العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
شنبه 2 بهمن 1395
کد : 13724      تاریخ : 1393/12/9 15:18:45      بخش : جدول ترجمه قرآن کریم print
طه 20
طه


کاربر گرامی جهت پخش فایل صوتی مورد نظر, لطفا Flash player را نصب کنید.



دریافت فایل

 

طه
مکي -  تعداد آيه135
طه(1)
ما قرآن را بر تو نازل نكرديم تا به مشقت و زحمت افتى ;(2)
[ بلكه آن را نازل كرديم] تا براى كسى كه [از خدا] مي  ترسد ، زمينه توجه و يادآورى باشد .(3)
در حالى كه به تدريج از سوى كسى نازل شده كه زمين و آسمان هاى بلند را آفريده است .(4)
[ خداى ] رحمان بر تخت فرمانروايى و تدبير امور آفرينش چيره و مسلّط است .(5)
آنچه در آسمان ها و زمين و آنچه ميان آن دو و آنچه زير زمين است ، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست .(6)
و اگر سخن خود را با صداى بلند آشكار كنى [يا پنهان بدارى ، براى خدا يكسان است] ; زيرا او پنهان وپنهان تر را مي  داند .(7)
خداى يكتاست كه جز او هيچ معبودى نيست، نيكوترين نام ها فقط ويژه اوست .(8)
و آيا سرگذشت موسى به تو رسيده است ؟(9)
هنگامي كه آتشى ديد ، پس به خانواده اش گفت : درنگ كنيد ; بى ترديد من آتشى ديدم [ مي  روم ] شايد شعله اى از آن را برايتان بياورم يا نزد آتش [ براى پيدا كردن راه ] راهنمايى بيابم .(10)
پس چون به آن آتش رسيد ، ندا داده شد : اى موسى !(11)
به يقين اين منم پروردگار تو ، پس كفش خود را از پايت بيفكن ; زيرا تو در وادى مقدس طوى هستى .(12)
و من تو را [ به پيامبرى ] برگزيدم ، پس به آنچه وحى مي  شود ، گوش فرا دار .(13)
همانا ! من خدايم كه جز من معبودى نيست ، پس مرا بپرست و نماز را براى ياد من برپا دار .(14)
بى ترديد قيامت كه مي  خواهم زمان وقوعش را پنهان بدارم ، آمدنى است ، تا هر كس را برابر تلاش و كوششى كه مي  كند ، پاداش دهند .(15)
پس مبادا آنكه از هواى نفسش پيروى كرده و [ به اين سبب ] به قيامت ايمان ندارد ، تو را [ از توجه به آن ] باز دارد كه هلاك مي  شوى .(16)
و اى موسى ! اين [ قطعه چوب ] در دست راستت چيست ؟(17)
گفت : اين عصاى من است ، بر آن تكيه مي  زنم ، و با آن برگ درختان را براى گوسفندانم فرو مي  ريزم و مرا در آن نيازهاى ديگرى هم هست .(18)
خدا فرمود : اى موسى ! آن را بيفكن .(19)
پس آن را افكند ، ناگهان مارى عظيم شد كه به سرعت مي  شتافت .(20)
خدا فرمود : آن را بگير و مترس كه بى درنگ آن را به كيفيت اولش باز مي  گردانيم .(21)
و دستت را در گريبانت كن تا بدون هيچ عيبى [ چون برص و پيسى ]سفيد و درخشان بيرون آيد ، [ آن ]معجزه اى ديگر است .(22)
تا برخى از بزرگ ترين معجزات خود را به تو نشان دهيم .(23)
به سوى فرعون برو ; زيرا او [ در برابر خدا ]سركشى كرده است .(24)
گفت : پروردگارا ! سينه ام را [ براى تحمل اين وظيفه سنگين ]گشاده گردان ،(25)
و كارم را برايم آسان ساز ،(26)
و گِرِهى را [ كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى ،(27)
[ تا ]سخنم را بفهمند ،(28)
و از خانواده ام دستيارى برايم قرار ده ،(29)
هارون ، برادرم را(30)
پشتم را به او محكم كن ،(31)
واو را در كارم شريك گردان ،(32)
تا تو را [در ميان مشركان از داشتن شريك]بسيار و فراوان تنزيه كنيم ،(33)
وبسيار به يادت باشيم ،(34)
بى ترديد تو به ما بينايى .(35)
خدا فرمود : اى موسى ! به يقين خواسته ات به تو عطا شد .(36)
و بى ترديد يك بار ديگر هم به تو احسان كرديم .(37)
آن زمان كه به مادرت آنچه را كه بايد الهام مي  شد ، الهام كرديم ;(38)
كه او را در صندوق بگذار ، پس او را به دريا بينداز تا دريا او را به ساحل اندازد ، تا دشمن من و دشمن او ، وى را برگيرد . و محبوبيّتى از سوى خود بر تو انداختيم تا [ همگان به تو علاقه و محبت ورزند و آنچه را انجام دادم براى اين بود كه ] با مراقبت كامل من پرورش يابى [ و ساخته شوى . ](39)
آن گاه كه خواهرت به سوى كاخ فرعون رفت ، و گفت : آيا شما را به كسى كه از اين نوزاد سرپرستى كند ، راهنمايى كنم ؟ پس تو را به مادرت برگردانديم تا خوشحال و شاد شود و غم و غصه نخورد ، و كسى [ از فرعونيان ] را كُشتى و ما تو را از اندوه [ و نگرانى بر ارتكاب قتل آن مشرك ] نجات داديم ، و چنان كه بايد امتحانت نموديم ، پس ساليانى در ميان اهل مدين ماندى ، سپس اى موسى ! بر اساس تقدير الهى [ براى انتخاب شدن به مقام پيامبرى اينجا ] آمدى ،(40)
و تو را براى [ اجراى اهداف ] خود ساختم [ و انتخاب كردم . ](41)
تو و برادرت با معجزات من [ براى هدايت گمراهان ] برويد ، و درباره ذكر من [ كه ابلاغ وحى است ] سستى نورزيد .(42)
هر دو به سوى فرعون برويد ; زيرا او [ در برابر خدا ] سركشى كرده است .(43)
پس با گفتارى نرم به او بگوييد ، اميد است كه هوشيار شود و [ آيين حق را بپذيرد ] يا بترسد [ و از سركشى باز ايستد . ](44)
گفتند : پروردگارا ! ما مي  ترسيم كه [ پيش از دعوت كردنش به حق ] با سخت گيرى و شكنجه بر [ ضد ] ما پيشى گيرد يا بر سركشى خود بيفزايد .(45)
خدا فرمود : نترسيد كه من بى ترديد با شما هستم [ سخن او و شما را ]مي  شنوم و [ اعمالتان را ] مي  بينم .(46)
بنابراين [ بدون بيم و هراس ]به سوى او برويد و بگوييد : ما دو نفر فرستاده پروردگار تو هستيم ، پس بنى اسرائيل را [ از قيد بندگى و بردگى خود آزاد كرده ] با ما روانه كن و آنان را شكنجه مكن ، به راستى ما از سوى پروردگارت معجزه اى آورده ايم ; و درود بر كسى باد كه از هدايت [ حق ] پيروى كند .(47)
مسلماً و يقيناً به ما وحى شده است كه عذاب بر كسى است كه [ آيات حق و پيامبران را ]تكذيب كند و از آن رو برگرداند .(48)
فرعون گفت : اى موسى ! پروردگار شما دو نفر كيست ؟(49)
گفت : پروردگار ما كسى است كه به هر موجودى ، آفرينش [ ويژه ] او را [ آن گونه كه سزاوارش بود ]به وى عطا كرده ، سپس هدايت نمود .(50)
فرعون [ به جاى دنبال كردن بحث خداشناسى، مطلب را منحرف كرد و ] گفت: پس حال امت هاى پيشين چگونه است؟(51)
موسى گفت : علم و دانش به [ حال ] آنان در كتابى [ مانند لوح محفوظ ] نزد پروردگار من است ، كه پروردگارم [ بر پايه آن در پاداش دادن و كيفر نمودن ] نه اشتباه مي  كند و نه از ياد مي  برد .(52)
همان كسى كه زمين را براى شما بسترى گسترده قرار داد ، و براى شما در آن [ به خاطر آسان شدن رفت و آمدتان ] راه هايى پديد آورد ، و از آسمان آبى نازل كرد ، پس به وسيله آن انواعى از روييدنى هاى گوناگون بيرون آورديم .(53)
[ خود از اين نعمت هاى فراوان ] بخوريد و دام هايتان را بچرانيد ، يقيناً در اين امور نشانه هايى [ بر توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ] براى صاحبان خرد است .(54)
شما را از زمين آفريديم ، و به آن باز مي  گردانيم ، و بار ديگر از آن بيرونتان مي  آوريم .(55)
و بى ترديد ما همه معجزات خود را [ كه در ارتباط با نبوّت موسى و هدايت مردم بود ] به فرعون نشان داديم ، ولى آنها را تكذيب كرد و به پذيرفتنش رضايت نداد .(56)
گفت : اى موسى ! آيا به سوى ما آمده اى تا ما را به وسيله جادويت از سرزمينمان بيرون كنى ؟(57)
قطعاً ما جادويى مانند آن برايت مي  آوريم ، پس ميان ما و خودت در جايى هموار و صاف كه نه ما از آن تخلف كنيم و نه تو ، وعده گاهى قرار ده .(58)
موسى گفت : وعده گاه شما روز جشن است [ روزى كه ] همه مردم را پيش از ظهر گرد هم مي  آورند .(59)
پس فرعون [ از مي لس مناظره با موسى ]برگشت ، پس نيرنگش را [ كه جادوگران و ابزار جادويشان بود ] گرد آورد ، سپس به وعده گاه باز آمد .(60)
موسى به فرعون و فرعونيان گفت : واى بر شما ، بر خدا دروغ نبنديد [ كه بت ها شريك اويند واين معجزات افسون وجادو است] كه با عذابى شديد ريشه كن ونابودتان مي  كند ، و يقيناً كسى كه دروغ بست ، محروم و نوميد شد .(61)
پس فرعونيان ميان خود در كارشان [ نسبت به موسى ] نزاع و ستيز كردند و اين رازگويى را از ديگران پنهان داشتند .(62)
گفتند : مسلماً اين دو نفر جادوگرند ، مي  خواهند شما را با جادويشان از سرزمينتان بيرون كنند و آيين برتر شما را از بين ببرند .(63)
پس حيله و نيرنگتان را گرد آوريد ، آن گاه صف كشيده بياييد كه قطعاً امروز كسى كامياب است كه برترى يابد .(64)
[ ساحران ] گفتند : اى موسى ! يا تو [ عصايت را ] مي  افكنى يا ما نخستين كسى باشيم كه [ ابزار و وسايل جادويش را ] مي  افكند ؟(65)
گفت : بلكه شما بيفكنيد . پس [ چون افكندند ] ناگهان ريسمان ها و چوب دستى هايشان بر اثر جادويشان در خيال ، چنان وانمود شد كه با سرعت به راه افتادند .(66)
پس موسى در دلش ترسى احساس كرد .(67)
گفتيم : مترس كه بى ترديد تو برترى .(68)
آنچه را در دست راست دارى بيفكن تا همه ساخته هايشان را ببلعد ; يقيناً آنچه را ساخته اند [ واقعيت ندارد ]فقط نيرنگ جادوگر است ، و جادوگر هر جا درآيد ، پيروز نمي  شود .(69)
[ چون عصايش را انداخت و ساخته هاى جادوگران را بلعيد ، جادوگران از عظمت كار دريافتند كه امرى است خدايى نه جادويى ] پس سجده كنان به رو درافتادند و گفتند : ما به پروردگار هارون و موسى ايمان آورديم .(70)
[ فرعون ] گفت : آيا پيش از آنكه به شما اذن دهم ، به او ايمان آورديد ؟ يقيناً او بزرگ شماست كه به شما جادو آموخته است ، پس بى ترديد دست ها و پاهايتان را يكى از راست و يكى از چپ قطع خواهم كرد ، و شما را بر تنه هاى درخت خرما خواهم آويخت تا كاملاً بدانيد كه كدام يك از ما [ من يا خداى موسى ] عذابش سخت تر و پايدارتر است ؟ !(71)
گفتند : ما هرگز تو را بر دلايل روشنى كه به سوى ما آمده و بر آنكه ما را آفريد ، ترجيح نمي  دهيم ; پس هر حكمي را كه مي  توانى صادر كن ، تو فقط در اين زندگى دنيا مي  توانى حكم كنى .(72)
بى ترديد ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا خطاهايمان و آن جادويى كه ما را به آن واداشتى بر ما بيامرزد ; وخدا بهتر وپايدارتر است .(73)
مسلماً كسى كه گنهكار به پيشگاه پروردگارش بيايد ، دوزخ براى اوست كه در آن نه مي  ميرد و نه زندگى مي  كند .(74)
و كسانى كه مؤمن بيايند در حالى كه كارهاى شايسته انجام داده اند ، براى آنان برترين درجات است .(75)
[ و آن ] بهشت هاى پايدارى است كه از زيرِ [ درختانِ ]آن نهرها جارى است كه در آن جاودانه اند ; و اين است پاداش كسانى كه خود را [ با ايمان و عمل صالح از آلودگى ها ] پاك كرده اند .(76)
و همانا به موسى وحى كرديم كه بندگانم را شبانه [ از مصر ] حركت بده ، و براى آنان راهى خشك در دريا قرار ده كه [ در آن موقعيت ] نه از رسيدن فرعونيان بترسى و نه از غرق شدن بهراسى .(77)
پس فرعون با لشكريانش آنان را دنبال كرد ، و [ بخشى ] از دريا آنان را فروگرفت ، چه فروگرفتنى !(78)
و فرعون ، قومش را گمراه كرد و راهنمايى ننمود .(79)
اى بنى اسرائيل ! به راستى شما را از دشمنتان نجات داديم ، و با شما در جانب راست طور وعده گذاشتيم و ترنجبين و مرغ بريان را بر شما نازل كرديم ،(80)
[ و گفتيم : ]از خوردنى هاى پاكيزه [ و مطبوع ] كه روزى شما نموديم ، بخوريد و در [ مورد ] آن از حدود الهى تجاوز نكنيد كه خشم من بر شما فرود آيد ، و كسى كه خشم من بر او فرود آيد ، يقيناً هلاك شده است .(81)
و مسلماً من آمرزنده كسى هستم كه توبه كرد و ايمان آورد و كار شايسته انجام داد ، سپس در راه مستقيم پايدارى و استقامت ورزيد .(82)
اى موسى ! چه چيز تو را شتابان كرد كه قبل از قوم خود [ در آمدن به كوه طور ]پيشى گرفتى ؟(83)
گفت : پروردگارا ! من به سوى تو شتافتم تا خشنود شوى . آنان گروهى هستند كه اينك به دنبال من مي  آيند .(84)
[ خدا ]گفت : اى موسى ! ما به راستى قوم تو را پس از آمدن تو امتحان كرديم و سامرى آنان را گمراه كرد .(85)
پس موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قومش بازگشت ، گفت : اى قوم من ! آيا پروردگارتان به شما [ درباره نزول تورات ]وعده اى نيكو نداد ؟ آيا زمان آن وعده بر شما طولانى آمد يا خواستيد كه خشمي از پروردگارتان بر شما فرود آيد كه با وعده من مخالفت كرديد ؟ !(86)
گفتند : ما با اراده خود با وعده تو مخالفت نكرديم ، بلكه ما را وادار كردند كه بارهايى سنگين از زيور و زينت اين قوم را حمل كنيم ، پس آنان را [ در آتش ]انداختيم و به همين صورت سامرى هم [ آنچه از زيور و زينت داشت ]در آتش انداخت .(87)
پس براى آنان مي سمه گوساله اى كه صداى گاو داشت بيرون آورد ، آن گاه [ او و پيروانش ] گفتند : اين معبود شما و معبود موسى است كه [ موسى آن را ] فراموش كرد [ به اين خاطر براى طلب معبود به طور رفت . ](88)
پس آيا درك نمي  كنند [ و نمي  فهمند ] كه [ گوساله ، هنگامي كه آن را مي  خوانند ] پاسخى به آنان نمي  دهد و مالك و صاحب اختيار هيچ سود و زيانى براى آنان نيست ؟ !(89)
و به راستى هارون پيش از اين به آنان گفته بود : اى قوم من ! شما به وسيله اين گوساله مورد امتحان قرار گرفته ايد ، و بى ترديد پروردگارتان [ خداى ] رحمان است ، بنابراين از من [ كه پيامبر او هستم ] پيروى كنيد و فرمانم را اطاعت نماييد .(90)
گفتند : ما همواره بر پرستيدن گوساله باقى مي  مانيم تا موسى به سوى ما باز گردد .(91)
[ هنگامي كه موسى بازگشت ، به هارون ] گفت : اى هارون ! وقتى ديدى آنان گمراه شدند چه چيز تو را مانع شد ،(92)
از اينكه مرا [ در برخورد شديد با گمراهان ] پيروى كنى ؟ آيا از فرمان من سرپيچى كردى ؟(93)
گفت : اى پسر مادرم ! نه ريش مرا بگير و نه سرم را ، من ترسيدم كه بگويى : ميان بنى اسرائيل تفرقه و جدايى انداختى و سفارش مرا [ در حفظ وحدت بنى اسرائيل ] رعايت نكردى .(94)
[ موسى ]گفت : اى سامرى ! سبب كار [ بسيار خطرناك ] تو چه بود ؟(95)
گفت : من به حقايق و اسرارى آگاه شدم كه آنان آگاه نشدند ، پس اندكى از دانش و اسرار رسول را گرفتم و  [ بر اثر هواپرستى ]آن را دور انداختم [ و به گوساله سازى پرداختم ] ; و اين گونه نفس من [ آن كار بسيار خطرناك را براى گمراه كردن بنى اسرائيل ] در نظرم آراست .(96)
[ موسى ]گفت : پس [ از ميان مردم ] برو ، يقيناً كيفر تو [ به خاطر دور انداختن آثار رسالت و ساختن گوساله ] در زندگى اين است كه [ دچار بيمارى مُسرى ويژه اى شوى تا هر كس نزديكت آيد بگويى : ] به من دست نزنيد ; و تو را وعده گاهى [ از عذاب بسيار سخت قيامت ] است كه هرگز نسبت به تو از آن تخلف نخواهد شد ، و  [ اكنون ]به معبودت كه همواره ملازمش بودى نگاه كن كه حتماً آن را در آتش بسوزانيم ، سپس سوخته اش را در دريا مي  پاشيم .(97)
معبود شما فقط خداى يكتاست كه جز او معبودى نيست ، دانش او همه چيز را فرا گرفته است .(98)
اين گونه بخشى از اخبار گذشته را براى تو بيان مي  كنيم و بى ترديد ذكرى [ چون قرآن ] از نزد خود به تو عطا كرديم .(99)
كسانى كه از آن روى برگردانند ، مسلماً روز قيامت وزر و وبال سنگينى بر دوش خواهند كشيد .(100)
در آن [ وزر و وبال ، ]جاودانه اند و چه بد بارى روز قيامت براى آنان خواهد بود .(101)
[ آن ] روزى كه در صور دميده مي  شود و گنهكاران را در آن روز ، كبودچشم و نابينا محشور مي  كنيم .(102)
در ميان خودشان پنهانى و بسيار آهسته مي  گويند : كه [ در برزخ ] جز ده روز درنگ نكرده ايد .(103)
ما به آنچه مي  گويند داناتريم ، آن گاه كه مُنصف ترينشان مي  گويد : جز يك روز درنگ نكرده ايد ،(104)
و از تو درباره كوه ها مي  پرسند ، بگو : پروردگارم آنان را ريشه كن مي  كند و از هم مي  پاشد .(105)
پس آنها را به صورت دشتى هموار و صاف وامي  گذارد ،(106)
كه در آن هيچ كژى و پستى و بلندى نمي  بينى .(107)
در آن روز همه انسان ها دعوت كننده را كه هيچ انحرافى ندارد [ براى ورود به محشر ]پيروى مي  كنند و صداها در برابر [ خداى ] رحمان فرو مي  نشيند و جز صدايى آهسته [ چيزى ]نمي  شنوى .(108)
در آن روز شفاعت كسى سودى ندهد مگر آنكه [ خداى ]رحمان به او اذن دهد و گفتارش را [ در مورد شفاعت از ديگران ] بپسندد .(109)
[ خدا ]آنچه را [ از احوال و اعمال بندگان ] پيش روى آنهاست و آنچه را [ از ثواب و كيفر ] در آينده دارند ، مي  داند و آنان از جهت دانش به او احاطه ندارند ،(110)
و همه چهره ها در برابر [ خداى ]زنده قائم به ذات خاضع و فروتن مي  شوند ، و كسى كه بار ظلم و ستمي با خود برداشت ، مسلماً محروم و نااميد شود ،(111)
و هر كه كارهاى شايسته انجام دهد ، در حالى كه مؤمن باشد ، نه از ستمي [ درباره حقّش ] بيم و هراس خواهد داشت و نه از كاستى و نقصانى [ در اجر و مزدش . ](112)
و اين گونه آن را قرآنى به زبان عربى [ فصيح و گويا]نازل كرديم ، و در آن هشدارها و تهديدهاى گوناگون آورديم ، اميد است [ از عقايد و آراى بى پايه و گناه و طغيان ]بپرهيزند ، يا براى آنان بيدارى و هشيارى پديد آورد .(113)
برتر و بلند مرتبه است خدا [ ىِ يگانه ] كه فرمانرواى هستى و حقّ محض است ; و پيش از آنكه وحى كردن قرآن بر تو پايان گيرد در خواندنش شتاب مكن ، و بگو : پروردگارا ! دانش مرا بيفزاى .(114)
يقيناً پيش از اين به آدم سفارش كرديم [ كه از ميوه آن درخت نخورد ] پس فراموش كرد و عزمي استوار براى او نيافتيم .(115)
و [ ياد كن ] هنگامي را كه به فرشتگان گفتيم : براى آدم سجده كنيد . همه سجده كردند مگر ابليس كه روى برتافت .(116)
پس گفتيم : اى آدم ! مسلماً اين [ ابليس ]دشمنى است براى تو و همسرت ، پس شما را از بهشت بيرون نكند كه در مشقت و رنج افتى .(117)
قطعاً براى تو [ در اين مكان موقعيتى است كه ] است كه نه گرسنه شوى و نه برهنه گردى .(118)
و نه در آن تشنه شوى و نه دچار آفتاب زدگى گردى .(119)
پس شيطان او را وسوسه كرد ، گفت : اى آدم ! آيا تو را به درخت جاودان و سلطنتى كه كهنه نمي  شود ، راهنمايى كنم ؟(120)
پس هر دو [ به سبب وسوسه شيطان ] از ميوه آن [ درخت ] خوردند ، در نتيجه شرمگاهشان بر آنان پديدار شد و شروع به چسباندن برگ هاى درختان بهشت بر [ شرمگاه ] خود كردند . و آدم پروردگارش را نافرمانى كرد و [ از رسيدن به آنچه شيطان به او القا كرده بود ] ناكام ماند .(121)
آن گاه پروردگارش او را برگزيد و توبه اش را پذيرفت و او را راهنمايى كرد .(122)
[ خدا ] گفت : هر دو با هم از بهشت [ به سوى زمين ]فرود آييد كه برخى از شما دشمن برخى ديگرند ، پس اگر از سوى من هدايتى به شما رسيد ، هر كس از هدايتم پيروى كند ، نه گمراه مي  شود و نه به مشقت و رنج مي  افتد .(123)
و هر كس از هدايت من [ كه سبب ياد نمودن از من در همه امور است ] روى بگرداند ، براى او زندگى تنگ [ و سختى ] خواهد بود، و روز قيامت او را نابينا محشور مي  كنيم .(124)
مي  گويد: پروردگارا ! براى چه مرا نابينا محشور كردى ، در حالى كه [ در دنيا ]بينا بودم ؟(125)
[ خدا ] مي  گويد : همين گونه كه آيات ما براى تو آمد و آنها را فراموش كردى اين چنين امروز فراموش مي  شوى .(126)
و كسى را كه [ از هدايت حق ] تجاوز كرده و به آيات پروردگارش ايمان نياورده ، اين گونه كيفر مي  دهيم ، و بى ترديد عذاب آخرت سخت تر و پايدارتر است .(127)
پس آيا [ اين حقيقت ] سبب هدايتشان نشده است كه چه بسيار امت ها را پيش از آنان هلاك كرديم كه [ اينان ] در مساكن آنان رفت و آمد مي  كنند ؟ مسلماً در اين [ امور ] نشانه هايى [ عبرت آموز ]براى صاحبان خرد است .(128)
و اگر سنت و روشى از پروردگارت [ نسبت به تأخير افتادن عذاب از آنان ] نگذشته بود و نيز مدتى كه [ براى زندگى آنان ] مشخص و معين شده است ، قطعاً عذاب خدا بدون تأخير بر آنان لازم و حتم مي  شد .(129)
پس در برابر آنچه [ مشركان ] مي  گويند ، شكيبا باش ، و پيش از طلوع خورشيد و پيش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستايش تسبيح گوى ، و [ نيز ]در بخشى از ساعات شب و اطراف روز تسبيح گوى تا [ به سنت ها و تدبيرهاى او ]خشنود شوى .(130)
ديدگانت را به آنچه برخى از اصناف آنان را بهره مند كرديم مدوز ، [ آنچه به آنان داده ايم ] شكوفه [ بى ميوه و زيور و زينت ] دنياست تا آنان را در آن بيازماييم ، و رزق پروردگارت بهتر و پايدارتر است .(131)
و خانواده ات را به نماز فرمان بده و خود نيز بر آن شكيبايى ورز ; از تو رزقى نمي  طلبيم ، ما به تو روزى مي  دهيم و عاقبت نيك براى پرهيزكارى است .(132)
و [ مشركان ] گفتند : چرا [ پيامبر ] معجزه اى از سوى پروردگارش براى ما نمي  آورد ؟ آيا [ اين قرآن كه ]شاهد و دليلى روشن بر [ معارف ] كتاب هاى پيشين [ آسمانى است ] براى آنان نيامده ؟ !(133)
و اگر آنان را پيش از نزول قرآن هلاك مي  كرديم ، قطعاً مي  گفتند : پروردگارا! چرا رسولى به سوى ما نفرستادى تا پيش از آنكه خوار و رسوا شويم ، آيات تو را پيروى كنيم .(134)
بگو : هر يك [ از ما و شما ] منتظريم ، پس منتظر باشيد كه به زودى خواهيد دانست كه رهروان راهِ راست و ره يافتگان چه كسانى هستند ؟(135)


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد