قرار ده .(24)
پروردگارتان به نيّت ها و حالاتى كه [ نسبت به پدر و مادرتان ] در دل هاى شماست [ از خود شما ] آگاه تر است ، اگر مردم شايسته اى باشيد [ ولى نيّت شما درباره پدر و مادر ناپسند باشد ، يا حقّى از آنان ضايع كنيد ، اما پشيمان شويد و به خدا بازگرديد ، شايسته است ] ; زيرا او نسبت به بازگشت كنندگان بسيار آمرزنده است .(25)
و حقّ خويشاوندان و حقّ تهيدست و از راه مانده را بپرداز ، و هيچ گونه اسراف و ولخرجى مكن .(26)
بى ترديد اسراف كنندگان و ولخرجان ، برادران شياطين اند ، و شيطان همواره نسبت به پروردگارش بسيار ناسپاس است .(27)
و اگر [ به خاطر تهيدستى و فقر ] بايد از آنان [ كه به پرداخت حقّشان سفارش شدى ]روى بگردانى [ و اين روى گردانى ] براى طلب رزقى است كه از سوى پروردگارت رسيدن به آن را اميد دارى ; پس با آنان [ تا رسيدن رزق خدا ] سخنى نرم و اميدوار كننده بگو .(28)
و دستت را بخيلانه بسته مدار [ كه از انفاق در راه خدا باز مانى ]و به طور كامل هم [ در انفاق ] دست و دل باز مباش [ كه چيزى براى معاش خودت باقى نماند ] كه در نهايت [ نزد شايستگان ]نكوهيده [ و در زندگى خود ]درمانده گردى .(29)
يقيناً پروردگارت رزق را براى هر كه بخواهد وسعت مي  دهد ، و [ براى هر كه بخواهد ] تنگ مي  گيرد ; زيرا او به [ مصلحت ] بندگانش آگاه و بيناست .(30)
فرزندانتان را از بيم تنگدستى نكشيد ; ما به آنان و شما روزى مي  دهيم ، يقيناً كشتن آنان گناهى بزرگ است .(31)
و نزديك زنا نشويد كه كارى بسيار زشت و راهى بد است .(32)
و كسى را كه خدا كشتنش را حرام كرده [ و به جانش حرمت نهاده ] جز به حق نكشيد ، و هر كس مظلوم [ و به ناحق ]كشته شود ، براى وارثش تسلّطى بر قاتل [ جهت خونخواهى ، ديه و عفو ] قرار داده ايم ، پس وارث مقتول نبايد در كشتن زياده روى كند ; زيرا او [ با قوانين صحيح و درستى چون ديه و قصاص ] مورد حمايت قرار گرفته است .(33)
و به مال يتيم تا زمانى كه به سنّ بلوغ و رشدش برسد ، جز به بهترين شيوه نزديك نشويد ; و به عهد و پيمان وفا كنيد ، زيرا [ روز قيامت ] درباره پيمان بازخواست خواهد شد .(34)
و هنگامي كه [ جنسى را ] پيمانه مي  كنيد ، پيمانه را كامل بدهيد ، و [ اجناس قابل وزن را ] با ترازوى درست و صحيح وزن كنيد ، اين براى شما بهتر و فرجامش نيكوتر است .(35)
و از چيزى كه به آن علم ندارى [ بلكه برگرفته از شنيده ها ، ساده نگرى ها ، خيالات و اوهام است ]پيروى مكن ; زيرا گوش و چشم و دل [ كه ابزار علم و شناخت واقعى اند ] موردِ بازخواست اند .(36)
و در زمين ، با تكبّر و سرمستى راه مرو كه تو هرگز نمي  توانى [ با قدم هايت ]زمين را بشكافى ، و هرگز در بلندى قامت نمي  توانى به كوه ها برسى .(37)
همه اين دستورات و فرمان هايى كه [ در آيات گذشته بيان شد ، سرپيچى از آنها ]گناهش نزد پروردگارت ناپسند است .(38)
اين [ احكام و مطالب ] از حكمت هايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است ، و با خدا معبودى ديگر قرار مده كه نكوهيده و رانده [ شده از رحمت ] در دوزخ افكنده شوى .(39)
[ اى مشركان ! ] آيا پروردگارتان [ با ترجيح دادن شما بر خود ] شما را به [ دارا بودن ] پسران ، برگزيده و براى خود از فرشتگان ، دخترانى برگرفته ؟ يقيناً [ از روى دروغ و اتهام ] سخنى بزرگ [ و ناروا ] مي  گوييد .(40)
به راستى در اين قرآن [ داستان ها ، حكمت ها و موعظه هاى ] گوناگون بيان كرديم تا متذكّر و هوشيار شوند ; ولى آنان را جز رميدن نمي  افزايد .(41)
بگو : اگر آن گونه كه مي  گويند ، باخدا خدايانى بود ، در آن هنگام به سوى صاحب عرش راهى مي  جستند [ تا قدرتش را تصاحب كنند . ](42)
او از آنچه مي  گويند ، منزّه و بسيار برتر و والاتر است .(43)
آسمان هاى هفتگانه و زمين و هر كس كه در آنهاست ، او را تسبيح مي  گويند ، وهيچ چيزى نيست مگر اينكه همراه با ستايش ، تسبيح او مي  گويد ، ولى شما تسبيح آنها را نمي  فهميد ، يقيناً او بردبار و بسيار آمرزنده است .(44)
و هنگامي كه قرآن بخوانى ، ميان تو و آنان كه به آخرت ايمان ندارند ، پرده اى نامريى قرار مي  دهيم [ كه به سزاى لجاجت و كفرشان از فهم آن محروم شوند . ](45)
و بر دل هايشان پوشش هايى مي  گذاريم تا آن را نفهمند و در گوش هايشان سنگينى مي  نهيم [ تا آن را از روى حقيقت نشنوند ] ; و چون پروردگارت را در قرآن به يگانگى ياد كنى با حالت رميدگى از تو روى مي  گردانند .(46)
هنگامي كه [ وقت قرآن خواندنت ] به تو گوش مي  دهند ، ما به هدفى كه براى آن گوش مي  دهند داناتريم ، و نيز هنگامي كه رازگويى مي  كنند [ به كارشان آگاه تريم ] آن زمان كه [ آن ] ستم گران [ به يكديگر ] مي  گويند : شما [ اگر از او پيروى كنيد ] جز از مردى جادو شده پيروى نمي  كنيد .(47)
بنگر چگونه تو را به صفاتى [ چون شاعر ، كاهن ، ساحر ومي نون ]وصف مي  كنند در نتيجه گمراه شدند ، بنابراين قدرت ندارند راهى [ به سوى هدايت ] يابند .(48)
و گفتند ; هنگامي كه ما استخوان [ هايى جدا از هم و ريز ريز ]و پوسيده شديم ، آيا به طور قطع در آفرينشى جديد برانگيخته مي  شويم ؟ !(49)
بگو : [ اينكه سهل و آسان است ] شما سنگ شويد يا آهن ،(50)
يا آفريده اى از آنچه در ذهنتان [حيات يافتنش ] سخت و دشوار مي  آيد [ بدون ترديد با آفرينشى جديد برانگيخته مي  شويد ] بى درنگ خواهند گفت : چه كسى ما را بر مي  گرداند ؟ بگو : همان كسى كه اولين بار شما را آفريد . پس سرهاى خود را [ به عنوان ريشخند و استهزا ] به سوى تو مي  جنبانند و مي  گويند : [ اين زنده شدن دوباره ] چه زمانى خواهد بود ؟ بگو : چه بسا نزديك باشد .(51)
روزى كه شما را [ از ميان گورها براى ورود به عرصه قيامت ] فرا مي  خواند ، پس [ فرا خواندنش را ] در حالى كه او را سپاس و ستايش مي  گوييد ، اجابت مي  كنيد، وگمان مي  بريد كه [ در دنيا يا در برزخ ] جز اندكى درنگ نكرده ايد .(52)
و به بندگانم بگو : سخنى را كه نيكوتر است ، بگويند ; زيرا شيطان ميان آنان [ به سبب سخنان زشت و بى منطق ] دشمنى و نزاع مي  افكند ، زيرا شيطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است .(53)
پروردگارتان به شما داناتر است ، اگر بخواهد شما را مورد رحمت قرار مي  دهد و اگر بخواهد عذابتان مي  كند . و ما تو را بر آنان نگهبان و كارساز نفرستاده ايم .(54)
و پروردگارت به هر كه [ و هر چه ]در آسمان ها و زمين است ، داناتر است . و به يقين برخى از پيامبران را بر برخى ديگر برترى داديم وبه داود زبور عطا كرديم .(55)
بگو : كسانى را كه به جاى خدا [ معبودان خود ] پنداشتيد ، [ بخوانيد تا بفهميد كه ] آنها نمي  توانند آسيب و گزندى را از شما دفع كنند ، و نه [ آن را از شما به ديگرى ] انتقال دهند .(56)
كسانى [ از فرشتگان ، پريان و ارواح را ] كه آنان [ به عنوان معبود ] مي  پرستند [ خود آنان براى رفع نيازمندى هايشان ] به سوى پروردگارشان وسيله مي  جويند ، تا كدامشان نزديك تر باشد ، و به رحمت او اميد دارند ، و از عذابش مي  ترسند ; زيرا عذاب پروردگارت شايسته پرهيز است .(57)
هيچ شهرى [ از شهرهاى ياغيان و مفسدان ] نيست مگر آنكه آن را پيش از قيامت [ به عذاب ]نابود مي  كنيم يا به عذابى سخت دچار مي  سازيم . انجام اين كار در كتاب [ لوح محفوظ ]نگاشته شده است .(58)
و [ اى پيامبر ! ] هيچ چيز ، ما را از فرستادن معجزات [ كه همواره مشركان و كافران خواهانِ آنند ] باز نداشت جز اينكه پيشينيان ، آن معجزات را تكذيب كردند [ و به اين سبب نابود شدند ; واينان هم اگر به سويشان آيد ، تكذيب مي  كنند ونابود مي  شوند . ]و به قوم ثمود [ازلابلاى سنگ هاى كوه ] ناقه داديم كه معجزه اى روشن بود ، ولى به آن ستم كردند [ و او را از پا درآوردند وبه عذاب مبتلا شدند ] و ما معجزات را جز براى هشدار دادن به مردم نمي  فرستيم .(59)
و [ ياد كن ] هنگامي را كه به تو گفتيم : يقيناً پروردگارت [ از هر جهت ] به مردم احاطه كامل دارد و آن خوابى را كه به تو نشان داديم و نيز درخت لعنت شده در قرآن را [ كه مصداقش درخت زقّوم ، بنى اميه ، طاغيان و ياغيانند ] جز براى آزمايش مردم قرار نداديم ; و ما آنان را [ از عاقبت شرك و كفر ] هشدار مي  دهيم ، ولى در آنان جز طغيانى بزرگ نمي  افزايد ! !(60)
و  [ ياد كن ]هنگامي را كه به فرشتگان گفتيم : براى آدم سجده كنيد . پس همه سجده كردند مگر ابليس كه گفت: آيا براى كسى كه او را از گِل آفريدى ، سجده كنم؟! (61)
[ سپس ]گفت : مرا خبر ده اين كسى كه او را بر من برترى دادى [ سببش چه بود ؟ ]اگر تا قيامت مهلتم بخشى ، بى ترديد فرزندانش را جز اندكى لجام مي  زنم [ و به دنبال خود به عرصه هلاكت و نابودى مي  كشم . ](62)
خدا فرمود : برو كه از آنان هر كس تو را پيروى كند ، قطعاً دوزخ كيفرتان خواهد بود ، كيفرى سخت و كامل .(63)
از آنان هر كه را توانستى با آوازت [ به سوى باطل ] برانگيز ، و  [ براى راندنشان به سوى طغيان و گناه ]با سواره ها و پياده هايت بر آنان بانگ زن ، و با آنان [ از راه سوق دادنشان به حرام ] در اموال و [ از طريق وسوسه كردنشان به زنا ] در اولاد شريك شو ، و به آنان وعده [ دروغ ] بده [ كه از قيامت ، حسابرسى ، بهشت و دوزخ خبرى نيست ] و شيطان آنان را جز از روى باطل و دروغ وعده نمي  دهد .(64)
[ ولى آگاه باش كه ] يقيناً تو را بر بندگانم هيچ تسلّطى نيست ، و كافى است كه پروردگارت نگهبان و كارساز [ آنان ]باشد .(65)
پروردگارتان كسى است كه كشتى ها را در دريا براى شما روان مي  كند تا [با رفتن از اقليمي به اقليم ديگر ] از رزقش بطلبيد ; زيرا او همواره به شما مهرباناست .(66)
و زمانى كه در دريا سختى و آسيبى به شما رسد ، هر كه را جز او مي  خوانيد ناپديد و گم مي  شود ، و هنگامي كه شما را [ با سوق دادنتان ] به سوى خشكى نجات دهد [ از خدا ] روى مي  گردانيد . و انسان [ با اينكه الطاف خدا را همواره در زندگى خود لمس مي  كند ] بسيار ناسپاس است .(67)
آيا ايمن هستيد از اينكه شما را در كنار خشكى [ در زمين ] فرو برد ، يا بر شما توفانى از شن و سنگريزه فرستد ، سپس براى خود حافظ و نگهبانى نيابيد ؟ !(68)
يا ايمن هستيد از اينكه بار ديگر شما را به دريا برگرداند ، پس توفانى سخت كه با خود ريگ و سنگ مي  آورد بر شما فرستد و به سبب اينكه ناسپاسى كرديد غرقتان كند ؟ آن گاه در برابر كار ما براى خود پى گير و دفاع كننده اى نخواهيد يافت .(69)
به يقين فرزندان آدم را كرامت داديم ، و آنان را در خشكى و دريا [ بر مركب هايى كه در اختيارشان گذاشتيم ] سوار كرديم ، و به آنان از نعمت هاى پاكيزه روزى بخشيديم ، وآنان را بر بسيارى از آفريده هاى خود برترى كامل داديم .(70)
[ ياد كن ] روزى را كه هر گروهى از مردم را با پيشوايشان مي  خوانيم ; پس كسانى كه نامه اعمالشان را به دست راستشان دهند ، پس آنان نامه خود را [ با شادى و خوشحالى ] مي  خوانند و به اندازه رشته ميان هسته خرما مورد ستم قرار نمي  گيرند .(71)
و كسى كه در اين دنيا كوردل باشد ، در آخرت هم كوردل و گمراه تر است .(72)
و نزديك بود كه تو را از آنچه به تو وحى كرديم ، بلغزانند تا غير آن را از روى افترا به ما نسبت دهى و در اين صورت ، تو را دوست خود مي  گرفتند .(73)
و اگر تو را ثابت قدم نمي  داشتيم ، همانا نزديك بود اندكى به سوى آنان متمايل شوى .(74)
در آن صورت دو برابر در دنيا و دو برابر در آخرت عذاب به تو مي  چشانديم ، آن گاه براى خود در برابر ما ياورى نمي  يافتى .(75)
و نزديك بود [ مشركان ] تو را از اين سرزمين حركت دهند تا از آن بيرونت كنند ، و در آن صورت پس از تو جز مدتى اندك درنگ نمي  كردند [ و دچار عذاب خدا مي  شدند . ](76)
[ مهلت نيافتن دشمنان جز مدتى اندك ]شيوه اى است كه همواره درباره [ امت هاى ] پيامبرانى كه پيش از تو فرستاديم [ جارى ] بوده است ، و براى شيوه ما هيچ دگرگونى و تغييرى نخواهى يافت .(77)
نماز را از ابتداى تمايل خورشيد به جانب مغرب [ كه شروعِ ظهرِ شرعى است ] تا نهايت تاريكى شب بر پا دار ، و [ نيز ] نماز صبح را [ اقامه كن ] كه نماز صبح مورد مشاهده [ فرشتگان شب و فرشتگان روز ]است .(78)
و پاسى از شب را براى عبادت و بندگى بيدار باش كه اين افزون [ بر واجب ، ] ويژه توست ، اميد است پروردگارت تو را [ به سبب اين عبادت ويژه ] به جايگاهى ستوده برانگيزد .(79)
و بگو : پروردگارا ! مرا [ در هر كار و شغلى ] به نيكى وارد كن و به نيكى بيرون آور و برايم از نزد خود نيرويى يارى دهنده قرار ده .(80)
و بگو : حق آمد و باطل نابود شد ; بى ترديد باطل نابود شدنى است .(81)
و ما از قرآن آنچه را براى مؤمنان مايه درمان ورحمت است ، نازل مي  كنيم وستمكاران را جز خسارت نمي  افزايد .(82)
و زمانى كه به انسان نعمت مي  بخشيم [ از ما ] روى بگرداند و خود را مغرورانه از ما دور كند ، و هنگامي كه آسيبى به او برسد [ به سبب بى ايمانى و غفلت از قدرت و رحمت ما ] بسيار نوميد و مأيوس شود .(83)
بگو : هر كس بر پايه خلق و خوى و عادت هاى اكتسابى خود عمل مي  كند ، پس پروردگارتان به كسى كه راه يافته تر است ، داناتر است .(84)
و از تو درباره روح مي  پرسند ، بگو : روح از امر پروردگار من است، و از دانش و علم جز اندكى به شما نداده اند .(85)
و اگر بخواهيم قطعاً آنچه را به تو وحى كرده ايم [از يادها و نوشته ها] محو مي  كنيم، آن گاه در برابر ما [ براى بازگرفتنش ] كارسازى براى خود نخواهى يافت .(86)
[ ولى محو نشدن قرآن از يادها و نوشته ها ، نيست ] مگر رحمتى از سوى پروردگارت ، به يقين فضل او بر تو همواره بزرگ است .(87)
بگو : قطعاً اگر جنّ و انس گرد آيند كه مانند اين قرآن را بياورند ، نمي  توانند مانندش را بياورند ، و اگر چه پشتيبان يكديگر باشند .(88)
و همانا در اين قرآن براى [ هدايت ] مردم از هر مَثَل و داستانى به صورت هاى گوناگون بيان كرديم ، ولى بيشتر مردم جز انكار وكفران [ آن نعمت عظيم را ] نخواستند .(89)
و گفتند : ما به تو ايمان نمي  آوريم ، مگر آنكه از اين سرزمين [ خشك و سوزان مكه ] چشمه اى پر آب و جوشان روان سازى ! !(90)
يا براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد كه از لابه لاى آنها نهرها روان كنى .(91)
يا آسمان را آن گونه كه گمان كرده اى [ قدرت دارى ] پاره پاره بر سر ما بيفكنى ، يا خدا و فرشتگان را رو به روى ما آورى .(92)
يا خانه اى از طلا براى تو باشد ، يا در آسمان بالا روى ، و بالا رفتنت را باور نمي  كنيم تا آنكه نوشته اى بر ما نازل كنى كه آن را بخوانيم ! ! بگو : پروردگارم منزّه است [ از اينكه خواسته هاى سبك مغزان ياوه گو را پاسخ دهد ] آيا من جز بشرى فرستاده هستم ؟ [ كه مرا براى هدايت شما فرستاده اند ، نه براى اينكه درخواست هاى بى مورد شما را پاسخ دهم . ](93)
و چيزى مردم را زمانى كه هدايت به سويشان آمد از ايمان آوردن باز نداشت ، جز اينكه گفتند : آيا خدا بشرى را به پيامبرى برانگيخته است ؟(94)
بگو : اگر در زمين [ به جاى بشر ] فرشتگانى بودند كه با آرامي راه مي  رفتند ، يقيناً فرشته اى را از آسمان براى آنان به پيامبرى نازل مي  كرديم [ زيرا هدايتگر هر گروهى بايد از جنس خودشان باشد . ](95)
بگو : كافى است كه خدا ميان من و شما [ در صدقِ نبوتم ] شاهد باشد ; چون او به بندگانش آگاه و بيناست .(96)
و هر كه را خدا هدايت كند ، پس او هدايت يافته است ، و آنان را كه خدا [ به كيفر لج بازى و عنادشان ] گمراه سازد ، هرگز در برابر خدا براى آنان ياورانى نخواهى يافت ، و آنان را روز قيامت در حالى كه به رو در افتاده اند ، كور و لال و كر محشور مي  كنيم ، جايگاهشان دوزخ است ، هرگاه [ شعله ] آتشش فرو نشيند ، شعله اى ديگر بر آنان مي  افزاييم .(97)
اين كيفر آنان است ، به سبب اينكه به آيات ما كافر شدند و گفتند : آيا ما وقتى استخوان [ جدا از هم و ريز ريز ] و پوسيده شديم ، با آفرينش جديد برانگيخته خواهيم شد ؟(98)
آيا ندانستند خدايى كه آسمان ها و زمين را آفريد ، مي  تواند مانند آنان را [ پس از پوسيده شدن ] بيافريند ؟ براى آنان مدتى معين قرار داده كه هيچ ترديدى در آن نيست ، ولى [ اين ] ستمكاران جز انكار [ قيامت و تكذيب محشور شدن در آن ] را نخواستند .(99)
[ به اين كافران و مغروران به امور مادى دلفريب ] بگو : اگر شما مالك خزينه هاى رحمت پروردگارم [ مانند باران ، اموال ، ارزاق و . . . ] بوديد ، در آن صورت از ترس [ تهى دستى و كم شدنش ] از انفاق كردن آن بخل مي ورزيديد ; و انسان همواره بسيار بخيل و تنگ نظر است .(100)
و به راستى به موسى آن گاه كه نزد بنى اسرائيل آمد ، نه معجزه روشن داديم ، بنابراين از [ آگاهان ] بنى اسرائيل بپرس [ كه آن معجزه ها چه بود ؟ ] پس فرعون [ با ديدن معجزات ] به او گفت : اى موسى ! بى ترديد من تو را جادوشده مي  پندارم ! !(101)
موسى گفت : مسلماً تو مي  دانى اين معجزه ها را كه بصيرت آور هستند ، جز پروردگار آسمان ها و زمين نازل نكرده است ، و اى فرعون ! قطعاً من تو را هلاك شده مي  پندارم .(102)
پس [ به دنبال اين گفتگو ] فرعون تصميم گرفت آنان را از آن سرزمين برانگيزد و بيرون كند ، ولى ما او و همه كسانى را كه با او بودند ، غرق كرديم .(103)
و پس از فرعون به بنى اسرائيل گفتيم : در اين سرزمين ساكن شويد ، زمانى كه وعده آخرت برسد ، همه شما را با هم [ به صحراى قيامت ] مي  آوريم .(104)
و قرآن را به حق نازل كرديم و به حق نازل شد ، و تو را جز مژده رسان و بيم دهنده نفرستاديم .(105)
و قرآن را [ جدا جدا و ] بخش بخش قرار داديم تا آن را با درنگ و تأمل بر مردم بخوانى و آن را به تدريج [ برپايه حوادث ، پيش آمدها و نيازها] نازل كرديم .(106)
بگو : به آن ايمان بياوريد يا نياوريد [ براى آن يكسان است ] ، همانا كسانى كه پيش از [ نزول ] آن معرفت و دانش يافته اند ، زمانى كه بر آنان مي  خوانند ، سجده كنان به رو در مي  افتند .(107)
و مي  گويند : منزّه و پاك است پروردگارمان بى ترديد وعده پروردگارمان [ به پاداش مؤمنان و كيفر مي رمان ] قطعاً انجام شدنى است .(108)
و گريه كنان به رو در مي  افتند و [ شنيدن قرآن ] بر فروتنى و خشوعشان مي  افزايد .(109)
بگو : خدا را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد ، هر كدام را بخوانيد [ ذات يكتاى او را خوانده ايد ] نيكوترين نام ها [كه اين دو نام هم از آنهاست]فقط ويژه اوست. و نماز خود را با صداى بلند و نيز با صداى آهسته مخوان و ميان اين دو [ صدا ]راهى ميانه بجوى .(110)
و بگو : همه ستايش ها ويژه خداست كه نه فرزندى گرفته و نه در فرمانروايى شريكى دارد و نه او را به سبب ناتوانى و ذلت يار و ياورى است . و او را بسيار بزرگ شمار .(111)


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد